برنامه سیر و سلوک -مراحل سیر و سلوک -سیر الی الله ۱۳۹۱/۰۱/۳۱ - ۸۹۵۴ بازدید

باسلام کسیکه می خواد پا در راه سیر و سلوک الی الله بگذارد تا به مقام انسان کامل نائل گردد از ابتدا تا انتها چه کار باید انجام دهد؟

ابتدا از شما به خاطر اعتمادی که به این مجموعه نمودهاید، تشکر میکنیم و خوشحالیم که با جوانی پاک و متدین ارتباط برقرار نمودهایم. امیدواریم برای همیشه در راه خدا ثابت قدم و پایدار باشید.پاسخ اجمالی برهرانسانی میتواند باکوشش وجها د مراحل سیروسلوک راطی نماید ودرکتب اخلاقی وعرفانی ما مراحل سیر وسلوک بیان شده است اما به خاطر داشته باشیم که انجام این سیروسلوک نباید انسان را ازدیگرمسائل زندگی غافل نماید در منابع اسلامی موارد زیادی دیده می شود که معصومین –ع- با برخی از یارانشان که زندگی و خانواده را ترک کرده و لذت های حلال را بر خود حرام کرده اند برخورد شدید کرده و آنها را از این برنامه و روش غلط منع کرده اند . در کتاب داستان راستان شهید مطهری نیز چند داستان در این مورد ذکر شده است
جواب تفصیلی :
بهترین دلیل برای اینکه همه انسانها درهرجایی که هستند میتوانند سیروسلوک معنوی داشته باشندوبه خدابرسند
درقرآن کریم : والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلناوَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ(عنکبوت۶۹)
ترجمه:کسانی که در سلوک به سوی ما مجاهدت میکنند، آنها را به مراحل و راههای سلوک هدایت میکنیم...
درتفسیر المیزان علامه طباطبایی درمورد این آیه نکاتی بسیارزیبا آمده است که جواب سئوال شما رامیتواند تاحدی بیان کند
کلمه جاهدوا از ماده جهد است، و جهد به معناى وسع و طاقت است، و مجاهدة به معناى به کار بردن آخرین حد وسع و قدرت در دفع دشمن است، و جهاد بر سه قسم است، جهاد با دشمن ظاهرى، و جهاد با شیطان، و جهاد نفس. (مفردات راغب، ماده جهد.)
و معناى جاهَدُوا فِینا این است که جهادشان همواره در راه ما است، و این تعبیر کنایه از این است که: جهادشان در امورى است که متعلق به خداى تعالى است، چه جهاد در راه عقیده باشد، و چه در راه عمل، و چون جهادشان در راه خدا است هیچ عاملى ایشان را از ایمان به خدا و اطاعت اوامر و نواحى او بازنمىدارد. وهم چنین درآیه دیگر وَ الَّذِینَ اهْتَدَوْا زادَهُمْ هُدىً 
ترجمه:  و کسانى که راه را یافتند خداوند هدایتشان را بیشتر مىکند. سوره محمد (ص)، آیه ۱۷
درباره کمک کردن ونصرت خداوند به انسانهای که درراه اوقدم برمی دارند بیان شده است
  
سیر و سلوک الی الله چیست؟
سیر و سلوک انسان به سوی خداوند، مهمترین و اساسی ترین وظیفه یک مسلمان است که با عزم و اراده ای استوار و کوششی پی گیر انجام پذیر است.
اهمیت این موضوع را می توان از سوره «الشمس» همان آیه ای که اشاره کردید، فهمید که خداوند پس از یازده قسم می فرماید رستگاری و خوشبختی فقط در سایه خودسازی حاصل می شود.
براى این منظور، اولین مرحله به تعبیر اصحاب سیرو سلوک «یقظه و بیدارى از خواب غفلت و توجه به غافل بودن خویش» مىباشد. پس از آن مىبایست انسان عزم خود را جزم کرده و تصمیم قاطع بگیرد که همیشه تابع خواست خداوند بوده و همواره در صدد انجام تکالیف الهى باشد، چه در امورى عبادى و چه در امور اجتماعى و دیگر ابعاد زندگى. هر قدمى که بر مىدارد و هر سخنى که مىگوید و هر برنامهاى که دارد نخست ببیند آیا رضاى خداوند در آن مىباشد یا نه والا از آن صرف نظر نماید.
در حدیثى آمده است: «کمال در این است که انسان خواستههایش را در مسیر الهى قرار دهد و نیرویش را در جهت رضایت حضرتش صرف کند».
در این مسیر دو کوشش به طور موازی و همزمان انجام می پذیرد:
الف) سلوک نظری: در این راستا انسان باید آگاهى و معارف خویش را با مطالعات دینى در بعد عقاید، اخلاق، احکام و دستورات الهى افزون سازد، تا با بصیرت و شناخت و آگاهى در راه خداوند قدم نهد و در صراط مستقیم گام بردارد. چه این که بدون آن انسان دچار قشرىگرى، درویشمآبى و صوفى مسلکى خواهد شد.
اصلی ترین آگاهی هایی که انسان در این مسیر بدان نیاز دارد چند چیز است:
۱- شناخت ذات هستی به عنوان پدید آورنده و ظاهر کننده انسان و جهان.
۲- شناخت انسان به عنوان کاملترین مظهر خداوند و پدیده ای که در او استعداد خلافت الهی نهاده شده است و جانشین خدا در زمین است.
۳- شناخت رابطه میان انسان با خداوند. این رابطه بر اساس ظهور تعریف می شود ، یعنی انسان مظهر خدا است و کمال او هم در همین مظهریت و تقویت آن است . انسان به هر مقدار که استعداد های الهی خویش را شکوفا می نماید، به خدا نزدیک تر می شود و به هر مقدار که به خدا نزدیک می شود از کمال و سعادت بیشتری برخوردار خواهد شد.
۴- رسیدن به قرب الهی و شکوفایی استعداد ها، تنها در ظرف عبودیت و پرستش امکان پذیر است و در خارج از حوزه دین و عبودیت خداوند، چیزی جز فلاکت و شقاوت در انتظار انسان نیست. پرستش؛ یعنی کارهایی که انسان را به خدا نزدیک و شبیه می کند.
ب) سلوک عملى: سلوک عملی هم دارای مراحلی است:
الف) تحقق ظرف عبودیت که خود دارای دو مرحله می باشد.
۱- قرب فرایض : در وهله سالک می کوشد واجبات الهى را بدون اندک کم و کاست انجام دهد و از محرمات و معاصى با تمام وجود چشم پوشد.
۲- قرب نوافل: در مرحله دوم که مرحله بالاتری است سالک می کوشد تا به مستحبات و نوافل بپردازد و از مکروهات دورى گزیند.
این دو مرحله برای سالک بسیار مهم و اساسی است و نباید نسبت به آنها اهمال کرد. اما روش کار این است که تمرین و ممارست کنید و تمام تلاش خود را بکار بندید و حتی المقدور خود را از گناهان دور کنید و همه واجبات را - همان گونه که در رساله های عملیه آمده است - انجام دهید. این کار تمرین مستمر می خواهد و مدتی وقت شما را می گیرد تا ملکه شما شود.
اگر در ابتدای کار دچار مشکلی یا گناهی یا کاهلی شدید, غم به خود راه ندهید و خود را به خدا بسپارید و از شر شیطان و نفس به خدا پناه ببرید و با آب توبه خود را شستشو بدهید تا خداوند شما را پاک کند و توکل خود را از دست ندهید و ناامید نشوید. زیرا در این مرحله شیطان همه تلاش خود را می کند تا شما را از راه بدر کند و با القاء ناامیدی و ناتوانی شما را خسته کند.
اما چنانکه گفتیم روزی روز به روز است و باید حلاوت اتیان دستورات الهی و دوری گناه را به خود بچشانید. می توانید برنامه چهل روزه و تمرینهای چهل روزه برای خود بگذارید. آنگاه که در مرحله قرب نوافل به نتیجه مطلوب رسید و نفس خود را بر آن آماده کردید، به سراغ قرب نوافل بروید و همین روش را در آنجا پیاده کنید. در این راه اهتمام به نمازهای پنجگانه شبانه روز و نافله های آن به ویژه نافله شب و سحر خیزی حتی ۱۰ تا ۱۵ دقیقه به اذان صبح توصیه می شود.
ب) در این مرحله سالک می کوشد تا خویش را از تمامى اوصاف رذیله دور سازد و خود را به زیور اخلاق حسنه وملکات فاضله بیاراید ، زیرا وجود صفات رزیله مانع تحقق ظرف عبودیت و قرب است و وجود صفات حسنه در این زمینه به سالک کمک خواهد کرد. به طور مثال کسی که دارای زیله بخل است ، در ظرف عبودیت قادر به انجام واجبات مالی و انفاق در راه خدا نیست و به عکس کسی که جواد است این فرایض و نوافل را به راحتی انجام می دهد.
ج) همگام با سایر مراحل کار بزرگ دیگری که باید در دستور و برنامه سالک قراربگیرد مرحله آزاد سازی و کسب حریت است.
آزاد ساختن نفس از هر آنچه که او را اسیر خود ساخته و توان پیشرفت و سلوک را از او سلب نموده است ، آزادی او پر خوری ، پر خوابی، پر گویی ، لذت گرایی افراطی، اسارت ثروت ، قدرت ، شهرت، شهوت، عادت، دلبستگی های افراطی به امور دنیوی، وابستگی های افراطی به اشیاء و افراد، مد گرایی، غرب گرایی و خلاصه هر چیزی که به نحوی انسان را اسیر می سازد و امکان حرکت در مسیر عبودیت و قرب را از او سلب می نماید.
در این مرحله لازم است از آنچه که او را از خدا دور مىدارد، دورى گزیند و سراپاى وجود خویش و همه اعمال خود را الهى کند. حتى خواب و خوراک و لباس خویش را براى خدا وطبق آنچه او مىپسندد انجام دهد.
براى انجام این امور دستور کلی که سالک نیاز دارد تنبه و بیدارى وتوجه و مراقبت دائمى نسبت به خود و افعال و احوال خویش و از همه مهمتر حضور قلب و توجه به معبود در نماز است.
مرحوم علامه طباطبائی تأیید بسیاری بر مشارطه و مراقبه و محاسبه دارند. به این معنی که ابتدای صبح با خود شرط کنید که کارهایتان برای خدا باشد و در برنامه ریزی منظم برنامه زندگی معنوی خود را بریزید و در وسط روز مراقب خود باشید که از جاده سلوک خارج نشوید و آخرت شب و پیش از خواب از خود حساب بکشید که تا چه حد بر اساس روش درست عمل کرده اید.
پیامبر اکرم(ص) فرمود: من اَخلَص للّه اربعین صباحا جرت ینابیع الحکمة من قلبه الى لسانه.
مقصود از این سخن آن است که اگر کسى در چهل روز تمام رفتار و فعالیتها واندیشههایش را براى رضاى خدا و در راستاى خشنودى او انجام دهد و نه تنها هیچ گناهى انجام ندهد، بلکه هیچ سخنى و کارى بدون قصد قربت نداشته باشد، پاداشى که خداوند به او عنایت مىکند آن است که پردهها و حجابها را از مقابل دیده و گوش او بر خواهد داشت تا حقایقعالم را بشنود و ببیند، و هنگامى که حقایق عالم و حکمتهاى خلقت را شناخت، قلب او آیینه حکمت الهى مىشود و آن حکمت همچون آب زلال کوثر بر زبان او جارى شده و دیگران را از عطش معنوى نجات خواهد داد.
آب کمجو تشنگى آور به دست تا بجوشد آبت از بالا و پست
تو به هر حالى که باشى مى طلب آب مى جو دائما اى خشک لب
کان لب خشکت گواهى مىدهد کو به آخر بر سر منبع رسد
به طور کلی برخی از آداب و لوازم سلوک الی الله به طور اختصار در این بیت بیان شده است:
صمت و جوع و سهر و عزلت وذکری به دوام ناتمامان جهان راکند این پنج تمام
که به طور اختصار پیرامون آن توضیح می دهیم:
۱. صمت (سکوت) : مراد از آن نگهداری و حفظ و کنترل زبان از زیاده روی و گفتار غیر ضروری است . سالک باید در گفتار به قدر ضرورت و اقل امکان اکتفا نماید. و این صمت در همه دوران سلوک در همه اوقات لازم است. در حدیثی از حضرت صادق(ع) آمده است: «الصمت باب من ابواب الحکمه و انه دلیل علی کل خیر، یعنی: سکوت دری از درهای حکمت و راهنمای به هر خیر و نیکی است.»
۲. جوع (گرسنگی) و کم خوری: البته به اندازه ای که باعث ضعف نگردد و احوال انسان را پریشان نسازد. حضرت صادق(ع) در حدیثی می فرماید: «الجوع ادام المؤمن و غذاء الروح و طعام القلب؛ گرسنگی خورش مومن و غذای قلب و روح او است» گرسنگی موجب سبکی و نورانیت نفس میگردد و فکر در حال گرسنگی می تواند به پرواز در آید غذای زیاد نفس را ملول و خسته و سنگین می کند و از سیر در آسمان معرفت باز می دارد.
۳. سهر : منظور بیداری سحرگاهی و به پا خاستن برای عبادت پروردگار در نیمه شب است که از موثرترین وسیله برای تقرب به پروردگار و وصول به رضای حق است و همه بزرگان اهل کمال بر آن تأکید داشته و آیات و روایات فراوانی در این باره داریم و برخی بزرگان رسیدن به کمال را بدون نماز شب و شب زنده داری ناممکن دانسته اند.
خداوند در باره بندگان خاص حق می فرماید: «کانواقلیلا من اللیل مایهجعون . و با لاسحار هم یستغفرون؛ مقدار کمی از شب می خوابند و در دل شب و سحرگاه از پروردگار طلب غفران و آمرزش می کنند» (ذاریات، آیه ۱۷ و ۱۸).
۴. عزلت: هر چند اسلام دینی اجتماعی است و دستورات اجتماعی آن فراوان است و پیروانش را به ارتباط با یکدیگر و تقویت آن سفارش فراوان نموده و در متن اسلام عزلت و گوشه نشینی و خلوت وجود ندارد ولی در حاشیه آن و به عنوان دارویی مسکن و وضعیتی موقت سفارش به عزلت شده است و منظور کناره گیری از غیر اهل الله است که در ابتدا به صورت کناره گیری ظاهری و فیزیکی است ولی در افرادی که نفس قوی تری دارندمانند انبیا و اولیا و پیروان خاص آنها ، این عزلت ، عزلت با قلب و روح است نه کناره گیری ظاهری و فیزیکی ، هر چند همه پیامبران در طول عمر خود دوره ای از عزلت و خلوت را به صورت چوپانی و انس با طبیعت و دوری از مردم گذرانده اند و هدف این است که نفس ضعیف با تفکر و تقویت معنوی خود ، بتواند در اجتماع حضور یابد و مردم را ارشاد نماید و خود آلوده به آلودگی های اجتماع و انحرافات آن نگردد.
۵. ذکر: منظور یاد پروردگار است که یا به صورت ذکر لفظی است و یا ذکر قلبی و عمده توجه و یاد قلبی است و ذکر لفظی وسیله و مقدمه ای برای آن ذکر قلبی است.
از عواملی که در سلوک دارای نقشی محوری و زیربنایی است «مراقبه» است که مورد تأکید قرآن کریم و روایات اهل بیت(ع) و بزرگان سلوک است و به منزله عمود خیمه سیر و سلوک است. معنای مراقبه آن است که سالک در همه احوال مراقب و مواظب باشد از آن چه وظیفه اوست تخطی نکند. البته مراقبه معنای عامی دارد و به اختلاف مقامات و درجات و منازل سالک تفاوت می کند در ابتدای امر سلوک، مراقبه عبارت است از آن که از آن چه به حال دین و دنیای او نفعی ندارد، اجتناب کند و سعی کند خلاف رضای خداوند در گفتار و کردارش نباشد و به تدریج بالاتر می رود تا آن جا که گاهی مراد از مراقبه توجه به سکوت نفس و گاهی توجه به مراتب حقیقت اسماء و صفات کلی الهی می باشد.
از نکات مهم در راه سلوک و آداب آن رعایت «رفق» و مدارا در سلوک است و این از امور مهمی است که باید سالک الی الله آن را رعایت کند، چون غفلت و بی توجهی به آن سالک را از ترقی و سیر باز می دارد و گاهی به طور کلی از سفر ممنوع خواهد شد. سالک در ابتدای سفر در خود شور و شوق زاید الوصفی می یابد و به دنبال آن سعی می کند اعمال زیاد و عبادات فراوانی انجام دهد و بیشتر وقت خود را صرف عبادت و گریه و تضرع می کند و به هر عملی دست می زند و از هر کسی کلمه ای می آموزد و از هر غذای روحانی لقمه ای بر می دارد.
این طرز عمل نه تنها سودمند نمی باشد بلکه زیانبار نیز می باشد چون در اثر تحمیل بار سنگین بر نفس، نفس عکس العمل نشان می دهد و عقب می زند و در نتیجه سالک از همه کارها باز می ماند و دیگر در خود میل و رغبتی برای انجام جزئی ترین کارهای مستحبی پیدا نمی کند.
بنابراین سالک نباید فریب شوق اولیه خود را بخورد و بار سنگین بر دوش نفس بگذارد بلکه باید با دوراندیشی استعداد و ویژگی های روحی و وضع کار و شغل و میزان ظرفیت خود را بسنجد و آن مقدار عمل و عبادت که از استعداد او کمتر و کوچکتر است انتخاب کند و بر آن مداومت ورزد تا کاملا بهره روحی و معنوی خود را از آن عمل دریافت کند و وقتی مشغول عبادت است با آن که هنوز میل و رغبت دارد از عبادت دست بکشد تا همیشه خود را تشنه عبادت ببیند. در مورد خوراک و خواب باید حد وسط و اعتدال را رعایت کرد به گونه ای که هم شکم پرور و تنبل بار نیاید و هم باعث مریضی و بی حال و ضعف نشود و رعایت اعتدال در امر سلوک در همه امور شرط اساسی این راه است.
از مسائل مهم در امر سلوک وجود مرشد و استاد راه است که واقعا راه رفته و وارسته باشد و بتواند دست سالک را گرفته و منزل به منزل راه ببرد. از برخی بزرگان نقل شده که اگر انسان نیمی از عمرش را صرف یافتن استادی مناسب و خبره نماید ارزش دارد. البته شناخت استاد راه کار ساده ای نمی باشد و این شناخت جز با مصاحبت و همراهی با او در آشکار و پنهان و اطمینان از او حاصل و عملکرد او حاصل نمی گردد. مدعیان کمال و عرفان فراوانند و همواره کسانی که از کمال و معنویت بهره ای ندارند برای باز کردن دکان و جلب منافع شخصی ادعای ارشاد و راهنمایی سالکان و شیفتگان کمال را داشته اند و باعث گمراهی وانحراف جوانان پاک دل و طالب معنا شده اند و ظهور کرامات و خوارق عادات و خبر دادن از اموری غیبی و سایر کارهای غیر عادی دلیل بر استاد بودن و راهنما بودن کسی نمی باشد. البته اگر دسترسی نداشتن به استادی شایسته و راه رفته معنایش محروم ماندن از کمال و معنویت نمی باشد بلکه می توان با استفاده از راهنمایی ها و هدایت های قرآنی و پیروی از دستورات پیشوایان دینی و دعا و تضرع و توسل به اهل بیت(ع) راه کمال را بپیماییم و با لبیک به ندای فطرت خداجو و رعایت تقوا و انجام واجبات و دوری از محرمات چراغ بندگی را در دل برفروزد و به مقام قرب الهی متناسب با ظرفیت خود برسد.
باید توجه داشت پیمودن راه بندگی و قرب با فعالیت های اجتماعی و تحصیل و کار هیچ گونه منافاتی ندارد و این از ویژگی های دین مبین و سعادت آفرین اسلام است که بین این گونه فعالیت ها و قرب حق هیچ منافاتی قائل نیست و اتفاقا راه کمال از همین کانال می گذرد و اگر نیت خدمت به بندگان خدا و حل مشکلات آنها و پیشرفت میهن اسلامی باشد، تحصیل و خدمت و کار عین خشنودی حق و عمل به دستورات او و موجب تسریع در رسیدن به کمال می گردد.
یکی دیگر از کارهایی که توصیه می شود مطالعه کتابهای مفید در این زمینه است:
۱ـ کتابهای استاد آیت الله حسن زاده آملی
۲ـ چهل حدیث امام خمینى (ره)
۳ـ آداب الصلاه امام خمینى (ره)
۴ـ نقطههاى آغاز در اخلاق اسلامى مهدوى کنى
۵ـ رساله سیرو سلوک علامه بحر العلوم
۶ - رساله لب اللباب در سیر و سلوک اولی الالباب درس اخلاق علامه طباطبائی و نگارش علامه طهرانی. کتاب ردیف ۵ و۶ مکمل هم هستند و انتشارات حکمت در تهران آنها را منتشر کرده اند و دستور العمل مناسبی توسط دو تن از بزرگان عرفان برای راهیان کوی دوست نگارش داده اند که مطالعه و تدبر در آن دو کتاب توصیه می شود. این دو کتاب مبتنی بر روایت ذیل هستند که خود منبع درجه یک برای سیر و سلوک عارفان است.آری اگر این دو کتاب را مطالعه کنید، حقیقت مطلب بیشتر برای شما روشن می شود.
۷ - کتابهای مرحوم میرزا جواد ملکی به ویژه رساله لقاء الله ایشان که انتشارات فیض آن را منتشر کرده است.
۸ - کتابهای استاد آیت الله جوادی آملی به ویژه اسرار عبادات و تفاسیر موضعی ایشان
۹ - کتابهای استاد آیت الله محمد شجاعی به ویژه مقالات ایشان که در سه جلد و در آداب سیر و سلوک نگاشته شده و انتشارات سروش آنها را منتشر کرده است.
۱۰ - حقایق ملامحسن فیض کاشانی و ترجمه ساعد خراسانی
بجز این کتابها، کتابهای دیگری نیز است، مثل زندگی نامه بزرگان علماء و عرفاء که در ما ایجاد شوق می کند تذکر این نکته نیز لازم است که لازم نیست همه این کتابها را با هم بخوانید، بلکه بهتر است که این کار را نکنید. توصیه می شود که ابتداء مقالات استاد شجاعی را مطالعه کنید و آنگاه کتابهای ردیف ۵ و ۶ و بعد دیگر کتابها یی که مناسب حال خود یافتید. البته اگر استاد و راهنمایی پیدا کنید که در این امر شما را کمک کند که چه بهتر؛ وگرنه به ما نامه بنگارید و تا حد مقدور شما را راهنمایی می کنیم
نتیجه
هرانسانی باید برای رسیدن به کمالات انسانی تلاش وجهاد نماید وایمان داشته باشد که خدای مهربان درتمام مراحل سلوک اورایاری میرساند در عین حال سفارش بزرگان سلوک معنوی این است که باید در این مورد حد وسط و تعادل و میانه روی را رعایت کرد و از زیاده روی در این مورد خود داری ورزید پیامبر گرامی اسلام –ص- و اهل بیت معصومشان –ع- که سرآمد اهل معرفت و پیشگامان وادی کمال و قرب الهی هستند در مورد بر خور داری از لذایذ زندگی هم خود میانه رو و متعادل بوده اند و هم شیعیان و پیروانشان را به میانه روی دعوت کرده اند . در منابع اسلامی موارد زیادی دیده می شود که معصومین –ع- با برخی از یارانشان که زندگی و خانواده را ترک کرده و لذت های حلال را بر خود حرام کرده اند برخورد شدید کرده و آنها را از این برنامه و روش غلط منع کرده اند . در کتاب داستان راستان شهید مطهری نیز چند داستان در این مورد ذکر شده است .
برای کسب آگاهی بیشتر به سایت بروید و گزینه های خودشناسی و خودسازی و عرفان را مطالعه کنید. http://akhlagh.porsemani.ir/

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
سلام من خیلی دلم میخاد یه استاد راهنما برای من پیداشه اما حیف که ... میشه کمک کنید. تو تهران کسی هست ایا؟؟؟
پرسمان
پرسشگر گرامي ، متاسفانه استاد اخلاقی که کاملا معتبر باشد و بتوان به علمیت او کاملا اطمینان داشت کمتر یافت می شود و ما نمی توانیم شخص خاصی را در این زمینه معرفی نماییم. اما به طور کلی می توانیم شاخصه های استاد اخلاق را معرفی کنیم. در این زمینه به نكات زير توجه نماييد :الف ) نقش استاد در سير و سلوك نقش استاد در تهذيب نفس و سير و سلوك، بسيار تعيين كننده است و عارفان تأكيد فراوانى؛ آن كرده اند. بدون داشتن استاد، قدم نهادن در مسير سلوك، مى تواند آفت هايى براى انسان داشته باشد كه گاهى جبران ناپذير است. مانند وارد آوردن فشار بيش از حد بر خود و خروج از تعادل روحى و روانى بر اثر رياضت هاى شديد و غلبه اوهام بر ذهن انسان يا گرفتار شدن در دام كبر و عجب و يا عدم تشخيص القائات شيطانى از الهامات غيبى و آفات و مفاسد ديگر كه هر يك از آنها، براى سقوط معنوى انسان كافى است.البته در سير و سلوك، كار اصلى را خود سالك انجام مى دهد؛ اما استاد، نقش يك راهنماى با تجربه اى است را دارد كه از اين راه آگاهى دارد و از خطرات و خصوصيات آن مطلع است و وسيله حركت را به خوبى مى شناسد و آن را در اختيار سالك قرار مى دهد. گاهى انسان سالك، نيازمند ذكر خاصى است تا حالت ومقام معنوى خاصى در او ايجاد شود كه استاد آن را تشخيص مى دهد. همچنين مراقبت هايى كه سالك بايد انجام دهد - كه داراى مراتب مختلف است - تشخيص آن با استاد است. اگر مراقبه سالك بيش از توان روحى و معنوى او باشد، نمى تواند دوام بياورد و از ادامه راه منصرف خواهد شد. فوايد وجود استاد، فراوان است و به همين اندازه اكتفا مى شود.البته اين بدين معنا نيست كه انسان بدون استاد، نمى تواند به سعادت برسد؛ بلكه عمل به دستوراتى كه به صورت كلى و عمومى در قرآن كريم و روايات آمده است و عمل خالصانه، تقوا داشتن، پاك بودن وظيفه خود را به نحو شايسته انجام دادن، احترام به والدين و... همگى زمينه ساز سعادت انسان مى باشند و كم نبوده اند بندگانى كه از اين راه ها به قرب الهى رسيده و شايسته لطف ويژه خداوند گشته اند.ب ) دسترسى به استاد سير و سلوك دسترسى به استاد سير و سلوك از طريق كسانى ميسّر است كه در اين راه گام برداشته اند و اساتيد اين راه را مى شناسند. اما نكته مهم در اين رابطه، اين است كه كسانى كه به اسم ارشاد و هدايت و داشتن منصب استادى در راه معنويت، جوانان را فريب داده و آنان را از مسير حق منحرف كرده اند؛ در طول تاريخ اندك نبوده اند. كسانى كه خود بويى از حقيقت و بندگى خداوند نبرده اند و قدمى در اين راه برنداشته اند و با كتاب و سنت آشنايى ندارند و تنها به قصد منافع دنيوى و كسب شهرت و دكان باز كردن خود را استاد راه معرفى كرده و دل هاى پاك و با صفا و خداجوى جوانانى را كه به دنبال نداى فطرت خدايى در جست و جوى حقيقت مى باشند، منحرف نموده اند. بنابراين نمى توان به سادگى و بدون تحقيق كافى و اطمينان به كسى سرسپرد و او را به عنوان استاد انتخاب نمود. پس در سير و سلوك، ملازمت به دستورات شرع مقدس، اساس كار مى باشد و نياز به استاد را جبران مى كند. از آيه شريفه سوره «عنكبوت» استفاده مى شود كه: هر كس در راه رسيدن به رضايت و خشنودى الهى تلاش كند، خداوند او را به راه هاى خود هدايت مى نمايد: (والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا ان الله لمع المحسنين) ؛ «و كسانى كه در راه ما مجاهده كنند، ما به سوى راه هاى خود هدايتشان مى كنيم و خدا همواره با نيكوكاران است». اينكه مى فرمايد بعد از مجاهده و تلاش، مؤمن مشمول هدايت الهى مى شود، اشاره به اين است كه خداوند اسباب و وسايل هدايت و به عبارتى سير در طريق صراط مستقيم را برايش فراهم مى سازد. *** توصيه حضرت آيت الله بهجت قدس سره وقتى از آيت الله بهجت پرسيده شد؛ استادى به ما معرفى كنيد؛ فرمودند: «به هر آنچه مى دانيد صحيح است عمل كنيد، اگر ديديد در سيرتان وقفه اى رخ داده است، بدانيد از دانسته هاى خود عدول نموده ايد». ج ) شاخصه هاي استاد سير و سلوك بنابراين شكى نيست در هر علم و رشته اى كه انسان بخواهد با دقّت و ظرافت و تحقيق از خصوصيات و لطايف آن آگاهى يابد؛ ضرورى است كه از استاد متخصص آن فن استفاده كند. اين مطلب در خصوص رشته هايى كه تجربيات استاد، در آن مدخليت داشته باشد و يا مربوط به عوالم ماوراى طبيعت باشد، ضرورت مضاعف و بيشترى دارد. فردى كه مى خواهد در صراط حقيقت و به سوى كمال انسانيّت و روحانيّت سلوك كند، بايد از برنامه اين مسير آگاه باشد و با تمام دقت، منازل اين راه را طى كند و در اين خصوص بايد همه شرايط و موانع و خصوصيات و جزئيات سلوك را رعايت كند. مى توان نيازمندى به استاد را در سلوك معنوى از جهت هاى ذيل بررسى نمود: 1. استاد بهترين فرد از مصاديق رفيق است و براى كسى كه سير و سفر مى كند، داشتن رفيق از آداب سفر است «الرفيق ثم الطريق». 2. استاد از لحاظ مقامات روحانى، رفيقى مورد اعتماد و اطمينان است و احتمال خيانت و تعدى و نفاق در او نيست. 3. او رفيقى است كه در اين مسير، سوابق طولانى و تجربيات زيادى داشته و وجود او نافع و مورد استفاده خواهد بود. 4. او خود را موظّف و ملزم به راهنمايى و هدايت افراد نيازمند و مطالبان حق مى داند. 5. او از موانعى كه در اين سير وجود دارد و از قطاع طريق و راهزنانى كه در نقطه مخصوصى از اين راه هستند، آگاه است. 6. از حوادث و جريان هايى كه پيش مى آيد و از واردات غيبى و مكاشفه هايى كه مى شود، بااطلاع است. 7. از شرايط و خصوصيات و علائم هر منزلى از منازل اين سلوك روحانى، آگاه است. 8. اين استاد به لحاظ مقام نورانى و عبوديت حقيقى اش، هيچ گونه تشخّص، برترى و امتيازى ندارد و براى خود مرتبتى نمى بيند؛ از اين لحاظ براى مقام رفاقت بهترين فرد خواهد بود. 9. اين رفيق به لحاظ مقام روحانى و معنوى اش، داراى نورانيت نافذ و اراده مؤثر و روح پاك و قلب مهذب بوده و وجودش براى سالك نشان خير و بركت است؛ حتى مواجهه و ملاقات و مجالست او در نورانيّت طالب سلوك معنوى مؤثر خواهد بود. 10. استاد به استعدادهاى مختلف افراد، صفات ذاتى باطنى آنان، اخلاق و صفات اكتسابى سالكان و اعمال و عادات اشخاص، توجه دارد و به مقتضا و تناسب اين امور، دستورهاى لازم و برنامه هاى مؤثر براى تخليه و تهذيب و سير و پيشرفت آنان معين مى كند؛ مانند پزشك متخصصى كه به تناسب مزاج و به مقتضاى مرض، دارويى تجويز مى نمايد.نگا: رسالة فى السير و السلوك، ص 91 - 92 و نيز نگا: روح مجرد، ص 49 - 67. عارف واصل مرحوم شعرانى در اين خصوص كلامى نغزدارد: «حق آن است كه سالك احتياج به استاد عارف دارد؛ چرا كه مبتدى هنگامى كه قصد تهذيب نفس از رذايل را داشته باشد، نمى داند چطور شروع در سلوك كند و چه چيزى شايسته است تا انجام دهد و از آنچه بايد بپرهيزد، چگونه عمل كند و چه بسا براى او صفت رذيله عجب، حاصل شود و خود بدان ملتفت نباشد تا از آن بپرهيزد، و لذا محتاج معلمى است تا به او تنبه دهد و او را به راه تخلص از آن ارشاد كند. پس همان طور كه در صنايع و مهارت ها به استاد احتياج است در تحصيل ملكه تهذيب نفس نيز به استاد احتياج مى باشد؛ بلكه احتياج در اين راه شديدتر است».انديشه و حيات شعرانى، (كيهان انديشه)، شماره 45. هر هنر كه استاد بدان معروف شدجان شاگردان بدان موصوف شد پيش استادى كه او نحوى بودجان شاگردش ازو نحوى شود باز استادى كه او محو ره است جان شاگردش ازو محو شه است مثنوى معنوى،دفتر 1، ابيات 2829 و 2832 - 2833. البته همانطور كه گفته شد ، آنچه در اين مورد مهم است، يافتن چنين فرد كاملى است كه داراى ويژگى هاى ده گانه بوده و به حقيقت چنين مقام روحانى را حائز باشد؛ نه آنكه مدعى بوده و از حقيقت خالى باشد كه در اين صورت، خود گمراه بوده و گمراه كننده ديگران نيز خواهد بود. از اين رو براى به دست آوردن چنين استادى بايد كوشش نمود و دقت خاص به عمل آورد. د ) راهكار در صورت عدم دسترسي به استاد اگر چنين استادى يافت نشد - هر چند كه جوينده يابنده بود - نبايد نااميد بود و سلوك را به كنارى گذاشت؛ به خصوص در عصر حاضر كه كشف اطلاعات و جمع آورى آنها، كار چندان دشوارى نيست. در اين صورت سالك معنوى چند وظيفه و راهكار در پيش رو دارد: 1 . همه آنچه را كه از جانب خداى متعال ابلاغ گرديده و به همان نحو كه بيان شده است، ياد بگيرد و به آن علم و اطلاع كامل داشته باشد. بدون هيچ سهل انگارى و سستى، مجاهدت علمى را پيشه خويش سازد تا طريق الى الله را به خوبى و به شكل صحيح و جامع و به همان صورت كه از جانب خداى متعال ارائه شده است، بشناسد؛ چنان كه امام صادق«عليه السلام» مى فرمايد: «العامل على غير بصيرة كالسائر على غير الطريق لا يزيده سرعة السير الا بعداً»؛اصول كافى، ج 1، باب «من عمل بغير علم»، ج 1. «كسى كه بدون بصيرت عمل مى كند، مانند كسى است كه در غير طريق افتاده و بيراهه مى رود و سرعت حركت وى تنها دور شدن از هدف و مقصد رابيشتر مى كند». 2 . به آنچه كه آموخته به دقت عمل كند و در اين خصوص نيز هيچ تسامح و سستى نداشته باشد. بدون شك شرايط و مقدمات و كم و كيف هر عمل مطرح شده در آيات و روايات، در اثر گذارى آن بر نفس انسانى و كمك به ارتقاى او به مراتب بالاتر مؤثر است. از اين رو ظرافت در عمل به آموخته ها و آموزه هاى وارد شده، امرى ضرورى و بايسته است. 3 . در مقام تحصيل علم بايسته سلوك معنوى و نيز در مقام عمل به آنها، با قدم حق و صدق پيش بيايد و هيچ تعصّب و تقليد نا به جا و سليقه شخصى را در آنها دخالت ندهد. شكّى نيست سالك معنوى با سه شرط ياد شده، مشمول عنايات خاص الهى مى گردد و از انحراف و لغزش ها محفوظ مى ماند و در سلوك به سوى خدا از ارشاد و راهنمايى هاى ولايت و از انوار و توجهات باطنى آنان برخوردار مى شود. چنين سالكى در مكتب اهل بيت«عليهم السلام» بوده و از آنان جدا نخواهد بود و در طريقى كه ايشان قدم برداشته اند، قرار خواهد گرفت، اين طريق همان «صراط مستقيم» است و انحراف از آن، نتيجه اى جز خسران نخواهد داشت. [نگا: مقالات، ج 1، ص 83 - 87.] همچو آهن زآهنى بى رنگ شودر رياضت آينه بى رنگ شو خويش را صافى كن از اوصاف خودتا ببينى ذات پاك صاف خود بينى اندر دل علوم انبيابى كتاب و بى معيد و اوستا [ مثنوى معنوى، دفتراول ] براي مطالعه در اين زمينه منابعي از كتابهاي اخلاقي و عرفان عملي معرفي مي شود: 1. اوصاف الاشراف، خواجه نصيرالدين طوسي 2. منازل السائرين، خواجه عبدالله انصاري 3. جامع السعادات، نراقي 4. الاخلاق، شبر 5. سير و سلوك، بحرالعلوم 6. لب اللباب، علامه طباطبايي
میهمان
کتاب سیروسلوک علامه بحرالعلوم میخوام
میهمان
پیدا کردن استاد حاذق در این دوره واقعا کار دشواریه بخصوص برای یک دختر ک محدودیتهای بیشتری از جانب خانواده داره.ترس من از اینه ک ب قول حاج پنهاهی از اون بچه خوب الکیا شم فک کنم دارم میرم جلو ولی منیتم بیشتر شه تکلیف ما چیه؟
پرسمان
خواهر گرامی. متاسفانه استاد برای قشر تحصیل کرده کم هست در این زمینه به استاد رئوفی مدیر مرکز مشاوره اخلاقی آیه_ قم مراجعه کنید. با جستجوی اینترنتی قابل دسترسی است. موفق باشید.

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.