برتری علوم دینی بر علوم طبیعی ۱۳۹۸/۱۲/۰۸ - ۲۵۸ بازدید

سلام خدمت شما.
ثواب دکتر بیشتر است یا فقیه ؟!

در اینکه چه علمی بیاموزیم، دو نظریه وجود دارد:
نظریه اول: منظور اسلام از علم، علوم دینی است و مقصود از همه تأکید ها و توصیه هایی که به تحصیل علم می شود، تحصیل علم دین است.
اگر نظر اسلام از علم، علم دین باشد، باید گفت: نظر اسلام درباره علم منفی است و درباره علم به حقایق کائنات و شناختن عالم طبیعت و ماورای طبیعت چیزی نگفته است. برای کسی که درست با اسلام و منطق اسلام آشنا باشد، قابل قبول نیست که بگوید: نظر اسلام درباره علم منحصرا علوم دینی است، این محدودیت فقط از ناحیه طرز عمل مسلمین در قرن های اخیر ایجاد شده است که تدریجا دایره معلومات خود را کوچکتر و محدود به علوم دینی کردند.
اما در رهنمود های دینی از علی (ع) آمده که: الحِکمَةُ ضَالّةُ المؤمنِ ، فاطْلُبوها و لَو عندَ المُشرِکِ تکونوا أحَقَّ بها و أهلَها؛ حکمت، گمشده مؤمن است؛ پس آن را بجویید گر چه نزد مشرک باشد، زیرا شما بدان سزاوارتر و شایسته ترید. معنی ندارد که این توصیه در خصوص علوم دینی باشد، مشرک را با علوم دین چکار؟
نظریه دوم: منظور از علم، هر علم نافع است. هر علمی که متضمن فایده و اثر مثبتی در زندگی انسان باشد، اسلام آنرا به رسمیت می شناسد. طبق این نظریه هر علمی که به اهداف فردی یا اجتماعی اسلام کمک کند و ندانستن آن، سبب اخلال در زندگی مسلمان ها شود، آن علم را اسلام توصیه می کند و هر علمی که بر اهداف و آرمان های اسلامی تأثیر سوء می گذارد، اسلام با آن مخالف است.
هر چند همه علوم به سبب آن که در مقابل جهل و نادانی قرار دارد، از یک ارزش نفسی و ذاتی برخودار است، اما علومی با ارزش تراند که تاثیر مستقیم و بیش تری در مسیر کمال انسان و رهایی از جهل نادانی و ناآگاهی و جهل سفاهت و بی خردی داشته باشد. به این معنا که هم انسان را دانا سازد و هم او را از بی خردی و سفاهت برهاند و به خرد و اندیشه ی برساند که کمال و سعادت ابدی او را تضمین نماید. پیامبر (ص) فرمودند: الْعِلْمُ أَکْثَرُ مِنْ أَنْ یُحْصَی فَخُذْ مِنْ کُلِّ شَیْ ءٍ أَحْسَنَه؛ علم و دانش بیشتر از آنست که شمرده و کسب شود، پس از هر چیز از جمله دانش، نیکوترین آن را فراگیر.
در نگاه اسلامى، علمی نافع است که برای دنیا یا آخرت انسان سودمند باشد. علمى که نفعی ندارد، مطلوب نیست. از رسول خدا (ص) روایت است که فرمود: اللهم اعوذبک من علم لاینفع؛ بار پروردگارا از علمی که نفعی نداشته باشد به تو پناه می برم. على (ع) نیز فرمود: لا خیر بی علم لا ینفع؛ خیرى نیست در دانشى که سود ندارد
گذشته از همه اینها منطق قرآن درباره علم به شکلی است که قابل تخصیص و اختصاص نمی باشد . قرآن کریم هر علم مثبت و مفیدی را نور و جهل را ظلمت می داند. قرآن صریحا مسائلی را به عنوان موضوع مطالعه و تفکر پیشنهاد می کند که نتیجه مطالعه آنها همین علوم طبیعی و ریاضی و زیستی و تاریخی و غیره است که امروز در دنیا می بینیم .
در سوره بقره می فرماید: إِنَّ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّیْلِ وَالنَّهَارِ وَالْفُلْکِ الَّتِی تَجْرِی فِی الْبَحْرِ بِمَا یَنفَعُ النَّاسَ وَمَا أَنزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاءِ مِن مَّاءٍ فَأَحْیَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَبَثَّ فِیهَا مِن کُلِّ دَابَّةٍ وَتَصْرِیفِ الرِّیَاحِ وَالسَّحَابِ الْمُسَخَّرِ بَیْنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَعْقِلُونَ؛ در آفرینش آسمان ها و زمین، در گردش شب و روز، در حرکت کشتی بر روی آب که به وسیله آن بشر منتفع می گردد، آمدن و ریزش باران که سبب حیات زمین می گردد، حیواناتی که در روی زمین در حرکت اند، گردش بادها و حالت مخصوص ابرها که در میان زمین و آسمان معلق اند، در همه اینها نشانه های قدرت و حکمت پروردگار است.
یعنی همه اینها قوانین و نظاماتی دارند که شناختن این نظامات، شما را به توحید و خداشناسی نزدیک می کند . قرآن صریحا مردم را به مطالعه در این امور توصیه کرده و می دانیم مطالعه این موضوعات منجر به علم ستاره شناسی، زمین شناسی، دریاشناسی، علم کائنات جویه، حیوان شناسی و غیره شده است، قرآن کتابی است که در اولین نزول، سخن خود را با خواندن، علم و کتابت آغاز کرد و برای دانش و تفکر و تعقل اهمیت فوق العاده ای قایل است.
در سوره علق آمده: اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ، خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ عَلَقٍ، اقْرَأْ وَرَبُّکَ الْأَکْرَمُ، الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ؛ بخوان به نام پروردگارت، آنکه آفرید، انسان را از خون بسته آفرید. بخوان و پروردگار تو کریم ترین کریمان است که آموخت نوشتن با قلم را.
بنابراین دروس دانشگاهی نیز از آن جهت که در حل مشکلات و نیازهای طبیعی و اجتماعی زندگی کاربرد دارد و در راستای خدمت به جامعه و مردم است، تحصیل آن به قصد کمک به مردم و کسب رضایت خداوند، پسندیده، بلکه در شرایط خاصی واجب کفایی است. سیره عملی امامان شیعه درباره قلمرو علم آموزی:
همان طوری که می دانیم از اواخر قرن اول و اوایل قرن دوم هجری، خلفا دستگاه وسیعی از مترجمین و ناقلین به وجود آورده بودند و انواع کتب نجومی، منطقی، فلسفی، طبی، حیوان شناسی، ادبی و تاریخی را از یونان و هند و ایران ترجمه کردند و مسلمین با علوم جهان آشنا شدند.
گفتار و سیره عملی ائمه اطهار (علیهم السلام) و حتی تقریر و سکوت ایشان در موارد خاص برای ما که شیعه هستیم، سند و حجت است. ائمه اطهار در عین حال که از انتقاد و خرده گیری به کارهای خلفا کوتاهی نمی کردند، در زمینه بسط و گسترش علوم غیر دینی، به خلفا خرده گیری نکرده و مخالفت ننموده اند.
اگر بنا بود که نظر اسلام درباره علوم طبیعی و فلسفی و مانند آن، منفی و مخالف بود و آنرا خراب کننده و منهدم کننده دین می دانستند، ائمه اطهار (ع) این عمل خلفا را با سکوت خود تایید نمی کردند و حتما انتقاد می نمودند. اینها همه قرائنی است که نشان می دهد نظر اسلام درباره علم آموزی منحصر به علوم دینی نیست و برای تمام علوم ارزش قایل است.
برتری علوم دینی بر علوم دنیوی:
گرایش به یادگیری علوم به انگیزه های مختلف صورت می گیرد و به طور معمول نیازهای اولیه حیاتی و طبیعی و محسوس جاذبه های بیشتری برای انسان ها دارد، لذا برای فراهم سازی بیشتر آسایش و تسلط بیشتر بر طبیعت، گرایش های مختلف علمی و تخصص های فراوان به وجود آمده است.
اما تنها وارستگان و ژرف اندیشان هستند که فراتر از نیازهای اولیه طبیعی و محسوسات به ارتباط نهانی دانش ها و ارتباط جهان هستی با آفریننده آن فکر می کنند و از هدفمندی این همه جنب و جوش ها سخن به میان می آورند.
مهمترین رسالت دین ایجاد انگیزه فراطبیعی در میان انسان ها و جهت دهی صحیح به تلاش های روزانه است به طوری که علاوه بر تأمین نیازهای روزمره زندگی، به هدفمندی و تلاش برای دستیابی به مقصود هستی اقدام کند.
از این رو در فرهنگ اسلامی تمام دانش های مورد نیاز برای زندگی بشری دارای اهمیت است و توصیه شده به مقدار لازم و نیاز جامعه، مردم برای فراگیری آن اقدام کنند و از آن به «واجب کفایی» تعبیر شده است.
اما برای همه انسان ها در هر مرتبه علمی که قرار دارند توجه به هدف و هدفمندی جهان و ایمان به مبدأ و معاد لازم و «واجب عینی» شمرده شده است و غفلت اکثریت جامعه بشری جای تأسف دارد
از نظر قرآن و روایات، علم وسیله است نه هدف؛ آن هم وسیله اى که انسان را به کمال مى رساند و دنیا و آخرت او را آباد مى کند. بنابراین حتی از طریق کسب علوم تجربی و مهندسی نیز می توان به این هدف مقدس دست یافت و منافاتی با علوم دینی ندارداما از آن جهت که ارزش هر علم به ارزش موضوع آن علم است، علوم الهى و دینى - با توجه به موضوع آن - از سایر علوم اشرف و برتر است؛ ولى این بدین معنا نیست که علوم دیگر بى اهمیت و بدون ارزش است و علم نیست.
دسته‌ی دیگری از علوم که تحصیل آن واجب عینی است آن دسته از احکام شرعی است که انسان به آنها نیاز دارد. مثلا تا حج بر ما واجب نشده است دانستن احکام آن واجب نیست اما دانستن مسائل خرید و فروش یا احکام نگاه یا زبان همچنین مسائل نماز و وضو که همه به آن نیازمندند واجب عینی است.
در نگاه کلى قرآن، هر علمى که انسان را به دنیاپرستى سوق دهد و به چنگال مادیات بسپرد و فهم و شعور او را به طرف خواب و عیش و نوش بکشاند هدف نهایى او را تنها وصول به مادیات قرار دهد، چیزى جز ضلالت و گمراهى نیست. در قرآن کریم آمده است: ذَلِکَ مَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِ؛ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِیلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اهْتَدَى؛ منتهای علم و فهم این مردم تا همین حد است، خدا به حال آن که از راه حق گمراه شد و آن که هدایت یافت کاملا آگاه است.
علوم غیردینى نیز مى تواند نقش آفرین بوده و موجبات سعادت آدمى را فراهم کند. این در صورتى است که هدف تلقى نشود، بلکه وسیله پیشرفت و رسیدن به کمال باشد.
از طرف دیگر علوم دینى نیز اگر طالب آن قصد رسیدن به دنیا را داشته باشد، موجب بدبختى انسان مى شود. علمی که در روایات و آیات بر آن تأکید شده و از آن تمجید گشته و به عنوان اشرف علوم محسوب می گردد علم خداشناسی است، زیرا معلوم این علم از معلوم سایر علوم برتر و اشرف است و هر علمی به اندازه معلوم خود ارزش دارد و روشن است که کسب معرفت و جهان بینی و خداشناسی منحصر به یک رشته نیست.
شخصی ممکن است از علم شیمی آن چنان خدا را بشناسد که از مطالعه کتاب های دینی نشناسد - پس آن چه مهم است شناخت کیمیای هستی است - البته باید پذیرفت بعضی از علوم و رشته ها به این هدف نزدیک تر و کم واسطه ترند. در غیر این صورت از علوم مختلف به عنوان فضل نام برده شده نه کمال.
بنابراین دروس دانشگاهی که در جهت حل مشکلات علمی و گسترش علمی افراد و جامعه خاص قدم بر می دارد نه تنها علم لاینفع نیست، بلکه علومی هستند که در خدمت به جامعه و مردم است و کسی که به قصد کمک به مردم و کسب رضایت خداوند و خدمت رسانی به افراد جامعه به تحصیل آن علوم می پردازند، نه تنها پسندیده، بلکه در برخی موارد بر افراد این تحصیل واجب می شود. مثلا آنجا که حل مشکلات مردم و اداره جامعه متوقف بر تحصیل در یکی از رشته های تخصصی باشد.
از طرف دیگر انسان موجودی اجتماعی و وابسته به اجتماع است و همچنان که از مواهب اجتماعی بهره می برد باید به حال اجتماع نیز سودمند باشد گاهی اوقات تحصیل در رشته ای خاص ممکن است به ظاهر برای فردی به طور مستقیم سودی معنوی در بر نداشته باشد، ولی چون باعث پیشرفت جامعه به ویژه جامعه اسلامی گردد و موجب سربلندی و اقتدار و عزت علمی و اقتصادی آن شود، لذا تحصیل آن لازم است و با چنین انگیزه ای خود از عبادات مهم است.
این از ویژگی های دین مقدس اسلام است که پیروان آن در هر حال و کار و شغلی که هستند می توانند با انگیزه و نیت خدایی و قصد خدمت به مردم در حال عبادت باشند با مطالعه در تاریخ به دست می آید که عده زیادی از مردان حق و بزرگان اهل کمال در علوم مختلف زمان خود استاد و متخصص بوده اند یعنی آنها میان تحصیل علومی مثل ریاضیات و زیست شناسی و فیزیک و شیمی و تحصیل در رشته های معارف دینی هیچ گونه تقابل و منافاتی نمی دیده اند و با آن نیت پاک همه را در راه رسیدن به قرب حق و پیمودن راه بندگی به کار می برده اند.
پس تحصیل در علوم جانور شناسی نیز مانند علوم دیگر اگر با انگیزه عالم شدن و آشنایی بیشتر با شگفتی های خلقت و نیز تقویت بنیه علمی کشور و رفع نیازهای علمی و تخصصی آن باشد، کاری عبادی و آخرتی است، چون نیت و انگیزه خدایی و معنوی است. بر عکس اگر کسی در رشته معارف تحصیل کند ولی انگیزه او کسب شهرت یا درآمد و یا به دست آوردن منصب و مقامی باشد، هر چند موضوع تحصیلی اش ارزشمند است ولی چون با انگیزه ای الهی ومعنوی انجام نمی گیرد فاقد ارزش است.
در علم نافع از پیامبر(ص) روایت شده است: العلم علمان علم فی القلب فذالک العلم النافع و علم فی اللسان فذالک حجه علی العباد و قال العلم علمان علم الادیان و علم الابدان؛ علم بر دو بخش است: یکی به زبان است پس آن فایده ندارد جز این که سبب اتمام حجت است. (به صاحب علم، گفته می شود تو که می دانستی، چرا عمل نکردی؟) و دیگری علمی است که در قلب است و این علم برای صاحبش مفید است به شرط اینکه به آن عمل کند.
باید دانست آن چه ذاتی علم است آگاهی و کشف حقیقت است. اما آن چه در پی علم، برای «عالم » حاصل می شود یا «خشوع » و خشیت است و یا «غرور و استکبار» چنان چه از یک سو در قرآن آمده است : از بندگان خدا تنها دانایانند که از او می ترسند. إِنَّمَا یَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ؛ و از اصناف مردم و اجناس جنبندگان و حیوانات نیز رنگهای مختلف هست (که خدا آفرید) و از میان اصناف بندگان تنها مردمان عالم و دانا مطیع و خدا ترسند.
از سوی دیگر گفته شده است «العلم هو الحجاب الاکبر» راز این دوگانگی در آن نهفته است که برخی در «پرتو علم » به حکمت استوار و عالم مطلق هستی توجه پیدا می کنند و در برابر «او» سر تعظیم فرو می آورند و برخی در «سایه علم » به مراتب علمی خود توجه می کنند و احساس بی نیازی نسبت به دیگران و حتی نسبت به خدا به آنها دست می دهد که از آن به غرور علمی و حجاب اکبر باز می شود و در این باره به طور تقریبی فرقی میان علم فیزیک و علم توحید نیست . چنان که امام خمینی فرموده اند گاهی علم توحید نیز برای انسان حجاب می شود.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.