بخش دوم : مهریه ۱۳۹۵/۴/۳ - ۲۲ بازدید

مهریه
پرسش ۷ . آیا به زن به دید کالا نگاه شده است که مَهریه در برابر، در اختیار گذاشتن زن دانسته شده است؟ آیا از نگاه اسلام زن کالا است که خود را مى فروشد؟!
براى آشنایى بیشتر با حکمت ها و فوائد مهریه و تأثیر آن در زندگى زناشویى، توجه به دو نکته ذیل مفید است:
۱. مَهریه از دیدگاه اسلام
گرچه قانون مَهر پیش از اسلام به صورت هاى گوناگون وجود داشت، اما به لطافت و شفافیتى که در اسلام بیان شده است نبود. دین اسلام یک مکتب ارزشى است و زنده کننده عقل و بیدار کننده فطرت است. در همین راستا مسیر انحرافى اجتماعى و دینى که در طول تاریخ به وجود آمده اصلاح نمود و براى نمونه در آیه آمده است:
«وَ آتُوا النِّساءَ صَدُقاتِهِنَّ نِحْلَةً»[۱]؛ «صداق هاى زنان را به عنوان بخشش و هدیه پرداخت کنید»
مهریه
پرسش ۷ . آیا به زن به دید کالا نگاه شده است که مَهریه در برابر، در اختیار گذاشتن زن دانسته شده است؟ آیا از نگاه اسلام زن کالا است که خود را مى فروشد؟!

براى آشنایى بیشتر با حکمت ها و فوائد مهریه و تأثیر آن در زندگى زناشویى، توجه به دو نکته ذیل مفید است:
۱. مَهریه از دیدگاه اسلام
گرچه قانون مَهر پیش از اسلام به صورت هاى گوناگون وجود داشت، اما به لطافت و شفافیتى که در اسلام بیان شده است نبود. دین اسلام یک مکتب ارزشى است و زنده کننده عقل و بیدار کننده فطرت است. در همین راستا مسیر انحرافى اجتماعى و دینى که در طول تاریخ به وجود آمده اصلاح نمود و براى نمونه در آیه آمده است:
«وَ آتُوا النِّساءَ صَدُقاتِهِنَّ نِحْلَةً»[۱]؛ «صداق هاى زنان را به عنوان بخشش و هدیه پرداخت کنید»
این آیه تا حدود زیادى دیدگاه اسلام را درباره «مهر» روشن مى کند. در این آیه از مهر به «صداق» و «نحله» تعبیر شده است. مهر را از آن جهت صداق گویند که نشانه صادقانه بودن علاقه مرد است یا به خاطر آنکه نشانه صدق ایمان است. «نحله» یعنى بخشش از روى رضاى خاطر، به کار رفتن این واژه از آن جهت است که مهر جنبه اهدایى و پیش کشى و عطیّه دارد[۲]. حاصل آنکه مهر از نظر اسلام یک پیش کش و هدیه به زن است و هیچ یک از والدین حقّى به آن ندارند.
۲. فلسفه تعیین مهر
فایده و حکمت تعیین مهر از نگاه اسلام، تنها جنبه مادى و اقتصادى ندارد بلکه بسیارى از ابعاد معنوى و تربیتى لطیف که حاکى از پیوند محبت و عشق و بقا و تکامل بوده نیز منظور شده است. براى نمونه اولین مهریه که براى نکاح آدم و حوّا (علیهماالسلام)  معیّن شد آموزش احکام بود. چنان که بر اساس حدیثى که زراره از امام صادق (علیه السلام)  نقل مى کند: خداوند به حضرت آدم فرمود: «رضاى من آن است که معارف دین مرا به حوّا بیاموزى، آدم گفت: قبول کردم». همچنین گاهى رسول اکرم (صلی الله علیه وآله)  که صداق برخى اصحاب را تعلیم سوره اى از قرآن قرار مى داد. به هر حال فلسفه مهریه را در امور ذیل خلاصه مى توان کرد:[۳]
۱. مهریه تجلّى فطرت و طبیعت است: هدیه دادن به محبوب به عنوان اظهار محبت و نشان دادن علاقه، امرى فطرى و طبیعى است که معمولاً از سوى کسى که پیش قدم مى شود و طالب و یا خواستگار است ارایه مى گردد.
۲. مهریه قانون عشق و جذب است: مرد از نظر آفرینش مظهر طلب، عشق و تقاضا است و زن مظهر محبوبیت و معشوقیت مى باشد. مهریه از جانب مرد یک اظهار عشق و محبت فوق العاده براى زن مى باشد که حتى بالاتر از بخشش و هدیه هاى معمولى است.
۳. مهریه پاداش و نشانه حیا و عزّت زن است. مهر با حیا، عفت و عزّت زن یک ریشه دارد. زن از لحاظ آفرینش نسبت به شهوت ها مقاوم تر است این ویژگى همواره به زن فرصت داده که دنبال مرد نرود و خود را رایگان در اختیار او قرار ندهد.
۴. در بعضى موارد مهریه باعث بقاى خانواده و مانع از فروپاشى آن است. برخى مردان هوس باز گاه بدون هیچ دلیلى همسر را ترک و زن دیگرى را که جوان تر و با نشاط تر است انتخاب مى کند. از این رو، کم نیست مواردى که مهریه مانع عمده اى در مقابل این هوس رانى ها است.
۵. در بعضى موارد، مهر باعث تعادل اقتصادى است. هر چند زن داراى استقلال مالى و اقتصادى از نظر اسلام است ولى به طور معمول در جوامع ابتکار عمل به دست مردان است. در صورت طلاق و جدایى احتمال اینکه زن بدون پشتوانه اقتصادى بماند بسیار زیاد است. وجود مهریه یک نوع احساس امنیت اقتصادى و پشتوانه براى زن مى باشد.[۴] البته کارکرد اصلى مهر همان صدق و صفا و محبت بین زن و شوهر است لذا سفارش شده است مهریه کم باشد، نقدا پرداخت شود و...
نتیجه آنکه:
اول، مهریه از نظر اسلام تنها جنبه مادى ندارد بلکه افزون بر آن، حکمت هاى دیگرى نیز در تعیین مهر نهفته است. بنابراین نه تنها به زنان به عنوان کالا نگاه نشده بلکه ارزش و احترام زن به وسیله وضع و تأیید چنین قانونى محفوظ مانده است.
دوم، مهریه مزد بزرگ کردن و شیر دادن و نان دادن به او نیست (برخلاف آنچه که در نزد برخى مردمان به عنوان شیربها رایج و مرسوم است).
سوم، اینکه با واژه «نحله» کاملاً تصریح مى کند که مهر هیچ عنوانى جز تقدیمى و پیشکشى و عطیه و هدیه ندارد.[۵]



مهریه دختر شعیب
پرسش ۸ . با توجه به داستان حضرت موسى (علیه السلام)  و دختران شعیب، که موسى حاضر شد هشت سال به عنوان «مهریه» کار کند، آیا مى توان کار و خدمات را مهریه قرار داد؟ و چگونه مى توان با چنین همسرى هم بستر گردید در حالى که هنوز زمان پرداخت تمام مهریه او فرا نرسیده است و حتى قدرت به پرداخت همه آن یکجا ندارد؟

هیچ دلیلى بر عدم جواز چنین مهرى وجود ندارد، بلکه اطلاق ادله مهر در شریعت ما نیز هر چیزى را که ارزش داشته باشد شامل مى شود. ضمنا لزومى ندارد که تمام مهر را یکجا بپردازند، همین اندازه که تمام آن در ذمه شوهر قرار گیرد کافى است.
و اما اینکه چگونه ممکن است خدمت کردن به پدر، مهر دختر قرار داده شود؟
در این باره دوگونه اظهار نظر شده است. عده اى از بزرگان و مفسّرین و فقهاء از جمله استاد شهید آیه اللّه  مطهرى، این قانون را مربوط به شرایط پیش از اسلام دانسته بر این باورند که اسلام آئین کار داماد براى پدر زن را منسوخ کرد. ایشان با بیان این نکته که داستان موسى و شعیب (علیه السلام)  در قرآن[۶] حاکى از وجود چنین رسمى است و ریشه آن دو چیز بود:
۱. نبودن ثروت که به جاى آن خدمت داماد به زن یا پدر زن غالبا منحصر به این بوده که براى آنها کار کند.
۲. رسم جهاز دادن که به اعتقاد جامعه شناسان یک سنّت کهن است. به هر حال در اسلام این آیین منسوخ شده و پدر زن حق ندارد مَهر را مالِ خود بداند.[۷]
اما عدّه اى دیگر معتقدند که شعیب از سوى دخترش در این مسئله احراز رضایت نموده و وکالت داشت که چنین عقدى را اجرا کند، و به تعبیر دیگر مالک اصلى در ذمّه موسى، همان دختر شعیب بود، اما از آنجا که زندگى همه آنها به صورت مشترک و در نهایت صفا و پاکى مى گذشت و جدایى در میان آنها وجود نداشت (همانگونه که هم اکنون در بسیارى از خانواده هاى قدیمى یا روستایى دیده مى شود که زندگى یک خانواده کاملاً به هم آمیخته است) این مسئله مطرح نبود، که اداى این دَین چگونه باید باشد، خلاصه اینکه مالک مهر تنها دختر است نه پدر؛ و خدمات موسى نیز به این منظور بود[۸]. البته در زمان جاهلیت، پدران و مادران، مهر را به عنوان حق الزحمه و «شیر بها» حق خود مى دانستند و هنگامى که دخترى براى یکى از آنها به دنیا مى آمد و دیگرى مى خواست به او تبریک بگوید مى گفت: «هنیئا لک النافجه»[۹]؛ «این مایه افزایش ثروت، تو را گوارا باد». کنایه از اینکه بعدا این دختر را شوهر مى دهى و مهر دریافت مى کنى.
به هر حال، همان طور که استاد شهید مطهرى مى فرمایند: در روایات اسلامى، مَهر حق دختر است و قوانین مغایر آن نسخ شده است، بلکه در روایات آمده است که اگر مَهر به دختر داده شود، ولى در عقد ازدواج براى پدر به عنوان امرى جداگانه از مَهر، چیزى شرط شود، باز هم عقد صحیح نیست.[۱۰]



پرداخت مهریه
پرسش ۹ . اگر مرد در مورد پرداخت مهریه ادعاى تنگدستى کرد، دادگاه براى او مهلت تعیین مى کند، یا آن را به اقساط مى گیرد. آیا در این صورت حقوق زن تضییع نمى شود؟

اصل اوّلى این است که مهریه به عنوان نشانه محبت و صداقت شوهر نسبت به همسر آینده اش باشد و فلسفه مهر همین است. و در این صورت باید چیزى را به عنوان مهریه قرارداد که در حد توان شوهر باشد و گرنه از همین اول عدم صداقت شروع مى شود.
بنابراین مهریه باید به اندازه اى باشد که هنگام درخواست زن، پرداخت آن از سوى شوهر ممکن باشد. اما اگر این قاعده اخلاقى را رعایت نکرد، حقوق که بیان کننده مرزها و آخرین راه چاره است، تعیین تکلیف مى کند. در فرض مورد سؤال اگر مرد ادعاى تنگدستى کرد ولى زن ادعا مى کند که مرد داراى اموالى است در این صورت دادگاه بررسى مى کند تا اعسار و عدم اعسار مرد احراز گردد و اگر براى دادگاه احراز شود بدهکار قادر به پرداخت بدهى است، از تقسیط خوددارى مى کند، ولى در صورتى که فرد قادر به پرداخت یکجا نباشد، آیا چاره اى جز تقسیط وجود دارد؟ این مسئله اى است که نسبت به همه دیون در همه جاى دنیا رواج دارد و گریزى از آن نیست.[۱۱]



توان پرداخت مهریه
پرسش ۱۰ . اگر مرد مهریه اى را بپذیرد که الان قدرت پرداخت آن را ندارد، کلاه بردارى و تضییع حقوق زن به شمار نمى آید؟

در کشور ما که معمولاً مهریه هایى بسیار سنگین و فراتر از توان سطح متوسط جامعه پذیرفته مى شود و از طرف دیگر معمولاً زنان پس از عقد درخواست مهریه نمى کنند، لازم نیست شوهر هنگام عقد تمام مهریه را مالک باشد و فقدان آن عرفاً کلاهبردارى به حساب نمى آید، البته در صورتى که شرطى مبنى بر لزوم پرداخت فورى آن را در قرارداد طرفین وجود داشته باشد و مرد بداند که نمى تواند آن را هر چند با قرض، تهیه و ادا کند و یا اگر مرد على رغم دارا بودن، قصد پرداخت مهریه را نداشته باشد، نوعى فریب و خطاکارى است.
در روایتى امام صادق (علیه السلام)  فرمودند: «دزدان سه دسته اند: کسى که زکات ندهد؛ کسى که مهر زنان را ندهد و کسى که قرض بگیرد و نخواهد آن را بپردازد».[۱۲] در این باره شارع مقدس و قانون گذار با وضع احکامى به حمایت جدى از زن برخاسته است، از جمله:
۱. اگر موقع خواندن عقد دائم براى دادن مهریه مدتى معیّن نکرده باشند، زن مى تواند پیش از گرفتن مهر از آمیزش جلوگیرى کند، چه شوهر توانایى دادن مهریه را داشته باشد چه نداشته باشد. ولى اگر پیش از گرفتن مهریه راضى به آمیزش شود و شوهر با او آمیزش کند، دیگر نمى تواند بدون عذر شرعى از نزدیکى شوهر جلوگیرى کند.[۱۳]
۲. طبق تبصره ماده ۱۰۸۲ قانون مدنى: هر زمان که زن خواست مطالبه مهریه نماید چنانچه مهریه وجه رایج باشد متناسب با تغییر شاخص قیمت سالانه زمان تأدیه نسبت به سال اجراى عقد که توسط بانک مرکزى جمهورى اسلامى ایران تعیین مى گردد محاسبه و پرداخت خواهد شد مگر اینکه زوجین در حین اجراى عقد به نحو دیگرى تراضى کرده باشند.



مطالبه مهریه
پرسش ۱۱ . آیا زن مى تواند بعد از عقد، مهریه را از شوهر درخواست کند؟

به مجرّد عقد، زن مالک مهر مى شود و مى تواند هر نوع تصرفى که بخواهد در آن بنماید. بنابراین زن پس از عقد، مى تواند مهریه را مطالبه کند و شوهر نیز باید آن را پرداخت کند[۱۴]. در بسیارى از کشورها نیز مرسوم است پس از اجراى صیغه و ثبت در دفتر ازدواج بلافاصله مهریه پرداخت شود. البته در آن کشورها میزان مهریه متعادل و قابل پرداخت است و مانند کشور ما این قدر سنگین نیست.
علاوه بر آنکه براى استیفاء این حق، در شریعت اسلامى حقى به نام «حق حبس» به نفع بانوان مقرّر شده است و بر اساس آن زن مى تواند از تمکین جنسى نسبت به شوهر خود تا دریافت مهریه خود خوددارى کند و این کار نشوز به حساب نمى آید و زن را از حق نفقه محروم نمى کند. البته در صورتى که حتى یکبار هم تمکین کرده باشد حق حبس ساقط مى شود.
هم چنین زن مى تواند دقیقاً آنچه را که به عنوان مهریه طلبکار است، مطالبه کند؛ اگر طلاست، طلا و اگر پول است، پول بخواهد، مگر اینکه پرداخت همان چیز میسر نباشد. در این صورت شوهر باید قیمت آن را بپردازد.



مهریه و لذت
پرسش ۱۲ . اگر مهریه اجرت در مقابل حق استمتاع مرد از زن باشد پس مرد نیز چنین حقى در مقابل استمتاع زن از او خواهد داشت؟

در مورد فلسفه مهریه توجه به چند نکته ضرورى است:
۱. از آنجا که معمولاً به طور فطرى مردان به خواستگارى زنان مى روند، طبیعى است که چیزى به عنوان هدیه و پیشکش به زن بدهند و با این کار، صداقت، وفادارى و اهمیت دادن به همسر و زندگى آینده اش را به ظهور برساند. بنابراین یکى از آن هدایا مى تواند مهریه باشد. در حالى که زنان به طور فطرى به گونه اى هستند که نوعاً خواستگارى مى شوند ولى خواستگارى نمى کنند زیرا با طبیعت و روحیات آنان سازگار نیست. بنابراین کسى که پیش قدم مى شود، پیش کش هم مى دهد.
۲. در روابط زناشویى، اگرچه هر دو طرف لذت مى برند اما جنس زن پذیرنده و دل ربا است اما جنس مرد انجام دهنده و کام گیرنده است و این روحیه برترى جویى و بهره گیرى در اکثر مردان قابل مشاهده است و نشان دهنده طبیعت آنان است.
نکته پایانى اینکه در روابط زناشویى لذت انگارى براى مرد اولویت دارد و اصل است، اما براى زن معطوف شدن محبت شوهر به سوى او و تداوم ارتباط بسیار مهم است. به عبارت دیگر اگرچه خودش هم لذت مى برد اما لذت بردن مرد براى او مهم تر است تا نظر او جلب شود و زندگى با محبت تداوم پیدا کند، به همین جهت حتى گاهى بدون اینکه خودش لذت ببرد به روابط زناشویى تن مى دهد.



مهریه و طلاق
پرسش ۱۳ . آیا سفارش به کم گرفتن مهریه، راه را براى آسان شدن طلاق هموار نمى کند؟

برخى بالا بودن قیمت مهر را نشانه توجه به ارزش اجتماعى زن مى شمارند. این کار شبیه بالا بردن قیمت کالاست که نشانه ارزش تجارى آن به حساب مى آید.
قرآن کریم از مهر به عنوان «نحله؛ بخشش» یاد مى کند.
«وَ ءَاتُوا النِّساءَ صدُقَتهِنَّ نحْلَةً»[۱۵]؛«و مهر زنان را به عنوان هدیه اى از روى طیب خاطر به آنان بپردازید»
نحله به معناى هدیه بلا عوض و هبه است که رمز و علامت محبت و دوستى شمرده مى شود، نه قیمت انسان.
به نظر مى رسد زنى که براى خود احترام قائل است اجازه نمى دهد درباره اندازه و قیمت مهرش طول و تفصیل داده شود.
در روایات نیز سنگین بودن مهر نکوهش شده و کم بودن مهر مورد ستایش قرار گرفته است.
امام صادق (علیه السلام)  فرمود: «فأما شؤ المرأة فکثرة مهرها...»[۱۶]؛ «شومى زن، سنگین بودن مهرش است»
و نیز پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله)  فرمود: «افضل نساء امّتى... أقلهنّ مهراً»[۱۷]؛ «بهترین زنان امت من... زنى است که مهرش از همه کمتر باشد». زیرا سنگینى مهر گاه ازدواج را پیچیده و دشوار مى کند.
اما اینکه مهریه را پشتوانه و ضمانت اجرایى زندگى شایسته به حساب مى آورند، رویکرد انحرافى در کارکرد و نقش مهریه است. مهریه یک هبه شیرین است نه اینکه یک مهار و افسار باشد. بى تردید آنچه که زندگى زناشویى را حفظ مى کند، مودّت و رحمت و احساس مسئولیت اخلاقى و اسلامى مشترک دو طرف است نه مهریه سنگین. زندگى مشترک را باید با اخلاق و تربیت اسلامى و انسانى مستحکم ساخت نه با حقوق و قانون و دادگاه که آخر خط است.
مهریه بالا نه تنها موجب استحکام خانواده نیست بلکه در بسیارى از مواقع کانون خانواده را از هم مى پاشد و خود یکى از عوامل بروز اختلاف و زمینه ساز نااستوارى پیوند مقدّس زناشویى است.
مقدار مهریه، ارتباط چندانى با طلاق ندارد. زیرا اگر ادامه زندگى زناشویى به ضرر زن یا شوهر و یا هر دو باشد، ادامه زندگى موجب خسارت بیشتر طرفین خواهد بود. و هر کدام از زن و شوهر باید کارى کنند تا جلوى خسارت بیشتر گرفته شود. حتى گاهى زن از مهریه خود چشم پوشى مى کند و از شوهرى که دلخواهش نیست جدا مى شود، پس برپایى و استحکام خانواده، مهریه سنگین نیست بلکه رحمت و محبت متقابل است.


محرومیت از مهریه
پرسش ۱۴ . چرا وقتى زن درخواست طلاق کند مهریه به او نمى رسد؟

باید توجه داشت همانطور که مهریه حق زن است طلاق نیز حق مرد است و اگر زنى بخواهد بدون دلیل مشروع و به واسطه کراهتى که از ادامه زندگى با شوهر دارد طلاق بگیرد بایستى رضایت شوهر در صرف نظر از حق طلاق را جلب نماید.
لازمه این سخن آن است که اگر زنى به دلیل عسر و حرج ناشى از عدم رعایت حقوق زناشویى مانند عدم پرداخت نفقه، تقاضاى طلاق کند حاکم مى تواند مرد را به رعایت حقوق زناشویى الزام، تعزیر و نهایتا طلاق زن را بدون رضایت شوهر اجرا نماید.[۱۸] از این رو زن مى تواند کلیه مهریه خود را مطالبه کند و از شوهر ناسازگار خویش جدا مى شود. لکن اگر زن بخواهد بدون دلیل مشروع و بدون اینکه شوهر از وظایف شرعى و قانونى خود کوتاهى کرده باشد و صرفا به دلیل کراهت از شوهر از او جدا شود بایستى رضایت شوهر را در طلاق دادن جلب نماید که این امر در قالب طلاق خلع و مبارات محقق مى شود.
حکمت آن نیز روشن و منطقى است. شوهر براى ازدواج متحمّل هزینه هایى گوناگون مادى و معنوى شده است و اراده کرده براساس قوانین و  ضوابط شرعى با همسر خود زندگى کند امّا زن به دلایل مورد نظر خودش خواهان طلاق است، لذا باید به نوعى جبران کند.
ثانیا، طلاق حق مرد است، لذا زن با بذل مال یا مهر خود به نوعى رضایت او را جلب مى کند و از لجاجت مرد مى کاهد.
ثالثاً، زن براى رهایى خود این کار را انجام مى دهد و بدیهى است که کسى که مى خواهد به خواسته اى دست یابد باید از خواسته دیگرى چشم پوشى کند و این معنا ندارد که زن هم خواهان طلاق باشد و هم خواهان مهریه. زیرا زن به دنبال رهایى از مردى است که از وى کراهت دارد و در این صورت طلب مهریه به عنوان هدیه و شیرینى زندگى از او توقع بى جایى است.[۱۹]




پی نوشت ها:
[۱]. نساء ۴، آیه ۴.
[۲]. تفسیر نمونه، ج ۳، ص ۲۶۲.
[۳]. زن در آیینه جلال و جمال، آیه اللّه  جوادى آملى، نشر اسراء، ص ۳۴۰.
[۴]. ر.ک: حقوق زن در اسلام، شهید مطهرى، ص ۲۰۱.
[۵]. ر.ک: نظام حقوق زن در اسلام، استاد مطهرى، صص ۱۷۹ـ۱۸۷.
[۶]. قصص ۲۸، آیات ۲۶ تا ۲۸.
[۷]. مجموعه آثار، مرتضى مطهرى، ج ۱۹، ص ۲۰۵ - ۲۰۴.
[۸]. تفسیر نمونه، ج ۱۶، ص ۶۸.
[۹]. الصحاح، جوهرى، ج ۱، ص ۳۴۵.
[۱۰]. مجموعه آثار، مرتضى مطهرى، ج ۱۹، ص ۲۰۵ - ۲۰۳.
[۱۱]. ر.ک: قانون مدنى، ماده ۱۰۸۳.
[۱۲]. بحارالانوار، ج۹۶، ص۱۱.
[۱۳]. توضیح المسائل، فاضل لنکرانى، مسئله ۲۴۸۸، ص۴۶۸، چاپ ۱۵.
[۱۴]. ر.ک: قانون مدنى، ماده ۱۰۸۲.
[۱۵]. نساء ۴، آیه ۴.
[۱۶]. میزان الحکمه، محمد محمدى رى شهرى، ج۲، ص۱۱۸۲.
[۱۷]. همان.
[۱۸]. مستند این مطلب روایات متعددى است که براى اطلاع از آن مراجعه کنید به: وسایل الشیعه، ج ۲۱، ص ۵۱۵ به بعد ابواب النفقات.
[۱۹]. براى آگاهى بیشتر در این زمینه ر.ک:
الف. مختصر حقوق خانواده، دکتر سید حسین صفائى، دکتر اسداللّه امامى، نشر دادگستر.
ب. حقوق خانواده، دکتر محمدجعفر جعفرى لنگرودى، کتابخانه گنج دانش.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.