اهمیت وقت-ارزش زمان ۱۳۸۶/۰۸/۲۰ - ۲۲۰۸۴ بازدید

در مورد ارزش وقت و غنیمت شمردنش مقاله و کتاب معرفی کنید.

مقدمه:
عمر، یکی از سرمایه ها است که در صورت بهره گیری صحیح می تواند، آینده سعادتبخش و روشنی برای ما به ارمغان آورد. بهره وری از سرمایه عمر، ویژه انسان های عاقل و آینده نگر است.
در فرصت های روزگار، وفا نیست و پیوسته رو به کاهش است، اگر قدر آن شناخته نشود، به سرعت از دست می رود، بی آنکه دستاوردی برای انسان داشته باشد.
عمر انسان که تنها سرمایه او است، همچون آب روان در سراشیبی، با تندی می گذرد و با گذشت هر روز، به اندازه یک روز از سرمایه انسان مستهلک می شود. بنابراین باید نهایت توجه و وسواس را داشت تا در قبال این رفتن سرمایه، توشه و کمالی کسب کنیم. نیروها، نشاط، سلامتی و بالاخره فرصت های مختلفی که اکنون برای هرکسی فراهم است، همیشه همینطور نمی ماند. روز به روز از مقدار آن کاسته می شود. انسان عاقل آنست که قبل از پایان یافتن فرصت ها، استعداد های خویش را شکوفا و کمال مطلوب خود را تحصیل نماید.
سعدیا دی رفت و فردا همچنان معلوم نیست در میان این و آن فرصت شمار امروز را.
برای استفاده شایسته از سرمایه عمر و جلوگیری از حسرت های آینده، توجه به مطالب و نکات زیر ضروری می نماید. ما در این مقاله کوشیده ایم با استفاده از آموزه های ارزش مند دینی، به مقدار توان و فرصت برخی از این نکات مهم را گوشزد نماییم، به این امید که برای نسل جوان ما سودمند باشد.

مفهوم وقت:
وقت یعنى فرصت ها، ساعت ها، روزها و ماه ها و سال ها بلکه دقیقه ها و ثانیه ها و لحظه هایی که در ظرف عمر طی می شوند و زمان؛ یعنی گذر همین ثانیه ها و لحظه ها.
در روایتی از مولی علی (ع) است که عمر تو همان وقت تو است که در آنی إن عمرک وقتک الذی أنت فیه ( غرر الحکم، ۳۲۳۱) و در مقابل نیز فرموده: همانا وقت های تو اجزاء عمر تو است و سپس نصیحت نموده که مواظب باش از آن جز در جهت نجات خویش بهره نگیری. إنَّ أوْقاتِکَ أجْزاءُ عُمْرِکَ، فَلاتُنْفِذْ لَکَ وَقْتاً إلاّ فیما یُنْجیکَ بدون شک اوقاتى که مى گذرانى پاره هاى عمر تو هستند، لذا نباید وقت خود را تمام کنى مگر در چیزى که نجات تو در آن باشد. (همان،۳۶۴۲)
در کلام دیگری فرموده: عمر، مجموعه نفس هایی است که می کشی العمر أنفاس معدده (همان، ۵۳۵) هر نفسی که آدمی می کشد، در حقیقت پاره ای از عمر خویش را سپری نموده است. بهره گیرى از وقت بزرگترین توفیقى است که نصیب بشر مى شود، و او مى تواند در پرتو آن به اهداف عالیه برسد، و به پیروزى در همه ابعاد دست یابد.
بهای عمر:
از نظر اسـلام، ارزش عـمـر بـسـتـگـى به کارکرد قربی دارد. هر چیزی که باعث نزدیکی انسان به خدای خود شود، تامین کننده سعادت او است و وقت و عمر او را ارزشمند خواهد کرد.
از مجموعه آموزه های قرآن کریم استفاده می شود که با ایمان ، عمل صالح ، بندگى خدا و اخلاق نیکو راه سعادت انسان طی می شود و وقت و عمر او قیمت پیدا می کند. امیر مؤ منان (ع ) در این زمینه فرموده: هـمـانـا عـمـر تـو، مـهـریه سعادت و خوشبختى تو است به شرط آنکه ، آن را در طاعت و بندگى پروردگارت ، به پایان ببرى، اِنَّ عُمْرَکَ مَهْرُ سَعادَتِکَ، اِنْ اَنْفَدْتَهُ فى طاعَةِ رَبِّکَ. غرر الحکم،ح ۳۴۲۹
اگر کـسى عمرش را در راه تحصیل ایمان و معرفت ، بندگى خدا و کسب اخلاق انسانى صرف کند، از وقـت خود خوب استفاده کرده و در غیر این صورت ،دچار ضرر و خسران خواهد شد. آن امام همام در کلام گهر بار دیگری فرموده: . به راستى که زیانکارکسى است که در جهت عمرش زیان کرده; و بهره ورى که دیگران به او در خرج عمرش حسرت خورند کسى است که وقتش را در طاعت پروردگارش تمام کرده است. إن المغبون من غبن عمره ، وإن المغبوط من أنفذ عمره فی طاعة ربه. همان، ۳۵۰۲
و نیز فرمود: براى نفس شما قیمتى جز بهشت نیست , جانتان و خودتان را به غیر از بهشت , به چیز دیگرى , نفروشید .
فلیس لا نفسکم ثمن الا الجنة فلاتبیعوها الا بها. بحار الانوار، ج۱، ص۱۴۴
طلای وقت:
: به وفور دیده‌ایم که برخی در مقام نصیحت و برای این که اهمیت وقت را یادآور شوند به دیگری می‌گویند «وقت طلا است‌». آنها گرچه وقت را با یک شیء به ظاهر با ارزش و گران سنگ مقایسه می‌کنند، اما در عین حال حق مطلب را به جا نیاورده‌اند. به خاطر این که طلا یک شی قابل تقویم است‌. ارزشش قابل اندازه‌گیری است‌. ارزشش به کمیت درمی‌آید یا چیزی قابل جبران است، اما وقت انسان قابل تقویم و ارزشگذاری نیست و اگر هدر شد با هیچ چیز قابل جبران نخواهد بود؛ بنابراین تشبیه ارزش وقت به طلا گرچه ارزش وقت را از سایر امور بالاتر می برد، اما صحیح نیست زیرا این تشبیه به عکس مقصود ما، باعث کاستن ارزش حقیقی وقت و عمر انسان می شود‌. اگر انسان به این نکته که عمر یا وقت چیزی است که اگر هدر شد قابل جبران نیست توجه داشته باشد، دچار وسواس عجیبی در استفاده بهینه از ساعات عمرش خواهد شد و آن را ارزان ازکف نخواهد داد. تنها چیزی که ارزش هم سنگ وقت و عمر انسان را دارد، علم و اخلاق است که اگر انسان در تحصیل آن کوشید، می‌تواند ادعا کند که قدر وقت و عمر خویش را شناخته است‌. عزیزترین سرمایه:
بى شک وقت و فرصت بزرگترین سرمایه گرانبها و بى نظیر براى بشر است، که مى توان در استفاده بهینه از آن، در همه عرصه ها به پیش رفت و به عالى ترین درجات مادى و معنوى نایل گشت.
وقت همان عمر انسان است که سرمایه اى بالاتر از آن نیست، مشروط بر این که از آن براى رشد و ترقى ظاهر و باطن استفاده شود، یعنى وقت نردبان ترقى گردد، و گرنه نه تنها سرمایه نیست بلکه شرمایه، و وسیله شرّ و تیره بختى است. بر همین اساس امام سجّاد(ع) در فرازى از دعاى خود به خداوند عرض مى کند: عمر طولانى تا هنگامى که عمرم در راه اطاعت تو صرف شود به من عطا کن، و هرگاه عمرم چراگاه شیطان گردد، جانم را قبل از پیشى گرفتن عذابت بگیر. و عمرنی ما کان عمری بذله فی طاعتک فاذا کان عمری مرتعا للشیطان فاقبضنی الیک. ) صحیفه سجادیه، دعای ۲۰)
بهره گیرى از وقت بزرگترین توفیقى است که نصیب بشر مى شود، و او مى تواند در پرتو آن به اهداف عالیه برسد، و به پیروزى در همه ابعاد دست یابد، وقت گوهر ناب و گران سنجى است که ارزش هیچ چیز را نمى توان با آن مقایسه کرد.
سعدى چیزى را براى سنجش ارزش وقت نیافته جز شب قدر را که مطابق قرآن بهتر از هزار ماه است آنجا که گوید:
قضا روزگارى زمن در ربود که هر روزش از پى شب قدر بود
مکن عمر ضایع به افسوس و حیف که فرصت عزیز است و الوقت ضیف
و از سخنان، امام صادق(ع) است که هیچ چیزى عزیزتر از روح و وقت تو نیست: «لیس شى ء اعزّ من قلبک و وقتک. لئالى الاخبار، ج ۱، ص ۱۶.
برهمین اساس پیامبران و امامان و اولیاء خدا بیشترین استفاده را از وقت خود نموده و وقت گذرانى بیهوده را از گناهان بزرگ مى شمردند.
سهل بن عبداللّه گفته است: وقت توعزیزترین چیزها است پس آنرا به گرانبهاترین چیزها به کارگیر وقتک اعزّا لأشیاء فاشغله بأعزّالأشیاء.
پیروان راستین امامان(ع) از علما و مراجع و سایر اولیاء، به پیروى از امامان(ع) به اوقات خود احترام شایانى مى کردند، و به همین علت به درجات عالى رسیدند. یکى از این علما و مراجع، مرحوم آیت اللّه العظمى شیخ محمد حسن نجفى معروف به صاحب جواهر(مؤلف جواهرالکلام) است، این مرد بزرگ بر اثر اهمّیت دادن به وقت، این کتاب را که شامل فقه استدلالى همه ابواب فقه است و در بیش از ۴۰جلد تألیف شده، به رشته تحریر درآورد، و چنین کتاب ارزشمندى رابه جهان بشریت تحویل داد، نقل شده یکى از پسرانش از دنیا رفت، او از آن با خبر شد، دست از قلم کشید و کنار جنازه پسر آمد، و پس از تلاوت آیاتى از قرآن، همانجا بقچه خود را گشود، و از فرصت استفاده نمود، و مشغول نوشتن کتاب جواهر شد، تا حاضران از غسل و تکفین پسرش فارغ شوند.
کیمیاى جوانى:
: وضع اکثر جوانان مانند مردى ثروتمند می ماند که سرمایه خود را بدون پروا خرج مى کند, غافل از آن که دیر یا زود ثروت کلانش به پایان خواهد رسید. (آنتوان چخوف) با این که کمتر از پنجاه سال عمر کرد, اما به دلیل آن که قدر وقت را مى دانست هزار داستان کوتاه و چندین کتاب از خود به یادگار گذاشت.
شاید (یک روز) خیلى بى اهمیت به نظر برسد, اما از لحاظ کیفیّت با (یک سال) بلکه گاهی با (ابدیت) برابر است. دانشمندى مى نویسد: (ما همچون زارعى هستیم که هر روز بیشتر از روز گذشته کشتزار مرگ خود را شخم مى زنیم. )
رشته عمـر تو را لیـل و نهار پاره سازد لحظه لحظه تارتار
ایام جوانى, دوران درخشندگى و فروغ زندگى است. دنیا با درخشش جوانان, سرسبز و با طراوت است, به طورى که دنیاى بى جوان, ماتمکده اى بیش نیست.
ویژگى هایى نظیر نشاط, کوشش, هیجان, انتقاد, زیبا دوستى, پویایى, نوجویى و نوآورى, همزاد با این دوران است. جوان با این توشه به سوى هدف گام بر مى دارد و همواره در پى رسیدن به سعادت, تلاش و کوشش مى کند. دل جوان با نوخواهى, طراوت مى یابد, چرا که جوان براى زمانى غیر از زمان گذشتگان آفریده شده و پذیرش سخن و اندیشه نو با سرشت او آمیخته است.
جـوانى یکى از نعمتهاى پرارج الهى و ازسرمایه هاى بزرگ سعادت در زندگى بشر شناخته شـده است. این دوران از عمر انسان، اگر چه خود قسمتى ازمجموع عمر آدمى است، ولی از نظر اسـلام بـه انـدازه اى ، مـهـمّ، ارزنده وممتاز قلمداد شده که گفته می شود در روز قیامت از این نعمت بطور خاص ، پرسش مى شود.
پیامبر اکرم (ص ) فرمود: در قـیـامـت هـیـچ بـنـده اى قـدم از قـدم بـرنـمـى دارد، مـگـر ایـنـکـه از او سـؤ ال مى شود: عمرش را در چه کارى صرف نموده و از جوانى اش که در چه راهى تمام کرده است و از مالش که از چه راهی بدست آورده و چگونه مصرف نموده است و از محبت ما اهل بیت(ع) . اذا کان یوم القیامه لا یزول العبد قدما عن قدم حتی یسئل عن اربعة اشیاء، عن عمره فیما افناه و عن شبابه فیما ابلاه و عن ماله من این اکتسبه و فی ما انفقه و عن حبنا اهل البیت. (جامع الاخبار، ص۲۰۴)
على علیه السلام فرمود: دو چـیـزاسـت کـه قـدر و قـیمتشان را نمى شناسد، مگر کسى که آن دو را از دست داده باشد، یکى جوانى و دیگرى تندرستى . شیئان لا یعرف فضلهما الا من فقدهما: الشباب و العافیه. (غرر الحکم، ح۵۷۶۴)
پیامبران و امامان (ع) به طور مکرر مردم را به اغتنام فرصت ها و اهمیت دقت و استفاده صحیح از آن سفارش مى کردند، و خود در این راستا پیشتاز و الگو بودند، پیامبر(ص) به ابوذر فرمود: پنج چیز را قبل از فرارسیدن پنج چیز دیگر غنیمت بشمار؛ زندگى قبل از مرگ، سلامتى قبل از بیمارى، فراغت قبل از اشتغال، جوانى قبل از پیرى،و بى نیازى را قبل از تهى دستى. اغتنم خمسا قبل خمس، حیاتک قبل موتک و صحتک قبل سقمک و فراغک قبل شغلک و شبابک قبل هرمک و غناک قبل فقرک. (مکارم الاخلاق، ج۲، ص۳۶۴)
البته علت اینکه برخی جوانان قدر جوانی خود را نمی دانند و آن را به بطالت می گذرانند ، نا آگاهی ایشان است. جوان یعنی کسی که در ابتدای راه زندگی است و به طور طبیعی تجربه اش برای زندگی اندک است. از جوان توقع نمی رود که مانند یک فرد مسن و سرد و گرم چشیده روزگار آگاهانه انتخاب و عمل نماید، ولی باید به لحاظ فرهنگی شرایط را به گونه ای سامان دهی نمود که این آگاهی و اختیار در او تقویت شود و از فرصت های خود در جهت رشد و کمال انسانی بهره بیشتری ببرد.
مصرف بهینه جوانی:
راهـهـایـى کـه فـرصـت جـوانـى بـایـد در آنـهـا مـصـرف شـود، در روایـات اهل بیت علیهم السلام نشان داده شده که به برخى از آنها اشاره مى کنیم :
الف ـ تـحـصـیـل عـلم : دانش و آگاهی خوراک روح انسان است. انسان به هیچ چیزی در زندگی خود به اندازه علم و دانش نیاز ندارد. بهترین دوران کسب دانش ایام جوانی است، زیرا به هر میزان که آدمی پیر می شود قدرت فراگیری اش کاهش می یابد. رسـول خـدا (ص) فرمود: کسى که درجوانى دانش بیاموزد، مانند نقشى است که بر سنگ کنده باشند. من تعلم فی شبابه کان بمنزله الرسم فی الحجر. (بحار الانوار، ج۱، ص۲۲۲)
امام صادق علیه السلام فرمود: دوسـت نـدارم ، جـوانى از شما مسلمانان را ببینم مگر آنکه روز او به یکى از دوحالت آغاز شود؛ یا دانشمند باشد یا دانشجو، اگر چنین نکرد ( ودر نادانى به سر برد) در اداى وظیفه کوتاهى کـرده و کـوتاهى دراداى وظیفه از بین بردن جوانى است . از بین بردن جوانى گناه است و اگر مـرتـکـب گـناه شود، درعذاب الهى مسکن خواهد گزید، قسم به خداوندى که محمد(ص ) را به حق به نبوّت فرستاده است .
ب ـ عـبادت و بندگى : بعد از دانش هیچ چیزی به مانند عبادت در رشد و کمال انسان موثر نیست. اسلام ، نسل جوان را دعوت مى کند که بنده خدا باشند وخود را از افسار گـسـیـختگى و بى بند و باریهایى که دشمنان اسلام پیش پاى جوانان مى گذارند، برهانند. آنـان کـه ایـام جـوانـى خود را صرف عبادت و بندگى خدا کرده ، از گناهان پرهیز مى کنند، در پـیـشـگـاه الهـى مـورد احـتـرام وارزش بـوده ، در سـایـه رحـمـت او بـهـره مـنـد خـواهـنـد بـود. رسول خداصلى الله علیه وآله فرمود: همانا خداوند، جوانى را که جوانى خود را در اطاعت و بندگى خدا گذرانده ، دوست دارد. ان الله یحب الشاب الذی یفنی شبابه فی طاعه الله. (کنز العمال، ح۴۳۰۶۰)
همچنین فرمود: خـداونـد هـفـت گـروه را در سـایـه رحمت خود جاى مى دهد، روزى که سایه اى جز سایه او نیست ، اوّل زمامدار دادگر و دوّم جوانى که در عبادت خداوند پرورش یافته باشد... .
ج ـ اخـلاق نـیـکـو: شخصیت انسان را صفات و ملکات اخلاقی او شکل می دهد و دوران جـوانـى ، بـهـتـریـن فـرصـت بـراى بـه دسـت آوردن فضایل اخلاقى است .
رسول خدا (ص )فرمود: جوان سخاوتمند خوش اخلاق ، در نزد خدا از پیر بخیلِ عابدِ بداخلاق ، محبوبتر است . شاب سخی حسن الخلق احب الی الله من شیخ بخیل عابد سیء الخلق. (کنز العمال، ح۱۶۰۶۱)
د ـ تـوبـه : جـوانـى ، بهترین فرصت براى تغییر مسیر از زشتیها و پلیدیها به پاکیهاست . اسـلام بـه جـوانـان ، پـناهگاه مطمئن ومحکمى را نشان داده و آنها نیز باید براى درامان ماندن از سـقـوط و افـتـادن درمـنـجـلاب گناه ، به آن پناهگاه پناه برده توبه نمایند که جوانى ، بهار توبه است . پیامبر اکرم (ص ) فرمود: هیچ چیزی نزد خداوند از جوان توبه کار محبوب تر نیست . ما من شئ احب الی الله تعالی من شاب تائب. ( کنز العمال، ح۱۰۲۳۳)
ظهور لحظه ها:
به طور کلی قیامت ظرف ظهور انسان است و لحظه های زندگی هر یک صندوقچه هایی هستند که در آخرت باز می شوند و محتوای خویش را به آدمی می نمایانند. در صورتی که انسان از آن لحظه ها به خوبی استفاده کرده باشد، در قیامت شاد می شود و در غیر این صورت افسرده و حسرت زده خواهد شد.
رسول گرامی اسلام در روایت بسیار عبرت آموزی به این حقیقت اشاره نموده است . ایشان فرموده: روز قیامت که می شود برای هر روز از عمر انسان بیست و چهار صندوقچه به تعداد ساعت های شبانه روز باز خواهد شد. صندوقچه ای را باز می کنند، و بنده آن را مملو از نور و سرور می یابد، در آن هنگام باندازه ای خوشحال می شود که اگر آن خوشحالی را به تمام اهل جهنم تقسیم کنند، همه آنها حالتی پیدا می کنند که درد سوزنده آتش را احساس نمی کنند، آن ساعتی است که در آن خدای تعالی را اطاعت نموده است.
سپس صندوقچه دیگری را باز می کنند و می بیند که پر از تاریکی و بوی بد بسیار ناراحت کننده است، در آن هنگام چنان ناله و حالت دردناکی پیدا می کند که اگر آن ناراحتی را به تمام اهل بهشت تقسیم کنند، لذت درک نعمت های بهشتی برای آنها نقصان می یابد، آن ساعتی است که در آن، خدای تعالی را معصیت نموده است.
پس از آن صندوقچه دیگری را باز می کنند و مشاهده می کند که کاملا خالی است، یعنی محتوای آن نه باعث خوشحالی او می شود و نه باعث آزار او، این ساعتی است که در آن خوابیده و یا به کارهای مباح دنیا مشغول شده است، در این لحظه است که احساس خسارت می کند و تاسف می خورد که چرا از آن فرصت های سرنوشت ساز بهره نبرده، در صورت که می توانست آنها را پر از کارهای نیکی و نور و سروری کند که قابل توصیف نباشد.
بعد می فرماید: به همین خاطر است که قرآن کریم قیامت را روز تغابن نامیده است. یفتح للعبد یوم القیامة على کل یوم من أیام عمره أربعة وعشرون خزانة عدد ساعات اللیل والنهار ، فخزانة یجدها مملوءة نورا وسرورا فیناله عند مشاهدتها من الفرح والسرور ما لو وزع على أهل النار لأدهشهم عن الإحساس بألم النار ، وهی الساعة التی أطاع فیها ربه ، ثم یفتح له خزانة اخرى فیراها مظلمة منتنة مفزعة فیناله عند مشاهدتها من الفزع والجزع ما لو قسم على أهل الجنة لنغص علیهم نعیمها ، وهی الساعة التی عصى فیها ربه ، ثم یفتح له خزانة اخرى فیراها فارغة لیس فیها ما یسره ولا ما یسوؤه ، وهی الساعة التی نام فیها أو اشتغل فیها بشئ من مباحات الدنیا ، فیناله من الغبن والأسف على فواتها - حیث کان متمکنا من أن یملاها حسنات - ما لا یوصف ، ومن هذا قوله تعالى :( ذلک یوم التغابن ) . (بحار الانوار، ج۷، ص۲۶۲)
منابع اصلی اخلاق اسلامی:
-راه روشن, ترجمه مهجه البیضاء فیض کاشانی
- اخلاق اسلامی, ترجمه جامع السعادات ملا مهدی نراقی
- معراج السعاده، ملا احمد نراقی
- نقطه های آغاز در اخلاق عملی آیت الله مهدوی کنی
- اخلاق در قرآن (۳ جلد) مصباح یزدی
منابع بیشتر:
- خودسازی برای خودشناسی، مصباح یزدی
- تهذیب نفس، ابراهیم امینی
- مقالات استاد محمد شجاعی
- خودسازى، شهید باهنر
- خودسازى، محمد یزدى
- جهاد با نفس، ج ۳، حسین مظاهرى

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
سوال درباره وقت زمانچگونه باید از وقت استفاده کنیم
پرسمان
سلام علیکم، يكى از امتيازات برنامه ريزى اين است كه احساس خوب بودن و احساس موجوديت به انسان دست مى دهد. انسانِ داراى برنامه در صحنه است نه تماشاگر صحنه به عبارتى ديگر او فعال و بازيگر نقش خويش است نه تماشاگر صِرف و منفعل كه اصطلاح نازيباى (نعش در برابر نقش) را دارد. «برنامه» حامى و پشتيبان لحظات شماست مخصوصاً هنگامى كه نمى دانيد چه كار بايد بكنيد و تقديم و تأخر فعاليت ها از كفتان خارج مى گردد برنامه، تصويرى از كارها، فرصتى براى انتخاب و زاويه اى روشن در تاريكى و ابهام به شما هديه مى كند و بر سفره دلتان مى نشيند و با شما سخن مى گويد. لذا اگر برنامه ريزى را جز زندگى خود به شمار آوريم و به آن عادت داشته باشيم در حقيقت به طرق مختلف استعدادهاى خويش را شكوفا مى سازيم و مبهم ترين لحظات زندگى را به صحنه روشن فعاليت، تلاش، شدن، شكوفايى، رشد، بهره ورى، و ارتقاء روز افزون مى كشانيم. امروز در روان شناسى عقيده بر اين است كه افراد سر حال و خوشحال كه احساس خوبى در مورد خويشتن دارند عمدتاً 3 ويژگى مهم دارند: 1. در زندگى منظم و دقيق هستند؛ 2. موفقيت و شكست را ضمن اين كه تجربه كرده اند جزئى از زندگى مى دانند؛ 3. در زندگى داراى برنامه، ايده و روشن هستند. چنين افرادى مشتاق بخشش و كارهاى عام المنفعه و نوع دوستى هستند وليكن مشتاق بخشيدن وقت خويش نمى باشند. چون تنها سرمايه بى بديل و بى جايگزين زمان است كه بايستى با برنامه ريزى تعريف شود زيرا برنامه بودن و عدم صيانت وقت نوعى تخريب فرصت ها است و آدمى گرفتار سارقين زمان مى گردد. بنا به اذعان روان شناسان، انسان محصول دو چيز است: فرصت ها و تهديدها.2 «فرصت ها» در قالب برنامه، طرح، ايده، محافظت از وقت، تقسيم لحظات زندگى، چشم انداز دور نسبت به وضع موجود، افق بلند را ديدن، و فرا سو را نگريستن تعريف مى شود. شايد به تعبيرى صحيح تر و خلاصه تر مفهوم عينى فرصت = برنامه ريزى است چون انسان بى برنامه و بى هدف، فرصتى را تعريف نمى كند و بالعكس انسانى كه فرصت ها را نمى شناسد برنامه اى براى خود طراحى نمى كند به قول ميگر3 او در حقيقت بر مدار خطر متوقف است چون دچار استهلاك در جا مى شود و به قول جان بروح و نيتزكى 4 او نمى خواهد حركت كند. تهديدها: به رغم واژه مشمئز كننده اش، از جهتى ميمون و مبارك است چرا كه اگر فرد بداند تهديدهايى نيز هست آنها را به عنوان (متغير مزاحم 5) شناسايى مى كند و زحمتشان را كم مى كند لذا بعضى واژه ها گرچه تلخ يا در محدوده قرمزند امّا از جهتى مفيد و جهت دهنده هستند چون اين تلنگر ذهنى را به انسان مى زنند كه به فكر تغيير6 ، اصلاح 7 و تعديل وضع موجود جهت وصول به وضع مطلوب بايد بود. T}سه نكته اساسى{T از جمله تهديدهاى مطرح و موجود علل و عوامل خورنده زمان و فرصت ها كه اصطلاحاً ما به آن (سارقين و دزدان زمان) مى گوييم و بايد شناسايى، تعريف، تحديد، و كنترل شوند و سپس آنها را به فرصت تبديل كنيم. 1. نكته حائز اهميت اين است كه احياى فرصت، نوعى دگرگونى مثبت در زندگى است، لذا وقتى كه براى ايجاد دگرگونى هاى مثبت در حيات خويش آماده شويم، تمام آنچه را كه به يارى آنها نيازمنديم به سوى خودمان مى كشانيم. به همين خاطر دگرگونى مثبت خيلى ساده است و از ملزومات و مقدمات برنامه ريزى است چون اين امر باعث كشش به سمت و سوى نظام مندى فكرى مى گردد و هر كدام از ما از طريق الگوهاى فكرى و احساسى، تجربيات زندگى خود را مى توانيم به برنامه تبديل نماييم لذا آنچه را كه درباره خودمان و زندگى مان بدان مى انديشيم به حقيقت مى پيوندد. 2. مطلب ديگر اين كه «وقت و زمان» يك سمبل مشترك بين انسان ها به شمار مى آيد. هر كسى كه باشيد و در هر شرايط شغلى و اقتصادى يا جغرافيايى كه قرار داريد، مهم اين است كه در بيست و چهار ساعت از شبانه روز با يكديگر مشتركيم، زمان يك وسيله گرانقدر است، لذا نبايد آن را بيهوده تلف نماييم. 3. نكته ديگر اين كه در خصوص اتلاف وقت بايد بدانيم كه: اگر شما روزانه ده دقيقه را تلف كنيد تا به دنبال مثلاً «وسايل گمشده و آشفته خود بگرديد» در سال حدود 60 ساعت وقت تلف مى گردد، لذا براى حل اين مشكل از همان ابتدا بايستى اشياء را در جاى مناسب و كارها را در حدود مشخص جايابى نمود. با اين روش يك گوشه دنج و آرام ولو كوچك را براى خودِتان در اين دنياى پهناور مى سازيد. مكانى كه هميشه باعث آرامش روح و آسايش فكر و جان شما خواهد شد. T}سارقان زمـــان{T 1T}. تعارفات{T از جمله سارقين زمان تعارفات بيش از از حدّ و فقدان شهامت «نه گفتن» است به همين خاطر آدمى اسير و منقاد اين سارق بزرگ زمان و فرصت ها مى گردد چون نمى تواند جواب رد يا نفى بدهد، لذا حتّى اين استيصال و درماندگى بر روح، روان و جسم آنها اثر مى گذارد. اكثر افراد شكست خورده در برنامه ها كه با انبوهى از كارهاى نيمه تمام و فعاليت هاى زخمى رودررويند اين دسته از افراد هستند كه اسير اين سارقِ احساسى هستند. روان شناسان مى گويند8: «بعضى از مردم نمى دانند (يا نمى توانند) كه چگونه، چه زمانى، به چه شيوه اى پاسخ منفى بدهند و تنها راهى كه براى پاسخ منفى دادن بلد هستند بيمار شدن است». T}2. تلفن{T تلفن يك ابزار ضرورى و يك وسيله ارتباط حياتى در زندگى امروز است امّا نحوه استفاده صحيح و حساب شده از آن بهره ورى آن را دو چندان مى كند و آن را به عنوان تسهيل گر تبديل مى كند وليكن استفاده غلط از آن مى تواند سارق زمان باشد. گفتگوهاى طولانى و حاشيه روى هاى بى مورد و حتّى دفعات استفاده غير ضرور باعث ضايعات زيادى از جمله: خستگى روانى انقطاع كار، عصبانيت، ابهام و تحليل جسمانى مى گردد. نكته ديگر اين كه وقفه هايي كه تلفن هاى غير ضرورى در كار به جود مى آورند، موجب هدر رفتن وقت مى گردد. T}3. ملاقات كنندگان {T در منزل، محيط كار، خيابان و محيطهاى ديگر اجتماعى با افراد گوناگونى در تعامل و ديدار و صحبت هستيم وليكن بعضى از افراد فرصت هاى مرده خويش را براى ملاقات با ما انتخاب مى كنند كه چه بسا ما در اوج مشغله بوده و نياز شديدى به تمركز9 داشته باشيم به همين جهت بسيارى ملاقات ها عامل سرقت زمان و كشتن وقت است. 4T}. اطلاعات اضافى{T اغلب ما چه در ذهن و چه در محيط كار و يا ميز كار و در منزل با اطلاعات، يادداشت ها، و مطالب اضافى رو در رو هستيم، مقدار فروانى مدارك، نامه ها و كاغذهاى ادارى ما را احاطه كرده است و بى نظمى در اين موارد وقت زيادى را جهت بررسى وگاه مراجعات مكرر و بيهوده تلف مى كند كه به نحوى سارق زمان هستند، لذا بايد اطلاعات كيفى موجود به صورت دسته بندى شده و نه بسته بندى در جاى مناسب قرار داده شوند. و اطلاعات كمى نيز بايد به صورت فهرست، نمودار، جدول و غيره خلاصه شوند تا در مراجعات ضرورى بعدى مجبور به كنترل همه اطلاعات و اتلاف وقت نشويم. T}5. خود محورى {T از عمده ترين سارقين زمان خود محورى و خود را قطب و ناظر و فاعل همه كارها دانستن است، حال اين كه در انجام كارها از واگذاري اختيار، كمك گرفتن از همكاران و دوستان مى توان استفاده نمود خود محورى هم سارق زمان است و هم آزاردهنده اعصاب و عامل تنش هاى رواني شديد مى گردد. انسان هايى كه در امور، (خود محور) باشند در انبوهى از اطلاعات دست و پا مى زنند و دائماً اعلام مى كنند كه كمبود وقت دارند. لذا متخصصينِ برنامه ريزى مى گويند: «خود را درگير كارهايى كه ديگران نيز مى توانند انجام دهند يا بايد انجام دهند نكنيد.»10 T}6. عدم تقسيم انرژى {T همه ما انسان ها در طى شبانه روز ظرفيت هايى داريم و انرژى تعريف شده و محدودى را مى توانيم مصرف نماييم. لذا شايسته است كه با توجه به امور و وظايف و فعاليت هايمان انرژى خود را تقسيم نماييم. استفاده مؤثر از وقت به ميزان تقسيم صحيح انرژى در طى شبانه روز بستگى دارد. بسيارى افراد از ساعات اوليه صبح مثلاً ساعت 8 صبح تا 11 فوق العاده انرژى مصرف مى كنند تا جايى كه انرژى جايگزين هم نمى تواند آنها را براى فعاليت هاى بعدى آماده كند و علاوه بر آن استهلاك روانى آنها را بى حال مى كنند لذا ساعات باقى مانده در طى شبانه روز تحت تأثير اين خستگى مفرط و طاقت فرسا عملاً تلف مى گردند، لذا اين تندى و خستگى به سرقت زمان هاى باقيمانده مى انجامد. T}7. عدم اولويت گذارى {T از سارقين عمده زمان نداشتن فهرستى از كارها بر اساس رتبه تفضلى اولويت هاست عملاً ما روزانه با بسيارى از امور سر و كار داريم كه سه حالت دارند: 1. امور ضرب الاجلى و سريع؛ 2. امور و كارهاى روزانه متوسط؛ 3. امور عادى و معمولى. اگر اوليت گذارى صحيحى صورت نگيرد. وقت زيادى را صرف موضوعات جزئى و بى اهميت مى كنيم و در نتيجه نمى توانيم به قدر كافى روى وظايف عمده و حساس متمركز شويم. T}8. نوع نگرش به زمان {T نوع نگرش به زمان گوياى استفاده بهينه يا عدم استفاده صحيح از آن است. نگرش روز، هفته، ماه به زمان نوعى (سرقت پنهان) زمان است براى جلوگيرى از اين سرقت مخفيانه بايد به زمان به عنوان دقيقه، لحظه و ثانيه نگاه كنيم. برنامه ريزى دقيق زمان بندى شده يعنى نجات دادن و ذخيره سازى وقت است و نتايج زير از آن حاصل مى گردد. 1. اهداف حرفه اى و شخصى سريع تر و مطمئن تر حاصل مى گردند؛ 2. عامل ذخيره وقت است؛ 3. براى پيگيرى تمام پروژه ها، كارها، وظايف و فعاليت ها وقت خواهيد داشت؛ 4. از فشارهاى روزمره زندگى كاسته مى شود و شما عادت ها و شيوه هاى روزانه قابل اتكاى بيشترى در اختيار خواهيد داشت. عموماً افراد موفق در مديريت وقت خويش موفق بوده اند. آنها از آن جا كه فعاليت شان را تحت كنترل در مى آورند تا در نتيجه (وقت بيشترى) براى كارهاى اساسى داشته باشند همواره كامياب مى گردند. راز موفقيت بسيارى از افراد موفق، استفاده بهينه و كار آمد و روزانه از لحظات و فرصت هاى زندگى است (كه بسيار محدودند) و به آنها اجازه مى دهد تا: 1. نگرش جامع و فرا گيرد داشته باشند؛ 2. روشمند برنامه ريزى كنند؛ 3. مراقبت از زمان را در حد بالايى به عمل آورند؛ 4. به پيشرفت حرفه اى و شخصيتى خويش بپردازند؛ 5. در زندگى هماهنگ عمل كنند. 6. هر روز آمادگى بهترى براى انجام كارها نسبت به گذشته داشته باشند؛ 7. داراى خرسندى و تسلط در مواجهه با تمام بحران ها و حوادث غير مترقبه باشند؛ 8. احساس مثبت بودن در پايان روز؛ 9. و بالاتر از همه «زمان ذخيره و حفظ شده به وسيله رعايت برخى جوانب» حاصل مى نمايند. 10. ابهام در اهداف و مقاصد از عوامل ديگر مؤثر در سرقت زمان ابهام در اهداف و مقاصد و غايات است. مارك تواين مى نويسد: «اگر اهداف روشن نباشد، بايد دو چندان زمان صرف نموده و دو چندان تلاش كرد»11 مديريت زمان از زاويه اهداف روشن و فعاليت هاى تعريف شد چه مى گذرد چون اهداف افراد را به مبارزه مى خواند و محرك و مشوق فعاليت ها هستند. برنامه ريزى مبتنى بر هدف روشى بهينه و پاسخگو است. شخصى كه در برنامه هاى خويش اهداف، آگاهانه و هوشمندانه دارد و آنها را پيروى مى كند با استفاده از انضباط و انگيزش شخصى بُعد جديدى را ر خويش به حركت در مى آورد كه اصطلاحاً به آن نيروهاى ناخودآگاه گفته مى شود. اهداف و اوليت ها ارتباط تنگاتنگى با هم دارند هر كسى كه اهداف روشنى داشته باشد و اين اهداف نسبت به ساير اهداف مهمتر باشند اولويت آنها بيشتر محسوس مى گردد در نتيجه ابهام در اهداف و مقاصد نوعى غلطيدن در يكى از عوامل سرقت زمان است. بعد از مطرح كردن 9 سارق زمان بايد بگوييم كه براى به سازى و كيفى كردن برنامه ها اين شعار را فراموش نكنيد كه هميشه برنامه هايتان را روى كاغذ بياوريد ما حتّى در طبيعت مشق مى كنيم، زمين را خط كشى، دانه پاشى، نهر بندى (جوى و پشته) و سپس (كاشت، داشت، برداشت) محصول اين پروسه است در ضمن مراقبت و سمپاشى نشان دهنده دقت و حذف يا تغيير و اصلاح است، زمان بهار زندگى است و برنامه بذر فرصت هاست، لذا هر كسى در بهار به موقع نكارد، در پاييز درو نخواهد كرد. در نتيجه هر چه وقت خود را بهتر سازماندهى كنيم (برنامه ريزى) بهتر مى توانيم از آن، جهت دستيابى به اهداف شخصى و شغلى و حرفه اى ستفاده كنيم. باز تأكيد مى كنيم «برنامه ريزى يعنى نجات دادن و ذخيره سازى وقت است». ----------------------- پى نوشت: 1. نادرقلى قورچيان، برنامه ريزى آموزشى و درسى، مقطع دكترى (d - ph) (1379). 2. همان، (1379). 3. كيت احپسون، دامين گال، نظارت و راهنمايى كلينيى، ترجمه دكتر محمدرضا بهرنگى (1372). 4. جان بروح وگرى گر او نيتزكى (M.I.S)مديريت سيتم هاى اطلاعات ترجمه منوچهر غيبى، تهران: انتشارات مركز مديريت دولتى (1372). . متغير مزاحم در تحقيق ناشناخته است ولى بمحض شناخته شدن بايد كنترل و تحديد (محدود) گردد. .6.Chanye .Reform. . لوئيزهى - افكار خلاق درون، دكتر اباذر حبيبى نيا، تهران، نشر مهرداد (1372)، ص 122. .Centeralization. 10. راجيو، ستى، مديريت برتر زمان، تهران، نسل نوانديش (1377)، ص 106. 11. لوتارجى سى ورت، مديريت زمان، توكلى نيا، نشر عصر ظهور، (1378).
میهمان
خیلی خوب است عمر انسان وزندگی انسان دست خدا است
میهمان
ارزش وقت

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.