اهمیت توبه-توبه و گناه ۱۳۹۱/۰۶/۰۵ - ۱۴۲۳ بازدید

آیا تشریع توبه و دعوت به آن سبب اشاعه و ترویج گناه و ترک طاعت نمی گردد؟ زیراوقتی انسان تعیین کرد که خداوند توبه او را می پذیرد, جرات و آمادگی اش بر گناه بیشتر می شود.

اولا؛ تـوبـه یـعـنـی بازگشت و پشیمانی از گناه , آن هم بازگشت و پشیمانی واقعی نه از روی نیرنگ و خدعه . چنین توبه ای اساسا توبه نیست و پذیرفته نمی شود.
ثانیا؛ تشریع توبه برای جلوگیری از یاس و نومیدی شخص گناهکار , و تشویق او به اصلاح است . عـلـوم تـربـیـتـی و رواشناسی نیز این امر را ثابت کرده است که از بدترین حالات روحی که سبب گمراهی و بدبختی انسان می شود , ناامیدی و یاس از آینده است. خطرات و ناگواری های حاصله از این حالت بسیار زیانبارتر از آسان گرفتن گناه است. علاوه بر این دین اسلام شرایطی برای توبه و شخص توبه کننده قرار داده است . به گونه ای که هم حصول آن شرایط امری آسان نیست و هم هیچ کس نمی داند که آیا حتماخداوند توبه او را می پذیرد یا نه . از این رو جایی برای سئوال مذکور باقی نمی ماند.
تفسیر المیزان ج 4 ص 249، طباطبائی - سید محمد حسین

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
سلام من ۴۳ سال عمردارم ازسین ۱۹ ده ساله گی بعد گیرفتاری گناه شودم زنا کردم خلی زیاد دوروغ گفتم خلی وقت ها نماز نه خاندم روزه نه گیروفتم حالا یک سال شیش پورچ میشود ازکنا هان کردم پیشمانم نماز مخانم سری نماز یادم از کناهانم میاد گیریه مکنم فقط مگم خدایا تو هیدایت کن مراه در راهی راست بایت چیطوری توبه کنم خداوند مرا بیبخشه فقط بااحترام
پرسمان
سلام علیکم، دوست گرامی. مطالب نسبتا کاملی را در زمینه توبه برایتان آورده ایم که امیدواریم مفید باشد. بدان که خدای مهربان دری به نام توبه برای همه بندگانش گشوده و با آغوشی باز بندگان گنهکارش را که رو به سوی توبه آورده اند، می پذیرد. لذا باید آستین همت را بالا زده و با عزمی راسخ توبه ای کنیم متناسب به گناه خویش.ابتدا متذکر می شویم که خداوند هر گناهی ( صغیره و کبیره ) را می بخشد ، پس در هیچ حالتی نباید از توبه و بخشش گناهان و رحمت الهی ناامید شد، چرا که گناه ناامیدی از خداوند حتی از قتل انسان نیز بزرگتر است. اگر انسان هر روز گناه کند و توبه خود را بشکند و باز واقعا پشیمان شود و توبه نماید، توبه او پذیرفتنی است و نباید از رحمت خداوند ناامید گردد. امام رضا (ع) مى فرمایند: (التائب من الذنب کمن لاذنب له) توبه کننده از گناه مانند کسى است که هیچ گناهى ندارد، (میزان الحکمه ج، ۱ باب التوبه ر، ۲۱۱۶). چطور خداوند شخصی که پاک و بدون گناه است را بازخواست خواهد کرد. همانطور که گفتیم این عدم بازخواست مربوط به کسی است که حق الناس و حق الله بر ذمه اش نباشد، اما در صورتی که حقوقی بر ذمه انسان باشد باید ابتدا آن را صاف کند و بعد از خداوند نسبت به گناه انجام شده طلب بخشش نماید.
خداوند در سوره فرقان آیه ۷۰ و ۷۱ مى فرماید: (الّا مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلًا صالِحاً فَاولئِکَ یُبَدِّلِ اللَّهُ سَیِّئاتِهِم حَسَناتٍ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحیماً وَ مَن تابَ وَ عَمِلَ صالَحاً فَأِنَّهُ یَتُوبُ الَى اللَّهِ مَتاباً) مگر کسى که توبه کند وایمان آورد و کار شایسته کند، پس خداوند بدى هایشان را به نیکى ها تبدیل مى کند و خدا همواره آمرزنده مهربان است و هر کس توبه کند و کار شایسته انجام دهد، در حقیقت به سوى خداوند با حالتى توبه گر و خاص باز مى گردد. این آیه، علاوه بر آن که بیانگر این حقیقت است که خداوند، چهره هاى زشت و آلوده به گناهان را به چهره نیکى (که حالت ندامت، تضرع و شرمندگى است) تبدیل مى کند، با لفظ (متاباً) به این واقعیت و نکته لطیف و ظریف اشاره دارد کسى که در زندگى گناهى نموده و سپس توبه کرده است، برگشت خاصى دارد که خداوند روى آن حساب مى کند. برگشتى با حالت کوچکى و شرمندگى که این خود، حسنه خواهد بود.
راوى مى گوید: از امام باقر (ع) تفسیر گفته خداوند متعال را که در قرآن مى فرماید: پس خداوند بدى هایشان را به نیکى ها تبدیل مى کند و خداوند آمرزنده مهربان است، سؤال کردم، (حضرت در مقام پاسخ ) فرمود: در روز قیامت مؤمن گناه کارى (که توبه کرده ) آورده مى شود تا آنکه در موقف حساب مى ایستد پس خداوند متعال است که متولى و سرپرستى حسابش مى شود (و) هیچ کس دیگر بر حساب او مطلع نمى گردد. پس گناهانش را به او معرفى مى کند تا آنکه به بدى هایش اقرار نماید. (آن گاه ) خداوند عزوجل به کاتبان و نویسندگان اعمال مى فرماید: سیئات (و زشتى ها، آلودگى ها، گناهان و تعلقات ) او را به حسنات (و نیکى ها) تبدیل کنید و ظاهر سازید حسناتش را به مردم.
پس مردم در این هنگام مى گویند، براى این بنده یک بدى هم نیست. سپس خداوند امر مى کند که او را به بهشت ببرند. (عن محمَّدٍ قال سألت ابا جعفرٍ علیه السَّلام عن قول اللَّه عزَّوجلَّ: فاولئک یبدِّل اللَّه سیِّئاتهم حسناتٍ و کان اللَّه غفوراً رحیماً) فقال علیه السَّلام: یؤتى بالمؤمن المذنب یوم القیامة حتّى یقام بموقف الحساب فیکون اللَّه تعالى هو الَّذى یتولّى حسابه، لا یطَّلع على حسابه احداً من النَّاس، فیعرفه ذنوبه حتّى اذا اقرَّ بسیِّئاته قال اللَّه عزَّوجلَّ للکتبة: بدِّلوها حسناتٍ، واظهروها للنَّاس، فیقول النَّاس حینئذٍ: ما کان لهذا العبد سیِّئةٍ واحدةٌ، ثم یامراللَّه به الى الجنَّة، فهذا تاویل الآیة، و هى فى المذنبین من شیعتنا خاصَّة) (بحارالانوار، ج ۷، صص ۲۶۱ و ۲۶۲، ح ۱۲).
خداوندی که هنگام حسابرسی از بنده تائب به گونه ای عمل می کند که کسی متوجه گناهان گذشته او نشود، چطور ممکن است پس از توبه کردن او را مجازات کند. این روایت با لحن خاصى علاوه بر آنکه چگونگى جلوه توبه را در موقف حساب بیان مى کند، به این حقیقت نیز اشاره دارد که خداوند متعال، گناهان را تنها به خود انسان تائب نشان مى دهد و آن را از مردم و دیگران مخفى مى کند و این، خود تفضلّى بزرگ از ناحیه خداوند رحیم است.
گر سیه کردى تو نامه عمر خویش ----- توبه کن زآنها که کردستى تو پیش
عمر اگر بگذشت بیخش این دم است ----- آب توبه ش ده اگر او بى نم است
بیخ عمرت را بده آب حیات ------ تا درخت عمر گردد با نبات
جمله ماضى ها ازین نیکو شوند ------- زهر پارینه از این گردد چو قند
سیئاتت را مبدل کرد حق ------ تا همه طاعت شود آن ماسبق (مثنوى معنوى، دفتر پنجم) *** حقیقت توبه: توبه در حقیقت پشیمان شدن از گناه و بازگشتن از راهی است که انسان در گذشته بر خلاف رضای پروردگار رفته است . توبه حقیقی نیز همان توبه نصوح است؛ یعنی توبه و پشیمانی بدون بازگشت. اگر کسی احساس کند که واقعا از گذشته خود نادم و پشیمان گشته و راه خود را به سوی خداوند عوض کرده، باید بداند که اهل توبه واقعی است و اینچنین توبه ای هرگز رد نمی شود. به عبارت دیگر مشکل و نگرانی ای که در زمینه قبول توبه وجود دارد، از طرف خداوند- یعنی پذیرنده توبه- نیست؛ بلکه مشکل از جانب خود توبه کننده است که آیا موفق می شود راه خود را به سوی خداوند تغیر دهد یا نه. هر گناهی قابل توبه است و خداوند خود فرموده است : «ان الله یغفر الذنوب جمیعا؛ خداوند همه گناهان را می آمرزد». جامعترین سخن درباره حقیقت و ارکان توبه همان کلامی است که در سخنان قصار امیرمؤمنان على علیه السلام در نهج البلاغه در شرح استغفار به معنى جامع و کامل آمده است. کسى در محضر آن حضرت گفت: «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ» گویى امام از طرز سخن او و یا سوابق و لواحق اعمالش مى دانست که این استغفار جنبه صورى دارد و نه واقعى، به همین جهت از این استغفار بر آشفت و فرمود: «ثَکِلَتْکَ امُّکَ اتَدْرى مَا الْاسْتِغْفارُ؟ الْاسْتِغْفارُ درَجَةُ الْعِلِّیِّیْنَ»؛ (مادرت بر عزاى تو بگرید، آیا مى دانى استغفار چیست؟ استغفار مقام بلند مرتبگان است!) سپس افزود: «وَهُوَ اسمٌ واقِعٌ عَلى سِتَّةِ مَعانٍ»؛ (استغفار یک کلمه است امّا شش معنى [و مرحله] دارد.) «اوَّلُها النَّدَمُ عَلى ما مَضى»؛ (نخست، پشیمانى از گذشته است.) «وَالثَّانى الْعَزْمُ عَلَى تَرْکِ الْعَودِ الَیْهِ ابَداً»؛ (دوم، تصمیم بر ترک آن براى همیشه است.) «وَ الثَّالِثُ انْ تُوءَدِّىَ الَى الْمَخْلُوقینَ حُقُوقَهُمْ حَتّى تَلْقَى اللَّهَ امْلَسَ لَیْسَ عَلَیْکَ تَبِعَةٌ»؛ (سوم این که حقوقى را که از مردم ضایع کرده اى به آنها باز گردانى، به گونه اى که هنگام ملاقات پروردگار حقّ کسى بر تو نباشد.) «وَ الرَّابِعُ انْ تَعْمِدَ الَى کُلِّ فَرِیْضَةٍ عَلَیْکَ ضَیَّعْتَها فَتُؤَدِّىَ حَقَّها»؛ (چهارم این که هر واجبى که از تو فوت شده حقّ آن را به جا آورى [و قضا یا کفّاره آن را انجام دهى].) «وَ الْخامِسُ انْ تَعْمِدَ الَى اللَّحْمِ الذَّى نَبَتَ عَلَى السُّحْتِ فَتُذِیْبَهُ بِالْأَحْزانِ حَتَّى تُلْصِقَ الْجِلْدَ بِالْعَظْمِ وَیَنْشَأَ بَیْنَهُما لَحْمٌ جَدِیدٌ»؛ (پنجم این که گوشتهایى که به واسطه حرام بر اندامت روئیده، با اندوه بر گناه آب کنى، تا چیزى از آن باقى نماند، و گوشت تازه به جاى آن بروید.) «وَالسَّادِسُ انْ تُذِیقَ الْجِسْمَ الَم الَطَّاعَةِ کَما أذَقْتَهُ حَلاوَةَ الْمَعْصِیَةِ فَعِنْدَ ذلِکَ تَقُولُ اسْتَغْفِرُ اللَّهَ»؛ (ششم آن که به همان اندازه که لذّت و شیرینى گناه را چشیده اى درد و رنج طاعت را نیز بچشى، و پس از طىّ این مراحل بگو استغفر اللّه!) (۵) همین معنى در روایت دیگرى از کمیل بن زیاد از امیرمؤمنان على علیه السلام نیز نقل شده است. (۶) ممکن است گفته شود: اگر توبه این است که امیرمؤمنان على علیه السلام در این حدیث بیان فرموده، کمتر توبه کارى مى توان پیدا کرد. ولى باید توجّه داشت که بعضى از شرایط شش گانه بالا شرط توبه کامل است، مانند شرط پنجم و ششم، امّا چهار شرط دیگر، جزء شرایط واجب و لازم است. و به تعبیر بعضى از محققّان، قسمت اوّل و دوم از ارکان توبه است، و قسمت سوم و چهارم از شرایط لازم، و قسمت پنجم و ششم از شرایط کمال است.
*** اهمیت توبه : در حدیثی از حضرت امام باقر(ع) می خوانیم: «ان الله تعالی اشد فرحا بتوبه عبده من رجل اضل راحلته و زاده فی لیله ظلما فوجدها؛ خداوند از توبه بنده اش بیش از کسی که مرکب و توشه خود را در بیابان در یک شب تاریک گم کرده و سپس آن را می یابد، شاد می گردد» (کافی ۲ ۴۳۵ باب التوبة ..... ص : ۴۳).در روایتی دیگر از آن حضرت آمده است: «التائب من الذنب کمن لاذنب له والمقیم علی الذنب و هو مستغفر منه کالمستهزء؛ کسی که از گناه توبه کند، همچون کسی است که اصلا گناه نکرده است و کسی که به گناه خود ادامه دهد در حالی که استغفار می کند مانند کسی است که مسخره می کند» (همان) بادقت در این دوروایت به این نتیجه می رسیم که خدا توبه بنده اش را دوست دارد ، اما توبه ای که از روی صفا و اخلاص، باشد، نه توبه ای که فقط لقلقه زبان باشد ! ج . اقسام گناه و روش های توبه: توبه را از یک لحاظ به دو قسم تقسیم کرده اند: یک دسته از گناهان، کوچک و کم شعاعند و صرفا با استغفار و پشیمانی قلبی، جبران می شود، اما دسته دیگری از گناهان، هم بزرگ و ویران کننده هستند و هم اثر وضعی دارند. این دسته، اضافه بر پشیمانی قلبی و استغفار با زبان،‌ اقدام عملی و جبران مافات و ترمیم خرابیهای بوجود آمده را نیز می طلبد! در تقسیم بندی دیگر، گناهانی را که ممکن است انسان مرتکب شود می توان به سه دسته تقسیم تقسیم کرد: ۱. ستم به خویشتن ( حق النفس ) یعنی انسان از این ناحیه به جان، مال و حیثیت خویش صدمه زده و موجب عدم پیشرفت یا فقر و عقب افتادگی و گرفتاری خود شده است. در این گونه موارد، گرچه گنهکار در حق خود ظلم کرده، ولی چون معمولا پای شخص دیگر و حق دیگری در بین نیست، با استغفار و جبران خطاها و ضررها، آسانتر می توان از آنها توبه کرد و راه خیر و صلاح و سعادت دنیوی و اخروی را در پیش گرفت. ۲. اطاعت نکردن از اوامر الهی ( حق الله ) فطرت پاک و سالمی که خداوند در نهاد انسان قرار داده، اعضاء و جوارح و نعمتهای فراوان مادی و معنوی، پانزده میلیارد سلولی که در مغز اوست و سرانجام «ارسال رسل و انزال کتب» همه برای پویایی و سعادت اوست، اما با تأسف آدمی بر اثر تأثیرپذیری از عوامل درونی و بیرونی، همه این نعمتها را نادیده انگاشته و راه تمرد و عصیان را در پیش می گیرد! اما راه کاری که برای این دسته گناهان وجود دارد این که: اگر شرک و کفر صورت گرفته، باید «توحید» و یکتاپرستی را جایگزین آن نمود، و اگر در احکام و فروع دین کوتاهی و تعلل شده, باید به تکمیل و جبران آنچه از دست رفته اقدام کرد. نمازها وروزه های قضا شده از این نمونه است . ۳ . ظلم به حقوق دیگران ( حق الناس ) شرایط توبه در «حق الناس» سنگین تر از توبه در «حق الله» است و این گناه, یعنی تجاوز به حقوق دیگران را امام علی(علیه السلام) از آن به مظالم العباد (کلینی، اصول کافی، ج۲، ص۴۴۳) و امام زین العابدین(علیه السلام) به «تضییع حقوق الاخوان» (مجلسی، بحارالانوار، ج۷۲، ص۴۱۵) یاد کرده اند. در روایت آمده: پیامبراکرم(صلی الله علیه و اله) به خانه کعبه نگاه کرد، آن را مورد تعظیم قرار داد و سپس ادامه داد: حق واحترام یک مؤمن از تو بالاتر است، چون خداوند خانه کعبه را دارای یک احترام و عظمت دانست و از مؤمن سه چیز را: «مال-خون-سوءظن» (همان، ج۶۷، ص۷۱) احکام و مسائل مربوط به حق الناس دو قسم است: الف . امور مالى (مانند بدهى، مظالم، خمس، زکات و...) ب . امور غیرمالى (مانند غیبت، تهمت، هتک حرمت و...). الف . امور مالى (مانند بدهى، مظالم، خمس، زکات و...) اگر حق الناس از امور مالی است، مثلاً در معاملات و یا معاشرت هاى دیگر خداى ناکرده مالى از کسى تلف یا غصب کرده و یا کلاه بردارى و دزدى انجام داده باید مثل آن را اگر مثلی است و قیمت آن را اگر قیمتی است به صاحبانش برگرداند و می تواند به واسطه شخص دیگر و یا پست یا در حساب جاری آنها واریز کند و یا رضایت آنها را به نحوی کسب کند و اگر از امور اخلاقی است مثلا با تهمت یا غیبت آبروی کسی را برده باید توبه کند و تحصیل رضایت او لازم نیست. اگر صاحب مال و حق مالی را نمی شناسیم و یا اگر از دنیا رفته، بازماندگان آنها را نمی شناسیم و به ورثه او دسترسی نداریم باید با اجازه از مرجع تقلید از طرف او به فقیر صدقه دهیم. البته لازم نیست مبلغ سنگینی را یک دفعه صدقه بدهید؛ بلکه متناسب با وضع مالیتان به تدریج از طرف صاحب حق صدقه بدهید. ب . امور غیرمالى (مانند غیبت، تهمت، هتک حرمت و...). در حقوق مردم که غیر مالی است مانند غیبت کردن اگر کسب حلالیت ملازم فساد و ناراحتی بیشتر غیبت شده است و امکان پذیر نیست, طلب بخشش از خداوند و انجام خیرات از طرف او کافی است و لازم نیست حتما کسب حلالیت صورت گیرد.
*** آداب و مستحبات توبه: توبه آداب خاصی دارد که باید آن را از مستحبات توبه دانست که عبارتند از: ۱- سه روز روزه گرفتن؛ امام صادق(ع) می ‌فرماید: توبه نصوح که خداوند به آن امر فرموده، روزه گرفتن روز چهارشنبه و پنج شنبه و جمعه است. ۲- غسل توبه؛ پیامبر اکرم(ص) می‌ فرماید: بنده‌ ای نیست که گناهی کند (هر چه و هر اندازه که باشد) سپس پشیمان شود و توبه کند مگر این که خداوند به مغفرت و آمرزش به او نظر کند، سپس پیامبر به شخصی که می ‌خواست توبه کند فرمود: «برخیز و غسل کن و برای خدا سجده نما». ۳- خواندن دو یا چهار رکعت نماز؛ امام صادق (ع) می فرماید: «هر بنده‌ ای که گناهی کرد، پس برخیزد و طهارت کند (وضو بگیرد) و دو رکعت نماز بخواند و از خداوند طلب آمرزش نماید، بر خدا است که توبه اش را بپذیرد، چون خود فرموده است: هر کس کار زشتی کند یا به خودش ستم نماید، پس استغفار کند، خدا را آمرزنده و مهربان می‌ یابد». در روز یکشنبه ماه ذی‌القعده رسول خدا(ص) به یارانش فرمود: کیست که بخواهد توبه کند؟ گفتند: همه می ‌خواهیم توبه کنیم، حضرت فرمود: غسل کنید و وضو بگیرید و چهار رکعت نماز بخوانید. در هر رکعت پس از حمد، سوره قل هو الله را سه مرتبه و قل اعوذ برب الناس و قل اعوذ برب الفلق را یک مرتبه بخوانید، پس هفتاد مرتبه استغفار کنید و آخرش بگویید: لا حول و لا قوه الا باالله العلی العظیم، نیز این دعا را بخوانید: یا عَزِیزُ، یا غَفّارُ، اغْفِرلی ذُنُوبِی وَ ذُنُوبَ جَمِیعِ الْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ فانه لا یغْفِرُ الذُّنُوبَ اًّلاّ أنْتَ. هر کس از امت من این عمل را به جا آورد، از آسمان ندا می شود که توبه ‌ات پذیرفته و گناهانت آمرزیده شد. اصحاب گفتند: اگر کسی این عمل را در غیر این ماه به جا آورد، چگونه است؟ حضرت فرمود: مثل همان است که بیان کردم. این کلمات را جبرئیل در شب معراج به من یاد داد.
۴- دعاهای توبه؛ مناسب است کسی که می‌ خواهد توبه کند، دعاهای توبه ‌ای را که از ائمه معصومین وارد شده است، به ویژه دعاهای صحیفه سجادیه، مخصوصاً دعای ۳۱ و یا مناجات خمسْ عشر، به خصوص مناجات تائبین را بخواند.
۵- استغفار (درخواست بخشش)؛ قرآن مجید می فرماید: «وَأَنِ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَیْهِ؛[۵] و از پروردگارتان طلب مغفرت کنید و بسوى او بازگردید».
نقش توبه در بازگشایی در سعادت و قرار گرفتن در مسیر حق و اصلاح عملکردهای غلط گذشته و گشودن دریچه امید به روی انسان بسیار اساسی است. بسیار می شود که از انسان در طول زندگی و به ویژه در آغاز تربیت و اصلاح نفس، لغزش هایی سر می زند، اگر درهای بازگشت به روی او بسته شود مأیوس می گردد و برای همیشه از راه می ماند و لذا در مکتب تربیتی اسلام، توبه به عنوان یک اصل تربیتی با اهمیت زیاد مطرح است و اسلام از تمام گنهکاران دعوت می کند که برای اصلاح خویش و جبران گذشته از این در وارد شوند.حضرت سجاد(ع) در مناجات تایبین از مناجات های پانزده گانه (خمسه عشر) که در مفاتیح الجنان مرحوم شیخ عباس قمی نیز آمده است به پیشگاه خداوند چنین عرضه می دارد:خدایا! تو کسی هستی که دری به سوی عفوت بر روی بندگانت گشوده ای و نامش را توبه گذاشته ای و فرموده ای؛ بازگردید به سوی خدا و توبه خالص کنید. اکنون عذر کسانی که از ورود به این در بعد از گشایش آن غافل شوند چیست؟در روایات به قدری بر مسأله توبه تأکید شده که در حدیثی از حضرت امام باقر(ع) می خوانیم: «ان الله تعالی اشد فرحا بتوبه عبده من رجل اضل راحلته و زاده فی لیله ظلما فوجدها؛ خداوند از توبه بنده اش بیش از کسی که مرکب و توشه خود را در بیابان در یک شب تاریک گم کرده و سپس آن را می یابد، شاد می گردد» (تفسیر نمونه، ج ۲۴، ص ۲۹۵).
و باز در روایتی دیگر از آن حضرت آمده است: «التائب من الذنب کمن لاذنب له والمقیم علی الذنب و هو مستغفر منه کالمستهزء؛ کسی که از گناه توبه کند، همچون کسی است که اصلا گناه نکرده است و کسی که به گناه خود ادامه دهد در حالی که استغفار می کند مانند کسی است که مسخره می کند» (همان، ص ۲۹۶).
بطلبد.
خداوند تمامی گناهان انسان را در صورت توبه می بخشد، اما لازم است توجه شود که توبه تنها استغفار یا پشیمانی از گذشته و حتی تصمیم به ترک در آینده نیست، بلکه علاوه بر همه اینها باید شخص گنهکار در مقام جبران برآید و فسادی را که مرتکب شده جبران نماید. این صحیح نیست که مثلا در جلوی دیگران فردی را به دروغ و حیله متهم کنیم و بعد در خانه خلوت استغفار نماید. پس باید حقوقی از خداوند مثل نماز و روزه و عبادات و تکالیفی را که ضایع و ترک کرده و نیز حقوقی از مردم را که تباه ساخته جبران نماید و آنها را تدارک کند و حقوق مردم را به آنها برگرداند و در صورت امکان و دسترسی از آنها رضایت و حلالیت بخواهد
همچنین می توان گفت: توبه در اصطلاح اخلاقی رجوع از معصیت به اطاعت است؛ یعنى، انسان تبه کار از معصیت و ترک واجب و انجام محرمات الهی دست بردارد. ولی در یک مرحله بالاتر توبه به معناى پرهیز از «ترک مستحب و مکروه» است یعنى، اگر بعضى از امور مستحب (مانند نماز شب و صدقه اول ماه) را ترک کرده باشد، از آن توبه کند. پس توبه افراد عامى به این است که واجب و مستحب را بشناسند و انجام بدهند و حرام و مکروه را بشناسند و انجام ندهند. نسبت به گذشته جداً پشیمان باشند و آن را جبران کنند و نسبت به آینده هم عزم قطعى بر ترک خلاف داشته باشند. البته ترسیم و جبران گذشته کار آسانى نیست؛ بلکه حقوق فراوانى دارد که باید همه آنها جبران شود؛ از جمله:
۱. حق الله؛ آنچه از واجبات و وظایف الهى بر عهده دارد، اعاده نماید.
۲. حق النفس؛ امام سجاد(ع) در رساله حقوق مى فرماید: حق نفست این است که آن را در طاعت خدا به کار برى.
۳. حق الناس؛ آنچه از حقوق مردم ضایع نموده، باید جبران و ترمیم کند.
ارکان توبه:
در لغت به معناى رجوع است و حقیقت توبه همان پشیمانی و ندامت از گناه است که لازمه آن تصمیم بر ترک گناه در آینده است و اگر گناه گذشته کاری بوده که قابل جبران است باید در صدد جبران برآید و به این ترتیب ارکان توبه را می توان در چهار چیز خلاصه کرد: ۱. ندامت، ۲. تصمیم بر ترک در آینده، ۳. جبران گذشته، ۴. استغفار و طلب بخشش و مغفرت از خداوند. خداوند همه مؤمنان را دستور به توبه مى دهد: «و توبوا الى الله جمیعاً ایّها المؤمنون لعلّکم تُفلِحون؛ اى مؤمنان همگى به سوى خدا رجوع کنید تا رستگار شوید»«توبه» کمیت و کیفیتى دارد، کمیت توبه آن است که قرآن کریم به همه مؤمنان دستور آن را مى دهد: «توبوا الى الله جمیعاً ایّها المؤمنون» (همان، آیه ۳۱.) و کیفیتش هم عبارت از «نَصوح»؛ یعنى، خالص بودن است که در این زمینه قرآن مى فرماید: «یا ایّها الذین آمنوا توبوا الى الله توبةً نصوحاً» (تحریم(۶۶)، آیه
اگر توبه همه جانبه صورت گرفت و انسان از همه گناهان و خلاف ها توبه کند و خالص شود، آن گاه لغزش هاى گذشته بخشوده مى شود و انسان توبه کننده به منزله بى گناه است. پیامبر اکرم(ص) فرمود: «التائب من الذّنب کَمن لاذَنب له» (مجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۶، ص ۲۱.)
ویژگى هاى توبه خالص
یکى از آداب و شرایط توبه خالصانه، این است که تائب واجد سه ویژگى باشد:
۱. از اینکه توبه اش پذیرفته نشود، باید بترسد.
۲. امید داشته باشد که توبه اش پذیرفته شود.
۳. اطاعت و بندگى خدا را ادامه دهد: «عسى ربکم ان یُکفّر عنکم سیّئاتکم».
البته با وجود بخشیده شدن گناه و پذیرش توبه از فضل و لطف الهى، بین فردى که گناه کرده و سپس توبه نموده، با فردى که از ابتدا مراقب بوده که به گناه آلوده نگردد، تفاوت وجود دارد و برخى از بزرگان گفته اند: فردى که گناه نکرده، مانند صفحه کاغذ سفیدى است که چیزى بر آن نوشته نشده است؛ ولى فردى که گناه کرده و سپس توبه نموده، همانند کاغذ سفیدى است که بر آن چیزى نوشته باشند و بعد آن را پاک کنند؛ یعنى، به هر حال بین این دو تفاوت وجود دارد.
براى آگاهى بیشتر ر.ک: مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۲۴، ذیل آیه شریفه ۸، سوره «تحریم».
برای مطالعه بیشتر ر.ک منابع اخلاقی:
- ترجمه جامع السعادات، مرحوم نراقی
- ترجمه الاخلاق، مرحوم شبر
- نقطه های آغاز در اخلاق، مهدوی کنی

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.