برتری علوم دینی و معرفت خدا بر علوم مادی ۱۳۹۸/۱۲/۲۰ - ۱۳ بازدید

سلام ببخشید یه سوال داشتم اینکه یک دکتر برتر است یا یک اخوند یا همان منظورم یک فقیه(مجتهد) ممنونم از زحماتتان.

دوست گرامی. موضوع علوم مادی مانند پزشکی بدن انسان است و موضوع علوم دینی روح انسان و چون روح اشرف از بدن است علوم معنوی و دینی حتما بر علوم مادی برتری دارند. اما این موضوع باعث نمی شود که چیزی از ارزش علوم مادی کم شود چون این علوم هم به زندگی انسان کمک می کنند و لازم هستند.
برتری علوم دینی بر علوم دنیوی:
اهمیت و عظمت مقام علم؛ در حدی است که خداوند در قرآن به پیامبرش دستور می دهد: «قل هل یستوی الذین یعلمون و الذین لایعلمون... ؛ [ای پیامبر!] بگو: آیا کسی که عالم است با کسی که نمی داند برابر است».(زمر، آیه ۹)
پیامبر اسلام در مقام ارزش گذاری به علم می فرماید: طلب علم فریضه علی کل مسلم الا ان الله یحب بغاه علم ؛ دانش آموختن بر هر مسلمانی واجب است همانا خدا، طلب کنندگان دانش را دوست دارد».(اصول کافی، ج۱، کتاب فضل العلم، ح ۱، ص ۳۵) باوجود این، آموختن برخی دانش ها از واجبات عینی بوده و برهر مسلمانی لازم است که پیش از هر دانش دیگری به آموختن آنها بپردازد. یکی از ان دانش ها «خودشناسی» است.
خود شناسی مقدم برهمه دانش ها ومعرفت های دیگر است و هرگز پذیرفته نیست که شخص صرفاً به تحصیل و تعلیم علوم بیرونی پرداخته و از خود غافل باشد. برای انسان، خسران بزرگی است که جوهر و ذات مسائل بیرونی را بداند و همواره به مطالعه و آزمایش و تجربه امور بیرونی و تفکر در مسائل آفاقی بپردازد و ازسیر انفسی و اندیشه در امور نفسانی و درونی خود غافل بماند. روایات بسیاری در ارزشمندی خودشناسی وارد شده است.
گرایش به یادگیری علوم به انگیزه های مختلف صورت می گیرد و به طور معمول نیازهای اولیه حیاتی و طبیعی و محسوس جاذبه های بیشتری برای انسان ها دارد. لذا برای فراهم سازی بیشتر آسایش و تسلط بیشتر بر طبیعت، گرایش های مختلف علمی و تخصص های فراوان به وجود آمده است.
اما تنها وارستگان و ژرف اندیشان هستند که فراتر از نیازهای اولیه طبیعی و محسوسات به ارتباط نهانی دانش ها و ارتباط جهان هستی با آفریننده آن فکر می کنند و از هدفمندی این همه جنب و جوش ها سخن به میان می آورند.
مهمترین رسالت دین ایجاد انگیزه فراطبیعی در میان انسان ها و جهت دهی صحیح به تلاش های روزانه است به طوری که علاوه بر تأمین نیازهای روزمره زندگی، به هدفمندی و تلاش برای دستیابی به مقصود هستی اقدام کند.
از این رو در فرهنگ اسلامی تمام دانش های مورد نیاز برای زندگی بشری دارای اهمیت است و توصیه شده به مقدار لازم و نیاز جامعه، مردم برای فراگیری آن اقدام کنند و از آن به «واجب کفایی» تعبیر شده است.
اما برای همه انسان ها در هر مرتبه علمی که قرار دارند توجه به هدف و هدفمندی جهان و ایمان به مبدأ و معاد لازم و «واجب عینی» شمرده شده است و غفلت اکثریت جامعه بشری جای تأسف دارد زیرا حتی از علوم تجربی و مهندسی نیز می توان به آن هدف مقدس دست یافت و منافاتی با زندگی روزمره ندارد، لذا از نظر قرآن و روایات، علم وسیله است نه هدف؛ آن هم وسیله اى که انسان را به کمال مى رساند و دنیا و آخرت او را آباد مى کند. گفتنى است که ارزش هر علم به ارزش موضوع آن علم است و در این جهت علوم الهى و دینى - با توجه به موضوع آن - از سایر علوم اشرف و برتر است؛ ولى این بدین معنا نیست که علوم دیگر بى اهمیت و بدون ارزش است و علم نیست.
دسته‌ی دیگری از علوم که تحصیل آن واجب عینی است آن دسته از احکام شرعی است که انسان به آنها نیاز دارد. مثلا تا حج بر ما واجب نشده است دانستن احکام آن واجب نیست اما دانستن مسائل خرید و فروش یا احکام نگاه یا زبان همچنین مسائل نماز و وضو که همه به آن نیازمندند واجب عینی است.
در نگاه کلى قرآن، هر علمى که انسان را به دنیاپرستى سوق دهد و به چنگال مادیات بسپرد و فهم و شعور او را به طرف خواب و عیش و نوش بکشاند هدف نهایى او را تنها وصول به مادیات قرار دهد، چیزى جز ضلالت و گمراهى نیست. در قرآن کریم آمده است: «ذلک مبلغهم من العلم ان ربک هو اعلم بمن ضل عن سبیله ؛ این آخرین حد آگاهى آنها است و خداوند به حال آن که از راه حق گمراه شده آگاه است».(نجم، آیه ۳۰)
علوم غیردینى نیز مى تواند نقش آفرین بوده و موجبات سعادت آدمى را فراهم کند. این در صورتى است که هدف تلقى نشود، بلکه وسیله پیشرفت و رسیدن به کمال باشد.
از طرف دیگر علوم دینى نیز اگر طالب آن قصد رسیدن به دنیا را داشته باشد، موجب بدبختى انسان مى شود. علمی که در روایات و آیات بر آن تأکید شده و از آن تمجید گشته و به عنوان اشرف علوم محسوب می گردد علم خداشناسی است، زیرا معلوم این علم از معلوم سایر علوم برتر و اشرف است و هر علمی به اندازه معلوم خود ارزش دارد و روشن است که کسب معرفت و جهان بینی و خداشناسی منحصر به یک رشته نیست.
شخصی ممکن است از علم شیمی آن چنان خدا را بشناسد که از مطالعه کتاب های دینی نشناسد - پس آن چه مهم است شناخت کیمیای هستی است - البته باید پذیرفت بعضی از علوم و رشته ها به این هدف نزدیک تر و کم واسطه ترند. در غیر این صورت از علوم مختلف به عنوان فضل نام برده شده نه کمال.
بنابراین دروس دانشگاهی که در جهت حل مشکلات علمی و گسترش علمی افراد و جامعه خاص قدم بر می دارد نه تنها علم لاینفع نیست بلکه علومی هستند که در خدمت به جامعه و مردم است و کسی که به قصد کمک به مردم و کسب رضایت خداوند و خدمت رسانی به افراد جامعه به تحصیل آن علوم می پردازند، نه تنها پسندیده، بلکه در برخی موارد بر افراد این تحصیل واجب می شود. مثلا آنجا که حل مشکلات مردم و اداره جامعه متوقف بر تحصیل در یکی از رشته های تخصصی باشد.
از طرف دیگر انسان موجودی اجتماعی و وابسته به اجتماع است و همچنان که از مواهب اجتماعی بهره می برد باید به حال اجتماع نیز سودمند باشد گاهی اوقات تحصیل در رشته ای خاص ممکن است به ظاهر برای فردی به طور مستقیم سودی معنوی در بر نداشته باشد ولی چون باعث پیشرفت جامعه به ویژه جامعه اسلامی می گردد و موجب سربلندی و اقتدار و عزت علمی و اقتصادی آن می گردد، تحصیل آن لازم است وتحصیل با چنین انگیزه ای خود از عبادات مهم است.
این از ویژگی های دین مقدس اسلام است که پیروان آن در هر حال و کار و شغلی که هستند می توانند با انگیزه و نیت خدایی و قصد خدمت به مردم در حال عبادت باشند با مطالعه در تاریخ به دست می آید که عده زیادی از مردان حق و بزرگان اهل کمال در علوم مختلف زمان خود استاد و متخصص بوده اند یعنی آنها میان تحصیل علومی مثل ریاضیات و زیست شناسی و فیزیک و شیمی و تحصیل در رشته های معارف دینی هیچ گونه تقابل و منافاتی نمی دیده اند و با آن نیت پاک همه را در راه رسیدن به قرب حق و پیمودن راه بندگی به کار می برده اند.
پس تحصیل در علوم جانور شناسی نیز مانند علوم دیگر اگر با انگیزه عالم شدن و آشنایی بیشتر با شگفتی های خلقت و نیز تقویت بنیه علمی کشور و رفع نیازهای علمی و تخصصی آن باشد، کاری عبادی و آخرتی است، چون نیت و انگیزه خدایی و معنوی است. بر عکس اگر کسی در رشته معارف تحصیل کند ولی انگیزه او کسب شهرت یا درآمد و یا به دست آوردن منصب و مقامی باشد، هر چند موضوع تحصیلی اش ارزشمند است ولی چون با انگیزه ای الهی ومعنوی انجام نمی گیرد فاقد ارزش است.
علم دین و معرفت خدا
منظور از علم حقیقی و حقیقت علم، از نظر ادیان الهی، آگاهی به ماورای طبیعت و حقایق ماورای طبیعی است. این چنین علمی بهترین وسیله برای قرب به حق و سعادت و کمال انسانیت است البته علمی که با خشیت و حلم و بردباری و عمل قرین گردد.این علم است که غذای روح است. روح هر چه بیشتر از این غذا بهره مند شود، هم بیشتر لذت می برد و خشنود می شود و هم قوی و بزرگتر می گردد.
چنانکه بدن نیز غذای مخصوص خود را دارد، با این تفاوت که بدن از غذاهای لذیذ خود کم کم خسته می شود، اما روح از غذاهای لذیذ خود نه تنها هرگز خسته نمی شود بلکه حریص تر می گردد.
امتیاز بنی آدم به علم و معرفت است. هر قدر علم و معرفت انسان به علوم ماورای طبیعی بیشتر شود، به همان اندازه از عالم حیوانیت دورتر می شود و هر قدر جهل انسان بیشتر باشد به همان اندازه با حیوانات هم سنخ تر می گردد.
بر همین اساس اسلام برای علم و معرفت دینی و عقلی و عرفانی بی نهایت ارزش و اعتبار قائل شده است و از آن به حکمت یاد کرده است و برای کسب و تحصیل آن بسیار تشویق و تحریض نموده است. و مَنْ یُؤْتَ الْحِکْمَةَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْراً کَثیراً- به هر کسی حکمت داده شود، به یقین خیری فراوان داده شده است.( س بقره ، آیه ۲۶۹ )
تعریف علم که کشف حقیقت است شامل همه حقایق طبیعی و مادی و ماورای طبیعی می شود، اما شناخت حقایق ماورای طبیعی مانند حقیقت خدا، حقیقت روح انسان، حقیقت مرگ و عالم آخرت، حقیقت شیطان و ملائکه و عالم ملکوت و حقیقت ادیان، حکمت است و روح انسان را زنده و بیدار می کند.
علوم تجربی و حسی و عقلی و شهودی همه علم هستند با این تفاوت که حقایق طبیعی تنها با حس و تجربه بدست می آیند و حقایق ماورای طبیعی با عقل و شهود.
کاربرد حواس پنجگانه انسان عالم طبیعت و شناخت قوانین حاکم بر ماده است و به انسان در بهبود زندگی طبیعی و پیشرفت حیات مادی کمک می کند، اما کاربرد عقل و شهود مربوط به عوالم مجرد و روحانی و درک حقایق کلان و بنیادین هستی می باشد.
خدا، دین، وحی، روح و معاد، اموری نیستند که قابل مشاهده حسی و تجربی باشد. درک ظهورات معنوی و عقلانی خدای متعال قوای ادراکی مناسب خود را می طلبد.
البته انسان آمیزه ای از بدن مادی و روح مجرد است و اینگونه نیست که بعد مجرد و مادی انسان کاملا تفکیک شده باشند و روابطی با هم نداشته باشند، بلکه کاملا با هم مربوط هستند و به هم کمک می کنند و روی هم تاثیر فراوان می گذارند.
روی این حساب ما برای زندگی کردن به همه علوم طبیعی و معنوی نیاز داریم و تمامی علوم برای ما نافع هستند و نمی توانیم ارزش علوم را نادیده بگیریم.
از نبی خاتم (ص) روایت است که فرمود: العلم علمان: علم الادیان و علم الابدان. این روایت حتی اگر در مقام حصر مطلق نیز نباشد، باز هم از دو دسته علم با تأیید و ترغیب یاد می‌کند: علم ابدان و علم ادیان. یکی به جنبه‌ی جسمانی انسان می‌پردازد و دیگری به بعد روحانی و معنوی او توجه دارد.
در روایت دیگری علم به چهار رشته تقسیم شده است: ۱- علم فقه برای دین ۲- علم طب، برای امراض بدن ۳- علم نحو، برای مصونیت زبان از خطا ۴- علم نجوم برای شناخت زمان.
قال علی علیه السلام: الْعُلُومُ أَرْبَعَهٌ الْفِقْهُ لِلْأَدْیَانِ وَ الطِّبُّ لِلْأَبْدَانِ وَ النَّحْوُ لِلِّسَانِ وَ النُّجُومُ لِمَعْرِفَهِ الْأَزْمَانِ؛ (بحار الانوار، ج ۱، ص ۲۱۸)
البته تناقضی در کلام علی (ع) نسبت به روایت پیامبر اکرم (ص) نیست، زیرا علم فقه تعبیر دیگری از همان علم دین است؛ با این تفاوت که در تعبیر به علم فقه از دانشجو خواسته شده تا در دین به شکل تفقه و ژرف نگری وارد شود و تنها به مطالعات سطحی بسنده نکند.
توجه به علم نحو برای مدیریت زبان از خطا و همچنین توجه به علم نجوم و نقش ستارگان و گردش آن در مدارها و افلاک در زمان ها و تاثیرات آن در کلیت زندگی بشر نیز، زیر مجموعه علوم مربوط به زندگی طبیعی است و تناقضی با روایت اول ندارد.
[اشرف و افضل علوم، علم دین و معرفة الله است]
علم به اصول دین و توحید و معارف الهیّه موجب حیات نفس آدمى است، و علم به واجبات و مستحبّات اعمّ از عبادات و معاملات و ایقاعات و احکام و سیاسات موجب عمل صحیح براى وصول انسان به معارف حقّۀ حقیقیّه است؛ و این است که براى هر بشرى ضرورى است.
و امّا سائر اصناف علوم را نباید علوم به شمار آورد، آنها فنونى هستند که در روایت به آنها فضل، یعنى زیادى گفته شده است؛ نه فضیلت که خود نیز بهره‌اى از کمال را دربردارد.
و قد اتّفق العلماء أنّ شرف کلّ علم بشرف المعلوم. و کلّ علم یکون معلومه أشرف المعلومات یکون ذلک العلم أشرف العلوم. فأشرف العلوم العلم الإلهىّ لأنّه معلومه و هو الله أشرف الموجودات.۲
۱) - «نهج البلاغة»، خطبۀ ۱۹۱؛ و از طبع مصر با تعلیقۀ محمّد عبده، ج ۱، ص ۳۹۶
۲) - «همگى علماء بر این مسئله اتّفاق دارند که: شرافت هر علمى منوط به شرافت معلوم آنست. بنابراین، هر علمى که معلومش اشرف معلومات باشد، خودش اشرف علوم خواهد بود. لهذا اشرف علوم، علم إلهى است، زیرا معلوم آن خداست؛ و آن معلومى که ذات اقدس اوست اشرف موجودات است.»

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.