با دختران دانشجو ... ۱۳۹۴/۳/۶


پیامبر اسلام همچون همه انبیا، با دو هدف زیر، هدایت مردم را آغاز و دنبال کرد:
۱. آشنا ساختن مردم با معارف الهى.
۲. کامل کردن عقاید و اخلاق جامعه.
بنابراین، تعلیم کتاب و حکمت از یک سو و تزکیه نفوس مردم از سوى دیگر هدف هاى پیامبر صلى الله علیه وآله بوده اند؛ آن گونه که قرآن مى فرماید: «یعلمهم الکتاب و الحکمه و یزکیهم» (بقره، آیه ۱۲۹).

Daneshjo01.jpg




محمدباقر پورامینى

این
سوال ممکن است در ذهن بسیارى از زنان مطرح باشد که آیا پیام پیامبر
صلى الله علیه وآله ویژه مردان است و یا زنان هم مخاطب این پیام قرار مى گیرند؟


پیامبر اسلام همچون همه انبیا، با دو هدف زیر، هدایت مردم را آغاز و دنبال کرد:

۱.
آشنا ساختن مردم با معارف الهى.

۲.
کامل کردن عقاید و اخلاق جامعه.


بنابراین، تعلیم کتاب و حکمت از یک سو و تزکیه نفوس مردم از سوى دیگر هدف هاى
پیامبر صلى الله علیه وآله بوده اند؛ آن گونه که قرآن مى فرماید:
«یعلمهم الکتاب و الحکمه و یزکیهم»[۱].

از
این رو، مى توان رسالت پیامبر را این گونه بیان کرد:

او
براى تعلیم و تربیت و تزکیه آمد؛ تا در بخش نظرى، جامعه را به علوم الهى و صحیح،
رهنمون سازد و در بخش عملى نیز مردم را به طهارت روح برساند. مخاطب چنین حرکت
هدایت بخش، جان انسان خواهد بود؛ نه بدن او. از این رو، زن و مرد هر دو به طور
همسان، مخاطب پیام پیامبر صلى الله علیه وآله خواهند بود.

محور
تعلیم و تعلم، جان آدمى است؛ نه بدن و نه مجموع جان و بدن او؛ بلکه آن که عالم
مى شود، روح است و روح، نه مذکر است و نه مونث. پس در آن چه به کمال آدمى باز
مى گردد، همچون مسائل علمى، اعتقادى و اخلاقى، تفاوتى میان مرد و زن نیست؛ اما چون
از مسائل اجرایى و تقسیم کار سخن به میان مى آید، به دلیل خصوصیات طبیعى و بدنى، هر
یک داراى وظایف مختص و مشترکى هستند؛ اما تفاوت وظایف، نقشى در میزان تکامل آن دو
نخواهد داشت.[۲]

زن
همچون مرد، تکامل پذیر است و قرآن هرگاه از ارزش هاى والاى انسانى سخن مى گوید، از
زنان، همسان مردان، یاد مى کند؛ بدان حد که هر دو مى توانند به مقامات انسانى و
معنوى دست یابند. مقاماتى همچون اسلام، ایمان، طاعت، راست گویى، شکیبایى، خداترسى،
روزه دارى، خویشتن دارى و یاد خدا، براى هر زنى، قابل دست یابى هستند[۳]
و طبیعى است که عمل صالح او نیز همچون مرد، پیامد و ره آوردى این دنیایى و آن جهانى
خواهد داشت.

در
قرآن آمده است:

«من
عمل صالحا من ذکر او انثی و هو مومن فلنحیینه حیاة طیبة و لنجزینّهم اجرهم باحسن ما
کانوا یعملون؛[۴]
هر مرد و زنى که کارى نیکو انجام دهند، اگر ایمان آورده باشند، زندگى خوش و
پاکیزه اى به او خواهیم داد و پاداشى بهتر از کردارشان».

با
این مقدمه، به طرح برخى از پیام هاى پیامبر به دختران مسلمان، در ۱۰ محور زیر
مى پردازیم:


۱. به دختر بودن خود ببالید.

وقتى
غالب جامعه، زن را مایه عار مى دانستند و از دختر نفرت داشتند و حتى او را زنده به
گور مى کردند،[۵]
در چنین محیطى، اسلام جایگاه انسانى زن را احیا کرده و او را ریحانه، یعنى شاخه گلى
ظریف، نامید[۶].
یکى از ارمغان هاى زیباى پیامبر صلى الله علیه وآله، شخصیت دادن به دختر و زن
مى باشد؛ بدان حد که پیامبر صلى الله علیه وآله مى فرمود:


«دختران خجسته اند و دوست داشتنى [۷]
...».


«بهترین فرزندان شما، دخترانتان مى باشند[۸]».

«از
خوش قدمى زن این است که نخستین فرزندش، دختر باشد[۹]».

«دختر
خوب، فرزندى مهربان، مددکار، مونس، با برکت و دورکننده حسرت است».

«کسى
که دختر دارد، مشمول نصرت و مدد و برکت و آمرزش خدا خواهد بود».

چون به
نبى خاتم بشارت دختر مى دادند، مى فرمود: «گلى است که خدا روزى اش مى دهد و تامین
او با خداست [۱۰]».

بر
خود ببالید و از آن دسته دخترانى باشید که پیامبر صلى الله علیه وآله درباره

ایشان
فرمود:

«چه
خوب فرزندانى اند دختران محجوب [۱۱]».


۲. هماره دانش بجویید.

همواره
با دانش و علم، مانوس باشید؛ زیرا «خداوند، درجه آنان را که ایمان آوردند و آنان را
که از علم بهره مند شدند، بالا مى برد»[۱۲].

پیامبر
اکرم صلى الله علیه و آله همگان را به فراگیرى علم و دانش، تشویق مى کرد و فرزندان
اصحابش را وادار کرد که سواد بیاموزند و حتى به برخى از یارانش فرمان داد که
زبان هاى غیرعربى را فراگیرند؛ مى گفت: «دانشجویى، بر هر مسلمان، فرض و واجب است [۱۳]».

رسول
اکرم صلى الله علیه وآله روزى وارد مسجد (مدینه) شد و چشمش به دو اجتماع افتاد که
از دو دسته تشکیل شده بودند و هر دسته اى حلقه اى تشکیل داده، سرگرم کارى بودند؛ یک
دسته مشغول عبادت و ذکر و دسته دیگر به تعلیم و تعلم و یاد دادن و یاد گرفتن سرگرم
بودند. پیامبر صلى الله علیه وآله هر دو دسته را از نظر گذرانید و از دیدن آنها
مسرور و خرسند شد و به کسانى که همراهش بودند، فرمود:

هر دو
دسته، کار نیک مى کنند و بر خیر و سعادتمند.

آن گاه
اضافه کرد: اما من براى تعلیم و دانا کردن، فرستاده شده ام؛ پس خودش به طرف همان
دسته که به کار تعلیم و تعلم، اشتغال داشتند، رفت و در حلقه آنها نشست.[۱۴]

هیچ
وقت از یادگیرى و دانش آموزى، خسته نشوید و به فکر فارغ التحصیلى نیفتید و این
توصیه پیامبر صلى الله علیه و آله را همواره به یاد داشته باشید که مى فرمود: چهار
چیز است که هر با هوش و خردمندى، باید به آنها پایبند باشد؛ شنیدن دانش، حفظ کردن،
نشر دادن و عمل به دانش.[۱۵]

هر
ظرفى وقتى چیزى در آن مى گذارند، گنجایش خود را از دست مى دهد؛ مگر ظرف دانش که با
افزودن آن، گنجایشش بیشتر مى شود.[۱۶]

پیامبر
صلى الله علیه وآله مى فرمود: زنان انصار، خوب زنانى هستند؛ شرم، مانع فقاهت آنان
در دین نمى شود.[۱۷]
بهترین مطالبى که شایسته است جوانان یاد بگیرند، چیزهایى است که در بزرگ سالى مورد
نیازشان باشد و در زندگى اجتماعى، بتوانند از آموخته هاى دوران جوانى خود استفاده
کنند.[۱۸]

علم
بال است مرغ جانت را           

بر
سپهر او برد روانت را
علم دل را به جاى جان باشد          

سر بى
علم، بدگمان باشد
علم نور است و جهل تاریکى        
علم راهت برد به
تاریکى [۱۹]


۳. حیا را پاس دارید.

حیا،
سرچشمه همه زیبایى هاست [۲۰]
و در فقدان حیا، هیچ کار زیبایى انجام نمى شود و هیچ کار زشتى ترک نمى شود.[۲۱]
پیامبر صلى الله علیه وآله مى فرمود: اسلام، عریان است و حیا، لباس آن است.[۲۲]

حیا
همان دگرگونى حال و انکسار و دورى گزینى از کار زشت است [۲۳]
به ویژه این که انسان احساس کند که ناظرى
او را مى بیند و
آگاهى و نظارت خداوند، عامل برانگیختن حیاست، رسول خدا صلى الله علیه وآله فرمود:
شرم کنید امروز از این که خداوند، از تمام امور شما مطلع است.[۲۴]


بزرگ ترین سرمایه دختر و زن مسلمان، حیاست که ثمره آن، مهار شهوت و تضمین عفت او
خواهد بود. درنگ در نوع رفتار موسى با دختر شعیب و شیوه راه رفتن این دختر که با
حیا آمیخته بود، براى شما الهام بخش است.[۲۵]


۴. پوشش مناسب را انتخاب کنید.


پیامبر اسلام بر پوشش زن در مقابل نامحرم و دورى از جلوه گرى و خودنمایى، اصرار
مى ورزید و اعجاز او، قرآن، همپاى توصیه به مردان در دورى از چشم چرانى و رعایت
پوشش بدن از نامحرم، به زنان نیز توصیه مى کند که دیدگان خود را فرو خوابانند و عفت
پیشه کنند. به دو آیه ذیل دقت کنید:

«اى
پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مومنان بگو پوشش هاى بلند (جلباب) خود را بر
خویش فرو افکنند».[۲۶]

«به
زنان مومن بگو: دیدگان خود را فرو خوابانند و عفت پیشه ساخته، دامن خود را از
بیگانگان بپوشانند و زیور خویش را جز براى شوهران و سایر محارم، آشکار نکنند؛ مگر
آن چه پیداست و روسرى ها (خُمُر) خویش را به گریبان ها اندازند؛ تا سر و گردن و
سینه و گوش ها پوشیده باشد و پاهایشان را به زمین نکوبند؛ تا آن چه از زینت پنهان
مى کنند، معلوم شود».[۲۷]


درباره این دو آیه، به چند نکته توجه کنید:


الف.
جلباب، پوششى چادر مانند، گشاد و پارچه اى است و با روسرى کوچک و خمار،
متفاوت است. جلباب همچون مقنعه ها و روسرى هاى بزرگ، سر و همه بدن را مى پوشانیده
است [۲۸]
و خداوند در آیه نخست، با بیان جلباب، به پوشاندن سر و گردن و بدن زنان اشاره دارد.

ب.
خُمُر جمع خمار و به معناى روسرى و سرپوش است [۲۹]
و خداوند در آیه دوم از دختران و زنان مومن خواسته است

که به
وسیله خمار، سینه و گریبان (جیب) خود را بپوشانند. مرحوم طبرسى درباره این آیه
مى نویسد: زنان مدینه، اطراف روسرى هاى خود را به پشت سر مى انداختند و سینه، گردن
و گوش هاى آنان آشکار مى شد و بر اساس این آیه، موظف شدند اطراف روسرى خود را به
گریبان ها بیندازند، تا این مواضع نیز پوشیده باشد.[۳۰]

ابن
عباس نیز در باره تفسیر این آیه مى گوید: یعنى زن، مو، سینه، دور گردن و زیر گلوى
خود را بپوشاند.[۳۱]

ج.
قرآن در پاسخ به ضرورت پوشش نیز چنین مى فرماید:
«ذلک ادنی ان یعرفن فلا یوذین؛[۳۲]
بدین وسیله شناخته مى شوند [که داراى اصالت خانوادگى اند] پس با آزار و تعقیب
(هوسرانان)، رو به رو نمى شوند.

د.
پیامبر صلى الله علیه وآله به اسماء فرمود: «اسماء! وقتى زن بالغ شد، شایسته
نیست که [در برابر نامحرم ] جز صورت و دست هایش دیده شوند».[۳۳]

ه.
پوشش اسلامى، به معناى زندانى کردن و قرار دادن شما پشت پرده و در نتیجه، عدم
مشارکت در فعالیت هاى اجتماعى نیست؛ بلکه پوشش بدان معناست که شما به عنوان دختر و
زن مومن، در معاشرت با مردان، بدن خود را بپوشانید و به جلوه گرى و خودنمایى
نپردازید و مشارکتتان در فعالیت ها، بر اصول انسانى و اسلامى استوار باشد.[۳۴]

و.
بسیارى از جامعه شناسان، حجاب زن را مقتضاى طبیعى جامعه بشرى معرفى کرده اند.
مونتسکیو مى نویسد:

قوانین
طبیعت حکم مى کند زن، خوددار باشد؛ زیرا مرد، با تهوّر آفریده شده است و زن، نیروى
خوددارى بیشترى دارد. بنابراین، تضادّ بین آنها را مى توان با حجاب از بین برد و بر
اساس همین اصل، تمام ملل جهان معتقدند که زنان باید حیا و حجاب داشته باشند.[۳۵]


۵. از حقوق خود آگاه باشید


شما
به عنوان یک دختر و زن مسلمان، در محیط خود، داراى نقشى مشخص هستید؛ زیرا زن مانند
مرد، داراى مسئولیت


اجتماعى است و در فرهنگ قرآن او به هدایت گرى، امر به معروف، بازدارندگى از زشتى ها
و ناهنجارى ها در همه زمینه ها مى پردازد؛

«و
المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و یقیمون
الصلوة و یؤتون الزکاة و یطیعون اللّه و رسوله اولئک سیرحمهم اللّه انّ اللّه عزیز
حکیم؛[۳۶]
مردان و زنان با ایمان، دوستان یکدیگرند که یکدیگر را به کارهاى پسندیده وا
مى دارند و از کارهاى ناپسند، باز مى دارند و نماز برپا مى کنند و زکات مى دهند و
از خدا و پیامبرش، فرمان مى برند؛ آنانند که خدا به زودى مشمول رحمتشان قرار خواهد
داد که خدا، توانا و حکیم است.


بى تفاوتى و سست عنصرى، بزرگ ترین آفت فراروست. نسبت به احیاى این حق خود، بیشتر
تامل کنید.


۶. خاطره خوش دانشجویى را پاس دارید.

یکى
از ویژگى هاى دوران


دانشجویى، دوران اقامت در خوابگاه است باید این دوره را به خوبى مدیریت کنید؛ تا
خاطره خوش آن برایتان ماندگار باشد که «بهشت، صحبت یاران همدم است». براى این کار،
امور زیر را رعایت کنید:


الف.
هر دیدارى را با سلام آغاز کنید

ب.
تبسم و لبخند، کم خرج ترین ادب رفاقت است؛ از آن مضایقه نکنید؛ پیامبر صلى الله
علیه وآله مى فرمود: «دوست خود را با رویى گشاده و متبسم دیدار کن».[۳۷]

ج.
او را با نامى که خود مى پسندد، یاد کن. رسول خدا صلى الله علیه وآله رعایت این
ادب را سبب صفا و جاودانگى رفاقت مى داند.[۳۸]

د.
از دروغ، حسد، غیبت و آن چه آتش گناه از آن شعله ور است، بپرهیزید.

و.
گاهى به یکدیگر هدیه دهید؛ زیرا هدیه، کینه ها را از میان بر مى دارد.[۳۹]

ز.
با تقسیم کار، سعى کنید بار خود را بر دوش هم اطاقى خود نگذارید؛

به
این سیره پیامبراکرم صلى الله علیه وآله بنگرید:

قافله
چندین ساعت راه رفته بود. آثار خستگى در سواران و در مرکب ها پدیدار گشته بود. همین
که به منزلى رسیدند که آن جا آبى بود، قافله فرود آمد. رسول اکرم صلى الله
علیه وآله نیز که همراه قافله بود، شتر خویش را خوابانید و پیاده شد. قبل از همه
چیز، همه در فکر بودند که خود را به آب برسانند و مقدمات نماز را فراهم کنند.

رسول
اکرم صلى الله علیه وآله بعد از آن که پیاده شد، به آن سو که آب بود، روان شد؛ ولى
بعد از آن که مقدارى رفت، بدون آن که با احدى سخنى بگوید، به طرف مرکب خویش بازگشت.
اصحاب و یاران با تعجب با خود مى گفتند: آیا این جا را براى فرود آمدن نپسندیده است
و مى خواهد فرمان حرکت بدهد؟ چشم ها مراقب و گوش ها منتظر شنیدن فرمان بود. تعجب
جمعیت هنگامى زیاد شد که دیدند همین که به شتر خویش رسید، زانوبند را برداشت و
زانوهاى شتر را بست و دوباره به سوى مقصد اولى خویش روان شد. فریادها از اطراف بلند
شد:

«اى
رسول خدا! چرا ما را فرمان ندادى که این کار را برایت بکنیم و به خودت زحمت دادى و
برگشتى؛ ما که با کمال افتخار براى انجام این خدمت آماده بودیم»؟

در
جواب آنها فرمود:

«هرگز
از دیگران در کارهاى خود کمک نخواهید، و به دیگران اتکا نکنید؛ گر چه براى یک قطعه
چوب مسواک باشد».[۴۰]


۷. براى یکدیگر سودمند و مفید باشید.


پیامبر صلى الله علیه وآله مى فرمود: محبوبترین مردم نزد خدا، سودمندترین آنان است.

دوست
مشمار آن که در نعمت زند        لاف یارى و
برادر خواندگى
دوست آن باشد که گیرد دست دوست         در
پریشان حالى و درماندگى


۸. قدردان والدین خود باشید.

در
خوبى کردن به پدر و مادر خود و کرنش و فروتنى در مقابل آنان، کوتاهى نکنید؛ خوشا به
حال کسى که پدر و مادرش را نیکى کند.

شخصى
از پیامبر درباره دوست داشتنى ترین کار از پیامبر صلى الله علیه وآله سوال کرد و آن
حضرت نخست به «گزاردن نماز اول وقت» اشاره فرمود و آن گاه از «نیکویى به پدر و
مادر» یاد کرد.

روزى
خواهر رضاعى پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله نزد آن حضرت آمد. وقتى به او نگریست،
از او شادمان گشت و ملحفه اش را گسترد و او را بر آن نشاند؛ سپس

با او
با خوش رویى و خنده سخن گفت؛ آن گاه [خواهر رضاعى اش ] برخاست و رفت و برادر
[رضاعى ] او آمد. رسول خدا صلى الله علیه وآله رفتارى را که با او کرده بود، با این
نکرد؛ به حضورش عرض شد:

اى
رسول خداصلى الله علیه وآله! با خواهرش رفتارى کردى که با او در حالى که مرد است،
نکردى!؟

فرمود:
چون او نسبت به پدر و مادرش نیکوکارتر از برادرش بود.[۴۱]

این
نکته نیز قابل توجه است:

شخصى
به حضور پیامبرصلى الله علیه وآله رسید و پیرامون نیکى به پدر و مادر از آن حضرت
پرسش نمود. آن حضرت فرمود:

به
مادر نیکى کن! به مادر نیکى کن! به مادر نیکى کن!


همچنین سه بار نیز فرمود: به پدرت نیز نیکى کن.

پیامبر
صلى الله علیه وآله پیش از آن که نیکى کردن به پدر را ذکر کند، با مادر آغاز نمود.[۴۲]


۹. مطالعه را دست کم نگیرید.


کتاب خوانى را جزئى از برنامه خودتان قرار دهید. دست به کار شوید و براى کتاب
خواندن، البته کتاب هاى غیر درسى، جایى مناسب در زندگى تان باز کنید.

در
مطالعه به دو نکته زیر توجه کنید:

الف.
باید خوب کتاب خواند؛ خواندن کتاب هم به صورت انفرادى مطلوب است و هم به صورت جمعى
و تیمى. براى صورت دوم، توصیه مى کنیم که چند نفر از دوستان خوب و هم سن و سال
خودتان را گرد هم آورید و تیمى تشکیل بدهید و پس از انتخاب کتاب هاى مورد نظرتان،
براى مطالعه آنها برنامه ریزى کنید. بهتر است تعداد اعضاى تیم شما سه تا پنج نفر
باشد. بخش هاى مختلف هر کتاب را بین اعضاى این گروه تقسیم کنید و هر کدام از اعضا،
بخش مربوط به خود را- علاوه بر مطالعه بخش هاى دیگر- دقیق تر مطالعه کند و به
ترتیب، بخش هاى مختلف کتاب را در جلسه، بحث و بررسى کنید. در این هم خوانى، همه
اعضاى تیم تلاش مى کنند مطالب کتاب را با کمک یکدیگر، به خوبى دریافت کنند.

ب.
باید کتاب خوب خواند؛ در انتخاب کتاب، خوب دقت کنید و هر کتابى را شایسته مطالعه
ندانید. مشورت، بهترین راهنما براى شماست. این آثار را در دو بخش «مطالعات زنان» و
«عمومى» براى مطالعه شما سفارش مى کنیم:


کتاب هاى مفید در موضوع زنان عبارتند از:

۱.
پژوهشى در فرهنگ حیا. عباس پسندیده، دارالحدیث، قم ۱۳۸۴.

۲. زن
در آیینه جلال و جمال، عبدالله جوادى آملى.

۳.
نظام حقوق زن در اسلام، مرتضى مطهرى، انتشارات صدرا، قم ۱۳۸۴.

۴.
آنچه یک جوان باید بداند (ویژه دختران)، رضا فرهادیان و بتول فرهادیان، بوستان
کتاب، قم ۱۳۸۱.


کتاب هاى مفید در مطالعات عمومى عبارتند از:

۱. از
ژرفاى نماز. آیه الله خامنه اى، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، تهران.

۲.
فرهنگ برهنگى و برهنگى فرهنگى، حداد عادل، سروش، تهران.

۳.
استاد عشق. ایرج حسابى، انتشارات وزارات ارشاد اسلامى، تهران.

۴.
همنام گل هاى بهارى (درباره شخصیت پیامبر)، حسین سیدى، نشر نسیم اندیشه، قم ۱۳۸۵.

۵.
جلوه هاى رفتارى حضرت زهرا (ع)، عذرا انصارى، بوستان کتاب، قم ۱۳۷۲.

۶.
آفتاب در حجاب (درباره زندگى حضرت زینب)، سید مهدى شجاعى، کانون پرورش فکرى کودکان
و نوجوانان، تهران ۱۳۷۷.

۷.
پروین اعتصامى، مهناز بهمن، انتشارات مدرسه، تهران ۱۳۸۲.


۱۰. ازدواج را به تاخیر نیندازید

خود را
آماده ازدواج کنید و آن را به تاخیر نیندازید و مقهور گذر زمان نشوید؛ زیرا ازدواج،
حادثه شیرین و تحول به یادماندنى دوران جوانى شماست. پیامبر صلى الله علیه وآله
فرمود: هیچ بنیادى در اسلام، نزد خداوند، محبوب تر از ازدواج نیست.[۴۳]

با
ازدواج، صفا، محبت و شیدایى مى شکفد و حیاتى سبز و همراه با مسرّات معنوى و لذت هاى
سالم، آغاز مى شود. آدمى چنان آفریده شده است که به طور فطرى و طبیعى، به سوى
ازدواج و سامان دادن خانواده، رهنمون مى شود.

کسانى
که تن به ازدواج نمى دهند و از این سنّت الهى سرپیچى مى کنند، نوعى خامى در وجودشان
باقى مى ماند و بسیارى از گونه هاى وجودى شان شکوفا نمى شود. به گفته استاد مطهرى،
«یک پختگى اى هست که جز در پرتو ازدواج، پیدا نمى شود».[۴۴]


ازدواج، اولین مرحله خروج از خودِ طبیعى فردى و توسعه پیدا کردن شخصیت انسان است و
کسانى که این دوران را نگذرانده اند، تا آخر عمر، یک نوع خامى و بچگى در آنها وجود
خواهد داشت.[۴۵]


ازدواج کنید؛ زیرا رسول خدا صلى الله علیه وآله فراوان مى فرمود:

هر که
دوست دارد از سنت من پیروى کند، به ازدواج روى آورد؛ زیرا ازدواج [بخشى ] از سنت من
است.[۴۶]

در
سخنان پیامبر صلى الله علیه وآله از گشوده شدن درهاى رحمت آسمانى و وزش نسیم احسان
و فیض الهى به هنگام ازدواج، خبر داده شده است.[۴۷]
بى تردید کامل شدن دین فرد را نیز مى توان جلوه اى از لطف خدا دانست.

عشق،
مصاحبت و دست یابى به انتظارات، سه دلیل مهم ازدواج شمرده شده اند.


همچنین این هشدار به والدین محترم شما و پیامى به خودتان:


پیامبر صلى الله علیه وآله روزى بر فراز منبر رفت و فرمود:

اى
مردم! جبرئیل از سوى [خداوند] لطیف آگاه
نزدم آمد و گفت: دوشیزگان، به سان میوه ها بر درختند. اگر میوه، پخته شود، اما آن
را نچینند، آفتاب، آن را تباه مى سازد و باد، آن را مى پراکند. همچنین اگر دوشیزگان
به سنى رسند که آن چه را زنان [از مسائل جنسى ] مى فهمند، دریابند، دارویى جز
ازدواج براى آنان نیست؛ در غیر این صورت، از فاسد شدن آنان، در امان نباشید؛ زیرا
آنها انسانند.[۴۸]


۱۱. از ارزیابى خود غفلت نکنید.

همواره
به ارزیابى خود بپردازید و پیش از آن که مورد ارزیابى و نقد دیگران قرار گیرید،
خویشتن را محاسبه کنید؛ زیرا زیرک ترین زیرکان، کسى است که پیوسته خود را ارزیابى
کند.[۴۹]
پیامبر صلى الله علیه وآله مى فرمود:

به
حساب خود رسیدگى کنید؛ قبل از این که به حسابتان رسیدگى شود و خود را مورد ارزیابى
قرار دهید؛ قبل از این که شما را مورد ارزیابى قرار دهند.[۵۰]

اگر
نقطه ضعفى دارید، به آن توجه کنید و براى از بین بردن آن، بکوشید. یک حلقه ضعیف در
زنجیر، خطر بزرگى براى تمام زنجیر است؛ پس، خود را ارزیابى کنید و حلقه هاى قوى را
به هم متصل کنید.

بهتر
است براساس معیارها وملاک هایى که در اختیار دارید، خود را بسنجید؛ مثلا در امور
زیر بنگرید:


الف:
تعیین میزان وفادارى به قول ها ووعده ها.

ب:
پایان دادن به کارها در وقت مقرر.

ج.
عمل به تعهدات.

د.
به پایان رساندن امورى که نیمه کاره رها شده اند.

و.
وارسى کردارها، رفتارها و اعمال فردى، عبادى و اجتماعى.


ارزیابى خویشتن و دست یافتن به زوایاى پنهان شخصیت، موجب مى شود که نسبت به خود،
احساس اطمینان بیشترى کنید.[۵۱]




[۵۲]









[۱]
بقره، آیه ۱۲۹.





[۲]
جوادى آملى،
توصیه ها، پرسش ها و پاسخ ها، ص ۱۸۵.





[۳]
احزاب، آیه ۳۵.





[۴]
نحل، آیه ۹۷.





[۵]
نحل، آیه ۵۹.





[۶]
وسائل الشیعه،
ج ۱۴، ص ۱۲۰.





[۷]
مسند احمد، ج
۲، ص ۱۹۱.





[۸]
وسایل الشیعه،
ج ۱۴، ص ۱۰۳.





[۹]
مجلسى،
بحارالانوار، ج ۶۱، ص ۱۱۰.





[۱۰]
همان، ج ۱۰۱،
ص ۹۸.





[۱۱]
جزایرى
شوشترى، انوارالنعمانیه، ج ۲، ص ص ۱۹۰.





[۱۲]
مجادله، آیه
۱۱.





[۱۳]
بحارالانوار،
ج ۱، ص ۱۷۷.





[۱۴]
مطهرى، داستان
راستان، ج ۱، ص ۱.





[۱۵]
بحارالانوار،
ج ۷۴، ص ۱۶۲.





[۱۶]
نهج البلاغه،
حکمت ۲۰۵.





[۱۷]
احمد محمد،
المراة فى القرآن و السنه، ص ۳۹.





[۱۸]
ابن ابى
الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۲۰، ص ۳۳۳.





[۱۹]
اوحدى.





[۲۰]
حرانى، تحف
العقول، ص ۸۴.





[۲۱]
بحارالانوار،
ج ۳، ص ۸۱.





[۲۲]
آمدى،
غررالحکم، ح ۲۹۹۷.





[۲۳]
طریحى، مجمع
البحرین، ج ۱، ص ۶۱۱.





[۲۴]
بحارالانوار،
ج ۱۹، ص ۳۳۳.





[۲۵]
ر. ک: قصص،
آیه ۲۵.





[۲۶]
احزاب، آیه
۵۹.





[۲۷]
نور، آیه ۳۱.





[۲۸]
شیخ طوسى،
التبیان، ج ۸، ص ۳۶۱.





[۲۹]
راغب اصفهانى،
المفردات، ص ۱۵۹.





[۳۰]
طبرسى، مجمع
البیان، ج ۷- ۸، ص ۲۱۷.





[۳۱]
همان.





[۳۲]
احزاب، آیه
۵۹.





[۳۳]
سنن ابى داود،
ج ۴، ص ۶۲.





[۳۴]
تفسیر نمونه،
ج ۱۷، ص ۴۰۱.





[۳۵]
علویقى، زن در
آیینه تاریخ، ص ۱۱۵.





[۳۶]
توبه، آیه ۷۱.





[۳۷]
بحارالانوار،
ج ۷۱، ص ۱۷۱.





[۳۸]
وسائل الشیعه،
ج ۸، ص ۴۳۴.





[۳۹]
کلینى، کافى،
ج ۵، ص ۱۴۴.





[۴۰]
داستان
راستان، ج ۱، ص ۸.





[۴۱]
کافى، ج ۲، ص
۱۶۱.





[۴۲]
همان، ج ۲، ص
۱۶۲.





[۴۳]
وسایل الشیعه،
ج ۱۴، ص ۳.





[۴۴]
مطهرى، تعلیم
و تربیت در اسلام، ص ۳۹۸.





[۴۵]
همان، ص ۲۵۱.





[۴۶]
بحارالانوار،
ج ۱۰، ص ۹۳.





[۴۷]
نورى، مستدرک
الوسائل، ج ۱۴، ص ۱۵۲.





[۴۸]
طوسى، تهذیب
الاحکام، ج ۷، ص ۳۹۸.





[۴۹]
بحارالانوار،
ج ۹۲، ص ۲۵۰.





[۵۰]
ابن طاووس،
محاسبه النفس، ص ۱۳.





[۵۱]
چگونه بر
خویشتن مدیریت کنم، ص ۳۸.





[۵۲]
نهاد نمایندگى
مقام معظم رهبرى در دانشگاه ها (معاونت آموزشى و پژوهشى استادان و دروس
معارف اسلامى)، ویژه نامه پرسمان، ۲۳جلد، مؤسسه فرهنگى و هنرى ابناء الرسول
(ص) - تهران، چاپ: اول، ۱۳۹۲.


(به نقل از: نرم افزار گلشن فرهنگ و معرفت، ویژه نامه پرسمان،
شماره ۱۷)

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.