براهین اثبات خدا ۱۳۹۰/۳/۲۴ - ۵۵ بازدید

فیلسوفان و متکلمان براهین متعددی بر وجود حق تعالی اقامه کرده اند. این براهین به سه دسته «براهین عقلی محض»، «براهین علمی عقلی» و «برهان فطرت» تقسیم می شود: یکى از براهین پرآوازه و استوار فلسفى بر وجود خدا برهان وجوب و امکان است.
این برهان از حکیمان مسلمان برآمد و در میان آنان بالید، سپس به فلسفه غرب راه یافت و سومین دلیل از براهین پنجگانه کیهانشناختى شد که «توماس آکویناس»(۱) در «خلاصة الکلام» (۲) گردآورده است. گفته شده است مبتکر این برهان فیلسوف نام آور و مدقق کم نظیر ابونصر فارابى است. سپس وارد آثار ابن سینا گردید.

فیلسوفان و متکلمان براهین متعددی بر وجود حق تعالی اقامه کرده اند. این براهین به سه دسته «براهین عقلی محض»، «براهین علمی عقلی» و «برهان فطرت» تقسیم می شود: یکى از براهین پرآوازه و استوار فلسفى بر وجود خدا برهان وجوب و امکان است.
این برهان از حکیمان مسلمان برآمد و در میان آنان بالید، سپس به فلسفه غرب راه یافت و سومین دلیل از براهین پنجگانه کیهانشناختى شد که «توماس آکویناس»(۱) در «خلاصة الکلام» (۲) گردآورده است. گفته شده است مبتکر این برهان فیلسوف نام آور و مدقق کم نظیر ابونصر فارابى است. سپس وارد آثار ابن سینا گردید.
پس از وى امام محمدغزالى آن را در «مقاصد الفلاسفه» و «تهافت الفلاسفه» آورد و مورد نقادى قرار داد. ابن رشد اندلسى از طریق نگاشته هاى غزالى این برهان را دریافت و با ترجمه آثار ابن رشد(۳) به زبان لاتین، دلیل فوق در جهان غرب منتشر گردید. عبدالرحمن بدوى بر آن است که آکویناس آن را از فارابى اخذ نموده(۴) ولى کاپلستون مى گوید که وى از ابن میمون(۵) و او از ابن سینا اخذ نموده و بسط داده است.(۶) بر اساس آنچه گفته شد احتمالاً روند پیدایش، ورود و گسترش این برهان در فلسفه غرب به صورت زیر مى باشد: فارابى ابن سینا غزالى ابن رشد ابن میمون آکویناس فلسفه جدید غرب
تقریرهاى برهان
برهان وجوب و امکان در میان اندیشمندان مسلمان تقریرهاى متفاوتى یافته و به برهان هاى متعددى تقسیم مى شود.
این براهین که غالباً از استوارى چشمگیرى برخوردارند هر یک بر دیگرى امتیازاتى دارد. (۱) در برخى از این براهین وجود خدا به طور مستقیم اثبات مى شود و در بعضى از طریق برهان خلف (۲) برخى ابتداء وجود ممکن را پذیرفته و با اثبات نیازمندى آن به واجب به وجود خدا منتهى مى شود، بعضى دیگر با پذیرش اصل واقعیت خارجى و تحلیل آن به وجود واجب مى رسد.(۷) (۳) برخى در استدلال بر وجود خدا استحاله تسلسل را مقدمه قرار داده، و بعضى دیگر از چنین مقدمه اى بى نیاز است. (۴) نمونه هایى از برهان فوق متکى به وحدت شخصى جهان است و دیگر گونه ها بر آن مبتنى نیست.(۸) برهان هاى وجوب و امکان نه آخرین برهان فلسفه اسلامى بر وجود خدا است و نه برترین آنها؛ در عین حال تقاریر این برهان از شاهکارهاى شگفت انگیز و تحسین آمیز این فلسفه است. جهان غرب اگر چه برهان وجوب وامکان را از حکیمان مسلمان دریافت، اما نه تنها با گونه هاى متنوع آن آشنا نشد، بلکه برهان نقل شده از آکویناس و نقض و ابرام هاى غربى ها بر آن، حکایت از کژ فهمى و تقریر نادرست آن دارد.
در عین حال عمده ترین تقریرهاى برهان وجوب و امکان در فلسفه و الهیات غرب عبارتند از تقریر توماس آکویناس و تقریر گوتفرید ویلهلم لایب نیتز.(۹) اکنون با توجه به اینکه اندیشمندان غرب ابتداء از طریق برهان سینوى با برهان وجوب و امکان آشنا شدند، به بیان تقریر ابن سینا پرداخته و به ارزیابى آن مى نشینیم.
برهان سینوى
شیخ الرئیس ابوعلى سینا برهان معروف خود را چنین بیان مى کند: [۱] بدون شک واقعیتى وجود دارد. [۲] آن واقعیت یا ذاتاً ممکن است یا واجب. [۳] اگر ممکن باشد به واجب بالذات منتهى خواهد شد، و گرنه دور یا تسلسل لازم مى آید.(۱۰)
ارزیابى
۱- مقدمه نخست یعنى قبول واقعیتى در جهان بدیهى و بى نیاز از استدلال است، بلکه همچون استحاله اجتماع و ارتفاع نقیضین هر گونه دلیل آورى بر آن مبتنى بر پذیرش آن در مرتبه پیشین است.
۲- مقدمه دوم نیز قطعى و غیرقابل تردید است، زیرا تقسیم ثنایى منطقى و به اصطلاح منفصله حقیقیه است که بازگشت به نفى و اثبات مى کند. موجود مفروض در مقدمه نخست لا محاله یکى از دو حالت یاد شده را داراست و وجه سومى متصور نیست. نه چیزى جامع هر دو تواند بود و نه خارج از آن دو.
بنابراین هر موجودى یا وابسته به غیر نیست یعنى واجب بالذات است و یا وابسته به غیر است و وجود خود را وامدار دیگرى (ممکن الوجود) است. در صورتى که موجود مورد نظر از قسم نخست باشد مطلوب ثابت است و نتیجه حاصل. و اگر به گونه دوم باشد، استدلال ادامه مى یابد.
۳- اگر موجود مفروض ممکن الوجود باشد محتاج علت است، چرا که ممکن در ذات خود به وجود و عدم نسبت مساوى دارد؛ لاجرم وجود آن مستند به علت است. اما علت آن چیست؟ در اینجا چهار فرض بیشتر متصور نیست: (۱) خودش علت خود باشد (توقف شیئى بر خود) (۲) معلول علتى باشد که آن در وجود خود مستقیم یا غیر مستقیم معلول همین موجود مفروض است؛ (دور) (۳) معلول علتى باشد که آن نیز معلول موجود سومى است و همینطور سلسله علل ممکن الوجود تا بى نهایت ادامه یابد، بدون آنکه به واجب الوجود بالذات منتهى شود. (تسلسل) (۴) علتش مستقیم واجب الوجود بالذات باشد یا به واجب الوجود بالذات منتهى شود.
در اینجا باید توجه داشت که: (۱) اصل نیازمندى ممکن به علت بدیهى است چنانکه در بحث از قاعده علیت گذشت. (۲) استحاله آن بدیهى ثانوى است، چرا که در نهایت موجب تقدم شیئى بر نفس و تناقض مى شود. (۳) فرض سوم (تسلسل) نیز محال است و براهین قاطع بر استحاله آن وجود دارد. پس: (۴) تنها فرض خردپذیر این است که سلسله ممکنات به واجب الوجود بالذات ختم مى شود.
پاره اى از امتیازات این برهان عبارت است از: (۱) کم بودن مقدمات (۲) عدم ابتناى آن بر اثبات وجود ممکن. چنانکه در مقدمه نخست مشاهده گردید در این برهان وجود ممکن مقدمه استدلال قرار نگرفته، بلکه تنها با اعتراف به وجود واقعیتى عینى آغاز مى شود.
بدوى، عبدالرحمن، موسوعة ا لفلسفه، ج ۲، ص ۱۰۲، بیروت، المؤسسة العربى، ۱۹۸۴ م. ۵)
این مطلب مبتنى بر آن است که برهان سینوى را برهان وجوب و امکان به حساب آوریم. توضیح مطلب در صفحات آینده خواهد آمد. ۸) جهت آگاهى از تقریرهاى مختلف برهان نزد اندیشمندان مسلمان نگا: (۱) حسین زاده، محمد، فلسفه دین، صص ۳۰۳-۲۶۶ قم: دفتر تبلیغات اسلامى، چاپ اول، ۱۳۷۶. (۲) جوادى، محسن، درآمدى برخداشناسى فلسفى، صص ۱۲۲-۹۱ قم: معارف، چاپ اول، ۱۳۷۵. ۹) ezinbeiL .م ۶۴۶۱-۶۱۷۱) ۱۰) تا آنجا که نگارنده بررسى نموده است در همه براهینى که از ابن سینا به عنوان برهان وجوب و امکان نقل شده تنها به قاعده وجوب و امکان استناد شده و در هیچ یک از آنها وجود ممکن مقدم برهان قرار نگرفته است.
بوعلى نیز خود این ادله را برهان صدیقین خوانده است. بنابراین به نظر مى رسد آنچه به عنوان برهان وجوب و امکان و یا صدیقین از بوعلى نقل شده همه از یک سنخ است و دو دسته دلیل متمایز نمى باشد. نگا: (۱) ابن سینا؛ الاشارات و التنبیهات، ج ۳، ص ۲۸-۱۸ و ۶۶، قم، نشر البلاغه، الطبعة الاولى للناشر، ۱۳۷۵، ه.ش. همو، النجاة، تصحیح محمدتقى دانشپژوه، دانشگاه تهران، ص ۵۶۶، چاپ دوم، ۱۳۷۹. همو، المبدأ و المعاد، به اهتمام عبدالله نورانى، ص ۲۲ و ۲۳، تهران،، مؤسسه مطالعات اسلامى دانشگاه مک گیل و دانشگاه تهران، چاپ اول، ۱۳۶۳. ۱۱) جهت مطالعه بیشتر ر.ک: ۱- آیت الله جوادی آملی، تبیین براهین اثبات وجود خدا، قم، اسراء ۲- علامه طباطبائی، شهید مطهری، اصول فلسفه و روش رئالیسم، ج ۵، قم: صدرا ۳- عسگری سلیمانی امیری،نقد اثبات ناپذیری وجود خدا، قم: بوستان کتاب ۴- حمیدرضا شاکرین، براهین اثبات وجود خدا در نقدی بر شبهات جان هاسپرز، تهران، مؤسسه فرهنگی و دانش و اندیشه معاصر ۵- محمدرضا کاشفی، خداشناسی، قم: معارف

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.