تربیت محمدی ۱۳۹۴/۰۲/۱۰ - ۱۷۸۰ بازدید

علی (ع) در چند سالگی به خانه پیامبر (ص) رفت و چرا حضرت محمد (ص) از ابوطالب درخواست کرد که علی(ع) را به خانه خویش ببرد؟

به هنگام قحطی و خشک سالی سختی که برای قریش فراهم شد، محمد(صلی الله علیه وآله) به دلیل عیال واری عمویش ابوطالب، نزد دو عموی دیگرش عباس و حمزه رفت و از آنان خواست که چون ابوطالب عیال وار است و در روزهای قحطی، از نظر مساعدت، فرزندان او را نگهداری کنیم. آن دو پذیرفتند و وقتی نزد ابوطالب رفتند، او نیز پذیرفت و گفت عقیل را نزد خودم قرار دهید، آن گاه محمد(صلی الله علیه وآله) علی را برگرفت و همراه برد، عباس طالب را و حمزه نیز جعفر را. پیامبر(صلی الله علیه وآله) می فرمود:
«اخترت من اختار الله لی علیکم علیا [1] ؛
همان را برگزیدم که خدا او را برای من برگزید یعنی علی را». این فرصت، یکی از نعمت های الهی به علی(علیه السلام) بود، او در آن هنگام تنها شش
سال از عمرش می گذشت. محمد(صلی الله علیه وآله) به همراه همسر گرامی اش خدیجه، علی
را تحت تربیت خویش قرار داد [2]
و در اوان نزول وحی نیز او را با تعالیم جدید الهی آشنا ساخت؛ علی(علیه السلام)
می فرمود: «من پیش از آن که احدی از این امت خدا را پرستش کنم هفت سال او را عبادت می کردم» [3] .
یعنی چهار سال پیش از بعثت و سه سال پس از آن که پیامبر مأمور به دعوت علنی نبود؛
اگر سن علی(علیه السلام) در موقع دعوت عمومی (سال سوم بعثت) را 13 سال و هنگام ورود
به خانه پیامبر 6 سال بدانیم، تعداد سال های ذکر شده به دست می آید. حضرت محمد(صلی الله علیه وآله) نسبت به علی(علیه السلام) بسیار مهر می ورزید و
همچون فرزند و حتی بیش از آن، در رشد او سعی می نمود؛ فضل بن عباس می گوید:
از پدرم عباس پرسیدم: پیامبر(صلی الله علیه وآله) کدام یک از فرزندان خود را بیشتر
از همه دوست داشت؟  گفت: علی بن ابی طالب را!  گفتم: من از فرزندان رسول خدا پرسیدم!  گفت: رسول خدا(صلی الله علیه وآله)، علی(علیه السلام) را از همه فرزندانش بیشتر
دوست می داشت و از همه آنها به او مهربان تر بود، از زمان طفولیت علی، هرگز ندیدم
پیامبر او را از خود جدا کند... ما هیچ پدری را نسبت به فرزندش مهربان تر از رسول
خدا نسبت به علی ندیدیم و هیچ فرزندی را نسبت به پدرش فرمانبردارتر از علی نسبت به
پیامبر ندیدیم [4] . زیبایی این دوره را از زبان علی(علیه السلام) می شنویم که می فرمود: «پیامبر آن گاه که کودک بودم مرا در اتاق خویش نهاد و بر سینه خویشم جا داد و مرا
در بستر خود می خوابانید چنان که تنم را به تن خویش می سود و بوی خوش خود را به من
می بویانید و گاه بود که چیزی را می جوید سپس آن را به من می خورانید. هرگز دروغی
در گفتار من و اشتباهی در کردارم نیافت... و من همواره با پیامبر بودم چونان فرزند
که همواره با مادر است. «یرفع لی فی کلّ یوم من اخلاقه علماً و یأمرنی بالاقتداء به» [5] ؛
«پیامبر هر روز نشانه تازه ای از اخلاق نیکو را برایم آشکار می فرمود و به من فرمان
می داد که به او اقتدا کنم».






[1] .
المناقب، ج 2، ص 181 و182؛ اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص41.





[2] .
مقاتل الطالبیین، ص 41؛ بحارالانوار، ج 38، ص 294.





[3] .
شرح نهج البلاغه، ج 1، ص 15 و ج 3، ص 82.





[4] .
همان، ج 13، ص 200.





[5] .
نهج البلاغه، خطبه 192(قاصعه).

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.