تدبر در قرآن ۱۳۹۱/۰۲/۱۸ - ۵۶۷ بازدید

برای تدبر در قرآن چه کتابهایی را مطالعه کنیم؟

در پاسخ به مطالب زیر توجه کنید : 1. کتاب های زیر در رابطه با موضوع تدبر در قران کریم مفید است : الف. پژوهشی پیرامون تدبر در قرآن تالیف ولی الله تقی پورفر ب. تدبر در قرآن: شامل زمینه ها، کلیدها، اصول، روش ها، مراحل، نمونه ها (برگزیده کتاب پژوهشی پیرامون تدبر در قرآن تالیف ولی الله تقی پورفر) به اهتمام محمد بیستونی ج. کتاب نورملکوت قرآن / تالیف علامه سید محمد حسین حسینی طهرانی / جلد سوم / قسمت پانزدهم: تامل و تدبر در قرآن،
2. آیات مختلف قرآن این حقیقت را فاش مى گوید که این کتاب بزرگ آسمانى تنها براى تلاوت نیست، بلکه هدف نهایى از آن ذکر (یادآورى) تدبر (بررسى عواقب و نتائج کار) انذار، خارج کردن انسانها از ظلمات به نور و شفا و رحمت و هدایت است.
در آیه 50 سوره انبیاء مى خوانیم: وَ هذا ذِکْرٌ مُبارَکٌ أَنْزَلْناهُ: این یادآورى پر برکتى است که ما نازل کرده ایم.
در آیه 29 سوره (ص) مى خوانیم: کِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَیْکَ مُبارَکٌ لِیَدَّبَّرُوا آیاتِهِ: این کتاب پربرکتى است که بر تو نازل کرده ایم تا در آیاتش تدبر کنند.
و در آیه 19 سوره انعام آمده است: وَ أُوحِیَ إِلَیَّ هذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَکُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ: این قرآن به من وحى شده است تا شما و تمام کسانى را که این پیام به آنها مى رسد به وسیله آن انذار کنم.
و در آیه 1 سوره ابراهیم مى فرماید: کِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَیْکَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ: این کتابى است که بر تو نازل کردیم تا مردم را به وسیله آن از ظلمتها به سوى نور خارج سازى.
و بالآخره در آیه 82 سوره اسراء آمده است: وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ: آیاتى از قرآن نازل مى کنیم که مایه شفا و رحمت براى مؤمنان است.
و به این ترتیب باید قرآن مجید در متن زندگى مسلمانان قرار گیرد و آن را قدوه و اسوه خویش قرار دهند دستوراتش را مو به مو اجرا کنند، و تمام خطوط زندگى خویش را با آن هماهنگ سازند.
اما متاسفانه برخورد گروهى از مسلمانان با قرآن برخورد با یک مشت اوراد نامفهوم است، تنها به تلاوت سرسرى مى پردازند، و در نهایت به تجوید و مخارج حروف و زیبایى صوت اهمیت مى دهند، و بیشترین بدبختى مسلمانان از همین جاست که قرآن را از شکل یک برنامه جامع زندگى خارج ساخته و تنها به الفاظ آن قناعت کرده اند.
قابل توجه اینکه در آیات مورد بحث با صراحت مى گوید این منافقان بیماردل در قرآن تدبر نکردند که به این روز سیاه افتادند.
تدبر از ماده دبر (بر وزن ابر) به معنى بررسى نتائج و عواقب چیزى است، به عکس تفکر که بیشتر به بررسى علل و اسباب چیزى گفته مى شود، و به کاربردن هر دو تعبیر در قرآن مجید پر معنى است.
اما نباید فراموش کرد که بهره گیرى از قرآن نیاز به یک نوع خودسازى دارد، هر چند خود قرآن نیز به خودسازى کمک مى کند، چرا که اگر بر دلها قفلها باشد، قفلهایى از هوى و هوس، کبر و غرور، لجاجت و تعصب، اجازه ورود نور حق به آن نمى دهد، در آیات مورد بحث به همین امر نیز اشاره شده است.
و چه زیبا مى گوید امیر مؤمنان على ع در خطبه اى که پیرامون صفات پرهیزگاران فرموده:
اما اللیل فصافون اقدامهم، تالین لاجزاء القرآن یرتلونها ترتیلا، یحزنون به انفسهم، و یستثیرون به دواء دائهم، فاذا مروا بآیة فیها تشویق رکنوا الیها طمعا، و تطلعت نفوسهم الیها شوقا، و ظنوا انها نصب اعینهم، و اذا مروا بآیة فیها تخویف اصغوا الیها مسامع قلوبهم، و ظنوا ان زفیر جهنم و شهیقها فى اصول آذانهم:
آنها شب هنگام بر پا ایستاده، قرآن را شمرده و با تدبر تلاوت مى کنند، و جان خود را با آن محزون مى سازند، داروى درد خود را از آن مى گیرند، هر گاه به آیه اى رسند که در آن تشویق است با علاقه فراوان به آن روى مى آورند، و چشم جانشان با شوق بسیار در آن خیره مى شود، و آن را همواره نصب العین خود مى سازند، و هر گاه به آیه اى رسند که در آن بیم و انذار است گوشهاى دل خود را براى شنیدنش باز کرده، فکر مى کنند صداى ناله آتش سوزان دوزخ و به هم خوردن زبانه هایش در گوش جانشان طنین انداز است .
تفسیر نمونه، ج 21، ص: 46
2- باید توجه داشت که ارتباط و انس با قران و لو در حد قرائت بدون تدبر و تامل نیز مفید و دارای برکت و نورانیت است . به عبارت اگر چه درباره درک معانی قرآن و تدبر و تفکر در آیات آن بسیار سفارش شده است و قشر تحصیل کرده و فرهیخته باید در این مسیر پویا باشند, اما بهره گیری از قرآن در هر سطحی حتی نگاه به آن موجب خشنودی خدا و نزول رحمت است .
3.به بخشی از مطالب کتاب نور ملکوت قران در مورد تدبر در قران توجه نمایید :
روایات‌ وارده‌ در تدبّر و تأمّل‌ در قرآن‌، و تفسیر «وَ رَتِّلِ الْقُرْءَانَ تَرْتِیلاً»
کلینی‌ با إسناد خود روایت‌ میکند از عبدالله‌ بن‌ سلیمان‌ که‌ میگوید: از حضرت‌ صادق‌ علیه‌ السّلام‌ دربارۀ معنای‌ قول‌ خداوند عزّ و جلّ پرسیدم‌ که‌ گفته‌ است‌: وَ رَتِّلِ الْقُرْءَانَ تَرْتِیلا . «و قرآن‌ را به‌ کیفیّت‌ ترتیل‌ بخوان‌!» مراد از ترتیل‌ کدام‌ است‌؟!
قَالَ: قَالَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ صَلَوَاتُ اللَهِ عَلَیْهِ: بَیِّنْهُ تِبْیَانًا، وَ لَا تَهُذَّهُ [259] هَذَّ الشِّعْرِ؛ وَ لَا تَنْثُرْهُ نَثْرَ الرَّمْلِ. وَ لَکِنْ أَفْزِعُوا قُلُوبَکُمُ الْقَاسِیَةَ؛ وَ لَایَکُنْ هَمُّ أَحَدِکُمْ ءَاخِرَ السُّورَةِ! [260]
«حضرت‌ فرمود: أمیرالمؤمنین‌ صلوات‌ الله‌ علیه‌ فرموده‌ است‌: یعنی‌ آن‌را خوب‌ و واضح‌ و روشن‌ بخوان‌، و مانند خواندن‌ شعر که‌ به‌ سرعت‌ می‌خوانند مخوان‌ که‌ درهم‌ پیچیده‌ شود و معنایش‌ مفهوم‌ نشود؛ و نیز مانند دانه‌های‌ شن‌ ریزه‌ و رَمل‌ آنرا منتشر و متفرّق‌ مکن‌ که‌ جمعش‌ مشکل‌ باشد و بدین‌ جهت‌ نیز معنایش‌ مفهوم‌ نشود. ولیکن‌ طوری‌ بخوانید که‌ با آن‌ دلهای‌ سخت‌ و قلوب‌ قاسیۀ خودتان‌ را به‌ فزع‌ و دهشت‌ افکنید و به‌ وحشت‌ اندازید! و وقتی‌ قرآن‌ می‌خوانید، قصد و نیّت‌ شما آن‌ نباشد که‌ به‌ آخر سوره‌ برسید!» زیرا این‌ گونه‌ خواندن‌، توجّه‌ را از روی‌ خود آیات‌ برمیدارد و متوجّه‌ به‌ اتمام‌ سوره‌ میکند. شما باید آیات‌ را طوری‌ بخوانید که‌ روی‌ هر آیه‌ نظر اصلی‌ خود را دوخته‌، و بهرۀ کامل‌ خود را بردارید، و سپس‌ به‌ آیۀ دیگر روید. و در صورتیکه‌ مقصد شما تمام‌ کردن‌ سوره‌ باشد، این‌ معنی‌ حاصل‌ نخواهد شد.
شیخ‌ طبْرِسی‌، از أبوبصیر، از حضرت‌ صادق‌ علیه‌ السّلام‌ در این‌ آیه‌
بدینگونه‌ تفسیر آورده‌ است‌:
قَالَ: هُوَ أَنْ تَتَمَکَّثَ فِیهِ، وَ تُحْسِنَ بِهِ صَوْتَکَ.
«حضرت‌ صادق‌ فرمود: معنی‌ ترتیل‌ آنستکه‌: در قرائتت‌ درنگ‌ کنی‌، و صدایت‌ را در قرائت‌ قرآن‌ نیکو بگردانی‌!»
و از آنحضرت‌ نیز روایت‌ است‌ که‌: إذَا مَرَرْتَ بِئَایَةٍ فِیهَا ذِکْرُ الْجَنَّةِ، فَاسْأَلِ اللَهَ الْجَنَّةَ! وَ إذَا مَرَرْتَ بِـَآیَةٍ فِیهَا ذِکْرُ النَّارِ، فَتَعَوَّذْ بِاللَهِ مِنَ النَّارِ! [261]
«چون‌ به‌ آیه‌ای‌ رسیدی‌ که‌ در آن‌ ذکر بهشت‌ بود، از خداوند بهشت‌ را مسألت‌ کن‌! و چون‌ به‌ آیه‌ای‌ رسیدی‌ که‌ در آن‌ ذکر آتش‌ بود، به‌ خداوند از آتش‌ پناه‌ بر!»
«دیوان‌ منسوب‌ به‌ أمیرالمؤمنین‌ علیه‌ السّلام‌» و أشعار راجع‌ به‌ قرآن‌
در «دیوان‌ منسوب‌ به‌ حضرت‌ أمیرالمؤمنین‌ علیه‌ السّلام‌» در ضمن‌ وصیّتش‌ به‌ حضرت‌ امام‌ حسین‌ علیه‌ السّلام‌ میفرماید: [262]
أَ بُنَیَّ إنَّ الذِّکْرَ فِیهِ مَوَاعِظٌ مَنِ الَّذِی‌ بِعِظَاتِهِ یَتَأَدَّبُ؟ ( 1 )
اقْرَأْ کِتَابَ اللَهِ جُهْدَکَ وَ اتْلُهُ یمَنْ یَقُومُ بِهِ هُنَاکَ وَ یَنْصَبُ ( 2 )
بِتَفَکُّرٍ وَ تَخَشُّعٍ وَ تَقَرُّب إنَّ الْمُقَرَّبَ عِنْدَهُ الْمُتَقَرِّبُ ( 3 )
وَ اعْبُدْ إلَهَکَ ذَا الْمَعَارِجِ مُخْلِصًا وَ انْصِتْ إلَی‌ الامْثَالِ فِیمَا تُضْرَبُ ( 4 )
وَ إذَا مَرَرْتَ بِئَایَةٍ مَخْشِیَّة تَصِفُ الْعَذَابَ فَقِفْ وَ دَمْعُکَ تَسْکُبُ: ( 5 )
یَا مَنْ یُعَذِّبُ مَنْ یَشَآءُ بِعَدْلِه لَا تَجْعَلَنِّی‌ فِی‌ الَّذِینَ تُعَذِّبُ ( 6 )
إنِّی‌ أَبُوٓءُ بِعَثْرَتِی‌ وَ خَطِیٓئَتِی هَرَبًا وَ هَلْ إلَّا إلَیْکَ الْمَهْرَبُ؟ ( 7 )
وَ إذَا مَرَرْتَ بِئَایَةٍ فِی‌ ذِکْرِهَا وصِفَ الْوَسِیلَةُ وَ النَّعِیمُ الْمُعْجِبُ ( 8 )
فَاسْأَلْ إلَهَکَ بِالإنَابَةِ مُخْلِصًا دارَالْخُلُودِ سُؤَالَ مَنْ یَتَقَرَّبُ ( 9 )
وَ اجْهَدْ لَعَلَّکَ أَن‌ تَحِلَّ بِأَرْضِهَا وَ تَنَالَ رَوْحَ مَسَاکِنٍ لَا تَخْرُبُ (0 1 )
وَ تَنَالَ عَیْشًا لَا انْقِطَاعَ لِوَقْتِهِ و تَنَالَ مُلْکَ کَرَامَةٍ لَا یُسْلَبُ ( 11 )
1 ـ ای‌ نور دیدۀ من‌! در قرآن‌ حکیم‌، مواعظ‌ و اندرزهائی‌ هست‌؛ پس‌ کیست‌ که‌ به‌ مواعظش‌ ادب‌ گردد؟!
2 ـ تا مقداری‌ که‌ توان‌ داری‌ کتاب‌ الله‌ را بخوان‌، و تلاوت‌ کن‌ آنرا در زمرۀ آنانکه‌ از قرآن‌ پاسداری‌ نموده‌، و به‌ جدّ و جهد مراعات‌ آنرا می‌نمایند.
3 ـ قرائتت‌ از روی‌ تفکّر و خشوع‌ و تقرّب‌ باشد! زیرا شخص‌ مقرّب‌ در نزد خدا کسی‌ است‌ که‌ خود را بدو نزدیک‌ کند.
4 ـ و خدای‌ بلند پایه‌ و رفیع‌ القدر خود را از روی‌ اخلاص‌ پرستش‌ کن‌، و
گوش‌ فرادار به‌ مَثَل‌های‌ قرآن‌ دربارۀ چیزهائی‌ که‌ زده‌ می‌شود.
5 ـ و چون‌ به‌ آیۀ ترساننده‌ و انذار آورنده‌ای‌ رسیدی‌ که‌ عذاب‌ خدا را توصیف‌ میکند، در آنجا درنگ‌ کن‌، در حالیکه‌ اشکهایت‌ ریزان‌ باشد؛ و بگو:
6 ـ ای‌ خدائی‌ که‌ به‌ سبب‌ عدالتش‌ عذاب‌ میکند آنرا که‌ بخواهد؛ مرا از زمرۀ معذَّبین‌ قرار مده‌!
7 ـ من‌ در اثر لغزش‌ و گناهی‌ که‌ نموده‌ام‌ بسوی‌ تو بازگشت‌ کرده‌ام‌؛ مگر بسوی‌ غیر تو هم‌ فرارگاهی‌ هست‌؟!
8 ـ و چون‌ به‌ آیه‌ای‌ برسی‌ که‌ در آن‌ از وسیله‌ و نعمت‌های‌ شگفت‌آور خدا سخن‌ به‌ میان‌ آمده‌ است‌،
9 ـ با انابه‌ و اخلاص‌ از خدایت‌ تمنّا کن‌ به‌ تو دار خلود و جنّت‌ رضوان‌ را عنایت‌ کند؛ تمنّای‌ شخص‌ متقرّب‌ بسوی‌ خدا.
10 ـ و سعی‌ و جدّیّت‌ کن‌ شاید خداوند تو را در زمینِ دار الخلد وارد کند، و از رَوح‌ و نسیم‌ مساکنی‌ که‌ هیچگاه‌ زوال‌ نمی‌پذیرد و خراب‌ نمی‌شود بهرمند گردی‌!
11 ـ و به‌ عیش‌ ابدی‌ و لذّات‌ سرمدی‌ نائل‌ شوی‌، و به‌ پادشاهی‌ و عزّت‌ کرامت‌ و بزرگواری‌ای‌ که‌ زوال‌ ناپذیر است‌ دست‌ بیابی‌!
وجوب‌ استماع‌ قرآن‌ در وقت‌ قرائت‌ آن‌
و روی‌ همین‌ ملاک‌ و مناط‌ است‌ که‌ در موقع‌ قرائت‌ قرآن‌ واجب‌ است‌ آنرا استماع‌ نمود، و اینکه‌ سکوت‌ به‌ عمل‌ آید تا آیات‌ قرآن‌ بر دل‌ مستمع‌ بنشیند. چون‌ اگر استماع‌ نباشد، آیات‌ فهمیده‌ نمی‌شود؛ و بدون‌ فهم‌ اثری‌ ندارد.
وَ إِذَا قُرِی‌َ الْقُرْءَانُ فَاسْتَمِعُوا لَهُو وَ أَنصِتُوا لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ. [263]
«و زمانیکه‌ قرآن‌ خوانده‌ شود، شما گوش‌ دهید و خاموش‌ شوید، به‌ امید آنکه‌ مورد رحمت‌ خداوندی‌ واقع‌ شوید!» [264]
حضرت‌ رسول‌ صلّی‌ الله‌ علیه‌ و آله‌ و سلّم‌ به‌ ابن‌ مسعود فرمودند:
اقْرَأْ! فَقَالَ: یَا رَسُولَ اللَهِ! أَقْرَأُ وَ عَلَیْکَ أُنْزِلَ؟! فَقَالَ: إنِّی‌ أُحِبُّ أَنْ أَسْمَعَهُ مِنْ غَیْرِی‌. فَکَانَ یَقْرَأُ وَ رَسُولُ اللَهِ صَلَّی‌ اللَهُ عَلَیْهِ وَ ءَالِهِ وَ سَلَّمَ عَیْنَاهُ تَفِیضَانِ.
وَ قَالَ صَلَّی‌ اللَهُ عَلَیْهِ وَ ءَالِهِ وَ سَلَّمَ: مَنِ اسْتَمَعَ إلَی‌ ءَایَةٍ مِنْ کِتَابِ اللَهِ عَزَّوَجَلَّ، کَانَتْ لَهُ نُورًا یَوْمَ الْقِیَـٰـمَةِ. [265]
«قرآن‌ بخوان‌! ابن‌ مسعود گفت‌: یا رسول‌ الله‌! قرآن‌ بر تو نازل‌ شده‌است‌؛ من‌ بخوانم‌؟!
رسول‌ خدا گفت‌: من‌ دوست‌ دارم‌ از غیر خودم‌ بشنوم‌. ابن‌ مسعود قرآن‌ می‌خواند و اشک‌ از دیدگان‌ رسول‌ خدا صلّی‌ الله‌ علیه‌ و آله‌ و سلّم‌ جاری‌ بود.
و رسول‌ خدا صلّی‌ الله‌ علیه‌ و آله‌ و سلّم‌ فرمود: کسیکه‌ به‌ یک‌ آیه‌ از کتاب‌ خدا گوش‌ فرا دارد، برای‌ او نوری‌ در روز قیامت‌ است‌.»
و در روایت‌ است‌ که‌: مردی‌ از رسول‌ خدا قرآن‌ می‌آموخت‌، چون‌ به‌ این‌ گفتار خدا رسید:
فَمَن‌ یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْرًا یَرَهُو * وَ مَن‌ یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ. [266]
«پس‌ هر کس‌ که‌ به‌ قدر سنگینی‌ یک‌ ذرّه‌، کار خیری‌ انجام‌ دهد، آنرا می‌بیند؛ و هر کس‌ که‌ به‌ قدر سنگینی‌ یک‌ ذرّه‌، کار بدی‌ انجام‌ دهد آنرا می‌بیند.»
گفت‌: این‌ آیه‌ برای‌ من‌ کافی‌ است‌! و دیگر قرآن‌ تعلیم‌ نگرفت‌، و از همانجا
مراجعت‌ کرد.
رسول‌ خدا فرمود: انْصَرَفَ الرَّجُلُ وَ هُوَ فَقِیهٌ [267]. «این‌ مرد بازگشت‌ درحالیکه‌ مردی‌ فقیه‌ بود.»
نهی‌ أخبار دربارۀ غافلین‌ از قرآن‌
و در اخبار، غافلین‌ از قرآن‌ و لاهین‌ به‌ قرآن‌ را بسیار نهی‌ نموده‌اند.
در «کافی‌» با إسنادش‌، از عبدالله‌ بن‌ سِنان‌ حدیث‌ میکند از حضرت‌صادق‌ علیه‌ السّلام‌ که‌ رسول‌ خدا صلّی‌ الله‌ علیه‌ و آله‌ و سلّم‌ گفت‌:
اقْرَءُوا الْقُرْءَانَ بِأَلْحَانِ الْعَرَبِ وَ أَصْوَاتِهَا! وَ إیَّاکُمْ وَ لُحُونَ أَهْلِ الْفِسْقِ وَ أَهْلِ الْکَبَآئِرِ؛ فَإنَّهُ سَیَجِی‌ٓءُ مِنْ بَعْدِی‌ أَقْوَامٌ یُرَجِّعُونَ الْقُرْءَانَ تَرْجِیعَ الْغِنَآءِ وَ النَّوْحِ وَ الرُّهْبَانِیَّةِ، لَا یَجُوزُ تَرَاقِیَهُمْ؛ قُلُوبُهُمْ مَقْلُوبَةٌ وَ قُلُوبُ مَنْ یُعْجِبُهُ شَأْنُهُمْ. [268]
«قرآن‌ را با آهنگهای‌ عرب‌ و اصوات‌ عرب‌ بخوانید. و مبادا که‌ با آهنگهای‌ اهل‌ فسق‌ و مبتلایان‌ به‌ معاصی‌ کبیره‌ بخوانید! پس‌ از من‌ تحقیقاً کسانی‌ خواهند آمد که‌ قرآن‌ را مانند آوازه‌ خوانان‌ و غناپیشگان‌، و مانند آوازخوانیهای‌ عزاخوانی‌ و مجالس‌ مصیبت‌، و مانند آوازه‌ خوانیهای‌ رهبانان‌، با ترجیع‌ می‌خوانند.
قرائت‌ این‌ افراد قبول‌ نمی‌شود، و از تَرقُوَه‌هایشان‌ به‌ بالا نمی‌رود. (یعنی‌ در سینه‌ می‌ماند و به‌ سر و مرکز اندیشه‌ نمی‌رسد، و به‌ گوش‌ و چشم‌ و مغز و دماغ‌ نمی‌رسد.) دلهای‌ اینگونه‌ افراد واژگون‌ است‌، و دلهای‌ آنانکه‌ این‌ کیفیّت‌ را نیکو می‌شمارند.»
در مقابل‌ این‌ افراد، کسانی‌ هستند که‌ قرآن‌ را با تأمّل‌ و دقّت‌ می‌خوانند،
و آرام‌ و با تفکّر؛ بطوریکه‌ دلهای‌ آنها می‌طپد، و آثار حزن‌ و عشق‌ در چهره‌شان‌ مشاهده‌ می‌شود، و قرآن‌ به‌ جانشان‌ می‌نشیند.
فَإِلَـٰـهُکُمْ إِلَـٰـهٌ وَحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا وَ بَشِّرِالْمُخْبِتِینَ * الَّذِینَ إِذَا ذُکِرَ اللَهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ الصَّـٰـبِرِینَ عَلَی‌ مَآ أَصَابَهُمْ وَ الْمُقِیمِی‌ الصَّلَوةِ وَ مِمَّا رَزَقْنَـٰـهُمْ یُنفِقُونَ. [269]
«بنابراین‌، خدای‌ شما خدای‌ واحدی‌ است‌، و شما باید در برابر او تسلیم‌ باشید. و ای‌ پیغمبر ما! بشارت‌ بده‌ مردمان‌ وارفته‌ و درهم‌ رفتۀ شوریده‌ (متواضع‌ متخاشع‌) را؛ آنان‌ که‌ چون‌ ذکر خدا شود، دلهایشان‌ به‌ هراس‌ افتد، و شکیبایان‌ در مشکلات‌ و مصائب‌ و واردات‌، و بپادارندگان‌ نماز را، و آنانکه‌ چون‌ به‌ آنها روزی‌ برسانیم‌، از آن‌ در راه‌ ما انفاق‌ می‌نمایند.»

عاملان‌ و قاریان‌ حقیقی‌ قرآن‌، أعزّ از کبریت‌ أحمرند
و در «کافی‌» با إسناد متّصل‌ خود روایت‌ میکند از حضرت‌ امام‌ محمّد باقر علیه‌ السّلام‌ که‌ فرمود:
قُرَّآءُ الْقُرْءَانِ ثَلَثَةٌ: رَجُلٌ قَرَأَ الْقُرْءَانَ فَاتَّخَذَهُ بِضَاعَةً، وَ اسْتَدَرَّ بِهِ الْمُلُوکَ، وَ اسْتَطَالَ بِهِ عَلَی‌ النَّاسِ. وَ رَجُلٌ قَرَأَ الْقُرْءَانَ فَحَفِظَ حُرُوفَهُ وَ ضَیَّعَ حُدُودَهُ، وَ أَقَامَهُ إقَامَةَ الْقِدْحِ [270]. فَلا کَثَّرَ اللَهُ هَؤُلآءِ مِنْ حَمَلَةِ الْقُرْءَانِ.
وَ رَجُلٌ قَرَأَ الْقُرْءَانَ فَوَضَعَ دَوَآءَ الْقُرْءَانِ عَلَی‌ دَآءِ قَلْبِهِ؛ فَأَسْهَرَ بِهِ لَیْلَهُ، وَ أَظْمَأَ بِهِ نَهَارَهُ، وَ قَامَ بِهِ فِی‌ مَسَاجِدِهِ، وَ تَجَافَی‌ عَنْ فِرَاشِهِ.
فَبِأُولَٓئِکَ یَدْفَعُ اللَهُ الْعَزِیزُ الْجَبَّارُ الْبَلا ٓءَ، وَ بِأُولَٓئِکَ یُدِیلُ اللَهُ عَزَّوَجَلَّ مِنَ الاعْدَآءِ، وَ بِأُولَٓئِکَ یُنَزِّلُ اللَهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْغَیْثَ مِنَ السَّمَآءِ.
فَوَاللَهِ لَهَؤُلآءِ فِی‌ قُرَّآءِ الْقُرْءَانِ أَعَزُّ مِنَ الْکِبْرِیتِ الاحْمَرِ.[271] [272]و
«قاریان‌ و خوانندگان‌ قرآن‌ سه‌ دسته‌اند: مردی‌ که‌ قرآن‌ را میخواند و آنرا سرمایۀ کسب‌ دنیوی‌ داشته‌، و بواسطۀ آن‌ از ملوک‌ و حکّام‌ پیوسته‌ جیره‌می‌خورد. و با خواندن‌ آن‌ و درس‌ آن‌، لقمۀ نانی‌ تهیّه‌ کرده‌، عیش‌ و بساط‌ خود را گسترده‌ است‌. و به‌ دارا بودن‌ آن‌ بر مردم‌ بلندمنشی‌ و بلندپروازی‌ دارد.
و مردی‌ است‌ که‌ حروف‌ و کلمات‌ و اعراب‌ و معنایش‌ را هم‌ میداند، ولیکن‌ حدود و قوانین‌ و مضامین‌ آنرا ضایع‌ کرده‌ است‌؛ و همچون‌ تیرهائی‌ که‌ به‌قدر و شکل‌ و وزن‌ هم‌ می‌تراشند و پهلوی‌ هم‌ می‌چینند تا برای‌ موقع‌ تیراندازی‌ بکار آید، اینها هم‌ حروف‌ و آیات‌ و تجوید و وقوف‌ و مخارج‌ و سائر جهات‌ ظاهری‌ را کاملاً مرتّب‌ و منظّم‌ می‌نمایند.
خداوند امثال‌ اینگونه‌ افراد را در میان‌ حاملین‌ و پاسداران‌ قرآن‌ زیاد نکند.
و مردی‌ است‌ که‌ قرآن‌ را میخواند و دوای‌ حاصل‌ از آنرا، چون‌ مرهمی‌ برروی‌ درد دلش‌ می‌گذارد. شبهای‌ تار با قرآن‌ سر و کار دارد و با تفکّر در آن‌
بیداری‌ می‌کشد، و روزهای‌ گرم‌ را با آن‌ بسر می‌برد، و در هنگام‌ سجده‌ها و نمازهایش‌ قرآن‌ را تلاوت‌ میکند، و بدینجهت‌ پهلو از رختخواب‌ بر کنار میدارد.
بواسطۀ این‌ افراد می‌باشد که‌ خداوند عزیز جبّار، بلا را از میان‌ مردم‌ برمیدارد. و بواسطۀ این‌ افراد میباشد که‌ خداوند عزّوجلّ نوبت‌ حکومت‌ و ولایت‌ را از دست‌ دشمنان‌ می‌گیرد و به‌ مؤمنان‌ میدهد. و بواسطۀ این‌ افراد میباشد که‌ خداوند عزّوجلّ باران‌ رحمت‌ خود را از آسمان‌ فرود می‌آورد.
سوگند به‌ خدا که‌ این‌ دسته‌ در میان‌ قاریان‌ قرآن‌، نایاب‌تر از اکسیر[273] هستند.»
و رسول‌ خدا صلّی‌ الله‌ علیه‌ و آله‌ و سلّم‌ فرمود: مَا ءَامَنَ بِالْقُرْءَانِ مَنِ اسْتَحَلَّ مَحَارِمَهُ. [274]
«کسی‌ که‌ محرّماتی‌ را که‌ در قرآن‌ وارد است‌ حلال‌ بداند، ایمان‌ به‌ قرآن‌ نیاورده‌ است‌.»
روایات‌ وارده‌ دربارۀ قرائت‌ قرآن‌ در منازل‌
دربارۀ قرائت‌ قرآن‌ با صدای‌ بلند و یا آهسته‌ در منازل‌، روایات‌ بسیاری‌ وارد است‌:
در «کافی‌» با إسناد متّصل‌ خود روایت‌ میکند از لَیث‌ بن‌ أبی‌ سلیم‌ مرفوعاً که‌ رسول‌ خدا صلّی‌ الله‌ علیه‌ و آله‌ و سلّم‌ فرمود:
نَوِّرُوا بُیُوتَکُم‌ بِتِلا وَةِ الْقُرْءَانِ؛ وَ لَا تَتَّخِذُوهَا قُبُورًا کَمَا فَعَلَتِ الْیَهُودُ وَ النَّصَارَی‌: صَلُّوا فِی‌ الْکَنَآئِسِ وَ الْبِیَعِ وَ عَطَّلُوا بُیُوتَهُمْ. فَإنَّ الْبَیْتَ إذَا کَثُرَ فِیهِ تِلَاوَةُ الْقُرْءَانِ، کَثُرَ خَیْرُهُ وَ اتَّسَعَ أَهْلُهُ وَ أَضَآءَ لاِهْلِ السَّمَآءِ کَمَا تُضِی‌ٓءُ نُجُومُ السَّمَآءِ لاِهْلِ الدُّنْیَا. [275]
«خانه‌های‌ خود را با تلاوت‌ قرآن‌ نورانی‌ کنید، و مانند قبرها خشک‌ و جامد و خاموش‌ و تاریک‌ نگیرید؛ شبیه‌ یهودیان‌ و مسیحیان‌ که‌ نمازهای‌ خود را در کلیساها و کنیسه‌ها میخوانند؛ و خانه‌های‌ خود را تعطیل‌ نموده‌اند.
چون‌ در خانه‌ اگر قرائت‌ قرآن‌ بسیار شود، خیراتش‌ گسترش‌ می‌یابد، و اهلش‌ زیاد می‌شوند؛ و همانطور که‌ ستارگان‌ آسمان‌ به‌ زمین‌ نور میدهند، این‌ خانه‌ به‌ ساکنین‌ آسمانها نور می‌فرستد.»
و در «کافی‌» از حضرت‌ صادق‌ علیه‌ السّلام‌ روایت‌ میکند که‌ فرمود:
إنَّ الْبَیْتَ إنْ کَانَ فِیهِ الْمَرْءُ الْمُسْلِمُ یَتْلُو الْقُرْءَانَ، یَتَرَآءَاهُ أَهْلُ السَّمَآءِ کَمَا یَتَرَآءَی‌ أَهْلُ الدُّنْیَا الْکَوْکَبَ الدُّرِّیَّ فِی‌ السَّمَآءِ. [276]
«اگر در خانه‌، مرد مسلمان‌ به‌ تلاوت‌ قرآن‌ مشغول‌ شود، چنان‌ اهل‌ آسمان‌ به‌ تماشای‌ او مشغول‌ می‌شوند، مثل‌ تماشائی‌ که‌ اهل‌ دنیا از ستارگان‌ متلالی‌ و درخشان‌ آسمان‌ می‌کنند.» [277]
و همچنین‌ در «کافی‌» از ابن‌ قَدّاح‌ روایت‌ میکند از حضرت‌ صادق‌ علیه‌السّلام‌ که‌ امیرالمؤمنین‌ صلوات‌ الله‌ علیه‌ فرمودند:
الْبَیْتُ الَّذِی‌ یُقْرَأُ فِیهِ الْقُرْءَانُ وَ یُذْکَرُ اللَهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِیهِ، تَکْثُرُ بَرَکَتُهُ وَ
تَحْضُرُهُ الْمَلَٓئِکَةُ وَ تَهْجُرُهُ الشَّیَاطِینُ وَ یُضِی‌ٓءُ لاِهْلِ السَّمَآءِ کَمَا تُضِی‌ٓءُ الْکَوَاکِبُ لاِهْلِ الارْضِ. وَ إنَّ الْبَیْتَ الَّذِی‌ لَا یُقْرَأُ فِیهِ الْقُرءَانُ وَ لَا یُذْکَرُ اللَهُ عَزَّوَجَلَّ فِیهِ، تَقِلُّ بَرَکَتُهُ وَ تَهْجُرُهُ الْمَلَٓئِکَةُ وَ تَحْضُرُهُ الشَّیَاطِینُ. [278]
«خانه‌ای‌ که‌ در آن‌ قرآن‌ بسیار خوانده‌ شود و ذکر خداوند عزّوجلّ بسیار شود، برکتش‌ زیاد می‌گردد، و فرشتگان‌ در آن‌ حضور می‌یابند، و شیاطین‌ از آنجا رخت‌ بر می‌بندند، و نور و روشنی‌ به‌ اهل‌ آسمان‌ میدهد همانطور که‌ ستارگان‌ به‌ اهل‌ زمین‌ نور و روشنی‌ میدهند. و خانه‌ای‌ که در آن‌ قرآن‌ خوانده‌ نشود و ذکر خداوند عزّوجلّ در آن‌ برده‌ نشود، برکتش‌ کاهش‌ می‌یابد، و فرشتگان‌ حضور نمی‌یابند، و شیاطین‌ در آنجا حاضر می‌شوند.»
مقداری‌ که‌ باید هر مسلمان‌ در روز قرآن‌ بخواند
ولی‌ البتّه‌ برای‌ آنکه‌ قاری‌ قرآن‌ از معنی‌ و مراد آن‌ کامیاب‌ گردد، به‌ سرعت‌ خواندن‌ و گذشتن‌ آن‌ مطلوب‌ نیست‌. در «کافی‌» با إسناد خود از محمّد ابن‌ عبدالله‌ آورده‌ است‌ که‌ گفت‌: به‌ حضرت‌ صادق‌ علیه‌ السّلام‌ عرض‌ کردم‌: أقْرَأُ الْقُرْءَانَ فِی‌ لَیْلَةٍ؟! «من‌ تمام‌ قرآن‌ را در یک‌ شب‌ بخوانم‌؟!»
قَالَ: لَا یُعْجِبُنِی‌ أَنْ تَقْرَأَهُ فِی‌ أَقَلَّ مِنْ شَهْرٍ! [279]
«فرمود: برای‌ من‌ جالب‌ نیست‌ که‌ قرآن‌ را در کمتر از مدّت‌ یک‌ ماه‌ بخوانی‌!»
و ایضاً در «کافی‌» روایت‌ میکند از علیّ بن‌ حمزه‌ که‌ گفت‌: من‌ بر حضرت‌ صادق‌ علیه‌ السّلام‌ وارد شدم‌. أبوبصیر به‌ آنحضرت‌ گفت‌: من‌ در یک‌ شب‌ از ماه‌ رمضان‌، یک‌ ختم‌ قرآن‌ را بنمایم‌؟!
حضرت‌ فرمود: نه‌! گفت‌: در دو شب‌؟! حضرت‌ فرمود: نه‌!
گفت‌: در سه‌ شب‌؟! حضرت‌ با دست‌ اشاره‌ای‌ فرموده‌ و گفتند: «ها» یعنی‌ عیب‌ ندارد.
سپس‌ به‌ أبوبصیر فرمود: یَا أَبَا مُحَمَّدٍ! إنَّ لِرَمَضَانَ حَقًّا وَ حُرْمَةً لَایُشْبِهُهُ شَیْءٌ مِنَ الشُّهُورِ. وَ کَانَ أَصْحَابُ مُحَمَّدٍ صَلَّی‌ اللَهُ عَلَیْهِ وَ ءَالِهِ ] وَسَلَّمَ [ یَقْرَأُ أَحَدُهُمُ الْقُرْءَانَ فِی‌ شَهْرٍ أَوْ أَقَلَّ.
إنَّ الْقُرْءَانَ لَا یُقْرَأُ هَذْرَمَةً، وَلَکِنْ یُرَتَّلُ تَرْتِیلا . فَإذَا مَرَرْتَ بِـَایَةٍ فِیهَا ذِکْرُ الْجَنَّةِ فَقِفْ عِنْدَهَا وَ سَلِ اللَهَ عَزَّ وَ جَلَّ الْجَنَّةَ؛ وَ إذَا مَرَرْتَ بِـَایَةٍ فِیهَا ذِکْرُ النَّارِ فَقِفْ عِنْدَهَا وَ تَعَوَّذْ بِاللَهِ مِنَ النَّارِ. [280]
«ای‌ أبا محمّد! ماه‌ رمضان‌ حقّی‌ و احترامی‌ دارد که‌ سائر ماهها ندارند. و اصحاب‌ محمّد صلّی‌ الله‌ علیه‌ و آله‌ و سلّم‌ عادتشان‌ بر این‌ بود که‌: قرآن‌ را در مدّت‌ یک‌ ماه‌ یا کمتر از آن‌ می‌خوانده‌اند.
قرآن‌ را نباید با سرعت‌ خواند، ولیکن‌ باید آرام‌ با حفظ‌ موارد وقف‌ و ادآ کلمات‌ قرائت‌ نمود. چون‌ به‌ آیه‌ای‌ رسیدی‌ که‌ در آن‌ یادی‌ از بهشت‌ بود، درنگ‌ کن‌ و از خداوند بهشت‌ را بخواه‌؛ و چون‌ به‌ آیه‌ای‌ رسیدی‌ که‌ در آن‌ یادی‌ از آتش‌ بود نیز توقّف‌ کن‌، و از آتش‌ به‌ خداوند پناه‌ ببر!»
و نیز در «کافی‌» از حَریز، از حضرت‌ صادق‌ علیه‌ السّلام‌ روایت‌ است‌ که‌ فرمود:
الْقُرْءَانُ عَهْدُ اللَهِ[281] إلَی‌ خَلْقِهِ؛ یَنْبَغِی‌ لِلْمَرْءِ الْمُسْلِمِ أَنْ یَنْظُرَ فِی‌
عَهْدِهِ، وَ أَنْ یَقْرَأَ مِنْهُ فِی‌ کُلِّ یَوْمٍ خَمْسِینَ ءَایَةً.[282]
«قرآن‌ کریم‌ عهدنامه‌ و پیمان‌ نامه‌ای‌ است‌ از خدا به‌ سوی‌ خلقش‌؛ بنابراین‌ سزاوار است‌ مرد مسلمان‌ در این‌ عهدنامه‌ نظر افکند و هر روز، از آن‌ به‌ مقدار پنجاه‌ آیه‌ بخواند.»
از آداب‌ قرائت‌ قرآن‌، حُسن‌ صوت‌ و استعاذه‌ است‌
یکی‌ از آداب‌ قرائت‌ قرآن‌، خواندن‌ آنست‌ با صوت‌ حَسَن‌، خواه‌ در نماز باشد و خواه‌ در غیر نماز. سزاوار است‌ هر وقت‌ انسان‌ قرآن‌ را تلاوت‌ میکند، تکیه‌ به‌ صوت‌ باشد یعنی‌ با آواز نیکو، نه‌ بطور ساده‌؛ خواه‌ با حال‌ حزن‌ و اندوه‌ قرائت‌ نماید و خواه‌ با حالِ شادی‌ و مسرّت‌؛ در هر دو حال‌ صدای‌ خوب‌ و صوت‌ حسن‌ مطلوب‌ است‌.[283]
در «کافی‌» از عبدالله‌ بن‌ سنان‌ روایت‌ میکند از حضرت‌ صادق‌ علیه‌السّلام‌ که‌ رسول‌ اکرم‌ صلّی‌ الله‌ علیه‌ و آله‌ فرمودند:
لِکُلِّ شَیْءٍ حِلْیَةٌ؛ وَ حِلْیَةُ الْقُرْءَانِ الصَّوْتُ الْحَسَنُ. [284]
«هر چیزی‌ یک‌ جمال‌ و زیبائی‌ و زیوری‌ دارد؛ و جمال‌ و زیور قرآن‌
صدای‌ نیکوست‌.»
و ایضاً در «کافی‌» از علیّ بن‌ إسمعیل‌ مَیْثَمی‌ از مردی‌ روایت‌ کرده‌ است‌ که‌ حضرت‌ امام‌ جعفر صادق‌ علیه‌ السّلام‌ گفتند: مَا بَعَثَ اللَهُ عَزَّ وَ جَلَّ نَبِیًّا إلَّا حَسَنَ الصَّوْتِ. [285]
«خداوند عزّ و جلّ هیچ‌ پیامبری‌ را مبعوث‌ ننمود مگر آنکه‌ صدایش‌ نیکو بود.»
و از جملۀ آداب‌ قرائت‌ قرآن‌ استعاذۀ به‌ خداوند است‌: یعنی‌ پناه‌ بردن‌ به‌ او از شرّ شیطان‌ رجیم‌.
فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْءَانَ فَاسْتَعِذْ بِاللَهِ مِنَ الشَّیْطَـٰـنِ الرَّجِیمِ.[286]
«و چون‌ اراده‌ کنی‌ قرآن‌ بخوانی‌، از شرّ شیطان‌ رانده‌ شده‌، به‌ خدا پناه‌ ببر و در تحت‌ امان‌ و پناه‌ او درآی‌.»
معلوم‌ است‌ که‌: معانی‌ قرآن‌ با آن‌ عظمت‌ اگر بر نفس‌ امّارۀ شیطانی‌ وارد شود، در صورت‌ پلیدی‌ آن‌، صفای‌ خود را از دست‌ میدهد و معنای‌ نازل‌ و کوتاهی‌ می‌گیرد. و این‌ بواسطۀ تصرّف‌ شیطان‌ از راه‌ نفس‌ امّاره‌ است‌، و راه‌ علاجش‌ آنستکه‌ انسان‌ در مصونیّت‌ و عصمت‌ خداوند درآید تا از دستبرد او خلاص‌ شود.
استعاذۀ به‌ خدا تنها به‌ أعوذُ بِاللَه‌ گفتن‌ نیست‌، بلکه‌ دل‌ به‌ خدا دادن‌ و در وقت‌ قرائت‌، غیر او را فراموش‌ کردن‌ و ذهن‌ را صافی‌ و از غیر وی‌ پاک‌ نمودن‌ است‌. و یکی‌ از طرق‌ تصفیۀ نفس‌، نفی‌ خاطرات‌ است‌ که‌ در اثر تفکّر و تأمّل‌ در قرآن‌ با مجاهده‌ پیدا می‌شود.
حسن‌ بن‌ علیّ بن‌ شُعْبة‌ حَرّانیّ در «تحف‌ العقول‌» حدیث‌ دارد از حضرت‌ أمیرالمؤمنین‌ علیه‌ السّلام‌ که‌ فرمود: لَا خَیْرَ فِی‌ عِبَادَةٍ لَیْسَ فِیهَا تَفَقُّهٌ؛ وَ لَا فِی‌ قِرَآءَةٍ لَیْسَ فِیهَا تَدَبُّرٌ. [287]
«أبداً خیری‌ در عبادت‌ نیست‌ در صورتیکه‌ از روی‌ فهم‌ و درایت‌ نباشد؛ و خیری‌ در قرائت‌ نیست‌ در صورتیکه‌ در آن‌ تأمّل‌ و تفکّر و تدبّر نباشد.» .
در نمازها بعد از حمد، سورۀ کامل‌ واجب‌ نیست‌
قرآن‌ خواندن‌ در حال‌ نماز ثوابش‌ افزون‌ است‌، و در زمان‌ رسول‌ اکرم‌ صلّی‌ الله‌ علیه‌ و آله‌ و سلّم‌ قرآن‌ را در نمازها میخواندند، و پس‌ از قرائت‌ حمد از هر جای‌ قرآن‌ قرائت‌ می‌نمودند. سورۀ خاصّی‌ معیّن‌ نشده‌، و یک‌ سورۀ کامل‌ هم‌ واجب‌ نیست‌. اکتفا به‌ چندین‌ آیه‌ نمودن‌، و یا یک‌ سوره‌ را در دو رکعت‌ تقسیم‌ نمودن‌، و یا در چندین‌ رکعت‌ پخش‌ نمودن‌ در صورتیکه‌ سورۀ طویل‌ باشد ممدوح‌ است‌.
آری‌، چقدر خوب‌ است‌ انسان‌ از آیات‌ مختلفه‌ در نماز بخواند، و همۀ قرآن‌ را در نمازها بطور تناوب‌ قسمت‌ کند. البتّه‌ در ابتدای‌ هر رکعت‌ باید سورۀ حمد را بخواند، زیرا سورۀ حمد در حکم‌ احوالپرسی‌ از خداست‌، بیان‌ صفات‌ جمال‌ و جلال‌ اوست‌. چون‌ کسی‌ ابتداءً وارد نماز شود، و یا بعد از هر سجده‌ که‌ بر می‌خیزد و در حکم‌ ابتدای‌ سخن‌ گفتن‌ است‌، باید حمد را بخواند، لَا صَلَوةَ إلَّا بِفَاتِحَةِ الْکِتَابِ. [288]
«هیچ‌ نمازی‌ تشریع‌ نشده‌ است‌ مگر آنکه‌ در اوّل‌ هر رکعت‌ از آن‌، سورۀ فاتحه‌ تشریع‌ شده‌ است‌.»
پس‌ از احوالپرسی‌ کامل‌ که‌ تقاضای‌ نعمت‌ ولایت‌ و دوری‌ از صراط‌ مغضوبٌ علیهم‌ و ضالّون‌ است‌، باید قرآن‌ خواند؛ یعنی‌ گفتار خدا را که‌ عهدنامۀ اوست‌ قرائت‌ کرد؛ و از هر جای‌ قرآن‌ میتوان‌ قرائت‌ نمود.
در «کافی‌» با إسناد خود از عبدالله‌ بن‌ سلیمان‌ حدیث‌ میکند از حضرت‌ امام‌ محمّد باقر علیه‌ السّلام‌ که‌ فرمود:
مَنْ قَرَأَ الْقُرْءَانَ قَآئِمًا فِی‌ صَلَاتِهِ، کَتَبَ اللَهُ لَهُ بِکُلِّ حَرْفٍ مِأَةَ حَسَنَةٍ. وَ مَنْ قَرَأَهُ فِی‌ صَلَاتِهِ جَالِسًا، کَتَبَ اللَهُ لَهُ بِکُلِّ حَرْفٍ خَمْسِینَ حَسَنَةً. وَ مَنْ قَرَأَهُ فِی‌ غَیْرِ صَلَاتِهِ، کَتَبَ اللَهُ لَهُ بِکُلِّ حَرْفٍ عَشْرَ حَسَنَاتٍ. [289]
«کسی‌ که‌ قرآن‌ را در حال‌ ایستاده‌ در نمازش‌ بخواند، خداوند جزای‌ وی‌ را در مقابل‌ هر حرف‌ یکصد حسنه‌ می‌نویسد. و کسی‌ که‌ قرآن‌ را در حال‌ نشسته‌ در نمازش‌ بخواند، خداوند جزای‌ وی‌ را در مقابل‌ هر حرف‌ پنجاه‌ حسنه‌ می‌نویسد، و کسی‌ که‌ قرآن‌ را در غیر نمازش‌ بخواند، خداوند جزای‌ وی‌ را در مقابل‌ هر حرف‌ ده‌ حسنه‌ می‌نویسد.»
حجّة‌ الإسلام‌ غَزالی‌ این‌ روایت‌ را از أمیرالمؤمنین‌ علیه‌ السّلام‌ تا «خَمْسِینَ حَسَنَةً» نقل‌ کرده‌ است‌، و تتمّه‌ای‌ برای‌ آن‌ نقل‌ نموده‌ است‌ که‌:
وَمَنْ قَرَأَ فِی‌ غَیْرِ صَلَوةٍ وَ هُوَ عَلَی‌ وُضُوٓءٍ فَخَمْسٌ وَ عِشْرُونَ حَسَنَةً، وَ مَنْ قَرَأَ عَلَی‌ غَیْرِ وُضُوٓءٍ فَعَشْرُ حَسَنَاتٍ. وَ مَا کَانَ مِنَ الْقِیَامِ بِاللَیْلِ فَهُوَ أَفْضَلُ، لاِنَّهُ أَفْرَغُ لِلْقَلْبِ. [290]
«و کسیکه‌ قرآن‌ را در غیر نمازش‌ با وضو بخواند، بیست‌ و پنج‌ حسنه‌ دارد. و کسیکه‌ در غیر نمازش‌ با غیر وضو بخواند، ده‌ حسنه‌ دارد. و آنچه‌ از قرآن‌ در شب‌ در حال‌ قیام‌ خوانده‌ شود، افضل‌ است‌؛ چون‌ دل‌ را فارغ‌تر
می‌کند.»
آیات‌ قرآن در توصیف‌ مؤمنینی‌ که‌ شب‌ به‌ قرائت‌ قرآن‌ و ذکرخدا مشغولند
خداوند علیّ اعلی‌ در قرآن‌ مجید توصیف‌ میکند اشخاصی‌ را که‌ شب‌ به‌ قرائت‌ قرآن‌ و ذکر خدا در حال‌ قیام‌ و قعود، و به‌ پهلو افتادن‌ اشتغال‌ دارند، و آنها را مدح‌ نموده‌ است‌؛ ولی‌ قیام‌ را بر قعود، و قعود را بر ذکر به‌ پهلو مقدّم‌ داشته‌ است‌.
إِنَّ فِی‌ خَلْقِ السَّمَـٰوَتِ وَ الارْضِ وَ اخْتِلَـٰفِ الَّیْلِ وَ النَّهَارِ لآیَـٰتٍ لاِولِی‌ الالْبَـٰبِ * الَّذِینَ یَذْکُرُونَ اللَهَ قِیَـٰمًا وَ قُعُودًا وَ عَلَی‌ جُنُوبِهِمْ وَ یَتَفَکَّرُونَ فِی‌ خَلْقِ السَّمَـٰوَتِ وَ الارْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَـٰــذَا بَـٰطِلا سُبْحَنَکَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ * رَبَّنَآ إِنَّکَ مَن‌ تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَیْتَهُ و وَ مَا لِلظَّلِمِینَ مِنْ أَنصَارٍ * رَّبَّنَآ إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِیًا یُنَادِی‌ لِلْإِیمَـٰنِ أَنْ ءَامِنُوا بِرَبِّکُمْ فَئَامَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَ کَفِّرْ عَنَّا سَیِّئَاتِنَا وَ تَوَفَّنَا مَعَ الابْرَارِ *رَبَّنَا وَ ءَاتِنَا مَا وَعَدتَّنَا عَلَی‌ رُسُلِکَ وَ لَا تُخْزِنَا یَوْمَ الْقِیَـٰمَةِ إِنَّکَ لَا تُخْلِفُ الْمِیعَادَ. [291]
«تحقیقاً در آفرینش‌ آسمانها و زمین‌ و اختلاف‌ شب‌ و روز، نشانه‌هائی‌ از عظمت‌ خداوند است‌ برای‌ صاحبان‌ اندیشه‌ و عقل‌: آنانکه‌ خداوند را در حال‌ ایستاده‌ و نشسته‌ و به‌ پهلو افتاده‌ میخوانند، و در خلقت‌ آسمانها و خلقت‌ زمین‌ فکر می‌کنند؛ که‌ بار پروردگارا! تو اینها را بیهوده‌ نیافریدی‌. تو پاک‌ و منزّه‌ و مقدّسی‌! پس‌ ما را از عذاب‌ آتش‌ دوزخ‌ رهائی‌ بخش‌!
بار پروردگارا! هر که‌ را تو داخل‌ در آتش‌ جهنّم‌ کنی‌، وی‌ را ذلیل‌ و خوار و سرافکنده‌ نموده‌ای‌؛ و البتّه‌ ستمگران‌ و ظلم‌ پیشگان‌ یار و ناصری‌ ندارند.
بار پروردگارا! ما شنیدیم‌ که‌ منادی‌ ندا در میداد: ایمان‌ بیاورید، و به‌ وحدانیّت‌ این‌ پروردگار عظیم‌ اقرار کنید؛ بار پروردگارا! ما ایمان‌ آوردیم‌، و اعتراف‌ به‌ عظمت‌ و وحدت‌ تو داریم‌؛ بنابراین‌، درخواست‌ و دعای‌ ما آنستکه‌: ما را مورد غفران‌ و آمرزش‌ خود قرار دهی‌، و از گناهان‌ و سیِّئات‌ ما درگذری‌، و ما را با ابرار و پاکان‌ بمیرانی‌!
بار پروردگارا! از تو تقاضا داریم‌ آنچه‌ را که‌ بوسیلۀ پیغمبرانت‌ به‌ ما وعده‌ دادی‌، عنایت‌ بفرمائی‌! و در روز بازپسین‌ ما را شرمنده‌ و منکوب‌ و مخذول‌ مگردانی‌؛ البتّه‌ عادت‌ تو خُلْفِ وعده‌ نیست‌!»
پاورقی
[259] ـ هَذَّ یَهُذُّ هَذًّا: با سرعت‌ گذشتن‌.
[260] ـ «اصول‌ کافی‌» ج‌ 2، ص‌ 614
[261] ـ تفسیر «مجمع‌ البیان‌» طبع‌ صیدا، ج‌ 5، ص‌ 378
[262] ـ این‌ ابیات‌ در «دیوان‌ أمیرالمؤمنین‌ علیه‌ السّلام‌» طبع‌ سنگی‌، ص‌ 6 و 7 است‌. و چون‌ ابتدای‌ این‌ اشعار با این‌ بیت‌:
أ حُسینُ إنّی‌ واعظٌ و مُؤدِّبُ فافهَم‌ فإنّ العاقلَ المُتأدِّبُ شروع‌ شده‌ است‌، لهذا آنرا از وصیّت‌های‌ آنحضرت‌ به‌ فرزندش‌ امام‌ حسین‌ علیه‌السّلام‌ شمردیم‌.
[263] ـ آیۀ 4 0 2، از سورۀ 7: الاعراف‌
[264] ـ حضرت‌ استاد ما علاّمه‌ آیة‌ الله‌ طباطبائی‌ نسبت‌ به‌ قرآن‌ و حفظ‌ آن‌ و احترام‌ آن‌ عنایت‌ خاصّی‌ داشتند، و کراراً میفرمودند: ما شیعیان‌ حقّ قرآن‌ را آنطور که‌ باید و شاید عمل‌ نمی‌نمائیم‌. رسول‌ خدا صلّی‌ الله‌ علیه‌ و آله‌ و سلّم‌ فرمود: من‌ از خود دو متاع‌ گرانقدر و نفیس‌ باقی‌ میگذارم‌: کتاب‌ خدا و عترت‌ من‌؛ و این‌ دو از هم‌ جدا نمی‌شوند تا در کنار حوض‌ کوثر بر من‌ وارد شوند. عامّه‌ عترت‌ را کنار گذاشتند، و ما کتاب‌ الله‌ را؛ و چون‌ این‌ دو قابل‌ تفکیک‌ از هم‌ نیستند، بالنّتیجه‌ دست‌ هر دوی‌ ما، هم‌ از کتاب‌ و هم‌ از عترت‌ کوتاه‌ شد. فلهذا اسلام‌ ما فقط‌ اسلامی‌ است‌ صوری‌ و خالی‌ از محتوی‌.
نظیر این‌ عبارت‌ ـ البتّه‌ نه‌ به‌ این‌ جامعیّت‌ ـ از مرحوم‌ آیة‌ الله‌ حاجّ شیخ‌ عبدالکریم‌ حائری‌ یزدی‌ نقل‌ شده‌ است‌: مرحوم‌ آیة‌ الله‌ حاجّ سیّد أحمد زنجانی‌ در کتاب‌ «الکلام‌ یجرّ الکلام‌» ج‌ 2، ص‌ 0 23 و 231، از ایشان‌ حکایت‌ میکند که‌ فرموده‌ است‌: پیغمبر صلّی‌ الله‌ علیه‌ و آله‌ دو چیز سنگین‌ در میان‌ ما گذاشت‌: کتاب‌ الله‌ و عترت‌ طاهره‌، ولی‌ ما با سنّی‌ها دست‌ به‌ دست‌ هم‌ داده‌، و هر دوی‌ آنها را از بین‌ بردیم‌؛ ما کتاب‌ الله‌ را از بین‌ بردیم‌، آنان‌ نیز عترت‌ طاهره‌ را.
و ایضاً میگوید: مرحوم‌ حاجّ شیخ‌، زیاد اصرار داشت‌ احترام‌ ظاهری‌ قرآن‌ کاملاً حفظ‌ شود. همان‌ طوری‌ که‌ اهل‌ تسنّن‌ هنگام‌ قرائت‌ قرآن‌، برای‌ رعایت‌ احترام‌، چای‌ و قلیان‌ نمیدهند، میفرمود: در مجالس‌ ترحیم‌ شیعه‌ نیز اگر این‌ شیوه‌ جاری‌ شود بسیار خوب‌ و به‌ موقع‌ است‌. ولی‌ در مجالس‌ شیعه‌ چون‌ عادت‌ بر خلاف‌ جاری‌ بود، ترک‌ آن‌ در نهایت‌ دشواری‌ بود؛ این‌ بود که‌ فرمایش‌ آن‌ مرحوم‌ عملی‌ نمیشد.
أقول‌: جلوی‌ ضرر را از هرجا بگیری‌ منفعت‌ است‌. جلوگیری‌ از این‌ کار نکوهیده‌ برای‌ آن‌ مرجع‌ عالیمقدار آسان‌ بود، و امروز نیز آسان‌ است‌. ما در مسجد قائم‌ طهران‌ در مدّت‌ مدیدی‌ که‌ آنجا بودیم‌، دادن‌ قهوه‌ و چای‌ و سیگار بکلّی‌ ممنوع‌ بود. این‌ پیشنهاد را نمودیم‌ و مردم‌ هم‌ پذیرفتند و روی‌ آن‌ هم‌ ایستادگی‌ نمودیم‌. و ایضاً استعمال‌ دخانیات‌ را بطور مدام‌ منع‌ نمودیم‌، و در روی‌ تابلوهای‌ نصب‌ شده‌ در دیوارهای‌ مسجد ممنوعیّت‌ آنرابرای‌تازه‌واردین‌ اعلام‌ کردیم‌.
[265] ـ «المحجّة‌ البیضآء فی‌ إحیآءِ الإحیآء» ج‌ 2، ص‌ 232، از طریق‌ عامّه‌
[266] ـ آیۀ 7 و 8، از سورۀ 99: الزّلزلة‌
[267] ـ «سفینة‌ البحار» ج‌ 2، ص‌ 414
[268] ـ «اصول‌ کافی‌» ج‌ 2، ص‌ 614
[269] ـ ذیل‌ آیۀ 34 و آیۀ 35، از سورۀ 22: الحجّ
[270] ـ در «مرءَات‌ العقول‌» ج‌ 12، ص‌ 516 گوید: «إقامةَ القِدْح‌» کَأنّهُ تأکیدٌ لِلفِقْرةِ الاُولی‌ أعنی‌ حِفظَ الحروف‌.
[271] ـ «اصول‌ کافی‌» ج‌ 2، ص‌ 627
[272] ـ شیخ‌ صدوق‌ در «من‌ لایحضره‌ الفقیه‌» و فیض‌ کاشانی‌ در «وافی‌» ج‌ 3، جزءِ 15، ص‌ 65، در باب‌ مواعظ‌ أمیرالمؤمنین‌ علیه‌ السّلام‌ در وصیّت‌ خویش‌ به‌ فرزندش‌: محمّد بن‌ حنفیّه‌، به‌ نقل‌ از «من‌ لایحضره‌ الفقیه‌» روایت‌ کرده‌اند که‌ فرمود:
وَ عَلَیْکَ بِتِلاوَةِ الْقُرْءانِ ] بِقِرآءَةِ الْقُرْءَانِ ـ نسخه‌ [ وَ الْعَمَلِ بِهِ، وَ لُزومِ فَرآئِضِهِ وَ شَرآئِعِهِ، وَ حَلالِهِ وَ حَرامِهِ، وَ أمْرِهِ وَ نَهْیِهِ، وَ التَّهَجُّدِ بِهِ، وَ تِلاوَتِهِ فی‌ لَیْلِکَ وَ نَهارِکَ! فَإنَّهُ عَهْدٌ مِنَ اللَهِ تَعالَی‌ إلَی‌ خَلْقِهِ. فَهُوَ واجِبٌ عَلَی‌ کُلِّ مُسْلِمٍ أنْ یَنْظُرَ فی‌ کُلِّ یَوْمٍ عَهْدَهُ وَ لَوْ خَمْسینَ ءَایَةً. وَ اعْلَمْ أنَّ دَرَجاتِ الْجَنَّةِ عَلَی‌ عَدَدِ ءَایاتِ الْقُرْءانِ، فَإذا کانَ یَوْمُ الْقِیَمَةِ یُقالُ لِقارِیِ الْقُرْءانِ: اقْرَأْ و ارْقَ! فَلا یَکونُ فی‌ الْجَنَّةِ بَعْدَ النَّبیّینَ وَالصِّدّیقِینَ أرفَعُ دَرَجَةً مِنْهُ.
[273] ـ مراد از کبریت‌ أحمر، اکسیر است‌ و آن‌، چیزی‌ است‌ که‌ چون‌ به‌ مس‌ بزنند طلا می‌شود، و آن‌ غیر از کیمیا است‌؛ کیمیا ترکیباتی‌ است‌ با شرائط‌ خاصّه‌ که‌ نتیجۀ آن‌ طلا خواهد شد.
[274] ـ «المحجّة‌ البیضآء» ج‌ 2، ص‌ 219، به‌ روایت‌ عامّی‌؛ و قاضی‌ قضاعی‌ در «شهاب‌الاخبار» شرح‌ فارسی‌ کلمات‌ قصار پیغمبر خاتم‌ صلّی‌ الله‌ علیه‌ و آله‌، ص‌ 332 و به‌ شمارۀ 569
در «شهاب‌ الاخبار» ص‌ 326، به‌ شمارۀ 546 آمده‌ است‌: اقْرَإِ الْقُرْءانَ ما نَهاکَ فَإذا لَمْ یَنْهَکَ فَلَسْتَ تَقْرَؤُهُ. «قرآن‌ می‌خوان‌ چندانکه‌ ترا از معصیتها باز دارد؛ و چون‌ قرآن‌ خوانی‌ و از معصیتها باز نایستی‌ همچنان‌ باشد که‌ ناخوانده‌ باشی‌.»
[275] ـ «اصول‌ کافی‌» ج‌ 2، ص‌ 0 61
[276] همان مصدر
[277] ـ در کتاب‌ «الفردوس‌ الاعلی‌» مرحوم‌ آیة‌ الله‌ حاج‌ شیخ‌ محمّد حسین‌ آل‌ کاشف‌ الغطآء (ره‌) در ص‌ 269 و 0 27، از طبع‌ دوّم‌ فرماید: از عیّاشی‌ از خالد بن‌ نسیج‌ از حضرت‌ صادق‌ علیه‌ السّلام‌ روایت‌ است‌ که‌: چون‌ روز رستاخیز شود، نامۀ عمل‌ انسان‌ را به‌ وی‌ دهند، سپس‌ به‌ او گفته‌ می‌شود: اقْرَأْ «بخوان‌!». من‌ عرض‌ کردم‌: آیا میداند در آن‌ چه‌ چیزهائی‌ است‌؟ فرمود: خداوند او را چنان‌ میکند که‌ به‌ خاطر می‌آورد؛ بنابراین‌ لحظه‌ای‌ بر او نگذشته‌ است‌ و کلمه‌ای‌ را نگفته‌ است‌ و گامی‌ را برنداشته‌ است‌ و عملی‌ را انجام‌ نداده‌ است‌، مگر اینکه‌ همه‌ را به‌ خاطر می‌آورد بطوریکه‌ گویا همه‌ را در آن‌ ساعت‌ بجا آورده‌ است‌. قالوا یا وَیلَنا ما لِهَذا الْکِتابِ لا یُغادِرُ صَغیرَةً وَ لا کَبیرَةً إلاّ أحْصاها. «میگویند: ای‌ وای‌ بر ما! چگونه‌ این‌ نامۀ عمل‌ از احصاء و شمردن‌ هر عمل‌ کوچک‌ و هر عمل‌ بزرگ‌، دریغ‌ ننموده‌ است‌؟»
و از ناحیۀ تجسّم‌ اعمال‌: یَأْتی‌ الْقُرْءَانُ یَوْمَ الْقِیَمَةِ شافِعًا مُشَفَّعًا، أوْ شاکِیًا إلَی‌ رَبِّهِ مِمَّنْ هَجَرَهُ أوْ لَمْ یَحْفَظْهُ. «قرآن‌ به‌ نزد او می‌آید در حالیکه‌ یا شفاعت‌ او را میکند شفاعت‌ مقبولی‌، و یا به‌ پروردگارش‌ از دست‌ وی‌ شکوه‌ دارد که‌ او از کسانی‌ است‌ که‌ از قرآن‌ دوری‌ کرده‌ و آنرا مهجور گذارده‌ است‌ و یا آنکه‌ آن‌ را حفظ‌ ننموده‌ است‌.» وَ مَنْ قَرَأَ سورَةَ لا اُقْسِمُ وَ کانَ یَعْمَلُ بِها، بَعَثَها اللَهُ مَعَهُ مِنْ قَبْرِهِ فی‌ أحْسَنِ صورَةٍ تُبَشِّرُهُ وَ تَضْحَکُ فی‌ وَجْهِهِ حَتَّی‌ یَجوزَ الصِّراطَ. «و کسیکه‌ سورۀ لَا أُقْسِمُ بِیَوْمِ الْقِیَـٰمَةِ را بخواند و آنرا بکار بندد، خداوند آن‌ سوره‌ را همراه‌ با او از قبرش‌ به‌ بهترین‌ صورتی‌ بر می‌انگیزاند که‌ او را بشارت‌ دهد و در چهرۀ او بخندد تا اینکه‌ او از صراط‌ عبور نماید.» و برخی‌ از سوره‌های‌ قرآن‌ به‌ صورت‌ چهره‌های‌ زیبا برای‌ او جلوه‌ می‌نماید تا در قبرش‌ با وی‌ انس‌ گیرد.
و از همین‌ جاست‌ که‌ وارد شده‌ است‌: إنَّ أهْلَ الْجَنَّةِ جُرْدٌ مُرْدٌ؛ وَ الْمُتَکَبِّرونَ یُحْشَرونَ کَالذَّرِّ یَطَؤُهُمُ النّاسُ بِأَقْدامِهِمْ، وَ إنَّ ضِرْسَ أحَدِهِمْ کَجَبَلِ اُحُدٍ. «اهل‌ بهشت‌ بصورت‌ جوانانی‌ که‌ ابداً مو در سیمایشان‌ نروئیده‌ است‌ محشور میگردند؛ و متکبّران‌ محشور می‌شوند مانند مورچگان‌ که‌ مردم‌ آنها را در زیر گامهایشان‌ لگدمال‌ میکنند، و دندان‌ هر یک‌ از آن‌ مردم‌ به‌ اندازۀ کوه‌ اُحد بزرگ‌ است‌.» إِنَّ الَّذِینَ یَأْکُلُونَ أَمْوَ لَ الْیَتَـٰمَی‌ ظُلْمًا إِنَّمَا یَأْکُلُونَ فِی‌ بُطُونِهِمْ نَارًا. (سورۀ نسآء، صدر آیۀ 0 1 ) «حقّاً آن‌ کسانیکه‌ مالهای‌ یتیمان‌ را از روی‌ ستم‌ می‌خورند، فقط‌ و فقط‌ ایشان‌ در دلهایشان‌ آتش‌ می‌خورند.»
[278] ـ «اصول‌ کافی‌» ج‌ 2، ص‌ 617
[279] همان مصدر
[280] 1ـ همان‌ مصدر، ص‌ 9 0 6
[281] ـ العهدُ: حِفظُ الشَّی‌ءِ و مُراعاتُه‌ حالاً بعدَ حالٍ، و سُمّیَ المُوثَّقُ الَّذی‌ یَلْزَمُ مُراعاتُه‌ عَهدًا؛ قالَ تَعَالَی‌: وَ أَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ کَانَ مَسْئُولاً، أی‌: أوْفوا بِحِفْظِ الایْمان‌. و عَهِدَ فُلانٌ إلی‌ فلانٍ بعَهدٍ، أی‌: ألقَی‌ إلَیه‌ العهدَ و أوصاه‌ بحِفظِه‌ ـ قالَهُ الرّاغِب‌. (تعلیقه‌)
[282] ـ «اصول‌ کافی‌» ج‌ 2، ص‌ 9 0 6
[283] ـ گرچه‌ قرائت‌ قرآن‌ با حالت‌ حزن‌ ممدوح‌ است‌، ولی‌ همان‌ حزن‌ نیز بهتر است‌ با صدای‌ خوب‌ همراه‌ باشد. در کتاب‌ «المحجّة‌ البیضآء» علاّمه‌ محدّث‌ کاشانی‌، ج‌ 2، ص‌ 226، از طریق‌ عامّه‌ از کتاب‌ «إحیآء العلوم‌» روایت‌ کرده‌ است‌ که‌: قالَ رَسولُ اللَهِ صَلَّی‌ اللَهُ عَلَیْهِ وَ ءَالِهِ وَ سَلَّمَ: إنَّ الْقُرْءَانَ نَزَلَ بِحُزْنٍ، فَإذا قَرَأْتُموهُ فَتَحازَنوا.
و از طریق‌ خاصّه‌ از کتاب‌ «کافی‌» از حضرت‌ صادق‌ علیه‌ السّلام‌ روایت‌ کرده‌ است‌ که‌ فرمود: إنَّ الْقُرْءَانَ نَزَلَ بِالْحُزْنِ، فَاقْرَءُوهُ بِالْحُزْنِ. و نیز از «کافی‌» از حضرت‌ صادق‌ علیه‌ السّلام‌ روایت‌ است‌: إنَّ اللَهَ أوْحَی‌ إلَی‌ موسَی‌ بْنِ عِمْرانَ: إذا وَقَفْتَ بَیْنَ یَدَیَّ فَقِفْ مَوْقِفَ الذَّلیلِ الْفَقیرِ، وَ إذا قَرَأْتَ التَّوْراةَ فَأَسْمِعْنیها بِصَوْتٍ حَزینٍ.
[284] ـ همان‌ مصدر، ص‌ 615
[285] 1ـ همان‌ مصدر، ص‌ 616
[286] ـ آیۀ 98، از سورۀ 16: النّحل‌
[287] ـ «تحف‌ العقول‌» ص‌ 4 0 2، رَواهُ مُرسلاً.
[288] ـ «مستدرک‌ الوسآئل‌» ج‌ 1، ص‌ 274
[289] ـ «اصول‌ کافی‌» ج‌ 2، ص‌ 611
[290] ـ بنابر نقل‌ «المحجّة‌ البیضآء» فیض‌ کاشانی‌، ج‌ 2، ص‌ 0 22 و 221
قاضی‌ قضاعی‌ در شرح‌ فارسی‌ «شهاب‌ الاخبار» کلمات‌ قصار پیغمبر خاتم‌، در ص‌ 91 و 92 به‌ شمارۀ 216 آورده‌ است‌: الْقُرْءَانُ غِنًی‌ لا فَقْرَ بَعْدَهُ، وَ لا غِنًی‌ دونَهُ. «قرآن‌ توانگری‌ است‌ که‌ از پس‌ آن‌ درویشی‌ نباشد، و بالای‌ آن‌ توانگری‌ نباشد.» وامام‌محمّد باقر علیه‌السّلام‌ گوید که‌: هر که‌ در نماز قرآن‌ خواند، به‌ هر حرفی‌ صد نیکی‌ بیابد؛ و هر که‌ گوش‌ به‌قرآن‌ دارد، خدای‌ تعالی‌ دعایش‌ مستجاب‌ گرداند و حاجتش‌ روا کند. و حضرت‌ مصطفی‌ علیه‌ السّلام‌ فرماید که‌: بهترین‌ شما آنکس‌ است‌ که‌ قرآن‌ بیاموزد و بیاموزاند. و شریفترین‌ امّت‌ من‌ آن‌ بُوَد که‌ قرآن‌ خوان‌ بُوَد، و آنکه‌ به‌ شب‌ نماز کند. و هر سرائی‌ که‌ در آنجا قرآن‌ خوانند، مأوای‌ فرشتگان‌ گردد و دیو از آنجا بِرَمد و خیر و برکت‌ بسیار بود و روزی‌ بر ایشان‌ فراخ‌ بُوَد؛ و هر سرائی‌ که‌ در آنجا قرآن‌ نخوانند، مأوای‌ شیطان‌ گردد و دیو از آنجا نرمد و خیر و برکت‌ از آنجا برود و شرّ در آن‌ سرای‌ بسیار بود و روزی‌ ایشان‌ تنگ‌ گردد. و قرآن‌ خوان‌ به‌ قیامت‌ آنوقت‌ که‌ درمانده‌تر بود صورتی‌ بیند که‌ از آن‌ زیباتر نبُوَد، پس‌ گویدش‌ که‌: مرا می‌شناسی‌؟ گوید: نه‌! گوید: من‌ آن‌ قرآنم‌ که‌ پیوسته‌ مرا میخواندی‌ و از پیش‌ می‌فرستادی‌؛ پس‌ دست‌ وی‌ بگیرد و به‌ بهشت‌ ببرد، و با مادر و پدر این‌ کس‌ چندان‌ نیکوئی‌ بکند که‌ دنیا بر آن‌ نباشد. ایشان‌ گویند: ملکا! پادشاها! ما کرداری‌ نیاورده‌ایم‌ که‌ بدان‌ مستحقّ چنین‌ نعمتی‌ شویم‌!؟ ندا آید که‌: این‌ جزای‌ آن‌ است‌ که‌ شما فرزندان‌ را قرآن‌ بیاموختید.
و دلهای‌ زنگار گرفته‌ جز به‌ قرآن‌ نیک‌ نشود؛ که‌ قرآن‌ حبل‌ خداست‌ که‌ بنده‌ دست‌ در آن‌ زند، و قرآن‌ عصمت‌ است‌ که‌ واپناهش‌ جهد، و قرآن‌ شفاعت‌ است‌ که‌ بنده‌ بدان‌ از جهل‌ برهد، و قرآن‌ نور است‌ که‌ بنده‌ بدان‌ دین‌ حقّ را ببیند، و قرآن‌ نجاتست‌ که‌ بنده‌ بدان‌ رستگار شود. و اهل‌ قرآن‌ اهل‌ خدایند خاصّه‌؛ از هر آدمی‌ جز از پیغمبران‌ و امامان‌ بهترند، و هر که‌ ایشان‌ را دوست‌ دارد خدا را دوست‌ داشته‌ باشد؛ و ایشان‌ را خوار و حقیر مدارید که‌ ایشان‌ به‌ نزدیک‌ خدای‌ تعالی‌ با قدر و منزلت‌اند. و حافظ‌ قرآن‌ چون‌ به‌ قرآن‌ کار کند، روز قیامت‌ با دو فرشته‌ بُوَد. نام‌ یکی‌ سَفَرَۀ و نام‌ یکی‌ کِرَامٍ بَرَرَۀ.
و حضرت‌ امام‌ جعفر صادق‌ علیه‌ السّلام‌ فرماید که‌: هر که‌ از نظر، قرآن‌ خواند خدای‌ تعالی‌ وی‌ را از چشمهایش‌ متمتّع‌ و برخوردار گرداند و حساب‌ مادر و پدر سهل‌ گرداند و چیرگی‌ شیطان‌ بر وی‌ نیارد. و حضرت‌ مصطفی‌ علیه‌السّلام‌ میفرماید که‌: هر که‌ در شبی‌ ده‌ آیه‌ از قرآن‌ بخواند، از غافلانش‌ ننویسند، و هر که‌ پنجاه‌ آیه‌ بخواند از ذاکرانش‌ نویسند، و هر که‌ صد آیه‌ بخواند از قانِتانش‌ نویسند، و هر که‌ دویست‌ آیه‌ بخواند از خاشعانش‌ نویسند، و هر که‌ سیصد آیه‌ بخواند از فائزانش‌ نویسند، و هر که‌ پانصد آیه‌ بخواند از مجاهدانش‌ نویسند، و هر که‌ هزار آیه‌ بخواند قِنطارش‌ خوانند و نویسند؛ و آن‌ پنجاه‌ هزار مثقال‌ بود. و هر مثقال‌ بیست‌ و پنج‌ قیراط‌ بود، و هر قیراطی‌ چندِ * کوه‌ اُحد باشد، و مهترینش‌ چندِ *آسمان‌ و زمین‌ باشد.
* ـ سیّد جمال‌ الدّین‌ محدّث‌ اُرمَوی‌ در تعلیقه‌ گوید: «چند» در این‌ دو مورد به‌ معنی‌ مطلق‌ مقدار است‌، یعنی‌: به‌ قدر و به‌ اندازه‌.
[291] ـ آیات‌ 0 19 تا 194، از سورۀ 3: ءال‌ عمران‌

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.