بلا- دفع بلا-ذکر دفع بلا ۱۳۹۷/۰۵/۲۱ - ۹۴۶ بازدید

چه کارها و اذکاری بلا را ازانسان دور می کند؟

باید توجّه داشت که اراده ی تکوینی خداوند متعال در عالم خلقت ، از طریق قانون علّیّت جاری می شود. لذا قضاء الهی به این معنی است که خداوند متعال برای هر حادثه ای علّت تامّه ای قرار داده است ، که با وجود آن علّت تامّه ، تحقّق آن حادثه حتمی و اجتناب ناپذیر است ؛ کما اینکه با فراهم نبودن آن علّت تامّه ، عدم تحقّق آن حادثه حتمی می شود ؛ و هر دو طرف این قضیّه، قضای الهی است ؛ یعنی به اراده و خواست خداست. لذا چیزی از قضای الهی خارج نیست و نمی تواند هم خارج باشد. خداوند متعال ، دعا ، صدقه ، صله ی رحم ، تلاش و کوشش اختیاری انسان و ... را نیز علل ناقصه ی برخی امور مادّی قرار داده است ؛ یعنی خداوند متعال اراده نموده که این گونه افعال اختیاری انسانها ، جزئی از علّت تامّه ی برخی امور باشند. لذا با وجود این امور به تنهایی ، تحقّق معلول آنها حتمی نمی شود ؛ ولی بدون وجود آنها عدم تحقّقش حتمی می گردد ؛ چون وجود علّت ناقصه کافی برای تحقّق شی ء نیست و معلول فقط با علّت تامّه موجود می گردد ، ولی عدم وجود علّت ناقصه کافی برای عدم تحقّق معلول می باشد ؛ چرا که با نبود علّت ناقصه ، علّت تامّه نیز وجود نخواهد داشت. پس در جایی که دعا یا صدقه یا صله رحم و امثال آنها جزء علل چیزی هستند ، اگر دیگر اجزاء علّت تامّه تماماً فراهم باشند و دعا یا صدقه یا صله رحم نیز به آنها اضافه شوند ،‌ علّت تامّه محقّق خواهد شد ؛ و با تحقّق یافتن علّت تامّه ، پیدایش معلول ضروری خواهد گشت. در چنین موردی در مرتبه ی قدر (مرتبه ی علل ناقصه ) گفته می شود که دعا یا صدقه یا صله رحم قضاء‌ حتمی را برگردانده است. چون اگر دعا یا صدقه یا صله رحم و امثال آنها وارد عمل نمی شدند ، علّت تامّه ی حادثه درست نمی شد ؛ لذا آن پدیده نیز رخ نمی داد. یعنی در آن صورت علّت تامّه ی عدم پیدایش آن امر مهیّا است ؛ لذا عدم پیدایش آن امر خود از مصادیق قضاء شمرده می شود. چون قضاء نسبت شیء به علّت تامّه است. در این صورت گفته می شود دعا یا صدقه یا صله رحم یا قربانی یا نذر و امثال آن ، یک قضاء حتمی خدا را برگرداند است به یک قضا‌ء حتمی دیگر خدا. مثلا اگر قبولی کسی در امتحان دارای سه علت ناقصه باشد مثل خوب درس خواندن ، شرکت در امتحان و طلب قبولی از خدا ، و آن کس دو علّت اوّل را فراهم نماید ولی دعا نکند ، رد شدن او حتمی می شود؛ چون علّت رد شدن او فراهم است. پس ردّی او در این حال قضاء حتمی خداست. ولی اگر این شخص دعا کند، این قضاء حتمی برمی گردد و قبولی او حتمی می شود ؛ که آن نیز قضاء دیگر خداست. بنا براین ، آنجا که دعا یا صدقه یا نذر و امثال آنها جزء علّت تحقّق امری هستند، اگر علل دیگر آن فراهم باشند و دعا یا صدقه یا نذر و ... هم به آنها ملحق شود ، آن امر محقق می گردد ؛ و اگر در این صورت دعا یا صدقه یا نذر و ... به آن علل ملحق نگردد ، آن امر هم محقق نمی شود. امّا اگر در امری، دعا یا صدقه یا نذر و ... ، جزء علل نباشد ، در آن صورت دعا یا صدقه یا نذر و ... تأثیری در قضاء آن امر نخواهند داشت. همچنین آنجا که فقط دعا یا صدقه یا نذر خود شخص جزء علل یک چیز است نه دعا یا صدقه ی دیگران ، در آن موارد نیز تنها دعا یا صدقه یا نذر خود شخص مؤثر خواهد بود نه دعا یا صدقه یا نذر دیگری. البته در موردی هم که دعا یا صدقه یا نذر و ... جزء علّت مقصود نیستند باز مطلوبیّت دارند. چرا که دعا یا صدقه به تنهایی نیز علل اموری در وجود آدمی هستند. برای مثال باعث غلبه بر نفس یا لطافت باطن می شوند. و اساساً دعا یا صدقه و امثال این امور از همین راه است که علل امور دیگر نیز واقع می شوند ؛ یعنی یا موجب ایجاد قابلیّت در شخص شده علّت قابلی را مهیّا می کنند یا باعث ترقّی وجود شخص شده وجود ملکوتی او را در سلسله ی علل امور قرار می دهند ، یا باعث مسانخت او با ملائکه شده از قوای آنها برای رسیدن به مقصود مدد می جویند. بنا براین آنجا که معصومین(ع) فرمودند دعا قضا حتمی را برمی گرداند منظور آن مواردی است که دعا جزء علل قضاء‌ مخالف آن قضاء‌ حتمی باشد ؛ و آنجا که فرمودند دعا قضاء را برنمی گرداند ، مواردی مراد است که دعا جزء علل قضاء مخالف آن قضاء نیست. همین طور از بیانات فوق معلوم می شود که همه ی علل امور و از جمله دعا و صدقه و اختیار و ... همگی داخل در قضاء الهی هستند. چون قضاء‌ یعنی نسبت شیء به علّت تامه اش، چرا که شیء نسبت به علّت تامّه اش ضروری الوجود ثابت و تغییرناپذیر است. همچنین باید دانست که ممکن است دعا یا صدقه یا نذر یا قربانی یا صله رحم و امثال این امور اختیاری ، موجب تغییر قضایی حتمی شوند ؛ ولی انسان از طرف دیگری کاری کند که آن قضای تغییر یافته دوباره به اجرا در آید. چرا که برخی گناهان موجب حبط و نابودی اعمال خیر می شوند. لذا با نابودی آن خیرات ، معلول آنها نیز از بین می رود. خداوند متعال فرمود: « ... وَ مَنْ یَکْفُرْ بِالْإیمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ ـــــ و کسى که انکار کند آنچه را باید به آن ایمان بیاورد، اعمال او تباه مى گردد »(المائدة:۵). نیز باید دانست که در مورد اجل ، آنچه با خیرات تغییر می کند ، اجل معلّق است نه اجل حتمی. انسان اجلی مسمّی و حتمی دارد که محال است یک ثانیه بیش از آن بتواند زنده بماند ؛ امّا برخی گناهان باعث می شوند که اجل شخص جلوتر بیفتد ؛ در چنین مواردی دعا ، صله رحم ، صدقه و امثال این امور ، با زدودن آثار وضعی آن گناهان ، اجل پیش افتاده را دوباره پس می زنند و به جای خود باز می گردانند. « وَ أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَیِ النَّهارِ وَ زُلَفاً مِنَ اللَّیْلِ إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ ذلِکَ ذِکْرى لِلذَّاکِرینَ ـــــ در دو طرف روز، و اوایل شب، نماز را برپا دار؛ چرا که حسنات، سیئات را از بین مى برند؛ این تذکّرى است براى کسانى که اهل تذکّرند.» (هود:۱۱۴)***کارهایی که موجب دفع بلا میشود:
*۱.صدقه دادن؛ به حسب آنچه در روایات آمده است صدقه هفتاد نوع بلا را دفع می کند لکن باید توجه داشت بیشتر اوقات عدد هفتاد ویا هفتاد هزار ومانند آن اعداد تکثیری است یعنی برای بیان کثرت است نه اینکه خصوص هفتاد ونه بیشتر وکمتر مراد باشد , در هر صورت برخی موارد آن که در روایات آمده جذام وبرص ومرگ ناگهانی است لکن تمامی موارد ان در روایات نیامده به صورت کلی هم در روایات آمده که صدقه مریضی را دور میکند با توجه به این روایات معلوم میشود عدد هفتاد تکثیری است وخصوصیتی ندارد وهر مرضی را میشود باصدقه دور کرد به روایات ذیل توجه کنید :
رسولُ اللَّهِ صلى الله علیه وآله : الصَّدَقَةُ تَمنَعُ سَبعینَ نَوعاً مِن أنواعِ البَلاءِ ، أهوَنُها الجُذامُ والبَرَصُ .
پیامبر خدا صلى الله علیه وآله : صدقه ، هفتاد نوع بلا را دفع مى کند که ساده ‌ترین آنها جذام و پیسى است .
عنه صلى الله علیه وآله : الصَّدَقةُ تَسُدُّ سَبعِینَ باباً مِن الشَّرِّ .
پیامبر خدا صلى الله علیه وآله : صدقه ، هفتاد دَرِ بدى را مى بندد .
عنه صلى الله علیه وآله : الصَّدَقَةُ تَدفَعُ مِیتَةَ السُّوءِ .
پیامبر خدا صلى الله علیه وآله : صدقه از مردن بد و دلخراش جلوگیرى مى کند .
عنه صلى الله علیه وآله : تَصَدَّقُوا وداوُوا مَرضاکُم بالصَّدَقَةِ ؛ فإنَّ الصَّدَقةَ تَدفَعُ عنِ الأعراضِ والأمراضِ ، وهِیَ زیادَةٌ فی أعمارِکُم وحَسَناتِکُم .
پیامبر خدا صلى الله علیه وآله : صدقه بدهید و بیماران خود را با صدقه درمان کنید ؛ زیرا صدقه از پیشامدهاى ناگوار و بیماریها جلوگیرى مى کند و بر عمر و حسنات شما مى افزاید .
الإمامُ علیٌّ علیه السلام : الصَّدَقةُ دَواءٌ مُنجِحٌ .
امام على علیه السلام : صدقه ، دارویى مؤثر است.
اجل قطعی ومحتوم را با صدقه نمی توان دفع کرد.
*۲. قربانی کردن؛ مانند دعا وصله رحم وصدقه وغیره ؛در مقدرات این عالم موثر هستند.واین روش هم سیره بزرگانی مانند امام خمینی ره ودیگرعلماء بوده است که برای دفع خطر یارفع مشکلات ؛قربانی انجام میداند قربانی کردن غیر از صدقه دادن است .خودش مستقلا دافع بلا و سبب نزول برکات است.همان طوری که صدقه دادن ثواب دارد و دفع بلا می کند. قربانی کردن نیز چنین اثری را دارا می باشد. - قربانی کردن برای دفع بلا و تقسیم آن میان فقرا در واقع صدقه دادن است و اثر قربانی به صدقه دادن آن است که بنا بر فرمایش ائمه اطهار علیهم السلام سبب دفع بلا می شودوعمر راطولانی میکندو...
*۳.دعا؛ -استعاذه به خداوند و خواندن سوره هاى «چهار قل».
- خواندن و نوشتن آیات ۷۵ تا۸۲ سوره یونس و همراه داشتن آن.
-خواندن سوره یس
-خواندن آیه «و ان یکاد» همراه داشتن وقرائت آیه الکرسی
-خواندن آیت الکرسی ودعای: اُعِیذُ نَفْسِی وَدِینِی وَأَهْلِی وَمالِی وَوُلْدِی وإِخْوانِی فِی
«قرار می دهم خودم و دینم و خانواده و مال و فرزندانم و برادران دینی خود و
دِینِی وَما رَزَقَنِی رَبِّی وَخَواتِیمِ عَمَلِی وَمَنْ یَعْنِینِی أَمْرُهُ بِاللهِ
آنچه پروردگارم به من روزی کرده و سرانجام کارم و هم آن کس را که دلبند کار اویم
الْواحِدِ الاَْحَدِ الصَّمَدِ الَّذِی لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ
در پناه خدای یگانه یکتای بی نیاز که نزاده و نه زائیده شده و هیچکس
کُفُواً أَحَدٌ ، وَ بِرَبّـِ الْفَلَقِ مِنْ شَرّـِ ما خَلَقَ وَمِنْ شَرّـِ غاسِق إِذا
همتایش نیست و به پروردگار صبحدم از شرّ آنچه آفریده و از شرّ شب هنگامی که
وَقَبَ وَمِنْ شَرّـِ النَّفّاثاتِ فِی الْعُقَدِ وَمِنْ شَرّـِ حاسِد إِذا
به تاریکی درآید و از شرّ زنانی که در گره ها دمند و از شرّ حسود هنگامی که
حَسَدَ ، وَ بِرَبّـِ النّاسِ مَلِکِ النّاسِ إِلهِ النّاسِ مِنْ شَرّـِ
حسودی کند و به پروردگار مردم; صاحب اختیار مردم، معبود مردم از شرّ
الْوَسْواسِ الْخَنّاسِ الَّذِی یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النّاسِ مِنَ
وسوسه گر نهانی آن کس که در سینه ها (و دلهای) مردم وسوسه کند (چه) از
الْجِنَّـةِ وَالنّاسِ ». جنیان باشد و (چه) از مردم.»
که در تعقیبات نمازها وارد شده که این دعا را سه بار بعد از نمازها بخواند.
ودعای أَصْبَحْتُ اللَّهُمَّ مُعْتَصِما بِذِمَامِکَ الْمَنِیعِ الَّذِی لا یُطَاوَلُ وَ لا یُحَاوَلُ مِنْ شَرِّ کُلِّ غَاشِمٍ وَ طَارِقٍ مِنْ سَائِرِ مَنْ خَلَقْتَ وَ مَا خَلَقْتَ مِنْ خَلْقِکَ الصَّامِتِ وَ النَّاطِقِ فِی جُنَّةٍ مِنْ کُلِّ مَخُوفٍ بِلِبَاسٍ سَابِغَةٍ وَلاءِ أَهْلِ بَیْتِ نَبِیِّکَ مُحْتَجِبا مِنْ کُلِّ قَاصِدٍ لِی إِلَى أَذِیَّةٍ بِجِدَارٍ حَصِینٍ الْإِخْلاصِ فِی الاعْتِرَافِ بِحَقِّهِمْ وَ التَّمَسُّکِ بِحَبْلِهِمْ مُوقِنا أَنَّ الْحَقَّ لَهُمْ وَ مَعَهُمْ وَ فِیهِمْ وَ بِهِمْ أُوَالِی مَنْ وَالَوْا وَ أُجَانِبُ مَنْ جَانَبُوا فَأَعِذْنِی اللَّهُمَّ بِهِمْ مِنْ شَرِّ کُلِّ مَا أَتَّقِیهِ یَا عَظِیمُ حَجَزْتُ الْأَعَادِیَ عَنِّی بِبَدِیعِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ إِنَّا جَعَلْنَا مِنْ بَیْنِ أَیْدِیهِمْ سَدّا وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدّا فَأَغْشَیْنَاهُمْ فَهُمْ لا یُبْصِرُونَ.
که در تعقیبات نماز صبح وارد شده است. (به منظور آگاهی بیشتر رجوع کنید به مفاتیح الجنان ،تعقیبات نمازها)

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.