بودا دین الحادی!! ۱۳۹۰/۴/۲


پاسخ:
گفته شما که در آیین بودا خدا جایی ندارد کاملا درست است. یعنی بودیسم در قاموس خود واژه مقدسی به نام خدا را حذف کرده است. ما مناسب تر می دانیم به بودیسم آیین و مکتب بگوییم نه دین. بنا براین باید تعریف دالایی لاما را از دین فهمید. یعنی باید دقت کرد که به چه چیزی دین می گوید. اگر در گفته های دالایی لاما تامل شود معلوم می گردد، دالایی لاما دین را نه مسیری واقعی و راهی حقیقی که یک سرگرمی شخصی آرام بخش می¬داند ( دقت کنید! ). چنان که می¬گوید: «پنج میلیون انسان روی کره زمین زندگی می¬کنند و من معتقدم به پنج میلیارد دین نیاز داریم»

پاسخ:
گفته شما که در آیین بودا خدا جایی ندارد کاملا درست است. یعنی بودیسم در قاموس خود واژه مقدسی به نام خدا را حذف کرده است. ما مناسب تر می دانیم به بودیسم آیین و مکتب بگوییم نه دین. بنا براین باید تعریف دالایی لاما را از دین فهمید. یعنی باید دقت کرد که به چه چیزی دین می گوید. اگر در گفته های دالایی لاما تامل شود معلوم می گردد، دالایی لاما دین را نه مسیری واقعی و راهی حقیقی که یک سرگرمی شخصی آرام بخش می¬داند ( دقت کنید! ). چنان که می¬گوید: «پنج میلیون انسان روی کره زمین زندگی می¬کنند و من معتقدم به پنج میلیارد دین نیاز داریم»
در بیان بالا آنچه دالایی لاما در برابرش سرتسلیم فرود آورده، همان است که امروزه از آن به «کثرت گرایی دینی» و « پلورالیزم دینی» یاد می¬شود.
آنچه در این مختصر با زبان ساده قابل ذکر است این است که آیا دین «راه واقعی» است یا «مسئله ای ذوقی»؟ آیا دین از این جهت که نیاز اولیه و اصیل روح انسان است وجودش لازم است یا از این جهت که نوعی سرگرمی و تفنن است؟ آیا دین هم چون هوا و نیاز به تنفس است که بدون آن هلاکت روح قطعی است؛ یا هم چون دسر غذاست که در نبود آن ضرری متوجه انسان نمی شود؟
آن چه در بیان دالایی لاما آمده است و با نگاه رایج غربیها هم سازگار است « برداشت ذوقی » از دین است که در این برداشت، دین امری سلیقه ای تلقی می شود و مسئله ای فردی قلمداد می شود. بنابراین، انتظار این که دین عهده دار رسالت اجتماعی گردد، بیهوده و لغو خواهد بود. با این نگرش، دین نسبت به با خدایی یا بی خدایی هیچ اقتضایی ندارد. بنابراین طبیعی است که دالایی لاما توصیه کند:«امکان دارد کسی با پذیرش خدا آرامش یابد و دیگری با انکار خدا، هر کسی باید دنبال داروی مناسب خود باشد.» ( بیداری ص ۷و۹)
از گفته های ما معلوم شد که کلمه دین یک مشترک لفظی است که در نوشته های دالایی لاما به معنای دیگری به کار رفته است. اگر دالایی لاما دوست دارد چون خودش خدا را طبق تعالیم بودیسم نپذیرفته است؛ به مشغولیت درونی انسان و تمرکز و تجسم و اموری از این قبیل دین بگوید، ما مخالفتی نداریم؛ چون این صرفا یک نام گذاری است. بگذارید هر طور که دوست دارد، نام انتخاب کند.
مهم این است که انسان برای رسیدن به سعادت همه جانبه و رشد تمامی استعدادهای روحی خود نیاز به برنامه وحیانی دارد و این برنامه وحیانی که از طرف خداوند و از طریق رسولانش به مردم رسیده است، همان چیزی است که بدون آن انسان قادر به تعالی حقیقی نخواهد بود. این برنامه که از جانب خدا برای هدایت بشر لازم است، همان است که ما به آن دین می گوییم.
دین یعنی برنامه الهی برای رسیدن به رضایت خداوند.
اما دالایی لاما چون خدا را نفی می کند، مجبور است به هر نوع سرگرمی درونی و روحی دین بگوید.
اما این که چرا دالایی لاما چرا دائما به شادی دعوت می کند و هدف را شادی معرفی می کند، سوالی است که در همین بخش قبلا به آن جواب داده شده است و می توانید در همین سایت ( در صفحه دالایی لاما ) به سوال مربوط به رنج در مکتب دالایی لاما مراجعه کنید.
جهت مطالعه بیشتر:
۱. کتاب نیم نگاهی به معنویت دالایی لاما، حمزه شریفی دوست، ناشر موسسه بهداشت معنوی، چاپ ۱۳۸۹
۲. سایت بهداشت معنوی بخش مقالات

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.