این مریضی را کجا باید برود درمان کند؟ ۱۳۹۱/۲/۶

(( روحانیت، برای ارتقاء نفس ماست. ما هم وقتی عِمامه را می بینیم باید به این بیاندیشیم که ما الآن از جنبه ی روحی نفس و جان، چه مشکلی دارم و کجای کارهای من گیر است.
بعد بروم این آقائی که بالای سرش یک پارچه ی سفید یا سیاهی است که ایشان مخصوص این کارهاست، بروم بگویم آقا مشکل من چیه که من حال ندارم؟ چرا اهل نماز شب نمی شوم؟ چرا اهل نماز نمی شوم؟ آخه یک مریضی ای هست. ))

(( این دختر وقتی می بیند بی حجاب به کوچه و خیابان می رود، خوب؛ این طفلی مریض شده، بالاخره یک مریضی روحی در او هست. ))
(( روحانیت، برای ارتقاء نفس ماست. ما هم وقتی عِمامه را می بینیم باید به این بیاندیشیم که ما الآن از جنبه ی روحی نفس و جان، چه مشکلی دارم و کجای کارهای من گیر است.
بعد بروم این آقائی که بالای سرش یک پارچه ی سفید یا سیاهی است که ایشان مخصوص این کارهاست، بروم بگویم آقا مشکل من چیه که من حال ندارم؟ چرا اهل نماز شب نمی شوم؟ چرا اهل نماز نمی شوم؟ آخه یک مریضی ای هست. ))

(( این دختر وقتی می بیند بی حجاب به کوچه و خیابان می رود، خوب؛ این طفلی مریض شده، بالاخره یک مریضی روحی در او هست. ))

(( باید اجتماع یک جوری بشود که وقتی او یک عِمامه به سری را می بیند، بگوید این گونه آقایون مخصوص درمان این مریضی های این جوری اند، بروم از ایشان سؤال کنم که «آقا؛ من بیچاره را چه شده که من نمی توانم ؛ چرا من به شکل این جوری می آیم بیرون. چرا ؟ چه مریضی در من هست ؟ نسخه اش چیه ؟ گرفتاری من چیه ؟ چی کار باید بکنم ؟
چرا من آمدم به دنبال یک جوان بگردم ؟ بالاخره مریضم و این هم یک مریضی است.
این مریضی را کجا باید برود درمان کند؟ ))

متن بیانات استاد صمدی آملی

برگرفته از پایگاه : azha.blogfa.com

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.