اهل سنت و زیارت ۱۳۹۱/۱۰/۲۸ - ۱۱ بازدید

234shiagraphic_emam_sadeg_20110110_1918406433.thumbnail.jpg

۱ ـ خوب است بدانید که اولین بار چه کسى از زیارت قبر پیامبر ( ص ) جلوگیرى کرد !
ج - حاکم نیشابورى ( متوفاى ۴۰۵ هـ ) از داود بن ابو صالح نقل مى کند : روزى مروان حَکَم دید که شخصى صورت خود را بر قبر پیامبر ( ص ) گذاشته است ، با شتاب سوى او آمد و گردن او را گرفته ، از جاى بلند کرد و گفت: مى دانى چه مى کنى ؟! منظور وى این بود که چرا به زیارت سنگ و کلوخ آمده اى ! زائر که ابو ایوب انصارى - از صحابه پیامبر ( ص ) - بود گفت: آرى خوب مى دانم که چه مى کنم ! من هرگزبه زیارت سنگ نیامده ام ، بلکه به زیارت پیامبر ( ص ) آمده ام.
از رسول اللّه ( ص ) شنیدم که فرمود: «بر دین خدا گریه نکنید اگر متولّیانش اهل بودند ، و آنگاه که نااهلان برآن حکم راندند ،برایش بگریید.»
جالب است که این حدیث را حاکم و ذهبى هر دو صحیح مى دانند!
از این رخداد تاریخى به خوبى روشن مى شود که ریشه این تفکّر از بنى امیه و به خصوص مروان بن حکم؛ همان طرد شده رسول اللّه ( ص ) است . مستدرک حاکم ، ج ۴ ، ص ۵۶۰.
آرى ،حتی فاطمه زهرا ( س ) از تربت قبر پیامبر ( ص ) برداشت و بر چشمانش گذاشت و چند بیت شعر سرود . ارشاد السارى ، ج۳ ، ص۳۵۲
ابو ایوب انصارى صورت خود را روى قبر شریف پیامبر ( ص ) گذاشت . مستدرک حاکم ، ج ۴ ، ص ۵۶۰ - وفاء الوفا ، ج۴ ، ص۴۰۴
بلال حبشى خود را روى قبر شریف پیامبر ( ص ) انداخت و بدن خود را به قبر مى سایید ؛ «فَجَعَلَ یَبْکی عِندَهُ وَ یُمَرِّغُ عَلَیهِ» . سیر اعلام النبلاء ، ج ۱ ، ص۳۵۸ ؛ اسدالغابه ، ج۱ ، ص۲۰۸
- عبداللّه بن عمر دست خود را روى قبر شریف مى گذاشت . شرح الشفاء ، ج۲ ، ص۹۹
ـ ابن منکدر - تابعى - صورت خود را روى قبر پیامبر ( ص ) مى گذاشت و مى گفت: هر زمان مشکل و یا فراموشى و لکنت زبان برایم پیش مى آید ، از قبر پیامبر ( ص ) شفاء و یارى مى طلبم . سیر اعلام النبلاء ، ج۳ ، ص۲۱۳
س- آیا علماى مذاهب چهارگانه ، درباره تبرّک و یا مس منبر و قبر پیامبر ( ص ) و یا قبور صالحین ، نظر مثبت دارند؟
ج - آرى ، از احمد بن حنبل رییس مذهب حنابله ، و رملى شافعى و محب الدین طبرى و ابو الصیف یمانى - یکى از علماى بزرگ مکه و زرقانى مالکى و عزامى شافعى و دیگران نقل شده است ، که تفصیل آن به این شرح است:
۱ ـ عبداللّه ، فرزند احمد بن حنبل مى گوید: از پدرم پرسیدم: مسّ منبر رسول اللّه و تبرّک با مس آن ، و بوسیدن و یا مس و متبرّک شدن به قبر شریف و یا بوسیدن آن به قصد ثواب ، چه حکمى دارد؟ پدرم گفت: هیچ اشکالى ندارد . الجامع فى العلل و معرفة الرجال ، ج۲، ص۳۲ ؛ وفاءالوفا، ج۴ ، ص۱۴۱۴
۲ - رملى شافعى مى گوید: تبرّک به قبر پیامبر ( ص ) و یا عالم و یا اولیا جایز است و بوسیدن و استلام آن ایرادى ندارد . کنز المطالب ، ص۲۱۹
۳ - محب الدین طبرى شافعى گوید: بوسیدن قبر و دست گذاشتن روى آن جایز است و سیره و عمل علما و صالحان بر آن است . اسنى المطالب ، ج۱ ، ص۳۳۱
۴ ـ از نظر تاریخى ثابت شده است که مردم از خاک پاک قبر پیامبر( ص ) و حضرت حمزه بلکه از کلّ مدینه به عنوان تبرک بر مى داشتند و روایاتى هم وارد شده که تربت مدینه شفاى هر دردى است و امان از جذام و صداع.
از جمله زرکشى مى گوید : تربت قبر حمزه از منع برداشتن خاک حرمین ، استثنا شده است؛ زیرا اتفاق همگان بر جواز نقل آن براى معالجه صداع است . وفاء الوفا ، ج۱ ، ص۶۹
ابو سلمه از پیامبر ( ص ) نقل مى کند : «غُبارُ الْمَدِینَةِ یُطْفِی الْجذام.
ابن اثیر جزرى از پیامبر ( ص ) نقل کرده:
«وَالَّذی نَفْسِی بِیَدِهِ إنَّ فی غُبارِها شِفاءٌ مِنْ کُلِّ داء.
«سوگند به کسى که جان من در دست اوست ، غبارِ خاک مدینه شفاى از هر دردى است .»
سمهودى مى نویسد: روش صحابه و دیگران این بود که از خاک قبر پیامبر ( ص ) برمى داشتند وفاء الوفا ، ج۱ ، ص۵۴۴
- دو مورد ذیل ، نمونه اى هستند از موارد بسیار که نشان میدهد اهل سنت به جنازه یا قبر بزرگانشان تبرک جسته اند:
* تبرک به قبر و خاک قبرِ سعد بن معاذ صحابى
ابن سعد و ذهبى مى گویند: شخصى مقدارى از خاک قبر سعد بن معاذ برداشت ، سپس نگاهى به آن کرد ، ناگهان آن را مشک یافت . طبقات الکبرى ، ۳ ، ۱۰ - سیر اعلام النبلاء ، ۱ ، ۲۸۹.
تبرّک به خاک قبر عبداللّه حداّنى
ابونعیم اصفهانى و ابن حجر عسقلانى مى گویند : حدانى در سال ۱۸۳ هـ. در روز هشتم ذى الحجه - یوم الترویه - کشته شد و مردم از خاک قبر او همانند مشک برمى داشتند و در لباس و پیراهن خود قرار مى دادند . حلیة الاولیاء ، ج ۲ ، ص ۲۵۸ - تهذیب التهذیب ج ۵ ، ص ۳۱۰.
البته راجع به قبر بخارى در سمرقند ، و ابن تیمیه نیز مطالبى نقل شده است ، رجوع شود به طبقات الشافعیة ج ۲ ص ۲۳۳ ، سیر اعلام النبلاء ، ج ۱۲ ، ص ۴۶۷ - البدایة و النهایه ، ج۱۴ ، ص۱۳۶
- اگر کسى بگوید: اى محمد ، حاجت مرا روا کن و منظورش شفاعت و وساطت و دعا براى تعجیل و انجام کار باشد هیچ اشکالى به نظر نمى رسد . آیات زیادى داریم که ظاهرش صدور فعل از بنده خداست؛ ( ...وَارْزُقُوهُمْ فِیهَا وَاکْسُوهُمْ.( . نساء : ۵.
( وَمَا نَقَمُوا إِلَّا أَنْ أَغْنَاهُمْ اللَّهُ وَرَسُولُهُ. )توبه : ۷۴.
(وَلَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا مَا آتَاهُمْ اللَّهُ وَرَسُولُهُ( توبه : ۵۹.
با اینکه بى نیاز کننده ، تنها خداوند است ، لیکن در این آیات ، خداوند - عزّوجلّ پیامبر ( ص) و مؤمنین را نیز رازق و شریک در اغنا وبى نیازى دانسته است . علاوه اینکه ، صحابه به هنگام گرفتارى به قبر پیامبر (ص) متوسّل مى شدند.
عسقلانى مى گوید : در زمان خلافت عمر مردم گرفتار قحطى و خشکسالى شدند ، شخصى از اصحاب به قبر پیامبر ( ص) متوسّل شد و گفت یا رسول اللّه «اِسْتَسْقِ لِأُمَّتِکَ فَاِنَّهُمْ قَدْ هَلَکُوا» فتح البارى ، ج۲ ، ص۵۵۷ و شخصیت هایى چون ابن حِبّان و ابن خُزیمه و ابوعلى خلال ، شیخ الحنابله در زمان گرفتارى به قبور اهل بیت پیامبر ( ص ) متوسّل مى شدند:
الف - ابن حِبّان (متوفاى ۳۵۰ ه .) در کتاب خود «الثقات» مى گوید: بارها به زیارت قبر على بن موسى الرضا( ع ) رفتم و در مدتى که در طوس بودم ، هر وقت مشکلى بر من عارض مى شد ، به زیارت قبر آن حضرت مى رفتم و از خداوند مى خواستم که مشکلم را برطرف کند و الحمد للَّهِ مشکلم برطرف مى شد و این معنا را مکرّر امتحان کردم و نتیجه گرفتم . کتاب الثقات ، ج ۸ ، ص۴۵۶
ب - ابن خُزیمه؛ هموکه شیخ بخارى و مسلم و به اصطلاح شیخ الاسلام است ، شاگردى دارد به نام محمد بن مومل . وى مى گوید: به همراه استادم ابن خزیمه و جمعى از اساتید به زیارت بارگاه قبر على بن موسى الرضا ( ع ) در طوس رفتیم ، استادم ابن خزیمه چنان در برابر آن بقعه متبرکه تعظیم و تواضع کرد که همگى در شگفت ماندیم . تهذیب التهذیب ، ج۷ ، ص۳۳۹
ج - ابو على خلال ، شیخ حنابله مى گوید: هرگاه به مشکلى برمى خورم قبر موسى بن جعفر ( ع ) را زیارت مى کنم و به ایشان متوسل مى شوم و خداوند نیز مشکل مرا آسان مى کند . تاریخ بغداد ، ج۱ ، ص۱۲۰
د - محمد بن ادریس شافعى به قبر ابو حنیفه و احمدبن حنبل به قبر شافعى متوسل مى شدند . مناقب ابى حنیفه ، ج۲ ، ص۱۹۹
۵ ـ مسلمانان ، به قبر ابو ایوب انصارى متوسل مى شدند و براى طلب باران به قبر ایشان پناه مى بردند . مستدرک حاکم، ج۳ ، ص۵۱۸
و - ابن خلکان و ذهبى مى گویند: مردم براى طلب باران به قبر ابن فورک اصفهانى ( متوفاى ۴۰۶ هـ ) متوسل مى شدند و فیات الاعیان ،ج ۴ ص ۲۷۲ - سیر اعلام النبلاء ،ج ۱۷ ،ص ۲۱۵ ؛ راجع به بخارى و مردم سمرقند مطلبى نیز ذکر شده ، رجوع شود به طبقات الشافعیه ، ۱۲ ، ۴۶۹ - و طبقات الشافعیه ،ج ۲ ص ۲۳۴.
نکته مهم این است که بزرگان اهل سنت به صراحت مردم را تشویق به استغاثه و توسل کرده اند.
قسطلانى گوید: شایسته است که زائر در کنار قبر پیامبر( ص ) زیاد دعا و استغاثه کند و متوسل شود و طلب شفاعت بخواهد و بى تابى کند و سزاوار است که خداوند شفاعت پیامبر ( ص ) را در حق او بپذیرد . المواهب اللدنیه ، ج۳ ، ص۴۱۷
- اما این که چه دلیلى از قران و سنت پیامبرو فعل اهل بیت بر مشروعیت زیارت قبور داریم.
- در پاسخ این پرسش ، از کتاب و سنّت مى توان بهره جست و فعل صحابه نیز بر آن بوده:
الف - قرآن کریم :( وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنفُسَهُمْ جَاءُوکَ.(. نساء : ۶۴.
«اگر به خود ستم کردند ، سراغ تو مى آیند و استغفار مى کنند و تو اى محمد ، براى آنان طلب مغفرت کنى.»
این آیه به زیارت پیامبر( ص ) در حیات و ممات تشویق مى کند؛ چنانکه سبکى مى گوید : علما از این آیه عمومیت؛ یعنى زمان حیات و وفات پیامبر( ص ) را استفاده کرده اند ، چون طبق روایات از پیامبر ( ص ) نقل شده : «حَیاتی خَیرٌ لَکُمْ تحدثون و نحدث لکم و وفاتی خیر لکم تعرض علیّ أعمالکم...» طرح التثریب ، ص۲۹۷
ب - سنت پیامبر اکرم( ص )
روایات و احادیث بسیارى از رسول اللّه( ص ) در تشویق به زیارت قبر شریف خود ، پس از رحلتش ، نقل شده است : «مَنْ زَارَ قَبْرِی وَجَبَتْ لَهُ شَفَاعَتِی» . السنن الکبرى ، ج۵ ، ص۲۴
- عبدالرزاق و بیهقى و ابن عبدالبر روایت کرده اند که حضرت فاطمه زهرا(س) ، هر جمعه به زیارت قبر عموى خود حضرت حمزه مى رفت ودر آنجا نماز مى خواند و گریه مى کرد.
حاکم نیشابورى مى گوید : سند و راویان این حدیث تماماً ثقه هستند. مصنف عبدالرزاق ۳: ۵۷۲ - مستدرک حاکم ، ج ۱ ،۳۷۷ - السنن الکبرى ۴ ، ۱۳۱ - تمهید شرح مو طا ، ۳ ،
- علماى فریقین (شیعه وسنى) قصد کردن زیارت پیامبر ( ص ) را راحج دانسته و در برابر ابن تیمیه - یعنى همان کسى که شبهه حرمت زیارت را مطرح کرد - به شدت موضع گرفتند.
* - قسطلانى مى گوید: «قول ابن تیمیّة حیث منع زیارة قبر النبی( ص ) وَهُوَ مِن أبشع المسائل المنقولة عنه» . ارشاد السارى ، ج ۲ ، ص ۳۲۹. »
«گفتار ابن تیمیه در منع زیارت قبر رسول اللّه ( ص ) از بدترین مسائلى است که از او نقل شده است.»
* - غزالى مى گوید: «کلّ من یتبرک بمشاهدته( ص ) فی حیاته ، یتبرک بزیارته بعد وفاته ویجوز شدّالرحال لهذا الغرض» . احیاء العلوم ، ج۱ ، ص۲۵۸. ذهبى در استدلال به این حدیث تأمل دارد. سیر اعلام النبلاء ، ج۴ ، ص۴۸۴
«هرکس پیامبر ( ص ) را در حال حیات مى دید و متبرک مى شد ، بعد از وفات ایشان نیز با زیارت حضرت از ایشان متبرک مى شود و شدّ رحال و قصد زیارت پیامبر ( ص ) نیز جایز است.»
ـ احادیثى از طریق فریقین داریم که تأکید بر زیارت مطلق قبور دارد.
عَنِ النَّبیّ( ص ) : «نَهَیْتُکُمْ عَنْ زِیَارَةِ الْقُبُورِ أَلا فَزُورُوهَا.» صحیح مسلم، ج۳ ، ص۶۵
جمهور اهل سنت ، از عبارت «فَزُورُوهَا» استفاده استحباب کرده اند ولى ابن حزم برداشت وجوب کرده است . التاج الجامع للاصول ، ج۱ ، ص۳۸۱
س - آیا جایز است زنان به زیارت قبور بروند ، با توجه به آنچه از پیامبر ( ص ) نقل شده است: «لعن اللّه زائرات القبور»؟
ج - پاسخ این پرسش را اینگونه مى توان داد:
الف - احادیثى داریم که مى گوید حضرت فاطمه زهرا( س ) و یا عایشه به زیارت قبور مى رفتند؛ «إِنَّ فاطِمَةَ کانَتْ تَزُورُ قَبْرَ عَمِّها حَمْزَةَ کُلّ جُمُعَةٍ فَتُصَلّی وَتَبْکِی عِنْدَهُ»: سنن الکبرى ، ج۴ ، ص۱۳۲؛ مصنف عبدالرزاق ، ج ۳ ص۵۷۲
«فاطمه زهراء ، هر جمعه به زیارت قبر عمویش حمزه مى رفت و آنجا نماز مى خواند و گریه مى کرد .»
ابن أبى ملیکه مى گوید: «رَأَیْتُ عائِشَةَ تَزُورُ قَبْرَ أَخِیها عَبْدالرَّحْمن وَماتَ بِالْحبشی وَ قُبر بمکة.» مصنف عبدالرزاق، ج۳ ، ص ۵۷۰ - ـ معجم البلدان ۲ ،۲۱۴.
عایشه به زیارت قبر برادرش عبدالرحمان در مکه مى رفت ... او در منطقه اى به نام حبشى که در نزدیکى مکه است مُرد و به مکه انتقال یافت و دفن گردید.
ب - این حدیث - لَعَنَ اللّه زائرات القبور با حدیث بُریده نسخ شده و یا معارض است ، چنانکه حاکم نیشابورى و ذهبى به آن تصریح کرده اند.
و روایت بریده: «نَهى رَسُول اللّه ( ص ) عَنْ زِیارَةِ الْقُبُورِ ثُمَّ أَمَرَ بِزِیارَتِها» . السنن الکبرى ، ج ۴ ، ص ۱۳۱ ؛ مستدرک حاکم ، ج ۱ ، ص ۳۷۴ .
ج - علماى اهل سنت فتوى به استحباب زیارت قبور براى زنان داده اند:
* ابن عابدین مى گوید : «هل تستحبُّ زیارة قبره ( ص ) للنساء؟
الصحیح : نعم بلا کراهة ، بشروطها على ما صرّح به بعض العلماء اما على الأصحّ من مذهبنا و هو قول الکرخی وغیره: من أنّ الرّخصة فی زیارة القبور ثابتة للرجال و النساء جمیعاً فلا اشکال و اما على غیره فذلک نقول بالاستحباب لإطلاق الأصحاب بل قیل واجبة» . رد المحتار ، ج ۲ ، ص ۲۶۳ ؛ المواهب اللدنیه ، ج ۳ ، ص ۴۰۵.
- این حدیث (لَعَنَ اللَّهُ زائرات الْقُبُور) سه طریق دارد که هر سه ضعیف است:
در طریق اول ابن خثیم است و گفته اند که به احادیث او احتجاج و استدلال نمى شود . میزان الاعتدال ، ج۲، ص۴۵ ۹ .
در طریق دوم باذان است که او هم مورد احتجاج نیست . تهذیب الکمال ، ج۴ ، ص۶
در طریق سوم عمر بن ابى سلمه است که او را هم ضعیف دانسته اند. سیراعلام النبلاء ، ج ۶، ص۳۳
* شافعى نیز مکرّر به زیارت قبر ابو حنیفه مى رفت و دو رکعت نماز مى گزارد . تاریخ بغداد ، ج ۱ ، ص ۱۲۳.
* زهرى هم درباره دعا کنار قبر معروف کرخى مطالبى را نقل کرده است . سیر اعلام النبلاء ، ج ۹ ، ص ۳۴۳.
* جزرى نیز راجع به قبر شافعى چیزهایى را نقل مى کند . الجواهر المضیئه ، ج ۱ ، ص ۴۶۱.
۱۰ - آیا معناى حدیث: «لَعَنَ اللَّهُ الْیَهُودَ اتَّخَذُوا قُبُورَ اَنْبِیائِهِمْ مَساجِدَ» و حدیث : «اَلَّلهُمَّ لا تَجْعَلْ قَبْری وَثَناً» مسند احمد، ج ۲ ، ص ۲۴۶ ؛ الموطّا، ج ۱، ص ۱۷۲.
خداوند یهود را لعنت کند چون قبور پیامبران خود را مسجد و محل عبادت قرار دادند و در حدیث دیگر فرمودند : بار خدایا! قبر مرا بت قرار مده .
آیا نهى از نماز و دعا در کنار قبر پیامبر ( ص ) و سایر قبور نیست؟
ج - در پاسخ این پرسش نیز - مانند پرسشهاى پیشین - باید به چند نکته بپردازیم:
الف - افرادى که در سند این حدیث آمده اند ، یا ضعیف هستند و یا مجهول؛ مثلاً «عبدالوارث» نزد علماى رجال اهل سنت مردود است ، چون قَدَرى مسلک بوده است . و «ابو صالح» مردّد بین ضعاف و ثقات است و «عبداللّه بن عثمان» منکر الحدیث و ابن بهمان ، شناخته شده نیست . پس حدیث از نظر سند مشکل دارد.
ب - حدیث هیچ دلالتى بر حرمت نمازگزارى و دعا کردن در جوار قبور ندارد؛ زیرا اشاره به روایت کنیسه حبشه دارد که به هنگام مرگ فردى از صالحان خود ، مسجدى بر روى قبرش بنا مى کردند و عکس هایى روى آن مى گذاشتند و به سوى آن عکس ها و قبر سجده مى کردند و این معنا ارتباطى به خواندن نماز براى خداوند و رو به کعبه ایستادن در کنار قبور صالحان ندارد. * قرطبى مى گوید : «اِنَّما صوَّر اوائلهم الصور لیتأنسوا بها ویتذکّروا أفعالهم الصالحة فیجتهدون کإجتهادهم ویعبدون عند قبورهم ثمّ خلَّفهم قوم جهلوا مرادهم و وسوس لهم الشیطان: إن اسلافهم کانوا یعبدون هذه الصور ویعظّمونها فحذّر النبی عن مثل ذلک.» ارشاد السارى ، ج۳ ، ص۴۹۷
*نیاکان آنان عکس هایى از مردگان خود ترسیم کردند تا به آن اُنس گیرند و به یاد افراد صالحشان باشند و همچون آنان جدیت و تلاش کنند و در کنار قبرشان به عبادت خدا بپردازند . ولى بازماندگان آنها به اهداف و مقاصد نیاکان خود جاهل بودند و شیطان هم وسوسه کرده ، به آنان چنین القا کرد که نیاکان شما این عکس ها را مى پرستیدند و آن را تعظیم مى کردند ، پس پیامبر ( ص ) مردم را از این انحراف بر حذر داشت .»
بنابراین ، هیچ دلالتى بر حرمت دعا و زیارت کنار قبور انبیا و صلحا ندارد.
* بیضاوى مى گوید : «لمّاکانت الیهودوالنصارى یسجدون لقبور الأنبیاء تعظیما لشأنهم ویجعلونها قبلة یتوجّهون فی الصلاة نحوها واتخذوها اوثاناً ، لعنهم النبیّ (ص)» ارشاد السارى ، ج۳ ، ص۴۷۹
* چون یهود و نصارى بر قبور انبیا سجده مى کردند و آن را قبله - و جهت - نماز قرار مى دادند و همانند بت با آن رفتار مى کردند ، مورد لعن پیامبر ) ص ) قرار گرفتند.
و این معنا هم هیچ ارتباطى با زیارت قبر پیامبر ( ص ) و ائمه طاهرین و صلحا و نماز خواندن براى خداوند - در آنجا - ندارد.
ج - بسیارى از علماى اهل سنت فتوى به جواز نماز خواندن در مقبره ها داده اند؛ از جمله آنها مالک بن انس است:
- «کان مالک لا یرى بأساً بالصلاة فی المقابر و هو اذا صلّى فی المقبرة کانت القبور بین یدیه وخلفه و عن یمینه وشماله.
- و قال مالک لا بأس بالصلاة فی المقابر و قال بلغنی إن بعض اصحاب النبی کانوا یصلّون فی المقبرة» . المدونة الکبرى ، ج۱ ، ص۹۰
مالک مى گوید : نماز خواندن در قبرستان اشکال ندارد و چنین مى پنداشت که اگر در اطراف نمازگزار قبرهایى باشد باز هم مشکلى به نظر نمى رسد.
- عبدالغنى نابلسى مى گوید: «اذا کان موضع القبور مسجداً أو على طریق ، أو کان هناک أحد جالساً ، أو أن قبر ولیّ من اولیاءاللّه أو عالم من المحقّقین ، تعظیماً لروحه المشرفة ، على تراب جسده اعلاماً للناس اِنّه ولیّ لیتبرکوا به ، و یدعوااللّه عنده فیستجاب لهم ، فهو أمر جائز ، لا مانع منه.» الحدیقة الندیه ، ج ۲ ص۶۳۰
« اگر قبرى مسجد شود یا در راه واقع شود... و یا قبر یکى از اولیاءاللّه باشد ، و یا عالمى از محققین براى تعظیم روان تابناک او براى اعلام و آگاهى دادن به اینکه او یکى از اولیاء اللّه است تا مردم به او تبرک جویند و در کنار آرامگاهش او دعا کنند و مستجاب شود . البته این کار جایز است و منعى ندارد.»
أم سلمة از پیامبر نقل مى کند کسى که مرا بعد از وفات زیارت کند مانند کسى است که در حیات با من مصاحبت داشته و کسى که اهل بیت مرا زیارت کند مثل آن است که مرا زیارت کرده است.
انس بن مالک روایت مى کند پیامبر فرمود کسى که مرا بعد از وفات زیارت کند، مانند این است که در حال حیات زیارت کرده و هر کس بتواند مرا زیارت کند و نکند هیچ عذرى ندارد.(۴)
علامه امینى در کتاب شریف «الغدیر» ۲۲ حدیث متواتر مشابه حدیث مذکور از کتب معتبر اهل سنت نقل کرده است و ۴۲ کلام از ائمه اهل سنت در تأکید استحباب زیارت قبر پیامبر مى آورد و متون زیارت را نقل مى فرماید.(۵)
فاکهى در حسن الأدب و غزالى در احیاء علوم الدین براى ائمه بقیع زیارت نامه هایى نقل کرده اند.(۶)
براى شهداء احد زیاراتى را مستحب دانسته اند بویژه حضرت حمزه از طریق صحابه نقل کرده اند. رحله ابن جبیر ۱۵۳; حسن الادب ۸۳; وفاء الوفا; مراقى الفلاح ۱۵۲. و نظایر آن ها که کتب زیادى در خصوص آن نوشته شده است.
۱ . تهذیب التهذیب، ج ۷، ص۳۳۹
۲ . مناقب ابى حنیفه، ج ۲، ص۱۹۹
۳ . سنن الکبرى، ج۵ ، ص۲۴۵
۴ . وفاء الوفاء، ۴، ص۱۳۴۶
۵ . الغدیر، ج۵ ، زیارت مشاهد مشرفه.
۶ . حسن الادب: ۸۳ ; احیاء العلوم، ج۱، ص۲۳۲
در پایان به دوست عزیزمان توصیه می‌کنیم جهت اطلاع ببیشتر می‌توانند به آدرس اینترنتی زیر مراجعه کرده و مطالب خود را در آن جستجو نموده و منابع و یا کتاب‌‌ها و مقالات مورد نظر و سؤالات خود را از آنجا پاسخ گیرند.ww.valiasr-aj.com و یا می‌توانید در سایت گوگل آدرس : مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر را به فارسی جستجو نمایید.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.