تربیت فرزند ۱۳۹۶/۱۲/۲۱ - ۷۳۹ بازدید

من در خانواده ای بزرگ شدم که هیچ آزادی عملی نداشتم و پدر سخت گیری داشتم؛ بنابراین نمی دانم در تربیت فرزند آینده خود چه روش تربیتی را در پیش بگیرم، لطفاً در این زمینه راهنماییم کنید؟

به نکته بسیار مهمّی اشاره نمودید؛ زیرا مسئولیت والدین در تربیت فرزند و انتخاب شیوه تربیتی مناسب، بسیار سرنوشت ساز است تا جایی که روش ها و الگوهای تربیتی آنها به طور مستقیم با ویژگی هایی که مایلند در فرزندشان وجود داشته باشد، رابطه دارد؛ بنابراین چگونگی روابط میان اعضاء خانواده و طرز ارتباط والدین با فرزندان در شکل گیری شخصیت آنها اهمیت زیادی دارد.
در این میان اکثر صاحب نظران روانشناسی معتقدند که بهترین جو عاطفی بین اعضاء یک خانواده، فضایی است که نه نظیر خانواده های سخت گیر و مستبد، فرزندان در آن دچار محدودیت مطلق از طرف پدر و مادر شوند و نه از آزادی بیش از حد نظیر خانواده های سهل گیر برخوردار باشند، بلکه شایسته است تمام اعضای خانواده با یک انضباط هدایت شده و آزادی مشروط در رشد و تعالی یکدیگر و ایجاد آرامش و آسایش در خانواده مؤثر واقع شوند، زیرا وظیفه مهم خانواده تأمین آرامش و امنیّت اعضای آن و تعلیم و تربیت فرزندان است.
از نگاه آموزهای دینی، بهترین مدل، مدل تربیتی خانواده های مقتدر است.
حضرت علی (علیه السلام) در این زمینه می فرماید: «فرزندانتان را گرامی بدارید و برخورد خود را با آنان نیکو کنید...».[ «اکرموا اولادکم و احسنوا آدابهم یغفر لکم»، وسایل الشیعه، ج۲۱، ص ۴۷۱.]
این بیان گواهی بر لزوم شخصیت دادن به فرزندان است؛ زیرا در عین حال که امام (علیه السلام) احترام به فرزندان را ضروری دانسته، بر الگودهی شایسته به آنان و طرز رفتار درست با آنها نیز تأکید می ورزد.
بنابر مضمون روایتی از امام صادق (علیه السلام) به نقل از رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله)نیز آمده است که: «بسیار شایسته است والدین هرچه را فرزندشان به اندازه توانایی خویش انجام می دهد، بپذیرند و آنچه را انجام دادنش بر وی سنگین و غیرقابل تحمل است، از او نخواهند و او را به گناه و گردن کشی وادار نکنند و به او خشونت نورزند و با این شیوه درست تربیتی، کودکان خود را بر تربیت نیکو و انجام دادن کارهای ارزشمند و نیک یاری رسانند تا مورد لطف و رحمت حق تعالی قرار گیرند».[ قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): «رحم الله من اعان ولده علی بِرِّه. قال: قلت: کیف یعینه علی بِرِّه؟ قال: یقبل میسوره و یتجاوز عن معسوره و لا یُرهِقُهُ و لا یَخْرقُ به»، الحر العاملی، وسایل الشیعه، ج۲۱، ص۴۸۱.]
منظور از خانواده مقتدر نیز خانواده ای است که کودک را به شیوه ای اطمینان بخش و قاطع آزاد می گذارد. در چنین خانواده ای فرزند به استقلال و آزادی فکری تشویق می شود؛ در حالی که نوعی محدودیت و کنترل از طرف والدین بر او اعمال می شود. در این خانواده اظهار نظر و ارتباط کلامی وسیعی در تبادل کودک و والدین وجود دارد و گرمی، صمیمیت و محبّت به کودک در سطح بالایی است.
از ویژگی های این خانواده، انضباط همراه رفتار خودمختارانه است. والدین هرگاه کودک را از چیزی منع کنند و یا از وی انتظاری خاص داشته باشند، برای او مسئله را خوب تبیین کرده، دلیل آن را ارائه می دهند. در چنین خانواده ای تقسیم کار وجود دارد، به طوری که هر یک از اعضا مسئولیتی را به عهده می گیرد و در تصمیم گیری ها و تقسیم درآمدها، رفت وآمدها، روش زندگی و دیگر مسائل، بر اساس مشورت و پیروی از مبنای عقلی و مصلحت اندیشی رفتار می کنند.[ جمعی از محققان، روانشناسی رشد با نگرش به منابع اسلامی، ج ۲، ص۸۷۴-۸۷۰.]
اساس کار این نوع از خانواده ها آن است که همه افراد خانواده قابل احترامند و صلاحیت اظهار نظر درباره مسائل و مشکلات مربوط به خود را دارند؛ بنابراین در تصمیماتی که درباره آنها گرفته می شود یا کاری که به آنها مربوط است، حق دخالت دارند و در تصمیم گیری ها عاقلانه وظیفه خود را انجام می دهند. نوعی روش عقلایی در کلیه شئون زندگی این خانواده دیده می شود و اساس این نوع زندگی، بر همکاری و همیاری است و گرچه بین اعضای خانواده مشورت وجود دارد؛ ولی تصمیم نهایی را پدر می گیرد و برای تصمیمات خود، دلیل قانع کننده ای دارد. پیامدهای چنین روش تربیتی آن است که:
۱. به دلیل احترامی که والدین مقتدر به کودک خود می گذارند، روحیه استقلال و اعتماد به نفس را در او تقویت و به رشد سالم شخصیت وی کمک می کنند. این امر محبوبیت کودک را در میان همسالان خود به دنبال دارد و به تدریج استعداد او را در پذیرش و ایفای نقش رهبری و مدیریت شکوفا خواهد ساخت.
۲. براساس بررسی های روان شناسان اجتماعی، افرادی که در دوران کودکی آزادی معتدلی داشته اند و به آنها احترام گذاشته شده است، در بزرگسالی دشمن ظلم و ظالم و مخالف ناروایی ها بوده اند و به اصلاحات بزرگ اجتماعی توفیق یافته اند.
۳. فرزندان این خانواده ها می توانند با دوستان و همسالان خود همکاری و همفکری داشته باشند، به آنها احترام بگذارند و اختلاف عقایدشان را به راحتی بپذیرند و به هیچ وجه درصدد تجاوز و حمله به حریم دیگران نباشند.
۴. خودداری بچه های والدین مقتدر از اعمال ناشایست، به سبب ترس از والدین یا ترس از تنبیه و سرزنش نیست؛ بلکه سبب اساسی آن، رعایت قوانین و مقررات اجتماعی و اخلاقی و احترام به دیگران و التزام عملی به هنجارهای اجتماعی و خانوادگی است.
۵. چنین فرزندانی از نظر عاطفی نیز متعادل و بدون افراط و تفریط اند و به موقع از محبت والدین بهره می جویند. این فرزندان با نظارت و راهنمایی مدیر خانه، از قوانین و مقررات اجتماعی و خانوادگی اطاعت می کنند و پیروی از قوانین، جزو ساخت های شناختی آنها شده و به تبع همین ساخت ها رفتار می کنند. این کودکان هنگام اشتباه، دچار ناامنی روانی نمی شوند؛ زیرا مطمئن هستند که راهنمایی و هدایت والدین مقتدر به یاریشان می شتابد و برای رفع اشتباه به آنها کمک می کند که بار دیگر مرتکب این خطاها نشوند.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.