بدحجابی در جامعه ۱۳۹۱/۰۲/۰۳ - ۹۶۴ بازدید

عوامل بی حجابی در جمهوری اسلامی ایران چه چیزهایی است ؟راههای برطرف کردن بی حجابی چه چیزهای است ؟

پرسش شما دامنه وسیعی را شامل می شود لذا به اختصار پیرامون محورهای اساسی مطالب بیان می شود:
یکم.

دلایل افزایش بی حجابی

از منظر تیپ شناسی اجتماعی، افراد جامعه در ارتباط با تعهّد و وفاداری به اجرای ارزش های دینی، به دو گروه تقسیم می شود:۱. اقلیت موافق یا مخالف (بسیار فعّال و تأثیرگذار)؛ ۲. اکثریت منفعل و تأثیرپذیر. جهت گیری مثبت یا منفی اکثریت جامعه، دربارة اجرای ارزش ها و شعائر دینی، تابعی از تفوّق هر کدام از این دو گروه اقلیت بر دیگری است. اگر در مقطعی گروه مخالف ارزش های دینی، به حکومت برسد و با مکانیسم های مختلف، شروع به ترویج هنجارها و ارزش هایی مخالف ارزش ها و هنجارهای دینی کند؛ اکثریت جامعه به مرور زمان در سطوح متفاوتی، دست از ارزش های دینی برداشته، ناهنجارهای جدید را به جای هنجارهای پیشین می پذیرد. درست عین همان وضعیتی که در بسیاری از کشورهای اسلامی (مانند ترکیه و یا ایران زمان پهلوی) رخ داد و بسیاری از افراد سست ایمان، بر اثر ضعف دینی یا تحت تأثیر تبلیغات غربزدگان، به سمت بی حجابی کشیده شدند و زشت ترین صورت آن را در سطح جامعة اسلامی، به نمایش گذاشتند؛ تا آنجا که، بسیاری از ارزش های اسلامی (مانند حجاب) در سطح جامعه، به صورت نوعی امل گری و ضدارزشی در زندگی نوین، تلقی شد!! اگر در آن زمان عده ای افراد متدیّن، به ارزش های اسلامی (مانند حجاب و...) پایبند بودند، تنها به علت کوشش سخت و فعّالانه دستگاه های مذهبی بود ـ که به رغم تمام محدودیت ها و خفقان ناشی از دین ستیزی نظام پهلوی ـ بازهم چراغ هدایت دین را روشن نگه داشتند و در این راه، درد و رنج شکنجه، زندان و شهادت را به جان خریدند. اگر در مقطعی گروه اقلیت فعّال و تأثیرگذار موافق ارزش های دینی، بتوانند ادارة امور جامعه را در دست گیرند و زمینه های تحقّق و احیای معارف و ارزش های الهی را در جامعه مهیّا سازند، اکثریت جامعه نیز از این روند تأثیر پذیرفته، پذیرای ارزش های دینی می شوند؛ مانند همان اتفاقی که در بعد از انقلاب اسلامی در سطح جامعة ایران افتاد و چهرة جامعة را متحول ساخت. بنابراین گسترش ارزش های الهی در جامعه ای، با دو عامل مهم در ارتباط است: یکی تشکیل حکومت دینی به وسیلة نیروهای ارزشی و متدین و دیگری عزم و اراده این نیروها در تعمیق و بسط ارزش های الهی است و اگر در زمانی، یکی از این دو عامل نباشد، ارزش های الهی در جامعه کم رنگ می شود و به سوی جایگزینی و تغییر در ارزش ها پیش می رود. اکنون با توجّه به مقدمه فوق، دربارة سؤال باید گفت: یکی از مهم ترین وظایف و اهداف حکومت اسلامی، اجرا و گسترش احکام و ارزش های الهی در جامعه است و اصولاً نمی توان حکومتی را اسلامی و دینی نامید، بدون آنکه آن حکومت دغدغه ای نسبت به اجرای احکام و ارزش های دینی نداشته باشد. از این رو حکومت اسلامی، باید قوانین و مقررات الهی را به صورت رسمی و با استفاده از مکانیسم های قانونی خود به اجرا گذاشته و بر اجرای دقیق آنها نظارت کند. حجاب یکی از قوانین الهی است و قانون حجاب در جمهوری اسلامی، چیز جدیدی در اسلام نیست و اگر مجازاتی در قانون تعیین شده، همان مجازاتی است که در متون و منابع اسلامی برای متخلّفان مشخص شده است. اما اینکه آیا این قانون موفق بوده یا نه؟ بر عملکرد سایر دستگاه های اجرایی و فرهنگی جامعه و مسئولان آنها باز می گردد.در زمینه راهکارهای عملی برای اجرا و ترویج فرهنگ حجاب می توان از روش های متعددی بهره جست از قبیل ؛ - تشویق و ترغیب افراد به مطالعه و در اختیار گذاشتن منابع صحیح ، علمی ، زیبا و موردپسند. - برگزاری جلسات سخنرانی به مناسبت های مختلف با موضوع فلسفه و کارکردهای حجاب.
- برگزاری جلسات پرسش و پاسخ با حضود افراد متبحر.
- تشکیل گروه های مطالعاتی و جلسات بحث و بررسی چند نفره .
- مسابقه کتاب خوانی و مقاله نویسی در موضوعات ریز معرفی شده .
- استفاده از شیوه های هنری ، نظیر شعر ، نقاشی ، نمایش ، تئاتر ... - همچنین استفاده از تابلوهای موجود در دانشگاه وخوابگاهها که در محل دید و اجتماع دانشجویان قرار دارد می تواند جایگاه خوبی برای انتقال و ترویج فرهنگ حجاب باشد .
افزون بر راهکارها و روشهای فوق باید به ریشه یابی دقیق معضل بدحجابی پرداخت و با شناخت صحیحی از آن اقدام به مقابله اصولی با آن پرداخت. در این زمینه به صورت مختصر مطالبی ارائه می شود:
در مورد مشکل بدحجابى باید گفت که این معضل در ایران ریشه در عوامل متعددی دارد که باید آن عوامل را در جامعه مورد شناسایى قرار داد و با توجه به آنها اقدامات اساسى و حسابشده انجام داد. بر این اساس عوامل بدحجابى در جامعه به دو دسته تقسیم مى شود:
الف) عوامل درونى: منظور از عوامل درونى، مجموعه مؤلّفه هایى است که به وجود آوردن این پدیده دخالت داشته و ناشى از عملکرد افراد یک جامعه و سیستم سیاسى، اجتماعى و فرهنگى حاکم بر آن است. مهم ترین آنها عبارت است از:
۱. از نظر انسان شناختى و روان شناختى انسان موجودى است که داراى قدرت اختیار مى باشد، یعنى، هم توانایى انتخاب راه درست و طى کردن مراتب کمال انسانى را دارد و هم توانایى پیروى از امیال و هواهاى نفسانى و طى کردن مدارج انحطاط و سقوط را. قرآن مى فرماید:«انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا»، (انسان، آیه ۳).
بر این اساس در جامعه اى مانند جامعه اسلامى ما ـ که بسیارى از احکام، ارزش ها و معارف اسلامى براى اداره جامعه تبیین شده و جاى هیچگونه عذر و بهانه اى نیست ـ بعضى از احکام الهى (مانند حجاب) از سوى برخى افراد نادیده گرفته مى شود، به این اصل و عنصر روان شناختى باز مى گردد. به عبارت دیگر یکى از مهم ترین عوامل بدحجابى در جامعه، پیروى از هواهاى نفسانى است که خود ناشى از ضعف ایمان و تقوا،تزلزل شخصیت است و... مى باشد و در مظاهرى از قبیل تجمل گرایى، خودنمایى در مقابل بیگانگان و... نمود پیدا مى کند.
در بسیاری از موارد خودباختگی و تزلزل شخصیت و عدم اعتماد به نفس موجب تقلید و تظاهر به رفتارهای ناصحیح دیگران می گردد. بر اثر خودباختگی ملاک در کرامت و شایستگی اجتماعی را محبوب بودن و مطرح بودن در چشم دیگران می دانند. البته اگر انسان با تقوا و پاکدامن و مقید به رعایت ارزش های الهی باشد هم محبوب خواهد بود و هم در چشم و دل و زبان اولیاء مطرح خواهد بود، لیکن این مسأله نیاز به خودباوری و ایمان قوی و انگیزه های عالی و معرفت صحیح از حیات طیبه دارد. چنین انسانی برای خود رسالتی عظیم را قایل است که به رفتارهای او جهت می دهد.
یکى از راه های اصلاح جامعه از این معضل، مقابله با عوامل روان شناختى آن و تقویت ایمان و تقواى افراد جامعه و تقویت انگیزه، عزم و اراده آنان در اجراىاحکام الهى و موازین و مقررات اسلامى در سطح جامعه مى باشد. قرآن کریم مى فرماید: «ان الله لا یغیر ما بقومٍ حتى یغیروا ما بأنفسهم...»؛ خداوند سرنوشت هیچ قومى را تغییرنمى دهد، مگر آن که آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند، (رعد، آیه ۱۱).
این عامل درونی اختصاص به جامعه ای خاص یا پیروان دین مخصوصی ندارد اما در هر جامعه ای عوامل تشدید کننده یا کنترل کننده وجود دارد که باید پیشینه تاریخی و وضعیت فرهنگی را بررسی کرد. در خصوص جامعه ایرانی به ریشه های تاریخی آن اشاره می کنیم.
۲. ریشه هاى تاریخى این مسأله که به اقدامات رژیم پهلوى براى گسترش فرهنگ برهنگى، بى بند و بارى و کشف حجاب بر مى گردد، که توانست بخشى از جامعه ما را دچار این انحراف کند و بى حجابى را در خانواده ها به صورت یک هنجار و ارزش درآورد. روند گسترش این معضل، هر چند با وقوع انقلاب اسلامى و فضاى ناشى از دوران دفاع مقدس، تا حد زیادى کنترل شد؛ ولى به دلایل متعددى، رگه ها و ریشه هاى خود را همچنان حفظ نمود و بعد از تغییر محیط ارزشى جامعه و فاصله گرفتن از فضاى معنوى حاصل از انقلاب و دفاع مقدس، دوبارهمجال ظهور و بروز پیدا کرد.
۳. کوتاهى و بى توجهى برخى از مسؤولان فرهنگى کشور در تثبیت ارزش ها و احکام اسلامى و تعمیق بخشیدن به آن، از وسایل دیگر گسترش بدحجابى است.
گفتنى است که به علت وجود مشکلات ناشى از تثبیت انقلاب اسلامى، جنگ تحمیلى، فشارهاى خارجى محاصره هاى گوناگون اقتصادى، سیاسى و... باعث شد که بیشترین وقت و انرژى مسؤولان و دستگاه هاى دولتى به این امور صرف شود و توجه چندانى به مسائل فرهنگى جامعه و اجراى راه کارها و برنامه هایى در جهت تثبیت و تعمیق ارزش ها و احکام اسلامى مبذول نگردد.
۴. بعضى از اقدامات انجام گرفته بعد از سال ۱۳۶۸ (از قبیل سیاست هاى پولى و ارزى و...) که به منظور تسریع در روند توسعه و رشد اقتصادى، صنعت و... انجام گرفت، ناخواسته موجب تغییر ارزش هاى جامعه، به سوى هنجارهاى مادى، مدرک گرایى، تجمل پرستى و...گردید.
۵. عملکرد منفى و نامطلوب برخى از دستگاه هاى فرهنگى (از جمله وزارت ارشاد و مطبوعات وابسته در سال هاى اخیر) و میدان دادن به افراد و عناصرى که هیچ اعتقادى به نظام اسلامى ندارند و با استفاد از تسهیلات مادى و معنوى وزارت ارشاد و فضاى باز و بدون نظارت جامعه، موجبات نشر و ترویج فرهنگ فاسد منحط دوران پهلوى و ارزشهاى حاکم بر جوامع غرب را فراهم و اوضاع فرهنگى کشور را به شدت مسموم و آلوده نمودند به گونه اى که مقام معظم رهبرى هشدارهاى شدید به مسئولین فرهنگى داده، نارضایتى خود را از عملکرد وزارت ارشاد اعلام نمودند که در نهایت منجر به استعفاى وزیر ارشاد گردید.
۶. برخى از افراط و تفریطهایى که در سالهاى اولیه انقلاب و بعد از آن در مبارزه با بى حجابى و بد حجابى شد از قبیل استفاده روشهاى خشونت آمیز و فیزیکى و... باعث بوجود آمدن تنفر و انزجار و بدبینى به این حکم الهى گردید.
۷. اجرا نشدن فریضه مهم امر به معروف و نهى از منکر یا نظارت ملى به صورت فراگیر و گسترده و نظام مند از طرف آحاد جامعه، که در روایات متعدد ضامن حفظ و سلامت جامعه از فساد، نا امنى و... شمرده شده است.
ب) عوامل بیرونى: مهمترین عامل بیرونى تهاجم فرهنگى گسترده و همه جانبه غرب به ارزش هاى اسلامى و ملّى ما، براى بى هویت نمودن نسل جوان، تضعیف باورهاى عقیدتى در مردم و در نهایت شکست نظام اسلامى در ایران با استفاده از پیشرفته ترین وسایل تکنولوژى ـاعم از نرم افزارى و سخت افزارى، عناصر وابسته داخل در عرصه هاى فرهنگى و اقتصادى و... در جهت حاکم نمودن فرهنگ و ارزش ها و مظاهر تمدن غرب.
مجموعه عوامل فوق سبب گردیده که متأسفانه علیرغم گذشت بیش از دو دهه از انقلاب اسلامى، معضل بد حجابى در جامعه اسلامى ما وجود داشته باشد. اما در مورد راه هاى برخورد و مقابله با این پدیده زشت دو راهکار قابل پیش بینى مى باشد:
۱. راهکارهاى فیزیکى و برخورد از موضع قدرت با متخلفین البته این برخورد باید حساب شده و هنجارمند باشد.
۲. کار بنیادى فرهنگى. مسلما برخورد با این پدیده به صورت فیزیکى و از طریق دستگاههاى دولتى، بسیار دشوار و تا حدّى ناممکن است. زیرا اگر ما در مسئله لباس و پوشش اسلامى صرفا بخواهیم از طریق زور وارد شویم، استدلال و منطق نداشته باشیم و نتوانیم حقانیت و لزوم پوشش اسلامى، آثار مثبت و فواید و برکات اجراى این فریضه الهى در ابعاد مختلف زندگى شخصى و اجتماعى افراد و فلسفه حجاب و... را با کار فرهنگى مستمر عمیق و ریشه اى با استفاده از دستگاههاى فرهنگى و رسانه هاى جمعى و مطبوعات و... به زیباترین و بهترین صورت، ارائه دلیل و برهان، ثابت کنیم، متأسفانه باید منتظر رواج و گسترش بدحجابى و رواج ارزشهاى غربى به صورت گسترده در جامعه اسلامیمان باشیم. عامل مهم دیگرى که مى تواند ما را در مقابله با این معضل اجتماعى یارى نماید اهتمام جدى جامعه و دانشجویان به انجام فریضه امر به معروف و نهى از منکر است. بدیهى است اگر جامعه در این زمینه به صورت جدى وارد عمل شود و این فریضه الهى را منطبق با شرایط و مراتبى که در شرع مقدس معین گردیده، عملى سازد دستگاه هاى فرهنگى و مراکز موجود در دانشگاه ها نیز بهتر مى توانند در حل این معضل اجتماعى اقدام نمایند و ضمن تشویق و ترغیب دانشجویان به انجام شؤونات اسلامى، راه کارها و اقدامات بنیادى فرهنگى را در جهت گسترش ارزش هاى اسلامى در بین دانشجویان فراهم سازند. به امید روزى که با همکارى مسؤولین و دانشجویان شاهد محیطى سرشار از پاکىو صفا و اهتمام جدى به رعایت ارزش هاى اسلامى در دانشگاه ها باشیم، ان شاءالله.
ناگفته نماند بسیاری از ناهنجارهای اجتماعی از جمله بدحجابی به بی سامانی اقتصادی نیز گره خورده است، معضل بیکاری، تورم و... مولد بسیاری از مفاسد اجتماعی هستند که ظهور و بروزهای آن در شکل های مختلف صورت می پذیرد. از این رو نظام اسلامی و همه علاقه مندان به این نظام مقدس باید در جهت کارآمدی نظام و حل معضلات اقتصادی و اجتماعی تلاش جدی انجام دهند. فرمایشات و رهنمودهای مقام معظم رهبری در زمینه مبارزه با مفاسد اقتصادی و اجتماعی به شکل قاطع و نیز نهضت خدمت رسانی به مردم و تلاش برای کارآمدی هرچه بیشتر نظام اسلامی ، در این راستا ارزیابی می شود.
براى آگاهى بیشتر ر.ک:
۱. نامه ای به خواهرم ، مهدی عدالتیان ، مشهد : موسسه فرهنگی موعود ، ۱۳۸۲ . ( کتاب جذاب ، مختصر و مفید است. )
۲.شهید مطهرى، مسأله حجاب ، تهران:صدرا، ۱۳۷۹ .
۳. حداد عادل، فرهنگ برهنگى و برهنگى فرهنگى
۴. فرامرز رفیع پور، توسعه و تضاد
۵ . على ذوعلم، انقلاب و ارزشها
۶ . علی ، محمدی،حجاب در ادیان الهی ، قم :اشراق ، ۱۳۷۲ .
۷ . حسین مهدی زاده،حجاب شناسی چالش ها و کاوشهای جدید، قم :حوزه علمیه مرکز مدیری ، ۱۳۸۱.
۸ . حسین مهدی زاده ، «دفاع غیر منطقی از بدحجابی» قسمت اول، نشریه رسالت مورخه ۳/۴/۱۳۸۳.
۹ . تاریخچه حجاب در اسلام ، اسدالله جمشیدى خبرگزاری فارس .
۱۰ . نگاه و پوشش ، سید مجتبی حسینی ، پرسش و پاسخ دانشجویی ، قم : معارف ،۱۳۸۵ .
دوم. برخی شبهات دانشجویی مرتبط با موضوع:
۱. :مگر مملکت، اسلامی نیست؟ پس چرا در این کشور حجاب رعایت نمی شود؟...
پاسخ:
متاسفانه همانگونه که در پرسش اشاره نمودید جامعه اسلامی ما در برخی جنبه های دینی دچار آسیب ها و معضلاتی است که به هیچ وجه با احکام و تعالیم اسلام همخوانی ندارد . برخی از این معضلات نیز با عدم رعایت موازین و مقررات دینی و عمل ننمودن به آن مرتبط می باشد . هرچند تبیین دقیق میزان این ارتباط- نظیر ارتباط بد حجابی با فراگیر نشدن ازدواج موقت - خود نیازمند بررسی جامع پیرامون عوامل مختلف پدیده بدحجابی است . در ادامه به دلیل گستردگی موضوعاتی که در پرسش مطرح نمودید به صورت مجزا به بررسی سه بخش از سوال می پردازیم :
دوست گرامی دغدغه های شما در مورد وجود برخی مشکلات و مظاهر غیر اسلامی در کشورمان ستودنی و قابل احترام است ؛ پرسش شما حاوی ابعاد مختلفی است که در ادامه سعی می نماییم به مهمترین موضوعات آن بپردازیم:

الف- اسلامی بودن جامعه ما


بررسی این موضوع، نیازمند شناخت دقیق جامعة اسلامی، ویژگی های آن و تطبیق آن بر جامعة کنونی ما است:
یک. جامعة اسلامی و ویژگی های آن:
جامعة دینی، جامعه ای است «دین باور»، «دین مدار»، «دین داور» و «مطلوب دین». (جامعة برین، سید موسی میرمدرسی، چاپ اول، ۱۳۸۰، صص ۲۰۹ ـ ۲۱۰)
جامعة دینی جامعه ای است که شبکه روابط اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، حقوقی و اخلاقی آن بر اساس دین و آموزه های آن تنظیم شده باشد. جامعة دینی، جامعه ای است که در آن داوری با دین باشد و افراد آهنگ خود را همیشه با دین موزون کنند. جامعة دینی، دغدغة دین دارد و این دغدغه و احساس نیاز به همسو کردن خود با دین، تنها به امور فردی و عبادیات و اخلاق فردی محدود نمی شود؛ بلکه نسبت میان دین و کلیة امور و روابط اجتماعی باید سنجیده شود و داوری دین در همه خطوط و زوایای تمامی شبکة روابط اجتماعی نافذ باشد. جامعة دینی، جامعة مدنی، احمد واعظی، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشة اسلامی، چاپ اول، ۱۳۷۷، صص ۸۸ ـ ۹۰
بر این اساس ویژگی های جامعة دینی عبارتند از: حمیدرضا شاکرین، حکومت دینی، انتشارات معارف
۱. دین باوری و اعتقاد به آموزه های دینی،
۲. تنظیم نظام حقوقی خود بر اساس دین (شریعت مداری)،
۳. دارای نظام دینی است و جز حکومت دینی را برنمی تابد(نظام دینی)،
۴. در جامعة دینی، مردم سلوک و رفتار فردی و اجتماعی خود را با دین موزون می کنند و داوری دین را در این باره پذیرایند(دین داوری)،
۵. چنین جامعه ای قطعاً مطلوب و مورد رضایت دین نیز هست (مطلوب دین)،
جامعه ای که بر اساس مؤلفه ها و ویژگی های فوق شکل گرفته باشد، جامعه ای دینی است.
بر این اساس می توان دو معیار اصلی برای جامعة اسلامی نام برد:
الف. افراد جامعه به دین مبین اسلام باور داشته و آن را در رفتار فردی و اجتماعی خود متجلی سازند.
ب. کلیه نظام های حقوقی و ساختارهای سیاسی، بر اساس دین مبین اسلام تنظیم شده باشد.
نکتة مهمی که در اینجا قابل ذکر است، توجه به مراتب متعدد جامعة اسلامی است؛ یعنی، اینکه به هر مقدار این دو معیار فوق در جامعه ای رعایت شود، درصد و میزان اسلامیّت آن جامعه بالاتر می رود.
سه. بررسی اسلامی بودن جامعة کنونی ایران:
با نگاهی به واقعیات جامعة کنونی ایران، مشخص می شود که بحمدالله جامعه ما از دو معیار اصلی جامعة اسلامی برخوردار است؛ زیرا بیشتر افراد جامعه به دین مبین اسلام عقیده و باور دارند و نظام حقوقی و ساختار سیاسی جامعه نیز بر اساس آموزه های دین مبین اسلام شکل گرفته است. بنابر این در اصل اسلامی بودن جامعة ما هیچ گونه تردیدی نیست. اما اینکه به چه میزان از اسلامیّت برخوردار هستیم، نیازمند بررسی عملکرد ارکان و عناصر تشکیل دهندة جامعة اسلامی ـ اعم از افراد جامعه، مسئولان، نهادها و دستگاه های دولتی و... ـ و میزان انطباق آن با آموزه های دین مبین اسلام است. در این زمینه به صورت مختصر باید گفت: نظام جمهوری اسلامی که از ابتدا تاکنون تمامی سعی و تلاش خود را در جهت تحقق و اجرای کامل تعالیم و ارزش های اسلامی، در سطح جامعه به کار بسته است. و در این راه تا آنجا که امکانات مادی و معنوی اجازه داده از هیچ تلاشی دریغ نکرده است. اما باید به این نکته نیز توجه داشت که وجود نظام سیاسی و حقوقی منطبق با دین در صورتی در اجرای کامل تعالیم و ارزش های اسلامی در سطح جامعه موفق خواهد بود که سایر شرایط و زمینه های لازم (از قبیل وجود منابع انسانی مورد نیاز، کارگزاران و مدیرانی صالح، مردم وفادار و همیشه در صحنه، کفایت منابع مادی و اقتصادی و...). مهیا بوده و به علاوه موانع و مشکلات (از قبیل تهدیدات خارجی و تهاجمات نظامی و فرهنگی، محاصره های اقتصادی و سیاسی و نظامی، بدعت ها و سنت های غلط، دنیاگرایی تجمل پرستی و..). وجود نداشته باشد؛ وگرنه هرگز آن حکومت دینی در اصلاح کامل جامعه موفق نخواهد بود. این موضوع درباره حکومت امیرالمؤمنین(ع) نیز مطرح است.
حضرت علی(ع) از سوی خداوند متعال، به عنوان ولیّ جامعه اسلامی و هم تراز پیامبر اکرم(ص) معرفی شده و هیچ تردیدی در حقانیت و مشروعیت حکومت ایشان وجود ندارد. در قرآن کریم ابلاغ ولایت ایشان به دست پیامبر اکرم(ص)، موجب اکمال دین و اتمام نعمت و راضی بودن به دین اسلام دانسته شده است. مائده، آیة ۳ اما با نگاهی به تاریخ پنج ساله حکومت مولای متقیان و اوضاع اجتماعی حاکم بر آن دوران، روشن می شود که موانع زیاد فراروی آن حضرت بوده است.
جنگ های داخلی صفین، جمل و نهروان، تهدیدات دشمنان خارجی، کمبود نیروی انسانی توانمند و تربیت یافته، کثرت مشکلات، گستردگی بدعت ها و سنت های فاسد و آلودگی های مزمن اجتماعی، تغییر چهارچوب نظام ارزشی و... تنها گوشه ای از مشکلات ایجاد شده در حکومت عدل امام علی(ع) است. دنیاگرایی مردم، خیانت و یا نافرمانی برخی کارگزاران و فرماندهان آن حضرت و... از مسائلی بودند که ایشان در تمام دوران حکومت خود با آن روبه رو بودند؛ ولی در همان حال آن حضرت شایسته ترین فرد برای حکومت و زمامداری جامعه اسلامی در اوضاع آن روز بود و این نابسامانی ها، هیچ گاه تردیدی در اصل مشروعیت ولایت آن حضرت ایجاد نمی کند.
حال آیا می توان به دلیل وجود آن مشکلات، حکومت امام علی(ع) را نالایق و ناکارآمد معرفی کرد و یا اینکه آن جامعه را غیراسلامی دانست؟! در هر صورت برای حل اساسی این شبهه لازم است، فلسفه اصلی و اهداف تشکیل حکومت اسلامی و نهایت چیزی که می توان از حکومت اسلامی انتظار داشت، مشخص کرد.
فلسفه و اهداف تشکیل حکومت اسلامی
بر این اساس مهم ترین فلسفه و اهداف تشکیل حکومت اسلامی، عبارت است از:
۱. استقرار توحید و خداپرستی در زمین و رهانیدن مردم از بندگی و فرمانبرداری غیر خدا: « وَ لَقَدْ بَعَثْنا فی کُلّ ِ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطّاغُوتَ... ؛» نحل، آیه ۳۶.
روشن است تحقق این هدف بسیار خطیر و بزرگ، نیازمند سازمان و قدرت سیاسی ـ اجتماعی است.
۲. رشد و تعالی علمی، فرهنگی و تربیتی انسان ها و رهایی و.... آنان از نادانی و جهل. « هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی اْلأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفی ضَلالٍ مُبینٍ؛ »، جمعه، آیة ۲
۳. آزادسازی و رهایی توده های مردم و انسان های مستضعف از چنگال ظالمان و ستمگران و از زنجیرهای اسارت و بردگی: «...وَ یَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ اْلأَغْلالَ الَّتی کانَتْ عَلَیْهِمْ... ؛ ». اعراف(۷)، آیة ۱۵۷
۴. برپایی جامعه نمونه و مدینه فاضله آرمانی، از راه اقامه قسط و عدل اسلامی: « لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمیزانَ لِیَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ... ؛»، حدید(۵۷)، آیه ۲۵
۵. اجرای کامل قوانین آسمانی اسلام با تمام ابعاد آن (اعم از قوانین اقتصادی، حقوقی، اجتماعی، سیاسی، نظامی و...).
پس فلسفه تشکیل حکومت، تأمین نیازهای مادی و معنوی و فراهم کردن زمینه و بستر رشد و تکامل انسان و در نتیجه سعادت و خوشبختی او در دنیا و آخرت است. حکومت اسلامی موظف است، با تمامی امکانات و در حد توان خود، زمینه های کمال انسان ها را فراهم کرده، زمینه های فساد را از میان بردارد. اما آیا اینکه با فراهم بودن تمامی این زمینه ها و بسترسازی ها، همه افراد جامعه اصلاح و جامع کاملاً اسلامی خواهد شد، در جواب می توان به این آیه اشاره کرد که: « إِنَّ اللّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ... ؛ خداوند هیچ قومی را تغییر نمی دهد؛ مگر آنان حال خود را تغییر دهند»، رعد(۱۳)، آیه ۱۱
بر مبنای این اصل مهم، هرگونه تغییری در سرنوشت انسان ها و اصلاح یا انحطاط اجتماعی و فردی یک جامعه، منوط به خواست و اراده انسان است. افراد یک جامعه، زمانی به طور کامل اصلاح می شوند که بر اساس اراده، گزینش و کنش اختیاری خود بتوانند از شرایط محیطی ـ که به برکت حاکمانی عادل و الهی، قوانین به احکام و ارزش ها و معارف اسلامی به وجود آمده ـ استفاده کنند و راه تعالی و تکامل خود را در پیش گیرند. بنابراین وجود حاکمانی الهی و سایر شرایط محیطی (قوانین اسلامی، تأمین نیازهای مادی و رفاه، امنیت و...). هر چند در روند تکاملی و اصلاح جامعه امری کاملاً ضروری و لازم است؛ اما به هیچ وجه کافی نیست؛ بلکه اراده و گزینش و کنش اختیاری خود افراد یک جامعه نیز، شرط دیگر این مجموعه است. از این رو شاهدیم که در طول تاریخ، با اینکه پیشوایان الهی (مانند پیامبر اکرم(ص) و ائمه معصومین(ع)) در جامعه بوده اند و تمام شرایط و زمینه های رشد و تعالی برای مردم فراهم بوده است؛ اما چون همه افراد آن جامعه، به چنان درک و شناختِ عمیق ـ نرسیده بودند که اصلاح کامل و فراگیر در جامعه محقق نشد.
در هر صورت وجود مفاسد اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ـ از قبیل وجود فقر، تبعیض و عدم رعایت عدالت اجتماعی ـ به هیچ وجه منطبق با تعالیم اسلام و اصول و آرمان های نظام جمهوری اسلامی نیست و همواره یکی از دغدغه های مراجع عظام تقلید و مسئولان نظام ـ به خصوص مقام معظم رهبری ـ بوده است. البته؛ هیچ یک از مسئولان مذهبی وسیاسی جامعه اسلامی ما نیز هرگز چنین ادعای اصلاح کامل جامعه را ندارند و نخواهند داشت. آنان موظف اند زمینه های اصلاح جامعه را فراهم آورند؛ اما تا زمانی که خودِ افراد جامعه اراده نکنند واین اراده را در انتخاب مسئولین وکارگزاران حکومتی محقق نسازند و یا اینکه نظارت، حساسیت و پیگیری لازم بر عملکرد مسئولان بخش های مختلف کشور نداشته باشند؛ این برنامه به صورت کامل عملی نبوده وجامعه ما به مراتب بالای اسلامیت نایل نخواهد شد.
دوم. ازدواج موقت
نخست باید توجه داشت، ازدواج موقت علاوه بر آنکه عملی مطابق شرع مقدس اسلام است, عملی کاملا قانونی است و قانون مدنی ایران( در موارد ۱۰۷۵, ۱۰۷۶, ۱۰۷۷, ۱۱۱۳, ۱۱۵۲) آن را به رسمیت شناخته و راهکارها و شرایط آن را بیان نموده است. و این ازدواج به خاطر پرهیز از یکسری عواقبی که ممکن است به دنبال داشته باشد, حتما باید در محضرهای ازدواج به ثبت برسد بر این اساس از لحاظ قانونی هیچ گونه محدودیتی در این قضیه نیست, بلکه علت رواج نداشتن آن به مشکلات فرهنگی و اجتماعی باز می گردد: مسأله ازدواج موقت باید به گونه ای باشد که زندگی آینده و دایم را موجب اختلال نکند، لذا انجام چنین کاری باید در ارتباط با خانم هایی باشد که مراحلی از زندگی را طی کرده اند و با ازدواج موقت آینده آنان به خطر نمی افتد. ازدواج موقت کسانی که از نظر غریزی تحت فشار هستند با چنین خانم هایی اشکال ندارد. آن چه از نظر شرعی نیاز به اجازه پدر و از نظر عرفی قابل پذیرش خانواده ها نیست، ازدواج موقت با دختران جوانی است که امید به تشکیل زندگی و کانون گرم خانواده سالم و صمیمی هستند.
علاوه بر این که ترویج بحث ازدواج موقت در جامعه گذشته از این که آمار ازدواج دایم را چه بسا پایین بیاورد. بیشتر دست آویز مردان زن دار و سست شدن بنیان خانواده ها می شود تا جوانان مجردی که تحت فشار غریزی هستند، زیرا بیشتر مردان متأهل و کسانی که سنی از آنها گذشته هستند که دارای امکانات و پول و پیگیری این گونه امور می شوند.
دوست گرامى اگر چه ازدواج موقت شرعى بوده و حرام نیست، لیکن در جامعه ما به دلایل فراوانى رواج ندارد. بنابراین نظر کارشناسی ما این است که سعى کنید ازدواج دائم داشته باشید. البته امکان دارد بگویید شرایط آن را ندارید. ولی تجربه ثابت کرده اگر توقعات را پایین آوردیم می توان شخصى را انتخاب کرد که شرایط شما را درک کند و چند مدتى به صورت نامزد رسمى و شرعى باشید و از یکدیگر لذت ببرید و بعد که شرایط مهیا شد رسما زندگى مشترک را آغاز کنید.
به دلیل این که صیغه در کشور ما جایگاهى ندارد معمولاً افرادى که این عمل را انجام دهند به نوعى مورد سرزنش واقع مى شوند. بنابراین اگر خودتان در آینده بخواهید ازدواج دائم داشته باشید با فردی که قبلا تجربه ازدواج موقت داشته است چه نگرشی خواهید داشت؟ آیا به عنوان یک نقص براى وی مطرح نمی کنید!
افرادى که در دوران جوانی اقدام به ازدواج موقت می کنند معمولاً به امید ازدواج دائم این کار را انجام مى دهند و عمدتا مشکل ساز مى شوند. مثلاً بعد از ازدواج با شما انتظار دارند مانند ازدواج دائم شما او را رسما به اقوامتان معرفى کنید یا مى خواهند بچه دار شوند و... که اینهاخود مشکلات عدیده اى به وجود مى آورد و افرادی هم که به چنین امیدی نیستند مشکلات دیگری نظیر مخفی بودن و دلهره برملا شدن و... را به دنبال دارد.
در ضمن همان مقدار پولى که باید هزینه ازدواج موقت کنند مى توانند به عنوان مقدمات اولیه نامزدى استفاده کرده واز مشکلات بعدى در امان باشد. باز هم تأکید مى کنم ازدواج موقت از نظر عرف پسندیده نیست ولى در شرع مطرح شده؛ به هر حال موقعیت کنونى جامعه را باید مد نظر گرفت.
البته متعه (صیغه) و نیاز شدیدى که جوانان به آن دارند از مسائل بسیار مهمى است که باید موانع روانى و اجتماعى آن را شناخت به نظر ما مانع اجراى این سنت پسندیده در جامعه ما رسوبات فکرى غلط و جاهلانه و هم چنین تبلیغات سوء غربى ها و عوامل آن در گذشته وحال است. تردیدى نیست که باید راه صحیح و معقولى براى ارضاى غریزه سرکش جنسى براى جوانانى که تا مدت ها قادر بر ازدواج نیستند وجود داشته باشد. گرچه آحادى از جوانان ممکن است به درجه اى از تقوا رسیده باشند که در سخت ترین شرایط نیز خود را حفظ نمایند ولى اکثرا در چنین وضعیتى نیستند. بنابراین متعه با حفظ شرایط خود آن می تواند راه مناسبی براى ارضاى سالم این غریزه تلقی شود. امیدواریم با برنامه ریزى هایى که براى جوانان در کشور صورت مى گیرد موانع روانى و اجتماعى این مساله از سر راه آنها برداشته شده و آنان بتوانند به صورت مشروع غریزه خود را ارضا نمایند.
لازم به ذکر است نکاح غیر دائم، داراى شرایطى است که در رساله هاى عملیه ذکر گردیده است؛ از جمله آن که دختر باکره تنها به اذن پدر مى تواند نکاح غیر دائم انجام دهد. با این همه اگر بخواهیم مصالح جامعه و خصوصا دختران جوان و آینده آنان را در نظر بگیریم، باید گفت که در شرایط کنونی، ازدواج موقت به هیچ وجه به صلاح دختران جوان نمی باشد، از این رو تأکید می شود از فکر ازدواج موقت در شرایط و موقعیت فرهنگی، اجتماعی جامعه امروزی بیرون بیایید و برای کنترل غریزه جنسی یا با کاهش توقعات و انتظارات در صدد ازدواج دائم باشید و هرگز نباید تصور کرد که ازدواج دائم با شرایط کنونی دانشجویان (نظیر تحصیل، مشکلات مسکن، اشتغال و...) قابل جمع نمی باشد، بلکه با انتخابی دقیق و تشریح شرایط برای خانواده ها و کسب موافقت آنان می توان دوران عقد را تا فراهم آمدن شرایط، طولانی نمود و از این طریق هم به نیازهای روحی و عاطفی خود پاسخ داده و از افتادن در دام انحرافات جلوگیری کرد و هم عزم و اراده خویش را برای تلاش مضاعف و جدی برای فراهم نمودن شرایط مصمم نمود.
سوم . بدحجابی
کته دیگری که در مورد معضل بد حجابی و بی بند و باری در جامعه وجود دارد این است که معضل بد حجابی و بی عفتی در ایران ریشه در عوامل متعددی دارد که باید آن عوامل را در جامعه مورد شناسایى قرار داد و با توجه به آنها اقدامات اساسى و حساب شده انجام داد. بر این اساس عوامل بدحجابى در جامعه به دو دسته تقسیم مى شود:

الف) عوامل درونى:


منظور از عوامل درونى، مجموعه مؤلّفه هایى است که به وجود آوردن این پدیده دخالت داشته و ناشى از عملکرد افراد یک جامعه و سیستم سیاسى، اجتماعى و فرهنگى حاکم بر آن است. مهم ترین آنها عبارت است از:
۱. از نظر انسان شناختى و روان شناختى انسان موجودى است که داراى قدرت اختیار مى باشد، یعنى، هم توانایى انتخاب راه درست و طى کردن مراتب کمال انسانى را دارد و هم توانایى پیروى از امیال و هواهاى نفسانى و طى کردن مدارج انحطاط و سقوط را. قرآن مى فرماید:«انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا»، (انسان، آیه ۳).
بر این اساس در جامعه اى مانند جامعه اسلامى ما ـ که بسیارى از احکام، ارزش ها و معارف اسلامى براى اداره جامعه تبیین شده و جاى هیچگونه عذر و بهانه اى نیست ـ بعضى از احکام الهى (مانند حجاب) از سوى برخى افراد نادیده گرفته مى شود، به این اصل و عنصر روان شناختى باز مى گردد. به عبارت دیگر یکى از مهم ترین عوامل بدحجابى در جامعه، پیروى از هواهاى نفسانى است که خود ناشى از ضعف ایمان و تقوا، تزلزل شخصیت و بی هویتی است و... مى باشد و در مظاهرى از قبیل تجمل گرایى، خودنمایى در مقابل بیگانگان و... نمود پیدا مى کند.
در بسیاری از موارد خودباختگی و تزلزل شخصیت و عدم اعتماد به نفس موجب تقلید و تظاهر به رفتارهای ناصحیح دیگران می گردد. بر اثر خودباختگی ملاک در کرامت و شایستگی اجتماعی را محبوب بودن و مطرح بودن در چشم دیگران می دانند. البته اگر انسان با تقوا و پاکدامن و مقید به رعایت ارزش های الهی باشد هم محبوب خواهد بود و هم در چشم و دل و زبان اولیاء مطرح خواهد بود، لیکن این مسأله نیاز به خودباوری و ایمان قوی و انگیزه های عالی و معرفت صحیح از حیات طیبه دارد. چنین انسانی برای خود رسالتی عظیم را قایل است که به رفتارهای او جهت می دهد.
یکى از راه های اصلاح جامعه از این معضل، مقابله با عوامل روان شناختى آن و تقویت ایمان و تقواى افراد جامعه و تقویت انگیزه، عزم و اراده آنان در اجراىاحکام الهى و موازین و مقررات اسلامى در سطح جامعه مى باشد. قرآن کریم مى فرماید: «ان الله لا یغیر ما بقومٍ حتى یغیروا ما بأنفسهم...»؛ خداوند سرنوشت هیچ قومى را تغییرنمى دهد، مگر آن که آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند، (رعد، آیه ۱۱).
این عامل درونی اختصاص به جامعه ای خاص یا پیروان دین مخصوصی ندارد اما در هر جامعه ای عوامل تشدید کننده یا کنترل کننده وجود دارد که باید پیشینه تاریخی و وضعیت فرهنگی را بررسی کرد. در خصوص جامعه ایرانی به ریشه های تاریخی آن اشاره می کنیم.
۲. ریشه هاى تاریخى این مسأله که به اقدامات رژیم پهلوى براى گسترش فرهنگ برهنگى، بى بند و بارى و کشف حجاب بر مى گردد، که توانست بخشى از جامعه ما را دچار این انحراف کند و بى حجابى را در خانواده ها به صورت یک هنجار و ارزش درآورد. روند گسترش این معضل، هر چند با وقوع انقلاب اسلامى و فضاى ناشى از دوران دفاع مقدس، تا حد زیادى کنترل شد؛ ولى به دلایل متعددى، رگه ها و ریشه هاى خود را همچنان حفظ نمود و بعد از تغییر محیط ارزشى جامعه و فاصله گرفتن از فضاى معنوى حاصل از انقلاب و دفاع مقدس، دوباره مجال ظهور و بروز پیدا کرد.
۳. کوتاهى و بى توجهى برخى از مسؤولان فرهنگى کشور در تثبیت ارزش ها و احکام اسلامى و تعمیق بخشیدن به آن، از وسایل دیگر گسترش بدحجابى است.
گفتنى است که به علت وجود مشکلات ناشى از تثبیت انقلاب اسلامى، جنگ تحمیلى، فشارهاى خارجى محاصره هاى گوناگون اقتصادى، سیاسى و... باعث شد که بیشترین وقت و انرژى مسؤولان و دستگاه هاى دولتى به این امور صرف شود و توجه چندانى به مسائل فرهنگى جامعه و اجراى راه کارها و برنامه هایى در جهت تثبیت و تعمیق ارزش ها و احکام اسلامى مبذول نگردد.
۴. بعضى از اقدامات انجام گرفته بعد از سال ۱۳۶۸ (از قبیل سیاست هاى پولى و ارزى و...) که به منظور تسریع در روند توسعه و رشد اقتصادى، صنعت و... انجام گرفت، ناخواسته موجب تغییر ارزش هاى جامعه، به سوى هنجارهاى مادى، مدرک گرایى، تجمل پرستى و...گردید.
۵. عملکرد منفى و نامطلوب برخى از دستگاه هاى فرهنگى (از جمله وزارت ارشاد و مطبوعات وابسته در سال هاى اخیر) و میدان دادن به افراد و عناصرى که هیچ اعتقادى به نظام اسلامى ندارند و با استفاد از تسهیلات مادى و معنوى وزارت ارشاد و فضاى باز و بدون نظارت جامعه، موجبات نشر و ترویج فرهنگ فاسد منحط دوران پهلوى و ارزشهاى حاکم بر جوامع غرب را فراهم و اوضاع فرهنگى کشور را به شدت مسموم و آلوده نمودند به گونه اى که مقام معظم رهبرى هشدارهاى شدید به مسئولین فرهنگى داده، نارضایتى خود را از عملکرد وزارت ارشاد اعلام نمودند که در نهایت منجر به استعفاى وزیر ارشاد گردید.
۶. برخى از افراط و تفریطهایى که در سالهاى اولیه انقلاب و بعد از آن در مبارزه با بى حجابى و بد حجابى شد از قبیل استفاده روشهاى خشونت آمیز و فیزیکى و... باعث بوجود آمدن تنفر و انزجار و بدبینى به این حکم الهى گردید.
۷. اجرا نشدن فریضه مهم امر به معروف و نهى از منکر یا نظارت ملى به صورت فراگیر و گسترده و نظام مند از طرف آحاد جامعه، که در روایات متعدد ضامن حفظ و سلامت جامعه از فساد، نا امنى و... شمرده شده است.
۸. مشکلات اقتصادی و اجتماعی در زمینه اشتغال، مسکن و ازدواج نیز هر کدام می تواند به صورت مستقیم و غیرمستقیم در بروز این پدیده در افراد خصوصا با توجه به تغییر جو ارزشی جامعه، مؤثر باشد.
۹. عدم طراحی مدها و الگوهای لباسی جذاب و مناسب با ویژگی های ملی و اسلامی کشورمان نیز در این موضوع دخیل است.

ب) عوامل بیرونى:


مهمترین عامل بیرونى تهاجم فرهنگى گسترده و همه جانبه غرب به ارزش هاى اسلامى و ملّى ما، براى بى هویت نمودن نسل جوان، تضعیف باورهاى عقیدتى در مردم و در نهایت شکست نظام اسلامى در ایران با استفاده از پیشرفته ترین وسایل تکنولوژى ـاعم از نرم افزارى و سخت افزارى، عناصر وابسته داخل در عرصه هاى فرهنگى و اقتصادى و... در جهت حاکم نمودن فرهنگ و ارزش ها و مظاهر تمدن غرب.
مجموعه عوامل فوق سبب گردیده که متأسفانه علیرغم گذشت بیش از دو دهه از انقلاب اسلامى، معضل بد حجابى در جامعه اسلامى ما وجود داشته باشد.
اما در مورد راه هاى برخورد و مقابله با این پدیده زشت دو راهکار قابل پیش بینى مى باشد:
۱. راهکارهاى فیزیکى و برخورد از موضع قدرت با متخلفین البته این برخورد باید حساب شده و هنجارمند باشد.
۲. کار بنیادى فرهنگى. مسلما برخورد با این پدیده به صورت فیزیکى و از طریق دستگاههاى دولتى ( به غیر از دستگاه های فرهنگی دولتی) بسیار دشوار و تا حدّى ناممکن است. زیرا اگر ما در مسئله لباس و پوشش اسلامى صرفا بخواهیم از طریق زور وارد شویم، استدلال و منطق نداشته باشیم و نتوانیم حقانیت ولزوم پوشش اسلامى، آثار مثبت و فواید و برکات اجراى این فریضه الهى در ابعاد مختلف زندگى شخصى و اجتماعى افراد و فلسفه حجاب و... را با کار فرهنگى مستمر عمیق و ریشه اى با استفاده از دستگاههاى فرهنگى و رسانه هاى جمعى و مطبوعات و... به زیباترین و بهترین صورت، ارائه دلیل و برهان، ثابت کنیم و یا این که در زمینه پوشش نتوانیم مد و الگویی صحیح و مناسب با معیارهای فرهنگی ملی و اسلامی کشورمان به جوانان عرضه کنیم و همچنین اگر دستگاه های فرهنگی از وزارت ارشاد گرفته تا صدا و سیما به جای تعمیق و ترویج فرهنگ حجاب و عفاف خدای ناکرده دچار کم توجهی شده و یا برنامه هایی مغایر با یان ارزش ها به نسل جوان ارائه کنند، متأسفانه باید منتظر رواج و گسترش بدحجابى و رواج ارزشهاى غربى به صورت گسترده در جامعه اسلامیمان باشیم. عامل مهم دیگرى که مى تواند ما را در مقابله با این معضل اجتماعى یارى نماید اهتمام جدى جامعه و دانشجویان به انجام فریضه امر به معروف و نهى از منکر است. بدیهى است اگر جامعه در این زمینه به صورت جدى وارد عمل شود و این فریضه الهى را منطبق با شرایط و مراتبى که در شرع مقدس معین گردیده، عملى سازد دستگاه هاى فرهنگى و مراکز موجود در دانشگاه ها نیز بهتر مى توانند در حل این معضل اجتماعى اقدام نمایند و ضمن تشویق و ترغیب دانشجویان به انجام شؤونات اسلامى، راه کارها و اقدامات بنیادى فرهنگى را در جهت گسترش ارزش هاى اسلامى در بین دانشجویان فراهم سازند. به امید روزى که با همکارى مسؤولین و دانشجویان شاهد محیطى سرشار از پاکىو صفا و اهتمام جدى به رعایت ارزش هاى اسلامى در دانشگاه ها باشیم، ان شاءالله.
ناگفته نماند بسیاری از ناهنجارهای اجتماعی از جمله بدحجابی به بی سامانی اقتصادی نیز گره خورده است، معضل بیکاری، تورم و... مولد بسیاری از مفاسد اجتماعی هستند که ظهور و بروز آن در شکل های مختلف صورت می پذیرد. از این رو نظام اسلامی و همه علاقه مندان به این نظام مقدس باید در جهت کارآمدی نظام و حل معضلات اقتصادی و اجتماعی تلاش جدی انجام دهند. فرمایشات و رهنمودهای مقام معظم رهبری در زمینه مبارزه با مفاسد اقتصادی و اجتماعی به شکل قاطع و نیز نهضت خدمت رسانی به مردم، در این راستا ارزیابی می شود.
۲. - آیا دستور العمل خاصی از دفتر مقام معظم رهبری در رابطه با بی حجابی( بد حجابی) به مسئولان اجرائی داده شده؟
پاسخ:
پرسشگر گرامی:پرسش شما را در دوبخش دنبال می کنیم.
الف :دستورالعمل خاص مقام معظم رهبری به مسئولان اجرائی
از لحاظ قانونی ،مقابله با مفاسدی مانند بی حجابی(بدحجابی) وظیفه نیروهایانتظامی است.ودستورالعمل خاص دادن در این رابطه به معنای دخالت در حیطه وظایف دیگران خواهد بود. . به فرموده مقام معظم رهبری ،[هر کاری] «یک روند قانونی دارد. راه قانونی ...وجود دارد که باید طی شود هر لایحه ای که دولت به مجلس بدهد و مجلس وشورای نگهبان آنرا بگذرانند، طبعاً معتبر است؛ هم برای بنده و هم برای شما،هر کدام هم این روند را طی نکند، طبعاً معتبر نیست ...مسؤولیت اجرایی به عهده مسؤولان اجرایی است و هر کس مسؤولیتی دارد، باید طبق مسؤولیت خود عمل کند. رهبری نمی آید[مثلا] به وزارت اقتصاد یا بازرگانی بگوید این طوری کن؛ یا به رئیس جمهور و فلان وزیر و فلان قاضی بگوید آن طوری کن؛ اینها کارهایی است که رهبری نباید وارد شود؛ هم بر خلاف قانون است، هم بر خلاف حقّ و مصلحت. مملکت باید طبق روال قانونی و با مسؤولیتهای مشخص شده حرکت کند؛ هر کس هم بر خلاف مسؤولیتش رفتار کرد، بالاخره تبعه، دنباله و نتیجه ای خواهد داشت که با آن هم طبق قانون باید رفتار کرد. بنابراین مطلب کاملاً روان است. » بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در جلسه پرسش و پاسخ دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی ۲۲/۰۲/۱۳۸۲)
از این رو اگر نیروی انتظامی امروزه در جامعه با بی حجابی به قاطعیت برخورد می کند واز این لحاظ بیشتر مورد انتقاد واعتراض بعضی ها قرار گرفته است ،لابد یک پشتوانه قانونی دارد.واگر چنانچه احساس می شود در این باره کوتاهی ویا کم کاری می شود ،از سوی مراجع ذی صلاح باید تذکر ودستورالعمل خاص داده شود.
البته گاهی ممکن است مقام معظم رهبر دربیانات وسخنرانی هایش دراین باره فرمایشاتی به طور کلی داشته باشند نه به صورت دستور خاص.ویا اینکه چنانچه تشخیص دادند ،از باب حکم حکومتی وارد قضیه شوند ودستور خاصی در مطلب خاصی به یکی از قوا داده باشند.
ب:وظیفه ما درمقابل بی حجابها از نظر مقام معظم رهبری:
حضرت آیت الله خامنه ای در بیانات وپاسخ خای خود به دانشجویی که پرسیده بود ،مشکل بدحجابی و[مقابله با]فرهنگهای غلط در دانشگاهها دغدغه بسیج این دانشگاهها بوده است،نظر حضرت عالی چیست؟
فرموده اند: «.گفتن و تذکّر دادن، خوب است ،با اخلاق خوب تذکّر دهید،؛ با رفق و مدارا امر و نهی کنید. امر و نهی، یعنی دستور دادن - بکن، نکن - غیر از تمنا کردن است؛ اما همین را با رفق، مدارا و محبّت - نه با خشونت - انجام دهید.به نظرم این طوری باید عمل شود... اما برخورد فیزیکی و جسمانی،این که درست نیست و ما اصلا این را توصیه نمی کنیم » (بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در جلسه پرسش و پاسخ دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی ۲۲/۰۲/۱۳۸۲)
)در این صورت اگر چنانچه حرف شما را ترتیب اثر دادند،چه بهتر وگرنه تکلیف شرعی از ذمه شمابرداشته خواهد شد.
۳. سوال:در جامعه زنان و دختران ایرانی را می بینی که با آرایشهای زننده و لباسهای بدنما، خودنمایی می کنند. چرا نیروی انتظامی با آنان برخورد جدی نمی کند؟
در پاسخ سؤال شما باید عرض کنیم که برخورد از طرف یک ارگان خاص با یک مسئله فرهنگی راهکار حل این مسئله نیست البته مسئولین ادارات مختلف در چنین مواردی باید برخورد کنند اما این نکته نیز دور از ذهن نماند که جامعه یک کل است و فرهنگ امری ظریف که در همه جا قهر و غلبه جواب نمی‌دهد بلکه از سویی نیازمند فرهنگ سازی و از سوی دیگر برخورد است اما نقش اصلی اینگونه مسائل را فرهنگی سازی و کار فرهنگی بر عهده دارد و برخورد در حد جراحی و برای درمان عده ای معاند و حداکثر تا ده درصد کار را می‌توان به برخورد انتظامی و قضایی محول کرد و برخورد نیز نباید فقط از سوی فرد یا ا فراد خاصی باشد که جواب گو نیست. بلکه باید طوری باشد که کسی که حجاب خود را رعایت نمی‌کند بلحاظ ارزشی در جامعه کم ارزش جلوه داده شود و خود را در چشم عموم مردم کوچک ببیند و از طرفی برخورد و چگونگی مواجهه در امر به معروف نیز خیلی مهم است چرا که برخى از افراط و تفریطهایى که در سالهاى اولیه انقلاب و بعد از آن در مبارزه با بى حجابى و بد حجابى شد از قبیل استفاده روشهاى خشونت آمیز و فیزیکى و... باعث بوجود آمدن تنفر و انزجار و بدبینى به این حکم الهى گردید
فریضه امر به معروف و نهی از منکر بر تمام آحاد جامعه اسلامی واجب شده است وظیفه هر فرد مسلمان است امر به معروف در حدی به برخورد فیزیکی منتهی نشود وظیفه تمام اطرافیان است اصل امر به معروف و نهی از منکر بر همه واجب بوده و یکی از فروع دین مقدس اسلام است و در ردیف نماز و روزه و سایر واجبات قرار می‌گیرد، و این نوعی نظارت بیرونی غیر رسمی است که خداوند برای جلوگیری از انحراف جامعه و افراد به آن امر کرده است ﴿ وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ﴾ آل عمران/۱۰۴ «و باید از میان شما، گروهى، (مردم را) به نیکى دعوت کنند و به کار شایسته وادارند و از زشتى بازدارند، و آنان همان رستگارانند» وظیفه ای که بر عهده آحاد مسلمان است و اگر این امر صورت پذیرد به ندرت شاهد چنین ظواهری در جوانان خواهیم شد زیرا انسان خواه ناخواه میل دارد طبق خواست اطرافیان عمل کند. اینکه می‌بینید برخی جوانان دختر یا پسر با ظاهری جلف و زننده در بین عموم ظاهر می‌شوند از این روست که او فکر می‌کند دیگران او را این‌‌چنین می‌پسندند حال ممکن است درست فکر کرده باشد یا غلط ولی تصور او این‌‌چنین است اصولا انسان با تشویقها و تنبیههای دیگران به رفتار خود سمت و سو می‌دهد لذا فرهنگهای مختلف رفتارهای مختلف و برخوردهای مختلف دارند و اینگونه است که فرهنگ مردم خاص از نسلی به نسل دیگر انتقال پیدا می‌کند حال اگر دیگران در برابر ناهنجاری این فرد عکس العملی نشان ندهند او از اعتقاد خود برنگشته راسختر خواهد شد و علاوه بر او جوانان دیگر نیز چون تنوع طلب هستند از او تبعیت کرده و یک امری که قبلاً ناهنجار بود به صورت عادی درمی‌آید بنابراین نقش دیگران و اطرافیان در مسئله هنجار شکنی مانند ظاهر نامناسب بسیار مهم است. و کافی است که فرد بفهمدکه دیگران از این ظاهر خوششان نمی‌آید خودبخود کنار خواهدگذاشت و از این روست که اولین مراتب امر به معروف همین نشان دادن و ابراز ناخشنودی است.
نکته دیگری که در مورد معضل بد حجابی و بی بند و باری در جامعه وجود دارد این است که معضل بد حجابی و بی عفتی در ایران ریشه در عوامل متعددی دارد که باید آن عوامل را در جامعه مورد شناسایى قرار داد و با توجه به آنها اقدامات اساسى و حساب شده انجام داد.
یکى از مهم ترین عوامل بدحجابى در جامعه، پیروى از هواهاى نفسانى است که خود ناشى از ضعف ایمان و تقوا، تزلزل شخصیت و بی هویتی است و... مى باشد و در مظاهرى از قبیل تجمل گرایى، خودنمایى در مقابل بیگانگان و... نمود پیدا مى کند.
یکى از راه های اصلاح جامعه از این معضل، مقابله با عوامل روان شناختى آن و تقویت ایمان و تقواى افراد جامعه و تقویت انگیزه، عزم و اراده آنان در اجراى احکام الهى و موازین و مقررات اسلامى در سطح جامعه مى باشد. قرآن کریم مى فرماید: «ان الله لا یغیر ما بقومٍ حتى یغیروا ما بأنفسهم...»؛ خداوند سرنوشت هیچ قومى را تغییرنمى دهد، مگر آن که آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند .رعد، آیه۱۱
ریشه هاى تاریخى این مسأله که به اقدامات رژیم پهلوى براى گسترش فرهنگ برهنگى، بى بند و بارى و کشف حجاب بر مى گردد، که توانست بخشى از جامعه ما را دچار این انحراف کند و بى حجابى را در خانواده ها به صورت یک هنجار و ارزش درآورد. روند گسترش این معضل، هر چند با وقوع انقلاب اسلامى و فضاى ناشى از دوران دفاع مقدس، تا حد زیادى کنترل شد؛ ولى به دلایل متعددى، رگه ها و ریشه هاى خود را همچنان حفظ نمود و بعد از تغییر محیط ارزشى جامعه و فاصله گرفتن از فضاى معنوى حاصل از انقلاب و دفاع مقدس، دوباره مجال ظهور و بروز پیدا کرد
گفتنى است که به علت وجود مشکلات ناشى از تثبیت انقلاب اسلامى، جنگ تحمیلى، فشارهاى خارجى محاصره هاى گوناگون اقتصادى، سیاسى و... باعث شد که بیشترین وقت و انرژى مسؤولان و دستگاه هاى دولتى به این امور صرف شود و توجه چندانى به مسائل فرهنگى جامعه و اجراى راه کارها و برنامه هایى در جهت تثبیت و تعمیق ارزش ها و احکام اسلامى مبذول نگردد
مهمترین عامل بیرونى تهاجم فرهنگى گسترده و همه جانبه غرب به ارزش هاى اسلامى و ملّى ما، براى بى هویت نمودن نسل جوان، تضعیف باورهاى عقیدتى در مردم و در نهایت شکست نظام اسلامى در ایران با استفاده از پیشرفته ترین وسایل تکنولوژى ـاعم از نرم افزارى و سخت افزارى، عناصر وابسته داخل در عرصه هاى فرهنگى و اقتصادى و... در جهت حاکم نمودن فرهنگ و ارزش ها و مظاهر تمدن غرب
مسلما برخورد با این پدیده به صورت فیزیکى و از طریق دستگاههاى دولتى ( به غیر از دستگاه های فرهنگی دولتی) بسیار دشوار و تا حدّى ناممکن است. زیرا اگر ما در مسئله لباس و پوشش اسلامى صرفا بخواهیم از طریق زور وارد شویم، استدلال و منطق نداشته باشیم و نتوانیم حقانیت ولزوم پوشش اسلامى، آثار مثبت و فواید و برکات اجراى این فریضه الهى در ابعاد مختلف زندگى شخصى و اجتماعى افراد و فلسفه حجاب و... را با کار فرهنگى مستمر عمیق و ریشه اى با استفاده از دستگاههاى فرهنگى و رسانه هاى جمعى و مطبوعات و... به زیباترین و بهترین صورت، ارائه دلیل و برهان، ثابت کنیم و یا این که در زمینه پوشش نتوانیم مد و الگویی صحیح و مناسب با معیارهای فرهنگی ملی و اسلامی کشورمان به جوانان عرضه کنیم و همچنین اگر دستگاه های فرهنگی از وزارت ارشاد گرفته تا صدا و سیما به جای تعمیق و ترویج فرهنگ حجاب و عفاف خدای ناکرده دچار کم توجهی شده و یا برنامه هایی مغایر با یان ارزش ها به نسل جوان ارائه کنند، متأسفانه باید منتظر رواج و گسترش بدحجابى و رواج ارزشهاى غربى به صورت گسترده در جامعه اسلامیمان باشیم. عامل مهم دیگرى که مى تواند ما را در مقابله با این معضل اجتماعى یارى نماید اهتمام جدى جامعه و دانشجویان به انجام فریضه امر به معروف و نهى از منکر است. بدیهى است اگر جامعه در این زمینه به صورت جدى وارد عمل شود و این فریضه الهى را منطبق با شرایط و مراتبى که در شرع مقدس معین گردیده، عملى سازد دستگاه هاى فرهنگى و مراکز موجود در دانشگاه ها نیز بهتر مى توانند در حل این معضل اجتماعى اقدام نمایند و ضمن تشویق و ترغیب دانشجویان به انجام شؤونات اسلامى، راه کارها و اقدامات بنیادى فرهنگى را در جهت گسترش ارزش هاى اسلامى در بین دانشجویان فراهم سازند.
جهت مطالعه رجوع کنید به کتابهای:
۱. مسئله حجاب، شهید مطهری
۲. نظام حقوق زن در اسلام، شهید مطهری
۳. زن و فرهنگ دینی، مهدی مهریزی
۴. زن در آینه جلال و جمال، آیت الله جوادی آملی
۴. سوال:بعضی افراد در اعتراض به برخورد حکومت در زمینه حفظ حجاب و عفت جامعه اسلامی به این مطاب استناد می کنند که حجاب مانند مصرف مشروبات الکلی دارای حکم صریح نیست و هیچ سندی از برخورد حضرت رسول و امام علی با بد حجابان جامعه در تاریخ اسلام دیده نشده و با استناد به سوره احزاب در مورد زنان پیامبر آن را مطرح می کنند که ای پیامبر به زنان و دخترانت بگو که جلباب ها را به خود نزدیک کنند که این بهتر است تا به پاکی شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند. و می گویند فقط در آن زمان حکم ارشادی وجود داشته نه برخورد. نظر شما را در این رابطه خواستارم.
درپاسخ به این سوال توجه به مطالب زیر حایز اهمیت است:
الف) حکم حجاب
بر اساس آیات و روایات متعدد حجاب از زمان پیامبر مکرم اسلام صلوات الله علیه واجب گردیده و از احکام الزامی تلقی می شده است. آیه ۵۹ احزاب و ۳۱ نور از نمونه دلایلی است که حکم حجاب در آ ن ذکر شده و مربوط به زمان نزول قران کریم است. الأحزاب : ۵۹ « یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنینَ یُدْنینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنى أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحیماً ؛ اى پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: «جلبابها [روسرى هاى بلند] خود را بر خویش فروافکنند، این کار براى اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است (و اگر تا کنون خطا و کوتاهى از آنها سر زده توبه کنند) خداوند همواره آمرزنده رحیم است». النور : ۳۱ «وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُیُوبِهِنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنی إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنی أَخَواتِهِنَّ أَوْ نِسائِهِنَّ أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُهُنَّ أَوِ التَّابِعینَ غَیْرِ أُولِی الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلى عَوْراتِ النِّساءِ وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفینَ مِنْ زینَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمیعاً أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ ؛و به آنان با ایمان بگو چشمهاى خود را (از نگاه هوس آلود) فروگیرند، و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را- جز آن مقدار که نمایان است- آشکار ننمایند و (اطراف) روسرى هاى خود را بر سینه خود افکنند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود)، و زینت خود را آشکار نسازند مگر براى شوهرانشان، یا پدرانشان، یا پدر شوهرانشان، یا پسرانشان، یا پسران همسرانشان، یا برادرانشان، یا پسران برادرانشان، یا پسران خواهرانشان، یا زنان هم کیششان، یا بردگانشان [کنیزانشان ]، یا افراد سفیه که تمایلى به زن ندارند، یا کودکانى که از امور جنسى مربوط به زنان آگاه نیستند و هنگام راه رفتن پاهاى خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانیشان دانسته شود (و صداى خلخال که برپا دارند به گوش رسد). و همگى بسوى خدا بازگردید اى مؤمنان، تا رستگار شوید!». از آنجا مصالح فراوان فردی ، خانوادگی و اجتماعی بر حکم پوشش زنان مترتب می گردد و عدم حفظ پوشش زن منشا بسیاری از مفاسد فردی و اجتماعی و اخلاقی می گردد و از طرفی مفاسد اجتماعی این حکم الهی بسیار پررنگ و تاثیر گذار است لذا طبیعی است که مورد دغدغه و اهتمام حکومت اسلامی باشد و نسبت به آن حساسیت نشان دهد. بر این اساس ادعای اینکه حجاب در زمان پیامبر مکرم اسلام صلوات الله علیه اجباری نبود حرفی بدون دلیل و منطق بوده و دلایل قرانی و روایی خلاف آن را ثابت می کند.
ب) سابقه حجاب
لباس پوشیدن سابقه اى به اندازه حیات انسان دارد و جز پیروان یکى از مکاتب فکرى که بر لزوم برهنه زیستى پاى مى فشارند، مصطفوى، انسانیت از دیدگاه اسلامى، ص ۱۲۹. همه افراد به نوعى آن را تجربه مى کنند. این پدیده، به رغم ارتباطش با خصوصیات مختلف فردى و اجتماعى انسان، دست کم به سه نیاز وى پاسخ مى دهد:
۱. حفاظت در سرما و گرما و برف و باران نحل (۱۶)، آیه ۸۰. ۲. حفظ عفت و شرم نور (۲۴)، آیات ۳۱ و ۳۰ و ۵۹؛ احزاب (۳۳)، آیه ۵۹ و ۶۰. ۳. آراستگى، زیبایى و وقار اعراف (۷)، آیه ۲۶. این نوشتار به بررسى معناى حجاب اسلامى و دلیل هاى ضرورت آن مى پردازد. »حدود پوشش در اسلام» و نیز نوع پوشش هایى که پیشوایان دین سفارش یا نکوهش کرده اند، در شماره هاى آینده بررسى خواهد شد.
ج)رابطه حجاب و پوشش اسلامى {
T «حجاب» به معناى پرده، حاجب، پوشیدن و پنهان کردن و منع از وصول است. ر. ک: راغب اصفهانى المفردات فى غرائب القرآن و قرشى، سیدعلى اکبر، قاموس قرآن. این واژه تنها به معناى پوشش ظاهرى یا پوشاندن زن نیست و در اصل به مفهوم پنهان کردن زن از دید مرد بیگانه است. بدین سبب، هر پوششى حجاب نیست. حجاب پوششى است که از طریق پشت پرده واقع شدن تحقق یابد؛ ولى بر خلاف تصور عموم و نیز آنچه مشهور است، آیه حجاب در اصطلاح تاریخ و حدیث اسلامى، هر جا نام «آیه حجاب آمده است مقصود این است نه آیات سوره نور که در خصوص پوشش اسلامى است. در قرآن «وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ...»؛ احزاب (۳۳)، آیه ۵۳. «چون از زنان پیغمبر(ص) متاعى خواستید، از پس پرده بخواهید». درباره زنان آن حضرت و بیش تر به منظور مسائل سیاسى و اجتماعى فرود آمده است مطهرى، مرتضى، مسأله حجاب، ص ۷۴. نه پوشش زن در مقابل نامحرم. به کارگیرى کلمه «حجاب» واژه حجاب هفت بار در قرآن کریم به کار رفته است؛ ولى هرگز به معناى حجابِ اسلامى مصطلح نیست. در خصوص پوشش زن اصطلاحى نسبتاً جدید است و همین سبب گردیده بسیارى گمان کنند اسلام خواسته است زن همیشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بیرون نرود؛ مطهرى، مرتضى، مسأله حجاب، ص ۷۳. یا مثل «ویل دورانت» بگویند: «این امر خود مبناى پرده پوشى در میان مسلمانان به شمار مى رود»؛ ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج ۱، ص ۴۳۳ و ۴۳۴. و یا مدّعى شوند حجاب به وسیله ایرانیان به مسلمانان و اعراب سرایت کرده است؛ در حالى که آیات مربوط به حجاب (پوشش اسلامى زنان در مقابل نامحرمان) قبل از مسلمان شدن ایرانیان نازل شده است. در عهد جاهلیت نیز - همان طور که ویل دورانت مى گوید مطهرى، مرتضى، مسأله حجاب، ص ۲۲. و کتب تفسیر شیعه و سنى تأیید مى کند ر.ک: تفاسیر مجمع البیان (طبرسى) و کشّاف (زمخشرى)، ذیل آیات ۳۳ احزاب و ۶۰ نور. - اعراب چنین پوششى نداشتند و عادتشان تبرّج و خودنمایى بود که اسلام آن را ممنوع ساخت: «وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّةِ الْأُولى .»؛ احزاب (۳۳)، آیه ۳۳. آنچه از قدیم به ویژه نزد فقها در بحث نماز (کتاب الصلوة) و ازدواج (کتاب النکاح) رواج داشته، واژه «ستر» و «ساتر» به معناى پوشش و وسیله پوشش زن در مقابل نامحرمان بوده است. بنابراین، وظیفه پوشش اسلامى بانوان به معناى حبس و زندانى کردن و قرار دادن آنان پشت پرده و در نتیجه عدم مشارکت این گروه عظیم در فعالیت هاى اجتماعى نیست. این وظیفه بدان معنا است که زن در معاشرت با مردان بدنش را بپوشاند و به جلوه گرى و خودنمایى نپردازد و مشارکتش در فعالیت ها بر اصول انسانى و اسلامى استوار باشد. مطهرى، مرتضى، مسأله حجاب، ص ۷۳. نیز ر. ک: تفسیر نمونه، ج ۱۷، ص ۴۰۱ - ۴۰۳.
د) ضرورت پوشش اسلامى در قرآن
پوشش اسلامى از احکام ضرورى اسلام اصل قانون حجاب اسلامى، صرفاً از ضروریات فقه نیست؛ بلکه از ضروریات دین مبین است؛ چه اینکه نصّ صریح قرآن بر آن گواهى مى دهد و تنها ظهور آیات قرآن دلیل بر آن نیست تا جاى اختلاف برداشت و محل تردید باشد. است و هیچ مسلمانى نمى تواند در آن تردید کند؛ زیرا هم قرآن مجید به آن تصریح کرده است و هم روایات بسیار بر وجوب آن گواهى مى دهند. به همین جهت، فقیهان شیعه و سنى به اتّفاق به آن فتوا داده اند. همان طور که نماز و روزه به دورانى خاص اختصاص ندارد، دستور پوشش نیز چنین است و ادعاى عصرى بودن آن بى دلیل و غیر کارشناسانه مى نماید. خداوند متعال در آیه ۳۰ سوره نور نخست به مردان مسلمان و سپس در آیه بعد به زنان مسلمان فرمان مى دهد از چشم چرانى اجتناب کنند و در رعایت پوشش بدن از نامحرمان کوشا باشند: «قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِما یَصْنَعُونَ»؛ «[اى پیامبر] به مردان مؤمن بگو دیدگان خود فرو خوابانند و عفت پیشه ساخته، دامن خود را از نگاه نامحرمان بپوشانند. این کار براى پاکى و پاکیزگى شان بهتر است و خداوند بدانچه مى کنند، آگاه است». «غضّ» در لغت عرب - چنان که مرحوم طبرسى در مجمع البیان مجمع البیان فى تفسیر القرآن، ج ۷ - ۸، ص ۲۱۶. و راغب اصفهانى در مفردات المفردات فى غریب القرآن، ص ۳۶۱. گفته اند - به معناى «کاستن» است و «غضّ بصر» یعنى کاهش دادن نگاه نه بستن چشم. البتّه متعلق این فعل و اینکه از چه چیز چشمان خود را فرو بندند، ذکر نشده است؛ امّا با توجّه به سیاق آیات، به ویژه آیه بعد، روشن مى گردد مقصود آن است که خیره خیره زنان نامحرم را تماشا نکنند و از چشم چرانى مطهرى، مرتضى، مسأله حجاب، ص ۱۲۵ - ۱۲۸. بپرهیزند. از سوى دیگر، ممکن است مقصود از «حفظ فرج» در این آیه پاکدامنى و حفظ آن از آلودگى به زنا و فحشا باشد؛ ولى عقیده مفسران اولیه اسلام و نیز مفاد روایات از جمله سخن امام صادق(ع) تفسیر مجمع البیان، ص ۲۱۶ و ۲۱۷. این است که مراد از «حفظ فرج» در همه آیات قرآن کریم پاکدامنى و حفظ آن از آلودگى به فحشا است؛ جز در این دو آیه که به معناى حفظ از نظر و وجوب پوشش در مقابل نامحرم است. آنگاه خداوند متعال فلسفه این آموزه را نظافت و پاکى روح مى داند و بر خلاف اهل جاهلیت قدیم و جدید - مانند «برتراند راسل» که این ممنوعیت را یک نوع محرومیت و اخلاق بى منطق و به اصطلاح «تابو» (تحریم هاى ترس آور رایج در میان ملل وحشى) مى داند - مى گوید: این پوشش به منظور طهارت روح بشر از اینکه پیوسته درباره مسائل مربوط به اسافل اعضا بیندیشد، مطهرى، مرتضى، مسأله حجاب، ص ۱۲۹. واجب شده است. سپس در آیه بعد مى فرماید: «وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُیُوبِهِنَّ وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِی إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِی أَخَواتِهِنَّ أَوْ نِسائِهِنَّ أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیْرِ أُولِی الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلى عَوْراتِ النِّساءِ وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعاً أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ»؛ «[اى پیامبر] به زنان مؤمن بگو دیدگان خود فرو خوابانند و عفت پیشه ساخته، دامن خود را از نگاه بیگانگان بپوشانند و زیور خویش را جز براى شوهران و سایر محارم آشکار نکنند، مگر آنچه پیدا است؛ و روسرى هاى خویش را به گریبان ها اندازند تا سر و گردن و سینه و گوش ها پوشیده باشد و پاهاشان را به زمین نکوبند تا آنچه از زینت پنهان مى کنند، معلوم شود. اى بندگان مؤمن، همه به سوى خدا توبه کنید تا رستگار شوید». در این آیه خداوند تعالى، در خصوص پوشش بانوان، آنچه را بر مردان مؤمن لازم است، به دو شکل گسترش مى دهد: ۱. پوشیدگى سر و گردن؛ ۲. پوشاندن زینت ها. «خُمُر» جمع «خِمار» و به معناى روسرى و سرپوش المفردات فى غرائب القرآن، ص ۱۵۹؛ مجمع البیان، ص ۲۱۷. است. «جیوب» از واژه «جیب» به معناى قلب و سینه و گریبان است. مجمع البیان، ص ۲۱۷. در تفسیر مجمع البیان چنین مى خوانیم: زنان مدینه اطراف روسرى هاى خود را به پشت سر مى انداختند و سینه و گردن و گوش هاى آنان آشکار مى شد. بر اساس این آیه، موظف شدند اطراف روسرى خود را به گریبان ها بیندازند تا این مواضع نیز مستور باشد. همان. فخر رازى یاد آور مى شود: خداوند متعال با به کارگرفتن واژه هاى «ضَرب» و «عَلى » که مبالغه در القا را مى رساند، در پى بیان لزوم پوشش کامل این نواحى است. التفسیر الکبیر، ج ۲۳، ص ۱۷۹. ابن عبّاس در تفسیر این جمله مى گوید: «یعنى زن مو و سینه و دور گردن و زیر گلوى خود را بپوشاند». مجمع البیان، ص ۲۱۷. (قال ابن عبّاس: تفطّى شعرها و صدرها و ترائبها و سوالفها). برخى ادّعا مى کنند، حجاب به معناى مقابله با برهنگى را قبول داریم؛ ولى در هیج جاى قرآن از پوشش مو سخن به میان نیامده است؛ نا درستى این سخن آشکار مى نماید؛ زیرا، با چشم پوشى از گفتار ابن عبّاس و نیز شأن نزول آیه، این واقعیت که زنان مسلمان حتّى قبل از نزول این آیه موهاى خود را مى پوشاندند و آشکار بودن گردن و گوش و زیر گلو و گردنشان تنها مشکل به شمار مى آمد، تردیدناپذیر است. در آیه از رو سرى سخن به میان آمده است، باید پرسید: آیا روسرى جز آنچه بر سر مى افکنند و موها را مى پوشانند، معنایى دارد. افزون بر این، حکم میزان پوشش در روایات متعدد وارد شده است. ر. ک: فیض کاشانى، تفسیر الصافى، ج ۳، ص ۴۳۰ و ۴۳۱. اگر قرار باشد مانند برخى از صحابه یا گروهى روشنفکر مآبان جدید فقط به قرآن اکتفا کنیم، در کشف جزئیات ضرورى ترین احکام مانند رکعات نماز نیز ناکام مى مانیم. در خصوص «زینت» پرسشى مهم مطرح است. آیا مفهوم آن واژه «زیور» فارسى (زینت هاى جدا از بدن مانند جواهرات) را نیز در بر مى گیرد یا تنها آرایش هاى متصل به بدن، مانند سرمه و خضاب، را شامل مى شود.؟ مطهرى، مرتضى، مسأله حجاب، ص ۱۳۱. در پاسخ باید گفت: حکم کلى آن است که خودآرایى جایز و خودنمایى در مقابل نامحرم ممنوع است. آرایش امرى فطرى و طبیعى است علامه طباطبائى(ره) در تفسیر آیه ۳۲ سوره اعراف مى فرماید: خداى متعال در این آیه زینت هایى را معرفى مى کند که براى بندگان ایجاد و آنان را فطرتاً به وجود آن زینت ها و استعمال و استفاده از آنها ملهم کرده است؛ و روشن است که فطرت جز به چیزهایى که وجود و بقاى انسان نیازمند آن است، الهام نمى کند. (ر. ک: المیزان، ج ۸، ص ۷۹) و حسّ زیبایى دوستى سرچشمه پیدایش انواع هنرها در زندگى بشر شمرده مى شود. این گرایش طبیعى، افزون بر آنکه آثار مثبت روانى در دیگران پدید مى آورد، به تحقق آثار گرانب هاى روانى در شخص آراسته نیز مى انجامد. آراستن خود و پرهیز از آشفتگى و پریشانى در نظام فکرى و ذوق سلیم انسان ریشه دارد. پرهیز از خودآرایى نه دلیل وارستگى از قید نفس است و نه علامت بى اعتنایى به دنیا. وضع ژولیده و آشفته و عدم مراعات تمیزى و نظافت ظاهرى، خود به خود شخصت افراد را در نگاه دیگران خوار مى سازد و زبان طعن و توهین دشمن را مى گشاید. صبور اردوبادى، احمد، آیین بهزیستى در اسلام، ج ۱ (جنس پوشاک)، ص ۵۷. بر این اساس، پوشیدن جامه زیبا، بهره گیرى از مسواک و شانه، روغن زدن به مو و گیسوان، معطر بودن، انگشتر فاخر به دست کردن و سرانجام آراستن خویش هنگام عبادت و معاشرت با مردم از مستحبات مؤکد و برنامه هاى روزانه مسلمانان است. مجلسى، محمدباقر، حلیة المتقین، ص ۳ - ۵ و ۱۰ - ۱۲ و ۹۱ - ۱۰۷. حضرت امام حسن مجتبى(ع) بهترین جامه هاى خود را در نماز مى پوشید و در پاسخ کسانى که سبب این کار را مى پرسیدند، مى فرمود: «اِنَّ اللَّهَ جَمیلٌ وَ یُحِبُّ الْجَمالَ فَاَتَجمَّلُ لِرَبّى »؛ «خداوند زیبا است و زیبایى را دوست دارد. پس خود را براى پروردگارم زیبا مى سازم». مجمع البیان، ج ۴ - ۳، ص ۶۷۳. بنابراین، خداوند زینت و خودآرایى را نهى نمى کند؛ آنچه در شرع مقدس ممنوع شده است، تبرّج و خودنمایى و تحریک و تهییج به وسیله آشکار ساختن زینت در محافل اجتماعى است؛ چنان که مى فرماید: «وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّةِ الْأُولى »؛ احزاب (۳۳)، آیه ۳۳. و نیز مى فرماید: «وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ»؛ نور (۲۴)، آیه ۳۱. این آیه زنان عرب را که معمولاً خلخال به پا مى کردند و براى اینکه بفهمانند خلخال گرانبها دارند، پاى خود را محکم به زمین مى کوفتند، از این کار نهى مى کند. فقیه بزرگوار علامه مطهرى مى گوید: «از این دستور مى توان فهمید هر چیزى که موجب جلب توجّه مردان مى گردد، مانند استعمال عطرهاى تند و همچنین آرایش هاى جالب نظر در چهره، ممنوع است. به طور کلى زن در معاشرت، نباید کارى بکند که موجب تحریک و تهیج و جلب توجّه مردان نامحرم گردد.» مطهرى، مرتضى، مسأله حجاب، ص ۱۴۶ - ۱۴۷. در آیه ۳۱ سوره «نور» مى فرماید: «وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها». زینت هاى زن دو گونه است: یک نوع زینتى که مانند لباس و سرمه و انگشتر و دست بند آشکار است و پوشانیدن آن واجب نیست؛ و نوع دیگر زینتى که پنهان است مگر آنکه عمداً بخواهد آن را آشکار سازد؛ مانند گوشوار و گردن بند. پوشانیدن این نوع زینت واجب است. البتّه استثناهایى دارد که بعداً بیان خواهد شد. ر.ک: تفسیر الصافى، ج ۳، ص ۴۳۰ و ۴۳۱. قرآن کریم، با همین معیار، در خصوص پوشش بانوان سالمند و از کار افتاده که امید زناشویى ندارند، سهل گیرى کرده، به آنها اجازه داده است روى سرها را برگیرند؛ وسایل الشیعه، ج ۱۴، ص ۱۴۰. ولى در عین حال آنها نیز اجازه خودنمایى و تهییج ندارند: «وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتِی لا یَرْجُونَ نِکاحاً فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُناحٌ أَنْ یَضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِینَةٍ». نور (۲۴)، آیه ۶۰. آیات دیگرى که با صراحت کامل دستور پوشش اسلامى و فلسفه آن را بیان مى کنند، چنین است: «یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنى أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیماً»؛ «اى پیامبر! به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو: پوشش هاى (روسرى و چادر) خود را برخود فروتر گیرند. این براى آنکه شناخته گردند و اذیت نشوند، [به احتیاط ]نزدیک تر است؛ و خدا آمرزنده و مهربان است». احزاب (۳۳)، آیه ۵۹. با این حال، ممکن است گروهى از ارازل و اوباش به هتک حیثیت زنان مؤمن ادامه دهند. در این صورت، حاکم اسلامى وظیفه دارد با شدت تمام با این افراد بیمار دل برخورد کند. بنابراین، مسأله حفظ پوشش و عدم مزاحمت براى بانوان تنها یک توصیه اخلاقى نیست و حکمى اسلامى و حکومتى به شمار مى آید: «لَئِنْ لَمْ یَنْتَهِ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فِی الْمَدِینَةِ لَنُغْرِیَنَّکَ بِهِمْ ثُمَّ لا یُجاوِرُونَکَ فِیها إِلاَّ قَلِیلاً * مَلْعُونِینَ أَیْنَما ثُقِفُوا أُخِذُوا وَ قُتِّلُوا تَقْتِیلاً»؛ «اگر منافقان و بیماردلان و کسانى که در شهر نگرانى به وجود مى آورند، از کارهاى خود دست برندارند، ما تو را علیه آن ها بر خواهیم انگیخت و تو را سخت بر آنان مسلط مى کنیم تا جز مدتى اندک در همسایگى تو زندگى نکنند؛ از رحمت خدا دور گردیدند و هر کجا یافت شوند دستگیر و به سختى گشته خواهند شد». همان، ۶۰ و ۶۱.
در این آیات، سه مطلب مهم قابل توجّه مى نماید:
۱. «جلباب» چیست و نزدیک کردن آن یعنى چه؟ ۲. «فلسفه» پوشش اسلامى ۳. «مجازات» افراد مزاحم مجازات این گونه افراد از نظر اسلام بسیار شدید است و بعد از ارشاد و امر به معروف و نهى از منکر، چنانچه این بیماردلان از عمل زشت خویش دست برندارند، باید از جامعه اسلامى تبعید شوند؛(مسأله حجاب، ص ۱۶۴) و در صورت استمرار، در ردیف محاربان با حکومت اسلامى جاى مى گیرند و به حکم قرآن اعدام مى گردند. (المیزان فى تفسیر القرآن، ج ۸، ص ۳۶۱ و ۳۶۲) ه) چه نوع پوششى توصیه شده است؟ در مفهوم جلباب اختلاف نظر وجود دارد. آنچه، با توجّه به کتب لغت ر. ک: مسأله حجاب، ص ۱۵۸ و ۱۵۹؛ قاموس قرآن، ج ۲، ص ۴۱ و ۴۲. (این کتاب ها کلمات اهل لغت را ذکر کرده اند؛ مانند تعبیر به «الجلباب: القمیص أوالثواب الواسع» یا «الجلباب ثوب اوسع من الخمار دون الردّاء تُغطّى به المرأة رأسها و صدرها) و گفتار مفسران شیعه مانند علامه طباطبایى المیزان فى تفسیر القرآن، ج ۱۶، ص ۳۶۱. (هو ثوب تشتمل به المرأة فیغطّى جمیع بدنها) و فیض کاشانى تفسیر الصافى، ج ۴، ص ۲۰۳. و اهل سنّت مانند قرطبى الجامع لأحکام القرآن، ج ۱۴، ص ۱۵۶. صحیح تر به نظر مى رسد، آن است که «جلباب» ملحفه و پوششى چادر مانند است نه روسرى و خمار. از ابن عبّاس و ابن مسعود روایت شده که منظور عبا است. پس جلباب لباس گشاد و پارچه اى است که همه بدن را مى پوشاند. ضمناً همان طور که مفسران بزرگ مانند شیخ طوسى و طبرسى فرموده اند، در گذشته دو نوع روسرى براى زنان معمول بود: روسرى هاى کوچک که آنها را «خِمار» یا «مقنعه» مى نامیدند و معمولاً در خانه از آن استفاده مى کردند؛ و روسرى هاى بزرگ که مخصوص بیرون خانه به شمار مى آمد. زنان با این روسرى بزرگ که جلباب خوانده مى شد و از «مقنعه» بزرگ تر و از «رداء» کوچک تر است و به چادر امروزین شباهت دارد، مو و تمام بدن خود را مى پوشاندند. درباره جلباب گفته اند: آن روسرى خاصى که بانوان هنگامى که براى کارى به خارج از منزل مى روند، سر و روى خود را با آن مى پوشند؛ «الجلباب خمارالمرأة الذى یفطّى رأسها و وجهها اذا خرجت لحاجة» (التبیان فى تفسیر القرآن، ج ۸، ص ۳۶۱؛ مجمع البیان، ج ۸ - ۷، ص ۵۷۸) نزدیک ساختن جلباب «یدنین علیهنّ من جلابیبهنّ» - کنایه از پوشیدن چهره و سر و گردن با آن است. مجمع البیان، ص ۵۸۰؛ المیزان، ج ۱۶، ص ۳۶۱. یعنى چنان نباشد که چادر یا رو پوش هاى بزرگ (مانتو) تنها جنبه تشریفاتى و رسمى داشته باشدو همه پیکرشان را نپوشاند. زنان حق ندارند چنان چادر بپوشند که نشان دهد اهل پرهیز از معاشرت با مردان بیگانه نیستند؛ از نگاه چشم هاى نامحرم نمى پرهیزند و از مصادیق «کاسیات عاریات» زنانى که ظاهراً پوشیده هستند ولى در واقع برهنه اند، روى عن رسول اللّه(ص): «صنفان من اهل النار لم أرهما قوم معهم سیاط کأذناب البقر یضربون بها الناس و نساء کاسیات عاریات، ممیلات مائلات، رؤسهنّ کأسنمة البُخت المائلة ... .» (میزان الحکمة، ج ۲، ص ۲۵۹) شمرده مى شوند. قرآن فرمان مى دهد: بانوان با مراقبت جامه شان را بر خود گیرند و آن را رها نکنند تا نشان دهد اهل عفاف و حفظ به شمار مى آیند. تعلیل پایانى آیه نیز بیانگر همین امر است؛ یعنى آن پوششى مطلوب است که خود به خود دورباش ایجاد مى کند و ناپاکدلان را نومید مى سازد. مطهرى، مرتضى، مسأله حجاب، ص ۱۶۰ و ۱۶۱.

۲. چرا پوشش ضرورت دارد؟

خداوند متعال درباره علت ضرورت پوشش اسلامى مى فرماید: «ذلِکَ أَدْنى أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ». برخى این آیه را چنین معنا کرده اند: «بدین وسیله شناخته مى شوند آزادند نه کنیز؛ پس با آزار و تعقیب جوانان رو به رو نمى شوند. بنابراین، در عصر حاضر که مسأله بردگى از میان گرفته، این حکم نیز منتفى مى شود؛ ولى باید گفت: آسیب شناسى حجاب، ص ۱۹. ایجاد مزاحمت و آزار کنیزان نیز روا نیست. حقیقت آن است که وقتى زن پوشیده و با وقار از خانه بیرون رود و جانب عفاف و پاک دامنى را رعایت کند، فاسدان و مزاحمان جرأت هتک حیثیت او را در خود نمى یابند. بیمار دلانى که در پى شکار مى گردند، فرد داراى حریم را شکارى مناسب نمى بینند. در روایات آمده است: «المرأة ریحانه»؛ وسائل الشیعة، ج ۱۴، ص ۱۲۰. «زن همچون ریحانه یا شاخه گلى ظریف است.» بى تردید اگر باغبان او را پاس ندارد، از دید و دست گلچین مصون نمى ماند. قرآن کریم، زنان ایده آل را که در بهشت جاى دارند، به مروارید محجوب و پوشیده در صدف تشبیه مى کند: «کَأَمْثالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَکْنُونِ»؛ واقعه (۵۶)، آیه ۲۳. افزون بر این، گاه آنها را به جواهرات اصیلى چون یاقوت و مرجان که جواهر فروشان در پوششى ویژه قرار مى دهند تا همچون جواهرات بَدَلى به آسانى در دسترس این و آن قرار نگیرند و ارزش و قدرشان کاستى نپذیرد، تشبیه مى کند. عامرى، حمیده، گستره عفاف به گستردگى زندگى، کتاب زنان، شوراى فرهنگى اجتماعى زنان، ش ۱۲، ص ۱۱۷. بر این اساس، مرحوم علامه طباطبایى المیزان، ج ۸، ص ۳۶۱. همین تفسیر را بر مى گزیند. استاد شهید مطهرى در این باره مى فرماید: «حرکات و سکنات انسان گاهى زبان دار است. گاهى وضع لباس، راه رفتن، سخن گفتن زن معنا دار است و به زبانِ بى زبانى مى گوید: دلت را به من بده، در آرزوى من باش، مرا تعقیب کن؛ گاهى بر عکس، با زبان بى زبانى مى گوید: دست تعرّض از این حریم کوتاه است.» مطهرى، مرتضى، مسأله حجاب، ص ۱۶۳. البته باید اعتراف کرد تاکنون بیشتر نوشته هاى مربوط به پوشش، نقطه نظر را بر حجاب زن معطوف کرده و کمتر به پوشش مرد توجه نموده اند که البته این یک امر عادى و طبیعى است چرا که زن مظهر جمال و زیبایى و مرد مظهر شیفتگى است. ولى پوشش مردان نیز در ابعاد مختلف فرهنگى، اجتماعى حائز اهمیت است. ازاین رو اسلام براى ثبات و پایدارى جامعه درباره پوشش زن و مرد توجه بسیار نموده خداوند متعال مى فرماید: «یا بنى آدم قد انزلنا علیکم لباسا یوارى سوءاتکم و ریشا»؛ «اى فرزندان آدم! لباسى براى شما فرستادیم که اندام (عورت) شما را مى پوشاند و مایه زینت شما است» اعراف (۷)، آیه ۲۶. خداوند متعال در حق مردان مى فرماید: «قل للمؤمنین یغضّوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم»؛ نور (۲۴)، آیه ۳۰.»؛ «به مؤمنان بگو چشم هاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گیرند و عفاف (عورت) خود را حفظ کنند». و در حق زنان نیز مى فرماید: «و قل للمؤمنات یغضضن من ابصارهنّ و یحفظن فروجهنّ»؛ «و به زنان با ایمان بگو چشم هاى خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گیرند و دامان (عورت) خویش را حفظ کنند» همان، آیه ۳۱.. در این راستا ذکر چند نکته ضرورى مى نماید: ۱. فقها فرموده اند زن نباید به بدن مرد نامحرم (به جز سر و صورت و گردن) نگاه کند و این حکم دلیل قطعى دارد که در جاى خود بیان شده است. ۲. ممکن است نگاه زن به بدن مرد نامحرم حرام باشد ولى پوشش آن از سوى مرد واجب نباشد همان گونه که نگاه مرد به صورت و دست هاى زن از روى شهوت حرام است ولى پوشش آن از سوى زن واجب نیست. ۳. مردان مى توانند با لباس آستین کوتاه در مجامع عمومى نمایان گردند. اکنون این پرسش پیش مى آید که اگر مردى با این وضعیت بیرون آید و بداند زنان از روى تعمّد و لذت به بدنش نگاه مى کنند، آیا از نظر شرعى مرتکب گناه شده؟ دو نظر در اینجا مطرح است. برخى فتوا به حرمت داده و عده اى از جواز سخن گفته اند. اصلى ترین مستند و مبناى این حکم قاعده فقهى «اعانه بر اثم» است که در فقه کاربرد فراوانى دارد. معناى قاعده این است که هر کس زمینه تحقق و پیاده شدن گناه را براى دیگرى فراهم سازد. خود نیز مانند انجام دهنده ى آن گناهکار است. در مقابل برخى مراجع اظهار مى دارند که آنچه حرام است «تعاون بر اثم» بوده نه «اعانه بر اثم» این دو با یکدیگر متفاوت است. «تعاون بر اثم» یعنى همکارى و شرکت چند نفر در انجام گناه به گونه اى که همگى به طور مستقیم آن را انجام دهند. به همین جهت برخى مراجع گفته اند اگر مردان با لباس آستین کوتاه بیرون آیند به قصد اینکه زنان به او نگاه کنند، شریک گناه گردیده و قاعده فقهى در حقش پیاده مى شود. اما اگر به این انگیزه نباشد، اشکالى ندارد. و از آنجا که تشخیص انگیزه افراد مشکل است به جوانانى که در خیابان و پارک ها به بازى فوتبال مشغول بوده و یا در جاده ها به دوچرخه سوارى مشغول هستند. وجوب امر به معروف محرز نمى شود. بر اساس آن چه گفته شد فتواى مراجع درباره پوشش لباس آستین کوتاه مردان متفاوت است و هر کس باید به نظر مرجع تقلید خود عمل کند. ولى مسئولان دانشگاه ها و مدیران مدارس و... حق دارند مقرراتى را طبق مصالحى که در نظر دارند براى محدوده ى خود وضع نمایند. و شرایطى براى نوع لباس دانشجویان مقرر نمایند. و این کار به آن معنا نیست که حلالى را حرام کرده و بر خلاف نظر شرع عمل نموده اند؛ بلکه این حق براى مدیریت هر مجموعه محفوظ است. البته باید از افراط و تفریط و اعمال سلیقه هاى شخصى اجتناب شود. و مصالح کل مجموعه در نظر گرفته شود، و تنها به منظور ایجاد فضاى سالم و آرامش روانى مجموعه حدود و مقررات تعیین گردد. در پایان توجه شما را به استفتائات برخى مراجع جلب مى کنیم: امام خمینى، آیت الله فاضل و آیت الله نورى همدانى: پوشش بدن بر مرد واجب نیست هر چند بداند زنان از روى تعمّد و لذت به او نگاه مى کنند. العروة الوثقى، حاشیه، احکام النکاح، مسئله ۵۱. آیت الله خویى، آیت الله گلپایگانى، آیت الله اراکى و آیت الله وحید خراسانى: پوشش بدن بر مرد واجب نیست ولى اگر بداند زنان از روى تعمّد و لذت به او نگاه مى کنند پوشش آن به جز صورت، دستها، گردن و پا واجب است. العروة الوثقى، حاشیه، احکام النکاح، مسئله ۵۱ و هدایة العباد، ج ۲، مسأله ۱۰۶۸ و استفتاء از محضر آیت الله وحید خراسانى. آیت الله بهجت: احتیاط واجب است که مرد بدن خود را (به جز مواردى که به طور غالب باز است مانند سر و صورت) در برابر نامحرم بپوشاند هر چند کمک بر حرام نباشد (یعنى هر چند نداند به او نگاه مى کنند). توضیح المسائل، مسأله ۱۹۳۳ و ۱۹۳۷. مقام معظم رهبرى، آیت الله مکارم: استفاده از لباس آستین کوتاه براى مردان اشکالى ندارد مگر در مواردى که بدانیم مفاسد خاصى بر ان مترتب مى شود. استفتاءات، ج ۱، س ۸۳۴، آیت الله مکارم و دفتر استفتاءات مقام معظم رهبرى. آیت الله تبریزى: سزاوار نیست براى مؤمن که با لباس آستین کوتاه در مجامع عمومى ظاهر شود. دفتر استفتاءات آیت الله تبریزى. آیت الله صافى: احتیاط واجب است که مرد لباس آستین دار بر تن کند در جایى که معرض نگاه زنان نامحرم است. جامع الاحکام، ج ۲، ص ۱۷۲۲.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.