برخورد با ظلم -جلوگیری از ظلم -ظلم به دیگران -عزت و ذلت ۱۳۹۱/۰۴/۰۱ - ۱۲۸۳۸ بازدید

سلام علیکم و رحمة الله.چکار کنیم که در روابطمان با دیگران به آن ها ستم نکنیم؟ بدانیم که هر موقعی باید چگونه رفتار کنیم که هم خودمان خوار و ذلیل نباشیم و هم در عین حال فروتن باشیم و به دیگران ستم نکنیم؟وقتی کسی به ما ستمی روا کند چکار کنیم که هم صبر و گذشت داشته باشیم و او را ببخشیم و ستمش را فراموش کنیم و هم در عین حال آن شخص ما را ضعیف احساس نکند و عزت نفسمان کم نشود و خودمان هم احساس ضعف در مقابل او را نکنیم؟
با تشکر.

با سلام خدمت شما دوست گرامی:در روابط با دیگران ما معیاری داریم که اگر طبق آن معیار حرکت کنیم هیچ وقت ضرر نخواهیم کرد. معیار مذکور را پیامبر(ص) و ائمه علیهم السلام به ما آموخته اند و آن این است که: هر چه را برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند و هر آنچه که برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند.اگر این معیار درروابط ما رعایت شود دیگر جای هیچ نگرانی نیست، چرا که طبق دستور ائمه حرکت کرده ایم و کسی که طبق دستور آنان عمل کند هیچ وقت ضرر نمی بیند.
در مورد اینکه چه کار کنیم به دیگران ستم نکنیم: هر کاری منشا و ریشه ای دارد و در امور اخلاقی برای اینکه بخواهیم مشکلی را حل کنیم یا جلوی گناهی را بگیریم اول باید منشا آن را شناسایی کرده و آنها را از بین ببریم.
تمام ظلم ها در عالم بر اثر خودخواهی، برتری طلبی، خودبزرگ بینی، عجب، حب دنیا، مال دوستی و جاه طلبی، غرور، کفر و شرک، ترس و عقده های روانی و ... است و ریشه تمامی این ظلم ها- اعم از ظلم انسان به خود یا به دیگران- بی تقوایی است. مستکبرین در عالم برای همین عوامل دست به ظلم آلوده می کنند. اما خداوند به مؤمنین وعده داده که «والعاقبة للمتقین » عاقبت از آن متقین است. و در آینده، زمین، میراث مؤمنان است.(1)
تقوا از ماده وقایة به معنای «نگاه داشتن » است. انسان با تقوا باید نفس خود را از اموری که خداوند، او را از آن بر حذر داشته، نگاه دارد.
تقوا نیرویی در آدمی به وجود می آورد که به او توان و قوه جدایی حق از باطل می دهد.
یا ایها الذین آمنوا ان تتقوا الله یجعل لکم فرقانا و یکفر عنکم سیئاتکم و یغفر لکم و الله ذو الفضل العظیم(2)
ای کسانی که ایمان آورده اید اگر از [مخالفت فرمان] خدا بپرهیزید [خداوند] برای شما وسیله ای جهت جدا ساختن حق از باطل قرار می دهد( روشن بینی خاصی که در پرتو آن،‌حق را از باطل خواهید شناخت.) و گناهانتان را می پوشاند و شما را می آمرزد و خداوند صاحب فضل و بخشش عظیم است.
پس از به دست آوردن این نیرو، انسان از ظلم که مصداق کاملی از باطل است به طور کامل کناره گیری خواهد کرد.
بنابراین فردی که رضایت الهی و تقوا،‌ سرلوحه زندگی اوست، هیچ گاه گرد ظلم نمی گردد. او سراسر صلح و آرامش است و به هیچ انسانی تعرض نمی کند مگر این که کسی قصد تعرض به او داشته باشد. در این صورت، او بدون هیچ واهمه ای از حق خود دفاع خواهد کرد.
انسان متقی خودخواهی، کمبود و حقارتی در وجودش نیست تا در اثر آن دست خود را به ظلم آلوده کند.
سیستم تقوا به انسان بینشی عمیق عنایت می کند که در پی آن، آدمی ظلم را به هر رنگ و بویی که باشد شناخته و از آن به طور کامل دست می شوید.
ما وقتی به دیگران ستم نکردیم در این صورت است که در چشم دیگران نیز عزیز خواهیم شد.یعنی وقتی طرف مقابل می بینید که من با اینکه توانایی ستم به او را داشتم ولی با این همه به خاطر ترس از خدا به وی ظلم نکردم در این صورت نگرش خوبی نسبت به من پیدا می کند و در چشم او عزیز خواهم شد.
از طرفی هم عزت و ذلت دست خداست، خدا هر کسی را بخواهد عزیز و هر کسی را بخواهد ذلیل می کند. ما اگر کارهایمان را به خاطر خدا انجام دهیم و در تمام مراحل زندگی همیشه خدا در مد نظر ما باشد قطعا خدا ما را عزیز خواهد کرد و اگر خدا بخواهد کسی را عزیز کند تمام عالم نیز جمع بشوند تا جلوی این عزت را بگیرند نخواهند توانست ، چرا که تمام کارها در دست خداوند می باشد. البته ما نیز باید تلاش کنیم و رضایت خدا را جلب کنیم.
برای قسمت دوم سوال شما بهتر است اول فرق گذشت و سکوت در برابر ظالم را توضیح دهیم:
عفو و گذشت از نظر عقل و شریعت وحیانی , امری ارزشی و هنجار و رفتاری پسندیده ونیکو است . خداوند در آیات بسیاری بر ارزشمندی عفو و گذشت , تأکید کرده است و از صاحبان حق خواسته است که بر خلاف حق و حقوق خویش از باب انسانیت از خطا و اشتباه دیگری درگذرند و رفتار نا درست دیگران را نادیده بگیرند .
خداوند در قرآن کریم می فرماید :« و لا تستوی الحسنة و لا السیئة ادفع بالتی هی احسن - هرگز نیکی و بدی در جهان , یکسان نیست ؛ همیشه بدی خلق را به بهترین عمل ( که نیکی است ) پاداش ده» (سوره فصلت :34)
انسان در اثر عفو و گذشت به آرامش خاصی دست می یابد که نمی توان آن را از راهی دیگر کسب کرد . آسایش روانی انسان در این است که او به جز مواردی که حقی از دیگران ضایع می شود و یا به گستاخی بیشتر ظالمان می انجامد ، روش مسالمت و مدارا با دیگران را در پیش گیرد .
با توجه به نقش مهم عفو و گذشت در زندگی ، امام سجاد (ع) در رساله حقوق درباره حق کسی که به انسان بدی کرده ، می فرماید : « اما حق کسی که به خاطر گفتار یا رفتارش ؛سبب نکبت و گرفتاری تو شده است، آن است که اگر از روی عمد و آگاهی به تو ضرر رسانیده است، بهتر آن است که او را ببخشی زیرا عفو موجب می شود که از این کار در آینده دست بر دارد و با خلق خدا مؤدبانه و بدون آزار برخورد نماید ... و خداوند عزوجل فرمود : اگر کیفر دادید، به همان اندازه باشد که زخم خوردید، و اگر صبر کنید و بگذرید ،)که گذشت) برای صابران بهتر است ...این در صورتی است که عمدی در کار باشد .اما اگر ضرری که به تو رسیده است غیر عمدی بوده باشد؛از ستم بر او به نیت انتقام پرهیز کن تا ضرر عمدی به کسی که از روی خطا مرتکب عملی شده است، نرسانی . بلکه با او به رفق و مدارا رفتار کن؛ و خطایش را با مهربانی و لطفی کـه در توان داری پاسخ بده ؛ و قوتی نیست، مگر به خداوند متعال »
از این رو بزرگان دین گفته اند که در عفو و گذشت لذتی است که در انتقام نیست .
کسی که از خطای دیگری می گذرد , رحمت و مهر الهی را به سوی خویش جلب می کند .خداوند متعال می فرماید:« و لیعفوا ولیصفحوا الا تحبون ان یغفر الله لکم - با خلق , عفو و صفح پیشه کنند و از بدیها در گذرند آیا دوست نمی دارید که خدا هم در حق شما مغفرت و احسان فرماید ؟»(نور:22)
موارد عفو و گذشت ممدوح:
1- گذشت در هنگام قدرت
کسی که کریم النفس است به هنگام قدرت , می بخشد .
امیر المؤمنین ( علیه السلام ) می فرمایند :« اولی الناس بالعفو اقدرهم علی العقوبه- سزاوارترین مردم به عفو کردن , تواناترین آنها به هنگام کیفر دادن است .»(نهج البلاغه ،ح،52)
هنر این است که انسان در هنگام کسب قدرت و توانایی غلبه بر خصم , عفو کند در غیر این صورت، کسی که نا توان است و قدرتی ندارد اگر از روی ترس و عجز انتقام نگیرد , هنر نکرده است .
2- در گذشتن از خطاهای همسر و فرزندان
خداوند در قرآن کریم می فرماید :« یا ایها الذین امنوا ان من ازواجکم و اولادکم عدوا ً لکم فاحذروهم و ان تعفوا و تصفحوا و تغفروا فان الله غفور رحیم - ای اهل ایمان ( بدانید که ) زنان و فرزندان شما برخی دشمن شما هستند از آنان حذر کنید و اگر از آنان عفو و آمرزش و چشم پوشی کنید خدا هم ( در حق شما ) بسیار آمرزنده و مهربانست» (تغابن:14) البته آیه، همسر و فرزندان را بعنوان مصداق بیان کرده و چه بسا این عفو می تواند عمومیت داشته باشد .
3- گذشت از وامداران تنگدست
کسی که مقروض است و توانایی پرداخت قرض خویش را ندارد باید به او مهلت پرداخت داد و اگر طلبکار , قرض او را ببخشد بهتر است . خداوند تعالی می فرمایند : «و ان کان ذو عسرة فنظرة الی میسرة و ان تصدقوا خیر لکم --- اگر ( از کسی طلبکار هستید ) تنگدست شود به او مهلت دهید تا توانگر گردد و اگر در هنگام تنگدستی صدقه ببخشید ( قرض او را ببخشید ) برای شما بهتر است .»( سوره بقره:280)
4- عفو از قصاص
دین اسلام دین عفو و بخشش و رحمت است ؛ لذا حتی در جایی که کسی مرتکب قتل شده نیز سفارش به عفو و گذشت می کند.خداوند می فرماید :« فمن عفی له من اخیه شی ء فاتباع بالمعروف و اداء الیه باحسان , ذلک تخفیف من ربکم و رحمة--- و چون صاحب خون از قاتل , که برادر دینی اوست بخواهد درگذرد , بدون دیه یا بگرفتن دیه کاریست نیکو , پس دیه را قاتل در کمال رضا و خشنودی ادا کند ؛ در این حکم تخفیف و آسانی امر قصاص و رحمت خداوندی است.»(بقره،178)
بطور حتم و مسلم این دستور به گذشت , مربوط به کسانی است که قتل و خونریزی عادت آنها نگشته بلکه از روی جهل و تغافل و عدم تسلط بر قوه ی غضب , مرتکب قتل شده و نادم و پشیمانند .
5- بازگشت دادن شخص به جبران خطا
گاه عده ای از روی نادانی از در دشمنی با انسان وارد می شوند و تنها کافی است مدتی با حسن رفتار با آنان برخورد شود , چه بسا دشمنی آنها تبدیل به دوستی صمیمانه گردد .
خداوند می فرماید:«ادفع بالتی هی احسن فاذا الذی بینک و بینه عداوة کانه ولی حمیم- بدی خلق را با بهترین عمل , پاداش ده تا همانکس که گویی با تو بر سر دشمنی است دوست صمیمی تو گردد .»( سوره ی فصلت: 34)
موارد ذکر شده از جمله مواردی است که عفو و گذشت در آن نیکوست و در اسلام به آن سفارش شده، اما در همه جاعفو وگذشت جایز نمی باشد، و در اسلام به مقابله با آن پرداخته شده، و از هر گونه سکوت در برابر آن ظلم ها نهی شده است .
موارد ی از عدم جواز گذشت:
1- صحنه ی جنگ
جبهه ی جنگ و مبارزه ی با دشمن , جایی برای عفو ودلسوزی نیست بلکه صحنه , صحنه ی مبارزه و دفاع از اسلام و حقوق ملت و حفظ اراضی مسلمین است و بخشش در چنین جایی جز جهل و خودکشی نیست.
2- ظلم کنندگان به حقوق ملتها
سردمداران کفر و استکبار و کسانی که خون ملتها را به ناحق می ریزند و حقوق حقه ی آنها را ضایع می کنند , هیچ جای گذشتی در حق آنها وجود ندارد بلکه باید با همه ی توان به مبارزه بر علیه آنها برخاست و ظلمشان را برچید .
3- حق الناس و حقوق اجتماعی
در جایی که به حقوق مردم تعدی می شود و حقی از جامعه ضایع می گردد , عفو و گذشت معنا ندارد ؛ تا جایی که حتی از کوچکترین خلاف هم نباید گذشت . تجاوز به عنف , احتکار مواد مورد نیاز مردم , گران فروشی ... حتی عبور از چراغ قرمز , از مصادیق این قسم می باشد .
4- جسور شدن ظالم
گاه بخشش مکرر کسی که در حق ما ظلم کرده , موجب جسارت و عدم تنبه او می شود . در این صورت نه تنها عفو و بخشش , مؤثر نیست بلکه اثری سوء بر روی ظالم می گذارد ؛ لذا به خاطر جلوگیری از هلاکت بیشتر ظلم کننده , نباید او را بخشید و باید او را به طریقی مناسب تنبیه کرد .
بطور کلی یکی از مهمترین دلایل عفو , بازسازی رفتاری و نوعی بازگشت دادن و بازپروری شخص , به پیش از خطاست . پس هر گاه این امر حاصل نشود یا در اثر عفو و بخشش , در حقوق افراد جامعه , خلل و تزلزلی پیش آید دیگر جایی برای گذشت نیست .
در نتیجه فرق گذشت با سکوت در برابر ظلم، در این است که ؛ عفوی که اسلام به آن سفارش کرده، موجب رشد و ترقی گذشت کننده و اصلاح ظالم می شود. ولی سکوتِ در برابر ظلم، که اسلام از آن نهی فرموده و تن دادن در برابر آن را برای مسلمان جایز ندانسته؛ این خصوصیتِ مثبتِ ذکر شده، را ندارد، بلکه موجب ذلت مظلوم و گستاخی ستمگر در ادامه دادن به ظلم خود می شود.

برای عفو و بخشش دیگران نیز بهتر است به ثواب گذشت و همچنین آثار آن تفکر کنید:
فضیلت عفو و گذشت:
یکى از بزرگترین فضائل اخلاقى که رسیدن به آن به کوشش فراوان نیاز دارد، عفو و گذشت به هنگام قدرت و ترک انتقام جویى است.
بسیارى از مردم کینه ها را در سینه هاى خود پنهان مى کنند، و در انتظار روزى هستند که بر دشمن پیروز شوند، و چندین برابر از او انتقام بگیرند، برخی از آنها نه فقط بدى را با بدى پاسخ می گویند، بلکه گاهی حتی یک بدى را به چندین بدى پاسخ می دهند، و از همه بدتر این که گاه به این صفت رذیله و بسیار زشت افتخار هم مى کنند، و مى گویند ما کسى هستیم که پس از پیروزى بر دشمن با او چنین و چنان کردیم.
تاریخ جهان پر از انتقام جویى هاى بى رحمانه سلاطین و امرا و قبائل و اقوام و ملت ها است و غارتها، هتک ناموس ها، قتل عام ها معمولا زاییده همین خوى زشت حیوانى است.
اما سیره انبیاء و اولیاء به عکس این بوده است. آنها در هنگام پیروزى، حتى الامکان گذشته ها را با آب عفو می شستند و دشمنان سرسخت را از این طریق به دوستان صمیمى مبدل می ساختند.
آنها هرگز علاقه نداشتند خون را با خون بشویند (جز در موارد استثناء) و بدى را با بدى پاسخ گویند،بلکه سعى داشتند تا آنجا که مقدور است بدى ها را به خوبى پاسخ دهند، چرا که هدف آنها تربیت بوده نه انتقام، خاموش کردن آتش بوده نه برافروختن آتش هاى جدید.
ولى به یقین این کار، کار همه کس نیست، کار افرادى است که در پرتو ایمان و تقوا تربیت شده اند و تسلط بر نفس داشتند، کار افراد با فضیلت و پر افتخار و انسان هاى شایسته است، و گرنه درنده خویان چیزى را جز انتقام به رسمیت نمى شناسند و به آن افتخار مى کنند.
آیات قرآن مجید و روایات اسلامى مملو است از بیان فضیلت عفو و نکوهش از روح انتقام جویى و سیره پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) و امامان معصوم(علیهم السلام) گواه بسیار زنده و خوبى براى این معنى است که یک نمونه آن داستان فتح مکه و عفو عمومى پیامبر(صلى الله علیه وآله) از دشمنان خونخوار و بسیار سرسخت است.
در آیاتی از قرآن کریم در مورد عفو و بخشش آمده است:
1. کیفر بدى، مجازاتى است همانند آن، و هر کس عفو و اصلاح کند پاداش او با خدا است، خداوند ظالمان را دوست ندارد. شوری ،40
2. و هرگاه خواستید مجازات کنید، تنها به مقدارى که به شما تعدى شده کیفر دهید! و اگر شکیبایى کنید این کار براى شکیبایان بهتر است. اعراف ، 199
3. بدى را به بهترین راه و روش دفع کن (و پاسخ بدى را به نیکى ده) ما به آنچه توصیف مى کنند آگاهتریم. مومنون ،96
4. هرگز نیکى و بدى یکسان نیست، بدى را با نیکى دفع کن ناگاه (خواهى دید) همان کس که میان تو و او دشمنى است گویى دوستى گرم و صمیمى است ـ اما جز کسانى که داراى صبر و استقامتند به این مقام نمى رسند و جز کسانى که بهره عظیمى (از ایمان و تقوا) دارند به آن نائل نمى گردند. فصلت، 34، 35
5. اگر نیکى ها را آشکار یا مخفى کنید و از بدیها گذشت نمائید خداوند بخشنده و توانا است (و با اینکه قادر بر انتقام است عفو و گذشت مى کند). نساء، 149
مسأله فضیلت عفو و نکوهش انتقام در روایات اسلامى نیز بازتاب وسیعى دارد، و تعبیرات بسیار تکان دهنده اى درباره آن دیده مى شود از جمله:
1. در حدیثى از پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) آمده است «اِذا کانَ یَوْمُ الْقِیامَةِ نادى مُناد مَنْ کانَ اَجْرُهُ عَلَى اللّهِ فَلْیَدْخُلِ الْجَنَّةَ فَیُقالُ مَنْ ذَا الَّذى اَجْرُهُ عَلَى اللّهِ، فَیُقالُ الْعافُونَ عَنِ الناسِ فَیَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ بِغَیْرِ حِساب; هنگامى که روز قیامت مى شود ندا دهنده اى صدا مى زند هر کس اجر او بر خدا است وارد بهشت شود، گفته مى شود چه کسى اجرش بر خدا است؟ در پاسخ مى گویند: کسانى که مردم را عفو کردند، و آنها بدون حساب داخل بهشت مى شوند». مجمع البیان جلد 10، ذیل آیه 40 سوره شورى.
2. در حدیث دیگرى از همان بزرگوار مى خوانیم که در یکى از خطبه ها فرمود: «اَلا اُخْبِرُکُمْ بِخَیْرِ خَلائِقِ الدُّنْیا وَ الآخِرَةِ اَلْعَفْوُ عَمَّنْ ظَلَمَکَ وَ تَصِلُ مَنْ قَطَعَکَ وَالاِْحْسانُ اِلى مَنْ اَساءَ اِلَیْکَ، وَ اِعْطاءُ مَنْ حَرَمَکَ; آیا به شما خبر دهم که بهترین اخلاق دنیا وآخرت چیست؟ عفو و گذشت از کسى که به شما ستم کرده، و پیوند با کسى که از شما بریده، و نیکى به کسى که به شما بدى کرده، و بخشش به کسى که شما را محروم ساخته است». اصول کافى، جلد 2، صفحه 107.
3. در این حدیث شریف عالى ترین مراتب عفو که همان پاسخ دادن بدى با خوبى است در شاخه هاى مختلف بیان شده است و این مقام انبیاء و اولیاء و صلحاى راستین است.
4. امیرمؤمنان على(علیه السلام) مى فرماید: «اَلْعَفْوُ تاجُ الْمَکارِمِ; عفو و گذشت تاج فضایل اخلاقى است». شرح غررالحکم، جلد 1، صفحه 140 (حدیث 520).
5. مى دانیم تاج هم نشانه عظمت و قدرت است، و هم زینت، و بر بالاترین عضو بدن یعنى سر گذاشته مى شود، این تعبیر نشان مى دهد که عفو و گذشت در میان همه فضایل اخلاقى موقعیت خاصى را دارد.
6. در حدیث دیگرى از همان حضرت نقل شده است که فرمود: «شَیئَانِ لا یُوزَنُ ثَوابُهُما اَلْعَفْوُ وَالْعَدْلُ; دو چیز است به قدرى ثواب آن زیاد است که به وزن نمى آید، عفو و عدالت».(1) شرح غررالحکم، جلد 4، صفحه 184 (حدیث 5769).
7. قرار گرفتن عفو در کنار عدالت علاوه بر این که اهمیت عفو را روشن مى سازد، تعدیل این دو را با یکدیگر نشان مى دهد، چرا که عدالت حق است و باعث نظم جامعه، ولى عفو یک فضیلت است که سبب برطرف شدن کینه ها و جوشش محبت ها مى گردد. وانضمام این دو به یکدیگر هرگونه سوء استفاده را از بین مى برد.
8. در حدیث دیگرى از همان بزرگوار بدترین مردم را چنین معرفى مى کند مى فرماید: «شَرُّ الناسِ مَنْ لا یَعْفُ عَنِ الزَّلَّةِ وَلا یَسْتُرُ الْعَوْرَةَ; بدترین مردم کسى است که از لغزش ها نمى گذرد و عفو نمى کند، و عیوب مردم را نمى پوشاند».(2) شرح غررالحکم، جلد 4، صفحه 175 (حدیث 5735).
آثار عفو و ثمرات و انگیزه هاى آن
عفو و گذشت با توجه به اشاراتى که در آیات و روایات گذشته بود، آثار بسیار مطلوب و جالب و شگفت انگیزى دارد که به طور خلاصه مى توان چنین گفت:
1. عفو و گذشت گاه دشمنان سرسخت را به دوستان صمیمى مبدل مى سازد به خصوص زمانى که توام با نیکى و مقابله به ضد (یعنى خوبى در مقابل بدى بوده باشد) که در آیه 34 سوره فصلت به آن اشاره شده است.
2. عفو و گذشت سبب بقاء حکومتها و دوام قدرت است چرا که از دشمنیها و مخالفتها مى کاهد و بر دوستان و طرفداران مى افزاید. در حدیثى از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله)مى خوانیم: «عَفْوُ الْمُلُوکِ بَقاءُ الْمُلْکِ; عفو پادشاهان سبب بقاء حکومت است». بحارالانوار، جلد 74، صفحه 168.
3. عفو و گذشت سبب عزت و آبرو مى گردد، چرا که در نظر مردم نشانه بزرگوارى و شخصیت و سعه صدر است، در حالى که انتقامجویى نشانه کوتاه فکرى و عدم تسلّط بر نفس مى باشد، در حدیثى از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) آمده است: «علیکم بالعفو فَاِنَّ الْعَفْوَ لا یَزیدُ اِلاّ عِزّاً; بر شما باد به عفو و گذشت، چرا که عفو چیزى جز عزت بر انسان نمى افزاید». اصول کافى، جلد 2، صفحه 108.
4. عفو و گذشت جلو تسلسل ناهنجارى ها و کینه ورزى ها و خشونت و جنایت را مى گیرد، و در واقع نقطه پایانى بر آنها مى گذارد، زیرا انتقام جویى از یک طرف سبب برافروخته شدن آتش کینه در دل طرف دیگر مى شود، و او را به انتقامى خشن تر وا مى دارد، و آن انتقام خشن تر سبب خشونت بیشترى از طرف دیگر مى شود، و گاه به جنگى تمام عیار در میان دو طایفه یا دو قبیله بزرگ منجر مى گردد که خون هاى زیادى در آن ریخته مى شود، و اموال و ثروت ها بر باد مى رود.
5. در حدیثى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) آمده است: «تَعافُوا تَسْقُطُ الضَغائِنُ بَیْنَکُمْ; یکدیگر را عفو کنید که دشمنى ها و کینه ها را از میان مى برد». کنزالعمال، جلد 3، صفحه 373، حدیث 7004.
6. عفو سبب سلامت روح و آرامش جان و در نتیجه سبب طول عمر است، همان گونه که در حدیث دیگرى از رسول اللّه(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم که فرمود: «مَنْ کَثُرَ عَفْوُهُ مُدَّ فى عُمْرِهِ; کسى که عفوش افزون گردد، عمرش طولانى مى شود». میزان الحکمة، جلد 3، حدیث 13184.
7. البته آنچه در بالا گفته شد آثار و برکات اجتماعى عفو و گذشت است، و اما نتایج معنوى و پاداش هاى اخروى آن، بیش از این ها است، همین اندازه کافى است که بدانیم در حدیثى از امیرمؤمنان على(علیه السلام) آمده است که: «العفو مع القدرة جُنّةٌ مِنْ عَذابِ اللّهِ سُبْحانَهُ; عفو و گذشت به هنگام قدرت سپرى است، در برابر عذاب الهى». غررالحکم، جلد 1، صفحه 398، حدیث 1547.
و اما انگیزه هاى انتقام جویى نیز فراوان است از جمله تنگ نظرى، کوته بینى، عدم آینده نگرى، حسد، کینه توزى، ضعف نفس، هواپرستى، و بسیارى از خوهاى زشت دیگر، که هر کدام به تنهایى یا به ضمیمه دیگرى، آتش انتقام جویى را در دل
انسان ها بر مى افروزد، کینه را در نفس انسان می پرورد ، مردم را به جان هم مى اندازد، نظام اجتماعى را به هم مى ریزد، و گاه باعث ضایع شدن اموال و نفوس و از میان رفتن قدرت جامعه ها و کشورها مى گردد.
روش درمان کینه توزی
علاج و درمان این بیماری اخلاقی و عقده روانی در دو مرحله امکان پذیر است 1- مرحله شناختی یا به عبارتی شناخت درمانی 2- مرحله عملی و به عبارتی رفتار درمانی
شناخت درمانی:
بهترین راه براى درمان صفت رذیله انتقام جویى و کینه توزی و صعود به اوج فضیلت عفو و گذشت در درجه اول، تفکر درباره پیامدهاى هر کدام از این دو صفت است، هنگامى که انسان ببیند عفو و گذشت چه برکاتى در دنیا و آخرت دارد و چگونه سبب قدرت و آبرو و عظمت نزد خلق و خالق مى شود، و انسان را از بسیارى از مشکلات زندگى و دردسرهاى فراوان مى رهاند و به او محبوبیت در نزد مردم و خدا مى دهد در حالى که انتقام جویى و کینه، گاه شیرازه زندگى او را به هم مى ریزد، و جان و مال و آبروى او را با انواع خطرات مواجه مى کند به یقین عفو و گذشت را بر انتقام جویى ترجیح خواهد داد، و کم کم این مسأله به صورت خلق و خو و ملکه اخلاقى در مى آید.
از سوى دیگر هنگامى که ریشه هاى انتقام جویى را که در بالا اشاره شد بشناسد و به درمان یک یک آنها بپردازد، با از میان رفتن علت، معلول نیز از میان خواهد رفت، و کینه توزى و انتقام جویى جاى خود رابه دوستى و محبت و عفو و گذشت خواهد سپرد.
درمان عملی:
در ابتدا باید تصمیم بگیرد تا با عزمی راسخ و جدى، با این رزیله به مبارزه برخیزد و سعى نماید ریشه این مفسده را در بوستان نفس خویش بخشکاند و در این مسیر از خدای متعال و ائمه اطهار(ع) نیز مدد بگیرد.
راه کلی درمان عملى در این باره «تمرین به ضد» است؛ یعنی انسان کینه ورز همواره به دیگران خوبى کند، به ویژه نسبت به کسانى که در دلش از آنان کینه دارد، با خوبى بیشترى رفتار کند و به خویش تلقین نماید که آنها انسان هاى خوبى هستند. هدیه دادن، رفت و آمد، خوشرویی، معاشرت و دوستى با کسانی که نسبت به آنها کینه و دشمنی دارد ، به طور قطع در این زمینه موثر است. یکی از دستورالعمل های درمان کینه و بیرون راندن آن از دل آن است که هر شب موقع خواب با کمی درنگ به خداوند بگوید: خدایا من از هیچیک از بندگان تو ناراحت نیستم و کینه کسی را در دل ندارم و بدین وسیله قلب خویش را نسبت به بندگان خداون صاف نماید و کینه ها را از دل بزداید. اگر این کار تا حدى استمرار یابد، به تدریج آن شجره خبیثه ریشه کن شده و صفات عالیه انسانى جانشین آن مى شود. سعى کند که با شخصى که عداوت دارد همانند دوستان رفتار نماید، با شکفتگى و مهربانى با او ملاقات کند و براى برآوردن حوایج وى بکوشد بلکه بیش از دیگران به او نیکى و احسان کند تا نفس را گوشمال داده و بینى شیطان را برخاک بمالد و پیوسته این روش را ادامه دهد تا آثار این خوى زشت به کلى از میان برود.
کینه توزى عداوت باطنى است و در حقیقت بدخواهى پنهانى و نخواستن خیر براى دشمن است و ضد آن «نصیحت» است که به معناى خیرخواهى و نخواستن شر است. بنابراین از معالجات کینه این است که متذکر خوبى و فوائد نصیحت باشد تا این امر او را در از بین بردن آن یارى کند.
موفق و پیروز باشید.
منتظر مکاتبه بعدی شما هستیم.
منابع:
1- قصص، 5
2- انفال، 29

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.