باورهای فمینیستی ۱۳۹۲/۸/۱۸ - ۳۷ بازدید

فمینیسم ( feminism )در زبانهای انگلیسی ، فرانسوی ، وآلمانی از ریشه(feminine )به معنای زن یا جنس مونث است و از ریشه لاتینی ( femina ) گرفته شده است . این واژهٔ را نخستین بار شارل فوریه، سوسیالیست قرن نوزدهم، برای دفاع از جنبش حقوق زنان به کار برد.
فمینیسم ( feminism )در زبانهای انگلیسی ، فرانسوی ، وآلمانی از ریشه(feminine )به معنای زن یا جنس مونث است و از ریشه لاتینی ( femina ) گرفته شده است . این واژهٔ را نخستین بار شارل فوریه، سوسیالیست قرن نوزدهم، برای دفاع از جنبش حقوق زنان به کار برد.

فمینیسم ( feminism )در زبانهای انگلیسی ، فرانسوی ، وآلمانی از ریشه(feminine )به معنای زن یا جنس مونث است و از ریشه لاتینی ( femina ) گرفته شده است . این واژهٔ را نخستین بار شارل فوریه، سوسیالیست قرن نوزدهم، برای دفاع از جنبش حقوق زنان به کار برد. [۱]
فمنیسم، در لغت به معنای زنانه گری، زن وری و زنانگی است؛ این تعابیر در واقع شرح الاسم این کلمه هستند، اما بررسی تاریخچة این لغت و اصطلاحات آن، نشان می دهد که نمی توان آن را در حد یک واژه تعریف کرد و به صورت یکنواخت به همه کسانی که خود را فمنیست می دانند، اطلاق کرد. [۲] واژة فمنیستی، قبلاً کاربرد پزشکی داشته و عموماً برای اشاره به نوعی اختلال جنسی که در آن مردان صفات زنانه را بروز می دادند، بکار می رفته است. اما بعدها، این واژه برای اشاره به جریانی بکار رفت که در نیمة اول قرن نوزدهم، سیر تحولی خاصی یافت و به صورت جنبشی در آمد، که به مطالعات جنس و جنسیت می پرداخت .
با مطالعه سیر تاریخی جایگاه زن در غرب و اروپا می بینیم که به جنس زن ستم فراوانی شده است . زن در این جوامع بصورت شی و کالا محسوب می شد و جزو اموال مردان به حساب می آمد . حتی با مطالعه نگرش صاحب نظران غربی می بینیم که هریک زن را از زاویه دید خود هچون جنس دوم ، عامل گناه مرد ، و نامهایی که برای حیوانات گذاشته می شد می دیدند . زنان نه حق رای داشتند و نه می توانستند در امور اجتماعی و سیاسی مشارکت کنند . درواقع علل شکل گیری فمینیسم را باید در چند محور دانست . ۱- وضعیت زن در غرب سنتی و ظلم تاریخی و شرایط نابهنجار و تبعیض آمیز که در این جوامع به زن غربی صورت گرفته بود یا بعبارتی محروم بودن زنان در اروپا و امریکا از حقوق اولیه سیاسی و اجتماعی خود ۲- مبانی اندیشه ای غرب جدید همچون سکولاریسم ، اومانیسم و لیبرالیسم ۳- اندیشه سیاسی اجتماعی نوین غرب ۴- و تحولات نظام سرمایه داری و موج صنعتی شدن غرب و شکل گیری طبقه ای به نام سرمایه داران و کارفرمایان /
در ابتدا جنبش اجتماعی زنان از فرانسه و دیگر کشورهای مغرب زمین در برابر نابرابریهای حقوقی ، اقتصادی و سیاسی ، و اعتراض به عدم تعادل در اصلاحات نوین آغاز شد . شایان ذکر است اصلاحات قانونی از دهه ۱۸۹۰ حق رای همگانی مردان را به رسمیت شناخت و همین مسئله ، تبعیض میان زن و مرد را بیش از گذشته ، آشکار کرد . از این رو موج اول فمینیسم که به جنبش حق رای معروف است از نیمه اول قرن نوزدهم آغاز شد . به عنوان مثال انگلستان به عنوان اولین کشور غربی در سال ۱۹۱۸ و سپس امریکا در سال ۱۹۲۰ حق رای زنان را به رسمیت شناختند . [۳]
فمینیسم موج دوم که از دهه ۱۹۶۰ و با طرح افکار ایدئولوژیک در تحلیل فرودستی زنان و ترسیم آرمان فمینیستی آغاز شد . این موج در دهه هفتاد به طرح مباحث زنانه در علوم انسانی پرداخت و در دهه هشتاد نگاه خود را به معرفت شناسی فمینیستی معطوف کرد و به نقد کلی فلسفه معرفت شناسی و تولید دانش پرداخت . بر این اساس موج دوم مبتنی بر نظریه پردازیهای مشخص علمی شکل گرفت . طرفداران موج دوم می کوشیدند تا تحلیل وضعیت زنان ، علل فرودستی و وضعیت آرمانی و نیز راهبردهای خود را در قالب نظریه های عام و جهان شمول ارائه دهند . مهم ترین گرایش های فمینیستی موج دوم ( رادیکال و لیبرال ) بودند که توانستند به یک دستور کار کم و بیش مشترک مبارزاتی دست یابند . منع تبعیض همه جانبه ، حق زن بر جسم خویش ، مبارزه با خشونت علیه زنان ، و برابری گفتمان غالب فمینیسم موج دوم بود .
از نیمه دوم ۱۹۷۰-۱۹۹۰ زمینه های ظهور موج سوم فمینیسم شکل گرفت که بیش از هرچیز مرهون تحولات نظام سرمایه داری ، مطرح شدن دیدگاه پست مدرن و عکس العمل های ناشی از تندروی و یک جانبه نگری موج دومی ها بود ، بگونه ای که امروزه بسیاری از طرفداران گرایش های موج دومی از منتقدان آن شمرده می شوند.از جمله تاکیدات موج سوم بر تفاوت ها است .
باورهای فمینیستی :
فمینیسم مباحثه‌ای است که از جنبش‌ها، نظریه‌ها و فلسفه‌های گوناگونی تشکیل شده‌است که در ارتباط با تبعیض جنسیتی هستند و از برابری برای زنان دفاع کرده و برای حقوق زنان و مسایل زنان مبارزه می‌کند. همانطور که گفتیم فمینیسم در بستر فرهنگ مدرن غرب پدید آمد و پیش انگاره های خود را از آن گرفت . اعتقاد به اومانیسم ، سکولاریسم ، لیبرالیسم نقطه مشترک تمامی دیدگاههای فمینیستی است . با این وجود هریک در فرودستی و جنس دوم و ستم به زن عوامل مختلفی را مطرح می نمایند اما ارائه تعریف جامع و مانع از فمینیسم ، به دلیل عدم انسجام در انواع گرایشات میسر نیست . در کل باورهای فمینیسم شامل باور داشتن به حقوق زنان و برابری سیاسی، اجتماعی و اقتصادی زن و مرد است. فمینیسم سعی می‌کند تا ضمن درک دلایل نابرابری‌های موجود، تمرکز خود را به سیاست‌های جنسیتی، معادلات قدرت و جنسیت معطوف نماید.موضوع‌های کلّی مورد توجه فمینیسم تبعیض رفتار قالبی ، شی انگاری ، مردسالاری/پدرسالاری هستند. فعالان فمینیست به مواردی مانند برابری جنسیتی، رفع هرگونه تبعیض ، حقوق تولیدمثلی، خشونت خانگی، برابری دستمزد، آزار جنسی، و تبعیض جنسیتی می‌پردازند.جوهرهٔ فمینیسم آن است که حقوق، مزیت‌ها، مقام و وظایف نبایستی از روی جنسیت مشخص شوند. برای معرفی باورهای فمینیسم به نظر می رسد بهتر است با توجه به تقسیمات و نحله های آنها به ذکر باورهای شان بپردازیم .
نحله های فمینیسم و باورهای آن :
فمینیسم به نحله های مختلفی چون فمینیسم لیبرال ، فمینیسم سوسیال ، فمینیسم مارکسیسم و فمینیسم افراطی ( رادیکال ) تقسیم می شوند . دغدغه اصلی فمینیسم لیبرال حقوق سیاسی و قانونی زنان و عادلانه بودن ساختارهای سیاسی است . بر این اساس مبارزات قرن نوزدهم برای حق مالکیت زنان متاهل نیز مبتنی بر مبانی لیبرال بود که در موج اول شاهد بروز و ظهور آن هستیم . آنها بر مساوات مردان و زنان و ظلم ناشی از محروم کردن زنان از حقوق برابر با مردان ، فرصت های شغلی برابر ، تمسک می کردند .[۴] فمینیست های لیبرال و بسیاری دیگر با تاکید بر جنبه انسانی زن ، خواهان دست یابی زنان به موقعیت های برابر با مردان هستند.
فمینیسم مارکسیسم و سوسیالیسم نیز منشاء محرومیت زنان را محرومیت ناموجه آنها از حقوق سیاسی و قانونی برابر با مردان می داند . آنها مظلومیت زنان را از وضعیت اقتصادی – اجتماعی ناشی می دانند و معتقد هستند که این مظلومیت تنها هنگامی پایان می پذیرد که شرایط اجتماعی و اقتصادی تغییر کند . فمینیسم مارکسیسم زنان را مانند کارگران در بند استثمار نظام سرمایه داری می داند و معتقدند باید نظام سرمایه داری از بین برود تا ظلم به زنان پایان پذیرد .آنها بر این باورند که کار منزل زمینه ای است که زنان توسط مردان نه صرفا به عنوان سرمایه داران ، بلکه به عنوان شوهرانشان استثمار می شوند .
اما فمینیسم افراطی مردان و بطور کلی مردسالاری را عمل اصلی مظلومیت زنان می شناسد .آنها بی عدالتی قوانین را بخشی از ساختار فراگیر تسلط مرد می دانند که از خانواده شروع می شود و به نهادهای سیاسی راه می یابد . برخی از فمینیسم های افراطی بسیار افراطی تر معتقدند که نقش زن به عنوان مولد بچه باید از بین برود . شولمیت فایرستون در کتاب مناظره جنس ها می نویسد : ستم دیدگی زن در قابلیت بچه زایی او ، یعنی در وضعیت زیستی اساسا ظالمانه او ریشه دارد ؛ اما تکنولوژی توالد و تناسل ، ممکن است زن را قادر سازد که خود را از وضعیت زیستی آزاد سازد . بنابراین اگر زنان بتوانند بر تکنولوژی تولید نسل تسلط یابند ، برای اولین بار خواهند توانست بر ستم دیدگی خود فائق آیند . [۵]
فمینیسم های تندرو در قالب نظریه های افراطی به جایی رسیدند که معتقد به قتل مردان و خارج شدن آنها از صفحه روزگار شدند .این مساله و بسیاری از موارد همچون عدم در نظر گرفتن تفاوت های طبیعی زن و مرد ، که در نتیجه ظلم مضاعف اشتغال تمام وقت ، با حقوق و دستمزد کمتر از مردان ، نادیده گرفتن حقوق تمامی زنان از جمله زنان سیاهپوست ، و افتادن بار سنگین زندگی به دوش زن و موارد بسیار دیگر، موج سوم را با اعتراض بسیاری از فمینیسم ها به دیدگاههای فمینیسم افراطی مواجه نمود . در موج سوم بسیاری از فمینسم ها با برگشت به تفاوت های طبیعی زنان و مردان ، عشق و علاقه مادری زن را طبیعی و برگرفته از نهاد و فطرت زن دانستند . امروزه برخی فمینیستها و غیر فمینیست ها دریافته اند که رویکرد افراطی فمینیسم هیچ کدام در عمل نمی تواند به افزایش قدرت سیاسی زنان در جامعه کمک کند ؛ بلکه ارتقای شان اجتماعی زنان تنها در سایه ی به رسمیت شناختن هویت زنانه و کار ویژه زنان در ساختار نظام اجتماعی و در همگامی و هماهنگی کامل عادلانه با نقش های مردانه است . این رویکرد به تعاریف جدیدی از عدالت ، آزادی و مشارکت زنان چشم دوخته است که با تصورات گذشته تا حدودی متفاوت و متمایز است .
پرسشگر گرامی هرچند از خصوصیات شما چیزی نمی دانیم اما به شما جویای حقیقت توصیه می کنیم برای اطلاعات بیشتر در مورد فمینیسم و نقد آن از نگاه اسلام به مطالعه کتابهایی چون دانش های فمینیسم ( مجموعه مقالات )، ترجمه عباس یزدانی و بهروز جندقی ، فمینیسم شکست افسانه آزادی زنان تالیف سیده مژگان سخایی ،انتشارات نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها ، بپردازید . برای شما آرزوی می کنم سربلندو موفق باشید . عصمت سپهری /





[۱] -جندقی بهروز ، یزدانی عباس ، دانش های فمینیسم ، ص ۱۴
[۲] - همان
[۳] - همان ص ۱۷
[۴] همان ص ۳۲۱
[۵] - همان ص ۳۲۶

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.