اهل سنت و صدق الله العظیم ۱۳۹۰/۰۷/۱۴ - ۶۸۲ بازدید

چرا اهل سنت بجای «صدق الله العلی العظیم» کلمه العلی را نمی گویند!؟

اینکه چرا اهل سنت در پایان ذکر صدق الله العلی العظیم ذکر العلی را نمی گویند برای ما مشخص نیست و آنان هیچ دلیلی را برای این موضوع ذکر نکرده اند اما این که چرا ما شیعیان بعد از قرائت آیاتی از قرآن«صدق الله العلی العظیم»می گوئیم، منظورمان روشن است، که قرآن کلام خداست و می گوئیم راست گفته است خدایی که«علی»یعنی بلند مرتبه و«عظیم»یعنی بزرگ است.خداوند را با این دو صفت می ستائیم، و احترامی است که برای خدا و کلام او«قرآن»قائلیم.
همانطور که خود خداوند در قرآن کریم می فرماید: ولا یؤوده حفظهما وهو العلی العظیم ( البقرة ،۲۵۵.) وقوله تعالى: له ما فی السماوات وما فی الأرض وهو العلی العظیم (الشورى، ۴.(پس این که چرا اهل سنت واژه«العلی» را حذف می کنند را باید از خود آنها پرسید. تنها علتی که به نظر می رسد تعصبات عامیانه ای که از سوی علمای آنان در این امر انجام گرفته است. اینگونه تعصبات کار را به جایی رسانده که اخیرا پا را فرا تر گذاشته اند و فتواء به حرمت صدق الله العظیم داده اند .در جدیدترین فتوای آنها آمده است: «قول صدق اللّه العظیم بعد الإنتهاء من قراءة القرآن بدعة»( فتاوى اللجنة الدائمة للبحوث العلمیّة والإفتاء: ۴/۱۴۹ فتوى رقم ۳۳۰۳.)
در پایان قرائت قرآن گفتن «صدق اللّه العظیم» بدعت است.!!شیخ عثیمین از مفتیان وهابی سعودى نیز به همین حکم فتوا داده است(قال الشیخ ابن عثیمین: «ختم التلاوة به ـ أی بقول (صدق اللّه العظیم) ـ غیر مشروع ولا مسنون، فلا یسنّ للإنسان عند إنتهاء القرآن الکریم أن یقول: (صدق اللّه العظیم». فتاوى إسلامیة: ۴/۱۷.)

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
چرا سنی ها بسم الله را جز سوره نمی دانند؟
پرسمان
از دير زمان بر سر جزء سوره بودن بسمله، ميان مسلمانان اختلاف است؛ شيعه اماميه به اتفاق بسمله را در هر سوره جزو سوره و نخستين آيه آن مى‌داند. (مجمع البيان، ج‌1، ص‌89‌؛ البيان، ص‌439) و بر همين باورند كسانى مانند ابن‌عباس و اهل مكه؛ مانند ابن‌كثير، و اهل كوفه؛ مانند عاصم، كسائى و ديگر كوفيان جز حمزه، و همچنين اين قول از ابوهريره و صغار صحابه چون ابن‌عمر، ابن‌زيد و تابعين مانند عطاء، طاووس، سعيد‌بن جبير، مكحول، زهرى و نيز از اسحاق ‌بن راهويه و ثورى و ابوعبيد قاسم‌ بن سلام نقل شده است. فخر‌رازى در التفسير الكبير، ج‌1، ص‌173 نيز با اختيار اين نظر آن را به قرّاى مكه و كوفه و بيشتر فقهاى حجاز‌ و ابن‌مبارك و ثورى نسبت داده است و جلال‌الدين سيوطى مدعى تواتر معنوى روايات دال بر اين قول‌است. (البيان، ص‌439)ابوحنيفه و مالك و جمعى از قراء مانند ابوعمرو، يعقوب و حمزه بسمله را جزو هيچ سوره‌اى نمى‌دانند (الكشاف، ج‌1، ص‌1 ؛ التفسير الكبير، ج‌1، ص‌172) و آن را آيه‌اى مستقل از سوره ها مى‌دانند كه براى تيمن و تبرك و براى بيان ‌ابتداى سوره‌ها و جدا كردن دو سوره نازل شده‌است. (البيان، ص‌439) براى احمد حنبل در اين مسئله دو قول نقل شده است: 1. نخستين آيه هر سوره و ترك آن در قرآن برابر با ترك 113 آيه است. (تفسير ابن‌كثير، ج‌1، ص‌16) 2. تنها در سوره حمد جزو سوره است و در سوره‌هاى ديگر جزو سوره نيست. (التفسير الكبير، ج‌1، ص‌172) به نظر شافعى بسمله نخستين آيه سوره حمد است؛ امّا براى ساير سوره‌ها دو قول از او نقل شده است: 1. آيه‌اى از هر سوره است. 2.‌جزو نخستين آيه هر سوره است كه همراه ما بعدش يك آيه محسوب مى‌گردد. (الخلاف، ج‌1، ص‌329) بنابراين تعداد دفعات نزول اين آيه شريفه همان 114 بار بايد باشد. قائلان به جزئيت بسمله بر مدعاى خود دلايلى اقامه كرده‌اند: 1. احاديث متعددى از اهل‌بيت (عليهم السلام) و از طريق اهل سنت بر جزئيت بسمله دلالت دارد. (البيان، ص‌440) روايات اماميه در اين زمينه بسيار است كه از جمله آنها پاسخ امام ‌باقر(عليه السلام) به نامه يحيى ‌بن ابى عمران است كه امام (عليه السلام) تأكيد مى‌كند: بسمله بايد افزون بر سوره حمد همراه سوره‌اى كه بعد از آن در نماز خوانده مى‌شود قرائت گردد. (جامع احاديث الشيعه، ج‌5‌، ص‌333) از طريق اهل سنت نيز روايات متعددى بر جزئيت بسمله دلالت دارد؛ سعيد‌بن جبير از ابن‌ عباس روايت مى‌كند كه مسلمانان با نزول «بسم اللّه الرحمن الرحيم» مى‌دانستند كه سوره پيشين پايان يافته است (سنن ابى‌داود، ج‌1، ص‌251؛ المستدرك، ج‌1، ص‌356‌ـ‌357)؛ همچنين انس‌بن مالك روايت مى‌كند كه پيامبر فرمود: هم‌ اكنون سوره‌اى بر من نازل شد و فرمود: «بسم اللّه الرحمن الرحيم إنّا أَعطَينـكَ الكَوثَر...» . (تفسير‌المنار، ج‌1، ص‌86‌) آية الله خوئى معتقد است روايات معارض اهل سنت كه صريحاً بر عدم جزئيت بسمله دلالت دارد تنها دو روايت است: يكى روايت قتاده از انس‌بن مالك كه مى‌گويد: پشت سر رسول خدا و ابوبكر و عمر و عثمان نماز خواندم و نشنيدم هيچ يك از آنها «بسم اللّه الرحمن الرحيم» را قرائت كنند و ديگرى روايت يزيد‌بن عبداللّه‌بن مغفل است كه همين مطلب را از پدرش نقل مى‌كند. (مسند احمد، ج‌4، ص‌96؛ المغنى، ج‌1، ص‌520‌ـ‌521‌؛ البيان،‌ص‌443) و اين دو روايت را نيز به دليل مخالفت با روايات حتى روايات متواتر منقول از اهل سنت و سيره مشهور مسلمين كه در نماز بسمله را قرائت مى‌كنند قابل قبول نمى‌داند، افزون بر اينكه چنان كه گذشت از انس‌بن مالك روايتى دال بر جزئيت بسمله نيز وارد شده است. (البيان، ص‌444، 518‌) خلاصه اينكه روايات متواترى جزئيت را ثابت مى‌كند. (البيان، ص‌447) 2. دليل ديگرى كه بر جزئيت بسمله دلالت دارد سيره مسلمانان است، زيرا سيره مسلمانان از ابتدا بر اين پايه استوار شده كه در آغاز همه سوره‌هاى قرآن جز برائت بسمله را قرائت كنند و به تواتر ثابت شده است كه پيامبر نيز قرائت مى‌ فرموده‌اند و اگر بسمله جزو قرآن نبود بر پيامبر(صلى الله عليه وآله) لازم بود كه بر اين امر تصريح فرمايند تا سبب گمراهى مسلمانان نگردد. (البيان، ص‌445) 3. آخرين دليل اينكه مصاحف صحابه و تابعين مشتمل بر بسمله بوده است و اگر بسمله جزو قرآن نبود آنها آن را در ابتداى سوره‌ها ثبت نمى‌كردند، زيرا اهتمام تام صحابه بر پاسداشت قرآن مانع از آن بود كه چيزى غير از قرآن در مصاحف ثبت گردد، چنان كه از كتابت بسمله در ابتداى سوره برائت پرهيز مى‌كردند. (البيان، ص‌445)در بحث تعلق بسمله به سوره در بعضى از كتب تفسيرى و علوم قرآنى بحثى مستقل درباره سوره حمد مطرح شده است و ادلّه خاصى بر جزئيت بسمله براى سوره حمد بيان كرده‌اند. (تفسير المنار، ج‌1، ص‌84‌) كه از آن جمله به رواياتى كه در تفسير آيه «ولَقَد ءاتَينـكَ سَبعـًا مِنَ المَثانى» (حجر/15، 87) آمده تمسك شده است. شيخ طوسى از ابن‌مسلم نقل مى‌كند كه امام صادق (عليه السلام) در پاسخ اين پرسش كه آيا «بسم‌اللّه الرحمن الرحيم» جزو «سبع المثانى» (سوره حمد) است مى‌فرمايد: آرى، با فضيلت‌ترين آيه آن است. (تهذيب، ج‌2، ص‌312) ابوعمرو دانى مى‌نويسد: همه صحابه و تابعان و فقهاى بعد از آنان كه به خواندن حمد در نماز واجب نظر داده‌اند و نيز پيشوايان شهرهاى مكه و ديگر شهرها بسمله را جزئى از سوره حمد دانسته‌اند. (البيان فى عد آى القرآن، ص‌54‌).جالب است بدانيد آيه كريمه «و اِذا ذَكَرتَ رَبَّكَ فِى القُرءانِ وَحدَهُ ولَّوا عَلى اَدبـرِهِم نُفورا» (اسراء/17،46) درباره «بِسمِ‌اللّهِ الرَحمنِ الرَحيمِ» نازل شده است. روايت است كه مشركان هنگامى كه به تلاوت رسول خدا گوش فرا مى‌دادند با شنيدن بسمله روى مى‌گرداندند و مى‌رفتند و چون پيامبر از قرائت اين‌ آيه فارغ مى‌شد باز مى‌گشتند. (تفسير قمى، ج‌1، ص‌56‌؛نور الثقلين، ج‌1، ص‌10) در اينكه «بسم الله الرحمن الرحيم» جزء حمد است، به اين روايت توجه فرماييد. «قال على (عليه السلام) : ان بسم الله الرحمن الرحيم آية من فاتحة الكتاب ، و هى سبع ايات تمامها ببسم الله الرحمن الرحيم _ بسم الله الرحمن الرحيم آيه اى از سوره حمد است و آن هفت آيه است كه اين هفت آيه با بسم الله الرحمن الرحيم كامل مى گردند.» (بحارالانوار، ج 85، ص ‍ 48) و در نهايت اين روايت را ببينيد كه در دلالتش برمطلوب از آفتاب روشن تر است. قال الصادق (عليه السلام) : ما انزل الله من السماء كتابا الا و فاتحته بسم الله الرحمن الرحيم و انما كان يعرف انقضاء السورة بنزول بسم الله الرحمن الرحيم ابتداء للاخرى _ خداوند كتابى را از آسمان فرو نفرستاد، مگر اينكه با «بسم الله الرحمن الرحيم» است كه آغاز سوره اى ديگر است.» (بحارالانوار، ج 85، ص 20)نظريه جزئيت بسمله براى سوره‌ها افزون بر آثارى كه در قرائت قرآن دارد احكام و آثار فقهى مهمى بر آن مترتب است كه فقهاى اماميه در تأليفات خود بدان متذكر شده‌اند. به طور مثال در مورد شروع حمد با «بسم الله الرحمن الرحيم» از رسول خدا (صلى الله عليه وآله) روايت است كه ايشان خطاب به جابر فرمودند: هنگامى كه به نماز ايستادى ، قرائت را چگونه آغاز كنى؟ جابر عرض كرد: مى گويم : «الحمدلله رب العالمين». حضرت فرمودند بگو «بسم الله الرحمن الرحيم» (بحارالانوار، ج 85، ص 48).پيرو اختلافى كه در بحث جزئيت بسمله مطرح شد، قرائت بسمله در قرآن نيز مورد اختلاف واقع شده است. زمينه بروز اختلاف جايى است كه دو يا چند سوره از قرآن به صورت پيوسته و ممتد قرائت گردد. در اين صورت قائلين به جزئيت بسمله همه سوره‌ها را با «بسم‌اللّه الرحمن الرحيم» آغاز مى‌كنند (الكشف عن وجوه القراءات، ج‌1، ص‌15)؛ امّا كسانى كه بسمله را جزو سوره نمى‌دانند تنها در قرائت اولين سوره بر ابتداى به بسمله اتفاق نظر دارند؛ ولى در بين دو سوره بعضى مانند عاصم، ابن‌كثير و كسائى براى تبعيت از خط مصحف و تبرك با بسمله بين دو سوره ـ جز بين دو سوره انفال و برائت ـ فاصله ايجاد مى‌كنند و بعضى براى اينكه پايان سوره نخست و آغاز سوره دوم معلوم‌ گردد ميان دو سوره سَكْت مى‌كنند و گروهى مانند حمزه، خلف، يعقوب، و يزيدى دو سوره را به‌هم وصل مى‌كنند. (التبيان، ج‌1، ص‌24؛مجمع البيان، ج‌1، ص‌50‌)نكته ديگري كه در سوال حضرتعالي مطرح شده بود اشاره به يك بحث ادبي در تركيب بسم الله است كه بحثي مفصل در ميان ادبا و مفسرين درمورد آن وجود دارد. اولا وجهي كه فرموده بوديد يكي از وجوهيست كه گفته شده است. ثانيا وقتي روشن شد كه اتمام سوره قبل و شروع نزول سوره جديد با نزول «بسم الله الرحمن الرحيم» همان سوره مشخص مي شده است بنابراين جايي براي اشكال حضرتعالي باقي نمي ماند. (چنانچه اشاره شد سعيد‌بن جبير از ابن‌ عباس روايت مى‌كند كه مسلمانان با نزول «بسم اللّه الرحمن الرحيم» مى‌دانستند كه سوره پيشين پايان يافته است.)نكته ديگر در تكميل اين بحث آنكه «بسم اللّه» جار و مجرور است و نيازمند عاملى است كه بدان تعلق گيرد تا همراه آن معناى كاملى از عبارت فهميده شود. در متعلَّق آن اختلاف است؛ برخى متعلَّق آن را جمله خبرى مى‌دانند؛ مانند: ابتدأت بسم اللّه يا جمله امرى؛ مانند: اِبْدَأْ بسم اللّه. از گروهى نيز قول به اسمى بودن متعلَّق بسم‌اللّه مانند: ابتدائى بسم اللّه گزارش شده است. برخى هم شايد با توجه به حديث: «بسم اللّه يعني أسم على نفسي ...» متعلق آن را «اَسِمُ» دانسته‌اند. (آشنايى با قرآن، ج‌1، ص‌78) بعضى بسم اللّه را متعلق به سوره مى‌دانند؛ مثلا در سوره حمد گفته مى‌شود: بسم اللّه... الحمد للّه؛ يعنى به اسم خداى تبارك و تعالى حمد براى اوست. (تفسير سوره حمد، ص‌97‌ـ‌98) لذا جمعى از مفسران مفهوم بسمله را در هر سوره متناسب با مفهوم و غايت و غرض مترتب بر همان سوره مى‌دانند. (الميزان، ج‌1، ص‌16) برخى ديگر «بسم اللّه» را متعلق به عامل محذوفى مى‌دانند كه به قرينه فعل متكلم كه همراه «بسم اللّه» مى‌آيد، فهميده مى‌شود و قراين حاليه شنونده را از ذكر آن بى‌نياز مى‌سازد. (التبيان، ج‌1، ص‌25) باور برخى مفسران نيز اين است كه «باء» در بسمله باى قسم است، بر اين اساس بسمله مذكور در ابتداى هر سوره براى سوگند خداوند و بندگان است؛ خداوند با بسمله بر حقانيت سوره و بر عملى‌ساختن وعده‌ها و وعيدهاى مطرح شده در سوره سوگند ياد مى‌كند و سوگندى است از جانب بندگان بر صداقت و هماهنگى دل و زبان در آنچه كه خوانده مى‌شود. (تفسير سيد مصطفى خمينى، ج‌1، ص‌98) نهايتا اينكه متعلق بسمله را هريك از موارد مذكور بدانيم در باطن خود نافى عقيده جبر و تفويض است، زيرا گوينده با گفتن بسمله از خداوند در گفتار و كردارش طلب يارى و دستگيرى مى‌كند.

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.