اهداف و فواید نبوت ۱۳۹۰/۴/۲۴ - ۵۵ بازدید

همانطور که میدانیم هدف نهایى همه پیامبران،راهنمایی بشر جهت شناخت خدا، قرب به حضرت حق، توحید و کمال انسان بود. این هدف، همان هدف آفرینش انسان است. هدف هاى دیگر، هدف هاى میانى و براى تحقق این هدف نهایى است. در اینجا چند نمونه از این اهداف بیان می‌گردد.(در ضمن دقت داشته باشیم که به این اهداف بعد از تحقق ، فواید هم گفته می‌شود .

همانطور که میدانیم هدف نهایى همه پیامبران،راهنمایی بشر جهت شناخت خدا، قرب به حضرت حق، توحید و کمال انسان بود. این هدف، همان هدف آفرینش انسان است. هدف هاى دیگر، هدف هاى میانى و براى تحقق این هدف نهایى است. در اینجا چند نمونه از این اهداف بیان می‌گردد.
(در ضمن دقت داشته باشیم که به این اهداف بعد از تحقق ، فواید هم گفته می‌شود . و پیامبران هم تمام تلاش خود را برای تحقق اهدافشان مبذول کردند.)
اهداف و فواید نبوت :
۱- تعلیم دست نیافتنی هایی
قرآن کریم, تعلیم و تربیت را از اهداف فرستادن پیامبران دانسته است«کما ارسلنا فیکم رسولاً منکم یتلو علیکم آیاتنا و یزکیکم و یعلّمکم الکتاب و الحکمه و یعلّمکم ما لم تکونوا تعلمون ــــ آن سان که در میان شما فرستاده ای از خودتان روانه کردیم تا آیات ما را بر شما بخواند و شما را پاک کند و به شما کتاب و حکمت آموزد و آنچه را نمی توانستید بدانید به شما یاد دهد» ( بقره آیه۱۵۱) جمله (و یعلّمکم ما لم تکونوا تعلمون) از معارف و حقایقی خبر می دهد که فکر و اندیشه انسان, باهمه پیشرفت او در علم و صنعت از دسترسی به آن ها ناتوان است و تنها از طریق نبوت و دست آوردهای وحی می توان بر آن ها آگاه شد . اگرپیامبران الهی نباشند ,خردهای اولین و آخرین, از ادراک دریای ژرف توحید و معاد بی بهره اند. .مثلا عقل از کجا بفهمد که قیامت, پنجاه ایستگاه و موقف دارد و ... . عقل ودانش بشری, هر قدر که پیشرفت و تکامل یابد نمی‌تواند از جزئیات این مسائل آگاه شود.
به طور کلی عقل برهانی به تنهایی برای فهمیدن همه احکام و حِکَم کافی نیست و الا اگر کافی بود, خداوند در آیة ۱۶۵ سورة نساء نمی فرمود :«رسلاً مبشرین و منذرین لئلاّ یکون علی الله حجه بعد الرسول و کان الله عزیزاً حکیما ــــــ پیامبرانی را فرستاد که بشارت گر و بیم دهنده بودند تابرای مردم, پس از فرستادن پیامبران, در مقابل خدا حجتی نباشد و خداوند توانا و حکیم است ».(نساء آیة ۱۶۵). اگر عقل و خرد, به تنهایی برای هدایت بشر کافی بود و به نبوت و وحی نیازی نبود, خداوند در قیامت, تبهکاران را به دوزخ می برد و به آنان می فرمود: من با دادن عقل, حجت را بر شما تمام کردم ؛ در حالی که خداوند می فرماید : ما برای اتمام حجت پیامبران را فرستادیم تا کسی نتواند در صحنه معاد بر خداوند احتجاج کند . بنا براین، تعقّل ـ در عین لزوم ـ به تنهایی کافی نیست و در بسیار ی از آموزه ها به تنهایی راه به جایی نمی برد ؛ چنان که آموزه های وحیانی نیز بدون به کار گیری تعقّل و آموزه های عقلانی نتیجه نمی دهد. از این رو, ایمان و تعقّل ,دو دست و بازوی توانمند, و دو بال تیز پرواز برای رسیدن به سعادت دنیا و آخرت به حساب می آید
. بنا براین برا ی رسیدن به هدایت وسعادت, صرف اتّکا به عقل بشری و آرای عمومی و بی نیازی از وحی, پندار ی خام وجاهلانه است ، بلکه نیاز به پیامبرانی داریم که وحی خدا را به ما برسانند.( برای مطالعه بیشتر ر.ک: آیت الله جوادی آملی ـ وحی و نبوت در قرآن , ص ۱۶۹http://sibtayn.com/f , )
۲- دعوت به یکتاپرستی و مبارزه با شرک و بت‎پرسی.
خداوند در سوره نحل ، آیه ۱۲می فرماید :
«وَ لَقَدْ بَعَثْنا فِی کُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ ـــــ در میان هر امتی رسولی را برانگیختیم تا آنان را به یکتاپرستی بخواند و از پرستش طاغوت باز دارد .»
علاوه بر این آیه شریفه ، در آیاتی که سرگذشت پیامبران الهی بیان شده است نیز دعوت به توحید و یکتاپرستی به عنوان هدفی که در سرلوحه دعوت پیامبران قرار داشته ، یاد شده است، چنانکه در بیان سرگذشت حضرت نوح، هود، صالح، شعیب ـ علیهم السلام ـ آمده است که آنان به قوم خود می گفتند: «یا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَکُمْ مِنْ إِلهٍ غَیْرُهُ»(ر.ک: المؤمنون آیه ۲۳، هود آیات ۸۴ و ۶۱، ۵۰ ، الأعراف آیات: ۵۹ ، ۵۹ ، ۷۳، ۸۵)
۳- داوری در اختلافات و منازعات .
در یکی از آیات قرآن می‌خوانیم:«کانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرِینَ وَ مُنْذِرِینَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْکِتابَ بِالْحَقِّ لِیَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ فِیَما اخْتَلَفُوا فِیهِ ـــــ مردم (در آغاز) یک دسته بودند (و تضادى در میان آنها وجود نداشت. بتدریج جوامع و طبقات پدید آمد و اختلافات و تضادهایى در میان آنها پیدا شد، در این حال) خداوند، پیامبران را برانگیخت تا مردم را بشارت و بیم دهند و کتاب آسمانى، که به سوى حق دعوت مى کرد، با آنها نازل نمود تا در میان مردم، در آنچه اختلاف داشتند، داورى کند. (افراد باایمان، در آن اختلاف نکردند) تنها (گروهى از) کسانى که کتاب را دریافت داشته بودند، و نشانه هاى روشن به آنها رسیده بود، به خاطر انحراف از حق و ستمگرى، در آن اختلاف کردند. خداوند، آنهایى را که ایمان آورده بودند، به حقیقت آنچه مورد اختلاف بود، به فرمان خودش، رهبرى نمود. (امّا افراد بى ایمان، هم چنان در گمراهى و اختلاف، باقى ماندند.) و خدا، هر کس را بخواهد، به راه راست هدایت مى کند». (بقره ۲۱۳)
طبق این آیه شریفه براحتی می‌توان فهمید که یکی از اهداف بعثت انبیا داوری در اختلافات بود.

۴- برپایی قسط و عدل در جامعه بشری .
خداوند متعال می‌فرماید:«لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمِیزانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ ـــــــ یعنی : ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم، و با آنها کتاب (آسمانى) و میزان (شناسایى حقّ از باطل و قوانین عادلانه) نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند و آهن را نازل کردیم که در آن نیروى شدید و منافعى براى مردم است، تا خداوند بداند چه کسى او و رسولانش را یارى مى کند بى آنکه او را ببینند خداوند قوىّ و شکست ناپذیر است! (حدید آیة ۲۵)
براى برپایى عدالت در جامعه، دو مؤلفه لازم است: یکى تشخیص مصادیق عدل، دوم، انگیزه براى اجراى عدل. عقل آدمى به صورت یک کبراى کلى، مى فهمد و حکم مى کند که «عدل نیکواست» و «ظلم زشت است». اما در تشخیص همه مصادیق عدل ناتوان است. پیامبران، صغراها و مصادیق عدل را از طریق وحى براى مردم تبیین مى کنند. پس از پى بردن به مصادیق عدالت، باید در انسان انگیزه اجراى عدالت و عمل به قسط باشد. تا انگیزه نباشد، آدمى به برپایى قسط قیام نمى کند. عقل انسان براى انگیزش آدمى کافى نیست. پیامبران با بیان پیامدهاى دنیوى و اخروى بى عدالتى و ظلم و تبیین معاد براى انسان ها، زمینه ایجاد انگیزه را فراهم مى کنند و حجت را براى انسان تمام مى نمایند. (ر.ک: عبدالله جوادى آملى، تفسیر موضوعى قرآن کریم، وحى و نبوت در قرآن، ج ۳، ص ۱۷۴; عبدالله نصرى، مبانى رسالت انبیا در قرآن، ص ۳۷ـ۳۹. ، /www.maarefquran.com )

۵- تعلیم و تربیت.
تعلیم و تربیت در چند آیه از قرآن کریم به عنوان یکی از اهداف نبوت بیان شده است. چنان‎که می‎فرماید:
«لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنینَ إِذْ بَعَثَ فیهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفی ضَلالٍ مُبینٍ ــــ خداوند بر مؤمنان منت نهاد [نعمت بزرگى بخشید] هنگامى که در میان آنها، پیامبرى از خودشان برانگیخت که آیات او را بر آنها بخواند، و آنها را پاک کند و کتاب و حکمت بیاموزد هر چند پیش از آن، در گمراهى آشکارى بودند» (آل عمران، آیه ۱۶۴)
تعلیم و تربیت از اساسی‎ترین ارکان سعادت فرد و جامعه بشری است و پیامبران الهی برای راهنمایی بشر به مسیر سعادت و کمال برانگیخته شده‎اند و بزرگترین معلمان و مربیان بشر بوده‎اند ؛ چرا که معارف واحکام الهی را به بشر آموختند وبا قول و عمل خویش در جهت پیراستن جامعه از پلیدی‎ها و زشتی‎ها گام برداشته و در طول تاریخ بهترین اسوه‎های معرفت و فضیلت برای بشر بوده‎اند.
۶- تشکیل حکومت
همانطور که قبلا بیان شد، هدف نهایى همه پیامبران،راهنمایی بشر جهت شناخت خدا، قرب به حضرت حق، توحید و کمال انسان است. این هدف، همان هدف آفرینش انسان است. هدف هاى دیگر، هدف هاى میانى و براى تحقق این هدف نهایى است.
یکی از این هدف‌های میانی تشکیل حکومت است تا در پرتو بهتر بتوان به هدف آفرینش نزدیک شد.
در این که چه تعداد پیامبران تشکیل حکومت داده بودند، به تحقیق نمى توان سخن گفت، اما از برخى آیه هاى قرآن این نکته به دست مى آید که آنان در صدد تشکیل حکومت بوده اند.
این آیه ها چند دسته اند: الف) آیه هایى که هدف بعثت پیامبران را عدالت اجتماعى مى داند; مانند آیه ۲۵ سوره حدید. بى تردید بدون تشکیل حکومت نمى توان عدالت را در جامعه گستراند. ب) آیه هایى که هدف بعثت پیامبران را دعوت به توحید و دورى از طاغوت ها مى داند; مانند آیه ۳۶ سوره نحل. با تشکیل حکومت است که مى توان طاغوت ها را در جامعه نابود ساخت و توحید را در همه ابعادش و در حیات فردى و اجتماعى انسان ها حاکم نمود. ج) وجود احکام اجتماعى در آیین پیامبران که بدون تشکیل حکومت قابل اجرا نیستند. آیا احکامى مانند امر به معروف و نهى از منکر (به معناى وسیع آن) جهاد، قضاوت، حدود، دیات، قصاص و ... بدون حکومت قابل اجرااست؟! د) آیه هایى که به حکومت و ولایت پیامبر اکرم(ص) تصریح دارد مانند «اَلنَّبِىُّ اَولى بِالمُؤمِنینَ مِن اَنفُسِهِم ... ــــ پیامبر به مؤمنان از خودشان اولى و سزاوارتر است ... » (احزاب آیة ۶) بنابراین، حکومت و ولایت از شئون نبوت است و نمى توان گفت که پیامبران به دنیاى مردم کار نداشته، تنها هدف آنان خدا و قیامت است.( ر.ک: فصلنامه کتاب نقد، ش ۲ و ۳. بهار و تابستان ۷۶، ص ۳۰۰ ـ ۳۰۶، www.maarefquran.com )
در پایان روایتی از امام صادق علیه السلام در زمینه فلسفه بعثت پیامبران نقل میکنیم. ایشان در روایتی می‌فرمایند: ما به وجود خدای حکیم عقیده داریم، خداوند جسم نیست تا انسان‎ها با مشاهده اوبا او گفتگو کنند و راه هدایت را از او فراگیرند ، و نیز همه انسان‎ها این شایستگی را ندارند که از طریق وحی با خداوند ارتباط برقرار کنند ؛ بدین جهت باید خداوند سفیرانی داشته باشد که آن چه خیر و صلاح بشر را برآورده می‎کند، به آنان بیاموزند و آنان پیامبران الهی‎اند.(ر.ک: اصول کافی، ج ۱، کتاب الحجة، باب اول، روایت اول)

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.