ایرانیان و نخبه کشی ۱۳۹۹/۰۸/۲۴ - ۹۲ بازدید

۸_به راستی چرا در جامعه ما همیشه نخبه کشی حاکم بوده و مهمتر از ان سکوت اکثریت جامعه،ایا نخبگان کاراکتر اکثریت بوده اند یا جامعه؟

۱.به استناد قتل امیر کبیر و قائم مقام فراهانی که با دسیسه برخی افراد و هدایت های بیگانگان و بی کفایتی دستگاه حاکمه کشورصورت گرفت و یا برخورد با دکتر مصدق، نمی توان نخبه کشی را در جامعه ما حاکم دانست. همانگونه که در کتاب جامعه شناسی نخبه کشی اثر علی رضا قلی ادعا شده است.
این کتاب تحلیلی جامعه شناسانه از برخی ریشه های تاریخی استبداد و عقب ماندگی در ایران، بیان می دارد و برای این منظور نویسنده به تحلیل شرایط سیاسی، اجتماعی و فرهنگی زمان قائم مقام، امیرکبیر و مصدق می پردازد. هدف اصلی مؤلف آن است که نشان دهد حیات جمعی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ایرانیان، از حیث ساختاری به گونه ای بود که در نهایت به نخبه کشی منجر می شد و از این رو طرح عناصر منفردی همچون امیرکبیر در تاریخ ایران اگرچه مؤثر بوده ولی عملا ره به جایی نبرده است؛ چرا که این ساختار اساسا توان تحمل اصلاحات آنها را نداشته و بدین خاطر مشاهده می شود که در اندک زمانی آنها را از سریر قدرت و تصدی زمام اصلاحات کشور به پایین می کشد. در این میان نگرش تک عاملی به تاریخ تحولات ایران و این که اگر امیرکبیر زنده می بود احتمالا چه تحولاتی رخ می داد و ما به کدامین سوی می رفتیم، نگرشی باطل و ابتر است و ما باید به تحلیل ساختار کلی جامعه ایرانی همت گماریم و ریشه های فرهنگی را بیش از پیش به توجه درآوریم.
مدعای اصلی مؤلف از تأیید تجربی لازم در عرصه تحولات تاریخی بی بهره است. اگر چه ملت ما در دوره ای مصدق را تنها گذاشتند و یا امیرکبیر چندان حمایت نشد، اما به این صورت هم نبوده که نخبگان کشور همه سر فرو کوفته شوند و یا از میدان به در روند.
در تاریخ، شما می توانید مصادیق بسیار زیادی بیابید که ملت با نخبگان همراه بوده اند و این نشان می دهد که روحیه ملت نخبه کشی نبوده و نیست.(نقد کتاب جامعه شناسی نخبه کشی؛ مطالعات راهبردی ۱۳۷۸ شماره ۳)
نویسندۀ در تحلیل در عقب ماندگی کشور،مردم را مقصر دانسته؛اما دچار تقلیل گرایی شده و همه تقصیرات را به گردن مردم انداخته است.در جامعه آن روز ایران،نظام دموکراسی وجود نداشت و حکومت پادشاهی بر قرار بود؛و هر پادشاهی که در برابرش نخبه ای مخالف خود ببیند او را از سر راه بر می دارد و این چیزی نیست که فقط مخصوص فرهنگ مردم ایران باشد.در طول تاریخ و در تمام دنیا،شخصیت های بزرگی بوده اند که با بیان دیدگاههای جدید و متضادشان به خطر افتاده اند مانند؛سقراط که حکومت و جامعه آن روز آتن حرفهای او نفهمید.ولی آیا می توان به این دلیل مردم آتن را بی فرهنگ خواند؟
۲.با توجه به ساختار جامعه ایرانی که بیشتر بر اساس پادشاهی استوار بوده است تلاشی برای جذب و استفاده از نخبگان به صورت نظامند صورت نگرفته و به حسب تمایل پادشاه و موردی به نخبگان توجه می شده است.

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.