نسخه آزمایشی

تاریخچه حجاب ۱۳۹۲/۸/۲۳

از برخی متون استفاده می شود اصل حجاب میان اقوام و ملل مختلف مطرح بوده و سابقه طولانی دارد، گرچه نحوه بهره‏گیری از حجاب، حدود و احکام آن بر حسب سنت و آداب جوامع متفاوت بوده است.بنابر گواهی متون تاریخی، در اکثر قریب به اتفاق ملت ها و آیین های جهان، حجاب در بین زنان معمول بوده است؛
از برخی متون استفاده می شود اصل حجاب میان اقوام و ملل مختلف مطرح بوده و سابقه طولانی دارد، گرچه نحوه بهره‏گیری از حجاب، حدود و احکام آن بر حسب سنت و آداب جوامع متفاوت بوده است.
بنابر گواهی متون تاریخی، در اکثر قریب به اتفاق ملت ها و آیین های جهان، حجاب در بین زنان معمول بوده است؛


از برخی متون استفاده می شود اصل حجاب میان اقوام و ملل مختلف مطرح بوده و سابقه طولانی دارد، گرچه نحوه بهره‏گیری از حجاب، حدود و احکام آن بر حسب سنت و آداب جوامع متفاوت بوده است.
بنابر گواهی متون تاریخی، در اکثر قریب به اتفاق ملت ها و آیین های جهان، حجاب در بین زنان معمول بوده است؛ هر چند در طول تاریخ، فراز و نشیب های زیادی را طی کرده و گاهی با اعمال سلیقه حاکمان، تشدید یا تخفیف یافته، ولی هیچگاه بطور کامل از بین نرفته است. مورخان به ندرت از اقوام بدوی که زنانشان دارای پوشش مناسب نبوده ویا به صورت برهنه در اجتماع ظاهر می­شدند، یاد می­کنند.
۱- پوشش زن در یونان و روم باستان:
دایره المعارف لاروس درباره پوشش زنان یونان باستان می­گوید: زنان یونانی در دوره­های گذشته، صورت و اندامشان را تا روی پا می­پوشاندند. این پوشش که شفاف و بسیار زیبا بود، در جزایر کورس و اِمِرجوس و دیگر جزایر ساخته می­شد. زنان فنیقی نیز دارای پوششی قرمز بودند. سخن درباره حجاب، در لابلای کلمات قدیمی­ترین مؤلفین یونانی نیز به چشم می خورد؛ حتی «بنیلوب» (همسر پادشاه «عولیس» فرمانروای ایتاک) نیز با حجاب بوده است. زنان شهر «ثیب» دارای حجاب خاصی بوده­اند، بدین صورت که حتی صورتشان را نیز با پارچه می­پوشاندند. این پارچه دارای دو منفذ بود که جلوی چشمان قرار می­گرفت تا بتوانند ببینند. در «اسپارته» دختران تا موقع ازدواج آزاد بودند، ولی بعد از ازدواج خود را از چشم مردان می­پوشاندند. نقش­هایی که بر جای مانده، حکایت می­کند که زنان سر را می­پوشانده، ولی صورت هایشان باز بوده است، و وقتی به بازار می­رفتند، بر آنان واجب بوده است که صورت هایشان را بپوشانند؛ خواه باکره و خواه دارای همسر باشند. حجاب در بین زنان سیبری و ساکنان آسیای صغیر و زنان شهر ماد (و فارس و عرب) نیز وجود داشته است. زنان رومانی از حجاب شدیدتری برخوردار بوده­اند، به طوری که وقتی از خانه خارج می­شدند، با چادری بلند تمام بدن را تا روی پاها می­پوشاندند و چیزی از برآمدگی های بدن مشخص نمی­شد (به نقل از دایرة المعارف القرن العشرین، ۱۹۲۳).
یکی از تاریخ نویسان غربی نیز شواهد زیادی دال بر وجود حجاب در بین زنان یونان و روم باستان آورده است. او درباره «الهه عفت» که یکی از خدایان یونان باستان است، می­گوید: «آرتمیس»، الهه عفت است و عالی­ترین نمونه (و الگو برای) دختران جوان به شمار می­آید. دارای بدنی نیرومند و ورزیده و چابک و به زیور عفت و تقوا آراسته است.» (ویل دورانت، تاریخ تمدن، ص ۵۲۰).
همچنین درباره مردم یکی از قبائلی که نهصد سال قبل از میلاد زندگی می­کرده­اند، آمده است: «بالاتر از ارمینان و در کنار دریای سیاه، «سکاها» بیابانگردی می­کردند. آنها مردم وحشی و درشت اندام قبائل جنگی نیمه مغول و نیمه اروپایی بسیار نیرومندی بودند که در ارابه به سرمی­بردند و زنان خود را سخت در پرده نگاه می داشتند.» (همان، ص ۳۳۶).
این مورخ در جای دیگر می­گوید: «زنان فقط در صورتی می­توانند خویشان و دوستان خود را ملاقات کنند و در جشن­های مذهبی و تماشاخانه ها حضور یابند که کاملاً در حجاب باشند» (همان، ص ۳۴۰).
همچنین از قول یکی از فلاسفه یونان باستان، درباره شدت پوشش زن، نقل می­کند: نام یک زن پاکدامن را نیز چون شخص او باید در خانه پنهان داشت (همان).
۲- پوشش زن در ایران باستان
در مورد پوشش زنان ایران باستان، مطالب زیادی در تاریخ وجود دارد. ویل دورانت درباره پوشش زنان ایران باستان و اینکه حجاب بسیار سختی در بین آنان رایج بوده است، می­گوید: «زنان طبقات بالای اجتماع جرأت آن را نداشتند که جز در تخت روان روپوش­دار از خانه بیرون بیایند. هرگز به آنان اجازه داده نمی­شد که آشکارا با مردان آمیزش (اختلاط) کنند. زنان شوهر دار حق نداشتند هیچ مردی را، ولو پدر یا برادرشان باشد، ببینند. در نقش هایی که در ایران باستان بر جای مانده، هیچ صورت زن دیده نمی­شود و نامی از ایشان به نظر نمی­رسد.» (همان، ص ۴۳۴)
از دائره المعارف لاروس نیز به دست می­آید که حجاب در بین مادها و پارس­ها وجود داشته است (به نقل از دایره المعارف القرن العشرین، ۱۹۲۳).
همچنین در تفسیر اثنی عشری (ج۱۰، ص۴۹۰) آمده است: «تاریخ نشان می­دهد که حجاب در فرس قدیم وجود داشته است». در کیش «مازدیسنی» نامه شت مهاباد، آیه ۹۰ گوید: زن خواهید و جفت گیرید و هم­خوابه دیگری را نبینید و بر او منگرید و با او میامیزید.
نصوصی که بیانگر حجاب زنان ایران باستان است، نشان می­دهد که زنان در دوره­های مختلفی چون دوره مادها، پارسی ها (هخامنشیان)، اشکانیان و سامانیان دارای حجاب و پوشش بوده­اند، که به چند نمونه آن اشاره می­شود:
- دوره مادها
در کتاب «پوشاک باستانی ایرانیان» آمده: «اصلی که باید در نظر داشت، این است که طبق نقوش برجسته و مجسمه­های ما قبل میلاد، پوشاک زنان آن دوره (مادها) از لحاظ شکل (با کمی تفاوت) با پوشاک مردان یکسان است.» (ضیاءپور، پوشاک باستانی ایرانیان، ص ۵۱)
وی در ادامه برای توضیح نقوش بر جای مانده می­نویسد: «مرد و زن به واسطه اختلافی که میان پوشش سرشان وجود دارد، از هم تمیز داده می­شوند. به نظر می رسد که زنان پوششی نیز روی سر خود گذارده­اند و از زیر آن گیسوهای بلندشان نمایان است.» (همان، ص۵۴)
- دوره پارسی­ها (هخامنشیان)
پارسی­ها به وسیله کوروش، دولت ماد را از میان برداشته و سلسله هخامنشی را تأسیس کردند. آنها از نظر لباس همانند مادها بودند. در مورد پوشاک خاص زنان این دوره آمده است: «از روی برخی نقوش مانده از آن زمان، به زنان بومی برمی­خوریم که پوششی جالب دارند. پیراهن آنان پوششی ساده و بلند یا دارای راسته چین و آستین کوتاه است. به زنان دیگر آن دوره نیز برمی­خوریم که از پهلو به اسب سوارند. اینان چادری مستطیل بر روی همه لباس خود افکنده و در زیر آن، یک پیراهن با دامن بلند و در زیر آن نیز، پیراهن بلند دیگری تا به مچ پا نمایان است.» (همان، ص۵۶)
- دوره اشکانیان
در این دوره نیز همانند گذشته، حجاب زنان ایرانی کامل بوده است. در این باره چنین می­خوانیم: «لباس زنان اشکانی پیراهنی بلند تا روی زمین، گشاد، پرچین، آستین دار و یقه راست بوده است. پیراهن دیگری داشته­اند که روی اولی می­پوشیدند و قد این یکی نسبت به اولی کوتاه و ضمناً یقه باز بوده است. روی این دو پیراهن چادری سرمی کردند.» (جلیل ضیاء پور، پوشاک زنان ایرانی، ص ۱۹۴)
در جای دیگر آمده است: «چادر زنان اشکانی به رنگ­های شاد و ارغوانی و یا سفید بوده است. گوشه چادر در زیر یک تخته فلزی بیضی منقوش یا دکمه که به وسیله زنجیری به گردن افکنده شده، بند است. این چادر به نحوی روی سر می افتاده که عمامه (نوعی کلاه زنانه) را در قسمت عقب و پهلوها می پوشانیده است.» (همان، ص۱۹۷)
در کتاب «پارتیان» نیز آمده است: «زنان عهد اشکانی قبایی تا زانو بر تن می­کردند، با شنلی که بر سر افکنده می­شد و نیز نقابی داشتند که معمولاً به پس سر می­آویختند».
- دوره ساسانیان
در این دوره اردشیر پسر بابک با استفاده از ضعف اشکانیان، سلسله ساسانیان را بنیان نهاد و دین زرتشت را دین رسمی کشور قرار داد. اوستا را ترجمه و آتشکده­های ویران را بازسازی نمود. زنان در این دوره که احکام دینی زرتشتیان در کشور اعمال می­شده است، همچنان دارای حجاب کامل بودند. در مورد پوشاک زنان چنین آمده است: «چادر که از دوره­های پیش مورد استفاده بانوان ایران بوده است، در این دوره نیز به صورت مختلف مورد استعمال داشته است.» (همان، ص۱۱۴)
حجاب زنان در این دوره چنان اهمیتی داشت که «حتی لباس هنرپیشگان زن، مانند لباس­های بلند سایر بانوان، تا پشت پا کشیده شده است.» (علی سامی، تمدن ساسانی، ج۱، ص ۱۸۶)
در زمان بعثت زرتشت و قبل و بعد از آن، زنان ایرانی از حجابی کامل برخوردار بوده‏اند. برابر متون تاریخی، در همه آن زمان‏ها پوشاندن موی سر و داشتن لباس بلند و شلوار و چادر رایج‏ بوده است و زنان هر چند با آزادی در محیط بیرون خانه رفت و آمد می‏کردند و همپای مردان به کار می‏پرداختند، ولی این امور با حجاب کامل و پرهیز شدید از اختلاطهای فسادانگیز همراه بوده است .
جایگاه فرهنگی پوشش در میان زنان نجیب ایران‏ زمین به گونه‏ای است که در دوران سلطه کامل شاهان، هنگامی که خشایارشاه به ملکه «وشی‏» دستور داد که بدون پوشش به بزم بیاید تا حاضران، زیبایی اندام او را بنگرند، وی امتناع نمود و از انجام فرمان پادشاه سر باز زد و به خاطر این سرپیچی، به حکم دادوران، عنوان «ملکه ایران‏» را از دست داد (فرهت قائم‏مقامی، آزادی یا اسارت، ص‏۱۰۶).
در زمان ساسانیان - که پس از نبوت زرتشت است - افزون بر چادر، پوشش صورت نیز در میان زنان اشراف معمول شد. به گفته ویل دورانت پس از داریوش، زنان طبقات بالای اجتماع، جرات نداشتند که جز در تخت روان روپوش دار از خانه بیرون بیایند و هرگز به آنان اجازه داده نمی‏شد که آشکارا با مردان آمد و رفت کنند. زنان شوهردار حق نداشتند هیچ مردی حتی پدر و برادرشان را ببینند. در نقش‏هایی که از ایران باستان بر جای مانده است، هیچ صورت زنی دیده نمی‏شود و نامی از ایشان نیامده است (ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج‏۱، ص‏۵۵۲).
تجلیات پوشش در میان زنان ایران چنان چشم‏گیر است که برخی از اندیشمندان و تمدن‏نگاران، ایران را منبع اصلی ترویج‏حجاب در جهان معرفی کرده‏اند (ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج‏۲، ص‏۷۸ و برتراند راسل، زناشوئی و اخلاق، ص۱۳۵).
از آن‏جا که مرکز بعثت «اشو زرتشت‏» ایران بوده است و آن حضرت در زمینه اصل حجاب و پوشش زنان در جامعه خویش کمبودی نمی‏دیده است، با تایید حدود و کیفیت ‏حجاب رایج آن دوران، کوشید تا با پندهای خود، ریشه‏های درونی حجاب را تعمیق و مستحکم نموده، عامل درون را ضامن اجرا و پشتوانه استمرار و استواری حجاب معمول قرار دهد .
به پند و اندرزهای «اشوزرتشت‏» بنگرید تا تلاش وی برای تعالی و آموزش مبانی حجاب و بیان لزوم توام نمودن حجاب ظاهری با عفت‏باطنی، روشن‏تر شود؛ او می‏فرماید:
ای نوعروسان و دامادان! . . . با غیرت، در پی زندگانی پاک‏منشی بر آیید . . . . ای مردان و زنان! راه راست را دریابید و پیروی کنید . هیچ گاه گرد دروغ و خوشی‏های زودگذری که تباه کننده زندگی است، نگردید؛ زیرا لذتی که با بدنامی و گناه همراه باشد، همچون زهر کشنده‏ای است که با شیرینی درآمیخته و همانند خودش دوزخی است. با این گونه کارها، زندگانی گیتی خود را تباه مسازید. پاداش رهروان نیکی، به کسی می‏رسد که هوا، هوس، خودخواهی و آرزوهای باطل را از خود دور ساخته، بر نفس خویش چیره گردد و کوتاهی و غفلت در این راه، پایانش جز ناله و افسوس نخواهد بود .
فریب خوردگانی که دست‏ به کردار زشت زنند، گرفتار بدبختی و نیستی خواهند شد و سرانجامشان خروش و فریاد و ناله است (یسنا، ص‏۵۳، پندهای ۵ - ۸; به نقل از: آموزشهای زرتشت پیامبر ایران؛ رستم شهرزادی، آموزش گات‏ها، انجمن زرتشتیان، آبان ۶۷).
گفتنی است که در دین زرتشت، لباس یا کیفیت‏ خاصی برای حجاب زنان واجب نشده است؛ بلکه لباس رایج آن زمان که شامل لباس بلند، شلوار و سرپوش - یعنی چادر یا شنلی بر روی آن - بوده است، مورد تقریر و تنفیذ قرار گرفته است. هر چند که استفاده از سدره و کشتی - لباس مذهبی ویژه زرتشتیان - توصیه شده است («سدره‏» از نه پاره پارچه سفید و نازک دوخته شده و در زیر پیراهن، چسبیده به بدن پوشیده شود . سدره که در اوستا (ستره) نامیده شده، به معنای آن نیز هست. علمای اسلام نیز برای بیان حکم حجاب از واژه ستر استفاده کرده‏اند . «کشتی‏»، کمربند باریکی است که از پشم گوسفند بافته شده و باید پیوسته آن را بر روی سدره به کمر بندند؛ مؤبد موبدان، رستم شهرزادی، دین و دانش، انجمن زرتشتیان تهران، سال ۱۳۵۷).
البته بر هر مرد و زن واجب است که هنگام انجام مراسم عبادی و نیایش، سر خود را بپوشاند. بنا به گفته مؤبد «رستم شهرزادی‏» پوشش زنان باید به گونه‏ای باشد که هیچ یک از موهای سر زن از سرپوش بیرون نباشد. در خرده اوستا، به طور صریح چنین آمده است: «نامی زت واجیم، همگی سر واپوشیم و همگی نماز و کریم بدادار هورمزد (خرده اوستا، فصل آفرینگان دهمان)؛ یعنی همگان نامی ز تو بر گوییم و همگان سر خود را می‏پوشیم و آن گاه به درگاه دادار اهورمزدا نماز می‏کنیم‏».
بر اساس آموزه‏های دینی، یک زرتشتی مؤمن، باید از نگاه ناپاک به زنان دوری جوید و حتی از به کارگیری چنین مردانی خودداری کند. در اندرز «آذربادماراسپند» مؤبد موبدان آمده است: «مرد بدچشم را به معاونت‏ خود قبول مکن (سالنمای ۱۳۷۲، چاپ انجمن زرتشتیان تهران، ص‏۱۰)».
برای اثبات توجه زنان در این دوره به حجاب، کافی است این نقل تاریخی را از منابع اسلامی مرور کنیم: هنگامی که سه تن از دختران کسری، پادشاه ساسانی، را با ثروت فراوانی از اموال، برای عمر آوردند، شاهزادگان ایرانی را در برابر عمر در حالی که با پوشش و نقاب، خود را پوشانده بودند، ایستاندند، خلیفه دستور داد، با آوازی بلند بر آنان فریاد کشند که: پوشش از چهره برگیرید تا مسلمانان آنها را ببینند و خریداران پول بیشتری به پای آنها بریزند. دوشیزگان ایرانی از برهنه کردن صورت خودداری کردند و مشت بر سینه نماینده عمر زدند و آنان را از خود دور ساختند. خلیفه خشمناک شد و خواست با تازیانه آنان را بیازارد، در حالیکه شاهزادگان ایرانی می گریستند. حضرت علی(علیه السلام) به عمر فرمودند: در رفتارت مدارا کن؛ از پیغمبر خدا (صلی الله علیه وآله) شنیدم که می فرمود: «بزرگ و شریف هر قومی را که خوار و فقیر شده، گرامی بدارید». عمر پس از شنیدن فرمایش حضرت علی (علیه السلام) آتش خشمش فرو نشست. سپس حضرت اضافه کرد: «با دختران ملوک نباید معامله دختران بازاری (کنیزان) کرد.» (السیرة الحلبیه، ج ۲، ص ۲۳۴)
۳- پوشش زن در ادیان بزرگ الهی
* پوشش آدم و حوا (علیهما السلام)
در مورد حضرت آدم و حوا و فرزندانشان آنچه از پوشش آمده تنها پوشیدن شرمگاه آدم و حوا با برگ‌های درختان بهشتی است که در متن قرآن کریم آمده است و جز آن هیچگونه مطلبی در دست نیست. البته تا پیش از بلوغ نوادگان آدم و حوا، خانواده واحد و محرم یکدیگر بودند، اما از وضعیت پس از آن هیچ نشانی در دست نیست.

* حجاب در شریعت حضرت ابراهیم و حضرت نوح(علیهما السلام)
از امام باقر(علیه السلام) نقل شده که در زمان نوح(علیه السلام) هفت صد نفر از زنان جامه‌های رنگ شده پوشیدند و خود را به زیورها و عطرها آراستند و از پرده‌های خود به در آمدند و در شهرها متفرق شدند! و در مجالس مردان در عیدها حاضر و جمع می‌شدند و در صف آنان می‌نشستند.
از عبارت در شهرها معلوم می‌شود که این سخن مربوط به پیش از طوفان است؛ چرا که پس از طوفان با حداکثر ۸۰ نفر باقیمانده تنها دهی را یا در کوفه و یا در موصل در شمال عراق بر پای نمودند و شهرها و جمعیتی این چنین و عصیانی در این حد نداشتند.
از عبارت از پرده‌های خود، معلوم می‌شود که زنان در آن زمان پرده‌نشین بوده‌اند و یا حجاب داشته‌اند که در متن اصل عربی خبر همین کلمه آمده است و شگفتا که این نخستین متن خبر معتبری است که در آن حکایت حجاب از پیش از آن زمان و نقض آن در آن دوران آمده است. پس بانوان باایمانی که به همراه نوح(علیه السلام) در طوفان به کشتی وی سوار بوده‌اند با حجاب بوده‌اند، بنابراین الزاماً یا لااقل ترجیحاً و غالباً جدای از مردان بوده‌اند اما نسبت به حضرت ابراهیم(علیه السلام) کسانی جز خانواده و خاله‌زاده‌اش لوط(علیه السلام) مؤمنی شمرده نشده است. امام صادق(علیه السلام) فرموده است:
دختر خاله حضرت ابراهیم، ساره که خوش‌صورت بود به او ایمان آورد و همسر او شد و پس از بت‌شکنی ابراهیم(علیه السلام) و محکومیت به آتش سوزی و سالم ماندنش و تبدیل محکومیت وی به تبعید و جلای وطن به شام، حضرت ابراهیم(علیه السلام) برای این سفر الزامی صندوقی تهیه کرد تا همسرش ساره را در آن نهاده و از دید مردم پنهان دارد، که البته این بیش از مقدار حجاب لازم شرعی و به جهت خصوصیت مورد خاص بوده است، اما اجمالاً نشانی از وجود حجاب خواهد بود به ویژه که این رفتار مستند به غیرت حضرت ابراهیم(علیه السلام) شده است.
شاید روشنتر از آن متنی از سفر پیدایش تورات باشد که حاکی از وجود حجاب در خاندان ابراهیم(علیه السلام) می‌باشد، آنگاه که زنی به نام رفقه همراه با خدمتگزار اسحاق(علیه السلام) به سوی وی بر روی شترانشان می‌روند، و اسحاق از دور به استقبال آنهامی‌رود رفقه اسحاق را در صحرایی می‌بیند و می‌فهمد که مردی است و به استقبال آنها می‌آید اما او را نمی‌شناسد لذا از خدمتگزاراسحاق که همراهش بر روی شتر بود می‌پرسد: «این مرد که در صحرا به استقبال ما می‌آید کیست؟ خادم گفت: آقای من (اسحاق) است. پس رفقه از شتر خود فرود آمد و برقع خود را بر گرفت و خود را پوشانید (سفر پیدایش، باب ۲۴، آیه ۶۴ و۶۵).
از این بیان روشن می­شود که پوشش زن در مقابل نامحرم در شریعت حضرت ابراهیم (علیه السلام) وجود داشته است؛ زیرا «رفقه» در مقابل اسحاق که به او نامحرم بود، از شتر پیاده شد و خود را پوشاند تا چشم اسحاق به او نیفتد.

* حجاب در شریعت موسی (علیه السلام)
همه مؤرخان، از حجاب سخت زنان یهودی سخن گفته‏اند (عبدالرسول عبدالحسن الغفار، المراه المعاصره، چاپ سوم، ص‏۴۰). ویل دورانت می‏گوید: گفت‏وگوی علنی میان ذکور و اناث، حتی بین زن و شوهر از طرف فقهای دین ممنوع گردیده بود . . . دختران را به مدرسه نمی‏فرستادند و در مورد آنها کسب اندکی علم را بویژه چیز خطرناکی می‏شمردند. با این همه، تدریس خصوصی برای اناث مجاز بود (ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج‏۱۲، ص‏۶۶ ). نپوشاندن موی سر خلافی بود که مرتکب آن را مستوجب طلاق می‏ساخت (ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج‏۱۲، ص‏۶۲). زندگی جنسی آنان، علی‏رغم تعدد زوجات، به طرز شایان توجه، منزه از خطایا بود. زنان آنان، دوشیزگانی محجوب، همسرانی کوشا، مادرانی پرزا و امین بودند و از آن‏جا که زود وصلت می‏کردند، فحشا به حداقل تخفیف پیدا می‏کرد (همان، ص۶۳).
بدون تردید مبنای حجاب در شریعت‏یهود، آیات تورات بود که بر حجاب تاکید می‏نمود . کاربرد واژه «چادر» و «برقع‏» که به معنای روپوش صورت است، در آن آیات، کیفیت پوشش زنان یهودی را نشان می‏دهد. تورات تشبه مرد و زن به یکدیگر را نهی نموده، می‏گوید: متاع مرد بر زن نباشد و مرد لباس زن را نپوشد؛ زیرا هر که این را کند، مکروه «یهوه‏» خدای تو ست (تورات، سفر تثنیه، باب ۲۲، فقره ۵). بی‏حجابی سبب نزول عذاب معرفی شده است؛ خداوند می‏گوید: از این جهت که دختران صهیون متکبرند و با گردن افراشته و غمزات چشم راه می‏روند و به ناز می‏خرامند و به پای‏های خویش خلخال‏ها را به صدا می‏آورند× بنابراین خداوند فرق سر دختران صهیون را کل خواهد ساخت و خداوند عورت ایشان را برهنه خواهد نمود× و در آن روز، خداوند زینت ‏خلخال‏ها و پیشانی‏بندها و هلال‏ها را دور خواهد کرد× و گوشوارها و دستبندها و روبندها را × و دستارها و زنجیرها و کمربندها و عطردان‏ها و تعویذها را × و انگشترها و حلقه‏های بینی را × و زخوت نفیسه و رداها و شال‏ها و کیسه‏ها را × و آینه‏ها و کتان نازک و عمامه‏ها و برقع‏ها را × و واقع می‏شود که به عوض عطریات، فونت ‏خواهد شد و به عوض کمربند، ریسمان و به عوض موی‏های بافته، کلی و به عوض سینه‏بند، زنار پلاس و به عوض زیبایی، سوختگی خواهد بود × مردانت‏به شمشیر و شجاعانت در جنگ خواهند افتاد × و دروازه‏های وی، ناله و ماتم خواهند کرد و او خراب شده، بر زمین خواهد نشست (تورات، کتاب اشعیاء نبی، باب سوم، فقره ۱۶ - ۲۶).
افزون بر موارد فوق، در کتاب مقدس، وجوب پوشاندن موی سر (تورات، سفر اعداد، باب ۵، فقره ۱۸)، لزوم پرهیز از زنان فریبکار و بیگانه (تورات، کتاب روت، باب دوم، فقره ۸ - ۱۰)، نهی از لمس و تماس (تورات، کتاب امثال سلیمان نبی، باب ششم، فقره ۱ - ۱۰ و ۲۰ - ۲۶) و واژه چادر (همان مدرک، باب سوم، فقره ۱۵)، نقاب (تورات، کتاب اشعیاء نبی، باب ۴۷، فقره ۱ و ۲) و برقع (تورات، کتاب غزل‏های سلیمان، باب ۴، فقره ۱) آمده است؛ به عنوان نمونه در مورد عروس یهودا می‏خوانیم: پس رخت‏ بیوکی را از خویشتن بیرون کرده، برقعی به رو کشیده و خود را در چادری پوشید و به دروازه عینایم که در راه تمنه است، بنشست (تورات، سفر پیدایش، باب ۳۸، فقره ۱۴ و ۱۵). در «تلمود» اصلی‏ترین کتاب فقهی که به گفته ویل‏دورانت، اساس تعلیم و تربیت‏یهود (ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج‏۱۲، ص‏۳۴) است، نیز بر لزوم پوشاندن سر از نامحرمان، لزوم سکوت زن و پرهیز از هرگونه آرایش برای سایر مردها (همان، ص۳۱) ، پرهیز از نگاه زن به مردان بیگانه (همان، ج‏۱، ص‏۴۹۲)، اجتناب از نگاه مرد به زنان نامحرم (همان، ص۳۰) و لزوم پرهیز از هر امر تحریک‏آمیز (همان، ج‏۱۲، ص‏۲۸)، تاکید شده است .
برابر حکم سخت‏گیرانه تلمود، اگر رفتار زن فضیحت‏آمیز باشد، شوهر حق دارد او را بدون پرداخت مبلغ کتوبا (مهریه) طلاق دهد و زنانی که در موارد زیر به رفتار و کردار آنها اشاره می‏شود، ازدواجشان باطل است و مبلغ کتوبا (مهریه) به ایشان تعلق نمی‏گیرد؛ زنی که از اجرای قوانین دینی یهود سرپیچی می‏کند و فی‏المثل بدون پوشاندن سر خود، به میان مردان می‏رود، در کوچه و بازار پشم می‏ریسد و با هر مردی از روی سبک سری به گفت‏وگو می‏پردازد. زنی که در حضور شوهر خود، به والدین او دشنام می‏دهد و زن بلند صدا که در خانه با شوهر خود به صدای بلند درباره امور زناشویی صحبت می‏کند و همسایگان او می‏شنوند که چه می‏گوید (راب اماکهن، گنجینه‏ای از تلمود، ص‏۱۸۶، میشناکتوبوت ۶ : ۷).
برخورد حضرت موسی (علیه السلام) با دختران شعیب که به آنان فرمود تا پشت‏سر او حرکت کرده، از پشت‏سر، او را به منزل پدرشان هدایت کنند، و نیز سیره عملی یهودیان مبنی بر استفاده از چادر و برقع و روبند، تفکیک و جدا بودن محل عبادت زنان از مردان در کنیسه، ناشایسته شمردن اشعاری که در تمجید زیبایی زنان سروده شده است و ایراد خطابه توسط زنان از پشت پرده، بیانگر کیفیت‏ شدید و سخت‏گیرانه حجاب نزد یهودیان است.
از کتاب مقدس بر می­آید که در عهد سلیمان (علیه السلام) زنان علاوه بر پوشش بدن، برقع (روبند) به صورت می­انداختند (کتاب مقدس، عهد قدیم، سفر نشید الاناشید، باب ۵).

* حجاب در شریعت عیسی(علیه السلام)
مسیحیت نه تنها احکام شریعت ‏یهود در مورد حجاب را تغییر نداد، چراکه عیسی گفت: فکر نکنید که من آمده‏ام تا تورات و نوشته‏های پیامبران را منسوخ کنم، بلکه آمده‏ام تا آن‏ها را به تحقق برسانم ( عهد جدید، انجیل متی، باب ۷۰)، بلکه قوانین شدید آن را استمرار بخشید و در برخی موارد، قدم را فراتر نهاد و با سخت‏گیری بیشتری وجوب حجاب را مطرح ساخت؛ زیرا در شریعت‏یهود، تشکیل خانواده و ازدواج امری مقدس محسوب می‏شد و طبق نوشته ویل دورانت، در سن بیست‏سالگی اجباری بود (ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج ۱، ص ۴۳۹)؛ اما از دیدگاه مسیحیت قرون اولیه، تجرد، مقدس شمرده می‏شد (شایان ذکر است که اکنون مسیحیت، ازدواج را برای تمام مسیحیان مقدس می‏شمرد و تنها آن را برای پاپ و اسقف‏های کلیسا ممنوع می‏داند). بنابر این مسیحیت، برای از بین بردن زمینه هرگونه تحریک و تهییج، زنان را به صورت شدیدتری به رعایت کامل پوشش و دوری از هر گونه آرایش و تزیین فراخواند. برابر متون تاریخی، چادر و روبند، برای همگان - حتی برای خاتون‏های اشراف - ضروری بود و در اعیاد نیز کسی آن را کنار نمی‏گذاشت؛ بلکه با طلا و نقره و پارچه‏های زربفت آن را تزیین می‏نمودند و حتی برای تفریح نیز با حجب و حیای کامل در مجالس انس و یا گردش‏هایی دور از چشم نامحرمان، شرکت می‏جستند .
انجیل در موارد فراوان، بر وجوب حجاب و پوشش تاکید و پیروانش را به تنزه از اعمال شهوت و عفاف فراخوانده است؛ در انجیل می‏خوانیم: همچنین زنان پیر در سیرت متقی باشند و نه غیبت‏گو و نه بنده شراب زیاده، بلکه معلمات تعلیم نیکو× تا زنان جوان را خرد بیاموزند که شوهر دوست و فرزند دوست‏باشند× و خرداندیش و عفیفه و خانه‏نشین و نیکو و مطیع شوهران خود که مبادا کلام خدا متهم شود× (انجیل، رساله پولس بتیطس، باب دوم، فقره ۱ - ۶).
در «کتاب مقدس‏» در مورد لزوم آراستگی به حیا و کنار نهادن آرایش ظاهری چنین آمده است: همچنین زنان، خویشتن را بیارایند به لباس مزین به حیا و پرهیز؛ نه به زلف‏ها و طلا و مروارید و رخت گران‏بها× . . . زن با سکوت به کمال اطاعت تعلیم گیرد× و زن را اجازت نمی‏دهم که تعلیم دهد یا بر شوهر مسلط شود؛ بلکه در سکوت بماند× (انجیل، رساله پولیس به تیموناؤس، باب دوم، فقره ۹ - ۱۵).
همچنین ای زنان، . . . × و شما را زینت ظاهری نباشد از بافتن موی و متجلی شدن به طلا و پوشیدن لباس × بلکه انسانیت‏ باطنی قلبی در لباس غیر فاسد، روح حلیم و آرام که نزد خدا گرانبهاست × زیرا بدین گونه زنان مقدسه در سابق نیز که متوکل به خدا بودند، خویشتن را زینت می‏نمودند (انجیل، رساله پطرس رسول، باب سوم، فقره ۱ - ۶).
افزون بر موارد پیشین، «عهد جدید» نیز لزوم پوشاندن موی سر، به ویژه در مراسم عبادی (انجیل، رساله اول پولس رسول به قرنتیان، باب یازدهم، فقره ۱ - ۱۷)، لزوم سکوت به ویژه در کلیسا (همان، باب چهاردهم، فقره ۳۴ - ۳۶)، با وقار و امین بودن زن (انجیل، رساله پولس رسول به تیموناؤس، باب سوم، فقره ۱۱) و نهی از نگاه ناپاک به بیگانگان را خاطرنشان ساخته، می‏گوید: کسی که به زنی نظر شهوت اندازد، همان دم، در دل خود با او زنا کرده است × پس اگر چشم راستت، تو را بلغزاند، قلعش کن و از خود دور انداز؛ زیرا تو را بهتر آن است که عضوی از اعضایت تباه گردد، از آن که تمام بدنت در جهنم افکنده شود× (انجیل متی، باب اول، فقره ۲۸ - ۳۰ . و باب هجدهم، فقره ۸ – ۱۰).
دستورات دینی پاپ‏ها و کاردینال‏های مسیحی که بر اساس آن پوشاندن صورت الزامی و تزیین موی سر و آرایش آن و تنظیم آنها در آیینه و سوراخ نمودن گوش‏ها و آویختن گلوبند، خلخال، طلا و دستبند قیمتی، رنگ نمودن مو و تغییر صورت ظاهری ممنوع بود، شدت بیشتری رانشان می‏دهد (دکتر حکیم الاهی، زن و آزادی، ص ۵۳ ).
در مورد سیره عملی زنان مسیحی، دائرة المعارف لاروس می‏گوید: دین مسیحی، برای زن، خمار را باقی نهاد؛ وقتی وارد اروپا شد، آن را نیکو شمرد. زن‏ها در کوچه و وقت نماز، خمار داشتند. در قرون وسطی، خصوصاً قرن نهم، خمار رواج داشت. آستین خمار، شانه زن را پوشیده، تقریباً به زمین می‏رسید. این عادت تا قرن سیزدهم باقی بود (مهذب، زن و آزادی، ص ۶۵).
ویل دورانت نیز در مورد سیره عملی زنان مسیحی چنین می‏نویسد: ساق پای زنان چیزی نبود که در ملا عام و یا رایگان به چشم خورد . . . . البسه بانوان در مجالس تورنه، موضوع مهمی برای روحانیون بود که کاردینال‏ها، درازی جامه‏های خواتین را معین می‏کردند. هنگامی که کشیشان چادر و روبند را یکی از ارکان اخلاقیات عیسوی دانستند، به دستور زن‏ها، چادرها را از مشمش ظریف و حریر زربفت‏ساختند . . . . (ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج ۱۳، ص ۴۹۸ - ۵۰۰، با اندکی تصرف و تلخیص).
تصویرهایی که از پوشاک مسیحیان و زنان اروپا به جا مانده، به وضوح حجاب کامل زنان را نشان می‏دهد (براون و اشنایدر، پوشاک اقوام مختلف، ص ۱۱۶).
در کتاب انجیل آمده است: پولس در رساله خود به قدنتیان تصریح می کند: «اما می خواهم شما بدانید که سر هر مرد، مسیح است و سر زن، مرد و سر مسیح، خدا. هر مردی که سرپوشیده دعا یا نبوت کند سر خود را رسوا می­نماید. اما هر زنی که سربرهنه دعا کند، سر خود را رسوا می سازد؛ زیرا این چنان است که تراشیده شود. زیرا اگر زن نمی­پوشد، موی را نیز ببرد و اگر زن را موی بریدن یا تراشیدن قبیح است، باید بپوشد؛ زیرا که مرد را نباید سر خود را بپوشد چون که او صورت و جلال خداست، اما زن جلال مرد است؛ زیرا که مرد از زن نیست، بلکه زن از مرد است و نیز مرد به جهت زن آفریده نشده، بلکه زن برای مرد. از این جهت زن می­باید عزتی بر سر داشته باشد، به سبب فرشتگان... . در دل خود انصاف دهید آیا شایسته است که زن ناپوشیده نزد خدا دعا کند.» (باب۱۱، آیه ۳تا۱۴) پس در جایی که برای دعا باید سر زن پوشیده باشد، به هنگام روبه رو شدن با نامحرم پوشش سر لازم­تر خواهد بود.

* حجاب در آیین اسلام
بدون شک، پوشش زن در برابر مردان بیگانه، یکی از ضروریات دین اسلام است . قرآن کریم می‏فرماید: «و به بانوان باایمان بگو چشم‏های خود را فروپوشند و عورت‏های خود را از نگاه دیگران پوشیده نگاه دارند و زینت‏های خود را، جز آن مقداری که ظاهر است، آشکار نسازند و روسری‏های خودرا بر سینه خود افکنند و زینت‏های خود را آشکار نسازند؛ مگر برای شوهرانشان، پدرانشان، پدر شوهرانشان، پسرانشان، پسران همسرانشان، برادرانشان، پسر برادرانشان، پسر خواهرانشان، زنان هم‏کیششان، کنیزانشان و مردان سفیهی که تمایلی به زنان ندارند و کودکانی که از امور جنسی بی‏اطلاعند و پاهای خود را بر زمین نکوبند تا زینت‏های پنهانشان آشکار شود و همگی به سوی خداوند توبه کنید ای مؤمنان؛ باشد که رستگار شوید» (نور/۳۱). افزون بر آن، در آیات دیگر، پوشیدگی کامل اندام، (احزاب/۵۹)، نیک و شایسته، با وقار و به دور از تحریک سخن گفتن و دوری از آرایش‏های جاهلیت نخستین (احزاب/۳۲)، توصیه شده است .
در روایات نیز پوشیدن جامه بدن‏نما و نازک نزد نامحرم (سنن ابی‏داوود، ج‏۲، ص‏۳۸۳)، آرایش و استعمال عطر در خارج از خانه (مجلسی، بحارالانوار، ج‏۱۰۳، ص‏۲۴۳) ، اختلاط فساد برانگیز زن و مرد (ناسخ التواریخ، ج‏۲)، دست دادن و مصافحه با نامحرم (همان، ص‏۱۶۳) و تشبه به جنس مخالف (مجلسی، همان، ج‏۱۰۳، ص‏۲۵۸) منع شده است و مردان با غیرت (نهج‏الفصاحه، ص‏۱۴۳)، به هدایت و کنترل همسر و دختران، عفت نسبت‏به زنان مردم (شیخ حر عاملی، وسایل الشیعه، ج‏۱۴، ص‏۱۳۸و۱۴۱) و دوری از چشم‏چرانی توصیه شده‏اند .
پس معلوم شد که تفاوت اساسی حجاب اسلامی با حجاب ادیان گذشته، در این است که اسلام وجوب پوشش زنان را متناسب با شئونات انسان، با تعدیل و نظم مناسب و به دور از افراط و تفریط، سهل‏انگاری مضر یا سخت‏گیری بی‏مورد به جامعه بشری ارزانی داشته است. حجاب اسلامی همچون حجاب مورد توصیه پاپ‏ها، به معنای حبس زن در خانه یا پرده‏نشینی و دوری از شرکت در مسایل اجتماعی نیست؛ بلکه بدین معناست که زن در معاشرت خود با مردان بیگانه، موی سر و اندام خویش را بپوشاند و به جلوه‏گری و خودنمایی نپردازد تا در جامعه، غریزه آتشین جنسی تحریک نگردد؛ بلکه در محیط خانواده، این غریزه به صورت صحیح ارضا گردد.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.

آخرین مطالب