اوقات فراغت سبک زندگی اسلامی ۱۳۹۱/۱۲/۰۱ - ۳۵۱ بازدید

درباره ی اوقات فراغت سبک زندگی اسلامی مقاله ای می خواستم؟

در پاسخ به مطالب زیر توجه کنید .
الف. اوقات فراغت از نظر اسلام
واژه‌ی فراغت:
توجه به واژه‌ی فراغت ما را کمک می‌کند در انتخاب بهترین تعریفی که در این خصوص مطرح شده است.
فراغت در لغت از ریشه‌ی فَرِغَ و فَرَغَ به معنای جدایی و خالی شدن از چیزی است . در قرآن می‌خوانیم «وَ اَصْبَحَ فُوادُ اُمِّ مُوسی فارِغاً/[۱] قلب ما در موسی از همه چیز (جز یاد فرزندش) تهی گشت.»
در روایت نبوی صلی الله علیه و آله و سلم می‌‌خوانیم: « اَفْضَلُ النّاسِ مَنْ عَشِقَ الْعِبادَهَ فَعانَقَها وَ اَحَبَّها بِقَلبِهِ وَ باشَرَها بِحَسَدِهِ َو تَفَرَّغَ لَها... .[۲] با فضیلت‌ترین مردم کسی است که عاشق عبادت باشد، عبادت را در آغوش گرفته و آن را با قلبش دوست داشته باشد و با اعضا و جوارحش به انجام آن بپردازد و برای آن فارغ شود.
در توضیح کلمه‌ی «وَ تَفَرَّغَ لَها» بزرگان ما می‌فرمایند: فراغت بر دو قسم است:
۱. فراغت قلب
۲. فراغت وقت
فراغت قلب یعنی موقع عبادت قلب را جز از یاد خدا خالی کردن و فراغت وقت یعنی وقت را برای نماز خالی کردن.
شاعر گرانقدر سیف فرغانی نیز دارد که :
اول قدم زعشق فراغت بود زخود مزد هزار شغل دهند این فراغ را

معنای اصطلاحی
با توجه به معنای لغوی فراغت، معنای اصطلاحی آن چنین می‌شود:
«پرداختن به برنامه‌ای با میل و رغبت پس از رهایی از برنامه و شغل اصلی»
انجمن بین المللی جامعه‌شناسی، فراغت را این‌گونه تعریف نموده است: «فراغت عبارت است از مجموعه‌ای از اشتغالات که فرد به میل خود برای استراحت یا تفریح و یا به منظور آگاهی و فراگیری انتفاعی و مشارکت اجتماعی داوطلبانه بعد از رهایی از الزامات شغلی، خانوادگی، مذهبی و اجتماعی بدان می‌پردازد.[۳]
حال اوقات فراغت را چگونه معنا کنیم، مهم نیست بلکه مهم چگونه استفاده نمودن از این اوقات است که برای همه‌ی افراد جامعه هم وجود دارد. در عرف اجتماع اوقات فراغت را برای قشر خاصی از مردم یعنی دانش‌آموزان و در یک زمان خاصی مثل تعطیلات تابستان می‌دانند با اینکه چنین نیست با توجه به تعریف اوقات فراغت باید آن را برای همه‌ی اقشار جامعه بدانیم.
بسیاری از فعالیت‌ها در زمان فراغت از کار اصلی می‌تواند سودمند، سازنده، سالم و توانبخش باشد و برای تجدید قوا و آمادگی بهتر برای ادامه‌ی کار و تلاش روزانه و رفع خستگی فیزیکی و روانی مؤثر باشد، عکسِ آن هم قابل تصور است که بسیاری از کارهای مضر و تفریحات ناسالم و تخریب کننده در اوقات فراغت باعث سقوط انسان شده و توان انسان را رو به کاهش برده و یا به کل از بین می‌برد.
حال برای تبیین بیشتر موضوع دلائلی را ملاحظه بفرمایید:
چرا از اوقات فراغت بحث می‌کنیم؟!
به دلیل اینکه:
۱- عمر گرانبهاست:
عمر بالاترین سرمایه است ارزشش از طلا بیشتر است و در اهمیت آن از ناحیه‌ی معصومین علیهم السلام تعبیرات گوناگونی را می‌بینیم.
الف – عمر مهر سعادت انسانهاست:
قال علی علیه السلام: «اِنَّ عُمْرَکَ مَهْرُ سَعادَتِکَ اِنْ اَنْفَذْتَهُ فی طاعَهِ رَبِّکَ/[۴] عمر تو مهر سعادت توست ( سعادت تو در گرو اوست) اگر آن را در راه طاعت پروردگارت صرف کرده باشی».
نکته: اگر به جای انفذته، اَنفذتَه باشد معنا چنین خواهد شد «اگر آنرا در راه طاعت پروردگارت فانی کرده باشی.»
ب – وقت عزیزترین است:
قال الصادق علیه السلام: لَیسَ فی الدُّنیا شَییٌ اَعَزَّ مِنْ قَلبِکَ وَ وَقْتِکَ /[۵] در دنیا چیزی عزیزتر از قلب و وقت تو نیست.
ج – عمر بسان ابر از افق زندگی می‌گذرد:
قال علی علیه السلام: «اَلفُرصَهُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ فَانتَهِزُوا فُرَصَ الخَیرِ/[۶] فرصت به سان ابر می‌گذرد پس فرصت‌های خیر را غنیمت شمارید.»
د – از دست دادن فرصت غصه‌آور است:
امیر مومنان درفرمایشی دیگر فرمودند: «اِضاعَهُ الفُرصَهٍ غُصَّهٌ/[۷] از دست دادن فرصت غصه به بار می‌آورد.»
باز از آن حضرت روایت شده که فرمود: «اَشَدٌّ الفُصَصِ فوتُ الفُرَصِ/[۸] شدیدترین غصه‌ها از دست دادن فرصت‌هاست.»
دو مانع : (گذشته‌ی معدوم، آینده‌ی موهوم)
کسی که می‌خواهد از فرصت‌ها استفاده کند واز سرمایه‌هایی که در اختیار دارد به خوبی بهره‌برداری نماید باید گذشته‌ی معدوم را به دست فراموشی سپارد و دل را از حسرت و اندوه آن خالی کند، همچنین باید آینده‌ی موجود نشده را نادیده انگارد و نگران آن نباشد باید تمام نیروی خود را متوجه لحظه‌ی حال و شرائط موجود نماید و در هر کاری از خود سؤال کند «الان چه باید کرد؟!»
نوجوان محصلی که تجدید شده است. اگر به گذشته‌ی خود بیاندیشد که چرا کوتاهی نمود و تجدید شد و یا به آینده‌ای که هنوز نیامده بیاندیشد که نکند در آینده و شهریور ماه نیز نمره نیاورد الان موفق نخواهد شد این نوجوان اگر به موفقیت خود می‌اندیشد باید گذشته را فراموش کند و فعلاً به فکر آینده نیز نباشد هم اکنون فعالانه تلاش کند بی‌شک اگر الان از فرصت‌های خود خوب بهره گرفت در آینده با کسب بهترین نمره قبول شده و موفق خواهد گردید.

۲- غفلت از سرمایه جایز نیست:
اسلام تأکید فراوان دارد که از سرمایه‌هامان به نحو احسن بهره بگیریم کدام سرمایه از عمر بهتر و بالاتر است مخصوص فرصت جوانی و نوجوانی که در اختیار بعضی از افراد است.
در روایتی پیامبر گرامی اسلام (ص) خطاب به ابوذر می‌فرماید: «یَا اَباذر! کُنْ عَلی عُمْرِکَ اَشَحَّ مِنْکَ عَلی دِرْهَمِکَ وَ دینارکَ /[۹] بر عمرت بیشتر آزمند و بخیل باش تا بر درهم و دینارت.»
گاهی انسان‌ها غافل‌اند اگر کمترین پولی از آنها گم شد حسرت‌ها می‌خورند اما سالها و روزها و ساعت‌های بی‌شمار از آنها تلف می‌گردد باکی ندارند اینجاست که سعدی علیه الرحمه می‌فرماید:
دست حسرت گزی ار، یک درمت فوت شود هیچت ازعمر تلف کرده پشیمانی نیست؟!
یکی از بزرگان می‌گوید:
زندگی چنان کوتاه است که هنوز چشم نگشوده باید از این سرای دو در رخت سفر ببندیم با وجود این یک ثلث اوقات را در خواب راحت می‌‌گذرانیم و دو ثلث دیگر را در خواب غفلت! همیشه در خوابیم و وقتی بیدار می‌شویم که باید بمیریم.[۱۰]
هر چند فرمایش امام علی علیه السلام فوق آن است می‌فرماید: «اَلنّاسُ نِیامٌ فَاِذا ماتُوا انْتَبَهُوا/ انسان‌ها در خوابند وقتی مردند بیدار می‌شوند.»
چقدر خوب بود انسان‌ها ارزش عمر خودشان را می‌دانستند و از دقایق و ثانیه‌های آن بهره‌مند می‌شدند اگر خوب بنگریم عمر واقعی انسان‌ها آن مقدار از عمر آنهاست که صرف در کارهای ارزشمند و مثبت می‌شود نه آنچه از عمر آنها که صرف در کارهای لغو و بیهوده می‌گردد کارهایی که نه خیر دنیا دارد و نه خیر آخرت.
می‌گویند: اسکندر در اثنای سفر، به شهری رسید و از گورستان عبور کرد لوح قبور را بخواند و به حیرت فرو رفت زیرا دوران زندگی صاحبان قبور که روی سنگ‌ها رقم خورده بود هیچ کدام از ده سال تجاوز نمی‌کرد! یکی از بزرگان شهر را پیش خواند و به او گفت: شهری به این صفا با هوای خوب و آب گوارا چرا زندگی مردمش چنین کوتاه است؟! آن مرد بزرگ در پاسخ گفت: «ما زندگی را با نظری دیگر می‌نگریم زندگی منحصر به خوردن و خفتن و راه رفتن نیست که در این قسمت ما و حیوانات تفاوتی نداریم زندگی حقیقی آن است که به اقتضای حکمت در جستجوی معرفت بگذرد و از این قرار هیچکس بیش از پنج و شش و حداکثر ده سال زندگی نمی‌کند زیرا قسمت اعظم عمر به غفلت می‌گذرد.[۱۱]
۳- نقش اوقات فراغت نقش حیات است:
زمان از حیات مادی تفکیک ناپذیر است با پیدایش حیات مادی زمان هم ایجاد شده و با زوال آن نیز به پایان خواهد رسید. به قول شاعر:
دَقّاتُ قَلْبِ الْمَرْءِ قائِلهٌ لَهُ اِنَّ الحَیاهً دَقائِقٌ وَ ثَوانٍ[۱۲]
تپش‌های قلب هر فرد به او می‌گوید: حیات و زندگانی، دقیقه‌ها و ثانیه‌ها بیش نیست.
بزرگی در مقام نصیحت به فرزند خود گوید:
ضربان‌های قلب و دقایق حیات شماره‌ی معین دارد نه کم می‌شود و نه زیاد مرگ به هنگام خود می‌رسد و همینکه پیمانه‌ی عمر لبریز شد ندای رحیل( کوچ) در می‌دهند، جهان ما سخت زیباست و در گذشتن از آن بسیار دشوار بنابر این باید چنان زندگی کنیم که به هنگام مرگ، دچار حسرت و تأسفی نداشته باشیم در روزهای کوتاه کارهای بزرگ انجام دهیم و تا آنجا که می‌توانیم از وقت خود استفاده کنیم.[۱۳]
امام علی علیه السلام در کلامی فرمودند: «اِنَّما اَنْتَ عَدَدٌ اَیّامٍ فَکُلُّ یَوْمٍ یُمْضی عَلَیْکَ یُمْضی بِبَعْضِکَ/[۱۴] به درستی که عمر تو تعداد ایامی است که پشت سر می‌گذاری پس هر روزی که می‌گذرد از عمر تو مقدار زمانی کم می‌شود. »
در فرمایشی دیگر فرمودند: «مَا انْقَصَتْ ساعَهٌ مِنْ دَهْرِکَ اِلا بِقَطْعَهٍ مِنْ عُمْرِکَ/[۱۵] کم نشد ساعتی ( لحظه‌ای) از روزگارت مگر اینکه قطعه‌ای از عمرت کم شد.»
با شناخت کافی از این‌گونه مسایل و با توجه به اینکه فرصت‌ها زود سپری می‌گردند و دیگر به دست نمی‌آیند انسان می‌تواند از عمر پر بهای خود بهره‌مند گردد. کسانی که از عمر خودشان استفاده کردند که تعدادشان کم هم نیست توانستند به خیر دنیا و آخرت نایل شده و به عنوان انسان‌های موفق مطرح باشند که در این فرصت به یک مورد آن اشاره می‌کنم.

کودک ۱۲ ساله:
این کودک رمز موفقیت خود را در کنکور بیان داشته وقتی از او سؤال می‌شود:
- عبدالحسین خان چه احساسی داری؟
- خوشحالم که بین ۱۲۰ هزار نفر قبول شده‌ام.
- راز موفقیت در چیست؟
- در اینکه هر وقت مشغول مطالعه هستم با تمام وجود می‌خوانم و هر وقت آمادگی ندارم اجباراً درس نمی‌خوانم می‌روم پارک و قدم می‌زنم.
- چه وقت بهتر می‌شود درس خواند؟
- ساعت ۵ صبح
- چطور شد تا این حد استعداد پیدا کردی؟
- بر خلاف تصور شما من نابغه نیستم، من دانش‌آموزی معمولی هستم زیرا هرگز معدلم از ۱۷ به بالا نرفته و فقط امسال با معدل ۴۰/۱۷ قبول شده‌ام دلیلش این است که مخالف خیابان گردی هستم و معتقدم که ۵ ساعت خواب برای ما نوجوانان کافی است از هر دوستی که به دیدنم می‌آید می‌خواهم کتابی با خود بیاورد(البته به کسانی که به مناسبتی می‌خواهند برایم کادو بخرند) هرگز خود را مجبور نمی‌کنم که درس بخوانم معتقدم که حکمتی در قدم زدن در دشت و صحرا و طبیعت وجود دارد که به آدم شادابی و سرزندگی و نشاط می‌بخشد.
- پیامی برای نوجوانان نداری؟
- چرا، چنانچه به همین چیزها که به شما گفتم عمل کنند صددرصد موفق خواهند شد.[۱۶]


اوقات فراغت در اسلام
خداوند متعال در آخر سوره‌ی الم نشرح، به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می‌فرماید: «فَاِذا فَرَغْتَ فَاْنصَبْ/[۱۷] پس هنگامی که از کار مهمی فارغ می‌شوی به مهم دیگری بپرداز»
یعنی هرگز بیکارنمان، تلاش و کوشش را کنار مگذار، پیوسته مشغول مجاهده باش و پایان مهمی را آغاز مهم دیگر قرار ده.
پس آیه مفهوم گسترد‌ه‌ای دارد که فراغت از هر مهمی و پرداختن به مهم دیگر را شامل می‌شود ولی غالب مفسران معانی محدودی برای آیه ذکر کرده‌اند که می‌توان هر یک از آنها را به عنوان مصداقی پذیرفت:
· جمعی گفته‌اند منظور این است هنگامی که از نماز واجب فراغت یافتی به دعا بپرداز.
· یا اینکه هنگامی که از فرائض فارغ شدی برای نافله‌ی شب برخیز.
· یا اینکه هنگامی که از دنیا فارغ شدی به امور آخرت و عبادت و نماز پروردگارت بپرداز.
· یا اینکه هنگامی که از واجبات فراغت پیدا کردی به مستحباتی که خدا دستور داده توجه کن.
· یا اینکه هنگامی که از جهاد با دشمن فارغ شدی به عبادت برخیز.
· یا اینکه هنگامی که از جهاد با دشمن فارغ شدی به جهاد نفس بپرداز.
· یا اینکه هنگامی که از ادای رسالت فارغ شدی به تقاضای شفاعت برخیز.
· یا اینکه هنگامی که از ادای رسالت فارغ شدی به نصب امیر المومنین علی علیه السلام بپرداز.

خداوند می‌فرماید: «وَ اْبتَغِ فیما اتیکَ اللهُ الدّارَ الاخِرَهَ وَ لا تَنْسَ نَصیَبکَ مِنَ الدُّنیا... / و در آنچه خدا به تو داده سرای آخرت را جستجو کن و بهره‌ات را از دنیا فراموش منما.»
در ذیل این آیه شریفه از مولایمان امیرالمومنین علیه السلام نقل شده است که فرمودند : «لا تَنْسَ صِحَّتَکَ وَ قُدْرَتَکَ وَ فَراغَکَ وَ شَبابَکَ وَ نَشاطَکَ اَنْ تَطْلُبَ بِها الْاخِرَهَ/ تندرستی و قوت و فراغت و جوانی و نشاطت را فراموش مکن. به وسیله این (پنج نعمت بزرگ ) آخرت را بطلب.
این حدیث می‌تواند تفسیری برای جمله‌ی «لا تَنْسَ نَصیَبَکَ مِنَ الدُّنیا» باشد طبق این تفسیر کلام خدا هشداری است به همه‌ی انسان‌ها که فرصت‌ها و سرمایه‌ها را از دست ندهند که فرصت چون ابر در گذر است.
پیامبر گرامی اسلام خطاب به ابوذر می‌فرماید:
اِغْتَنِمْ خَمْساً قَبْلَ خَمْسٍ پنج چیز را قبل از پنج چیز غنیمت شمار
شَبابَکَ قَبْلَ هَرَمِکَ جوانیت را قبل از پیری
وَ صِحَّتَکَ قَبْلَ سُقْمِکَ و سلامتیت را قبل از بیماری
وَ غِناکَ قَبْلَ فَقْرِکَ و بی نیازیت را قبل از فقر و تنگدستی
وَ فَراغَکَ قَبْلَ شُغْلِکَ و فراغتت را قبل از گرفتاری
وَ حَیوتِکَ قَبْلَ مَوْتِکَ و حیاتت را قبل از مرگ
[۱] - قصص / ۱۰
[۲] - اصول کافی ، ج ۳، ص۱۳۱.
[۳] - ماهنامه تربیت شماره ۱۰ و ۱۱ – تابستان ۸۴، ص۵.
[۴] - گوهر وقت، ص۳۵.
[۵] - گوهر وقت، ص ۶۴.
[۶] - نهج البلاغه، حکمت ۲۰.
[۷] - نهج البلاغه، حکمت ۱۱۴.
[۸] - اوقات فراغت در اسلام، ص۱۸.
[۹] - مکارم الاخلاق، ج۲،ص۳۶۴.
[۱۰] - در آغوش خوشبختی از لرد آویبوری
[۱۱] - در آغوش خوشبختی از لرد آویبوری
[۱۲] - عربی سوم دبیرستان،ص۸۷.
[۱۳] - در آغوش خوشبختی از لرد آویبوری
[۱۴] - اوقات فراغت در اسلام،ص۶۲.
[۱۵] - اوقات فراغت در اسلام،ص۶۲.
[۱۶] - مجله مکتب اسلام، سال ۱۵، شماره ۱۱.
[۱۷] - تفسیر نمونه، ج۲۷،ص۱۲۸.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.