بدا در نشانه های ظهور ۱۳۹۹/۰۱/۰۷ - ۵۵ بازدید

از نوع روایاتی که شما در مورد مردن دوسوم مردم جهان ذکر کردید حتمی بودن بر ماید مثلا امیرالمومنین میفرماید : مهدی ظهور نمیکند مگی اینکه....
خب اگر اتفاق نیفتد به نظر غلط بودن کلام معصوم بر نم اید؟
و اینکه منبع روایت را لطفا ذکر بفرمایید

این مسئله ، جزو مسائلی است که تحت عنوان « بداء در نشانه های ظهور » قابل بررسی است . بداء (به فتح باء) از نظر لغوی یعنی ظاهر شدن، هویدا شدن و پدید آمدن رأی دیگری در کاری یا امری، «ثمّ بدا لهم من بعد ما رأوا الآیات لیسجنّنه حتی حین؛ سپس بعد از این که نشانه‌های برائت ساحت یوسف(ع) از آن بهتان بر آنان آشکار گردید، رأی‌شان براین برگشت که او را برای مدتی به زندان افکنند.»(یوسف:۳۵) چنین امری (تبدل رأی) در مورد خداوند که علمش ازلی و تغییر ناپذیر است محال باشد. چنان که حضرت صادق(ع) فرمود: «هر که بر این عقیده باشد که خداوند تبارک و تعالی تغییر رأی دهد در چیزی که از پیش بدان آگاه نبوده از او بیزاری جویید.»(بحارالانوار، ج ۱۱۱، ص ۴) و از سویی آیات و روایاتی در ثبوت آن آمده که دانشمندان اسلامی در توجیه آنها مفصلاً بیاناتی دارند و خلاصه بخشی از آنها بدین قرار است: خداوند را جز لوح محفوظ که آنچه در آن است تغییر ناپذیر است لوحی است به نام لوح محو و اثبات که مقدرات اشخاص و اشیاء و جوامع و ملل و غیره در آن ثبت است و مثبتات آن بدین گونه است که چیزی در آن ثبت گشته و سپس محو می گردد، مثلا نوشته می شود که عمر زید پنجاه سال است بدین معنی که اگر کاری که موجب درازی یا کوتاهی عمر می شود نکند، مقتضای حکمت آن است که عمر او بدین مقدار باشد، مثلاً اگر صله رحم کرد پنجاه محو گشته و به جای آن شصت نوشته می شود و اگر قطع رحم کند چهل ثبت می گردد. چنان که اگر طبیب حاذقی مزاج کسی را بررسی کند می‌ تواند بگوید: این مزاج استعداد شصت سال عمر را دارد ولی اگر غذای ضعف آور یا مضر بخورد کمتر می شود و چون دارو یا غذایی مقوّی مصرف کند و در هوای سالم‌تر زندگی کند بیشتر می شود. این تغییرات را بداء گویند و چنین تعبیری یا به نحو استعمال مجازی است همچون استعمال استهزاء و سخریه و مکر در مورد خدا که در قرآن آمده یعنی خداوند کاری کند که نتیجه این امور را داشته باشد. و یا بدین جهت که چون ملائکه و اولیای خدا هنگامی که به مثبتات نخست اطلاع پیدا کنند و سپس به نوشته بعدی بنگرند در آغاز امر آن را تغییر رأی پندارند. و بداء بدین معنی نه تنها درباره خدا محال نیست بلکه حکمت ها و مصالح زیادی نیز دربر دارد که از آن جمله توجه مردم است به کار خیر و اجتناب از کار بد زیرا چون انبیا به آنان خبر دادند که فلان کار نیک آن چنان در سرنوشت شما اثر مثبت دارد که عمرتان یا مالتان را افزایش می دهد و فلان کار بد آن چنان اثری منفی دارد که از عمر و مالتان می کاهد و حتی آن عمل در لوح خدا تغییر ایجاد می کند و عمر پنجاه را به شصت می افزاید یا به چهل می کاهد. انگیزه ای قوی در او پدید می آورد که به اعمال نیک رغبت فراوان کند و از بدی روی بگرداند.

بر این اساس «بداء» در لغت به معنای ظهور و روشن شدن پس از مخفی بودن چیزی است و اصطلاحا به روشن شدن چیزی پس از مخفی بودن از مردم است; بدین معنا که خداوند متعال بنا بر مصلحتی مسئله ای را از زبان پیامبر یا ولی ای از اولیای خویش به گونه ای تبیین می کند و سپس در مقام عمل و ظهور و بروز، غیر آن را به مردم نشان می دهد . در قرآن آمده است: یمحوا الله ما یشاء ویثبت و عنده ام الکتاب . (۱)خداوند هر چه را بخواهد محو یا ثبت می کند در حالی که ام الکتاب نزد اوست [و خود می داند عاقبت هر چیزی چیست] .و در آیه ای دیگر:و بدا لهم سیئات ما کسبوا . (۲)بدی هایی را خود کسب کرده بودند و برای آنها مخفی بود برایشان نمایان شد .و یا:ثم بدا لهم من بعد ما راؤا الآیات . (۳)پس از آن که نشانه ها را دیدند [حقیقت امر] بر آنها روشن شد . این ظهور پس از خفا تنها برای انسان رخ می دهد و در مورد خداوند متعال ابدا صدق نمی کند وگرنه لازمه اش این است که خداوند نسبت به آن موضوع جهل داشته باشد که این امر محالی است . خداوند، چنانکه قرآن کریم می فرماید به همه چیز آگاه و داناست: «ان الله کان علیما خبیرا، (۴) است و نسبت به همه چیز - در همه زمانها و مکانها چه حاضر باشند و چه غایب، چه موجود باشند و چه فانی و چه در آینده به وجود بیایند، علم حضوری دارد . قرآن کریم در این زمینه می فرماید:ان الله لا یخفی علیه شی ء فی الارض ولا فی السماء . (۵)هیچ چیزی در آسمان و زمین از [نظر] خداوند متعال مخفی نمی شود . از همین روست که مسئله بداء و ظاهر کردن آن امر مخفی را به خداوند نسبت داده می شود: وبدالهم من الله مالم یکونوا یحتسبون (۶) خداوند آنچه را گمان نمی کردند، برای آنها ظاهر کرد . براساس آیه: ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم (۷) خداوند چیزی را که از آن مردمی است دگرگون نکند تا آن مردم خود دگرگون شوند و با استفاده از دیگر آیات و روایات می توان چنین برداشت کرد که برخی اعمال حسنه، نظیر: صدقه، احسان به دیگران، صله رحم، نیکی به پدر و مادر، استغفار و توبه، شکر نعمت وادای حق آن و . . . سرنوشت شخص را تغییر داده و رزق و عمر و برکت زندگیش را افزایش می دهد، همان طور که اعمال بد و ناشایست اثر عکس آن را بر زندگی شخص می گذارد . پیش از شرح این عبارت که بداء در حقیقت ظاهر شدن چیزهایی که از ناحیه خداوند متعال برای مردم مخفی و برای خودش مشخص بود، لازم است یادآور شویم که خداوند متعال بنا بر آیات قرآن دو لوح دارد:
۱ - لوح محفوظ لوحی که آنچه در آن نوشته می شود; پاک نشده و مقدرات آن تغییر نمی یابند; چرا که مطابق با علم الهی است: بل هو قرآن مجید × فی لوح محفوظ . (۸) بلکه آن قرآن مجیدی است که در لوح محفوظ ثبت گردیده است .
۲ - لوح محو و اثبات بنا بر شرایط و سننی از سنتهای الهی سرنوشت شخص یا جریانی به شکلی خاص می شود، با از بین رفتن آن سنتها و یا مطرح شدن سنتهای جدید سرنوشت آن شخص و یا آن جریان تحت الشعاع سنتهای جدید قرار می گیرد . به عنوان مثال بناست که شخص در سن ۲۰ سالگی فوت کند اما به واسطه صله رحم یا صدقه ای که می دهد، ۳۰ سال به عمرش اضافه می شود و تا ۵۰ سالگی زنده می ماند و یا به عکس، آن شخص بناست ۵۰ سال عمر کند به واسطه گناه کبیره ای خاص ۳۰ سال از عمرش کاسته می شود در همان ۲۰ سالگی می میرد . که البته خداوند متعال از اول می دانست که بناست اولی ۵۰ سال و دومی ۲۰ سال عمر کند ولی برای روشن شدن این سنتهای الهی مطلب به این شکل از زبان پیامبران یا اولیای الهی (ع) بیان می شود . در قرآن کریم هم آمده است: یمحواالله ما یشاء و یثبت و عنده ام الکتاب (۹) و یا این آیه: ثم قضی اجلا و اجل مسمی عنده . (۱۰) با توجه به این دو لوح و مطالبی که تا به حال به آنها پرداختیم، این سؤال به ذهن می رسد که: آیا ظهور حضرت مهدی (ع) و نشانه هایی که برای آن بیان شده است، در لوح محفوظ اند یا محو و اثبات . به عبارت دیگر آیا ممکن است اصلا مسئله ای به نام ظهور ایشان تا آخر عمر بشریت و هستی اتفاق نیفتد و یا ظهور بدون تحقق نشانه ها رخ دهد یا خیر همه نشانه ها باید رخ دهند؟ در پاسخ به این سؤال باید نشانه های ظهور را به دو دسته تقسیم کنیم:
۱ . امور و علائم مشروط; ۲ . امور و علایم حتمی . آنگونه که امام باقر (ع) (۱۱) امور را به موقوفه و حتمیه و امام صادق (ع) به حتمی و غیر حتمی تقسیم کرده اند . (۱۲) مسئله بداء هم در چهار زمینه با موضوع ظهور حضرت مهدی (ع) ارتباط می یابد: نخست، نشانه های مشروط و غیر حتمی ظهور ( که سوال شما مربوط به این قسمت است) جز نشانه هایی که صراحتا در احادیث به حتمی بودن آنها اشاره شده است، بقیه نشانه های ظهور ( مثل کشته شدن بیشتر مردم قبل از ظهور) همگی از امور موقوفه به شمار می روند، چنانکه بزرگانی مانند شیخ مفید، شیخ صدوق و شیخ طوسی بدان تصریح کرده اند . بدین معنا که به جز نشانه های حتمی ظهور بقیه آنها بنا بر مشیت و اراده الهی ممکن است دچار تغییر و تبدیل، تقدم و یا تاخر شوند . به عبارت دیگر آنها از جمله امور لوح محو و اثبات به حساب می آیند و ممکن است با تغییر و تبدیل در شرایط آنها و عوض شدن علل رخ دادن آنها به گونه دیگری پدید آیند و یا اصلا رخ ندهند . البته بسیاری از رویدادهایی که در احادیث ما به آنها اشاره شده است تا کنون اتفاق افتاده اند و دچار بداء در اصل تحقق خویش نشده اند. مثلا اگر در حدیث به نزول بلایی (مشروط) اشاره شده باشد به واسطه توسل و استغفار مؤمنان و مسلمانان ممکن است در نزول آن تاخیر رخ دهد و یا اصلا چنین بلایی به جهت عظمت عمل صالح ایشان نازل نشود و یا اینکه با برخی اعمال صالح و یا ناصالح ظهور حضرت را دچار تعجیل یا تاخیر کنند . شاید بتوان علت بیان چنین اخباری را این دانست که اگر مساله به این شکل تبیین نمی شد، مؤمنان هم از احتمال حدوث آن حادثه باخبر نمی شدند و بدان مبتلا می گشتند اما پس از صدور حدیث از ناحیه معصوم (ع) و آگاه شدن مؤمنان و مسلمانان از آن با دعا و توسل و استغفار از پدید آمدن چنان حادثه ناگواری ممانعت به عمل آورند و یا سبب حدوث اتفاقی خوشایند شوند . البته فراموش نکنیم که عکس این مطلب هم کاملا صادق است به این معنا که شخص معصوم (ع) با اعلام نزول بلا و علت آن حجت را بر مردم تمام می کنند که شما با وجود آنکه می توانستید، آن بلا را از خویش دفع نکردید یا فلان خیر را به سوی خویش جلب ننمودید و از همین روست که روایت شده است: خداوند متعال، به چیزی مثل بداء عبادت نشده است . (۱۳) دوم، علائم ظهور و امور حتمی پنج مورد از نشانه های ظهور در بسیاری از روایات که از حد تواتر گذشته است; از جمله نشانه های علایم حتمی برشمرده شده اند: خروج سید خراسانی و یمانی، ندای آسمانی (مبنی بر حقانیت حضرت مهدی (ع))، شهادت نفس زکیه و فرو رفتن سپاهیان سفیانی در منطقه بیداء (بیابان بین مدینه و مکه) . (۱۴) این نشانه های پنجگانه را احادیث از علایم حتمی شمرده اندو هیچ گونه احتمال بدایی در مورد تحقق آنها نداده اند وگرنه خلاف حتمی بودن آنها می شد . این نشانه ها شدیدا با مساله ظهور ارتباط داشته و همگی مقارن ظهور رخ خواهند داد ان شاءالله . بزرگوارانی چون مرحوم آیت الله خویی در پاسخ به نویسنده کتاب سفیانی (۱۵) و علامه سید جعفر مرتضی عاملی، در کتاب خویش (۱۶) و شیخ طوسی، در غیبت خویش نسبت به این موضوع تصریح و اذعان کرده اند که: هر چند بنابر تغییر مصلحتها با تغییر شروط اخباری که به حوادث آینده می پردازند، ممکن است دچار تغییر و تبدیل شوند جز آن که روایت تصریح کرده باشد که وقوع آن جریان حتمی است که (با توجه به اعتماد ما به معصومین (ع)) ما هم یقین به حدوث آنها در آینده پیدا می کنیم و قاطعانه می گوییم در آینده چنین خواهد شد . (۱۷) اشکال اساسی که به این نظر گرفته می شود; متکی به حدیثی است که نعمانی در کتاب خویش آورده است که: محمدبن همام از محمد بن احمد بن عبدالله خالنجی از ابوهاشم داوود بن قاسم جعفری نقل کرده اند که گفته است: نزد امام جواد (ع) بودیم و صحبت از حتمی بودن آمدن سفیانی شد، از آن حضرت پرسیدم: آیا در مورد امور حتمی هم بداء رخ می دهد؟ فرمودند: آری . گفتم: می ترسم در مورد خود حضرت مهدی (ع) بداء رخ دهد . حضرت فرمودند:[ظهور] حضرت مهدی (ع) وعده الهی است و خداوند خلف وعده نمی کند . (۱۸)
علامه مجلسی، هم در بحارالانوار پس از نقل این حدیث این توضیح را اضافه کرده اند که:شاید محتوم معانی مختلفی داشته باشد که با توجه به اختلاف در تعاریف ممکن است در مورد برخی از آنها بداء رخ بدهد . مضاف بر اینکه شاید منظور از بداء در مورد خصوصیات آن حادثه محتوم و حتمی باشد و نه اصل تحقق آن، که مثلا پیش از زوال کومت بنی عباس سفیانی جنبشهای خویش را آغاز کند . (۱۹) این فرضیه چندان قابل قبول نیست; چرا که در صورت پذیرفتن آن، چه فرقی بین حتمی و غیر حتمی خواهد بوده مضاف بر این که روایت از حیث سندی ضعیف است . (۲۰) در ضمن نمی توان از آن همه حدیث و روایتی که به شدت بر حتمی بودن این پنج نشانه امتناع احتمال رخ دادن بداء در آنها تاکید می کنند، چشم پوشی کرد و به احادیث انگشت شماری از این دسته تمسک نمود; چرا که ممکن است در شرایط خاصی (به فرض قوت و اعتبار سندی آنها) معصوم (ع) مجبور شده باشند از روی تقیه، چینی سخنی بگویند .به امام باقر (ع) در مورد حضرت مهدی (ع) گفتم: می ترسم که زود بیایند و سفیانی نباشد . حضرت فرمودند: والله نه . [سفیانی] از حتمیاتی است که حتما خواهد آمد . (۲۱) امور یا موقوفه اند یا حتمیه که سفیانی از دسته حتمیاتی است که حتما خواهد بود (۲۲) . و یا امام صادق (ع) فرمودند:از حتمیاتی که پیش از قیام حضرت مهدی (ع) خواهند بود [اینهاست] : شورش سفیانی، فرو رفتن در بیداء، شهادت نفس زکیه و منادی که از آسمان ندا در دهد (۲۳) . حمران بن اعین از امام باقر (ع) راجع به آیه: «ثم قضی اجلا و اجل مسمی عنده » (۲۴) می پرسد . حضرت می فرمایند: دو اجل وجود دارد: محتوم و موقوف .
- محتوم چیست؟- جز آن نخواهد شد- و موقوف؟- مشیت الهی در رابطه آن جاری می شود .- امیدوارم که سفیانی جزء موقوفها باشد .- والله که نه از محتومات است . (۲۵) پی نوشت ها: ۱ . سوره رعد (۱۳)، آیه ۳۹ . ۲ . سوره زمر (۳۹)، آیه ۴۸ . ۳ . سوره یوسف (۱۲)، آیه ۳۵ . ۴ . سوره نساء (۴)، آیه ۳۵ . ۵ . سوره آل عمران (۳)، آیه ۵ . ۶ . سوره زمر (۳۹)، آیه ۴۷ . ۷ . سوره رعد (۱۳)، آیه ۱۱ . ۸ . سوره بروج (۸۵)، آیه ۲۲و۲۱ . ۹ . سوره رعد (۱۳)، آیه ۳۹ . ۱۰ . سوره انعام (۶)، آیه ۲ . ۱۱ . نعمانی، کتاب الغیبة، ص ۲۰۴، بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۴۹ . ۱۲ . نعمانی، همان، ص ۲۰۲ . ۱۳ . کلینی، الکافی، ج ۱، باب البدا، ح ۱ شیخ صدوق; التوحید باب ۵۴، ح ۲ . ۱۴ . شیخ صدوق، اکمال الدین، ج ۲، ص ۶۵۰، شیخ طوسی، الغیبة ص ۲۶۷، نعمانی، الغیبة، ص ۱۶۹ و ۱۷۲; بحارالانوار; ج ۵۲، ص ۲۰۴، اعلام الوری، ص ۴۲۶; منتخب الاثر، ص ۴۳۹ و ۴۵۵ . ۱۵ . محمد فقیه سفیانی، ص ۱۰۲ . ۱۶ . دراسته فی علامات الظهور، ص ۶۰ . ۱۷ . شیخ طوسی، الغیبة، ص ۲۶۵ . ۱۸ . نعمانی الغیبة، ص ۲۰۵، بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۵۰ . ۱۹ . بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۵۱ . ۲۰ . رک: السفیانی و علامات الظهور، ص ۱۰۲ . ۲۱ . نعمانی الغیبة، ص ۲۰۳; بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۴۹ . ۲۲ . نعمانی الغیبة، ص ۲۰۴; بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۴۹ . ۲۳ . نعمانی الغیبة، ص ۱۷۶، منتخب الاثر، ص ۴۵۵ . ۲۴ . انعام، ص ۲ ۲۵ . بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۴۹ .

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.