اهمیت شب قدر ۱۳۹۶/۴/۱۹ - ۱۶ بازدید

«قدر» در لغت به معناى اندازه و اندازه گیرى است.[۱] «تقدیر» نیز به معناى اندازه گیرى و تعیین است.[۲] در اصطلاح «قدر» عبارت است از: ویژگى هستى و وجود هر چیز و چگونگى آفرینش آن[۳]. به عبارت دیگر، اندازه و محدوده وجودى هر چیز «قدر» نام دارد.[۴]
بر اساس حکمت الهى در نظام آفرینش، هر چیزى اندازه اى خاص دارد و هیچ چیز بى حساب و کتاب نیست. جهان حساب و کتاب دارد، بر اساس نظم ریاضى تنظیم شده و گذشته، حال و آینده آن با هم مرتبط است.
shab-qadr.gif«قدر» در لغت به معناى اندازه و اندازه گیرى است.[۱] «تقدیر» نیز به معناى اندازه گیرى و تعیین است.[۲] در اصطلاح «قدر» عبارت است از: ویژگى هستى و وجود هر چیز و چگونگى آفرینش آن[۳]. به عبارت دیگر، اندازه و محدوده وجودى هر چیز «قدر» نام دارد.[۴]
بر اساس حکمت الهى در نظام آفرینش، هر چیزى اندازه اى خاص دارد و هیچ چیز بى حساب و کتاب نیست. جهان حساب و کتاب دارد، بر اساس نظم ریاضى تنظیم شده و گذشته، حال و آینده آن با هم مرتبط است.
استاد مطهرى رحمه الله در تعریف قدر مى فرماید: «... قدر به معناى اندازه و تعیین است... حوادث جهان... از آن جهت که حدود و اندازه و موقعیت مکانى و زمانى آنها تعیین شده است، مقدور به تقدیر الهى است»[۵]. پس در یک کلام «قدر» به معناى ویژگى هاى طبیعى و جسمانى اشیاء است که شامل اندازه، حدود، طول، عرض و موقعیت هاى مکانى و زمانى آنها مى گردد و تمام موجودات مادى و طبیعى را در بر مى گیرد.
این معنا از روایات استفاده مى شود؛ چنان که در روایتى از امام رضا علیه السلام پرسیده شد: معناى قدر چیست؟ فرمود: «تقدیر الشى ء طوله و عرضه»؛ «اندازه گیرى هر چیز اعم از طول و عرض آن است».[۶] در روایت دیگر، این امام بزرگوار در معناى قدر فرمود: «هو الهندسة من الطول و العرض و البقاء»؛ «اندازه هر چیز اعم از طول و عرض و بقا است».[۷] بنابراین، معناى تقدیر الهى این است که در جهان مادى، آفریده ها از حیث هستى و آثار و ویژگى هایشان، محدوده اى خاص دارند. این محدوده با امورى خاص مرتبط است؛ امورى که علت ها و شرایط آنها هستند و به دلیل اختلاف علل و شرایط، هستى و آثار و ویژگى هاى موجودات مادى نیز متفاوت است. هر موجود مادى، به وسیله قالب هایى از داخل و خارج، اندازه گیرى و قالب گیرى مى شود. این قالب ـ یعنى، طول، عرض، شکل، رنگ، موقعیت مکانى و زمانى و سایر عوارض و ویژگى هاى مادى ـ حدود آن به شمار مى آید. پس معناى تقدیر الهى در موجودات مادى؛ یعنى، هدایت آنها [ از جانب خداوند] به سوى مسیر هستى شان که براى آنها مقدر گردیده است و آنها در آن قالب گیرى شده اند.[۸]
در قرآن مى خوانیم: «وَ الَّذِى قَدَّرَ فَهَدى»[۹] «[ خداوند] آن کسى است که تقدیر کرده، پس هدایت مى کند». البته چون انسان موجودى آگاه و با اراده است، لذا انتخاب سعادت یا شقاوت و نیز راه رسیدن به این دو، به اراده او گذاشته شده است. بنابراین شب قدر، شبى است که همه مقدرات سالانه انسان با ملاحظه، اراده و اختیار و قابلیت هاى او تقدیر مى گردد. شب قدر یکى از شب هاى نیمه دوم ماه رمضان است که طبق روایات ما، یکى از شب هاى نوزدهم یا بیست و یکم و به احتمال زیادتر بیست و سوم ماه مبارک رمضان است.[۱۰] در این شب ـ که شب نزول قرآن به شمار مى آید ـ امور خیر و شر مردم و ولادت، مرگ، روزى، حج، طاعت، گناه و خلاصه هر حادثه اى که در طول سال متناسب با اراده و قابلیت انسان واقع مى شود، تقدیر مى گردد[۱۱].
شب قدر همیشه و هر سال، تکرار مى شود. عبادت این شب، فضیلت فراوان دارد و بهره بردارى از آن در نیکویى سرنوشت یک ساله، بسیار مؤثّر است.[۱۲] در این شب تمام حوادث سال آینده، به امام هر زمان ارائه مى شود و وى از سرنوشت خود و دیگران با خبر مى گردد. امام باقر علیه السلام مى فرماید: «انه ینزل فى لیلة القدر الى ولى الامر تفسیر الامور سنةً سنةً، یؤمر فى امر نفسه بکذا و کذا و فى امر الناس بکذا و کذا»[۱۳] ؛ «در شب قدر به ولى امر(امام هر زمان) تفسیر کارها و حوادث نازل مى شود و وى درباره خویش و دیگر مردمان مأمور به دستورهایى مى شود».
امام باقر علیه السلام در جواب معناى آیه «إِنّا أَنْزَلْناهُ فِى لَیْلَةٍ مُبارَکَةٍ»[۱۴] فرمود: «شب قدر شبى است که همه ساله در ماه رمضان و در دهه آخر آن، تجدید مى شود. شبى که قرآن جز در آن شب نازل نشده و آن شبى است که خداى تعالى درباره اش فرموده است: «فِیها یُفْرَقُ کُلُّ أَمْرٍ حَکِیمٍ...»[۱۵]. در شب قدر هر حادثه اى که باید در طول آن سال واقع گردد، تقدیر مى شود: خیر و شرّ، طاعت و معصیت و فرزندى که قرار است متولد شود، یا اجلى که بنا است فرا رسد، یا رزقى که قرار است برسد و...».[۱۶] بنابراین در قرآن کریم نسبت به تقدیر الهى و شب قدر، توجه خاصى شده است که ارتباط ویژه جهان هستى و عالم ماده و انسان را با حق تعالى بیان مى کند. اگر هر کس به این ارتباط اعتقاد داشته و بر طبق آن حرکت کند، به سرنوشت بسیار مطلوبى نایل خواهد شد.
____________________
[۱]. سید على اکبر، قرشى، قاموس قرآن، ج ۵، ص ۲۴۶ و ۲۴۷.
[۲]. همان، ص ۲۴۸. 
[۳]. سید محمد حسین، طباطبایى، المیزان، ج ۱۲ ص ۱۵۰ و ۱۵۱. 
[۴]. همان، ج ۱۹، ص ۱۰۱. 
[۵]. مرتضى، مطهرى، انسان و سرنوشت، ص ۵۲. 
[۶]. محاسن برقى، ج ۱، ص ۲۴۴. 
[۷]. بحارالانوار، ج ۵، ص ۱۲۲. 
[۸]. المیزان، ج ۱۹، ص ۱۰۱ ـ ۱۰۳. 
[۹]. اعلى۸۷، آیه ۳. 
[۱۰]. سید بن طاووس، اقبال الاعمال، ج ۱، صص ۳۱۲ ـ ۳۷۵. 
[۱۱]. کلینى، کافى، ج ۴، ص ۱۵۷. 
[۱۲]. میرزا جواد، ملکى تبریزى، المراقبات، صص ۲۳۷ ـ ۲۵۲. 
[۱۳]. کافى، ج ۱، ص ۲۴۸. 
[۱۴]. دخان ۴۴، آیه ۳. 
[۱۵]. همان، آیه ۴. 
[۱۶]. المیزان، ج ۲۰، ص ۳۸۲.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.