نسخه آزمایشی

براهین اثبات وجود خدا ۱۳۸۷/۸/۲ - ۱۱۲۲۵ بازدید

براهین اثبات وجود خدا



اقسام برهان


براهین به طور کلّی بر سه قسمند:
 


۱) برهان اِنّی:

که در آن از
معلول به علّت پی برده می شود؛ مثلاً از وجود دود بر وجود آتش استدلال می شود.


این برهان از نظر
منطقی پایین ترین حدّ یقین آوری را داراست. لذا فلاسفه اسلامی،که در پی یقین صد در
صدی هستند، در اثبات وجود خدا از آن استفاده نمی کنند؛ ولی متکلمین اسلامی که در
صددند متناسب با فهم تمام اقشار بشری، برهان اقامه کنند، از این قسم برهان نیز
استفاده می کنند.
 


۲) برهان لِمّی:

که در آن از وجود
علّت بر وجود معلول استدلال می شود. این قسم برهان مفید یقین صد در صدی بوده، خدشه
ناپذیر است؛ لکن از آنجا که مراد از خدا، واجب الوجود(وجود صرف و بدون علّت) است،
این برهان برای اثبات وجود خدا کاربرد ندارد.
 


۳) برهان از راه ملازمات عامّه:

در این قسم
برهان، نه از علّت به معلول پی برده می شود نه بالعکس؛ بلکه از وجود یکی از دو امر
که ملازم یکدیگرند بر وجود امر دیگر استدلال می شود. برای مثال گفته می شود: اینجا
طبقه بالای ساختمان است؛ طبقه بالا وقتی معنی دارد که طبقه پایینی باشد. پس زیر این
طبقه، طبقه ی پایینی نیز هست. در این استدلال ساده، بالا نه علّت پایین است نه
معلول آن. بلکه بالا و پایین، همواره باهم بوده، ملازم همند. همه ی براهینی که
فلاسفه اسلامی در فلسفه به کار می برند از این سنخ اند؛ که یقین آوری آن حتّی از
برهان لمّی هم بالاتر است. براهین سطوح بالای اثبات وجود خدا نیز از این قسم هستند.

 


اقسام خداجویان

طالبان اثبات
وجود خدا از نظر سطح ادراک پنج گروهند:

۱) عوام مقلّد:
که فاقد قوّه استدلال بوده، وجود خدا را به تقلید از دیگران می پذیرند.

۲) عوام محقّق:
که وجود خدا را با براهینی سطح پایین چون برهان نظم، برهان حدوث و برهان حرکت
پذیرفته اند.

۳) خواصّ: که
وجود خدا را با براهینی یقینی ولی به نوعی با توجّه به خلق او اثبات می کنند. خود
این گروه نیز درجاتی دارند.

۴) خاصّ الخواصّ:
که در اثبات وجود خدا، هیچ نظری به مخلوق نداشته از متن وجود، بر وجود خدا استدلال
می کنند.

۵) اخصّ الخواصّ:
که وجود خدا برایشان بدیهی بوده، بی نیاز از اقامه برهانند؛ و اگر برهانی می آورند
برای دیگران است.

بر این اساس،
براهینی که در این مقاله، به اجمال ذکر می شوند، متناسب با سطوح خداجویان، در چهار
سطح خواهند بود.

 


برهان نظم

۱. جهان دارای
نظم است.

۲. هر نظمی ناظمی
دارد.

۳. پس این جهان
ناظمی دارد.

مقدّمه اوّل این
برهان، قضیه ای حسّی تجربی است که با پیشرفت علوم، یقینی بودن آن نیز روز به روز
افزایش می یابد. مقدّمه ی دوم نیز برای اکثر مردم روشن است.



برهان حدوث

۱. جهان
حادث(نوپدید) است؛ چرا که جهان، مرکّب از موجوداتی است که همگی سابقه عدم دارند.
بنا بر این، کلّ جهان نیز سابقه عدم داشته حادث است.

۲. هر حادثی
(پدیده ای) محتاج محدثی(پدید آورنده ای) است.

۳. پس این جهان
محدث و پدید آورنده ای دارد.

 


برهان حرکت

۱. جهان طبیعت
سراسر حرکت است و سکون، امری نسبی است.
این قضیه
هم در فلسفه ثابت شده هم در علم فیزیک نوین.

۲. هر حرکتی،
محتاج محرّک(حرکت دهنده) است.

۳. خود آن محرّک
نیز یا دارای حرکت است یا دارای حرکت نیست.

۴. اگر دارای
حرکت نیست مطلوب ما ثابت است؛ امّا اگر حرکت دارد باز خود، محتاج محرّک است.

۵. باز محرّک او
یا فاقد حرکت است یا واجد حرکت. اگر فاقد حرکت است مطلوب ثابت است و الّا باز روند
قبلی تکرار می شود.

۶. و چون تسلسل
محال است لذا سلسله محرّکها باید منتهی به محرّکی بدون حرکت شود.

۷. پس محرّک بدون
حرکت یقیناً وجود دارد که همان خداست.



برهان عشق

۱. انسان با علم
حضوری و وجدانی می یابد که در ذات خود، عاشق کمال محض، بقاء ابدی، قدرت مطلق، آگاهی
نامتناهی و رهایی از تمام قیدها و محدودیتها است.

۲. عاشق و معشوق،
مثل بالا و پایین، علم وجهل و امثال اینها لازم یکدیگرند؛ که یکی بدون دیگری معنی
ندارد. لذا اگر کسی گفت: من عاشقم. از او پرسیده می شود: عاشق چی هستی؟ چون عاشق
وقتی عاشق است که معشوقی باشد.

۳. پس در دار
هستی، کمال محض، بقاء ابدی، قدرت مطلق، آگاهی نامتناهی و وجود رها از تمام قیدها و
محدودیتها موجود است؛ و الّا عشق بالفعل انسان به این امور،معنایی نداشت. و چنین
موجودی همان واجب الوجود است.

درک این برهان
برای برخی افراد آسان نیست؛ لذا ممکن است برای برخی شبهاتی درباره این برهان پدید
آید؛ که اگر به مقدّمه ی دوم و مثالهای ضمن آن توجّه کافی داشته باشند، این اشکالات
رفع خواهد شد.



برهان وجوب و امکان


مقدّمات این
برهان در عین این که بدیهی اند ولی تصوّر موضوع و محمول آنها ممکن است برای برخی
افراد دشوار باشد. لذا بهتر است همراه مطالعه این مقاله، مقاله« خدا کیست؟» نیز
مطالعه شود. - برای این منظور روی اسم نویسنده مقاله کلیک بفرمایید- تقریر برهان
وجوب و امکان چنین است.

 


تقریر برهان، مبتنی بر استحاله تسلسل

۱. شکّی نیست که
خارج از وجود ما موجودی هست. چون انکار این امر منجر به سفسطه می شود.

۲. این موجود،
بنا به فرض عقلی از دو حال خارج نیست. یا واجب الوجود (عین وجود) است یا عین وجود
نبوده، ممکن الوجود است که نسبتش به وجود و عدم یکسان است.

۳. اگر این موجود
عین وجود بوده، واجب الوجود است، مطلوب ثابت است؛ امّا اگر ممکن الوجود بوده نسبتش
به وجود و عدم یکسان است؛ برای موجود شدن محتاج علّت(وجود دهنده) است.

۴. حال علّت آن
نیز یا واجب الوجود است یا ممکن الوجود. اگر واجب الوجود باشد، مطلوب ثابت است؛
امّا اگر ممکن الوجود باشد، خود آن علّت نیز محتاج علّت دیگری است. به این ترتیب
بحث منتقل می شود به آن علّت سوم و فرضهای قبلی در مورد آن نیز جاری می شود.
همینطور بحث منتقل می شود به علّت چهارم و پنجم و ... .

۵. و چون تسلسل
علل عقلاً محال است بنا بر این، این سلسله علل نمی تواند بی نهایت باشد؛ بلکه باید
در جایی به علّتی برسیم که فوق آن علّتی نباشد. که آن همان واجب الوجود است.

 


تقریر برهان بدون ابتناء به استحاله تسلسل

۱. شکّی نیست که
ممکن الوجودهایی هستند.

۲. اگر مجموعه ی
همه ممکن الوجودها را یکجا فرض کنیم به نحوی که هیچ ممکن الوجودی خارج از این
مجموعه باقی نماند، باز عقل حکم به ممکن الوجود بودن کلّ این مجموعه خواهد نمود.
چون از اجتماع تعداد زیادی ممکن الوجود که همگی محتاج به علّت هستند، واجب الوجود،
درست نمی شود. حتّی اگر تعداد اعضای این مجموعه بی نهایت باشند باز کلّ مجموعه،
ممکن الوجود خواهد بود.

۳. پس کلّ مجموعه
ی ممکن الوجودها، محتاج علّت است.

۴. حال، علّت این
مجموعه یا واجب الوجود است یا ممکن الوجود است.

۵. امّا ممکن
الوجود نمی تواند علّت این مجموعه باشد؛ چون طبق فرض ما، همه ممکن الوجودها داخل
این مجموعه هستند و خارج از این مجموعه، ممکن الوجودی نیست که علّت این مجموعه
باشد؛ پس لاجرم، علّت این مجموعه واجب الوجود است.



برهان صدّقین

برهان صدّقین که
خالص ترین براهین است تقریرات فراوانی دارد که به برخی از آنها به اجمال و بدون
توضیح اصطلاحات اشاره می شود تا طالبان خاصّ این برهان نیز از آن بی نصیب نمانند.



تقریر اوّل

۱. انکار واقع
مساوی با سفسطه است؛ لذا شکّی نیست که واقعیتی هست.

۲. واقع نقیض عدم
است.

۳. بنا بر این،
اصل واقعیت عدم بردار نیست.

۴. چیزی که عدم
بردار نیست واجب الوجود است.

۵. پس واجب
الوجود موجود است.



تقریر دوم

۱. وجود، حقیقت
واحد اصیل است.

۲. حقیقت وجود،
نقیض عدم است؛ لذا عدم بردار نیست.

۳. پس حقیقت واحد
وجود، واجب الوجود است.



تقریر سوم

۱. وجود یا
مستقلّ است یا رابط.

۲. به علم حضوری
شکّی نیست که وجود خود من، وجود رابط است نه مستقلّ.

۳. وجود رابط،
بدون وجود مستقل معنی ندارد. ۴. پس وجود مستقلّ موجود است.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

احسان
خدا خیرتون بده.
مختصر.مفید و عالی بود
پرسمان
با تشکر از اظهار محبتتان، افتخار میکنیم پاسخگوی سوالهایتان در زمینه دینی مشاوره ای و سیاسی باشیم.
امیرمحمد
با عرض سلام خدمت همه
خیلی کارتون خوب بود ولی کاش یکم ساده تر می نوشتین. من فقط ۴ تا برهان اول رو واقعا فهمیدم.
در ضمن به نظر من یکم کار خدا عجیبه...
انصافاً چرا خودش یه نشونه ی مستقیم نمیده ؟
چرا قرآن رو با اینکه توانایی داشت جوری نوشت که ۷۳ شکل اسلام داریم!!!!!!!!!!!!!!!!!
نمی خوام بگم که قرآن فلانه یا... ولی انصافا میگمه خدا تواناییشو نداشت قرآن رو طوری بنویسه که لازم نباشه انقدر تفسیر بشه و یکی مقل یزید یا ابوبکر البغدادی بیاد تفسیرش کنه؟
نمیتونست یجوری بنویسه که منه بچه مسلمان با خوندش خیلی زود باهاش انس بگیرم؟
نیم دونم چرا ولی به نظر من یه جای کار میلنگه...
مگهخدا مهربون نیست... پس چرا شیطان و عوامل دیگه ای رو گذاشته که برای ما ضرر دارند؟
امتحان؟ فکر نمیکنین این یکم چیز انسانیه چون انسان نمیتونه ذات یک انسان دیگه رو تغییر بده اون رو امتحان میکنه ببینه ذاتش خوبه یا نه...
امیدوارم یکی یه جواب خوب تو آستینش داشته باشه. با آخوند مدرسه مون هم حرف زدم ۹۰ دقیه حرف زدیم هیچ نتیجه ای نگرفتم انگار داشت حرف بیخود میزد. مثال هایی هم میزد که به نظر من بی ربط بود.
مثلا میگفت برای اینکه با نماز انس بگیری باید قلبت آماده باشه و...
و مثال زد که اگه تو تا شب هم بگی آب خیس نمیشی.
خب به نظر من این مثال خیلی بی ربطه. چون آب یه چیزه غیرجانداره ولی اگه شما تاشب پدرتون رو صدا بزنین میاد پیشتون و این مثال از نظر من منطقی تره.
با تشکر از همه
پرسمان
سلام و ممنون که به این سایت و این مقاله مراجعه کردید. خوشحالیم که نظر و پرسش هایتان را با ما در میان گذاشتید. پاسخ نسبتا مفصلی خدمتتان آماده شده که دعوت می کنیم آن را با شناسه۸۷۸۰۳۷ و گذرواژه dytdb در صفحه پیگیری پاسخ
http://www.porseman.org/q/aservice.aspx
مطالعه فرمایید.
Razigoli137...
عالی بود مرسی.
خیلی کمک کرد
مونس
جالب بود...تشکر
غلامی
بسیار مفید و مختصر
سلام به معارف جویان کلام حق.قران این کتاب میزان و سلطان و دلیل و فرقان و بینه و... به ما میفهماند که من خدا را نمیتوانید ثابت کنید و اگر نظری در باب اثبات خدا بیان میگردد اینها همه اثبات از نوع نظری و ذهنی است و برای یک کافر و ناخداباور قابل عرضه نمیباشد چون ایک ناخداباور بدنبال اثبات از نوع علمی و کلاسیک و تجربی و عینی است ونه ذهنی.و البته او برحق است چون خداوند قابل اثبات علمی نیست چون او به چیزی شبیه نیست و وقتیکه او همانندی ندارد نمیتوانیم اورا به قیاس و تشبیه و سنجش مادی بکشانیم پس خداوند میفرماید که این چشم ها(ی سر)نیست که اورا درک میکنند بلکه این چشم دل است که اورا در می یابد.از اینروی ما به خدا ایمان می اوریم ونه اورا پس از اثبات علمی میپذیریم.بنابراین کاربرد لفظی "اثبات "در مورد خداوند کاربرد نابجایی است و ما نباید از کلام حق سبقت بگیریم.از دیگر سو در قران مگر چقدر حکم امده که ما نمیتوانیم فهم کنیم مگر هر انچه را که خداوند فرموده دوست دارد و انها را که دوست ندارد چند تاست که در کتابش امده .خداوندی که میفرماید کتابش برای "الناس" یعنی مردم نازل شده و صریح و واضح بیان شده تا همه بفهمندو ما را از کنکاش در ایات متشابه اش باز داشته دیگر جه موضوع مشکل فهمی می ماند تا باعث دوری ما از قران گردد کافی است با این کتاب انس گیریم تا لذت همنشینی با انرا درک کنیم همنشینی که تا روز قیامت با ما خواخد بود.با تشکر فراوان.
mahdifarzandway...
عالی بود.خدا اجرتون بده.
aall...
عالی >> این متنو من بعد از یک ماه جستوجو پیدا کردم
www.mohamad.shorey...
بدنبود
مرتضی
عالی بود. واقعا عالی بود خیلی قانع کننده بود مخصوصا حرکت
تشكر
خیلی خیلی متشکرم خیلی به من کمک کردین
فرشاد
آخه مگه میشه خدا نباشه؟
من که خدا رو حس میکنم و نیازی به این همه دلیل ندارم.
mghabel...
سلام مرسی خوب بود فقط کاش به زبان ساده تر هم بیانش می کردین! با مثال های واضح ترمن یک مترجم زبان روسی هستم و می خواستم وجودخدا رو برای یکی از دوستان اثبات کنم ولی ترجمه این ها فوق العاده سخته!!!
پرسمان
ضمن تشکر بابت ارتباطتان با این سایت و ابراز نظر مفیدتان در صورت تمایل برای ارتباط با کارشناسان و اساتید مربوط می توانید درخواستتان را در صفحه با موضوع «انتقادات و پیشنهادات» برای ما ارسال نمایید.
kambizzrzzraisi...
آقای محمد واقعا شما یک منطق دان قهاری هستید...قبولت دارم.استدلالت عالی بود....ولی به نظرم من خدا استدلال بردار نیست خدا یعنی وجود....خود هستی...و از وجود هم نمیشه سوال کرد ...سوال بردار نیست...مثلا من میگم خدا وجود دارد تو اگر بپرسی چرا؟ سوالت خطلاست...چون عین وجود است..مثل من میگم سفید سفید است..تو ازم سوال کنی که چرا سفیده...چون ذاتش همینه...ذاتا خدا ازلی الوجوته.
chichestsaze...
از خواندن مطالب زیبای شما خیلی لذت بردم.
chichestsaze...
از خواندن مطالب زیبای شما خیلی لذت بردم.
حکمت
مفید وخلاصه ممنون
نیاز
اگر متن با مثالهایی ملموس تر بیان شود برای همه ی مخاطبین قابل استفاده می شود و قابل اسناد می گردد.بهتر است مفاهیم فلسفه و منطق با بیان مثالهای ملموس عنوان گردند تا برای عموم قابل فهم باشد.
محمد
در مورد نقد برهان صدیقین مطلبی برایتان میگذارم
'نقد از طریق جنبه منطقی و اکتشافاتی محض:' سلب واقعیت به طور مطلق، امکان ندارد. این قضیه، صحیح است؛ چرا که فرض انتفای مطلق واقعیت، بر تناقض اشتمال دارد؛ چون انتفای واقعیت خود یک واقعیت است و مصداق بالذات، ، بلکه فرد بالذات واقعیت است. اما واقعیت ملحوظ در قضیه مذکور، اعم از وجود و عدم می‌باشد. از این رو، منظور از «ضرورت منطقی مطلق واقعیت»، تنها ضرورت واقعیت به معنای اعم از انتفا و ثبوت می‌باشد؛ چون همان گونه که وجود یک واقعیت است. عدم نیز یک واقعیت است. واقعیت «عدم» عبارت است از: تقرّر عدم به عنوان نقیض واقعیت وجود؛ به گونه‌ای که عدم منطقا در حیّزی از وجود تقرّر می‌یابد که اگر عدم نبود، وجود در آن حیّز تحقق می‌داشت. از این رو، هر یک از دو نقیض مورد فرض قرار گیرند. واقعیت ضروری، در حیّز اعم خود باقی است و از ضرورت داشتن آن به معنای اعم، تحقق سنخ وجودی، که نقیض عدم است، لازم نمی‌آید؛ چون وجود به عنوان نقیض عدم، اخص از مطلق واقعیت است که اعم از وجود و عدم است، و از ضرورت اعم، ضرورت اخص استنتاج نمی‌شود. حاصل اینکه برهانِ «از طریق واقعیت» به دلیل اعمیّت آن از وجود و عدم، تمام نیست و اگر تمام بود، واجب از طریق ضرورت منطقی محض اثبات می‌شد
پرسمان
ضمن تشکر بابت درج نظرتان، ولی کاش برای استفاده بهتر دیگر دوستان، متن تخصصیتان را (اگر مورد ابهامتان هست) در صفحه ویژه درج سوال همین سایت: http://www.porseman.org/q/qservice.aspx مطرح می کردید تا پاسخ تخصصی دریافت کنید و اینجا صرفا نظرتان را می فرمودید. در عین حال ....
سوال شما با شناسه ۶۶۰۷۸۳ و گذرواژه bcxxv ثبت گردید
hosaineslami...
خوب بود-تشکر
sinasharrr...
خیلی بد بود و ابتدایی
همه رو میشه رد کرد در باب اثبات وجود خدا
پرسمان
کاش به جای کلی گویی نظرتان را درج می کردید که با کمال میل استقبال می کنیم. ضمنا افتخار می کنیم از طریق صفحه ویژه درج سوال همین سایت http://porseman.org/q/qservice.aspx با هم مکاتبه داشته باشیم. موفق باشید.
brd
خیلی خوب بود تقریر اول برهان صدقین به نظرم بسیار جالب اومد
محمد حسین
لطفا یک طوری بنویسید که اگر یک دانش آموز دبیرستان که طالب است مطلبتان را خواند بهره ای برد.آنقدر کلمات درشت و سخت به کار برده بودید که من هیچی متوجه نشدم.
پرسمان
ضمن تشکر بابت ارتباطتان با این سایت، هرچند مخاطب اصلی این سایت دانشگاهیان عزیز هستند اما سعی می شود مطالب با زبانی ساده در عین حال مستدل بیان شود. درهرحال خوشحال می شویم ابهامات خود را در صفحه ویژه درج سوال همین سایت: http://www.porseman.org/q/newq.aspx مطرح کنید و قید بفرمایید که دبیرستانی هستید تا پاسخ متناسب با شما ارائه شود. موفق باشید.
ali.azima...
خیلی بهم کمک کرد
تشکر
پرسمان
همراهی باشما درعبور از ابهامات وناملایمات زندگی را شاکر و قدردانیم. چشم براه سوالهای شما در زمینه دینی مشاوره ای و سیاسی در صفحه ویژه درج سوال در سایت پرسمان: http://www.porseman.org/q/newq.aspx هستیم.

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.