ترس از مرگ ۱۳۹۳/۰۹/۰۱ - ۴۷۲ بازدید

من بی نهایت از مردن میترسم چه کنم؟

خواهر محترم!
از این که ما را امین خود دانستید کمال تشکر وقدردانی را داریم. ما قدر ارتباط با شما را می دانیم.
خوب ایست بدانید در امور زندگی دو نوع ترس وجود دارد:
۱- ترس معقول
۲- ترس موهوم
« ترس معقول» ترسى است که در آن، احتمال وقوع یک خطر واقعى وجود داشته باشد. در این ترس، هیچ گونه سرزنشى متوجه شخص نیست؛ بلکه از این جهت که از یک امر خطرناک ترسیده و پرهیز نموده است، مورد تأیید دیگران است. براى مثال اگر کسى از ترس مواجهه با یک حیوان درنده و خطرناک، از رفتن به بیابان و یا جنگل خوددارى کند، هیچ کس او را بابت این ترس سرزنش نمى کند؛ بلکه اگر او به این ترس خود اعتنا نکند و خود را در موضع خطر قرار دهد، مورد سرزنش افراد عاقل قرار مى گیرد.
در مقابل، «ترس موهوم» قرار دارد؛ یعنى، درواقع خطرى انسان را تهدید نمى کند؛ ولى توهمات او به گونه اى است که خود را مواجه با خطر مى بیند؛ مانند شخصى که از تاریکى مى ترسد و گمان مى کند خطرى او را تهدید مى کند! در حالى که مى داند در آن مکان تاریک، چیز خطرناکى وجود ندارد. این ترس موهوم «جُبن» نامیده مى شود و چیز خوبى نیست و انسان باید آن را از خود دور کند تا بتواند شجاعت لازم را در زندگى داشته باشد.
ترس غیرمعقول یا هراس، ریشه در بدآموزى ها دارد و اغلب اکتسابى است. بشر به علت نادانسته ها (جهل ها) و نیز به دلیل نیافتن راه حل منطقى، از بسیارى عوامل ناشناخته زیستى، - چون مرگ و میر، ترس از حیوانات، ترس از آینده اى مبهم و... - همواره هراسان بوده است. البته شروع بسیارى از هراس ها تدریجى است و شناخت عوامل تسریع کننده آن مشکل است.
درمنابع دینی هم به این نکته اشاره شده است،که مومن در زندگی متصف به دو صفت خوف ورجاء می باشد.حال اگر این صفت خوف و ترس دائمی، باعث رشد معنوی باشد، نشان از معرفت کافی به اصول دین واز جمله آنها معاد می باشد. والا خوف و ترسی که اختلال در زندگی روزمره کند، چنین کسی باید معرفت و شناخت خود را افزایش دهد. مثلا کسی که یاد مرگ در او خوف موهوم ایجاد می کند،(درحالی که در دین اسلام به مرگ اندیشی زیاد سفارش شده) باید آگاهی خود را نسبت به ماهیت مرگ،حوادث پس از مرگ،چگونگی زندگی دربرزخ و قیامت و... افزایش دهد. که اگر شناخت، افزایش یابد، یاد مرگ باعث رشد معنوی خواهد شد. وشاید نوع ترس از مرگ، به گونه دیگری به علت بالا رفتن شناخت، تغییر یابد مثلا نکند ملاقات من با خدا هنگام غفلت باشد،که چنین تفکری، باعث افزایش اعمال مثبت انسان می شود وانسان همیشه این دغدغه را پیدا خواهد کرد، که نکند عملی غفلت آور مرتکب شوم، چنین ترسی چون درسایه شناخت است تبدیل به لذت خواهدشد.
بله، مرگ حقیقتی والا است ، فهم واقعیت آن برای هرکه رخ داد ، او را از خود بی خود کرده و آرزوی وصالش را در آن دل ، جای داده است . از امام حسن (علیه السلام) پرسیدند: مرگ چیست که مردم نسبت بدان نادانند؟ فرمود: «اعظم سرور یرد على المؤمنین»؛ «بزرگترین شادمانى که بر مومنان وارد مى شود.» (بحارالانوار، ج ۶، ص ۱۵۳)
همچنین امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «القیامة عرس المتقین»؛ «قیامت زفاف و عروسى اهل تقوا است»(همان، ج ۷، ص ۱۷۶)
آری آنچه ما را از مرگ هراسان می کند جهل ما است ، که باعث تصور نا صحیح نسبت به مردن شده است . زیرا این قاعده «الناس اعداءُ لما جهلوا» مردم از آنچه که به آن جهل دارند هراسان و فراریند؛ که در روایت آمده، عمومیت داشته ودر همه چا صادق است . لذا شناخت حقیقت مرگ می تواند ما را در این راستا کمک کرده و پاسخ سوالمان را بدهد .
مرگ ، نیستی ونابودی نیست ، بلکه تولد است . تولدی دوباره ، آغازی دیگر ، حیات و زندگی ای متمایز . حتی می توان گفت ، ولادت با مرگ مترادف است . مرگ از پوست در آمدن است ، نه پوسیدن .
در فرهنگ دینی و الهی ، حقیقت مرگ ، جدا شدن از یک حیات مادی سرشار از کدورت ها و تزاحم ها و دشواری هاست، به سوی حیاتی مجرد ، رها و آرام و بی تزاحم و ثابت و غیره که به کلام ما ناید .
مثل ما نسبت به مرگ در مقام تشبیه ،مثل دو برادر دو قلو ئی است ، که در رحم مادر مدتی ( نه ماه ) را در کنار یکدگر زندگی کرده اند ، یکی از آنها زود تر به دنیا آمده است . آن دیگری که در رحم مانده و هنوز متولد نشده ، گمان می برد برادرش مرده و نابود شده و دیگر نیست . واگر خبری هم به او دهند که برادرت در عالم دیگری قرار گرفته و به زندگیه دیگری مشغول است ، تازمانی که قلباً باور نکرده ، آرام نمی شود . و این هول و هراس را دارد که یک روز هم نوبت اوست . و باید رحم مادر و زندگی ای که در آنجا دارد را ترک کند و بمیرد .
اما برادر دیگر که زودتر به دنیا آمده بود و از حال برادرش آگاه است ، به زبان حال می گوید : بی تابی مکن ، چرا بی تابی می کنی و می ترسی ! بیا ببین این طرف چه خبر است ، در فضایی تنگ و تاریک و آلوده قرار گرفته ای ، و ترس داری از اینکه آن را رها کنی و به جهانی سرشار از نور و زیبائی ها قدم بگذاری! مرگِ از عالمِ رحم مادر، تو را به این دنیای زیبا می آورد ، پس غم مخور و نترس و بشتاب که زندگی این است ، نه آنچه که توداری !
این همان حالت ما انسانهای دنیای است که بی خبر از حیات اخروی هستیم . واگر کسانی به ما خبر هایی هم داده اند ، چون قلبا قبول نکردیم، چندان تفاوتی در روحیه مانکرده است ، وهنوز خوف از مرگ را در قلب خویش نگه داشته ایم.
مرگ و جان کندن سخت است برای کسی که بد کار باشد ، گنه کار باشد ، فاسد و فاسق باشد. نه برای همه افراد . ما روایات فراوانی داریم که در آنها مرگ و جان دادن مومن را ، به لطیف ترین وجوه تشبیه کرده اند ، مثلا در روایتی هست که جان دادن برای مومن ، مانند بوییدن گلی خوش بوی است ، در روایت دیگر ، مانند بوییدن سیب تشبیه شده است (کتاب حق الیقین، مرحوم مجلسی، فصل بهشت و کتاب منازل آخره، شیخ عباس قمی) به ویژه برای بانوان مؤمن؛ همسرداری، فرزندداری و حفظ پاکی روح خود در این آخرالزمان غفلت و گناه، قدم‌های بلندیست که سفر زیبا از این دنیا را لذت‌بخش‌تر می‌نماید.
روش هاى مقابله با هراس از مرگ
۱. اصلاح نگرش
مرگ یکى از رخ دادهاى زندگى و از سنت هاى قطعى در نظام آفرینش است به رغم عمومیّت این پدیده، مواجهه با مرگ خود یا عزیزان براى بیشتر افراد، بسیار التهاب زا است و عوامل متعدد شناختى، عاطفى و رفتارى دارد. مهم ترین عاملى که مرگ را اضطراب آور و التهاب زا کرده، تنفر از نابودى و گرایش به بقا است بنابراین اگر افراد نگرش خود را نسبت به مرگ اصلاح کنند و این حقیقت را در یابند که مرگ فنا و نابودى نیست، بلکه بقا و استمرار حیات واقعى است؛ این نگرانى ها و وحشت زدگى ها، برطرف مى شود.از دیدگاه همه ادیان الهى - از جمله دین مبین اسلام - مرگ نابودى نیست. قرآن این تفّکر را که انسان با مرگ نابود مى شود، به شدت رد مى کند و آن را ناشى از جهل مى داند! قرآن کلمه «توفّى» - که به معناى «بازستاندن کامل» است - در مورد مرگ به کار مى برد، یعنى، که انسان علاوه بر این بعد جسمانى، واقعیت دیگرى دارد که هنگام مرگ، خداوند این واقعیت را پس مى گیرد. اعتقاد به این حقیقت قرآنى، گرایش ذاتى انسان به بقا را در معرض خطر قرار نمى دهد.
۲. توجه به زیبایى ها و جلوه هاى زندگى پس از مرگ
انسان ها علاقه مند به زیبایى ها، راحتى ها و دلبستگى هاى میان فردى هستند و فکر مى کنند مرگ بر همه این امور خوشانید خط بطلان مى کشد؛ اما آموزه هاى دینى افراد را به این حقیقت متوجه مى سازد که زیبایى ها و دلبستگى هاى این دنیا، قابل مقایسه با جلوه هاى زیباى زندگى بعد از مرگ نیست و زندگى دنیا در برابر حیات اخروى، بسیار محدود و زود گذر است. قرآن در این باره مى فرماید: «وَ ما هذِهِ الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلاَّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِیَ الْحَیَوانُ لَوْ کانُوا یَعْلَمُونَ»؛عنکبوت (۲۹)، آیه ۶۴.؛ «زندگى دنیا چیزى جز بازى و سرگرمى نیست و زندگى واقعى در سراى دیگر است»
۳. رضایت به مقدارات الهى
این امر باعث مى شود که فرد هنگام مرگ، کمتر دچار برخى تجارب ناخوشایند روانى و بیمار گونه گردد. در فرهنگ غرب، به انسان و آزادى او اصالت داده و در همه جنبه هاى زندگى به او اختیار تام مى دهند و در واقع او را مالک اصل خود مى دانند؛ ولى در دیدگاه اسلام، انسان کامل، بنده خدا و مملوک او است و کمال انسان در بندگى و اطاعت از خداوند است. این بندگى با احساس محبت نسبت به خداوند همراه است. خداوند نیز هنگامى که خطابى محبت آمیز به انسان ها دارد، آنان را با عنوان «بندگان من» مى خواند و مى فرماید: «یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ. ارْجِعِی إِلى رَبِّکِ راضِیَةً مَرْضِیَّةً. فَادْخُلِی فِی عِبادِی. وَ ادْخُلِی جَنَّتِی»؛فجر (۸۹)، آیات ۲۷ - ۳۰.؛ «اى نفس هاى مطمئن و آرام به سوى پروردگار خویش باز گردید، در حالى که خداوند از شما راضى و شما نیز از خداوند راضى هستید، وارد بندگان من شوید، وارد بهشت من شوید».
اگر این اعتقاد براى انسان درونى شود، در مقابل مرگ حالت تسلیم و رضا در پیش مى گیرد و نگرانى از وجودش رخت مى بندند. البته رضایت نسبت به مرگ، بدین معنا نیست که انسان بدون جهت و با دست خود، خویشتن را به کام مرگ بیندازد! قرآن در این زمینه مى فرماید: «لا تُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَةِ»؛بقره (۲)، آیه ۱۹۵.؛ «خود را با دست خویش به وادى هلاکت نیفکنید».
تعالیم اسلامى سعى دارد حالت رضا را در انسان تقویت کند. بشارت خداوند به شکیبایانى است که در هنگام بروز حوادث، ناگوار مى گوید: «ما از آن خدا هستیم و به سوى او باز مى گردیم» بقره (۲)، آیه ۱۵۶. و روایات اسلامى مرگ را رحمتى از جانب خداوند براى بندگان مؤمن مى دانند و مى کوشند که در افراد نگرش مثبت نسبت به مرگ ایجاد کنند.
۴. توجه به عمومیّت مرگ
انسان باید به این واقعیت توجه کند که مرگ یک سنت و قانون قطعى و خلل ناپذیر حاکم بر نظام آفرینش است و همه موجودات - به جز خالق یکتا - با چنین پدیده اى مواجه مى شوند؛ چنان که قرآن در این باره مى فرماید: «کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ»؛آل عمران (۳)، آیه ۱۸۵.؛ «هر نفس طعم مرگ را مى چشد». خود این فکر موجب تسکین مى شود.
۵. یاد مرگ
در فرهنگ اسلامى توصیه شده که مسلمانان نباید از مرگ غافل باشند. پیامبر(صل الله علیه و آله) مى فرماید: «اکیس الناس من کان اشدّ ذکرأ للموت» بحار الانوار، ج ۶، ص ۱۳۰.؛ «زیرک ترین مردم کسى است که بیشتر به یاد مرگ باشد». این امر باعث مى شود انسان خودش را آماده مرگ کند و براى به دست آوردن این آمادگى، از محرمات بپرهیزد. وقتى فرد مرگ خود را از قبل تصور و پیش بینى کند، با فراهم آوردن شرایط و فضاى روانى مناسب، خود را آماده مواجهه با آن مى کند و از تنیدگى او کاسته مى شود و با این پدیده سازگارى بهترى خواهد داشت همان..
مطالعه کتابهای ذیل نیز مفید است.
۱- پرسمان قرآنی معاد- سیدعلی هاشمی -بوستان کتاب قم ، ۱۳۸۶
۲- زندگی پس از مرگ-علی اکبر بابائی-ناشر: دانش و ادب - بهمن، ۱۳۸۵
۳- فرجام شناسی-محمدرضا کاشفی، رحیم کارگر-دفتر نشر معارف (وابسته به نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها) - خرداد، ۱۳۸۶
«مرگ اگر مرد است گو نزد من آی
تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ
من از او جانی برم بی رنگ و بو
او ز من دلقی ستاند رنگ رنگ»
خواهر محترم؛ باز هم با ما سخن بگویید.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.