بریدن سر امام ۱۳۹۵/۰۸/۰۹ - ۱۱۶ بازدید

ایا شمرلعنت الله علیه سر امام حسین(ع) را جدا کرد یا انس لعنت الله؟

در این که چه کسی سر امام† را از تن جدا کرد، منابع تاریخی افراد ذیل را نوشته اند : ۱ـ سِنان‌بن‌اَنس[۱] ۲ـ شَمِر‌بن‌ذی‌الجوشن[۲] ۳ـ خَوْلیّ بن‌یزید[۳] ۴ـ شِبْل‌بن‌یزید[۴] (برادر خَوْلیّ) ۵ـ حُصَین‌بن (نمیر) تَمیمی[۵] ۵ـ مهاجر‌بن‌اوس تَمیمی[۶] ۶ـ کثیر‌بن‌عبدالله شَعْبِی[۷] ۸ ـ ابن‌جوان یما می[۸] ۹ـ سِنان‌بن‌اَنس با مشارکت زُرعة بن‌شریک[۹] ۱۰ـ مردی از مَذْحِج[۱۰]. یکی از نویسندگان اهل سنت به نام سبط‌بن‌جوزی پس از نقل چند قول در تعیین قاتل (جدا کنندة سر مطهّر) امام† نوشته است: درست آن است که قاتل حسین †، سنان با مشارکت شمر بوده است.[۱۱]
امّا با توجّه به آن که کهن ترین و معتبرترین منابع و نیز اکثر آنها، قاتل امام†را سنان دانسته اند، به نظر می رسد که قاتل مباشر و بُرندة سر مطهّر امام†، سِنان‌بن‌اَنس بوده است، امّا شمر در مقام فرمانده بخشی از لشکر، سنان را که به تعبیر گزارش های تاریخی، فردی احمق و جسور[۱۲] بوده است، مأمور این کار کرده است و او این مأموریت را پذیرفته و اجرا کرده است. چنان که ابن‌اثیر پس از نقل برخی اقوال در این باره، گفته است: صحیح آن است که حسین‌بن‌علی ‡را سِنان‌بن‌اَنس، کشت. [۱۳]
از این رو اگر در زیارت عاشورا و امثال آن، شمر مورد لعن قرار گرفته است، می تواند به اعتبار دستور مستقیم وی به سنان برای انجام این کار و سایر خصومت‌های او، و نیز مخالفت وی با پیشنهاد مصالحه آمیز عمر‌سعد به امام حسین ـ ع ـ و تحریک وی عُبَیْدالله‌بن‌زیاد را مبنی بر عدم پذیرش پیشنهاد عمرسعد در بارة به پایان رساندن این نزاع از طریق مذاکره و مصالحه، باشد.[۱۴] که قبلاً در جای خود گذشت.
پی نوشت :
[۱] . فُضَیْل‌بن‌زَبیر، تَسْمِیَةُ مَنْ قُتِلَ مَع الحسین†،فصلنامه تراثنا، ش۲، ۱۴۰۶ق، ص ۱۴۹؛ بَلاذُری، انساب الاشراف، ج۳، ص ۴۰۹؛ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۴۵۳؛ ابن‌حبان، کتاب الثقات، ج۲، ص ۳۰۹ و ج۳، ص ۶۹؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل‌الطالبیین، ص ۱۱۸؛ ابوحنیفه‌نعمان ‌بن‌‌محمد تمیمی مغربی، شرح الاخبار، ج۳، ص۱۶۴.
[۲] . ابن‌حبّان تمیمی، کتاب الثقات، ج۲، ص ۳۱۱؛ شیخ مفید، الإرشاد، ج۲، ص ۱۱۲؛ خوارزمی، مقتل‌الحسین، ج۲، ص ۴۲.
[۳] . بَلاذُری، انساب الاشراف، ج۳، ص ۴۱۸؛ ابن‌اعثم، کتاب الفتوح، ج۵، ص ۱۱۹ و ج ۶، ص ۲۴۴.
[۴] . دینوری، الاخبار الطوال، ص۳۸۲؛ حسین‌بن‌محمد دیار بکری، تاریخ الخمیس فی احوال‌انفس نفیس، ج۲، ص ۲۹۸.
[۵] . سبط ابن‌جوزی، تذکرة‌الخواص، ص۲۵۳؛ ابن‌ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغة، ج۱۰، ص ۱۵.
[۶] . سبط ابن‌جوزی، تذکرة‌الخواص، ص۲۵۳.
[۷] . سبط ابن‌جوزی، تذکرة‌الخواص، ص۲۵۳.
[۸] . اربلی، کَشف الغُمَّة، ج ۲، ص ۲۶۵.
[۹] . میرخواند (محمد بن‌خاوند شاه)، تاریخ روضة‌الصفا فی سیرة‌الانبیاء و الملوک و الخلفاء، ج ۵، ص ۲۲۶۰.
[۱۰] . مسعودی، مُرُوج الذَّهَب، ج۳، ص۷۰؛ ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۴، ص۱۵۷.
[۱۱] . سبط ابن‌جوزی، تذکرة‌الخواص، ص۲۵۳.
[۱۲] . طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۴۵۴.
[۱۳] . اُسْدُ الْغابَة فی معرفة‌الصحابة، ج۱، ص ۴۹۸.
[۱۴] . طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۴۱۴.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.