اوصاف جهنم-جهنم در قرآن ۱۳۸۷/۰۸/۲۴ - ۲۸۰۱ بازدید

توصیف جهنم در قرآن به چه صورت است؟

قرآن مجید برخی از اوصاف دوزخ را چنین بیان می فرماید: 1 - «إِنَّ المُجْرِمینَ فی عَذاب جَهنَّم خالِدوُن لایُفَتِّر عَنْهم وهُم فیه مُبْلِسُون و ما ظَلْمناهُم ولکن کانوا هُم الظالِمین وَنادوا یا مالِکُ لِیَقْضِ عَلَینا رَبُکَ قال إِنَّکم ماکِثوُن لَقَد جِئْناکُم بِالحَقِّ ولکِنَّ أَکثَرکُم لِلحَقِّ کارِهون» زخرف/74 و 78. [قطعا مجرمان در عذاب جهنم ماندگارند. عذاب از آنان تخفیف نمی یابد و آنان در آن جا نومیدند وما به ایشان ستم نکردیم، بلکه خود ستمکار بودند و فریاد کشند: ای مالک بگو پروردگارت جان ما را بستاند. وی پاسخ دهد: شما قطعا ماندگارید. به تحقیق حقیقت را برایتان آوردیم، لیکن بیشتر شما حقیقت را خوش نداشتید.] 2 - «إِنَّ الَّذِین کَفَروا بِایاتِنا سَوف نُصلییهم نارا کُلَّما نَضَجِتَ جُلودُهم بَدَّلناهُم جُلودا غَیرَها لِیَذوُقوا العَذاب إِنَّ الله کان عَزیزا حَکیما» نساء/56 . [آنان که به آیات و نشانه های ما، یعنی به پیامبر اکرم(ص) و قرآن کریم نگرویدند به زودی آنان را در آتشی اندازیم که چون پوست هاشان سوخته شود آنها را تبدیل به پوست های دیگر کنیم، تا آن که عذاب و بدبختی را بچشند. قطعا خداوند عزیز و نفوذ ناپذیر و حکیم و داناست.] یعنی نه می توان بر اراده الهی قاهر شد و نه اراده او بدون حکمت و مشییت او بدون مصلحت است.
پیامبر اسلام(ص) به یک نمونه از کسانی که این گونه عذاب ها در انتظارشان است اشاره کرده می فرماید: «همانا قاتل حسین بن علی(ع) در تابوتی از آتش قرار می گیرد و نصف عذاب اهل دنیا بر او روا می شود. این در حالی است که دست و پاهایش به زنجیرهای آتشین بسته و در قعر جهنم نگونسار خواهد بود.
او بویی به شدت گندیده دارد که اهل جهنم از آن بو به خدا پناه می برند. قاتل حسین و همه کسانی که او را همراهی کردند در عذاب جاودان خواهند بود و هر وقت پوستشان بسوزد خدای عزوجل پوست های دیگر بدل آورد تا عذاب دردناک را بچشند و لحظه ای از آنان گرفته و کم نشود و از آب جوشان جهنم بنوشند.
پس وای بر آنان از عذاب آتش.» این آتش از نوع آتش های مهربان و رحیم نیست، که انسان را بسوزاند و از پا درآورد و سپس بدن انسان هر چه بسوزد سوزش و حرارتی احساس نشود، بلکه هر چه می سوزاند، انسان نمی میرد و به اعماق و ژرفای پوست، استخوان، اعضا و جوارح و دل او نفوذ دارد.
آری حتی استخوان های انسان که نیروی لمس آنها همانند لامسه پوست نیست درد و سوزش را احساس می کند. آنان که خودسوزی و خودکشی می کنند نیز در این اشتباه قرار گرفته اند که می پندارند پس از چند لحظه سوز و گداز راحت می شوند. غافل از آن که آتش اخروی از نوع آتش دنیا نیست، بلکه از ویژگی های آن آتش این است که نه انسان را می‎میراند و نه مانند زنده ها می ماند: «ثُمَّ لایَموت فیها ولایُحیی» أعلی/13 . [آنگاه نه در آن می میرد و نه زندگانی می یابد.] 3 - «وَمَنْ یُشاقِقِ الرَسوُل مِنْ بَعد ما تَبیَّن لَه الهُدی ویَتِبع غَیرَ سَبیلِ المُؤمِنین نُوّلِه ما تَولی ونُصْلِه جَهنّمَ وساءت مَصیرا» نساء/115 . [و هر کس پس از آن که راه هدایت برای او آشکار شد با پیامبر به مخالفت برخیزد و راهی غیر راه مؤمنان در پیش گیرد، وی را بدانچه روی خود را بدان سو کرده واگذاریم و به دوزخش کشانیم و چه بازگشت گاه بدی است.] این آیه نیز نشان می دهد که آتش را خود انسان روشن کرده و او را می سوزاند و خداوند نیز این آتش سوزان و جهنم متحرک را سرپرستی می کند: «نُولَّهِ ماتَولی وَنصْلِه جَهنَّم» و به جهنم اصلی و بزرگ می رساند، و جهنم شدن بدترین «شدن ها» است: «وساءَت مَصیرا»؛ صیرورت و گردیدن او به جهنم بدترین مصیرهاست. بدیهی است که سرانجام این قبیل جهنم های منقول به همان دوزخ اکبر است که برای کافران مهیا شده است: «أُعِدَّت لِلکافِرین». بنابراین، اگر قرآن می فرماید: روز قیامت جهنم را می آورند، نباید اظهار شگفتی کرد که چگونه جهنم را می‎آورند بلکه نمونه آن آوردن جهنم کوچک، یعنی انسان بزه کار است. آیة الله جوادی آملی،تفسیر موضوعی قرآن ج 5 (معاد در قرآن) به نقل از سایت تبیان
جهنم از نگاه امام علی(ع) نیز بدین گونه می باشد:
امام امیرالمؤمنین(ع) پس از مقابله ای که میان بهشت و دوزخ انداخه و صفات زیبای جنت را به تصویر کشیده و پاداش اهل طاعت را در جوار رحمت در بهشت جاودان بدون نغییر حال و... اعلام داشته چنین می فرماید: «و اما کیفر اهل معصیت آن است که خداوند آنان را در بدترین جا (دوزخ) وارد سازد و دست ها را به گردنشان ببندد، و موهای پیشانیشان را به قدم ها پیوسته گرداند و پیراهن هایی از قطران (قیر بدبو و...) و جامه های آتش سوزان به ایشان بپوشاند.
در عذابی باشند که گرمی آن بسیار سوزنده باشد، و با غوغا، دارای زبانه بلند و صدای ترساننده. مقیم در آن از آتش بیرون نرود و از اسیر و گرفتار آن فدیه و مالی جهت استخلاص پذیرفته نمی شود.
غل ها و بندهای آن شکسته نمی شود. مدتی برای آن نیست تا به پایان رسد، و نه زمان معینی برای ساکن در آن است تا به سر آید.» (نهج البلاغه، خطبه 109) همچنین فرمود: «فَاحْذَروُا نارا قَعرها بَعید، وحَرَّها شَدید، وعَذابُها جَدید، دار لَیس فیها رَحْمة، وَلا تُسْمَع فیها دَعْوَة، وَلاتُفْرِّج فیها کُربة...» [بترسید از آتشی که گودی و گرمی آن بی اندازه، و عذاب و گرفتاری آن تازه است، سرایی است که در آن رحمت و مهربانی نیست و درخواست پذیرفته نمی شود و غم و اندوه برطرف نمی گردد.] امیرالمؤمنین(ع) برای عدم یأس و ناامیدی، در ادامه افزود: «وَ إِن اسْتَطْعتُم أَن یَشتدّ خَوفَکم مِنَ الله، وَأَن یَحْسُن ظَنُکم بِه، فَأجْمَعوا بَینَهُما، فَإِن العَبد إِنَّما یَکوُن حَسُن ظَنّه بِرَبّه عَلی قَدْرِ خَوفِه مِن رَبّه وَ إِنَّ أَحْسَن النّاس ظَنا بِالله أَشدُّهم خَوفا لله» (همان، نامه 27، بندهای 10 – 12.) [و اکنون اگر توانایی دارید که هم ترستان از خدا بسیار، و هم امیدتان به او نیک باشد بین ترس و امید جمع کنید (کاری کنید که هم بترسید و هم امیدار باشید؛ نه ترستان بیشتر و نه امیدتان برتر باشد)؛ زیرا گمان نیک و امیدواری بنده به پرورگار خویش به مقدار ترس اوست از پروردگارش و نیک بین ترین مردم به خدا، ترسناک ترین ایشان است از او.] هر چند گمان بنده به خدا نیکوتر شود ترسش از او بیشتر گشته و کاری می کند که خداوند از او نرنجد. آیة الله جوادی آملی،تفسیر موضوعی قرآن ج 5 (معاد در قرآن) به نقل از سایت تبیان

ممکن است این مطلب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
ممنون

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.