به دموکراسی لیبی خوش آمدید ۱۳۹۰/۶/۱۶ - ۱۴ بازدید

بالاخره «قذافی بزرگ» ساختمان –مجموعه باب العزیزه- را ترک کرد و کرکس‎‎های غربی نیز بلافاصله بر بالای طعمه به پرواز درآمدند. تقلای آن‎ها برای رسیدن به «جایزه بزرگ» است، و آن چیزی نیست جز ثروت نفت و گاز لیبی.
بالاخره «قذافی بزرگ» ساختمان –مجموعه باب العزیزه- را ترک کرد و کرکس‎‎های غربی نیز بلافاصله بر بالای طعمه به پرواز درآمدند. تقلای آن‎ها برای رسیدن به «جایزه بزرگ» است، و آن چیزی نیست جز ثروت نفت و گاز لیبی.

لیبی بیشتر مهره پیاده در یک میدان شطرنج جدی ایدئولوژیک، ژئوپلیتیک، ژئواقتصادی و ژئواستراتژیک است که در برنامه‎‎های تلویزیونی غربی به‎عنوان نمادی از اخلاقیت بی‎روح، به مردم فروخته می‎شود: «شورشیان» آرمانی بر «دشمن شماره یک مردم» پیروز می‎شوند. زمانی صدام حسین را به‎عنوان دشمن مردم معرفی می‎کردند، سپس اسامه بن لادن، امروز معمر قذافی، فردا هم رییس‎جمهوری بشار الاسد در سوریه و روزی هم رییس‎جمهوری محمود احمدی‎نژاد و البته این دشمن، هیچ گاه آل سعود که فراارتجاعی هستند، نخواهد بود!!

چگونه ناتو در جنگ پیروز شد

علی‎رغم ظهور مجدد و پر سر و صدای سیف الاسلام پسر قذافی، سازمان پیمان شمال آتلانتیک (ناتو)، در واقع در جنگ داخلی لیبی پیروز شده است. جنگی که کاخ سفید آن را «فعالیت نظامی محرکه» نامیده است. توده‎‎های «مردم لیبی» در این میدان در بهترین حالت یا تنها تماشاگر بودند و یا این‎که به‎عنوان چند هزار «شورشی» که کلاشنیکوف در دست داشتند، کمی نقش بازی کردند.

مجوزی که در حقیقت داده شده بود، «وظیفه محافظت» بود، اما از اول این مسئولیت، توسط فرانسه و آمریکا با پشتیبانی ناتو، به روش معجزه‎آسایی تبدیل به تغییر نظام شد و این تغییر مهمان‎‎های ناخوانده‎ای را به ماجرا اضافه کرد، از «مشاوران»، «پیمانکاران» و «مزدوران» غربی تا عربی.

پیروزی ناتو با آغاز «Operation Siren» (عملیات آژیر) در زمان افطار روز شنبه به وقت لیبی آغاز شد. «آژیر» در ...

واقع اسم رمزی محسوب می‎شد که برای اشغال طرابلس در نظر گرفته بودند. این آخرین نقشه تهاجمی ناتو پس از آن بود که «شورشیان» بی‎نظم بعد از پنج سال جنگ با نیرو‎های قذافی به هیچ جا نرسیده بودند.

تا آن زمان، نقشه اولیه ناتو این بود که قذافی کشته شود. اما تشویق‎کنندگان تز «وظیفه محافظت» از جناج چپ و راست- به آن‎جا رسیده بودند که خواستار سه نتیجه باشند: کشته شدن قذافی، تسلیم قذافی و یا فرار قذافی.

اما این‎ها هیچ کدام مانع از آن نشد که بمب‎‎های ناتو بر خانه مردم عادی، دانشگاه‎ها، بیمارستان‎‎ها و حتی اطراف وزارت خارجه ریخته نشود و درواقع همه چیز –و همه کس- هدف محسوب می‎شد.

نمایش «آژیر» شامل بازی «شورشیان ناتو»ی رنگارنگی بود: اسلام‎گرایان متعصب، خبرنگاران فریب‎خورده که همراه با گروه بودند، تجمعات مردمی که باب میل تلویزیون است، و جوانانی از شرق لیبی. این جوانان توسط مقامات سابق دولت قذافی که به‎دلیل فرصت‎طلبی به مخالفین پیوسته بودند، به شکلی ابزاری مورد استفاده قرار گرفتند.

با «آژیر»، ناتو تمام سلاح‎های خود را به‎کار بست: آپاچی‎‎ها بدون توقف شلیک می‎کردند، هواپیما‎های جنگنده هر چیزی را که می‎دیدند هدف قرار می‎دادند. ناتو وظیفه جابه‎جایی صد‎ها نیرو از مصراته شرق طرابلس را برعهده داشت و در همین حال، ناو‎های ناتو سلاح‎های سنگین را توزیع می‎کرد.

تنها در روز یکشنبه، بیش از هزار و ۳۰۰ غیر نظامی در طرابلس کشته و حداقل ۵ هزار نفر زخمی شدند. وزارت بهداشت لیبی اعلام کرد که بیمارستان‎‎ها لبریز از کشته و یا زخمی هستند. تمام کسانی که زمانی فکر می‎کردند که بمباران بدون توقف ناتو به «وظیفه محافظت» و قطعنامه ۱۹۷۳ سازمان ملل مربوط است ، در حالت شوک قرار داشتند.

ناتو پیش از «آژیر» بمباران گسترده‎ای در «زاویه» کرده بود. شهری که در ۵۰ کیلومتری غرب طرابلس واقع شده و پالایشگاه‎‎های مهمی دارد. با این اقدام، خط پشتیبانی سوخت طرابلس از بین رفت. بنا به گفته خود ناتو، حداقل نیمی از نیرو‎های مسلح لیبی «از رده خارج شدند». عبارتی که در ادبیات پنتاگون و ناتو به این معناست که یا کشته شدند یا شدیدا زخمی؛ و به‎عبارتی ده‎‎ها هزار نفر کشته برجای ماندند. علاوه‎بر این مشخص است که چگونه به روش عجیبی ۶۵ هزار سربازی که مسئولیت دفاع از طرابلس را داشتند، ناپدید شدند. در ابعاد بزرگ‎تر، باید توضیح ‎دهند که چرا رژیم قذافی که ۴۲ سال بر سر قدرت بود، ناگهان ظرف ۲۴ ساعت سرنگون شد.

عملیات «آژیر» پس از ۲۰ هزار سورتی پرواز و بیش از هفت هزار و ۵۰۰ حمله به اهداف زمینی صورت گرفت. این تنها زمانی امکان‎پذیر شد که دولت باراک اوباما در اوایل ژوئیه تصمیمی حیاتی گرفت و روزنامه واشنگتن پست گزارش داد که امکان دارد که «به اشتراک گذاشتن ابزار حساس با ناتو، از جمله تصاویر ماهواره‎ای و شنود سیگنال‎‎هایی که می‎تواند به نیرو‎های عملیات ویژه انگلیسی و فرانسوی حاضر در صحنه و خلبان‎‎هایی که بر فراز مناطق پرواز می‎کنند؛ کمک شایانی کند.»

به‎عبارتی، اگر پنتاگون رموز بی‎بدیل خود را در شلیک به اهداف، ماهواره‎‎ها و هواپیما‎های بدون سرنشین را در اختیار ناتو قرار نداده بودند، آن‎ها تا ابد مجبور به ادامه عملیات بی‎نتیجه خود بودند و از طرفی دولت اوباما نمی‎توانست که در این پیروزی سهمی داشته باشد.



این مردم چه کسانی هستند؟

این مردمی که به‎صورت ناگهانی در حال شادی به خیابان‎‎ها ریختند و بر تلویزیون‎‎های آمریکایی و اروپایی دیده شدند، چه کسانی بودند؟ بعد از لبخند‎ها به دوربین‎‎ها و تیر‎های هوایی با کلاشنیکوف، در انتظار آتش‎بازی و برادرکشی‎‎های بزرگی باشید.

اختلافات قومی و قبیله‎ای در مرز انفجار است. بسیاری از بربر‎ها از کوه‎‎های غربی در پایان هفته گذشته وارد طرابلس شدند، سلفی‎‎های دو آتشه هستند. همین مسأله درباره توده‎‎های اخوان المسلمین شرق لیبی نیز صادق است که توسط سیا آموزش دیده‎اند. به همان میزان که این بنیادگرایان از اروپاییان و آمریکایی‎‎ها «استفاده کردند» تا به قدرت نزدیک شوند، این امکان وجود دارد که در صورتی که توسط سروران جدید از ناتو به حاشیه رانده شوند، تبدیل به نیرو‎هایی شبه‎نظامی و کثیف بشوند.

یک «انقلاب» بزرگ به مرکزیت بنغازی که به مردم غرب به‎عنوان جنبشی مردمی غالب شده بود، یک افسانه است. تنها دو ماه پیش، «انقلابیون» مسلح حداکثر هزار نفر بودند. راه حل ناتو برای مسأله فوق، ایجاد ارتشی از مزدوران بود که شامل همه نوع نیرو‎های ناخوشایند بود: از اعضا‎های سابق جوخه‎‎های مرگ کلمبیا تا مزدورانی از قطر و امارات متحده و همچنین بی‎کار‎هایی از تونس و قبیله‎‎های ناراضی از طرابلس. بالاتر از همه این افراد، تیم مزدوران سیا (سلفی‎‎های بنغازی و درنا) و تیم آل سعود (گروه اخوان المسلمین) قرار داشتند.

همگان به یاد دارند که گروه قاچاقچیان مواد مخدر UCK چه نقشی در «پیروزی» ناتو در جنگ کوزوو در بالکان بازی کردند.یا این‎که پاکستانی‎‎ها و سعودی‎‎ها با پشتیبانی آمریکا «جنگجویانی به‎دنبال آزادی» در افغانستان در دهه ۸۰ میلادی را مسلح می‎کردند.

بعد باید از شخصیت‎‎هایی که در شورای ملی انتقالی مستقر در بنغازی نقش بازی می‎کنند، نام ببریم.

رهبر، مصطفی عبدالجلیل، وزیر دادگستری قذافی از سال ۲۰۰۷ تا استعفایش در ۲۶ فوریه است. وی تحصیل کرده شریعت و قانون مدنی در «دانشگاه لیبی» است. شاید این مسأله باعث شود که با بنیادگرایان اسلامی در بنغازی، البیدا و دلنا به جدال لفظی بیفتند، اما ممکن است که از دانش خود برای فشار آوردن در تقسیم قدرت جدید استفاده کنند.

درباره محمود جبرییل، مدیر هیأت اجرایی شورا نیز باید گفت که وی در دانشگاه قاهره و سپس دانشگاه پیتسبورگ (آمریکا) درس خوانده است. وی نقش کلیدی در ارتباط با قطر دارد، زیرا که در مدیریت دارایی‎‎های شیخا موزه، همسر مشهور امیر قطر، مسئولیت داشته است.

علاوه‎بر این، از پسر آخرین شاه لیبی، ملک ادریس (که ۴۲ سال پیش توسط قذافی بدون خونریزی سرنگون شد) می‎توان نام برد، چراکه آل سعود بدش نمی‎آید پادشاهی جدیدی در شمال آفریقا برقرار شود. البته پسر عمر مختار (قهرمان مقاومت دربرابر استعمار ایتالیا) که شخصیت سکولارتری است نیز وجود دارد.



عراق جدید؟

با این وجود، این‎که فکر کنیم ناتو بعد از پیروزی در جنگ خواهد گذاشت که قدرت در دست «شورشیان» باشد، یک جوک است. رویترز گزارش داده است که یک «نیروی اتصالِی» شامل حدود هزار سرباز از قطر، امارات و اردن به طرابلس خواهند آمد تا نقش پلیس را بازی کنند و پنتاگون نیز از هم اکنون اعلام کرده است که ارتش آمریکا در صحنه حاضر خواهد بود تا «کمک به حفاظت از سلاح‎ها» کند. حرکت زیبایی که از هم اکنون به ذهن متبادر می‌شود این است که چه کسانی حقیقتا عهده‎دار اداره کشور خواهند شد: استعمارگران نو «بشردوست» به اضافه نوکران عربی‎‎شان.

عبدالفتاح یونس، فرمانده «شورشیان» که توسط خود آن‎ها کشته شد، یکی از عوامل سرویس جاسوسی فرانسه بود. وی توسط یکی از جناح‎‎های اخوان المسلمین کشته شد. دقیقا همان زمانی که سارکوزی «آزادی‎بخش بزرگ اعراب» تلاش می‎کرد تا با سیف الاسلام (پسر قذافی که تحصیل کرده مدرسه اقتصادی لندن LSE است) درباره را حل نهایی مذاکره کند.

پس برندگان اصلی در انتهای ماجرا، لندن، واشنگتن، آل سعود و قطری‎‎ها (که جنگنده‎‎ها و «مشاوران» خود را فرستاده بودند و از همین الآن هم مسئولیت فروش نفت لیبی را برعهده دارند) بودند. باید به‎طور خاص از مجموعه پنتاگون/ ناتو نیز نام ببریم که بالاخره «آفریکام» [شاخه آفریقایی ستاد مشترک ارتش آمریکا]این فرصت را پیدا خواهد کرد که اولین پایگاه آفریقایی خود را در حاشیه مدیترانه برپاکند و ناتو یک گام دیگر به‎سوی اعلام مدیترانه به‎عنوان «یک دریاچه ناتو» پیش می‎رود.

اسلام‎گرایی؟ قبیله‎گرایی؟ این‎ها مشکلات کوچک‎تری برای لیبی در مقایسه با «سرزمینی رویایی جدیدی برای استعمارگرایی نوین» می‎تواند باشند. تردید کمی وجود دارد که سروران غربی خواستار تلاش برای احیای نسخه‎ای دوستانه‎تر از «حاکمیت موقت ائتلافی» که در عراق شنیع و درنده خو بود، باشند. این اقدام باعث می‎شود که این آرزوی لبیرال‎‎های جدید دوآتشه محقق شود: تملک ۱۰۰ درصد دارایی‎‎های لیبی، بازگرداندن تمام سود‎ها به کشور خود، شرکت‎‎های غربی که دارای همان جایگاه قانونی شرکت‎‎های محلی هستند، بانک‎‎های خارجی که بانک‎‎های محلی را می‎خرند و مالکیت بر درآمدها و شرکت‎ها.

در همین حال، شکاف عمیق میان مرکز (طرابلس) و حاشیه برای کنترل منابع انرژی تشدید می‎شود. در این‎جا، تمام غول‎‎های نفتی غربی مانند بریتیش پرتولیوم، توتال اکسون توسط شورای انتقالی از امتیاز در اختیار گرفتن منابع برخوردار خواهند شد و در نقطه مقابل شرکت‎‎های چینی، روس‎ و هندی متضرر خواهند شد. نیرو‎های ناتو که در صحنه باقی می‎مانند، به شورا کمک خواهند کرد که با این هدف دست یابد.

مجریان نفتی معتقدند که حداقل یک سال طول خواهد کشید تا تولید نفت به سطح قبل از جنگ داخلی، یعنی ۶ میلیون و ۱۰۰ هزار بشکه در روز برسد. اما برآورد می‎کنند که نفت سالانه درآمدی ۵۰ میلیاردی را برای طرابلس به ارمغان می‎آورد.

در پایان، «وظیفه محافظت»، استعمارگرایی بشردوستانه، پادشاهی‎‎های عربی، ناتو به‎عنوان پلیس جهانی و پنتاگون پیروز می‎شوند. اما تمام این‎‎ها برای سوءظن استعماری کافی نیست. از هم اکنون درخواست استفاده از «نیرو‎هایی تثبیت» می‎کنند. تمام مسائل فوق در حالی است که همچنان برخی از ساده‎انگاران به ستایش «اتحاد مقدس» میان استعمارگرایی نوین غرب، پادشاهی‎‎های فراارتجاعی عربی و سلفی‎‎های دو آتشه می‎پردازند.

کار به پایان نرسیده است. ایستگاه بعدی دمشق است

(منبع:به دموکراسی لیبی خوش آمدید/ ترجمه: حامد نعمت‎اللهی - په‎په اسکوبار- روزنامه Asian Times ,به نقل از : هفته نامه پنجرهش۱۰۵ ص۶۶)

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.