اهمیت کعبه-نماز به سمت کعبه-جایگاه کعبه ۱۳۸۹/۰۲/۰۷ - ۹۰۸ بازدید

چرا ما به سمت مکه نماز می خوانیم جدای از مسأله وحدت؟

درپاسخ این سوال توجه به چند نکته حایزاهمیت است :
الف ) نمازبه سوى کعبه دستورپروردگاراست
قرآن کریم مى‌فرماید : « ما فولّ وجهک شطر المسجد الحرام و حیث ما کنتم فولوا وجوهکم شطره . . . » 1 « پس روى کن به طرف مسجدالحرام و شما مسلمین نیز هر کجا باشید در نماز روى بدان جانب کنید » ، و نیز مى‌فرماید : « و من حیث خرجت فول وجهک شطر المسجدالحرام و حیث ماکنتم فولوا وجوهکم شطره . . . » « و اى رسول از هر جا و به هر دیار بیرون شدى روى به جانب کعبه کن و شما مسلمین هم به هر کجا بودید روى بدان جانب کنید » . 2 با توجه به این آیات ، مى‌توان برداشت‌هاى زیر را به دست آورد :
. 1 همان خدایى که فرموده است به هر طرف رو کنید آنجا وجه خدا است و اینکه او از رگ گردن به انسان نزدیک‌تر است ، همو دستور داده است که به هنگام نماز به طرف مسجدالحرام نماز بخوانید .
. 2 ( شطر » در آیه شریفه ( شطر المسجد الحرام ) به معناى سمت و جانب است . البته ایستادن دقیق در محاذات خانه کعبه و حتى مسجدالحرام براى کسانى که از دور نماز مى‌خوانند بسیار مشکل است ، اما ایستادن به سمت آن براى همه آسان است . همین دستور قرآنى به نوبه خود موجب پیشرفت علوم جغرافیا ، هیئت ، هندسه و ریاضى در بین مسلمین گردید زیرا براى قبله‌یابى و تشخیص جهت آن ، نیازمند این علوم بودند .
. 3 اینکه « خدا همه جا هست و به هر طرف که رو کنى روى او و سوى او است » این نتیجه را نمى‌دهد که پس به هر طرف مى‌توان نماز خواند . در همه جا بودن خداوند یک مطلب است و جهت نماز مطلب دیگر . کما اینکه خدا همه زبان‌ها را مى‌داند ولى باید نماز را به زبان عربى خواند و یا اینکه خدا موجودى زمانى نیست ولى نماز باید در زمان خاص خودش خوانده شود . حق‌تعالى به علل گوناگون ، دستور داده است که به طرف قبله واحد ، به زبان واحد ، و با شرایط مشترک دیگرى نماز گزارده شود و این دستور علاوه بر پیشرفت و پیشبرد علم و دانش بشرى ، مایه وحدت و هماهنگى بین مسلمانان نیز مى‌باشد و تأثیرات و آموزش‌هاى فرهنگى دیگرى نیز به دنبال دارد . از طرف دیگر در هر یک از این دستورات اسرار عرفانى بزرگ نهفته است . ناگفته نماند براى راهیابى به « حقیقت » باید دو مرحله « شریعت و طریقت » طى شود . یکى از نمونه‌هاى پایبندى به احکام شریعت ایستادن رو به قبله است که پرورش روحیه عبودیت و نهادینه شدن یک رفتار دینى به طور همگانى را به ارمغان مى‌آورد . همچنین پایبندى به احکام شرعى از مؤثرترین روش‌ها براى فرهنگ‌سازى در جامعه است . در غیر این صورت پراکندگى و ناهماهنگى و حتى ناهنجارى‌هاى فراوان در جامعه پدید خواهد آمد . 3
ب ) کعبه کانون عبادت وبندگى است
قران کریم ، همانطور که کعبه را اوّلین و با سابقه ترین خانه عبودیت و پرستش مى داند ، آن را براى همه جهانیان ، محور بندگى نیز مى شناسد و مى فرماید : « إن أولَ بَیتٍ وُضٖعَ لِلناس لَلذى بِبَکهَ مُبارکا و هُدى لِلعالَمین » 4 29 یعنى اوّلین خانه اى که براى همه مردم وضع شده و هدایت جهانیان را تأمین مى کند کعبه است و هیچ اختصاصى به گروه و نژاد خاصى ندارد و مردم اقلیم معینى ، از افراد اقلیم دیگر به آن سزاوارتر نیستند و مرزهاى جغرافیائى نیز در این امر همگانى نقش ندارد . از این رو ملل گوناگون جهان ، اعمّ از هندى و فارس و کلدانى و یهودى و عرب آن را گرامى مى داشتند . 5 خداى سبحان در این باره مى فرماید : به یاد آور هنگامى که مکان کعبه را براى ابراهیم خلیل ( ع ) معیّن کردیم تا مرجع عبادت پرستندگان را فراهم کند و به او گفتیم که : خانه مرا براى طواف کنندگان و نمازگزاران و راکعان و ساجدان پاکیزه نگه دار و در بین مردم دعوت حج را اعلان کن تا « از هر سو » و « به هر وضع و با هر وسیله ممکن » از پیاده و سواره و از دوز و نزدیک ، به نداى تو پاسخ دهند و به منظور انجام حج و زیارت کعبه گرد آیند : « وإذ بوَأنا لإبراهیم مکان البیت أن لا تشرِک بى شیئا و طَهِّر بَیتى لِلطّائفین و القائمین و الرُّکَعٖ السُجود و أَذِّن فى الناس بالحج یأتوک رٖجالاَ و على کل ضامرٍ یأتین من کل فَجٍ عمیق » 6
شاهد دیگر بر مطلب مزبور اینکه فرمود : هنگامى که ما کعبه را مرجع همه مردم و جایگاه امان و آرامش قرار دادیم : « وإذا جعلنا البیت مَثابه للناس و أمنا » این تعبیر گرچه به حسب دلالت صریح ، مردم اعصار پیشین را شامل نمى شود ، ولى با توجه به ذیل آیه که فرمود : « و اتَخذوا مِن مَقام إبراهیم مُصلى و عهدنا إلى إبراهیم و إسماعیل أن طَهَرا بیتى لِلطّائفین و العاکِفین و الرُّکَع السُجود » 7 روشن مى شود که نه تنها مردم جهان بعد از نزول قرآن به زیارت کعبه فرا خوانده شده اند ، بلکه همه افراد قرون گذشته نیز باید آهنگ کعبه مى کردند و به زیارت آن مى شتافتند زیرا پیمان الهى نسبت به دو پیامبر بزرگوار و متعهد ، یعنى ابراهیم و اسماعیل ( ع ) این بود که کعبه را براى زائران و طواف کنندگان و معتکفان و رکوع کنندگان و سجده گزاران پاک و پاکیزه نگه دارند .
ج ) کعبه نقش بنیادین در پایدارى دین دارد
آنچه ما از تبار بنیانگذار بیت الله الحرام ، حضرت ابراهیم ( ع ) به میراث برده ایم این است که عامل قیام مردم و مقاومت آنها در برابر جباران فرومایه ، قوام کعبه و نمازبه سمت او و ادامه امر آن است . در این باره امام صادق ( ع ) فرمود : تا زمانى که کعبه برپاست ، دین نیز پایدار است : H « لایزال الدین قائما ماقامت الکعبه » E 8
از این رو امام زمان ، قائم آل محمد ( ع ) نیز در آغاز قیام جهانى خود بر محور قیام و قوام جوامع انسانى ، یعنى کعبه ، تکیه زده ، یاران آن حضرت به حضورش مى شتابند . چنانکه امام باقر ( ع ) فرمود : H « القائم منا منصور بالرعب ، مؤید بالنصر . . . و ینزل روح الله عیسى بن مریم ( ع ) فیصلى خلفه . . . إذا تشبّه الرجال بالنساء و النساء بالرجال . . . و رکب ذوات الفروج السروج . . . وأکل الربا . . . فعند ذلک خروج قائمنا . فإذا خرج اسند ظهره إلى الکعبه و اجتمع إلیه ثلاث مائه و ثلاثه عشر رجلا ، فأوّل ما ینطق به هذه الآیه : « بَقیتُ الله خَیرٌ لَکُم إِن کُنتم مُؤْمِنین » 9 » 10
بنابراین ، حیات کعبه ، حیات دین است و با حیات دین مردم زنده اند و با خراب شدن و انهدام و ترک کعبه ، دین مى میرد و با مرگ دین ، مردم نیز خواهند مُرد . مبناى همه این سخنان آیه شریفه « جعل الله الکعبه البیت الحرام قیاما للناس » 11 است زیرا مفادش این است که رونق و عمران کعبه با طواف برگرد ان و خواندن نماز به سمت آن و گزاردن حج با مناسک آن و قبله قرار دادن آن در امور عبادى و مانند آنها عاملى مهم براى قیام مردم است . از طرفى بر این نکته نیز دلالت دارد که ویرانى و مهجور نهادن کعبه با ترک طواف بر گرد ان و نخواندن نماز به سمت ان و ترک دیگر امورى که رو به قبله باید انجام پذیرد موجب قعود مردم و ناتوانى آنها در دفع هواها و دشمنان است : « لِیَهلک مَن هَلک عَن بَینه و یَحیى مَن حَى عَن بینه » 12
کعبه براى دین خداوند به مثابه استخوان ستون فقرات انسان است که اگر راست و نیرومند و سالم باشد ، مقاومت و ایستادن و رفتن و شتاب گرفتن در رسیدن به مغفرت و پیشى گرفتن در خیر و امور دیگرى از این قبیل که حصول آنها متوقّف بر سلامت استخوان ستون فقرات است ، امکان پذیر خواهد بود . اما اگر این استخوان ناتوان و سست باشد ، ایستادن ناممکن و استقامت ناشدنى و سرعت و پیشى گرفتن و دیگر امور متوقف بر قیام ، محال است زیرا استخوان پشت ، شکسته و ستون « فقرات » آن شکاف برداشته و « فقیر » شده است ، در حالى که مى توانست با تکیه بر آن که تکیه گاه کسى است که تکیه گاهى ندارد و پناهنده شدن در پناه خداوند قائم 13 و محیط 14 و نگاهبان 15 که پناه کسى است که هیچ پناهى او را نیست ، روى پاى خود ایستاده و خود را از دیگرى بى نیاز سازد .
بر این اساس ، اگر خانه خدا مهجور واقع شد وبا نماز نخواندن به سمت آن مورد غفلت قرار گیرد ? ارتباط با مرکز اقتدار بریده مى شود و با قطع این ارتباط ، قیام به « قِسط » و مقاومت در برابر « قِسط » ( ستم و بیداد ) غیرممکن مى گردد و در این صورت خیر دنیا و آخرت ، حرام و بازداشته مى شود زیرا کعبه ، به فرموده امام صادق ( ع ) ، عامل قیام مردم براى دین و معاششان است . 16 از همین رو رسول خدا ( ص ) فرمود : هر کس خواهان دنیا و آخرت است باید این خانه ( کعبه ) را قصد کند : H « من أراد دنیا و آخره فلیؤم هذا البیت » E 17 . یعنى هر کس که مى خواهد در دنیا و آخرت به حسنه برسد : « رَبنا اتِنا فِى الدُّنیا حَسَنه و فِى الاخِره حَسَنَهً » 18 ، و با پروردگارش چنین راز و نیاز مى کند : « ربنا اتنا من لدنک رحمه وهیئ لنا من أمرنا رشدا » 19 باید این خانه را قصد کند و او را امام و مقتداى خویش قرار داده ، بدان اقتدا کند و مقصد خود قرارش دهد و در جستجویش روانه شود زیرا خیر دنیا و آخرت در پرتو کعبه که قیام آن ، قیام دین است و قیام دین ، مایه بهره مندى در دنیا و آخرت است خواهد بود .
( 1 ) بقره ( 2 ) ، آیه . 144 ( 2 ) همان ، آیه . 150 ( 3 ) براى آگاهى بیشتر . ک : امام خمینى ، آداب‌الصلوه . ( 4 ) حج / ( 5 ) ( المیزان 258 / 3 363 ) ( 6 ) حج / 26 27 ( 7 ) بقره / 125 ( 8 ) ( وسائل الشیعه 14 / 8 ) . ( 9 ) هود / 86 ( 10 ) ( بحار 191 / 52 192 ) . ( 11 ) مائده / 97 ( 12 ) انفال / . 42 ( 13 ) رعد / 33 ( 14 ) نساء / 126 ( 15 ) سبأ / 21 ( 16 ) ( وسائل الشیعه 41 / 8 ) ( 17 ) ( همان / 40 ) ( 18 ) بقره / 201 ( 19 ) کهف / 10

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.