بهره های مردم از حکومت ۱۳۹۴/۱۱/۱۹ - ۱۵۹۳ بازدید

مردم چه بهره ای جز جنگ از حکومت پنج ساله حضرت علی(علیه السلام) بردند؟

سال سی و پنج هجری به دلیل حاکمیت حاکمانی که از سنت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فاصله گرفته و به بدعت خو گرفته بودند؛ زمینه شکل گیری جامعه ای با روحیات جامعه ای جاهلی را پدید آورده بود و از تعادل اخلاقی فاصله بسیار داشت. این فاجعه در روشِ و سیره خلفا ریشه داشت.[ ر.ک: نهج البلاغه، خطبه های 16 و 192.] امام با هدف نجات دین و اصلاح وضعیت جامعه، حکومت را پذیرفته بود و این دگرگونی بزرگ ترین ارمغان به مردم و بشریت تلقی می شود. رهاورد حکومت امیرمؤمنان(علیه السلام) که با نوسازی همه جانبه جامعه و مردم همراه بود، در محورهای زیر قابل بررسی است:

الف. احیای دین

وارونه ساختن دین، یکی از مشکلات آن روز به شمار می آمد.
«دین در دست اشرار اسیر بود، در آن به هوس می راندند و به نام دین، دنیا را می خوردند».[ همان، نامه 53.]
«بسیاری از مردم بدین روش خو گرفته بودند؛ به گونه ای که یادِ مرگ از دل هایشان رفته و آرزوهای فریبنده جای آن را گرفته بود و هر یک از آنان دین را بر سر زبان داشتند».[ ر.ک: همان، خطبه 113.]
امام، به منظور متوقف ساختن این روند و پیشگیری از بازیچه شدن دین و کتاب خدا توسط بنی امیه، مسؤولیت خلافت را پذیرفت[ ر.ک: ابواسحاق ابراهیم بن محمد ثقفی کوفی: الغارات، ترجمه عبدالمحمد آیتی، ج 1، ص 115.] و فرمود:
«اگر بر دین خدا [از تحریف و عدم اجرای آن] واهمه نداشتم، هرگز درخواست مردم را نمی پذیرفتم.»[ «لولا خشیة علی الدین لم اجبهم». ابن حجر عسقلانی: فتح الباری، ج 13، ص 57.]
امام برای اصلاح گرایش مردم به بدعت ها، «زنده کردن سنت» را محور کردار خود قرار داد.[ همان، خطبه 106.] به گفته حسن بصری، امام راه به مردم نمایاند و زمانی که دین به کجی گراییده بود، آن را راست کرد.[ ابن ابی شیبه: المصنف فی الاحادیث و الاثار، ج 12، ص 83.]
امیرمؤمنان(علیه السلام) در مقابل روش خلفای پیشین در منع نشر سخن پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)، با تبیین صحیح و نشر احادیث پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)، اسلام را حفظ و تبلیغ نمودند.
امام، بر خلاف پیشینیان، در دین سازش نمی کرد.[ محمدباقر محمودی: نهج السعادة، ج2، ص 537.] تلاش امام در احیای دین، در گفتار حضرتش چنین بازتاب یافته است:
«رایتِ ایمان را میان شما پا برجا کردم و مرزهای حلال و حرام را برایتان جدا. از عدلِ خود لباس عافیت برتنتان کردم؛ و با گفتار و کردار خویش معروف را میان شما گستردم؛ و با خوی خود شما را نشان دادم که اخلاق گزیده چیست».[ نهج البلاغه، خطبه 87.]

ب. مهار ستم و ستم ستیزی

در جامعه ای که امام خلافت را پذیرفت، قدرت ابزار رفاه گروهی اندک شمرده می شد. چنان می نماید که هیچ کس جز حضرتش نمی توانست ستم افسار گسیخته را مهار کند، حضرت فرمود:
«به خدایی که دانه را کفید و جان را آفرید، اگر این بیعت کنندگان نبودند و یاران، حجّت بر من تمام نمی نمودند و خدا علما را نفرموده بود تا ستمکارِ شکمباره را برنتابند و به یاری گرسنگان ستمدیده بشتابند، رشته این کار را از دست می گذاشتم؛ و پایانش را چون آغازش می انگاشتم؛ و چون گذشته، خود را به کناری می داشتم و می دیدید که دنیای شما را به چیزی نمی شمارم و حکومت را پشیزی ارزش نمی گذارم».[ نهج البلاغه، خطبه 3.]
امام، همپای مهار ستم، ستم ستیزی را اساس حکومت خود برشمرد[ همان، خطبه 224؛ علی بن یونس بیاضی: الصراط المستقیم، ج 1، ص 163.] و کارگزاران خود را نیز به گریز از ستم سفارش می فرمود:
«از ستم و بیداد بپرهیز که ستم، رعیت را به آوارگی وادارد و بیدادگری، شمشیر را در میان آرد».[ «واحذر السْفَ والحَیف، فأنّ السف یودُ بِالجَلاء والجیف یَدْو الَی السّیف». نهج البلاغه، حکمت 476.]

ج. عدل گستری

امیرمؤمنان علی(علیه السلام) اجرای عدالت را بر محور تقسیم برابر اموال و تساوی همگانی نژادها و اقوام می دانست. این روش با مشکل جدی روبه رو بود؛ زیرا پیش تر عمر دیوان را براساس سوابق اسلامی افراد و ترکیب قبایلی قرار داد. کسانی که زودتر اسلام آورده بودند، سهم بیش تری از بیت المال می ستاندند. عثمان نیز چنین کرد و بر بخشش ها افزود. این امر فاصله غنی و فقیر را در جامعه تشدید کرد. حضرت علی(علیه السلام)، با نفی این برتری جویی، و نظام طبقاتی ظالمانه، اموال را به طور مساوی تقسیم کرد و جز عدالت روشی نپذیرفت.[ اسکافی، المعیار و الموازنه، ص 227.]
امام در همان سخنرانی نخست، سیاست مالی خود را بر سیره رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) مبتنی دانست و فضل مهاجر و انصار بر دیگران را برتری معنوی خواند که پاداشش از سوی خدا خواهد بود.[ ر.ک: رسول جعفریان: تاریخ خلفا، ص 241.]
امام(علیه السلام) فرمود:
«مبادا فردا کسی بگوید علی بن ابی طالب ما را از حقوقمان محروم ساخت».[ ابن ابی الحدید: شرح نهج البلاغه، ج 7، ص 36 و 37.] آن گاه به عبیدالله بن ابی رافع دستور داد به هر کس سه دینار بپردازد. سهل بن حنیف که غلامش نیز سه درهم از بیت المال ستانده بود، به روش تقسیم اموال اعتراض کرد و گفت: این شخص غلام من بود، دیروز آزادش کردم! امام فرمود: همه سه دینار خواهند گرفت و کسی را بر دیگری برتری نخواهیم داد.[ رسول جعفریان: تاریخ خلفا، ص 241.]
گروهی از صحابه برای گرفتن سهم خویش نیامدند. طلحه و زبیر فردایش به علی(علیه السلام) گفتند: با ما مشورت نمی کنی؛ روش تو در تقسیم با روش عمر تفاوت دارد. امام پاسخ داد: وقتی حکمی در کتاب خدا آمده، جای مشورت نیست.[ ابن ابی الحدید: شرح نهج البلاغه، ج 7، ص 37؛ المعیار و الموازنه، ص 113 و 114.]
حضرت در پاسخ آنان که به سنت عمر استناد می کردند، فرمود:
«آیا پیروی از سنت پیامبر سزاوارتر است یا سنت عمر!؟»[ تمیمی مغربی: دعائم الاسلام، ج 1، ص 384.]
همچنین علی(علیه السلام) برتری عرب بر عجم و موالی (بردگان آزاد شده) را که از عهد عمر رواج یافته بود،[ ثقفی کوفی: الغارات، ترجمه عبدالمحمد آیتی، ص 187؛ تاریخ خلفا، ص 244.] نفی کرد و هنگام تقسیم اموال فرمود:
«حضرت آدم نه غلام به دنیا آورد نه کنیز. بندگان خدا همه آزادند. اکنون مالی نزد من است. من میان سفید و سیاه فرق نخواهم گذاشت و آن را مساوی تقسیم خواهم کرد».[ محمدباقر محمودی: نهج السعاده، ج 1، ص 189.]
وقتی برخی از یاران امام از وی خواستند اشراف عرب و قریش را بر موالی و عجم ترجیح دهد. امام در پاسخ فرمود:
«مرا فرمان می دهید درباره آن که والی اویم به ستم کردن پیروزی جویم؟ به خدا، نپذیرم تا جان ها سرآید و ستاره ای در آسمان پی ستاره ای برآید. اگر مال از آنِ من بود، همگان را برابر می داشتم تا چه رسد که مال، مال خدا است».[ نهج البلاغه، ترجمه جعفر شهیدی، خطبه 126.]
عنایت و توجه به خویشان و نزدیکان و رسیدگی بیش تر به آنان، در قاموس امام جایگاهی نداشت و آنان افزون بر مقرری همگانی و برابر با دیگران، چیزی نمی یافتند. روزی عبداللّه جعفر (برادر زاده و داماد امام) نزد حضرت آمد و یاری خواست و چنین سوگند یاد کرد که: چیزی ندارم جز آن که ناچار شوم بخشی از آذوقه ام را بفروشم. امام فرمود:
«چیزی برایت ندارم؛ مگر آن که عمویت را امر کنی سرقت کند و به تو دهد!»[ «لا واللّه ، ما أجد لک شیئا الا أن تأمر عمّک أن یسرق فیعطیک!». (ابن ابی الحدید: شرح نهج البلاغه، ج2، ص 200؛ محمد محمدی ری شهری: موسوعة الامام علی بن ابی طالب(علیه السلام)، ج 4، ص 219).]
آن بزرگوار، درباره درخواست برادرش عقیل، با مردم چنین گفت:
«به خدا، عقیل را دیدم پریش و سخت درویش. از من خواست تا مَنی از گندم شما بدو دهم؛ و کودکانش را دیدم از درویشی موی ژولیده، رنگشان تیره گردیده، گویی بر چهره هاشان نیل کشیده؛ و پی در پی مرا دیدار کرد و گفته خود را تکرار. گوش به گفته اش نهادم، پنداشت دین خود را بدو دادم و در پی او افتادم و راه خود را به یکسو نهادم. پس آهنی برای او گداختم و به تنش نزدیک ساختم. چنان فریاد برآورد که بیمار از درد. نزدیک بود از داغ آن بگدازد [و قالب تهی سازد] او را گفتم نوحه گران بر تو بگریند، گریستنِ مادر به داغ فرزند. از آهنی می نالی که انسانی به بازیچه آن را گرم ساخته و مرا به آتشی می کشانی که خدای جبارش به خشم گداخته؟ تو بنالی از آزار و من ننالم از سوزش [خشم کردگار]».[ نهج البلاغه، خطبه 224؛ شیخ صدوق: الامالی، ص 719. ]
تأکید بر اجرای عدل، از سفارش های مهم امام به کارگزارانش بود،[ ر.ک: نهج البلاغه، نامه 27 و 46، 53. ] حضرت در نامه ای به حاکم حُلوان چنین نگاشت:
«چون والی را هواها گونه گون شود، او را از بسیاری عدالت باز دارد. پس باید کار مردم در آنچه حق است نزد تو یکسان باشد، که ستم را با عدل عوض ندهند».[ همان، نامه 59. ]
عدالت گستری امیرمؤمنان(علیه السلام) در دوره کوتاه خلافت وی را در رفاه مردم در خانه و خوراک می توان مشاهده نمود آن گونه که حضرت می فرمود:
«همه مردم کوفه اکنون دارای وضعیت خوبی هستند، حتی پایین ترین افراد، نان گندم می خورد، خانه دارد، و از آب آشامیدنی خوب استفاده می کند»[ مناقب، ج2، ص 99 ؛ الحیاة، مترجم: احمد آرام، ج 4، ص 300.].
این مرحله از تأمین، در شرایط زندگانی آن روز و در سایه سه جنگ بزرگ، بسیار قابل قبول بوده است، حتی امروز نیز همه مردمان جهان دارای چنین زندگی ای نیستند.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.