ایجاد عدالت اجتماعى و دعوت به خشونت ۱۳۹۱/۰۹/۱۲ - ۱۰۰۳ بازدید

آیا دین اسلام برای ایجاد عدالت اجتماعى دعوت به جنگ و خشونت نموده؟

پاسخ: فرهیخته عزیز، دغدغه دینی و الهایتان ستودنی است. لکن باید گفت: عدالت مفهومی ارزشی و از خواسته‌های همیشگی انسان در طول تاریخ است و در زمره مطالبات اساسی زندگی فردی و اجتماعی ‌می‌باشد. شعار عدالت همواره مرهمی بر زخم‌های جوامع زخم‌خورده از ظلم و ستم و بیداد بوده و آن‌ها را به دنیای بهتر و سعادت‌مندتر وعده داده است.
بنابر این پیش از ورود به بحث لازم است رابطه میان اسلام و عدالت و سازوکارهای تحقق عدالت اجتماعی در اسلام مورد بررسی قرار گیرد.
عدالت خواهی به عنوان یک امر کمالی، مطلوب و مقصود بشر است و انسان به طور فطری گرایش به آن دارد (نحل، آیه 90) و از ظلم و بی عدالتی می گریزد؛ زیرا کمال خواهی آدمی موجب می شود تا به عدالت به عنوان مهم ترین سازوکار رشد و تعالی و کمال بنگرد و تحقق و اجرای آن را بخواهد.
از این رو کسانی که هم چنان بر فطرت الهی باقی مانده اند و به وسوسه های نفسانی و شیطانی، فطرت و طبیعت خدادادی خود را دگرگون نساخته اند، گرایش به عدالت داشته و با ستم به مبارزه برمی خیزند و از آن بیزاری می جویند. بر این اساس خداوند در آیاتی از جمله 135 سوره نساء و 8 سوره مائده و 85 سوره اعراف، اجرای عدالت و گرایش و گواهی به آن را به عنوان یک حق، مقتضای ایمان انسان می شمارد. به این معنا که انسانی که بر فطرت سالم و عقل سلیم است، به خداوند ایمان دارد و همین ایمان، وی را به سوی کمال دیگری چون عدالت می کشاند و اجرای آن را خواهان می شود.
آگاهی انسان به هدفمندی آفرینش و توجه به معاد و رستاخیز و حساب و کتاب آخرت موجب می شود تا اجرای عدالت را عاملی مهم برای قرار گرفتن در مسیر درست و امکان پاسخ گویی در رستاخیز قلمداد کند. از این رو خداوند در آیه 29 سوره اعراف چنین توجهی را پشتوانه خوبی برای اجرا و رعایت عدالت از سوی انسان و جوامع بشری معرفی می کند.
از طرفی با نگاهی گذرا به اهدافی که قرآن برای پیامبران و ماموریت ایشان تعریف کرده به آسانی می توان دریافت که عدالت، قطب همه حرکت ها و محور همه تلاش های پیامبران و مصلحان تاریخ بشریت بوده است.
خداوند همان گونه که خود نظام هستی را بر پایه عدالت آفریده (آل عمران آیه 18) همچنین فرد فرد انسان ها را به عدالت و رعایت آن دعوت می کند (نساء آیات 3 و 58 و 127 و 125 و آیات بسیار دیگر) و به عنوان یک وظیفه عمومی و همگانی از ملت ها و جوامع بشری می خواهد تا آن را در جامعه به مورد اجرا گذارند تا از برکات و آثار ارزشمند آن، یعنی دست یابی به توحید واقعی (آل عمران آیه 18)، بهره مندی از امدادهای خاص الهی (بقره آیه 194)، محبت الهی (مائده آیه 42 و حجرات آیه 9 و ممتحنه آیه 8) و دست یابی به کمالات از طریق متاله شدن و خدایی گشتن (آل عمران آیه 18 و آیات دیگر پیش گفته و نیز نساء آیه 135) و دست یابی به سعادت و فرجام نیک در دنیا و آخرت (اسراء آیه 25) برخوردار گردند.
ریشه این خواسته الهی و ماموریت بشری را می بایست در ربوبیت الهی بر همگان جست که خواهان عدالت و اجرای آن در میان همگان است (شورا آیه 15) و برپایی آن را در جامعه، هدف الهی از بعثت پیامبران و ارسال کتب آسمانی بر می شمارد. (حدید آیه 25)
ایجاد عدالت در جامعه، فلسفه تشریع میزان، دین، قوانین عادلانه (حدید آیه 25) و اقامه و برپایی آن از سوی توده های مردم به عنوان یک وظیفه، مسئولیت، فلسفه آفرینش و هدف خلقت، در آیاتی از جمله 29 و 187 سوره اعراف و 35 سوره اسراء و 181 و 182 سوره شعراء بیان شده است.
با نگاهی به نقش و ارزش عدالت در همه ابعاد زندگی بشر و بلکه هستی می توان دریافت که چرا عدالت تا این اندازه ازنظر اسلام و قرآن و مصلحان تاریخ بشر از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده و به عنوان دغدغه اصلی بشر و رهبران آن درآمده است؛ زیرا بدون عدالت هرگز سنگی روی سنگی بند نمی شود و جهان، پایدار و باقی نخواهد ماند؛ چه آنکه جهان بر پایه قسط و عدالت استوار است.
خداوند مومنان را موظف به رعایت عدالت در مسیر زندگی کرده است (شورا آیه 4) و همین امر موجب شده که حرکت توفنده انقلاب اسلامی برای برپایی عدالت و ستم ستیزی شکل بگیرد.
ایمان مردم به درستی راه پیامبران و نومیدی ازنظریه ها و دکترین های بشری برای ساختن جامعه ای برتر و متمدن موجب شد تا به بهره گیری از آموزه های وحیانی روی آورند و تلاش کنند آنرا در جامعه اجرایی کنند و عدالت همه سویه و فراگیر را بجویند.
سازوکارهای تحقق عدالت اجتماعی
در این رابطه سازکارهای مختلفی از سوی دانشمندان غربی و شرقی و اسلامی ذکر شده است که بطور کلی در حوزه های زیر می توان خلاصه کرد.
1 . اجرا و پیاده کردن عدالت در حوزه قوانین.
2 اجرا و پیاده کردن عدالت در حوزه ساختار.
3 اجرا و پیاده کردن عدالت در حوزه رفتارها
4 اجرا و پیاده کردن عدالت در حوزه کارگزاران.
در بررسی سازوکارها بخاطر عدم اطاله کلام فقط به توضیح حوزه گارگزاران بسنده کرده می کنیم:
کوتاه ترین و باصرفه ترین راه برای دست یابی به عدالت اجتماعی، وجود انسان های عادل و با تقوایی است که نهاد آنان مزین به ملکه عدالت شده است و راه پر پیچ و خم نیل به عدالت جمعی را به دور از دغدغه شیوه های سازمانی و نهادمند پیچیده امروزی طی می نمایند. در این مفهوم، انسان های عادل همانند مهره های شطرنج تلقی می شوند که بدون نیاز به بازیگری در صحنه، خود جابه جا می شوند و بازی را به پیش می برند. انسان عادل به ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های عدالت آشناست و همه آنها را در اعمال، گفتار و رفتار خویش رعایت می کند، در پی احقاق حقوق خویش است، به خوبی با حقوق خود و سایرین آشناست، به قوانین عمل می کند و سعی در ایجاد توازن و برابری در جامعه دارد تا جامعه ای فارغ از تبعیض و امتیازات ناعادلانه ایجاد گردد.
از نگاه اندیشمندان مسلمان، جهان و همه هستی بر محور عدل و داد حرکت می کند و این اصل در تمام وجوه هستی برقرار است. یکی از وجوه کوچک هستی، نفس آدمی است که فطرتاً با عدالت آشنا می باشد. انسان، به عنوان نقطه پرگار و اصل و اساس آفرینش مکلف به نهادینه کردن عدالت در خود و برقراری عدالت در جامعه است.
علمای اسلامی قبل از بحث در مورد عدالت اجتماعی، به عدالت شخصی و فردی عنایت داشته و در این خصوص بر عدالت شخصی حاکم نیز تأکید نموده اند.
در این که چرا به عدالت فردی به خصوص در شخص حاکم توجه فراوان شده است، دلایلی وجود دارد: یکی، تحقق عدالت اجتماعی را بدون عادل بودن مجری یا مجریان آن ناممکن دانسته اند و شخص غیر عادل را در ایجاد جامعه ای عدالتْ محور ناتوان می دیدند. به عبارت دیگر، مباحثی مثل عدالت نهادهای اجتماعی که امروزه در برابر عدالت افراد مطرح می شود، در باور آنها نمی گنجیده است.
دلیل دیگر، اعتقاد علمای اسلامی به الگو بودن حاکم جامعه است. آنان بر این باورند که مردم پیرو فرمان روایان خود هستند و اگر آنان دادگرانه عمل کنند، شهروندان نیز عدالت را پیشه خود می سازند. سخنی از امام علی علیه السلام وجود دارد که در آن به خوبی می توان نمودِ این اندیشه را یافت:
رایت عدالت را در میان شما برافراشتم و از حدود حلال و حرام آگاه تان کردم و از عدالت خویش، جامه عافیت بر تن تان پوشاندم و معروف را با گفتار و کردارم در میان شما گسترش دادم.
به هر حال، مهم ترین وظیفه حاکم عادل، رفع ظلم و جور از جامعه و رساندن مظلومان به حقوق شان می باشد. این که چگونه می توان انسان ها را به سمت و سوی عدالت هدایت کرد، بحثی است که در چارچوب عدالت فرهنگی می گنجد.
پس طبق مطالب پیشگفته و در ادامه باید بگوییم؛ با توجه به اختیار انسان ها در این دنیا، گروهی راه طغیان و سرکشی و ظلم و تعدی به دیگران را بر می گزینند و به فساد و تباهی می پردازند، از این رو ضروری است که یک دین جامع و کامل نسبت به رفع این موانع در مسیر هدایت بشریت، برنامه داشته باشد.گاهی طغیان ها و سرکشی ها به گونه ای است که چاره ای جز دفاع و استفاده از زور وجود ندارد و به همین جهت جهاد در اسلام تشریع شده است؛ یعنی قرآن درباره کسانی که با منطق نمی شود با آنان سخن گفت و گستاخانه راه هدایت و ارشاد و دعوت پیامبر را سدّ کرده اند و از روی عناد و دشمنی و آگاهانه با اسلام می جنگند، دستور به خشونت و شدت عمل داده و فرموده است: “ای پیامبر با کافران و منافقان جهاد کن و بر آنها سخت بگیر …”.( تحریم،۹) جامعه اسلامی و مسلمانان باید در قلب دشمنان رعب و وحشت ایجاد کنند، تا خیال تجاوز و خیانت و ضربه زدن به مسلمانان به ذهنشان خطور نکند.
البته می بایست ما بین فرامین اسلام مبنی بر حفظ آمادگی نظامی و محافظت از مرزها (که صورت دیگری از تأکید اسلام بر حفظ صلح و آشتی و دوستی است) و امر به جهاد در راه خدا که در حقیقت یکی از مهم ترین عبادت های اسلامی و صحنه بسیار زیبایی از عشق به خدا و انسان دوستی و مخالفت با پلیدی و ضد ارزش ها است، با جنگ ستیزی و خونریزی و طغیان و ناآرامی، تفاوت قائل شویم.
خداوند در بیان اهمیت جهاد فرموده است: “و جاهدوا فی الله حق جهاده …( حج،۷۸)؛ و در راه خدا به گونه ای که شایسته او است جهاد کنید.
از آن جا که در دین مبین اسلام، جهاد برای کشورگشایی و توسعه قدرت شخصی تشریع نشده، بنابراین، جهاد یک اقدام رهایی بخش است نه اقدامی ستیزه جویانه. به همین منظور در صورتی که امکان وصول به اهداف جهاد از طریق غیر نظامی میسر باشد، نباید به جنگ متوسل شد، اصولاً لزوم دعوت کفار به اسلام قبل از آغاز جنگ به همین دلیل واجب شده است، از این رو خداوند جهاد را به منظور سرکوبی مستکبران، رهایی مستضعفان و ایجاد زمینه معرفت و آشنایی کسانی که در جهالت و بی خبری نسبت به معارف توحیدی و راه های کسب سعادت دنیا و آخرت، نگه داشته شده اند، واجب کرده است.
علامه طباطبائی در نفی جنگ طلبی و ستیزه جویی اسلام و در بیان فلسفه و حقیقت جهاد می نویسد: غرض از جهاد اقامه دین و اعتلای “کلمة الله” است، بنابراین، جهاد عبادتی است که در آن قصد قربت شرط است. جهاد برای برتری جویی بر اموال و اعراض دیگران نیست، بلکه برای دفاع از حق انسانیت واجب شده و دفاع ذاتاً محدود است، در حالی که تجاوز خروج از حد است. به همین دلیل، دنباله آیه می فرماید: “لا تعتدوا ان الله لا یحب المعتدین( بقره، ۱۹۰)؛ تعدی و تجاوز نکنید به درستی که خداوند تجاوز کاران را دوست ندارد.
در نتیجه اسلام حقیقی، نه تنها دین تعدی و تجاوز و ناسازگاری و جنگ نیست، بلکه دستورات و فرامین آن از جمله جهاد، اقدامی انسان دوستانه و در راستای گسترش صلح و امنیت در پرتو حاکمیت الاهی و نفی حاکمیت طاغوتیان و مبارزه با ظلم و بی عدالتی است. و در یک جمله کوتاه، جهاد؛ یعنی جنگ عادلانه و مقدس برای تحقق ارزش های والای الاهی.
پس در برابر دشمنان و کفر اندیشان، صلح، مشروط است به حفظ عزت و اقتدار اهل ایمان، چنان که حضرت علی (ع) نیز در فرمان استانداری مصر به مالک اشتر می فرماید: “اگر دشمن تو را به صلح فرا خواند و خشنودی خدا در آن بود، آن را رد مکن؛ زیرا صلح مایه آسایش سپاهیان تو و راحتی خودت از اندوه ها و دردسرها و امنیت سرزمین تو است، اما پس از صلح، از دشمن خود سخت بر حذر و هوشیار باش؛ زیرا گاه دشمن، خود را نزدیک می کند تا غافل گیرت کند. پس احتیاط کن و دور اندیش باش و به دشمن، خوش بین مباش.( نهج البلاغه، نامه ۵۳)
امّا در بین مؤمنان، مطلقاً صلح، یگانه راه انتخابی قرآن است و اسلام با توصیه گذشت و رأفت و بخشش، مؤمنان را به برادری و آشتی فرا خوانده است.( حجرات، ۹ -۱۰)
آری قرآن، صلح از روی ترس و سستی و سازش را که مستلزم عقب نشینی از ارزش های اسلامی است، مذمّت کرده و به افراد ضعیف الایمان، که برای فرار از جهاد و مشکلات میدان جنگ غالباً صلح را مطرح می کنند هشدار داده و فرموده است: “فلا تهنوا و تدعوا الی السلم و انتم الاعلون و الله معکم …( محمد، ۳۵) پس شما ای مؤمنان در کار دین سستی روا مدارید، و از ترس، کافران را بر صلح دعوت نکنید، بلکه دعوت به اسلام کنید شما بلند مقام تر خواهید بود و خدا با شما است و از ثواب اعمال شما هیچ نمی کاهد.
از آن چه تا این جا بیان گردید به خوبی روشن می شود که اسلام واقعی، ریشه اصلی ناسازگاری ها و جنگ ها در جهان امروز نیست، و منطق اسلام چنین امری را تأیید نمی کند. بله ما این نکته را می پذیریم که اسلام به عنوان کامل ترین و جامع ترین دین با اهداف عالیه جهانی و در جهت بیداری و هدایت امت های اسلامی و غیر اسلامی به منظور مبارزه با ظلم و ستم مستکبران، در جهان امروز شناخته شده است و طبیعی است جریان طاغوت و اربابان زر و زور و تزویر و در رأس آنها استکبار جهانی، اسلام حقیقی را به عنوان بزرگ ترین مانع در رسیدن به اهداف شوم و نامبارکشان می دانند و با تمام قوا و استعداد، در جهت سمپاشی، تخریب و براندازی آن، از هیچ اقدامی فروگذار نکنند و چهره خشنی را از آن ارائه نمایند و اسلام را عامل جنگ ها، خشونت ها و ترورها معرفی کنند در حالی که خود عامل جنگ و ترور و خشونت هستند و مسلمان فقط به دفاع از خود می پردازند.
در این بین مؤمنان باید با پیروی از مکتب اهل بیت به تبیین چهره واقعی اسلام بپردازند و تلاش نمایند تا توطئه های وارده را خنثی نمایند و حساب اسلام واقعی را از گروه های خشن و بی منطقی که توسط استکبار تأسیس و ترویج شده اند، جدا نمایند.
منابع مورد استفاده:
- تفسیر المیزان، علامه طباطبائی، ج ۱۰، ص ۶۳، بیروت، مؤسسه الاعلمی
- جهاد و موارد مشروعیت آن در قرآن، مطهری، مرتضی، قم صدرا.
- پرسش ها و پاسخ ها درباره نظام سیاسی اسلام، مصباح یزدی، محمد تقی، ص ۲۳۹ – ۲۲۶٫
- آموزش دین، علامه طباطبائی، ص ۲۶۴ – ۲۵۹٫.
- نشریۀ معرفت، شماره ۱۰۲، مقاله اهداف و جهاد در اسلام، حمزه علی.
- عدالت خواهی و ظلم ستیزی دو ویژگی برجسته انقلاب اسلامی ،عابدینی، محسن، روزنامه کیهان ، پنجشنبه 29 بهمن 1388- شماره 19585
- مفهوم و سازوکارهای تحقق عدالت اجتماعی، کیخا، نجمه
- عدالت اجتماعی از دیدگاه اسلام، غنوی،امیر، نشریه موعود شماره 13.
- فلسفه و حقیقت جهاد در اسلام، http://islampedia.ir/fa/
- http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=146269
- http://yazd.sajed.ir/index.php?option=com

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.