بحران های جوامع مدرن ۱۳۹۰/۶/۲۴

بحران هویت
بحران هویت
انسان ، آن گاه که غرق در کارهاى خلاف دین و فطرت شد و خدا را فراموش کرد، دچار حالتى مى شود به نام بحران هویت یا از خودبیگانگى . چنین انسانى که مبداء و خالق خود را فراموش کـرده اسـت ، بـه هـر دستاویز سستى چنگ مى زند تا روح سرگردان خود را التیام بخشد، گاه به موسیقى هاى تند و غریب رو مى کند و گاه به مشروبات الکلى پناه مى برد، گاه با سگ و گـربـه هـمـدم مـى شـود و گاه با طرح هاى عجیب در ساختمان سازى و... سعى مى کند به آرامش بـرسـد غـافل از آن که آرامش واقعى تنها با یاد خدا امکان پذیر است . برخى از نمادهاى روشن بحران هویت در جوامع غربى عبارتند از: ۱. احساس تنهایى یـکـى از مـحـقـقـان ایـرانـى کـه در سـال ۱۳۷۹ ه‍ .ش . بـه چـنـد کـشـور اروپـایـى مثل فرانسه ، آلمان و سوئیس سفر کرده است ، در این باره مى گوید: (انـسـان دچـار یـک پـارادوکـس و تـعـارض مـى شـود کـه ایـن ها که چنین تمدّنى ساخته اند، چرا افـسـرده انـد و چـرا این همه تنها هستند؟... وقتى که غروب ها به میدان هاى عمومى شهر مى روى احـسـاس مـى کـنـى هـیـچ دو نـفـرى نـیـسـت که با هم دوست باشند، نوعا تنها هستند و یا با سگ و گربه بازى مى کنند.)(۹۷) یـک ایـرانـى دیـگـر کـه سـال هـا در آمـریـکـا زنـدگـى کـرده اسـت ، در پـاسـخ بـه سـؤ ال نگارنده که نکات مثبت و منفى جامعه آمریکا را چگونه ارزیابى مى کنید، گفت : مردم آمریکا این خـوبـى را دارنـد کـه در هـنـگام کار بسیار جدّى کار مى کنند و در هنگام تفریح نیز بسیار خوش گـذرانـى مـى کـنـنـد، امّا عیب این جامعه آن است که شما نمى توانید ـ در بسیارى موارد ـ دو دوست صمیمى پیدا کنید!(۹۸) ۲. ناهماهنگى ساختارها با فطرت سـاخـتـارهـاى سـیـاسـى ، اجـتـماعى ، معمارى ، شهرسازى و... در غرب ،در بسیارى از مواقع با فـطرت خداجو و پاکِ آدمى سازگارى ندارند(۹۹) و همین امر زمینه ساز نوعى بحران فـکـرى و هـویـتـى در جـامـعه مى شود. به عنوان نمونه ، خودتان را در نیویورک تصوّر کنید، شـهرى با آسمان خراش هاى سیمانى سر به فلک کشیده ، چه حالتى به شما دست مى دهد؟ در یـک نـمـونـه دیـگـر، شما شاهدید که در انتخابات ریاست جمهورى آمریکا، با این که تبلیغات بسیارى انجام مى شود، اکثرت مردم شرکت نمى کنند. نـمـاد بـارزتـر این امر را مى توان در بندهاى کمیسیون رفع تبعیض علیه زنان مشاهده کرد. در ایـن تـوافـق نـامـه ، از کـشـورهـاى جـهـان خـواسـتـه شـده اسـت تـا پـنـجـاه اصـل مـتـنـاقـض بـا اصـول اسـلامـى و از آن جـمـله امـورى مـانـنـد سقط جنین و ازدواج با همجنس را مـقـبـول و مـشـروع بـدانـنـد و مـى دانـیـم کـه حـتـى در کـشـورهـایـى مـانـنـد آمـریـکـا، اسـرائیل ، نروژ، سوئد، هلند و... به آن جنبه قانونى و رسمى داده اند.(۱۰۰) ما به عـنـوان یـک مـسـلمـان ، بـیـش از هـر کـس دیـگـرى ، خـواهـان رفـع تـبـعـیـض هـاى نـامـعـقـول و نامشروع علیه زنان هستیم امّا آیا معقول و مطابق با فطرت است که امورى را همانند آنچه ذکر شد قانونى بدانیم ؟ بحران هاى اخلاقى فـسـاد اخـلاقى در لایه هایى از تمدن غرب چنان گسترش یافته است که توصیف آن به لحاظ عـفـّت قـلم ، از عـهـده مـا بـرنـمـى آیـد. بـخـش هـایـى از صـنـایـع فـیـلم ، تـلویـزیـون ، هـتـل دارى ، ایـنـتـرنـت ، سـى دى (D.C) و دى وى دى (D.V.D)،(۱۰۱) انـتشار مجلاّت ، تـبـلیـغ مدهاى جدید لباس و... چنان به فساد و ابتذال آمیخته شده است که مایه شرمندگى هر انسان متدیّن و عاقلى است. آنچه از اصل فساد بدتر است ، توجیه قانونى فساد است که آن هم در بـرخـى کـشـورهـاى غـربـى در حـال انـجـام اسـت و بـرخـى از اعـمـال بـسـیـار زشـت و شـنـیـع ، جـبـنـه قـانـونـى مـى یـابـد و بـه عـنـوان مـثـال دو مـرد را مى بینیم که در انگلیس در حضور کشیش ، به صورت قانونى با هم ازدواج مى کنند! زهى بیشرمى ! گـسـتـرش بـیـمـارى ایـدز و بـیمارى هایى نظیر سفلیس و سوزاک از پیامدهاى اولیه این فساد گسترده است . از بین رفتن اعتماد اعضاى خانواده به یکدیگر از دیگر عواقب این گونه کارهاست . پـیـدایـش فـلسـفـه هاى عجیب و غریب در توجیه این وضعیت ، از دیگر پیامدهاى شوم این مساءله اسـت ؛ بـه گـونـه اى کـه عـده اى گـمـان کـرده اند آدمى نیز باید مانند حیوانات بدون لباس زنـدگـى کـنـد. پـیـروان ایـن دیـدگـاه بـدون تـوجـه بـه کـرامـت و عـقـل و شرف آدمى ، حجب و حیا را کنار گذاشته ، با خانواده هاى خود به صورت لخت مادرزاد در خیابان ها حرکت مى کنند.(۱۰۲) فناورى هاى روز نظیر ویدئو، ماهواره ، اینترنت ، سى دى و دى وى دى سبب شده است تا غربى هـا بـتـوانـنـد مـرزهـاى قـانـونـى کـشـورهـا را زیـر پـا گذارند و به شیوه هاى مختلف ، فرهنگ مـبـتذل خود را به بخش هایى از کشورهاى در حال رشد و از جمله کشور عزیز ما صادر کنند و عدّه اى ناآگاه را جذب فرهنگ شیطانى خود نمایند. بسیارى از مردم ما از این گونه افراد، توصیف فساد در غرب را شنیده اند که نیازى به تکرار آن ها نمى باشد. امـّا مـمـکـن است بپرسید که غرب ، چرا با این همه فساد، زندگى پیشرفته و به ظاهر آرامى را دارد. در ایـن خـصـوص بـایـد گفت همه غربیان فاسد نشده اند. در غرب نیز خانواده هایى وجود دارد که حتى تلویزیون ندارند و طبیعى است که ماهواره و ویدئو نیز ندارند. اینان معتقدند اخبار را مـى تـوان از رادیـو شـنـیـد و تـلویـزیـون هـنـرى جـز ضـایع ساختن وقت آدمى ندارد. یکى از دانـشـجـویـان نگارنده که چند سالى را در استرالیا گذرانده بود گزارش ‍ مى دهد که خانواده هـاى بـسـیـارى در اسـتـرالیـا از تلویزیون استفاده نمى کنند و اصولا تلویزیون را یک وسیله آمـوزشى مى دانند که در مدارس براى آموزش مورد استفاده واقع مى شود.(۱۰۳) باید گـفـت بـسیارى از پیشرفت هاى غرب ناشى از زحمات این گونه افراد سالم است . افرادى که ساعات متمادى در کتابخانه ها و آزمایشگاه ها به کار علمى مى پردازند. بـحـرانى که امروز جامعه غرب را تهدید مى کند، پیشرفت سرطانى لایه هاى فساد در سطوح مـخـتلف این جامعه است که همانند موریانه ، از درون این جامعه را پوک و توخالى مى کند. طبیعى اسـت کـه اگـر غـرب بـراى مقابله با این فساد چاره اى نیندیشد روزى خواهد رسید که ساختمان چوبى خوش ظاهر و آرام غرب را بر سرش آوار نماید. قوم عاد نیز همین وضعیت را داشتند که با افزایش شدید فساد، گرفتار عذاب الهى شدند. بحران هاى اجتماعى بـحـران هـاى اجـتـمـاعـى متعدّدى ـ علاوه بر آنچه تا کنون اشاره شد ـ مى توان در جوامع غربى مشاهده کرد که برخى از آن ها عبارتند از: ۱. تعمیق شکاف طبقاتى جـوامـع غـربـى بـه رغـم هـمـه تـلاش هـایـى کـه بـراى مـبـارزه با فقر انجام داده اند هنوز به مـشـکـل شـکـاف عـمیق طبقاتى پیروز نشده اند. یکى از بازترین این شکاف ها در شهر نیویورک وجـود دارد کـه بـه داشتن آسمان خراش هاى بلند مشهور است ، اما شاید کمتر کسى بداند که در کـنار همین ساختمان هاى بلند، پانصد هزار بى خانمان وجود دارند که اغلب سیاه پوست هستند و شب ها را روى مقوّا در کنار خیابان مى خوابند.(۱۰۴) ۲. عصیان جوانان جـوانـان زیـادى در غـرب بـر اثـر دیـدن فـیـلم هـاى بـه شـدّت خـشـونـت آمـیـز ویا جنسى و نیز مـسـائل خانوادگى و مسائل محل تحصیل ، دچار نوعى سرگشتگى روحى شده اند و علاوه بر اُفت عـلمـى بـه انـجـام امـورى مـى پـردازنـد کـه مـى تـوان آن را در سـه بـخـش خـلاصـه کرد:(۱۰۵) الف ـ تـوسـّل به خشونت : برخى از وقایعى که در غرب اتفاق مى افتد اگر در شرق رخ مى داد غربى ها در بوق و کرنا مى دمیدند که بیایید و توحش شرقیان را بنگرید. امّا در مورد خود، بـى سـر و صـدا رد مـى شـونـد. گـاه در بـرخـى مـیـادیـن و مـسـابـقـات ورزشـى ، از جـمـله در فوتبال ، بسیارى به جان هم مى افتند و گاهى ده ها تن کشته مى شوند. یا چندى پیش روزنامه هـاى آمـریـکـا گـزارش دادنـد کـه جـمعى شیطان پرست پیدا شده اند که کودکان را مورد تجاوز جنسى قرار مى دهند و بعد آن ها را با ساطور قطعه قطعه مى کنند!(۱۰۶) ب ـ گرفتار شدن در اوهام و تخیلات که روانشناسان آن را نوعى مالیخولیا مى نامند. ج ـ فـرار از اجـتـمـاع : در قالب مسافرت به سرزمین هاى دور، یا پذیرش فکر و مذهب ملت هاى دیـگـر و یـا پـنـاه بـردن بـه مـواد مـخـدر صـورت مـى پـذیـرد. شـیـوع مـواد مـخـدر در حـال حـاضـر در جـامـعـه آمـریـکـا آن قـدر زیـاد اسـت کـه در حـال تـبـدیـل بـه یـک مـعـضـل اجـتـمـاعـى اسـت . آمـریـکـایـى هـا تـقـریـبـا شـصـت درصـد کـل مـواد مـخـدر دنـیا را مصرف مى کنند. تعداد معتادان به مارى جوانا [ حشیش ] ۱۸ تا ۲۰ میلیون نـفـر، مـعـتـادان بـه کوکائین ۴ تا ۸ میلیون نفر و معتادان به هروئین [ طبق آمار رسمى ] پانصد هـزار نفر برآورد شده است . گسترش این پدیده در بین جوانان آمریکایى در حدى است که هشتاد درصد آن ها تا سنّ بیست سالگى حداقل یک نوع ماده مخدر را تجربه کرده اند.(۱۰۷) ۳. تضعیف نهاد خانواده گسترش شدید مفاسد اخلاقى و اجتماعى و داشتن روابط نامشروع جنسى در دوران پیش از ازدواج ، سـبـب شـده اسـت تـا سـن مـیـانگین ازدواج به شدت بالا رود و ادامه داشتن روابط نامشروع ، در دوران پس از ازدواج نیز منجر به تضعیف اعتماد خانواده ها به هم و افزایش آمار طلاق و در نهایت تضعیف نهاد خانواده شده است .(۱۰۸) بحران هاى اقتصادى تـبلیغات غرب چنین وانمود کرده اند که غرب از اقتصاد نیرومندى برخوردار است . امّا واقعیت این اسـت کـه در آن سـوى ایـن ظـاهـر فریبنده ، بحران هایى نهفته است که دیر یا زود خود را نشان خواهند داد. این بحران ها عبارتند از: ۱. اسراف در مصرف بـه طـور نـسـبـى هـر آمـریـکـایـى مـعـادل هـفـت بـرابـر و هـر اروپـایـى معادل پنج برابر نیاز واقعى یک انسان مصرف مى کند. با مواد غذایى مصرفى اضافى جامعه آمـریـکـا مـى تـوان تـمـام جـمـعیت هند و چین را تغذیه کرد.(۱۰۹) این وضعیت هر چند در کـوتـاه مـدّت مـمـکـن اسـت نـشـانـه رفـاه اقـتصادى به حساب آید اما در درازمدت منجر به تضعیف سلامتى مردم ، تضعیف اقتصاد کشور و نیز رشد مخالفت هاى محرومان جهان خواهد گردید. ۲. محیط زیست آمـریـکـا، بـا شـش درصـد جـمـعـیـت جـهـان ، پـنـجـاه درصـد مـنـابـع طـبـیـعـى غـیـرقابل جایگزین جهان را مصرف مى کند. کودکان امریکایى نیز به علت استفاده از ماشین هاى پرمصرف انرژى و مواد مصنوعى و... یکصد مرتبه محیط زیست خود را بیشتر از کودکانى که در هند به دنیا مى آیند، آلوده مى کنند.(۱۱۰) مـصـرف بـیـش از حـد مـنابع طبیعى غیر قابل جایگزین علاوه بر این که باعث ، آلوده شدن محیط زیسـت ، افـزایـش گـازهـاى گلخانه اى ، افزایش نسبى دماى زمین ،(۱۱۱) از بین رفتن جنگل هاى بزرگ (مجراهاى تنفسى زمین )، سوراخ شدن لایه اوزون ،(۱۱۲) باعث شهور و یا گسترش انواع بیمارى ها مى شود. ۳. بروز تضاد اقتصادى از آنـجـا کـه اقـتـصـاد غـرب از نـوع سـرمـایه دارى لجام گسیخته است ،ممکن است ـ همان طور که برخى صاحب نظران قرن بیست و یکم را قرن جنگ هاى اقتصادى لقب داده اند ـ تضادهاى درونى سـرمـایـه دارى آشـکـار شـود. ایـنـان هـمه به سهم خود از تولید و مصرف منابع اولیه قانع نـیـسـتـند و هر کدام سهم بیشترى را مى طلبند و این امر در درازمدّت ممکن است به افزایش تنش و جنگ بین آن ها منجر شود.(۱۱۳) پاسخ به یک سؤ ال مـمـکـن اسـت سـؤ ال شود اگر جوامع غربى دچار این همه بحران هستند پس چرا دچار فروپاشى نمى شوند؟ در پاسخ باید گفت : ۱. برخى از بحران ها به ویژه بحران هاى اقتصادى بالقوه هستند و به تدریج ، در صورت عدم اتخاذ تدابیر لازم بروز خواهند کرد. ۲. سـنـّت (مـهلت دادن خداوند به بندگان )(۱۱۴) بر آن قرار دارد که ظالمان گاه مهلت مى یابند تا ظلم بیشترى در پرونده اعمال خود درج کنند و یا این که توبه کنند. ۳. غـربـى هـا بـه طـور نـسـبـى بـا هـم وحـدت دارند که نمونه باز آن اتحادیه اروپا است که کـشـورهـاى اروپـایـى در حـال فـروریخـتـن مـرزهـاى مـشـتـرک هـسـتـنـد. وحـدت و نـیـز عـنـاصـرى مثل نظم ، وجدان کارى و... سبب پیشرفت و یا حفظ آن مى شود. ۴. سـیـسـتـم هـاى پـیـش بـیـنـى و مـدیـریـت بـحـران دارنـد کـه سـعـى مـى کـنـد قبل از این که بحران اوج بگیرد، آن را حل کنند. ۵. در غـرب ، گـرچـه تـعـدادى فـاسـد هـسـتـنـد، انـسـان هـاى سـالم و عـاقل و خوب نیز فراوان اند که به انصاف عدالت ، راستى ، علم و معنویت گرایش جدّى دارند. تـعـداد ایـن گـونه افراد پس از پیروزى انقلاب اسلامى و شکست کمونیسم رو به افزایش است (۱۱۵) و طـبـیـعـى اسـت کـه خـدا، هر دو گروه را مى بیند و چه بسا به خاطر یک بنده خوب ، اهل یک شهر را عذاب نکند. ۶. کـم توجهى شرق به ضرورت وحدت و جدّیت در فراگیرى علم ، نظم ، وجدان کارى ... سبب شـده اسـت تـا شـرق در مـسابقه علمى و صنعتى از غرب عقب بماند. انقلاب اسلامى ایران توجّه شرق را به این عناصر جلب کرده است و سعى کرده است تا آن ها را تقویت کند. این تلاش ها هر چـند با توطئه هاى متعدد دشمنان دانا و دوستان نادان مواجه شده است ، امید است به تدریج و در مدّتى نه چندان طولانى زمینه هاى پیشرفت علمى ، صنعتى و معنوى شرق را فراهم سازد. ۷. سـرانـجـام ایـن کـه غـرب بـا دو رونـد در حـرکـت خـود بـه سـوى آیـنـده روبـه رو اسـت ؛ اول فـسـاد و تـبـاهـى ، که تاریخ ثابت کرده است منجر به نابودى و فروپاشى تمدن ها مى شـود. نـتـیـجـه ادامـه ایـن رونـد، اضـمـحـلال تـمـدن غـرب اسـت . دوم تـحـوّل و دگـرگـونـى اسـاسـى کـه در درون آن در حـال شکل گیرى است و آن همان گرایش به معنویت و آمادگى براى پذیرش دین الهى است . ( منبع:جریان شناسی و غرب شناسی،مرکز تحقیقات سپاه ، سایت طوبی)

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.