تائوئیسم از منظر اسلام ۱۳۹۲/۵/۷ - ۲۰ بازدید

تائوئیسم یکی از مکاتب عمده عرفانی در کنار مکاتبی همچون، شامانیسم، بودیسم، هندوئیسم، عرفان مسیحی و عرفان اسلامی می‌باشد. این تقسیم‌بندی مکاتب عرفانی بر اساس شیوه سیر و سلوک عرفانی این مکاتب می‌باشد که در این میان، تائوئیسم در دسته مکاتب عرفانی طبیعت‌گرا قرار می‌گیرد که قائل به نوعی طبیعت‌گرایی معنوی هستند.
taoism.jpgتائوئیسم یکی از مکاتب عمده عرفانی در کنار مکاتبی همچون، شامانیسم، بودیسم، هندوئیسم، عرفان مسیحی و عرفان اسلامی می‌باشد. این تقسیم‌بندی مکاتب عرفانی بر اساس شیوه سیر و سلوک عرفانی این مکاتب می‌باشد که در این میان، تائوئیسم در دسته مکاتب عرفانی طبیعت‌گرا قرار می‌گیرد که قائل به نوعی طبیعت‌گرایی معنوی هستند.

طبیعت گرایی معنوی از آنجا آغاز شد که انسان روزی، نعمت، برکت و همچنین بلاها و مرگ خود را در گرو نیروی طبیعت دانست؛ بنابراین ایمان پیدا کرد که نیروی برتر و راز آلود طبیعت بر همه شئون آدمی مسلط است. بدین ترتیب با تامل در نفس خود به نیروی عظیم طبیعت پی برد و هم از این رو نفس خود را کاوید تا راهی برای ارتباط و بهره‌برداری از این نیروی بی‌کران بیابد. با آمیخته شدن خود اندیشی مذموم و ممدوح از این کاوش‌های درون نگرانه، شیوه‌ها و مکاتب معنوی گوناگونی پدید آمد و تحریفاتی در تعالیم پیامبران و ادیان الاهی وارد شد.
مهم‌ترین باورهای مکاتب عرفانی طبیعت‌گرا، اعتقاد به خدا یا پرستش ارواح نیاکان است؛ زیرا به نیروی طبیعت پیوسته و نیک و بدشان در عالم تاثیرگذارند.
در چارچوب ادبیات طبیعت گرایی، معنویت به معنای پذیرش نیروی برتر و مسیطر بر پدیده‌های مادی طبیعی است که در تمامی مظاهر طبیعت جریان دارد و عرفان به معنای شناخت و ارتباط با نیرو است.
در مکتب تائویسم توجه به طبیعت در زندگی مادی و شیوه‌های بهبود آن از اهمیت اساسی برخوردار است. حتی رهبران تائویسم بر این باورند که در فهم اندیشه‌های معنوی آنها نیز باید این نکته را به خوبی در نظر داشت که ارتباط و اتصال با طبیعت امری اصیل و ذاتی است.
بنابراین غایت سیر و سلوک عرفانی تائوئیسم، اتحاد با نیروی طبیعت است؛ نیروئی که همواره به صورت‌های گوناگون چهره‌ی خود را نشان می‌دهد. عرفان تائوئیسم، حقیقت را در چهره رنگارنگ و دگرگون‌پذیر مادی و طبیعت محدود می‌سازد و گویی چیزی فراتر از نیروهای پنهان و آشکار طبیعت که همواره در جریان است برای درک معنوی و ادامه‌ی سلوک عرفانی وجود ندارد. از این رو با تاکید بر یگانگی تائو، خدایان گوناگونی برای آب و باد و آتش و غیره در این مکتب مطرح است که عارف تائوئیست می‌تواند با تمرینات بدنی نظیر کنگ‌فو، شائولین و غیره با این خدایان ارتباط برقرار کرده نیروی مخصوصی را به واسطه‌ی آنها از تائو دریافت کند. هم از این رو اساتید معنوی معمولاً اساتید رزمی و ورزشی هستند.
علیرغم امتیازات تائوئیسم نظیر انطباق‌پذیری با واقعیت متحول جهان و اهمیت روش شناختی ورزش‌های رزمی و آمادگی جسمانی از این ضعف نمی‌توان چشم پوشید که غایت این سیر به کشف و ارتباط با نیروی جاری و بیکران طبیعت محدود می‌گردد و همه هستی به ماده و انرژی فیزیکی تقلیل داده می‌شود.
در واقع، اعتقاد به اصالت طبیعت و حیات مادی موجب محدودیت دید ماورائی این مکتب است که غایت سیر و سلوک را از بین برده و به نیروی جهانی تقلیل داده است. خدا در این مکتب، خدائی است که متحرک است؛ یعنی خدایی که حضورش محدود است. خدایی که از اجزای متضاد ترکیب شده و به اجزایش نیازمند و وابسته است. خدایی که همه جلوه و قلمرو حکومتش جهان بوده، فراتر از آن چیز قابل ذکری نیست. در حالی که این جهان مادی با همه عظمش در برابر تمام هستی مانند حلقه‌ای در دشتی پهناور است و اگر نیرو حالتی از ماده دانسته شود اثری از معنویت و ماوراء طبیعت نخواهد ماند غیر از نامی پوچ و بی‌معنا.
همچنین، از آنجا که توجه این مکتب به تعالی حیات مادی و رسیدن به آرامش و سلامت جسمانی در زندگی است، در این راه به نیروی مرموز طبیعت باید پیوست. هرچند ارتباط با نیروی طبیعت اتفاق جالبی است و دست‌یابی به آرامش ارزشمند است، اما آیا تمام ظرفیت و نیاز معنوی انسان همین دست‌یابی به آرامش است؟ عرفان‌های دینی معمولاً به حقیقت برتری توجه دارند که یکی از آثار نزدیک شدن و یا رسیدن به آن آرامش است و ده‌ها هزار گنجینه ارزشمندتر از آرامش عمیق و لذت پایدار در آن نهفته است که با پیوستن به نیروی طبیعت و رسیدن به آرامش به دست نمی‌آید و اساساً مورد توجه نبوده، شناخته نمی‌شود.
نکته دیگر اینکه، برای دست‌یابی به نیرو تائو روش‌های بدنی و تمرینات جسمی و ذهنی لازم است؛ اما اصول اخلاقی شرط به کارگیری درست این نیروهاست و نه لازمه دست‌یابی به آنها.
مشکل دیگر تائوئیسم این است که در تائوئیسم، حذف تمایز پدیده‌های جهان به آنجا می‌رسد که انسان با حیوان هم رتبه می‌نشیند و برتری او بر حیوانات چندان ملاحظه نمی‌شود.
بنابراین، کاهش حقیقت غایی عرفان به امور مادی و طبیعی، توجه صرف به آرامش و ارتباط با نیروی طبیعت و عدم توجه به سائر ظرفیت‌ها و نیازهای معنوی انسان، عدم توجه به اصول اخلاقی به عنوان لازمه عرفان و هم‌رتبه انگاری انسان با حیوان را، می‌توان از جمله ایرادهای وارده بر این مکتب عرفانی از منظر اسلام برشمرد.
حمیدرضا مظاهری سیف
منابع برای مطالعه بیشتر:
 فالون دافا معنویت بدن گرا، حمید رضا مظاهری سیف
 تبیین برتری عرفان اسلامی از برترین مکاتب عرفانی، حمیدرضا مظاهری سیف

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
لطفا اول درست و دقیق کتاب تائو ته چینگ رو مطالعه کنید بعد نظر بدید...کاملا معلومه کسی که این نظر رو داده به صورت دقیق کتاب رو مطالعه نکرده

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.