بستر اجتماعی شیطان پرستی ۱۳۹۰/۱۲/۱

شیطان پرستی امروزه در غرب برای گروهی از جوانان جذابیت دارد. این جذابیت نه از آن جهت که ذاتا مطلوب است، بلکه از آن حیث که «نقش جایگزین» را در پر نمودن خلاها به دست گرفته، مورد توجه و اقبال جوانان و نوجوانان است. در کشورهای صنعتی، افزایش پیچیدگی اجتماعی و رشد تکنولوژی از یک طرف و تغییرات سریع جسمی و جنسی از طرف دیگر، از آن جا که با نوعی ابهام و نگرانی نسبت به آینده همراه است، باعث احساس نگرانی، ترس و وحشت در میان جوانان شده است۱.
شیطان پرستی امروزه در غرب برای گروهی از جوانان جذابیت دارد. این جذابیت نه از آن جهت که ذاتا مطلوب است، بلکه از آن حیث که «نقش جایگزین» را در پر نمودن خلاها به دست گرفته، مورد توجه و اقبال جوانان و نوجوانان است. در کشورهای صنعتی، افزایش پیچیدگی اجتماعی و رشد تکنولوژی از یک طرف و تغییرات سریع جسمی و جنسی از طرف دیگر، از آن جا که با نوعی ابهام و نگرانی نسبت به آینده همراه است، باعث احساس نگرانی، ترس و وحشت در میان جوانان شده است۱.
جوانان معمولا احساس ترس را با رفتارهای «ضد ترس» دفع می کنند. رفتارهای ضد ترس، به طور غیر مستقیم و در قالب رفتارهای خطرناک و ریسک پذیرانه نمود می یابد. آنچه برای جوان حیاتی است، تسلط بر اضطراب ناشی از ترس و تردید است. بعضی از جوانان به مواد مخدر و الکل پناه می برند، پاره ای دیگر سراغ قدرت های ماورایی می روند۲.
اینجاست که بزرگترین جذابیت شیطان پرستی ـ در قالب یک راه حل عملی ـ خود را نشان می-دهد و آن هم «وعده قدرت» است. شیطان پرستی از آن جا که به نیرویی به نام شیطان دعوت می کند و این نیرو را دارای قدرت های بی پایان معرفی می کند، به پیروان خود وعده «قدرت مند بودن» می دهد. در آیین شیطان پرستی از دو طریق، «زیست مقتدرانه» به عنوان هدف مورد تعقیب قرار می گیرد. از یک سو احساس گناه و پشیمانی برداشته می شود(رفع مانع درونی) و از سوی دیگر رو آوردن به قدرت های شیطان (نشان دادن یک نقطه اتکاء بیروانی) مورد تاکید قرار می گیرد. نگاهی به وضعیت روانی افرادی که گرایش به شیطان گرایی داشته اند و دوره ای را در این جریان سپری نموده اند، نشان می دهد که برای این افراد عناوینی هم چون گناه و خلاف و انحراف اساسا مطرح نیست. به همین جهت احساس ندامت و پشیمانی هم ایجاد نمی شود. کسانی که قبل از ورود به شیطان پرستی ترس های سرکوب شده داشته اند، با دو فرایند فوق احساس بهبود و تسکین پیدا می کنند. رفع مانع درونی از طریق دستکاری در تصورات تعقیب می شود؛ چرا که از یک سو گناهان رایج در مسیحیت (حسد، زنا، ترس...) نه فقط عصیان و لغزش معرفی نمی شوند، بلکه پرداختن به این ها از آن جا که اقتضاء وجود آدمی است، «مطلوب» معرفی می شود و از سوی دیگر «وعده قدرت» به عنوان پادزهر تمامی مشکلات ناشی از ترس سرکوب شده قبلی، جذابیت ویژه ای خواهد دشت. بماند که راهکارهای عملی دیگر هم چون استفاده از مواد مخدر و توهم زا در شیطان پرستی تجویز می شود و حتی راهکاری همچون خودکشی که نهایی ترین روش فرار از ترس ها و اوهام و نجات از آشفتگی هاست، در شیطان پرستی مورد تایید قرار گرفته است.
از مجموع مطالب بالا این نکته بدست آمد که شیطان پرستی برای بسیاری از جوانان غربی، نوعی فرار از مشکلات روانی و گریز ازتهدیدات اجتماعی در زندگی ماشینی است.
از این جهت بین جوانان غربی و جوان ایرانی تفاوتی قابل توجه وجود دارد. چرا که عموما جوانان چنین خلایی را احساس نمی کنند. التبه اگر کسی پیدا شود که به هر دلیل چنین خلا عاطفی و یا اجتماعی را احساس می کند؛ ممکن است با جریان شیطان پرستی خوش بینانه برخورد کند.
۱.روان‌شناسی ساتانیسم ، آنتونی موریارتی ؛ مترجم مهدی گنجی ؛ نشرساوالان، ‫ ۱۳۸۹ص ۱۴۵تا۱۶۶‬
۲. اکهارت توله، زمینی نو، میترا معتضد، نشر البرز ص ۴۴



حمزه شریفی دوست

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.