اهمیت توکل-ضرورت توکل ۱۳۹۰/۹/۲۰ - ۹۸ بازدید

اهمیت وضرورت توکل را شرح دهید؟
در بسیارى از آیات قرآن مجید و روایات اسلامى و سرگذشت انبیاء و اولیاء و صالحان و در کتب علماى اخلاق و ارباب سیر و سلوک روى مساله توکل به عنوان یک فضیلت مهم اخلاقى که بدون آن نمى توان به مقام قرب الهى رسید، یاد شده است. منظور از توکل سپردن کارها به خدا، و اعتماد بر لطف اوست، زیرا «توکل » از ماده «وکالت » به معنى انتخاب وکیل نمودن و اعتماد بر دیگرى کردن است، بدیهى است هر قدر وکیل توانایى بیشتر و آگاهى فزون تر داشته باشد شخص موکل احساس آرامش بیشترى مى کند، و از آنجا که علم خدا، بى پایان و تواناییش نامحدود است هنگامى که انسان توکل بر او مى کند آرامش فوق العاده احساس مى کند، در برابر مشکلات و حوادث مقاوم مى شود، و از دشمنان نیرومند و خطرناک نمى هراسد، در سختیها خود را در بن بست نمى بیند و پیوسته راه خود را به سوى هدف ادامه مى دهد. انسانى که بر خدا توکل دارد هرگز احساس حقارت و ضعف نمى کند بلکه به اتکاى لطف خدا و علم و قدرت بى پایان او خود را پیروز و فاتح مى بیند و حتى شکست هاى مقطعى او را مایوس نمى سازد. هرگاه توکل به مفهوم صحیح کلمه در جان انسان پیاده شود به یقین امیدآفرین، نیروبخش و باعث تقویت اراده و تحکیم مقاومت و پایمردى است.
در باب اهمیت و ضرورت توکل، اخبار بسیاری از دین به دست ما رسیده است.
- در حدیثی رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) از جبرئیل(علیه السلام) می پرسد: توکل بر خداوند متعال چیست؟ جبرئیل(علیه السلام) در پاسخ می گوید: «العلم بان المخلوق لایضر و لا ینفع ولا یعطی و لا یمنع و استعمال الیأس من الخلق؛ حقیقت توکل علم و آگاهی به این است که مخلوق نمی تواند زیانی برساند و نه سودی و نه چیزی ببخشد و نه از آن باز دارد، و نیز توکل مأیوس شدن از خلق است (یعنی همه چیز را از خدا و به فرمان او بداند) (بحار، ج ۶۸، ص ۱۳۸، ح ۲۳).
اگر انسان تنها تکیه گاهش را خالق هستی بداند، در دو دنیا سعادتند خواهد بود. با توجه به حدیث در می یابیم؛ اگر میخواهیم در زندگی آرامش داشته باشیم ضروری است که حقیقتا متوکل باشیم. چرا که انسان متوکل همه کاره ی عالم را خدا می داند و نگران نیست که دیگران چه می کنند. باور دارد که مردم نمی توانند ضرری به وی برسانند و نعمتی را از او بگیرند. لذا همواره آرامش دارد و برطبق فرامین الهی تلاش می کند.
- رام شدن دشواری ها و آسان گشتن اسباب: امیر مؤمنان(علیه السلام) می فرماید: «من توکل علی الله ذلت له الصفات و تسهل علیه الاسباب؛ هر کس بر خدا توکل کند، سختی ها در برابرش رام و اسباب و وسایل برای او آسان و هموار می گردد». (غرر الحکم، شماره ۹۰۲۸).
- شکست ناپذیر شدن: حضرت باقر(علیه السلام) می فرماید: «من توکل علی الله لا یغلب و من اعتصم بالله لا یهزم؛ هر کس بر خداوند توکل و اعتماد کند، شکست نمی خورد و هر کس به دامن او چنگ زند، مغلوب نمی گردد». (میزان الحکمه، ج ۴، ۲۲۵۴۷).{ انسان نمی تواند در کارها بر خدای تعالی توکل حقیقتی داشته باشد مگر اینکه یقین کند که جز خدای کسی فاعل و مؤثر در این عالم نیست. هر موجودی و هر فعلی از خلق و روزی، و عطاء و منع، و غنی و فقر، رحمت و بیماری، و عزت و ذلت و مرگ و زندگی ... و هر چیزی که نامی دارد،
- در حدیثی از حضرت علی (علیه السلام) به این نکته اشاره شده است که توکل نه تنها در عوامل برونى اثر مى گذارد که در درون انسان نیز مؤثر است و او را از چنگال وسوسه ها و شبهات نجات مى دهد، فرمود: «من توکل على الله اضائت له الشبهات; کسى که توکل بر خدا کند شبهات براى او روشن مى شود».
بازتاب توکل در زندگى پیامبران: مساله توکل در زنگى انبیاى بزرگ الهى درخشش فوق العاده اى دارد، بررسى آیات قرآنى در این زمینه نشان مى دهد که آنها همیشه در برابر مشکلات طاقت فرسا خود را زیر سپر توکل قرار مى دادند، مثلا هنگامى که نوح(علیه السلام) در برابر دشمنان نیرومند و لجوج و متعصب قرار گرفت، با اعتماد به خداوند و توکل بر ذات پاکش در برابر همه آنان مقاومت کرد، قرآن در این زمینه به پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) مى گوید: «سرگذشت نوح(علیه السلام) را براى آنها(مسلمانان نخستین که در چنگال دشمنان زورمند گرفتار بودند) بخوان، در آن هنگام که به قوم خود گفت: اى قوم من! هرگاه موقعیت من و یادآورى هایم نسبت به آیات الهى بر شما سنگین(و غیر قابل تحمل) است، (هر کار از دستتان ساخته است بکنید، من ترس ندارم) من بر خدا توکل کرده ام، نیروى خود و نیروى معبودهایتان را جمع کنید، سپس چیزى بر شما مخفى نماند و بعد به حیات من پایان دهید و لحظه اى مهلتم ندهید(اما بدانید در برابر قدرت خداوند کارى از شما ساخته نیست!)»، (و اتل علیهم نبا نوح اذ قال لقومه یا قوم ان کان کبر علیکم مقامى و تذکیرى بآیات الله فعلى الله توکلت فاجمعوا امرکم و شرکائکم ثم لایکن امرکم علیکم غمة ثم اقضوا الى و لاتنظرون)(سوره یونس، آیه۷۹) راستى این چه عاملى بود که نوح(علیه السلام) را با مؤمنان اندکى که اطراف او بودند، در برابر دشمنان قدرتمند و سرسخت، شجاعت و شهامت مى بخشید که این چنین ایستادگى کردند و قدرت آنان را به باد مسخره گرفتند و بى اعتنایى خویش را به نقشه ها و افکار و بتهاى آنها نشان دادند، و به این وسیله ضربه اى محکم روانى بر آنان وارد ساختند. آرى این عامل چیزى جز ایمان به خدا و توکل بر ذات پاک او نبود، و عجب اینکه نه تنها اظهار بى اعتنایى نسبت به آنها و معبودهایشان کردند بلکه آنان را بر مخالفت تشجیع نموده و به مبارزه طلبیدند، آرى این قدرت نمایى تنها زیبنده متوکلان است!
خداوند در آیه ۳ سوره مبارکه طلاق مى فرماید: « و من یتوکل على الله فهو حسبه ان الله بالغ امره قد جعل الله لکل شى ء قدرا؛ هر کس بر خدا توکل کند خدا کار او را به سامان مى برد، خداوند فرمان خود را به انجام مى رساند، و براى هر چیز اندازه اى قرار داده است »، در واقع خداوند وعده قطعى به همه متوکلان داده که مشکلات آنها را حل کند. سپس به ذکر دلیل آن پرداخته، مى فرماید: «زیرا خداوند بر هر چیز تواناست » بدیهى است چنین کسى مى تواند به تمام وعده هاى خود جامه عمل بپوشاند و مشکلات را هر قدر سنگین و سخت باشد با اراده و فرمان خود بگشاید. جمله «قد جعل الله لکل شى ء قدرا» ممکن است پاسخ به این سؤال باشد که چرا گاهى نهایت توکل را بر ذات پاک او داریم ولى پیروزیها به تاخیر مى افتد؟ قرآن به این سؤال چنین پاسخ مى گوید: «شما از مصالح امور آگاه نیستید هر چیز حسابى دارد، و هر کار زمانى را مى طلبد، و هر پدیده اى در ظرف ویژه خود مطلوب است به همین دلیل به مقتضاى «الامور مرهونة باوقاتها» گاه مصلحت در این است که نتیجه به تاخیر افتد، بنابراین شتابزدگى و عجله در این گونه امور روا نیست.
دوست خوبم؛ باید به این نکته نیز توجه داشته باشید که: اصولا مشیت خداوند بر این قرار گرفته که مردم در این عالم برای رسیدن به مقصود از اسباب وسایل موجود کمک بگیرند. در حدیث معروف از امام صادق(علیه السلام) آمده است: «ابی الله ان یجری الاشیاء الا بأسباب فجعل لکل شیء سببا؛ اراده الهی بر این قرار گرفته که همه چیز مطابق اسباب جریان یابد، به همین جهت برای هر چیزی سببی قرار داده است. (اصول کافی، ج ۱، ص ۱۸۳، ح ۷).
بنابراین بی اعتنایی به عالم اسباب نه تنها توکل نیست، بلکه به معنای بی توجهی به سنت های الهی است و این با روح توکل ناسازگار است.
خلاصه کلام اینکه؛ توکل به خداوند ضروری است زیرا: انسان براى رسیدن به هدف خود در یک کار، به دو نوع از اسباب نیازمند است: اسباب مادى؛ و اسباب روحى. ممکن است با وجود فراهم بودن همه اسباب طبیعى، ضعف اسباب روحى، چون ضعف اراده، ترس، سستى، بى فکرى و... مانع رسیدن انسان به هدف شود. هرگاه انسان در افعال خود به خداوند توکل کند (به همان معنایى که ذکر شد) این ضعف ها جبران مى شود.
موفق باشید.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.