اهمیت نماز -هدف از نماز -تفکر بجای نماز ۱۳۹۰/۰۵/۳۰ - ۸۲ بازدید

اخیرا در بین همکارانم بحثی مطرح شد که آیا واقعا نماز خواندن اینقدر که در دین مطرح شده است مهم است؟در همان بحث مطرح شد که مثلا چرا بعضی افراد که اینقدر به نماز خواندن اهمیت میدهند خصوصیات انسانی شاخصی ندارند مثلا به راحتی دروغ می‌گویند درمحیط کار کارهایشان را به نحو احسن انجام نمی دهند، غیبت می‌کنند و... اما خیلی ها علی رغم اینکه متظاهر هم نیستند ویژگی‌های مثبت بسیاری دارند. پس نتیجه میگیریم که نماز اینقدر هم که در دین به اهمیت ان تکیه شده است مهم نیست.سوال دیگری که مطرح بود اینکه اگر یاد خدا هدف نماز است خوب ما به جای اینکه یک نماز بدون حضور قلب بخوانیم بیاییم روزی یک ربع به خداوند و موضوعات پیرامونی آن تفکر کنیم. لطفا مرا راهنمایی فرمایید.

درباره بخش ابتدایی سوال شما توجه به نکات زیر مناسب است: الف-میزان بازدارندگی نماز از فحشا و منکر بستگی به درجات نماز و میزان حضور و توجه در آن دارد. اگر نماز به صورت کامل اقامه شود، به طور قطع نیروی بازدارندگی کاملی در فرد نماز گذار ایجاد خواهد کرد. در هر صورت نماز از فحشا و فکر باز می دارد ولی این در همه افراد نماز خوان به یک اندازه نیست. کسی که به کلی نماز نمی خواند، حتما به دلیل عدم وجود نیروی بازدارنده به گناهان زیادی آلوده خواهد شد. همین که شما اکنون سوال مطرح کرده اید معلوم می شود که طالب پاکی هستید و این طلب یکی از آثار نماز در شما است. باید به این نکته بیاندیشید که اگر همین نمازی را که اکنون می خوانید نمی خوانید، در چه راهی قرار می گرفتید و چه سرانجامی برایتان رقم می خورد.
انسانى که گاهى دچار گناه خطا مى گردد و بعد پشیمان مى گردد و خود را ملامت و سرزنش مى کند، به مرحله اى رسیده که داراى نفس لوّامه و سرزنشگر شده است و یک پله از مرحله نفس اماره یعنى نفسى که به زشتى و بدى امر مى کند و از انجام آن ملول نمى گردد و بیمى ندارد، بالاتر آمده است و این فرد یک قدم به هدف نزدیک شده است و باید خدا را شاکر بود و از او خواست که توفیق رسیدن به مراحل بالاتر و هر چه بیشتر نزدیکتر شدن به خود را به ما عنایت کند.
ب- باید توجه داشت که فاصله گرفتن از بدى و گناه و نزدیک شدن به معنویات و قرب خداوند، امرى تدریجى است و محتاج صبر و حوصله فراوان است. انسان باید مانند کوهنوردى باشد که گاهى به قله کوه بلندى که قصد صعود به آن را دارد نگاه مى کند و احساس مى کند هنوز تا قله کوه راه زیادى مانده و از طرفى به دامنه کوه نگاه مى کند و مى بیند از آن فاصله گرفته و این حالت بین ترس و امید را چنان چه در قرآن کریم و روایات معصومین(ع) آمده، همواره در زندگى خود حفظ کند. یعنى هم از این که گاهى توفیق بندگى و دورى از گناه را پیدا کرده امیدوار و خوشحال باشد و هم از این که گاهى دچار لغزش و گناه مى گردد ترسان و بیمناک.
ج- درباره کسانی که واجبات دینی خود را انجام می دهند ولی اهل گناه هستند، این سوال مطرح می شود که آیا اعمال و عبادات آنها مقبول واقع می شود یا نه؟ گفتنی است: منظور از قبولی اثر بخشی عمل است و مراد از اثر بخشی این است که انسان را به خداوند نزدیک کند، زیرا هدف کلی دین و انسان در زندگی قرب به خداوند است، بنابراین هر عملی که بتواند انسان را به خداوند نزدیک کند، عملی است که به طور قطع مورد قبول و پذیرش خداوند واقع شده است. معیار کلی این است که اعمال فرد مؤمن بر طبق معیارهای برگرفته از قرآن و سنت معصومین(ع) باشد و اعتبار هر عملی که از انسان سر می زند در هماهنگی با این معیار است.
اگر فردی معیارهای لازم برای اعمال را بشناسد و در هماهنگی اعمال خود با آن معیارها بکوشد، باید امیدوار باشد عملش مورد قبول و رضای خداوند است.
اکثر مومنین که نماز می خوانند و روزه می گیرند، گاهی نیز آلوده به گناه می شوند. کسی نمی تواند ادعا کند که هرگز گناه نمی کند. این ادعا خاص معصومین(ع) است. بنابراین ترک نماز و روزه و واجبات در هیچ صورتی روا نیست و باید دانست که همین نمازهای بی روح و دست و پا شکسته ما نیز خالی از آثار مختلف تربیتی و روانی و اجتماعی نمی باشد و اگر انسان همین نماز بی روح را هم ترک می کرد، میزان جرم و خطا و معصیت او بیشتر می شد. چون اثر عمده نماز که همان نهی از فحشا و زشتی و گناهان است، حتی در این گونه نمازها نیز ظاهر و آشکار می گردد.
در روایت آمده است جوانی از انصار نماز خود را به جماعت با پیامبر -صلی الله علیه و آله- می خواند ولی گاهی مرتکب خطا و گناه نیز می شد.
این جریان را به پیامبر گفتند. حضرت فرمود: بالاخره این نماز روزی باعث بیداری و دوری او از گناه می گردد. طولی نکشید که آن جوان متنبه و بیدار شد و دست از اعمال بد و زشت خود برداشت و در صراط مستقیم بندگی قدم گذاشت.
انسان مومن باید به هر طریق با خدای خود مرتبط و پیوسته باشد و رابطه اش را با خدای خود هر چه قدر هم که ضعیف و کم رنگ باشد، قطع ننماید و همین ارتباط ضعیف را روز به روز تقویت نماید تا به تدریچ به درجات عالی قرب و معرفت خدای متعال برسد:
گرت هواست که معشوق نگسلد پیوند
نگاه دار سر رشته تا نگه دارد
د- شما می دانید ترک کلی گناه، خاص افرادی است که به عنایت الهی دارای ملکه عصمت هستند و برای سایرین تنها ملکه عدالت که مرتبه ای پایین تر از عصمت است امکان پذیر است. تازه این صفت نیز از کمالاتی است که در نهایت تلاش اخلاقی و فعالیت خودسازانه قابل حصول است و دست یابی به آن نشان از موفقیت انسان در اصلاح نفس و رسیدن به صفت جامعی دارد که از کمالات نهایی انسان محسوب می شود.
در هر صورت برای گناه نکردن یا پیمودن راهی که به تدریج باعث استحکام صفت عدالت در انسان می شود، چاره ای جز این نیست که ابتدا با ریشه های تمایل انسان به گناه آشنا شویم و سعی کنیم این ریشه ها را در وجود خویش خنثی نماییم.
در ادامه گفتنی است که خدای متعال در فطرت همگان شناخت نیک و بد را قرار داده و توسط انبیای الهی انسان را از پیروی از شیطان و هوای نفس برحذر داشته است و مومنان نیز به تاثیر منفی شیطان و هوای نفس ایمان دارند، ولی در اثر وجود عواملی نمی توانند آنچنان که باید مقاومت نمایند و دچار لغزش و گناه می شوند. برای اینگونه افراد بهترین راهکار تنظیم برنامه خودسازی و مبارزه با عوامل گناه است
امّا درباره قسمت دوّم سوال شما باید به عرض برسانیم که:
۱ – ترک نماز چون معصیت است در نتیجه خودش یک منکر است پس چکونه انسان بی نماز می تواند مدعی باشد که از منکر دوری کرده و به خدای خویش نزدیک شده است ؟
۲ – فردی را تصور کنید که مبتلا به درد عضلانی است و پزشک برای رفع این درد وی را ملزم کرده هر روز ورزش کند . از طرف دیگر یکی از نتایج ورزش این است که افکار پراکنده و خیالات را از انسان دور می کند . حال اگر این فرد بتواند برافکار خود مسلط باشد و جلوی خیالات باطل را بگیرد ایا از ورزش بی نیاز شده است ؟
در مورد نماز هم باید گفت یکی از اثار نماز ( نه تمام اثار ) یاد خداست. حال ایا انسان میتواند از تمامی اثار و برکات نماز چشم پوشی کند با این توجیه که یکی از این اثار الان حاصل است ؟
۳ – نماز راهی است که خداوند برای کسی که ادعای بندگی داردو خواهان قرب خداست قرار داده است ( دقت شود ! ) .به عبارت دیگر اسلام و قرآن داراى سیستمى تربیتى جهت نیل آدمى به مراتب کمال است که از جمله آنها اقامه نماز مى باشد. محور تربیت و تعالى انسان در مکتب اسلام، با توجه به خداوند و در نظر گرفتن موقعیت او و نیز جایگاه خود انسان میسّر است. این توجه با نماز حاصل مى شود. نماز و نه هیچ عبادت دیگرى، براى خداوند سودى به همراه ندارد و اگر هیچ کس در تمامى هستى سر بر آستان او نساید، بر دامن کبریایى او گردى نمى نشیند. ولى غفلت انسان از خداوند، زمینه سقوط وى به پست ترین درجات را فراهم مى کند .
۴- نماز آثار بسیار زیادی دارد که در آیات و روایات به برخی از آنها اشاره شده است. نماز کار خانه انسان سازی است روح توحید، شکر گذاری, اعلان بندگی خدا، نظم، بهداشت و نظافت، اتحاد و همبستگی(نماز جماعت)، بی نیازی از مردم، استمداد خدا، ارتباط با شهدا و ... همه در همه در نماز است و مقصود از نماز در اسلام نمازی نیست که هنگام خواندن آن چیزی بگوید و بعد از نماز خلاف آن را عمل کند نماز خوان های درست و حسابی هماهنگی کاملی در همه اعمال و رفتار و گفتار دارند.
بنابراین، نماز دارای آثار گرانبهای فردی و اجتماعی است و در حقیقت از عالی ترین مکتب های تربیتی و اخلاقی می باشد.
باید دانست که همین نمازهای بی روح و دست و پا شکسته ما نیز خالی از آثار مختلف تربیتی و روانی و اجتماعی نمی باشد.
۵- هشام بن حکم از امام صادق(ع) پرسید: چرا نماز واجب شد، در حالی که هم وقت می گیرد و هم انسان را به زحمت می اندازد؟ امام فرمود: «پیامبرانی آمدند و مردم را به آیین خود دعوت نمودند. عده ای هم دین آنان را پذیرفتند، امّا با مرگ آن پیامبران، نام و دین و یاد آن‌ها از میان رفت. خداوند اراده فرمود که اسلام و نام پیامبر اسلام(ص) زنده بماند و این از
طریق نماز امکان پذیر است»، (۳)یعنی علاوه بر آن که نماز عبادت پروردگار است، موجب طراوت مکتب و احیای دین هم هست هم چنین نماز رابطه بنده با خداست و طبیعی است که بنده آن را به جا می آورد که خواسته خداوند و معبود اوست و اصولاهدف اصلی از خلقت انسان بندگی است و نماز بهترین شیوه اظهار بندگی است شکل نماز هم قشنگ است، هم معارف بلند اسلامی در آن وجود دارد، هم تسبیح و تقدیس لفظی است و هم تقدیس عملی می‌باشد. رکوع و سجود و تسبیح و تحمید و دعا و تکبیر و سلام و خلاصه همة زیبایی ها در نماز است. با این همه اگر نماز به طور صحیح و کامل با حفظ شرایط و آداب خوانده شود،
با توجه به آیات و روایات در این زمینه، برخى از آثار و حکمت ها چنین است:
۱ - قرب معنوى
یکى از آثار بسیار مهم نماز قرب به خداوند است. این اثر روح عبادت و نماز را تشکیل مى دهد و یکى از آیات قرآن هدف آفرینش انسان عبادت بیان شده است.( ذاریات(۵۱)، آیه ۵۶.) که حکایت گر بعد معنوى نماز و اهمیت آن است، امام على(ع) فرمود: «الصلوة قربان لکل تقى ( نهج البلاغه، کلمات قصار، جمله ۱۳۶، با اقتباس از: تفسیر نمونه، ج ۱۶، ص ۲۹۲ )نماز وسیله تقرب هر پرهیز کارى به خداوند است». در برخى از روایات از نماز به عنوان
معراج مؤمن یاد شده که اشاره به آثار معنوى آن مى باشد. انسان مومن از طریق نماز با خدای بزرگ انس می گیرد و هر چه انس اش به خداوند قوی تر می شود از دنیا و لذت های آن فاصله می گیرد و از بدی ها دور و به خداوند که منبع تمام خوبی ها است نزدیک می گردد. تمامی انبیای الهی آمده اند تا از طریق عبادت به انسان کمک کنند که با خداوند انس بگیرد و فریب دنیا و شیطان را نخورد و اسیر لذت های دنیوی نشود.
۲ - یاد خدا و آرامش روانى
در قرآن آمده است: «اقم الصلوة لذکرى( طه(۲۰)، آیه ۱۴.)، نماز را بر پا دار تا به یاد من باشى».
یکى از نویسندگان در تفسیر این آیه مى نویسد: «روح واساس و هدف و پایه و مقدمه و نتیجه و بالاخره فلسفه نماز همان یاد خدا است. همان «ذکر اللَّه» است که در آیه فوق به عنوان برترین نتیجه بیان شده است»( تفسیر نمونه، ج ۱۶، ص ۲۸۹.)
) ذکر و یاد خداوند نقش تعیین کننده در آرامش روانى دارد.
نماز به عنوان ذکر خدا به انسان هاى نماز گذار آرامش مى دهد، «ألا بذکر اللَّه تطمئن القلوب(رعد(۱۳)، آیه ۲۸.)، آگاه باشید یاد خدا مایه اطمینان است».
۳ - عامل باز دارنده از گناه
یکى از آثار مهم نماز جلوگیر از گناه است: «إنّ الصلوة تنهى عن الفحشا و المنکر»(عنکبوت (۲۹)، آیه ۴۵.)
طبیعت نماز از آن جا که انسان را به یاد خدا نیرومندترین عامل بازدارنده یعنى اعتقاد به مبدأ و معاد مى اندازد، داراى اثر بازدارندگى از فحشا و منکر است. انسان که به نماز مى ایستد و تکبیر مى گوید، خدا را از همه چیز بالاتر مى شمرد... بدون شک در قلب و روح چنین انسانى، جنبشى به سوى حق و حرکت به سوى پاکى و جهشى به سوى تقوا پیدا مى شود...»( تفسیر نمونه، ج ۱۶، ص ۲۸۴.)
۴ - گناه زدایى
یکى از آثار بسیار مهم نماز گناه زدایى است. نماز وسیله شستشو از گناهان و مغفرت و أمرزش الهى است( همان، ص ۲۹۰.)
پیامبر(ص) از یاران خود سؤال کرد: اگر بر در خانه یکى از شما نهرى از آب صاف و پاکیزه باشد و در هر روز پنج بار خود را در آن شستشو دهید، آیا چیزى از آلودگى و کثافت در بدن او مى ماند؟ در پاسخ عرض کردند،نه. حضرت فرمود:
نماز درست هماننداین آب جارى است. هر زمان که انسان نماز مى خواند، گناهانى که در میان دو نماز انجام شده است، از بین مى رود.»( وسایل الشیعه، ج ۳، ص ۷.)
۵ - غفلت زدایى
بزرگ ترین مصیبت براى رهروان راه حق آن است که هدف آفرینش خود را فراموش کند. و غرق در زندگى مادى و لذائذ زودگذر گردند، اما نماز به حکم این که در فواصل مختلف در هر شبانه روز پنج بار انجام مى شود، مرتباً به انسان اخطار مى کند و هشدار مى دهد و هدف آفرینش او را خاطر نشان مى سازد... و این نعمت بزرگى است که انسان وسیله اى در اختیار داشته باشد که در هر شبانه روز چند مرتبه به او بیدار باش گوید.(تفسیر نمونه، ج ۱۶، ص ۲۹۰ - ۲۹۱.)
۶ - تکبر زدایى
یکى از عوامل مهم تکبر زدایى نماز است، زیرا انسان در هر شبانه روز هفده رکعت و در هر رکعت دو بار پیشانى بر خاک در برابر خدا مى گذارد و خود را ذره کوچکى در برابر عظمت او مى بیند، از این رو پرده هاى غرور و خودخواهى را کنار مى زند. از این رو على(ع) بعد از بیان فلسفه عبادت، یکى از آثار نماز ۱ - تکبر زدایى بیان نمود: «خداوند
ایمان را براى پاکسازى انسان هااز شرک واجب کرده است و نماز را براى پاکسازى از کبر»( نهج البلاغه، کلمات قصار ۲۵۲.).
۷ - عامل پرورش فضائل اخلاقى
نماز روح اخلاص و خداباورى را در انسان افزایش مى دهد و نتیجه آن پرورش فضایل اخلاقى است، انسان با نماز خواندن خود را از جهان محدود ماده و چهار دیوار طبیعت بیرون مى برد و به ملکوت آسمان ها دعوت مى کند و با فرشتگان همصدا مى شود و خدا را درهمه حال حاضر و ناظر مى داند.
۸ - همگرایى
علاوه بر آثار مذکور که معمولاً آثار خودى نماز محسوب مى شودند، یکى از آثار مهم اجتماعى و سیاسى نماز، همگرایى است، برگزارى نماز جمعه و جماعت، وحدت مسلمانان را به نمایش مى گذارد زیرا مسلمانان با صفوف فشرده در کنار هم قرار گرفته و با اوضاع سیاسى و اجتماعى جهان آگاهى پیدا مى کنند
پیامبر اسلام(ص) فرمود: «خداوند نماز جمعه را بر شما واجب کرده است هر کس آن را در حیات من یا بعد از وفات من از روى استخفاف یا انکار ترک کند، خداوند او را پریشان مى کند و به کار او برکت نمى دهد. بدانید نماز او قبول نمى شود، بدانید زکات او قبول نمى شود، بدانید حج او قبول نمى شود،..، تا از این کار توبه کند...»( وسایل الشیعه، ج ۵، ص ۷.).
۹ - نفى طاغوت و ایستاگى در مقابل ستم
انسانى که فقط خداوند را عبادت نماید در مقابل او سر تعظیم و تسلیم فرود آورد، هر چه غیر خداوند است، براى او حقیر و کوچک مى شود و کسى نمى تواند با ظلم و ستم بر او چیره شود.
و در مقابل گردنکشان و ظالمان سر تسلیم فرود نمى آورد و با طاغوت کنار نمى آید. خداوند این مسئله را یکى از اهداف بعثت پیامبر(ص) دانسته است: «و در میان هر امتى، پیامبرى را مبعوث کردیم تا خداوند را عبادت نمایید و از طاغوت (هر چه در مقابل خدا است) پرهیز کنید.( نحل (۱۶)، آیه ۳۶.)
بنابراین تنها یاد خدا هدف نماز نمی باشد تا با لحظاتی تفکر، حاصل شود. بلکه معجونی از برکات و آثار تربیتی است که خالق ما برای این وجودها لازم دیده است. و قطعا این نیاز انسان از راه دیگری تامین نخواهد گردید.
جهت مطالعه بیشتر در این زمینه ر.ک:
۱- اسرار نماز، شهید ثانى، ترجمه مهدى پور
۲- اسرار الصلاة، میرزا جواد ملکى تبریزى
۳- آداب نماز، امام خمینى
۴- پرتوى از اسرار نماز، محسن قرائتى

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.