اوصاف بهشت-اوصاف جهنم ۱۳۸۸/۰۴/۱۰ - ۷۵۹ بازدید

توصیف اجمالی از بهشت و همچنین جهنم را بیان کنید؟

مقدمه:
بهشت ،که غیر ازپاکی وصفا نیست، وآنچه هست، همه نور خدا ومعنویت است و جایگاه انسانهای خدا گونه وپاک ومنزه از رذایل می باشد.و انسانهایی که قابلیت تشرف به بهشت را پیدا می کنند ، انسانهایی هستند که عینیت گناه ورذیلت را مشاهده کرده وبه سمت آن نمی روند؛ چون در بهشت هر چه هست ، همه کمال وپاکی است وگناه ومعصیت در آن جایگاهی ندارد،

اما توصیف اجمالی از بهشت :


خوب است، بهشت را در آیه ای از قرآن ، تعریف کرده، سپس به سیمایی که قرآن از پرهیز کاران وبهشتیان ترسیم کرده ،بپر دازیم.
آل عمران ۱۳۳ الی ۱۳۶ :
وَ سارِعُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِینَ (۱۳۳) الَّذِینَ یُنْفِقُونَ فِی السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ الْکاظِمِینَ الْغَیْظَ وَ الْعافِینَ عَنِ النَّاسِ وَ اللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ (۱۳۴) وَ الَّذِینَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَکَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَ مَنْ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللَّهُ وَ لَمْ یُصِرُّوا عَلى ما فَعَلُوا وَ هُمْ یَعْلَمُونَ (۱۳۵) أُولئِکَ جَزاؤُهُمْ مَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِینَ فِیها وَ نِعْمَ أَجْرُ الْعامِلِینَ (۱۳۶)
ترجمه:
۱۳۳- و بر یکدیگر سبقت بجوئید براى رسیدن به آمرزش پروردگار خود و بهشتى که وسعت آن آسمانها و زمین است و براى پرهیزگاران آماده شده است.
۱۳۴- همانها که در وسعت و پریشانى انفاق مى کنند، و خشم خود را فرو مى برند و از خطاى مردم مى گذرند، و خدا نیکوکاران را دوست دارد.
۱۳۵- و آنها که هنگامى که مرتکب عمل زشتى شوند یا به خود ستم کنند به یاد خدا مى افتند و براى گناهان خود طلب آمرزش مى کنند- و کیست جز خدا که گناهان را ببخشد- و اصرار بر گناه نمى کنند با اینکه میدانند.
۱۳۶- آنها پاداششان آمرزش پروردگار، و بهشتهایى است که از زیر (درختان) آنها نهرها جارى است، جاودانه در آن مى مانند و این چه پاداش نیکى است براى آنها که اهل عمل هستند.
مسابقه در مسیر سعادت
وَ سارِعُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّکُمْ سارعوا از مسارعت به معنى کوشش و تلاش دو یا چند نفر براى پیشى گرفتن از یکدیگر در رسیدن به یک هدف است، و در کارهاى نیک، قابل ستایش، و در کارهاى بد، نکوهیده است.
به دنبال آیات گذشته که بدکاران را تهدید به مجازات آتش و نیکوکاران را تشویق به رحمت الهى مى کرد، در این آیه کوشش و تلاش نیکوکاران را تشبیه به- یک مسابقه معنوى کرده که هدف نهایى آن آمرزش الهى و نعمت هاى جاویدان بهشت است و مى فرماید: براى رسیدن به این هدف بر یکدیگر سبقت بگیرید.
در حقیقت قرآن در اینجا از یک نکته روانى استفاده کرده که انسان براى انجام دادن یک کار اگر تنها باشد معمولا کار را بدون سرعت و به طور عادى انجام مى دهد، ولى اگر جنبه مسابقه به خود بگیرد، آنهم مسابقه اى که جائزه با ارزشى براى آن تعیین شده، تمام نیرو و انرژى خود را به کار مى گیرد و با سرعت هر چه بیشتر به سوى هدف پیش مى تازد.
و اگر مى بینیم هدف این مسابقه در درجه اول مغفرت قرار داده شده براى این است که رسیدن به هر مقام معنوى بدون آمرزش و شستشوى از گناه ممکن نیست، نخست باید خود را از گناه شست و سپس به مقام قرب پروردگار گام نهاد!.
وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ: دومین هدف این مسابقه معنوى بهشت قرار داده شده، بهشتى که وسعت آن، پهنه آسمانها و زمین است (باید توجه داشت که مراد از عرض در این آیه اصطلاح هندسى آن که در مقابل طول است، نیست، بلکه به معنى لغوى که وسعت است مى باشد).
و به این ترتیب قرآن با صراحت مى گوید: وسعت بهشت همان وسعت آسمانها و زمین مى باشد.
در آیه ۲۱ سوره حدید همین تعبیر با تفاوت مختصرى دیده مى شود سابِقُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُها کَعَرْضِ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ در این آیه به جاى مسارعت صریحا کلمه مسابقه ذکر شده و سماء به صورت مفرد با الف و لام جنس آمده که در اینجا معنى عموم مى دهد، و از کاف تشبیه استفاده شده است، به این معنى که در آیه مورد بحث صریحا مى گوید وسعت بهشت همان وسعت آسمانها و زمین است ولى در آیه سوره حدید مى گوید:
وسعت آن مانند وسعت آسمان و زمین مى باشد، و هر دو تعبیر یک معنى را مى رساند.
در پایان آیه تصریح مى کند که این بهشت، با آن عظمت، براى پرهیزگاران آماده شده است (أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِینَ)
دربهشت کهنگی ، پیری ومرگ وجود ندارد به روایت زیر توجه کنید:
از عبد اللّه بن ابى اوفى نقل گردیده که مردى نزد رسول خدا (ص) آمد و گفت یا رسول اللّه خوابیدن از امورى است که چشمهاى ما بآن آرامش پیدا نموده و آسایشى از براى بدن ایجاد مى شود آیا در بهشت هم خواب وجود دارد یا نه؟ پیامبر فرمود نه، زیرا خواب شریک مرگ است و در بهشت مرگ وجود ندارد سپس پرسید بنابراین آرامش و آرمیدن اهل بهشت چگونه خواهد بود؟ پیامبر در عین حالى که سؤال مزبور را بزرگ تلقى نمود فرمود در بهشت ضعف و خستگى وجود ندارد و اهل بهشت همیشه در راحتى و آسایش بسر مى برند.

اما در دنبال آیه راجع به کسانی که به بهشت می روند مطالبی را آورده که آنها را بیان نمی کنیم.

أُولئِکَ جَزاؤُهُمْ مَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِینَ فِیها.
در این آیه پاداش پرهیزگارانى که صفات آنها در دو آیه گذشته آمده توضیح داده شده است و آن عبارت است از آمرزش پروردگار و بهشتى که نهرهااز زیر درختان آن جارى است (و لحظه اى آب از آنها قطع نمى شود) بهشتى که بطور جاودان در آن خواهند بود.
در حقیقت در اینجا نخست اشاره به مواهب معنوى و مغفرت و شستشوى دل و جان و تکامل روحانى شده، سپس اشاره به مواهب مادى نموده، و در پایان مى گوید: وَ نِعْمَ أَجْرُ الْعامِلِینَ: این چه پاداش نیکى است براى آنها که اهل عمل هستند و مرد میدان اند نه افراد واداده و تنبل که همیشه از تعهدات و مسئولیتهاى خویش مى گریزند.
اما راجع به آفرینش جهنم :
در نظام حکیمانه الهى همان طور که وجود بهشت در کل نظام هستى، ضرورى و سودمند است؛ وجود دوزخ نیز لازم و فایده مند است. وقتى خداوند متعال نعمت هاى خود بر بندگان را بر مى شمارد، جهنم و عذاب هاى آن را در ردیف نعمت ها قرار داده، مى گوید:
«... هذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِی یُکَذِّبُ بِهَا الْمُجْرِمُونَ یَطُوفُونَ بَیْنَها وَ بَیْنَ حَمِیمٍ آنٍ فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ»(۱)؛
«این است همان جهنمى که تبه کاران آن را دروغ مى خواندند؛ میان آتش و آب جوشان مى گردند. پس کدام یک از نعمت هاى پروردگارتان را منکرید؟»
یکى از فواید دوزخ، این است که بسیارى از مردم را از بدى، انحراف و کج روى باز مى دارد. چه بسیار کسانى که از خوف جهنم، به سعادت و شرافت جاودانه نایل آمده اند. اگر خداوند حکیم دوزخ را در شمار نعمت ها آورده است، واقعاً نعمت بزرگى را تذکر داده؛ چرا که بدون آن بیشتر انسان ها اهل بندگى و حرکت در جهت تکامل نیستند.
راز جهنم :
متکلمان، فیلسوفان و عارفان الهى به گونه هاى مختلف پرده از راز وجود جهنم برگرفته، بر آن استدلال کرده اند. برخى تا یازده دلیل بر این مطلب شمرده اند که به جهت اختصار به ذکر یکى از آنها بسنده مى شود:(۲)
دوزخ چیزى جز تجسّم عینى کردار انسان نیست. کیفر اخروى مانند کیفرهاى دنیوى، امرى قراردادى و اعتبارى نیست؛ بلکه حقیقتى تکوینى و قهرى است که از ناحیه خود انسان دامنگیر او شده و او شعله هاى آن را برمى افروزد. کیفرهاى اعتبارى قابل وضع و رفع است، اما کیفر تکوینى باطن خود عمل است و عمل و کیفر دو روى یک سکه اند. در چنین رابطه اى وجود عمل سوء، مساوى با وجود کیفر است و بین آن دو فاصله اى نیست. از این رو قرآن مى فرماید: «وَ مَن جاءَ بِالسَّیئه فَکُبَت وُجوُههم فِى النّار هَل تُجزون إِلاّ ما کُنتم تَعمَلون»(۳)؛ «آنان که کردار بد همراه خویش بیاورند، به رو در آتش افکنده مى شوند. آیا پاداشى جز آنچه عمل مى کردید خواهید داشت؟» در آیه دیگر آمده است: «یا أَیُّها الَّذِین کَفَروُا لا تَعْتَذِروُا الیَوم إِنَّما تُجْزُون ما کُنتم تَعمَلون»(۴)؛ «اى کسانى که کافر شده اید! امروز پوزش نخواهید. همانا پاداش کردارتان را مى بینید». [خداوند براى آنان ابزار سوخت و سوزى غیر از اعمال شان فراهم نکرده است؛ بلکه وجود ستمگر خود هیزم و ماده آتش زاى جهنم است: «وَ أَما القاسِطُون فَکانُوا لِجَهنَّم حَطَبا»(۵). این بشر ملحد و ستمگر است که آتش جهنم را مى افروزد و تنورش را گرم مى سازد. بنابراین، باید از خدا در رابطه با چنین آتشى پروا داشت: «فَاتَّقوا النّار الَّتى وَقوُدها النّاس و الحِجارَة»(۶). قرآن به حقیقت و بدون ارتکاب مجاز و استعاره مى فرماید: «إِنَّ الَّذِینَ یَأْکُلُونَ أَمْوالَ الْیَتامى ظُلْماً إِنَّما یَأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ ناراً»(۷)؛ «در حقیقت کسانى که اموال یتیمان را از سر ظلم و ستم مى خورند، جز این نیست که در شکم هاى خود آتش مى خورند».
۱) الرحمن (۵۵)، آیه ۴۳ و ۴۴.۲) جهت آگاهى بیشتر بنگرید: محمد حسن قدردان ملکى، جهنم چرا؟، قم: بوستان کتاب.۳) نمل (۲۷)، آیه ۹۰.۴) تحریم (۶۶)، آیه ۷.۵) جن (۷۲)، آیه ۱۵.۶) بقره (۲)، آیه ۲۴.۷) نساء۴)، آیه .۸) جهت آگاهى بیشتر بنگرید: الف. معادشناسى (مجموعه چلچراغ حکمت)، حمیدرضا شاکرین، تهران، کانون اندیشه جوان. ب. معادشناسى، محمد حسن قدردان قراملکى

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.