تاثیر ملامت کردن گناهکار ۱۳۹۲/۰۶/۲۸ - ۶۲۶۵۶ بازدید

بله احادیثی در این مورد داریم از جمله :

امام صادق سلام الله علیه : مَن عَیَّرَ مُؤمِناً بِذَنبٍ لَم یَمُت حَتّى یَرکَبَهُ
کسى که مؤمنى را براى گناهى سرزنش کند، نمیرد تا خودش آن گناه را مرتکب شود میزان الحکمة: ح ۱۴۸۵۴
ودلیل آن هم روشن است، چون اولا: « سرزنش وملامت » دیگران در دین محکوم است ولو اینکه سرزنش تو از گناه باشد! وثانیا : امر به معروف لازم و واجب است ولی کسی نمی تواند شخص مرتکب منکر را ملامت کند بلکه عمل شخص منکر بوده لذا باید فعل منکر را تقبیح کرد نه عامل به منکر را !

بله احادیثی در این مورد داریم از جمله :

امام صادق سلام الله علیه : مَن عَیَّرَ مُؤمِناً بِذَنبٍ لَم یَمُت حَتّى یَرکَبَهُ
کسى که مؤمنى را براى گناهى سرزنش کند، نمیرد تا خودش آن گناه را مرتکب شود میزان الحکمة: ح 14854
ودلیل آن هم روشن است، چون اولا: « سرزنش وملامت » دیگران در دین محکوم است ولو اینکه سرزنش تو از گناه باشد! وثانیا : امر به معروف لازم و واجب است ولی کسی نمی تواند شخص مرتکب منکر را ملامت کند بلکه عمل شخص منکر بوده لذا باید فعل منکر را تقبیح کرد نه عامل به منکر را !

پیامبر صلى الله علیه وآله می فرمایند : اَلذَّنبُ شومٌ عَلى غَیرِ فاعِلِهِ اِن عَیَّرَهُ ابتُلِىَ بِهِ وَ اِن اَغتابَهُ أَثِمَ وَ اِن رَضىَ بِهِ شارَکَهُ؛ گناه براى غیر گناهکار نیز شوم است، اگر گنهکار را سرزنش کند به آن مبتلا مى شود، اگر از او غیبت کند گنهکار شود و اگر به گناه او راضى باشد، شریک وى است. نهج الفصاحه، ح 1623
بنابراین به نظر می رسد که بایستی اورا از این کار،بدون اینکه اورا ملامت کند بازدارد وعواقب گناه را برای شخص بازگوکند بدون اینکه شخص را سرزنش بر کرده اش بکند بلکه کاری کند که خود شخص از کرده اش پشیمان شود!


با گناهکار چگونه برخورد کنیم؟
اینکه در روایات، ملامت وسرزنش گناهکار به خاطر گناهش نهی شده است شاید دلیلش این باشد که گناه بیماری است و گناهکار بیمار؛ و همان طور که ملامت کردن بیمار به خاطر بیماری اش صحیح نیست و به جای آن باید به درمانش توجه کرد، توبیخ گناهکار نیز به خاطر گناهش درست نیست و باید با استفاده از راههای درمانی که ذکر شد به درمان او پرداخت.


اکنون برای اطلاع از کلمات بزرگان دین واحادیث در این باره، چند حدیث دیگر ذکر می شود:
عن علی بن الحسین علیه السلام قال: «کان آخر ما أوصی به الخضر موسی بن عمران علیه السلام أن قال له لا تعیرن أحدا بذنب» (1) امام چهارم علیه السلام فرمود: آخرین وصیتی که حضرت خضر به موسی علیه السلام کرد این بود که به او گفت: هیچگاه کسی را به خاطر گناهش ملامت نکن.
در حدیث دیگری که از امام باقر علیه السلام درباره ی وصیت حضرت خضر به موسی علیهماالسلام نقل شده آمده است: «لا تعیرن أحدا بخطیئته...» (2) هیچ کس را به خاطر خطایش سرزنش نکن... .
امام صادق علیه السلام در حدیثی فرمود: «اذا وقع بینک و بین أخیک هنه فلا تعیره بذنب» (3) هرگاه میان تو و برادر مسلمانت کدورتی پیش آمد او را به خاطر گناهش ملامت نکن.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مطابق حدیثی فرمود: «اذا زنت خادم أحدکم فلیجلدها الحد و لا یعیرها» (4) اگر زنی که خدمتکار شما است زنا کرد باید او را به وسیله ی حاکم شرع حد بزنید [و کیفر قانونی را درباره ی او اجرا کنید]، ولی او را سرزنش و ملامت نکنید.
بخصوص اگراین ملامت مکرر و در انظار عموم و ملأ عام باشد، طرف را به انتقام جویی و عکس العمل وامی دارد و حتی ممکن است به گناهان بزرگ تری دست بزند.
علی علیه السلام در این زمینه می فرماید: «الافراط فی الملامه تشب نیران اللجاج»(5) زیاده روی در ملامت، آتش لجاجت را مشتغل می سازد.
و نیز می فرماید: «ایاک أن تکرر العتب فان ذلک یغری بالذنب و یهون بالعتب» از تکرار سرزنش بپرهیزید که موجب دلیری در گناه و بی اثر ساختن ملامت می شود.


یک نکته ی مهم:
ممکن است این مطلب شبهه ایجاد کند و خیال شود که سرزنش نکردن گناهکار به معنای سکوت در برابر اوست و این سکوت در حقیقت مشوق او به ارتکاب گناه و به اصطلاح نوعی «معاونت بر اثم» و همکاری با گناهکار است.
برای رفع این اشتباه باید تذکر داده شود که اسلام گذشته از اینکه امر به معروف و نهی از منکر را به صورت فریضه بر مسلمانان واجب کرده است، برای تنبیه گناهکار و هدایت او برنامه های بسیار دقیق و صحیحی دارد، مانند اینکه به پیروان خود دستور می دهد رابطه ی رفاقت و دوستی خود را با شخص گناهکار قطع کنند و یا در برخورد با گناهکار با ترشرویی و بی اعتنایی کردن، مراتب انزجار خود را از آنها ابراز دارند.
امام صادق از امیرمؤمنان علیه السلام روایت کرده است که آن حضرت فرمود: «لا ینبغی للمرء المسلم أن یواخی الفاجر فانه یزین له فعله و یحب أن یکون مثله و لا یعینه علی أمر دنیاه و لا أمر معاده و مدخله و مخرجه من عنده شین علیه » (6)
برای مرد مسلمان شایسته نیست که با گناهکاران طرح رفاقت و دوستی بریزد، زیرا شخص گناهکار عمل [زشت] خود را برای او می آراید [و زیبا جلوه می دهد] و دوست دارد او را نیز همانند خود سازد، و نه بر کار دنیا و نه بر کار آخرت او را کمک دهد و رفتن و آمدنش نزد آن شخص گناهکار برای او ننگ و رسوایی است.


با گناهکاران همنشین نشوید
امام چهارم به فرزندش حضرت باقر علیه السلام سفارش می کرد که با پنج طایفه رفاقت نکن که از آن جمله شخص فاسق و گناهکار است؛ که می فرماید: «و ایاک و مصاحبه الفاسق؛ فانه بایعک بأکله و أقل من ذلک» (7) از رفاقت بافاسق بپرهیز که او تو را به لقمه ای و [بلکه] به کمتر از آن می فروشد.
علی علیه السلام می فرماید: «لا تصحب الشریر فان طبعک یسرق من طبعه شرا و أنت لا تعلم»(8) با مردم شریر و فاسد رفاقت نکن که طبیعت خود به طور ناخودآگاه بدی را از آنها می دزدد و تو بی خبری.
یعنی، همان طوری که معاشرت با بیمار موجب سرایت بیماری می شود و اطبا انسان را از آمیزش و مخالطت با بیماران ممنوع می کنند، گناه نیز این گونه است، و منظور امام علیه السلام در حدیث مذکور این است که گناه بیماری مسری و خطرناکی است که در اثر آمیزش با گناهکار، بدون اطلاع تو به جانت سرایت می کند.
امام جواد علیه السلام می فرماید: «ایاک و مصاحبه الشریر فانه کالسیف المسلول یحسن منظره و یقبح أثره» (9) از رفاقت با آدم شرور بپرهیز که مانند شمشیر خوش منظر و بداثر است.


با گناهکار چگونه رو به رو شویم؟
درباره ی نحوه ی مواجه شدن با گناهکاران و ترشرویی کردن در برخورد با آنان، امام صادق از امیرالمؤمنین علیه السلام روایت کرده است که فرمود: «أمرنا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم آن نلقی أهل المعاصی بوجوه مکفهره»(10) رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به ما دستور داد که با گناهکاران عبوس و ترشروی برخورد کنیم.
در حدیث دیگری از آن حضرت روایت شده است که فرمود: «أدنی الانکار أن یلقی أهل المعاصی بوجوه مکفهره» (11) کمترین حد انکار گناه [و نهی از منکر] آن است که با مردم گناهکار با ترشرویی برخورد کنید.
عیسی علیه السلام می فرماید: «تحببوا الی الله ببغض أهل المعاصی، و تقربوا الی الله بالتباعد عنهم و التمسوا رضا الله بسخطهم» (12) به وسیله ی تنفر و بغض نسبت به گناهکاران، خدای تعالی را نسبت به خود جلب کنید و با دوری کردن ازآنها به خدا تقرب جویید و خوشنودی خدا را در خشم آنان جستجو نمایید.
رهبران بزرگواراسلام به طور کلی مسلمانان را از مجالست با مردم گناهکار و فاسد نهی کرده و با بیانات مختلف، پیروان خود را از آمیزش با آنها برحذر داشته اند. در یک جا رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید:«المرء علی دین خلیله و قرینه» (13) انسان بر کیش دوست و همدمش خواهد بود.
در حدیث دیگری حضرت علی علیه السلام به حارث همدانی سفارش می کند: «ایاک و مصاحبه الفساق فان الشر بالشر ملحق» (14) از رفاقت با بدکاران بپرهیز که بدی به بدی پیوندد.


پی نوشت :
1- بحارالانوار، ج 73، ص 386.
2- همان، ص 387.
3- وسائل الشیعه، ج 2، ص 105.
4- مجموعه ی ورام، ج 1، ص 57.
5- تحف العقول، ص 8.
6- وسائل الشیعه، ج 2، ص 269 و 270.
7- شرح ابن ابی الحدید، ج 4، ص 538.
8- بحارالانوار، ج 74، ص 198.
9- کافی، ج 5، ص 58 و 59.
10- جامع السعادات، ج 3، ص 187.
11- کافی، (مترجم) ج 4، ص 83.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
سلام حالا اگر کسی را سرزنش کردیم چکار کنیم تا به گناه او گرفتار نشویم؟
پرسمان
سلام علیکم، « توبه و جبران سرزنش »
۱ . توبه
خدای مهربان دری به نام توبه برای همه بندگانش گشوده و با آغوشی باز بندگان گنهکارش را که رو به سوی توبه آورده اند، می پذیرد. لذا باید آستین همت را بالا زده و با عزمی راسخ توبه ای کنیم متناسب به گناه خویش، خداوند هر گناهی را می بخشد «ان الله یغفر الذنوب جمیعا؛ خداوند همه گناهان را می آمرزد» ، پس در هیچ حالتی نباید از توبه و بخشش گناهان و رحمت الهی ناامید شد، چرا که گناه ناامیدی از خداوند حتی از قتل انسان نیز بزرگتر است. اگر انسان هر روز گناه کند و توبه خود را بشکند و باز واقعا پشیمان شود و توبه نماید، توبه او پذیرفتنی است و نباید از رحمت خداوند ناامید گردد.
اگر از گناهی که انجام داده ای پشیمانی و تصمیم داری که دیگر گرد گناه نگردی،‌ این،‌ خود‌، توبه است.الهی اِنْ کانَ النَّدَمُ عَلَى الذَّنْبِ تَوْبَةً فَاِنّی وَعِزَّتِکَ مِنَ النّادِمینَ(۱) پروردگارا! اگر پشیمانی پس از گناه توبه است،پس به عزتت سوگند من از پشیمانان هستم.خداوند آن قدر مهربان و دلسوز است که ابتدا او به سوی انسان بازگشت و توبه می نماید سپس انسان حالت توبه در او رخ می دهد. پس بدان مورد توجه حضرت حق بوده ای که این حالت پشیمانی در تو،‌ به وجود آمده.
توبه در حقیقت پشیمان شدن از گناه و بازگشتن از راهی است که انسان در گذشته بر خلاف رضای پروردگار رفته است . توبه حقیقی نیز همان توبه نصوح است؛ یعنی توبه و پشیمانی بدون بازگشت. اگر کسی احساس کند که واقعا از گذشته خود نادم و پشیمان گشته و راه خود را به سوی خداوند عوض کرده، باید بداند که اهل توبه واقعی است و اینچنین توبه ای هرگز رد نمی شود. ۲ . جبران
توبه واقعی موجب از بین رفتن گناه می شود ، چنانچه امام رضا (ع) مى فرمایند: (التائب من الذنب کمن لاذنب له) توبه کننده از گناه مانند کسى است که هیچ گناهى ندارد، (میزان الحکمه ج، ۱ باب التوبه ر، ۲۱۱۶).
اما با توجه به اینکه بعضی گناهان حق الناس هستند برای تحقق توبه واقعی نیاز به جبران است تا گناه و آثار آن از بین رود .
سرزنش موجب آزار و اذیت دیگران شده و حق الناس به عهده انسان می آورد ، چنین گناهانی فقط با پشیمانی و ترک گناه بخشیده نمی شود ، بلکه اقدامات دیگری نیز لازم است. گناهانی که در آن حق انسانی ضایع و پایمال شده (حق الناس)، با یک توبه بخشیده نخواهد شد بلکه باید حق الناسی که از بین رفته، باز گردد.
انسانی که با سرزنش موجب اذیت دیگران می شود یا خدای نکرده با آبروی انسان دیگری بازی کرده باید تاوان این عمل خود را بدهد و آن شخص را راضی گرداند. گاهی اوقات حلالیت طلبیدن و رضایت بدست آوردن، مفسده دارد و جریان جدیدی به راه می افتد، در این صورت می توان توسط نامه و یا با پیامک یا ایمیل به صورت ناشناس در پی کسب رضایت او برآمد. در نهایت اگر هیچ راهی برای عذر خواهی وجود ندارد، باید از راه های دیگر، در جهت جبران بر‌آمد، از جمله :
۱. برای او دعا کنید، طلب مغفرت وآمرزش گناهان ایشان را داشته باشید.
۲. ازطرف او صدقه بدهید وانفاق مالی کنید.
۳. ازطرف او به زیارت بروید.
۴. در غیاب و یا حضور از آبروی اودفاع کنید .
۵. هرکار خیری که ممکن است برای او سود دنیوی ویا اُخروی داشته باشد انجام دهید.
میهمان
خیر. معنی استفاده شده در سایت برای احادیث مزبور کاملا غلط است.عیر با لوم فرق دارد. معایره و با ملامت فرق دارد. عیر از ماده عار است به و از اساس به معنی استخوان برآمده در کف دست و هر چیزی است که برآمده و پیدا شود و در افعال به معنی سرزنشی که به صورت آشکار کردن و آبرو بردن باشد است*. وقتی که گناه کسی را برایش به مایه آبروریزی در جامعه تبدیل کنید. مشخص است است که منظور ائمه در رابطه با جار زدن گناه غیبت کردن است یعنی فردی گناهی را مخفیانه مرتکب شده و شما دارید با غیبت آبرویش را می برید. بدیهی است که اولا این ربطی به ملامت و سرزنش کردن خود آن شخص ندارد و ثانیا در مورد گناهان مخفی است. بدیهی است جایی که علنا کسی گناه می کند خودش آبروی خود را برده و دیگر چنین چیزی مورد بحث نیست.
وقتی به این ظرافت های عربی دقت نمی کنید به تناقض می رسید و خوانندگان را هم به اشتباه می اندازید. پس ملامت گناهکار و نهی از منکر او هر دو واجب است اما جار زدن و غیبت کردن از گناهان مخفی که افراد دارد بکلی حرام است و تناقضی هم در کار نیست. ---------------------------
*توضیح بیشتر باید دقت کنید که ما در فارسی مشکلی داریم و آن اینکه برای بسیاری از کلمات عربی و انگلیسی و سایر زبانها فقط یک ترجمه داریم. مثلا در انگلیسی کلمات see , look , watch و observe معنای کاملا متفاوتی دارند اما ما در فارسی همه را دیدن معنی می کنیم که دلیل آن ساده شدن بیش از حد زبان فارسی است.
و یا کلمات رویت و مشاهده در عربی معانی کاملا متفاوت و مجزایی دارند اما باز هم در فارسی ما هر دو را دیدن معنی می کنیم و وقتی در مورد امام زمان علیه السلام حدیث مشهور فمن ادعی المشاهدة ... فهو کذاب مفتر را می خوانیم می گوییم هر کس ادعای رویت امام زمان را بکند دروغ گفته. حال آنکه رویت امری است غیر ارادی و تکذیب نمی شود - اینکه کسی امام خود را به کسی شان دهد بی آنکه آن فرد اراده کند- امکان دارد اما مشاهده که معنیش دیدن با اراده قبلی است امری ناممکن است و هر کس ادعا کند مشاهده امام زمان را می کند و با اختیار خودش می رود امام را می بیند دروغ گفته است.
پرسمان
سلام علیکم، دوست گرامی. عیر به همان معنا است که در روایت آمده است منتهی در مورد سرزنش و ملامت گفتنی است: می‌توان از دو نوع سرزنش مثبت و منفی در تعاملات اجتماعی و روان شناسی اجتماعی سخن گفت:
۱. سرزنش سازنده متعادل و متعارف که موجب اصلاح رفتار دیگران شده و در قالب امر به معروف و نهی از منکر سامان می‌یابد؛
۲. سرزنش غیرسازنده و ناسالم که موجب لجاجت و درگیری شده و به جای اصلاح امور، فساد و افساد را دامن می‌زند و روابط اجتماعی را مخدوش و مختل می‌سازد.
از همین رو، سرزنش به چاقوی دولبه‌‌ای تشبیه شده که هم دارای جنبه‌های مثبت و هم دارای اثرات منفی است.
البته در حوزه روان شناسی اجتماعی باید به این نکته توجه کرد که سرزنش می‌تواند :۱. نسبت به صفات فردی و اخلاق‌ اشخاص تعلق گیرد؛ ۲. یا می‌تواند به رویه و سلوک اجتماعی تعلق گیرد. به این معنا که گاه شخص و صفتی در وی مورد نقد قرار گرفته و شخص به سبب آن صفت اختیاری و اکتسابی مانند دروغگویی سرزنش می‌شود؛ و گاه دیگر سرزنش نسبت به یک رویه و نابهنجاری است که در جامعه شیوع و رواج یافته است. به عنوان نمونه گاه شخصی به سبب خیانت و دروغگویی مورد سرزنش قرار می‌گیرد و گاه دیگر جامعه به سبب شیوع و رواج یک نابهنجاری چون اختلاس، خیانت و مانند آنها مورد سرزنش قرار می‌گیرد.
میهمان
اون بنده خدایی که گفته:میخواستم با جمعی از مخالفان بحث کنم ولی چیزی برای گفتن نداشتم ولی حالا با این احادیث إن شاء الله پیروز میدان میشم.
چون نیت شما پیروزی بر طرف مخالف هست نه هدایت شدن طرف، پیروزی شما عین شکست است مگر اینکه نیت شما خیر و هدایت باشد.
یا علی ع
میهمان
ممنون از متنی که در اختیار گذاشتید.
میهمان
ممنونمبسیار عالی و جوانب مطلب خوب ارائه شده بود
میهمان
واقعا عالی بود شوکه شدم
میهمان
سلام خیلی ممنونم بابت توضیحات کاملتون.
میخواستم با جمعی از مخالفان بحث کنم ولی چیزی برای گفتن نداشتم ولی حالا با این احادیث إن شاء الله پیروز میدان میشم.
(قبلا فقط حدیث امام صادق(ع) رو شنیده بودم ولی نمیدونستم از کدوم معصوم هستش و احادیث دیگری هم هست)
واقعا ازتون ممنونم(منو عمری دعای گوی خودتون کردید با این مطلب. خدا خیرتون بده)

اجرتون با خود آقا صاحب الزمان (عج)
میهمان
قشنگ بود
مخصوصا حدیث امام صادق (ع)
میهمان
متشکرم آموزنده بود

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.