به نظر شما به کار بردن تعابیری که در زیارات مخصوص اهل بیت است مانند سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم یا بابی انت و امی برای بزرگانی مانند مقام معظم رهبری و دیگران درست است........؟ ۱۳۹۱/۲/۳۱

با سلام دوست عزیز ابتدا از اینکه این مرکز را به منظور دریافت پاسخ سوالات خویش انتخاب نموده اید از شما سپاسگذاریم .
در مورد سوالی که مطرح نموده اید چند نکته لازم است گفته شود :
با سلام دوست عزیز ابتدا از اینکه این مرکز را به منظور دریافت پاسخ سوالات خویش انتخاب نموده اید از شما سپاسگذاریم .
در مورد سوالی که مطرح نموده اید چند نکته لازم است گفته شود :
۱ – تعابیری که در روایات و آیات و به ویژه ادعیه ماثوره ذکر می شود به دو گونه هستند : برخی از آنها تعابیری هستند که اختصاص به معصومین دارد مثل تعبیری که در زیارت جامعه کبیره در مورد ائمه معصومین ع ذکر شده است : «اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ یا اَهْلَ بَیْتِ النُّبُوَّةِ وَمَوْضِعَ الرِّسالَةِ وَمُخْتَلَفَ الْمَلاَّئِکَةِ وَمَهْبِطَ الْوَحْىِ» . برخی از آنها هم تعابیری هستند که اگر چه ابتدائا در مورد ائمه معصومین وارد شده است اما می توان با الغاء خصوصیت نسبت به دیگران نیز به کار برد همچون تعبیر «انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم» چرا که این تعبیر اختصاصی به ائمه معصومین ندارد و اصطلاحی است عرفی که شدت علاقه و محبت فرد را نشان می دهد و از این اصطلاح عرفی در دعاها استفاده شده است مثل اصطلاح عرفی «پدر و مادرم فدای تو باد» که در تعابیر ادعیه در مورد معصومین نیز با تعبیر «بابی انت و امی» به کار رفته است و اوج این علاقه در موضوع ولی و مولی علیه بروز و ظهور پیدا کرده و در نتیجه فرد نسبت به کسی که ولی او محسوب می شود چنان دلبستگی و همبستگی ای پیدا می کند که با دوستان او دوست و با دشمنان او دشمنی می کند . از طرفی درجه اینگونه همبستگی ها نسبت به افرادی که انسان به آنان علاقه دارد تفاوت می کند . چرا که نسبت به برخی افراد اقدامی صحیح نمی باشد همچون دوستان عادی که نباید هرگز ملاک محبت نسبت به دیگران را دوستی و دشمنی با دوست خود قرار داد اما در مورد کسانی که ولایت مطلقه بر انسان دارند همچون ائمه معصومین ع می توان چنین ملاکی را قائل شده ، با دوستان آنان دوستی و با دشمنان آنان دشمنی کرد . زیرا که ائمه معصومین خود ملاک دوستی ها و دشمنی ها به شمار می آیند . اما در مورد سایر افرادی که در تداوم امامت قرار گرفته و به عنوان جانشینان بر حق امامان معصوم مطرح می شوند همچون نواب خاص و عام ائمه معصومین هر چند نمی توان عین همان ولایتی که برای ائمه معصومین مطرح می شود را برای آنان مطرح کرد اما به تناسب مقام و شانی که این بزرگواران دارند می توان برای این بزرگواران نیز از این تعابیر استفاده کرد اما قطعا نباید نگاهی که نسبت به ملاک بودن ائمه معصومین در مورد دوستی ها و دشمنی ها صورت می گیرد را در مورد اولیای الهی مطرح کرد چرا که از سویی بر خلاف ائمه معصومین که معصومند و بدون لغزش و خطا ، اولیای الهی هر چند که دارای مراتب عالی باشند باز هم از خطا و اشتباه مصون نیستند و در نتیجه ممکن است در تشخیص دوستان و دشمنانشان دچار اشتباه شده باشند و در نتیجه صرف اعتماد و اتکاء به دوستی و دشمنی خود ولی با این افراد ممکن است باعث افتادن فرد در اشتباه گردد . از طرفی دیگر در مورد افرادی همچون ولی فقیه ممکن است فردی به برخی دلایل موجه همچون دلایل علمی به ولایت مطلقه فقیه نرسد (همچون برخی فقهایی که علیرغم اعتقاد به اصل ولایت فقیه که از اصول مسلمه فقه شیعه است به ولایت انتصابی فقیه در امور حکومتی در عصر غیبت قائل نیستند) و در نتیجه اصطلاحا جزء هواداران ولی فقیه به شمار نیاید اما با این حال نمی توان همین مساله را ملاکی برای عدم دوستی با او و یا حتی دشمنی با وی قرار داد . بنابر این هر چند تعابیری از قبیل «سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم» را در برخی موارد (همچون موردی که مخالف ولی فقیه ، معاند و دشمن او هم باشد و نه صرفا جایی که فرد مخالف ولی فقیه می باشد اما دشمن و معاند وی نمی باشد) می توان در مورد ولی فقیه به کار برده و اجمالا دوستی با دوستان ولی فقیه و دشمنی با دشمنان ولی فقیه را مطرح کرد اما نمی توان ملاک بودن دوستی و دشمنی با ولی فقیه را با ملاک بودن دوستی و دشمنی با امام معصوم یکسان گرفت و به عبارتی ، دوستی و دشمنی با ولی فقیه اگر چه در برخی مواقع می تواند معیار و ملاکی برای دوستی ها و دشمنی ها باشد اما هرگز نمی تواند به عنوان معیار و ملاک دائمی و کلی دوستی ها و دشمنی ها مطرح باشد به ویژه در مواقعی که فرد اعتقادی به ولایت فقیه نداشته باشد اما با این حال هیچ دشمنی و عنادی هم با ولایت فقیه نداشته باشد . خصوصا با توجه به فتوای صریح حضرت آیت الله خامنه ای پیرامون اعتقاد به ولایت فقیه که می فرمایند:
•«ولایت فقیه و رهبری جامعه و اداره کردن شئون اجتماعی در هر عصر و زمان از ارکان مذهب حقه اثنی عشری است و ریشه در اصل امامت دارد. پس اگر کسی از راه دلیل خلاف آن را معتقد شود، معذور است؛ ولی در عین حال برای او جایز نیست که تفرقه و اختلاف ایجاد کند» ( اجوبة الاستفتائات، الجزء الاول، ص ۱۸، دار الوسیله، ۱۴۱۶ ه. ) و •در پاسخ به استفتای ۶۱ می‌نویسند: «اگر کسی به نظر خود بر اساس استدلال و برهان به عدم لزوم اعتقاد به آن ولایت‌فقیه رسیده باشد؛ معذور است.»
بر خلاف ائمه معصومین که دوستی و دشمنی با آنان همواره و تحت هر شرایطی می تواند معیاری برای دوستی ها و دشمنی های ما باشد . بنابراین باید بگوییم که هر چند اصل به کار بردن چنین تعابیری با الغاء خصوصیت نسبت به معصومین اشکالی ندارد اما با توجه شائبه هایی از قبیل احتمال مشابهت سازی میان معصومین و ولی فقیه بهتر است از به کار بردن چنین تعابیری خودداری نماییم .
۲ – عمده تعابیری که در مورد ولی فقیه بیان می شود و از طرفی اختصاصی هم به امام معصوم ندارد تعابیری هستند که صرفا به اعتبار شخصیت حقوقی و نه حقیقی مقام معظم رهبری بیان می شود و از طرفی با توجه به شانی که این جایگاه از منظر دینی دارد به کار بردن برخی از آنها ظاهری موجه هم دارد همچون تعبیر بابی انت و امی که به معنای این است که «پدر و مادرم فدای تو باد» که با توجه به جایگاه ولایت فقیه به عنوان نائب معصوم ، چنین آرزوی فداشدنی ظاهرا چندان اشکالی هم ندارد چرا که فدا شدن در راه نائب امام معصوم همچون فدا شدن در راه خود معصوم می باشد . با این حال سیره نظری و عملی مقام معظم رهبری حاکی از این است که ایشان دراین حد نیز موافق بیان چنین تعابیر به ظاهر مواجهی نیستند که در ادامه اشاره خواهد شد .
۳ –تعابیری از قبیل آنچه که ذکر شد و حتی تعابیری بالاتر از اینها اموری هستند که بیشتر توسط مردم و به دلیل محبتی که نسبت به ولی فقیه دارند ساخته و پرداخته می شود و تا کنون هیچ اقدام و عکس العملی که حاکی از تایید مقام معظم رهبری نسبت به این قبیل تعابیر باشد دیده نشده است و حتی در صورتی که برخی از این تعابیر مخالف معیارها و اصول باشد ایشان در برابر آن واکنش نشان داده و به نفی آن پرداخته اند مثل تعبیر ذوب در ولایت که زمانی بسیار مطرح می شد . اما علیرغم ظاهر جذاب ، زیبا و نسبتا موجهی که این تعبیر داشت ایشان در برابر این مساله واکنش نشان داده و فرمودند : «تعبیر «ذوب در ولایت» را غالباً مخالفان شماها - کسانى که مى خواهند نکته گیرى کنند و مضمونى بگویند - به کار مى برند؛ والّا بنده این حرف را از آدمهاى حسابى کمتر شنیده ام. بنده نمى فهمم معناى ذوب در ولایت را. ذوب در ولایت یعنى چه؟ باید ذوب در اسلام شد. خود ولایت هم ذوب در اسلام است. روزى که شهید صدر گفت «در امام خمینى ذوب شوید؛ همچنان که او در اسلام ذوب شده است»، تنها شاخص صحت راه، شخص امام بود؛ نه قانون اساسى بود، نه جمهورى اسلامى بود، نه نظامى بود، نه دستگاهى بود. در صحنه ى آشفته ى هوى ها و جریانها و خطوط مختلف، یک قامتِ برافراشته و یک علمِ سرافراز وجود داشت و او امام بود؛ شهید صدر مى گفت در او ذوب شوید. راست هم مى گفت؛ ذوب در امام، ذوب در اسلام بود. امروز این طورى نیست. ذوب در رهبرى، ذوب در شخص است؛ این اصلاً معنا ندارد. رهبرى مگر کیست؟ رهبرى هم باید ذوب در اسلام باشد تا احترام داشته باشد. احترام رهبرى در سایه ى این است که او ذوب در اسلام و ذوب در همین هدفها بشود؛ پایش را یک قدم کج بگذارد، ساقط مى شود. هیچ کس در شخص و در جهت ذوب نمى شود؛ در آن هدفها باید ذوب شد؛ در اسلام باید ذوب شد؛(۲۷/۳/۱۳۸۳بیانات در دیدار نمایندگان هفتمین دوره ى مجلس شوراى اسلامى به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری )
و یا مورد دیگری نیز وجود دارد که در آن معظم له صریحا نسبت به تعابیر و شعارهایی از قبیل «بابی انت و امی» واکنش نشان داده اند که گویای این واقعیت است که ایشان نیز با به کار بردن چنین تعابیری نسبت به ولی فقیه موافق نیستند. از جمله اینکه ایشان اخیرا در دیداری که با فرماندهان نیروی زمینی ارتش داشتند در خلال فرمایشات خویش ضمن اشاره به ارتش شاهنشاهی که گاه هدف خود را فدایی شدن برای شاه عنوان می کردند ارتش جمهوری اسلامی را مبرا از این گونه مسائل دانسته و عنوان کردند که نباید هیچ کس به خاطر شخص فدا شود بلکه همه باید فدای اسلام شوند که بخش هایی از این موضع گیری از این قرار می باشد : «این را من باید تأکید کنم؛ نه خدا راضى است، نه احکام اسلام اجازه میدهد که ما بگوئیم ارتش ما، یا نیروهاى مسلح ما، یا عناصر ما، براى خاطر فلان آدم بمیرند؛ نه. بله، براى خاطر اسلام، همه بمیرند؛ فلان آدم هم براى خاطر اسلام بمیرد. براى برافراشته نگهداشتن پرچم استقلال کشور - که کشور اسلامى است - همه آماده باشند براى مردن در این راه؛ که این مردن، اسمش شهادت است» (بیانات در جمع فرماندهان نیروی زمینی ارتش ، به نقل از همان ، ۱۳۹۱/۰۲/۰۳ ، http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=۱۹۴۴۲ )
از طرفی دیگر سیره عملی و نظری مقام معظم رهبری نیز حاکی از این است که ایشان با هر گونه اغراق گویی نسبت به ایشان حتی با تعابیری که از تعابیر دینی برگرفته نشده است هم مخالفند که موارد ذیل که نمونه ای از دهها مورد می باشد به خوبی گویای این مساله می باشد :
۱ – سایت جهان نیوز به نقل از وبلاگ سحر یار به دو نمونه از برخورد مقام معظم رهبری با تملق گویی اشاره کرد و نوشت: در تاریخ ۲۴ / ۶ / ۷۷ در دیدار با فرماندهان سپاه پاسداران، قبل از بیانات مقام معظم رهبری سرودی اجرا شد و در آن مصرعی بود که جمع باهم می خواندند سرور ما، خامنه ای.
ایشان در همان جلسه تذکر دادند و فرمودند: یک نکته هم درباره این سرود زیبایی که برادران اجرا کردند، عرض کنم: من خواهش می کنم که الفاظ این اشعار و سرودها را از کلمات مبالغه آمیز خالی کنید. هم شأن شما این است که در این راهها پیشقدم باشید و هم حقیقت قضیه این است. بنده افتخارم به این است که بتوانم خدمتگزار شما و مردم باشم.
«سَروَر» فقط خدای متعال است و به امر او و در پیروی و عبودیّت او بندگان صالحِ برجسته و معصومین علیهم السّلام ‌اند.
ما بندگانی ناقص، نارسا، و ضعیف هستیم. بزرگترین هنر ما این است که بتوانیم در لابه لای همه ضعفهایی که داریم، کاری انجام دهیم که انشاءاللَّه طبق وظیفه باشد. این کلمات مبالغه آمیز را حذف کنید. بنده، وقتی این کلمات را می شنوم، حقیقتاً متأذّی می شوم.

۲ - در ۱۲/ ۸/ ۸۰ در دیدار با جوانان اصفهان، قبل از فرمایشات امام خامنه ای، کسی ایشان را علی زمان خواند، در همان جلسه اینگونه تذکر دادند :
«اگر کسی در مقابل جوانان ادّعا کند و بگوید نظام اسلامی ما هیچ عیبی ندارد و همان قالبی را که اسلام خواسته، ما پیاده می کنیم، گزاف گفته است. به هیچ وجه این طور نیست. خود ما انسانهای ضعیفی هستیم. وقتی کسانی اسم مبارک امیرالمؤمنین (علیه السّلام) یا اسم مبارک ولیّ عصر (روحی فداه) را می آورند، بعد اسم ما را هم دنبالش می آورند، بنده تنم می لرزد. آن حقایق نور مطلق، با ما که غرق در ظلمتیم، بسیار فاصله دارند. ما گیاه همین فضای آلوده دنیای امروزیم؛ ما کجا، کمترین و کوچکترین شاگردان آنها کجا؟ ما کجا و قنبرِ آنها کجا؟ ما کجا و آن غلام حبشیِ فداشده در کربلای امام حسین (علیه السّلام) کجا؟ ما خاک پای آن غلام هم محسوب نمی شویم.
اما آنچه که حقیقت است، این است که ما به عنوان مسلمانانی که راهمان را شناخته ایم، تصمیم خود را گرفته ایم و نیروی خود را برای این راه گذاشته ایم؛ با همه وجود در این راه حرکت می کنیم و ادامه خواهیم داد. نواقصی در کار ما وجود دارد؛ همه این نواقص هم قابل حلّ است. البته وقتی این نواقص را حل کنیم، این طور نیست که به غایت مطلوب رسیده ایم؛ نه، راه کمال تمام نشدنی است. در این جاده ای که ما حرکت می کنیم، هر کیلومتر به کیلومترِ آن توقّف ممنوع است؛ نباید توقف کرد؛ همچنان باید جلو رفت. بسیاری از مشکلات کنونی که ملت و کشور ما با آنها دست به گریبان است، قابل حلّ است.»

آقای حداد عادل نیز نقل قولی در این زمینه از مقام معظم رهبری دارد به این مضمون که « من بسیار حساسم که مبادا درباره من اغراق شود و شخص پرستی و این نوع عیوب در جامعه ما رواج پیدا کند. یک بار دیدم از تلویزیون راجع به من شعری پخش می‌شود، به قدری ناراحت شدم که قبل از آنکه شعر تمام شود،‌ بلند شدم و از اتاق بیرون رفتم و بعد به مسئولان صدا و سیما پیغام دادم که این چه کاری بود کردید؟ دیگر این شعر را پخش نکنید.»(خبرگزاری فارس ، http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=۸۹۰۵۲۷۱۶۰۴ )
نتیجه اینکه اگر چه به کار بردن برخی تعابیر که در ادعیه وارد شده است به دلیل عدم اختصاص به امامان معصوم و البته با الغاء خصوصیت نسبت به معصومین ، در موردکسانی همچون ولی فقیه ظاهرا اشکالی ندارد اما بهتر است از به کاربردن چنین تعابیری خودداری شود و سیره عملی و نظری مقام معظم رهبری نیز نشان دهنده این است که ایشان نیز موافقتی با به کار بردن چنین تعابیری ندارند و در مواردی که این کاربردها باعث بروز شائبه مخالفت با اصول و عقاید گردد و یا شائبه تملق گویی پیش آید به شدت واکنش نشان می دهند و البته نباید انتظار داشت که ایشان نسبت به هر شعار و بیان اغراق آمیزی که در حضور یا عدم حضور ایشان نسبت به خودشان می شود واکنش نشان دهند .

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.