بنی اسرائیل در قرآن ۱۳۹۱/۸/۱۲

در پاسخ به این پرسش توجه شما را به توضیح و تفسیر این آیات تبیین ابعاد مختلف آن جلب می نماییم :
وَ قَضَیْنا إِلى بَنِی إِسْرائِیلَ فِی الْکِتابِ لَتُفْسِدُنَّ فِی الْأَرْضِ مَرَّتَیْنِ وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوًّا کَبِیراً (۴) فَإِذا جاءَ وَعْدُ أُولاهُما بَعَثْنا عَلَیْکُمْ عِباداً لَنا أُولِی بَأْسٍ شَدِیدٍ فَجاسُوا خِلالَ الدِّیارِ وَ کانَ وَعْداً مَفْعُولاً (۵) ثُمَّ رَدَدْنا لَکُمُ الْکَرَّةَ عَلَیْهِمْ وَ أَمْدَدْناکُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِینَ وَ جَعَلْناکُمْ أَکْثَرَ نَفِیراً
در پاسخ به این پرسش توجه شما را به توضیح و تفسیر این آیات تبیین ابعاد مختلف آن جلب می نماییم :
وَ قَضَیْنا إِلى بَنِی إِسْرائِیلَ فِی الْکِتابِ لَتُفْسِدُنَّ فِی الْأَرْضِ مَرَّتَیْنِ وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوًّا کَبِیراً (۴) فَإِذا جاءَ وَعْدُ أُولاهُما بَعَثْنا عَلَیْکُمْ عِباداً لَنا أُولِی بَأْسٍ شَدِیدٍ فَجاسُوا خِلالَ الدِّیارِ وَ کانَ وَعْداً مَفْعُولاً (۵) ثُمَّ رَدَدْنا لَکُمُ الْکَرَّةَ عَلَیْهِمْ وَ أَمْدَدْناکُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِینَ وَ جَعَلْناکُمْ أَکْثَرَ نَفِیراً
۴- ما به بنى اسرائیل در کتاب (تورات) اعلام کردیم که دو بار در زمین فساد خواهید کرد، و برترى جویى بزرگى خواهید نمود.
۵- هنگامى که نخستین وعده فرا رسد مردانى پیکار جو را بر شما مى فرستیم (تا سخت شما را در هم کوبند حتى براى بدست آوردن مجرمان) خانه ها را جستجو مى کنند، و این وعده اى است قطعى.
۶- سپس شما را بر آنها چیره مى کنیم و اموال و فرزندانتان را افزون خواهیم کرد و نفرات شما را بیشتر (از دشمن) قرار مى دهیم.
۷- اگر نیکى کنید بخودتان نیکى مى کنید، و اگر بدى کنید باز هم به خود مى کنید، و هنگامى که وعده دوم فرا رسد (آن چنان دشمن بر شما سخت خواهد گرفت که) آثار غم و اندوه در صورتهایتان ظاهر مى شود و داخل مسجد (اقصى) مى شوند، همانگونه که در دفعه اول وارد شدند، و آنچه را زیر سلطه خود مى گیرند درهم مى کوبند! ۸- امید است پروردگارتان به شما رحم کند، هر گاه برگردید ما باز مى گردیم، و جهنم را زندان سخت کافران قرار دادیم .
ما در کتاب تورات به بنى اسرائیل اعلام کردیم که شما در زمین، دو بار فساد خواهید کرد، و راه طغیان بزرگى را در پیش خواهید گرفت (وَ قَضَیْنا إِلى بَنِی إِسْرائِیلَ فِی الْکِتابِ لَتُفْسِدُنَّ فِی الْأَرْضِ مَرَّتَیْنِ وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوًّا کَبِیراً).
قضاء گر چه داراى معانى مختلفى است اما در اینجا به معنى اعلام است.
منظور از کلمه الارض به قرینه آیات بعد سرزمین مقدس فلسطین است که مسجد الاقصى در آن واقع شده است.
در آیات بعد به شرح این دو فساد بزرگ و حوادثى که بعد از آن به عنوان مجازات الهى واقع شد پرداخته چنین مى گوید.
هنگامى که نخستین وعده فرا رسد و شما دست به فساد و خونریزى و ظلم و جنایت بزنید، ما گروهى از بندگان رزمنده و جنگجوى خود را به سراغ شما مى فرستیم تا به کیفر اعمالتان شما را درهم بکوبد (فَإِذا جاءَ وَعْدُ أُولاهُما بَعَثْنا عَلَیْکُمْ عِباداً لَنا أُولِی بَأْسٍ شَدِیدٍ).
این قوم جنگجو آن چنان بر شما هجوم مى برند که حتى براى یافتن نفراتتان هر خانه و دیارى را جستجو مى کنند (فَجاسُوا خِلالَ الدِّیارِ).
و این یک وعده قطعى و تخلف ناپذیر خواهد بود (وَ کانَ وَعْداً مَفْعُولًا).
سپس الطاف الهى بار دیگر به سراغ شما آمد و شما را بر آن قوم مهاجم پیروز کردیم (ثُمَّ رَدَدْنا لَکُمُ الْکَرَّةَ عَلَیْهِمْ).
و شما را بوسیله اموال و ثروت سرشار و فرزندان و نفرات بسیار تقویت نمودیم (وَ أَمْدَدْناکُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِینَ).
آن چنان که نفرات شما بر نفرات دشمن فزونى گرفت (وَ جَعَلْناکُمْ أَکْثَرَ نَفِیراً) .
این گونه الطاف الهى شامل حال شما مى شود شاید به خود آئید و به اصلاح خویشتن بپردازید دست از زشتیها بردارید و به نیکى ها رو آرید، چرا که:
اگر نیکى کنید به خود نیکى کرده اید و اگر بدى کنید به خود بدى کرده اید (إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِکُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها).
این یک سنت همیشگى است نیکى ها و بدیها سرانجام به خود انسان باز مى گردد، هر ضربه اى که انسان مى زند بر پیکر خویشتن زده است، و هر خدمتى به دیگرى مى کند در حقیقت به خود خدمت کرده است، ولى مع الاسف نه آن مجازات شما را بیدار مى کند و نه این نعمت و رحمت مجدد الهى باز هم به طغیان مى پردازید و راه ظلم و ستم و تعدى و تجاوز را پیش مى گیرید و فساد کبیر در زمین ایجاد مى کنید و برترى جویى را از حد مى گذرانید.
سپس وعده دوم الهى فرا مى رسد: هنگامى که این وعده دوم فرا مى رسد باز گروهى جنگجو و پیکارگر بر شما چیره مى شوند، آن چنان بلائى به سرتان مى آورند که آثار غم و اندوه از صورتهاى شما مى بارد (فَإِذا جاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ لِیَسُوؤُا وُجُوهَکُمْ).
آنها حتى بزرگ معبدتان بیت المقدس را از دست شما مى گیرند و در آن داخل مى شوند همانگونه که بار اول داخل شدند (وَ لِیَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ کَما دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ).
آنها به این هم قناعت نمى کنند، تمام بلاد و سرزمینهایى را که اشغال کرده اند درهم مى کوبند و ویران مى کنند (وَ لِیُتَبِّرُوا ما عَلَوْا تَتْبِیراً).
با این حال باز درهاى توبه و بازگشت شما به سوى خدا بسته نیست باز هم ممکن است خداوند به شما رحم کند (عَسى رَبُّکُمْ أَنْ یَرْحَمَکُمْ).
و اگر به سوى ما بازگردید ما هم لطف و رحمت خود را به شما باز مى گردانیم، و اگر به فساد و برترى جویى گرائید باز هم شما را به کیفر شدید گرفتار خواهیم ساخت (وَ إِنْ عُدْتُمْ عُدْنا).
و تازه این مجازات دنیا است و ما جهنم را براى کافران زندان سختى قرار داده ایم (وَ جَعَلْنا جَهَنَّمَ لِلْکافِرِینَ حَصِیراً) «۱».
نکته ها:
۱- دو فساد بزرگ تاریخى بنى اسرائیل
در آیات فوق، سخن از دو انحراف اجتماعى بنى اسرائیل که منجر به فساد و برترى جویى مى گردد به میان آمده است، که به دنبال هر یک از این دو، خداوند مردانى نیرومند و پیکار جو را بر آنها مسلط ساخته تا آنها را سخت مجازات کنند و به کیفر اعمالشان برسانند.
گر چه تاریخ پر ماجراى بنى اسرائیل، فراز و نشیب بسیار دارد، و پیروزیها و شکستها در آن فراوان دیده مى شود اما در اینکه قرآن به کدامیک از این حوادث اشاره مى کند در میان مفسران گفتگو بسیار زیاد است، که به عنوان نمونه چند قسمت از آنها را ذیلا مى آوریم.
۱- آنچه از تاریخ بنى اسرائیل استفاده مى شود این است که نخستین کسى که بر آنها هجوم آورد و بیت المقدس را ویران کرد، بخت النصر پادشاه بابل بود، و هفتاد سال بیت المقدس به همان حال باقى ماند، تا یهود قیام کردند و آن را نوسازى نمودند، دومین کسى که بر آنها هجوم برد قیصر روم اسپیانوس بود که وزیرش طرطوز را مامور این کار کرد، او به تخریب بیت المقدس و تضعیف و قتل بنى اسرائیل کمر بست، و این حدود یکصد سال قبل از میلاد بود.
بنا بر این ممکن است دو حادثه اى که قرآن به آن اشاره مى کند همان باشد که در تاریخ بنى اسرائیل نیز آمده است، زیرا حوادث دیگر در تاریخ بنى اسرائیل آن چنان شدید نبود که حکومت آنها را به کلى از هم متلاشى کند، ولى حمله بخت النصر، قدرت و شوکت آنها را به کلى درهم کوبید، این تا زمان کورش ادامه داشت، و پس از آن بنى اسرائیل مجددا به قدرت رسیدند و این وضع ادامه داشت تا بار دیگر قیصر روم بر آنها هجوم برد و حکومتشان را متلاشى کرد و این دربدرى هم چنان ادامه یافت (تا در این اواخر که به کمک قدرتهاى جهانخوار و استعمارگر حکومتى براى خود دست و پا کردند) «۱».
۲- طبرى در تفسیر خود نقل مى کند که پیامبر ص فرمود: مراد از فساد اول قتل حضرت زکریا و گروهى دیگر از پیامبران، و منظور از وعده نخستین، وعده انتقام الهى از بنى اسرائیل به وسیله بخت النصر مى باشد، و مراد از فساد دوم شورشى است که بعد از آزادى بوسیله یکى از سلاطین فارس مرتکب شدند، و دست به فساد زدند، و مراد از وعده دوم هجوم انطیاخوس پادشاه روم است.
این تفسیر با تفسیر اول تا اندازه اى قابل انطباق است، ولى هم راوى این حدیث مورد وثوق نیست و هم انطباق تاریخ زکریا و یحیى بر تاریخ بخت النصر و اسپیانوس یا انطیاخوس محرز نمى باشد، بلکه بنا به گفته بعضى بخت النصر معاصر ارمیا یا دانیال پیامبر بوده، و قیام او حدود ششصد سال پیش از زمان یحیى صورت گرفته بنا بر این چگونه قیام بخت النصر مى تواند براى انتقام خون یحیى اقدام کرده باشد.
۳- بعضى دیگر گفته اند بیت المقدس یک بار در زمان داود و سلیمان ساخته شد و بخت النصر آن را ویران کرد که این همان وعده اولى است که قرآن به آن اشاره مى کند، و بار دیگر در زمان پادشاهان هخامنشى ساخته و آباد شد و آن را طیطوس رومى ویران ساخت (توجه داشته باشید طیطوس یا طرطوز که در بالا ذکر شد قابل انطباق است) و از آن پس هم چنان ویران ماند تا در عصر خلیفه دوم که آن سرزمین بوسیله مسلمانان فتح شد «۱»:
این تفسیر نیز چندان منافات با دو تفسیر بالا ندارد.
۴- در برابر تفسیرهاى فوق و تفاسیر دیگرى که کم و بیش با آنها هماهنگ است، تفسیر دیگرى داریم که سید قطب در تفسیر فى ظلال احتمال آن را داده است که با آنچه گفته شد به کلى متفاوت مى باشد، و آن اینکه:
این دو حادثه تاریخى در گذشته و در زمان نزول قرآن واقع نشده بوده بلکه مربوط به آینده است که یکى از آنها احتمالا فساد آنها در آغاز اسلام بود که منجر به قیام مسلمانان به فرمان پیامبر ص بر ضد آنان شد و به کلى از جزیره عرب بیرون رانده شدند، و دیگرى مربوط به قیام نازیهاى آلمان به ریاست هیتلر بر ضد یهود بوده است .
ولى اشکال این تفسیر این است که در هیچیک از آنها داخل شدن قوم پیروزمند در بیت المقدس تا چه رسد به ویران کردن آن، وجود ندارد.
۵- آخرین احتمال اینکه بعضى احتمال داده اند این دو حادثه مربوط به رویدادهاى بعد از جنگ جهانى دوم و تشکیل حزبى بنام صهیونیسم و تشکیل دولتى بنام اسرائیل در قلب ممالک اسلامى است، منظور از فساد اول بنى اسرائیل و برترى جویى آنها همین است، و منظور از انتقام اولى آن است که ممالک اسلامى در آغاز که از این توطئه آگاه شدند دست به دست هم دادند و توانستند بیت المقدس و قسمتى از شهرها و قصبات فلسطین را از چنگال یهود بیرون آورند، و نفوذ یهود از مسجد اقصى به کلى قطع شد.
و منظور از فساد دوم هجوم بنى اسرائیل با اتکاى نیروهاى استعمارى جهانخوار و اشغال سرزمینهاى اسلامى و گرفتن بیت المقدس و مسجد الاقصى است.
و به این ترتیب باید مسلمانان در انتظار پیروزى دوم بر بنى اسرائیل باشند بطورى که مسجد اقصى را از چنگال آنها بیرون آورند و نفوذشان را از این سرزمین اسلامى بکلى قطع کنند، این همان چیزى است که همه مسلمین جهان در انتظار آنند و وعده فتح و نصرت الهى است نسبت به مسلمانان .
و تفاسیر دیگرى که ذکر آنها چندان قابل ملاحظه نیست.
البته در تفسیر پنجم و چهارم باید فعلهاى ماضى که در آیه ذکر شده است همه به معنى مضارع باشد، و البته این معنى در جایى که فعل بعد از حروف شرط واقع مى شود از نظر ادبیات عرب بعید نیست.
ولى ظاهر آیه ثُمَّ رَدَدْنا لَکُمُ الْکَرَّةَ عَلَیْهِمْ وَ أَمْدَدْناکُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِینَ وَ جَعَلْناکُمْ أَکْثَرَ نَفِیراً آن است که حد اقل فساد اول بنى اسرائیل و انتقام آن در گذشته واقع شده است.
از همه اینها گذشته مساله مهمى که باید در اینجا مورد توجه قرار گیرد این است که ظاهر تعبیر بَعَثْنا عَلَیْکُمْ عِباداً لَنا أُولِی بَأْسٍ شَدِیدٍ (ما گروهى از بندگان خود را که قدرت جنگى زیادى داشتند بر ضد شما مبعوث کردیم، نشان مى دهد که گروه انتقام گیرنده مردان با ایمان بودند که شایسته نام عباد و عنوان لنا و همچنین بعثنا بوده اند و این معنى در بسیارى از تفاسیر که در بالا گفته شد دیده نمى شود).
البته نمى توان انکار کرد که عنوان بعث (برانگیختن) همیشه در مورد پیامبران و مؤمنان به کار نرفته، بلکه در غیر آنها نیز در قرآن استعمال شده مانند آنچه در داستان هابیل و قابیل مى خوانیم: فَبَعَثَ اللَّهُ غُراباً یَبْحَثُ فِی الْأَرْضِ: خداوند کلاغى را برانگیخت که زمین را جستجو مى کرد (مائده آیه ۳۱).
و در مورد عذابهاى زمینى و آسمانى این کلمه به کار رفته است قُلْ هُوَ الْقادِرُ عَلى أَنْ یَبْعَثَ عَلَیْکُمْ عَذاباً مِنْ فَوْقِکُمْ أَوْ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِکُمْ (انعام- ۶۵).
و نیز کلمه عباد و یا عبد در افرادى که مورد مذمتند احیانا به کار رفته است، از جمله به کار رفتن این کلمه در مورد گنهکاران در آیه ۵۸ فرقان وَ کَفى بِهِ بِذُنُوبِ عِبادِهِ خَبِیراً و در آیه ۲۷ سوره شورى در مورد طغیانگران
وَ لَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبادِهِ لَبَغَوْا فِی الْأَرْضِ و در مورد خطاکاران و منحرفان از اصل توحید در آیه ۱۱۸ سوره مائده مى خوانیم: إِنْ تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبادُکَ.
ولى با همه اوصاف نمى توان انکار کرد که اگر قرینه قاطعى قائم نشود ظاهر آیات مورد بحث در بدو نظر آنست که جمعیت انتقام گیرنده مردمى باایمانند.
به هر حال آیات فوق اجمالا به ما مى گوید که بنى اسرائیل دو بار سخت به فساد دست زدند و استکبار ورزیدند و خدا از آنها انتقام سختى گرفت، و هدف از بیان این موضوع درس عبرتى براى آنها و ما و همه انسانها است تا بدانیم ستمگریها و فسادانگیزى ها در پیشگاه خدا بدون مجازات نمى ماند، هنگامى که قدرت یافتیم حوادث دردناکى را که در آینده در انتظار ما است فراموش نکنیم و از تواریخ گذشتگان این درس را بیاموزیم.
۲- هر چه کنید به خود کنید!
در آیات فوق به این اصل اساسى اشاره شده که خوبیها و بدیهاى شما به خودتان بازمى گردد، گر چه ظاهرا مخاطب این جمله بنى اسرائیلند ولى بدیهى است بنى اسرائیل در این مساله خصوصیتى ندارند، این قانون همیشگى در طول تاریخ بشر است، و خود تاریخ گواه آن است .
بسیار بودند کسانى که سنتهاى زشت و ناروا و قوانین ظالمانه و بدعتهاى غیر انسانى گذاردند و سرانجام دامان خودشان و دوستانشان را گرفت، و در همان چاهى که براى دیگران کنده بودند افتادند.
مخصوصا ایجاد فساد در روى زمین، و برترى جویى و استکبار (علو کبیر) از امورى است که اثرش در همین جهان دامان انسان را مى گیرد، و به همین دلیل بنى اسرائیل بارها گرفتار شکست هاى سخت و پراکندگى و بدبختى شدند، چرا که دست به فساد در ارض زدند.
هم اکنون گروهى از قوم یهود یعنى صهیونیستها اقدام به غصب سرزمینهاى دیگران و آواره ساختن آنها از وطنهایشان و کشتن و نابود کردن فرزندانشان کرده اند و حتى احترام خانه خدا بیت المقدس را نیز رعایت نکردند.
آنها در برخورد با مسائل جهانى، عملا نشان داده اند که تابع هیچ قانون و معیارى نیستند، هر گاه فرضا یک جنگجوى فلسطینى به سوى آنها شلیک کند آنها در عوض اردوگاههاى آوارگان و کودکستانها و بیمارستانهاى آنان را بمباران مى کنند، و در مقابل کشته شدن یک نفر از آنها، گاهى صدها نفر بیگناه را درو مى کنند و خانه هاى زیادى را منفجر مى سازند! آنها به هیچیک از مصوبات مجامع بین المللى خود را پایبند نمى دانند و علنا و آشکارا همه را زیر پا مى گذارند، بدون شک اینهمه قانون شکنى و بیدادگرى و اعمال ضد انسانى به خاطر آنست که به قدرت جهانخوارى همچون آمریکا متکى هستند، ولى این نیز قابل تردید نیست که خود این قوم و جمعیت از نظر اخلاقى و فکرى نمونه کاملى از جنایت و نادیده گرفتن همه مسائل انسانى مى باشند، و این خود مصداقى است از فساد در ارض و برترى جویى و استکبار و باید در انتظار این بود که باز عِباداً لَنا أُولِی بَأْسٍ شَدِیدٍ بر آنها چیره شوند و وعده قطعى خدا را درباره آنها عملى سازند.
۳- تطبیق آیات بر تواریخ اسلامى
در روایات مختلفى مى بینیم که آیات فوق بر حوادث تاریخ مسلمانان نیزتطبیق شده است از جمله فساد اول و دوم اشاره به قتل على ع و ضربه بر پیکر امام حسن ع است و یا منظور از بَعَثْنا عَلَیْکُمْ عِباداً لَنا أُولِی بَأْسٍ شَدِیدٍ حضرت مهدى ع (قائم) و یارانش مى باشند.
و در بعضى دیگر اشاره به جمعیتى گرفته شده است که قبل از مهدى ع قیام مى کنند .
پر واضح است که هرگز مفهوم این احادیث تفسیر آیات فوق در محتواى لفظیش نیست، چرا که این آیات با صراحت تمام از بنى اسرائیل سخن مى گوید، بلکه منظور این است که مشابه همان برنامه در این امت از فسادها و مجازاتها رخ مى دهد، و این دلیل روشنى است بر این که برنامه فوق هر چند در مورد بنى اسرائیل ذکر شده اما یک قانون کلى است در همه اقوام و ملل و یک سنت جارى عمومى است در طول تاریخ بشر.
تفسیر نمونه، ج ۱۲، ص: ۲۶ (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، کد: ۱/۱۰۰۱۱۷۱۵۰)

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.