نسخه آزمایشی

برداشت اشتباه از کلام امام خمینی(ره) در رابطه با قرآن و از دست دادن عمر ۱۳۹۷/۹/۸ - ۴۰ بازدید

یه نفر در کانال تلگرامی خویش ادعا کرده که امام خمینی (ره) در فقه و فلسفه و عرفان و ... اشتباهات زیادی دارد. همچنین فقه و فلسفه و عرفان ایشان مخالف قرآن است .بعد به این فرمایش امام در کتاب صحیفه نور اشاره می کند و می گوید ببینید: خوده آقای خمینی هم از کارهای خودش پشیمان است.
امام_خمینی ره در صحیفه نور می‌فرماید: «... و این جانب از روی جد، نه تعارف معمولی می‌گویم از عمر به باد رفته خود، در راه اشتباه و جهالت تاسف دارم و شما ای فرزندان برومند اسلام، حوزه‌ها و دانشگاهها را از توجه به شیونات قران و ابعاد بسیار مختلف آن بیدار کنید. تدریس قرآن در هر رشته‌ای از آان را محط نظر و مقصد اعلای خود قرار دهید، مبادا خدای ناخواسته در آخر عمر که ضعف پیری بر شما هجوم کرد از کرده‌ها پشیمان و تاسف بر ایام جوانی بخورید، همچون نویسنده ... » [صحیفه نور، ج ۲۰، ص ۲۰] .
بعد میگن که ببینید اینجا خوده آقای خمینی گفته دارم به جد می گویم. پس در مقام تواضع و ... نیست این حرف ایشان. در جواب چه بایدگفت؟
اینکه ایشان می فرمایند : «از عمر به باد رفته خود، در راه اشتباه و جهالت تاسف دارم و شما ای فرزندان برومند اسلام، حوزه‌ها و دانشگاهها را از توجه به شیونات قران و ابعاد بسیار مختلف آن بیدار کنید. تدریس قرآن در هر رشته‌ای از آن را محط نظر و مقصد اعلای خود قرار دهید...» جملات فوق نشان می دهد که مقصود ایشان از «اشتباه» و «عمر بر باد رفته» و «جهالت »؛ «توجه نکردن و یا کم توجهی به قرآن و ابعاد مختلف آن است» که البته هر دانشمند و فقیه و عالمی در آخر عمر خود از عمر بر باد رفته خود و کم توجهی به قرآن سخن می گوید چرا که قرآن، معدن بی انتهایی است که هر چه انسان از آن برداشت می کند به ناداری و فقر خود، بیشتر آگاه می شود و این نشان دهنده عظمت روح اوست که با این همه علم و معرفتی که پیدا کرده بودند و از عظمت روحی و علمی بلندی برخوردار بودند خود را در مقابل قرآن جاهل و مقصر می دیدند و این جای تعجب ندارد بلکه اگر فکر می کردند که چیزی می دانند نشانه جهل ایشان بود و حال که فهمیده اند چیزی نمی دانند نشانه بلندی و عظمت علم ایشان است آن دانشمند فرزانه (ابو علی سینا ابر مرد خرد) جمله معروفی دارد: «تا بدانجا رسید دانش من که بدانم همی که نادانم» او که ستاره پرفروغ آسمان طب، فلسفه، حکمت، هندسه، نجوم ، علوم طبیعی و دهها شاخه دیگر علم بود و سرشار از تمام علوم زمان خویش شد، اما در واپسین روزهای عمر گفت: "تا بدانجا رسید دانش من، که بدانم همی که نادانم".
آیا می توان این اعتراف ایشان را بر تعارف حمل کرد و یا آن که این جمله به ایشان عظمت بیشتری داده و متوجه شده که در مقابل بحر عظیم علم، او چیزی در دست ندارد و این جمله را گفته است ؟!
مرحوم امام نیز خود را درمقابل دریای بیکران قرآن و احتیاجش به درک عظمت آن و فقرش از علوم آن و نداشتن فرصتی برای یادگیری آن ها ، عمر خود را برباد رفته و خود را جاهل می داند .
و این اعتراف البته صحیح است ولی سؤال این است که این اعتراف در مورد قرآن و علم بی کران آن است و چه ربطی به فقه، فلسفه و عرفان دارد و از کجا ادعا می شود که ایشان اشتباهات زیادی دارد و چگونه ادعا کرده است که فقه، فلسفه و عرفان ایشان مخالف قرآن است ؟!

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.