اهداف کشورهای غربی از تهاجم فرهنگی ۱۳۹۱/۱۰/۱۶ - ۳۴ بازدید

دین اسلام و مذهب تشیع که پس از انقلاب اسلامی مبنای اداره نظام سیاسی اجتماعی جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته است خود به خود این مفهوم را دارد که می‌توان بر اساس یک نگرش الهی به طراحی یک نظام سیاسی و اداره یک کشور بزرگ پرداخت و حتی کار را به جایی رساند که نه تنها در مقابل دیگر نظریه‌های اداره جامعه حرفی برای گفتن دارد ، بلکه عملاً کارآمدی خود را در مدیریت جامعه بشری بر اساس دین و پاسخگوئی به نیازهای مختلف بشر به اثبات رساند و بدین گونه ایدئولوژیهای سکولار و مادیگرای حاکم بر جهان را به چالش کشاند.
دین اسلام و مذهب تشیع که پس از انقلاب اسلامی مبنای اداره نظام سیاسی اجتماعی جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته است خود به خود این مفهوم را دارد که می‌توان بر اساس یک نگرش الهی به طراحی یک نظام سیاسی و اداره یک کشور بزرگ پرداخت و حتی کار را به جایی رساند که نه تنها در مقابل دیگر نظریه‌های اداره جامعه حرفی برای گفتن دارد ، بلکه عملاً کارآمدی خود را در مدیریت جامعه بشری بر اساس دین و پاسخگوئی به نیازهای مختلف بشر به اثبات رساند و بدین گونه ایدئولوژیهای سکولار و مادیگرای حاکم بر جهان را به چالش کشاند.

همانگونه که می‌دانید جهان غرب پس از دوران رنسانس به این نتیجه رسانده شد که بر مبنای آموزه‌های الهی و وحیانی نمی‌توان جامعه را اداره کرد و این نگرش‌ها مربوط به دوران قبل از بلوغ بشریت بوده است. بر این اساس نظریه‌پردازان سکولاریسم (تفکیک دین از سیاست) به تدوین سیاست‌هایی پرداختند که مبنای آن تجربه ناقص بشری و حذف آموزه‌های دینی بود. این نگرش به مرور به عنوان خط تکاملی قلمداد شد و بر اساس یک پروسه طولانی تاریخی این امر را به دیگر ملت‌ها قبولاندند که لازم است همه جهان بر اساس همین نگرش اداره شود.

در دورانی این نگرش در قالب نظریه پایان تاریخ مورد توجه خاص نظریه‌پردازان غربی هم‌چون فوکویاما قرارگرفت و چنین القاء شد که اندیشه لیبرال دموکراسی غرب به عنوان نظریه تکاملی و پایانی است برای اداره جهان. این نظریه به خصوص پس از فروپاشی بلوک شرق یعنی شوروی کمونیست در نظر طراحان آن از ارزش و اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار شد. در این نگرش دیگر مجالی برای عرض اندام نظریات رقیب امکان بروز ندارد.

در گوشه‌ای استراتژیک در دنیا و در قلب خاور میانه، انقلابی رخ می‌دهد که داعیه اداره کشور بر مبنای آموزه‌های وحیانی دارد. این رخداد تا بدان حد مهم است که حتی خود غربیانی مانند میشل فوکو آن را این‌گونه تحلیل می‌کنند. ایرانیان در این گوشه از جهان به دنبال چیزی هستند که ما غربیان سال‌های سال است که زیر خاک‌ها آن را مدفون کرده‌ایم، اینان به دنبال معنویت سیاسی هستند. (ایرانیان چه رؤیایی در سر دارند).

این نگرش پس از تثبیت نظام جمهوری اسلامی و تدوین قوانین بر مبنای آموزه‌های اسلامی به خصوص شیعی، نظامی کارآمد غیر غربی را در مرحله عمل به بوته آزمون سپرد. این رخداد به منزله ایجاد پرسش در نظریه تکامل تاریخ غربی است. به این معنی که نظریات و نگرش‌هایی وجود دارد که اولاً غیر غربی هستند و ثانیاً بر مبنای الهی و عقلی بوده و ثالثاً در مرحله عمل نیز کارآیی خود را در تدوین قانون و تا حدی اجرای آن نشان داده است.

به طور طبیعی می‌توان نتیجه‌گیری کرد که نگرش‌های رقیب و به طور عمده اندیشه لیبرال دموکراسی غرب، علی‌رغم ظاهر دموکراتیک و تکثرگرای خود تاب و تحمل دیدن نگرش‌های رقیب را نداشته باشد. بنابراین اولین اقدام و طبیعی‌ترین اقدام مقابله با نگرش رقیب است. در هر زمینه ممکن، نشان‌دادن ناکارآمدی، ایجاد مانع در دست‌یابی به اهداف، هجمه‌های فرهنگی برای جدا کردن نسل‌های مسلمان از داشته‌ای اعتقادی خود و ...
امیدواریم تا این قسمت مطالب مطرح شده پاسخ‌گوی دغدغه فکری شما بوده باشد. اما بخشی از سؤال شما به این امر تعلق داشت که چرا این هجمه‌ها بیشتر متوجه اندیشه‌های شیعی است. در پاسخ به این بخش می‌توان گفت؛ اندیشه شیعی دارای آموزه‌هایی است که بر اساس آن می‌توان برای همه دوران‌ها و زمان‌ها و نیز موضوعات مختلف، راه‌کارهای دینی ارائه کرد. به عنوان نمونه می‌توان به بحث اجتهاد اشاره کرد. در این آموزه جامعه همواره دارای افرادی نخبه است که می‌توانند با استفاده از منابع الهی و عقل برای شرایط و زمان‌های مختلف نظری دینی ارائه کنند، بنابراین اندیشه تشیع هیچ‌گاه با بن‌بست فکری مواجه نیست. بنابراین می‌تواند به عنوان معارض و رقیبی پر قدرت در مقابل ایدئولوژی و اندیشه‌های غربی مورد توجه قرارگیرد. در حالی‌که به نظر می‌آید اندیشه‌های دیگر اسلامی به دلیل فقدان این آموزه نمی‌توانند در مراحل نظام‌سازی یا تمدن‌سازی غیرغرب باشند و هماره به دامان اندیشه‌های غربی گرفتار می‌شوند، اگرچه در مرحله اعتراض، دارای نگرش‌های بومی هستند. از دیگر آموزه‌هایی که در اندیشه شیعی وجود دارد، آموزه انتظار و اعتقاد به موعود است. بر اساس این آموزه وضعیت امروزین جامعه بشری وضعیت مطلوب نیست و جامعه مطلوب و کامل در عصر ظهور متجلی خواهد شد. این آموزه درست بر خلاف اندیشه پایان تاریخی است که اندیشمندان غربی برای نظریه لیبرال دموکراسی قائل هستند. مجموعه این آموزه‌ها که در اندیشه شیعی وجود دارد، از تشیع مکتبی معرفی کرده است، که توانایی اداره جهان را دارا بوده و می‌تواند در معارضه با نگرش‌های غربی حاکم بر جهان قرارگیرد. بنابراین می‌توان حدس زد که این نظریه رقیب با دشمنی‌ها و سنگ‌اندازی‌های شدیدی روبرو شود. (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبری، کد: ۵/۱۰۰۱۱۷۰۴۳)

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.