نسخه آزمایشی

بعثت پیامبران(ع)-بعثت در خاورمیانه-محل بعثت انبیا(ع) ۱۳۸۸/۲/۱۰ - ۳۶ بازدید

می خواستم بدانم چرا ۱۲۴۰۰۰ پیامبر فقط در محدوده ای خاص مبعوث شده اند(خاورمیانه) و در سایر نقاط جهان پیامبری مبعوث نشده است؟
خواهشمند است نگویید در سایر نقاط جهان( چین، هندوستان، سرزمینهای میانی و مرکزی آفریقا مخصوصا قبایل وحشی) در آن زمان مردمانی زندگی نمی کرده اند. چرا که آثار بسیاری از آن موقع در سرزمینهای یاد شده به دست آمده که حاکی از تمدن بسیار قدیمی در این مناطق است. امیدوارم جواب شما منطقی و عقلانی و بدور از سفسطه باشد.
در ابتدای بحث ذکر چند نکه ضروری به نظر می رسد:
۱- انگیزش پیامبران شناخته شده صاحب شریعت در مناطق یاد شده ، مساوى با نبودن پیامبر الهى در سایر مناطق نیست بلکه خداوند پیامبران زیادى را برانگیخته است که آیین و شریعت پیامبران اولوالعزم را تبلیغ کرده و پیام الهى را به همه نقاط جهان رسانده‏اند حتى شخصیت‏هایى چون بودا- که در هند، چین و بسیارى از مناطق جنوب شرق آسیا تحت تأثیر آیین او مى‏باشند- بنا بر احتمالى از پیامبران الهى بوده‏اند و جالب این که در آثار به جاى مانده از کنفوسیوس و بودا و ادیانى- که امروزه به عنوان «ادیان پنهان خدا» شناخته مى‏شوند- نکاتى (همانند بشارت‏هاى تورات و انجیل) درباره پیامبر اکرم (ص) وجود دارد.
در این باره بهتر است مطالب زیر را مد نظر داشت تا مساله روشن تر گردد:
نخست باید دانست یکى از مهمترین وظایف پیامبران به ویژه پیامبران اولوا العزم، هدایت و داورى میان مردمى است که به دلیل شکل گیرى نظام اجتماعى و تزاحم منافع با همدیگر اختلاف پیدا کرده بودند زیرا انسان ها در ابتدا به صورت گروه هاى کوچک و به طور اشتراکى زندگى مى کردند. اما رفته رفته با پیدایش آتش و فلز و گسترش امکانات، برخى بر برخى سلطه پیدا کردند و بسیارى از هدایت الهى دور شدند و آن یکپارچگى اولیه را از دست دادند. این بحران ها بیشتر در سرزمین هاى با تمدن کهن که به طور عموم در منطقه خاورمیانه بودند شکل گرفت. از این رو بیشتر پیامبران و به ویژه پیامبران اولوا العزم در این مناطق مبعوث شدند.
چنان که در قرآن مجید نیز مى خوانیم: «کان الناس امه واحده فبعث الله النبیین مبشرین و منذرین و انزل معهم الکتاب بالحق لیحکم بین الناس فیما اختلفوا فیه و ما اختلف فیه الا الذین اوتوه من بعد ماجاءتهم البینات بغیا بینهم فهدى الله الذین ءامنوا لما اختلفوا فیه من الحق باذنه والله یهدى من یشاء الى صراط مستقیم : مردم، امتى یگانه بودند پس خداوند پیامبران را نوید آور و بیم دهنده برانگیخت و با آنان، کتاب [خود] را به حق فرو فرستاد تا میان مردم در آنچه با هم اختلاف داشتند داورى کند. و جز کسانى که [کتاب‏] به آنان داده شد- پس از آن که دلایل روشن براى آنان آمد- به خاطر ستم [و حسدى‏] که میانشان بود [هیچ کس‏] در آن اختلاف نکرد. پس خداوند آنان را که ایمان آورده بودند، به توفیق خویش، به حقیقت آنچه که در آن اختلاف داشتند هدایت کرد و خدا هر که را بخواهد به راه راست هدایت مى کند»( بقره، آیه ۲۱۳)
براى توضیح بیشتر نظر شما را به مطالب زیر جلب مى کنیم:
اولًا، یکى از لوازم نبوت عامه این است که هیچ مردمى بدون راهنما نیستند و ممکن نیست خداوند ملتى را بدون رهنما رها کند زیرا خدا مربى و مدبر انسان است و انسان مسافرى است که عوالمى را پشت سر گذاشته و عوالمى پیش روى دارد انسان بدون راهنمایى وحى نمى‏داند از چه عوالمى آمده است و به کدام عوالم مى‏رود قرآن کریم در این مورد مى‏فرماید هیچ امتى بدون پیغمبر و راهنما نخواهد بود «ان من امه إلاخلا فیها نذیر»، (فاطر، آیه ۲۴ )امکان ندارد جمعیتى در منطقه‏اى زندگى کنند و خداوند براى آنان راهنما نفرستد خداوند مردم را خواه موحد و خواه غیر موحد از نبوت جدا نمى‏کند اصولًا نبوت از بشریت جدا نمى‏شود یعنى ممکن نیست در عصرى یا نسلى در سرزمینى گروهى زندگى کنند و براى آنان نبوت نباشد و ممکن نیست جامعه بشرى را بیافریند و وحى و سروش غیبى را خلق نکند زیرا جامعه بدون وحى حیات انسانى نخواهد داشت.
انفکاک بشریت و نبوت ممکن نیست یا خود پیغمبر در یک جامعه معین به سر مى‏برد و یا نماینده و جانشین او و یا کتاب و تعالیمش.
این که در غرب پیامبرى ظهور کرده است یا نه باید گفت ممکن است در آن قسمتها جمعیتى نبوده و یا اگر بوده ما دلیلى نداریم که خداوند براى آنها انبیایى نفرستاده است چون همه انبیایى که آمار و نامشان در جوامع روایى هست تنها نام بعضى در قرآن ذکر شده است خداى سبحان مى‏فرماید: «منهم من قصصنا علیک و منهم من لم نقصص علیک» ما پیش از تو رسولانى فرستادیم سرگذشت گروهى از آنان را براى تو باز گفته و گروهى را براى تو بازگو نکرده‏ایم،( غافر، آیه ۷۸) لذا شاید در غرب نیز انبیایى بوده‏اند که در قرآن قصه آنان نیامده است و علت عدم ذکر نام و قصه آنان در قرآن این است که کتاب و آثار تبلیغى آنها براى مردم مشرق زمین و خاورمیانه اصلًا آشنا نبود،( تفسیر موضوعى، ج ۶، آیت عبدالله جوادى آملى)
ثانیا، باید راهى وراى حس و عقل باشد که بتوان از آن براى هدایت مردم استفاده کرد اما فعلیت یافتن هدایت افراد مشروط به دو شرط است: یکى آنکه خودشان بخواهند از این نعمت الهى بهره‏مند شوند، دوم آنکه دیگران موانعى براى هدایت آنان فراهم نکنند و محروم ماندن بسیارى از مردم از هدایت انبیاء در اثر سوء اختیار خودشان بوده است چنانکه محرومیت بسیارى دیگر در اثر موانعى بوده که دیگران در راه گسترش دعوت انبیاء بوجود آورده بودند. و پیامبران خدا همواره براى برداشتن این موانع مى‏کوشیدند با دشمنان خدا و بویژه زورمندان و مستکبران به
ستیز برمى‏خواستند بسیارى از ایشان در راه ابلاغ رسالت الهى و هدایت مردم جان خود را فدا کردند.
نکته قابل توجه اینکه ویژگى اختیارى بودن حرکت تکاملى انسان ایجاب مى‏کند که همه این جریانات به صورتى انجام یابدکه زمینه حسن یا سوء انتخاب براى طرفین حق و باطل فراهم باشد مگر اینکه تسلط زورمندان و اهل باطل بجایى برسد که راه هدایت دیگران را بکلى مسدود کند و نور حق و هدایت را در جامعه خاموش سازند در این صورت خداى متعال از راه هاى غیبى و غیر عادى طرفداران حق را یارى خواهد کرد اگر چنین موانعى بر سر راه انبیاء نمى‏بود دعوت ایشان بگوش همه جهانیان مى‏رسید و همگى از نعمت هدایت الهى بوسیله وحى و نبوت بهره‏مند مى‏شدند پس گناه محرومیت بسیارى از مردم از هدایت انبیاء بگردن کسانى است که جلو گسترش دعوت ایشان را گرفته‏اند،( آموزش عقاید ج ۲ استاد محمد تقى مصباح یزدى)
ثانیاً، باید راهى وراى حس و عقل باشد که بتوان از آن براى هدایت مردم استفاده کرد اما فعلیت یافتن هدایت افراد مشروط به دو شرط است: یکى آنکه خودشان بخواهند از این نعمت الهى بهره‏مند شوند، دوم آنکه دیگران موانعى براى هدایت آنان فراهم نکنند و محروم ماندن بسیارى از مردم از هدایت انبیاء در اثر سوء اختیار خودشان بوده است چنانکه محرومیت بسیارى دیگر در اثر موانعى بوده که دیگران در راه گسترش دعوت انبیاء بوجود آورده بودند. و پیامبران خدا همواره براى داشتن این موانع مى‏کوشیدند با دشمنان خدا و بویژه زورمندان و مستکبران به ستیز برمى‏خواستند بسیارى از ایشان در راه ابلاغ رسالت الهى و هدایت مردم جان خود را فدا کردند. نکته قابل توجه اینکه ویژگى اختیارى بودن حرکت تکاملى انسان ایجاب مى‏کند که همه این جریانات بصورتى انجام یابدکه زمینه حسن یا سوء انتخاب براى طرفین حق و باطل فراهم باشد مگر اینکه تسلط زورمندان و اهل باطل بجایى برسد که راه هدایت دیگران را بکلى مسدود کند و نور حق و هدایت را در جامعه خاموش سازند در این صورت خداى متعال از راههاى غیبى و غیر عادى طرفداران حق را یارى خواهد کرد اگر چنین موانعى بر سر راه انبیاء نمى‏بود دعوت ایشان بگوش همه جهانیان مى‏رسید و همگى از نعمت هدایت الهى بوسیله وحى و نبوت بهره‏مند مى‏شدند پس گناه محرومیت بسیارى از مردم از هدایت انبیاء بگردن کسانى است که جلو گسترش دعوت ایشان را گرفته‏اند، (آموزش عقاید ج ۲ استاد محمد تقى مصباح یزدى).

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.

آخرین مطالب