بازگشت اسرا به کربلا -کاروان اسرا در کربلا ۱۳۹۰/۰۲/۲۸ - ۱۷۸ بازدید

آیا اهلبیت امام حسین (ع) (اسیران کربلا) ، پس از رفتن به شام و بازگشت از آن، در اربعین اول (اربعین سال ۶۱ هجری قمری) وارد کربلا شده و قبور شهیدان کربلا را زیارت کرده اند؟

برای پاسخ به این سوال باید توجه شما را به مطالب زیر جلب نمود:در منابع تصریح شده است،‌ یزید از رفتار خود با اهل بیت(ع) اظهار پشیمانی کرده و تقصیر کشتن امام† و یارانش را به گردن ابن‌زیاد افکند. یکی از پیامدهای این ندامت آن بود که اهل بیت‰ را آزاد گذاشت که در شام بمانند یا به مدینه بروند و چون آنان رفتن به مدینه را اختیار کردند،‌ به فرستادگان خود ـ که اسرا را همراهی می کردند ـ دستور داد که با آنان خوش رفتاری کرده و هر جا و هر زمان که خواستند فرود آیند، با آنان موافقت کنند.[۱] بنابراین اگر اهل بیت‰ در دمشق چنین تقاضایی را از یزید کرده باشند، طبیعی است که یزید با توجه به تغییر اوضاع و شرایط و در نتیجه دگرگونی رویه و رفتارش نسبت به اسرا،‌ به ناچار باید این درخواست را می پذیرفت، هر چند این سازگاری با پلیدی ذاتی او سازگار نباشد؛ هم چنان که اگر اهل بیت‰ پس از خروج از دمشق، از مأموران یزید خواسته باشند که آنان را به کربلا ببرند، می بایست آنان طبق فرمان یزید (چنانکه یکی از مورخان به نام ابن سعد نوشته است) اطاعت می کنند. بنابراین اگر در شام سخنی از کربلا رفتن به میان نیامده است ـ چنان که اشاره شد ـ یا به این سبب بوده است که اهل بیت‰ پس از خروج از دمشق، چنین درخواستی کرده اند‌ و اساسا چنین درخواستی در شام مطرح نبوده است و یا اگر نزد یزید چنین تقاضایی را مطرح کرده اند، چون مدینه مقصد نهایی بوده است و کربلا به منزلة یکی از منازل بین راه به حساب می آمده است؛ ‌سخنی از رفتن به کربلا به میان نیامده است و یزید (با توجه به تعبیر ابن سعد) اجازه فرود آمدن در کربلا را نیز صادر کرده بود. بنابراین، پرسش یزید از اهل بیت‰، ناظر بر محل اقامت دائمی است، از این رو منافات ندارد کسی که عازم مدینه است، از کربلا عبور کند.[۲] از آنچه گفته شد، درخواست اسرا مبنی بر رفتن به کربلا، چه در دمشق بوده باشد و چه در خارج آن، هیچ اشکالی در پی ندارد.
امّا این که قدر مشترکی بین را‌ه مدینه و عراق وجود ندارد، و راه شام به مدینه، از همان دمشق، از راه عراق جدا می‌شود، گفتنی است که بررسی‌های جدید نشان می‌دهد که راه دمشق به مدینه (به مسافت حدود ۱۲۲۹ کیلومتر)، بیش از یکصد و بیست کیلومتر با راه عراق مشترک است.[۳] البتّه برخی از اندیشمندان شیعه هم چون ابن نما€ و ابن طاووس€ که تصریح به ملاقات اهل بیت‰ با جابر در کربلا کرده اند، گویا بر این باور بوده اند که مسیر شام به مدینه، از عراق می گذشته است، چنان که گفته اند که چون کاروان اهل بیت ‰ از عراق عبور داده شد، اهل بیت‰ به راهنما گفتند که ما را به کربلا ببر.[۴] این در حالی است که طبق گزارش جغرافی دانان متقدم، اصلا راه شام به مدینه (یا به طور کلی حجاز) از راه شام به عراق، از ابتدای مسیر جد ا بوده است. چنان که ابن خردادبه (جغرافی دان متوفای حدود ۳۰۰ ق) مسیر کوفه (که نزدیک کربلا است) به د مشق را در قرن چهارم چنین نوشته است:
حِیرَه، قُطْقُطَانَه، بُقْعَه، اَبْیَض، حُوْشِی، جَمْع، خُطِّی، جُبَّه، قَلُوفِی، رَوارِی، سَاغِدَه، بُقَیْعَه، اَعْنَاک، اَذْرُعَات، مَنْزِل،‌ دِمَشق.[۵]
این راه در واقع، همان راه بادیه است.
و نیز همو و ابن‌رسته (از دیگر جغرافی‌دانان قدیم) مسیر دمشق به مدینه را چنین نگاشته اند:
مَنْزِل، ذَاتُ الْمَنازِل، سَرْغ، تَبُوک، مُحْدَثَه، اَقْرَع، جُنَیْنَه، حِجْر، وَادِی الْقُریٰ، رُحْبَه (رُحَیْبَه)، ذِی الْمَرْوَة، مُرَّ، سُوَیْدَاء، ذِی خُشُب، مَدِینه. [۶]
اگرچه اکنون هیچ نام و نشانی از بسیاری منازل و مناطق یاد شده در منطقة عراق و شام وجود ندارد، اما چنان که از این دو گزارش استفاده می شود، تنها نقطة مشترک بین دو مسیر کوفه و مدینه، مکانی به نام «منزل» است و از آن جا، راه مدینه از کوفه جدا می شود. از این رو اگر نپذیریم که اهل بیت‰ از همان شهر دمشق و دربا ر یزید، قصد رفتن به کربلا را داشته اند، ممکن است آنان از نقطة مشترک یاد شده، قصد رفتن به کربلا را کرده اند، و از راه بادیه به کربلا رفته‌اند. بنابراین اگر از سخن ابن نما و ابن طاووس چنین برداشت شود که آنان مسیر مشترک طولانی برای مسیر شام به مدینه و کربلا قائل شده اند، نمی تواند تعبیر این دو اندیشمند در این باره درست باشد، مگر آن که گفته شود که اساسا اهل بیت‰ از همان را هی که به شام برده شدند، به عراق بازگشته اند که البته این احتمال، در صورتی می تواند بر واقع منطبق باشد که اهل بیت ‰ یا از همان دربار یزید، مسألة رفتن به سر مزار امام حسین† را نزد وی مطرح کرده و از او در این باره موافقت گرفته باشند و یا دست کم تا پیش از ترک تنها نقطة مشترک مسیر کوفه و مدینه، به شیوه ای، موافقت او را احراز کرده باشند، در غیر این صورت، منطقی به نظر نمی رسد که بدون هیچ انگیزه ای، اهل بیت‰ از را ه عراق به مدینه بازگردند.

شواهد دیگر
از مجموع آنچه نوشته شد، می‌توان امکان حضور اهل‌بیت‰ در اربعین سال شصت و یک بر مزار امام† را نتیجه گرفت، همچنین برخی از مورّخان و اندیشمندان همانند ابوریحان بیرونی، مستوفی هروی و شیخ بهایی، تصریح کرده اند که حضور اهل‌بیت‰ در روز بیستم صفر بوده است. افزون بر این، قرائن و شواهد دیگری برای اثبات این مسأله وجود دارد که می توان به آنها استناد کرد که عبارتند از:
† ۱. الحاق سر امام† به بدنش توسط امام سجاد† در روز اربعین
۲. وجه استحباب زیارت اربعین.
۳. محل دفن سر مطهّر امام
۱ـ در بارة الحاق سر به بدن باید گفت این مسأله از بازگشت اهل بیت‰ به کربلا جدا نیست و بنابر قول مشهور، این کار توسط اما م زین‌العابدین† صورت گرفته است، چنان که شیخ صدوق و ابن فتّال نیشابوری به این موضوع تصریح کرده اند.[۷] و هیچ گزارش تاریخی وجود ندارد که امام سجّاد† در زمان دیگری به کربلا آمده باشد، بنابراین حضور اهل بیت‰ بر سر قبر امام† نیز باید در روز اربعین اتفاق افتاده باشد.
۲ـ در بارة وجه استحباب زیارت اربعین، (چنانکه در ادامه بحث ملاحظه می‌شود) دو امر بیان شده است: یکی روایت امام عسکری† است که در آن زیارت اربعین، یکی از علائم مؤمن دانسته شده است و دیگری تعلیم زیارت اربعین به صفوان بن مهران جمّال توسط امام صادق†. پرسشی که در این باره مطرح است آن است که آیا وجه و انگیزة استحباب می تواند تنها حضور یک صحابی بر سر قبر امام حسین† در روز اربعین باشد؟ یا در این روز باید وقایع مهّم دیگری نیز اتفاق افتاده باشد. بنابراین الحاق سرِ مطهر امام حسین† به بدن و حضور اهل بیت‰ ـ که در میان آنان امام معصوم یعنی امام سجاد† حضور داشت ـ جهت الحاق سر به بدن و زیارت قبر حضرت تنها می تواند وجه استحباب زیارت اربعین را توجیه کند، چنان که بر اساس گزارش ابن شهراشوب، شیخ طوسی وجه توصیة امامان‰ به زیارت اربعین را، مسألة الحاق سر به بدن دانسته است[۸]، و مجلسی نیز به نقل از مشهور یکی از وجوه محتمل استحباب زیارت اربعین را همین موارد، بیان کرده است.[۹]
۳. محل دفن سر امام: در این که سر امام حسین† کجا دفن شده است، منابع تاریخی شیعه و سنی گوناگون گزارش کرده اند تا آنجا که هفت قول در این باره گفته شده است: (که در جای خود در جلد دوم این کتاب بررسی خواهد شد) اما مشهور در میان علمای امامیه آن است که سر مطهر امام به بدن مطهر آن حضرت ملحق شد و همراه آن دفن شد.[۱۰] گرچه طرفداران این قول، نوعاً تاریخ آن را معین نکرده‌اند، اما گروهی، تصریح کرده‌اند که دفن سر مطهر همراه بدن، در بیستم صفر (اربعین) صورت گرفته است. برخی از دانشمندان اهل‌سنت نیز به این امر تصریح کرده‌اند. گواهی این دانشمندان بر دفن سر مطهر همراه بدن در اربعین، ورود امام سجاد و اهل‌بیت در چنین روزی به کربلا را تأیید می‌کند. ذیلاً اقوال این گروه را می‌آوریم:
ابن‌شهراشوبŠبعد از نقل سخن سیّدمرتضی (در مورد دفن سر مطّهر امام حسین ـ ع ـ با بدن آن حضرت در کربلا)، از قول شیخ طوسی€ نقل کرده است که به همین سبب (ملحق کردن سر امام† به بدن و دفن آن) زیارت اربعین (از جانب امامان‰) توصیه شده است.[۱۱]
ابوریحان بیرونی (م۴۴۰ ق) در این باره می نویسد: و فی العشرین ردّ رأس الحسین † الی جثّته حتی دفن مع جثّته... «در روز بیستم (صفر)، سرِ حسین† به بدنش ملحق و با آن دفن گردید».[۱۲]
مستوفی هروی (از مورّخان قرن ششم) بر این باور است که علی بن الحسین‡ با سایر اهل بیت‰ در روز بیستم صفر، سر مبارک امیرالمؤمنین حسین† را به بدنش ملحق ساختند.[۱۳]
قرطبی (م ۶۷۱ ق) می نویسد:
امامیه می گویند که سرِ حسین† پس از چهل روز به کربلا بازگردانده و به بدن ملحق شد و این روز نزد آنان معروف است و زیارت در آن روز را زیارت اربعین می نامند.[۱۴]
قزوینی نیز نگاشته است: «روز اول ماه صفر، عید بنی امیه است؛ چون در آن روز، سر حسین† را به دمشق وارد ساختند و در روز بیستم آن ماه، سر ایشان به بدن، باز گردانده شد».[۱۵]
نویری ضمن بیان اقوال مختلف در مورد محل دفن سر امام حسین (ع) می‌نویسد:
یزید سر را پس از گذشت چهل روز باز گرداند و سر را همراه بدن دفن نمودند.[۱۶]
مناوی (م ۱۰۳۱ ق) نوشته است:
شیعیان می گویند: پس از چهل روز از شهادت، سر به بدن بازگردانده شد و در کربلا دفن شد.[۱۷]
از مجموع آنچه گذشت، روشن شد که اگرچه از نظر اخبار تاریخی و حدیثی، اثبات حضور اهل بیت‰ در روز اربعین بر سر مزا ر سیدالشهدا† چندان آسان نیست، اما با توجه به قرائن و شواهدی که برای حضور اهل بیت‰ در کربلا در بیستم صفر سال ۶۱ بیان شد، پذیرفتنی است که اهل بیتِ امام حسین† در این روز موفق به زیارت مزار سیدالشهدا† شده اند.

پی نوشت:
[۱] . ابن سعد، ترجمة الحسین و مقتله، فصلنامه «تراثنا»، شمارة ۱۰، ص ۱۹۳.
[۲]. در این باره ر.ک: محمد امین امینی، مع الرکب الحسینی من المدینه الی المدینه، ج ۶ (الرکب الحسینی فی الشام و منه الی المدینة)، ص ۳۰۸ ـ ۳۰۹.
[۳]. دانشنامة امام حسین ـ ع ـ ج۸، نقشة آخر کتاب.
[۴]. عبارت ابن نما در این باره چنین است: و لما مرّ عیال الحسین† بکربلاء ... (مُثیر الاحزان،‌ ص۱۰۷). سید ابن‌طاووس نیز چنین نگاشته است: و لما رجع نساء الحسین† و عیاله من الشام و بلغوا العراق، قالوا للدلیل مُرْ بنا علی طریق کربلاء... (الملهوف علی قتلی الطفوف،‌ ص۲۲۵).
[۵] . ابن خردادبه، مسالک و ممالک، ص ۸۴ .
[۶] . ابن خردادبه، مسالک و ممالک، ص۱۴۰؛ ابن رسته، الاعلاق النفیسة، ص ۲۱۴.
[۷] . حارث بن‌کعب عن فاطمه بنت علی ـ علیهما السلام ـ ثم إن یزید امر بنساء الحسین ـ ع ـ فحبسن مع علی بن‌الحسین ـ ع ـ فی محبس لایکنهم من حرّ و لا برد حتی تقشرت وجوههم و لم‌یرفع ببیت‌المقدس حجر عن وجه‌الارض إلا وجد تحته دم عبیط و أبصر الناس الشمس علی الحیطان حمراء کأنها الملاحف المعصفرة الی أن خرج علی بن‌الحسین ـ ع ـ بالنسوة و ردّ رأس الحسین ـ ع ـ الی کربلاء. (شیخ صدوق، الامالی، مجلس ۳۱، ص۲۳۱-۲۳۲؛ ابن فَتّال نیشابوری، روضة الواعظین، ص۱۹۲).
[۸] . ابن شهراشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۴، ص۸۵ .
[۹] . مجلسی، بحار الانوار، ج۹۸، ص ۳۳۴.
[۱۰] . مجلسی، بحار الانوار، ج۴۵، ص ۱۴۵.
[۱۱] . مناقب آل ابی طالب، ج۴، ص۸۵ ؛ مجلسی، بحار الانوار، ج۴۴، ص ۱۹۹: قال الطوسی: و منه زیارة الاربعین.
[۱۲] . بیرونی، الآثار الباقیة عن القرون الخالیة، ص۳۳۱.
[۱۳] . مستوفی هروی، ترجمه الفتوح، ص ۹۱۶.
[۱۴] . محمد بن احمد قرطبی، التذکرة فی امور الموتی و امور الآخرة، ج۲، ص ۶۶۸.
[۱۵] . زکریا محمد بن محمود قزوینی، عجائب المخلوقات و الحیوانات و غرائب الموجودات (که به صورت حاشیه در ضمن کتاب: حیوة‌ الحیوان الکبری، نوشته کمال الدین دمیری آمده است) ج۱، ص۱۰۹ .
(۱۶). نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲۰، ص۳۰۰۸
[۱۷] . مناوی، فیض القدیر، ج۱، ص۲۶۵.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.