ترک نماز-تنبلی در نماز-سستی در نماز ۱۳۸۷/۰۶/۰۵ - ۱۷۳۷ بازدید

من برای خواندن نماز یومیه مشکل دارم یعنی حال اینکه پاشم و وضو بگیرم و نماز بخوانم ندارم. لطفا من را راهنمایی کنید؟

این حالت ناشی از عدم آگاهی درباره تاثیر سرنوشت ساز ارتباط با خداوند و نماز برای انسان مومن و سبک شمردن آن است. در این زمینه پیامبر خدا (ص) فرموده است: لا ینال شفاعتی من استخف بصلاته، شفاعت من به کسی که نمازش را سبک شمارد نمی رسد.
مهمترین راهی که خداوند برای بندگان خود قرار داده تا با او ارتباط مستمر داشته باشند نماز می باشد .فلسفه عبادت انس با خدای تعالی و کسب رضایت او است و در اثر انس با خدا است که انسان به او نزدیک می شود و به کمال و سعادت می رسد. در هر شبانه روز پنج وقت برای نماز قرار داده شده است تا این ارتباط معنوی با خالق هستی قطع نگردد. در دین اسلام تاکید فراوانی بر به جا آوردن باشکوه نماز در اوقات پنج گانه شده است که یادگیری و تذکّر این تاکیدات باعث می شود انسان به خواندن نماز بیشتر اهمیت دهد.
پس از پذیرش اسلام و قرآن به عنوان دین و کتاب الهى، درمى یابیم که در قرآن و نیز کلمات انبیاى الهى و پیشوایان، تأکید وافرى بر اقامه نماز شده است. همچنین نماز داراى جایگاه ویژه اى در ادیان الهى است و در طول تاریخ تمامى پیامبران و پیروان آنها سفارش به نماز شده اند. اما چرا نماز؟ اسلام و قرآن داراى سیستمى ترتیبى جهت نیل آدمى به مراتب کمال است که از جمله آنها اقامه نماز مى باشد. محور تربیت و تعالى انسان در مکتب اسلام، با توجه به خداوند و در نظر گرفتن موقعیت او و نیز جایگاه خود انسان میسّر است. این توجه با نماز حاصل مى شود. نماز هیچ سودى برای خداوند ندارد و اگر هیچ کس در تمامى هستى سر بر آستان او نساید، بر دامن کبریایى او گردى نمى نشیند. ولى غفلت انسان از خداوند، زمینه سقوط وى به پست ترین درجات را فراهم مى کند. حال آن که یاد خداوند او را بر طریق مستقیم نگاه مى دارد و در طوفان حوادث زندگى و فراز و نشیب آن دست او را مى گیرد.
اگر بخواهیم نقش نماز را در طول زندگى به چیزى تشبیه کنیم، باید بگوییم: نماز همانند چراغ هایى نورانى در مسیرى تاریک و ظلمانى و پیچ در پیچ است که انسان را به پیمودن راه اصلى و منحرف نگشتن و اسیر غول بیابان نشدن دعوت مى کند. این چراغ ها باید همواره روشن باشد وگرنه آدمى ممکن است در مرحله اى به بیغوله اى بیفتد و چه بسا بازگشت از آن میسر نباشد. فلسفه اصلى نماز و دیگر عبادات همین است. بدون نماز و عبادت انسان تربیت نمى شود و توان لازم را براى پیمودن راه کمال نمى یابد.
J}اعمال نیک و بد انسان همه در قیامت مورد محاسبه و موازنه قرار مى گیرد (والوزن یومئذ الحق»، (اعراف آیه ۸).البته آیات و روایات متعددى دلالت بر نقش کلیدى نماز دارند از جمله اینکه پیامبر(ص) فرمودند: «اول ماسئلت یوم القیامه الصلاه ان قبلت قبل ما سواها و ان ردت رد ماسواها . در قیامت اول چیزى که مورد پرسش قرار مى گیرد نمازمى باشد. اگر قبول شد دیگر اعمال نیز مقبول است و اگر رد شد بقیه نیز مردود مى باشد» (نهج الفصاحه). اما کسى که نمازش مانع ارتکاب منکرات نشود و آن که بدون نماز به انجام حسنات مى پردازد هر دو به نماز محتاجند. ریشه اینتفکر - که آن دو به نماز نیازى ندارند. این پندار باطل است که براى نماز صرفا ارزش مقدماتى و طریقى قائل باشیم درحالى که نماز خود داراى ارزش ذاتى و مستقل است و در شریعت مقدس اسلامى موضوعیت دارد. پس کسى که باانجام صحیح فریضه نماز دست به زشتى ها مى برد ارزش ذاتى نماز را کسب نموده اما فرآورده هاى جانبى آن را ازدست داده است و نمى توان به خاطر آن آثار جانبى از اصل قضیه دست شست و چه بسا با ادامه همین نماز براىشخص تنبه حاصل شود.{J
نماز که نوعى عبادت و پرستش و ارتباط ویژه با آفریدگار جهان و انسان است در ادیان پیشین نیز وجود داشته تا آن جا که قرآن مجید یکى از وصایاى لقمان به فرزندش را نماز ذکر نموده است «یا بنى اقم الصلوه...» اما کیفیت آن در ادیان مختلف متفاوت بوده است و صورت کاملى از چگونگى دقیق آن در هر دینى در دست نیست و به نظر مى رسد متناسب با تکامل دین نماز نیز روند تکاملى داشته است و دین مبین اسلام همچنانکه در معارف و قوانین و مقررات اجتماعى کاملترین دین است در عبادات نیز جامع ترین و کامل ترین آنها را که متناسب با انسان رشد یافته عصر خاتمیت است تشریح فرمود.
فلسفه نماز فقط شکرگذارى نیست و آثار مهم دیگرى نیز دارد. افزون بر آن شکر خداوند نیز وقتى عملى خواهد شد که آنچه او خواسته است ما انجام دهیم؛ نه آنچه که دلمان مى خواهد. چه این که روح عبادت، همانا عبودیت و بندگى است یعنى تسلیم فرمان بودن که طبیعتا باید انضباط و مقرراتى باشد تا بنده را به آن امتحان نموده، روح بندگى را در او پرورش دهند
امیرالمؤمنین(ع) مى فرمایند: هیچ کارى نزد خداى عز و جل، دوست داشتنى تر از نماز نیست، پس چیزى از امور دنیا شما را از رعایت اوقات آن باز ندارد. زیرا که خداى عزّ و جلّ، گروه هایى از مردم را سرزنش نموده است و فرموده: «الذین هم عن صلاتهم ساهون ؛ همانان که کاهل نمازند و در به جاى آوردن نماز بى توجّه اند» و آنچه خداى تعالى از این سخن، اراده فرموده این است که آنان غفلت زدگانى هستند که اوقات نماز را سبک مى شمرند و رعایت آن را مهم نمى دانند(فلاح السائل، ص ۱۲۷).
در حدیثى از امام باقر(ع) آمده است: اگر نماز به وقت خود بالا رود، با حالتى سفید و پرتوافکن به صاحبش بازگردد و گوید مرا حفظ کردى، خدا تو را نگه دارد و چون احکام و آداب آن رعایت نشود و در غیر وقت خود بالا رود، به سوى صاحب خود برگردد و گوید: مرا تباه کردى، خدا تو را تباه کند (بحارالانوار، ج ۸۰، ص ۲۵).
نماز بزرگترین یاد خداوند است. قرآن کریم می فرماید: اقم الصلاة ان الصلاة تنهى عن الفحشاء و المنکر و لذکر الله اکبر و الله یعلم ما تصنعون. نماز را بپادارید بدرستی که نماز مانع فحشا و منکر است و هر آینه نماز بزرگترین یاد خداوند بزرگ است و خدا می داند چه می کنید. عنکبوت، ۴۵
آثار استخفاف نماز به قرار زیر است:
۱. تباه ساختن خود: نماز در واقع باطنى دارد که اگر نمازگذار آن را ایفاد کند و تماماً مراعات نماید، باطن نماز، نمازگذاز را دعا مى کند و برعکس ضایع کننده نماز به جاى اینکه آن را وسیله خودسازى قرار دهد، از آن ابزارى براى تخریب خویش مى سازد، چون باطن نماز که در اینجا ضایع شده، نمازگذار را نفرین مى نماید و از این دعا و نفرین نباید غفلت کرد.
۲. رواج فساد و گمراهى: اگر نماز سبک گرفته شود از قدرت سازندگى آن جلوگیرى شده است؛ در نتیجه راه نفوذ مفاسد و گمراهى ها باز مى شود. خداوند نماز را بازدارنده از زشتى ها و منکرات معرفى مى نماید: «انّ الصّلوة تنهى عن الفحشاء و المنکر»(عنکبوت، آیه ى ۴۵).
۳. محرومیت از شفاعت پیامبر و اهل بیت(ع)؛ امام صادق(ع) از پیامبر(ص) روایت کرده که فرمود: «لاینال شفاعتى غداً من اَخّر الصلاة المفروضة وقتها ؛ آنکه نماز را پس از فرا رسیدن وقت آن به واپس افکند به شفاعتم نرسد»(امالى صدوق، ص ۲۴۰).
۴. مردن به غیرآئین محمدى(ص): روزى پیامبر اکرم با گروهى از صحابه در مسجد نشسته بودند، مردى وارد شد و نماز آغاز کرد و چنان با شتاب رکوع و سجود نمود که رسول خدا(ص) فرمود: نوک زد، مانند نوک زدن کلاغ. اگر این مرد بمیرد و نمازش این چنین باشد بر آیینى غیر از دین من مرده است (مستدرک الوسایل، ج ۳، روایت ۵۸، ۵).
عوامل سستی در نماز:
۱. عوامل درونی و مربوط به خود افراد: مهمترین عامل درونی نمازگریزی آسیب پذیری مقطع نوجوانی و جوانی است. این مقطع سنّی، مقطع حساس و بحرانی برای جوانان و نوجوانان است، مسایل و بحران های بلوغ از یک طرف، شکّ و تردیدهای مذهبی از طرف دیگر، ناپختگی و بی تجربگی و گرایش سریع به الگوهای غیرواقعی که اهل نماز نیستند، زمینه هایی است که در خود فرد وجود دارد و باعث می شود که جوانان و نوجوانان علاقة چندانی به نماز نداشته باشند.
۲. عواملی بیرونی و محیطی: این عوامل، عواملی هستند که بعضی از آنها قابل جبران است و بعضی غیر قابل جبران. به اختصار این عوامل را بیان می کنیم:
الف ـ کم توجهی یا بی توجّهی خانواده ها نسبت به تربیت دینی فرزندان.
ب ـ نگرش منفی بعضی از خانواده ها نسبت به مسائل دینی مخصوصاً نماز.
ج ـ برخوردهای نادرست والدین و مربیان نسبت به نماز خواندن کودک، نوجوان یا جوان باعث زدگی آنها از نماز می شود.
د ـ تهاجم فرهنگی دشمنان بوسیلة شبهه در اعتقادات دینی، ایجاد بدبینی نسبت به کانون های مذهبی، بازداری جوانان از شرک در مراسم عبادی، نماز جمعه و جماعت و ... و در ‌آخر ترویج فرهنگ غربی باعث می شود جوانان نسبت به نماز رغبتی نشان ندهند.
هـ ـ دوستی و معاشرت با افراد بی تقوا و بی نماز است که به مرور در انسان تأثیر منفی خواهند گذاشت.
و ـ ندانستن و یا غفلت و فراموشی فلسفه و آثار نماز که باعث می شود توجّه به نماز در ما کمتر شود.[۱]
در مورد این مشکل، به ترتیب سه امر مهم را در خود محقق سازید:
۱- باور کردن اهمیت نماز اول وقت : گاهی انسان به یک چیزی اعتقاد دارد اما باور و ایمان ندارد. مثلا می داند انسان مرده ترسی ندارد, اما باز هم می ترسد. وجود این ترس در انسان دلیل است که آن اعتقاد، تبدیل به باور دل و ایمان قلبی نشده است. چه بسا اعتقاد به اهمیت نماز اول وقت باشد اما باور و ایمان به آن نباشد. برای به دست آوردن این باور می توان از اسباب باوربخش استفاده کرد, مثل مطالعه کردن کتابهایی که در موضوع نماز اول وقت نگاشته شده است که این مطالعه باید پیاپی و پیوسته باشد, سپس به فکر کردن و تفکر بپردازد که با نخواندن نماز اول وقت مشمول چه زیان ها و سرزنش هایی می شود و با خواندن آن مشمول چه سودها و پاداش ها می گردد.
روایاتی که در این باب وارد شده است بسیار مفید و باوربخش است به شرط این که مطالعه آنها استمرار داشته باشد و فکر کردن در آنها نیز هر روز باشد هر چند مختصر و کم. مثلا به این دو روایت دقت شود: عن الصادق(ع) قال قال رسول الله(ص): «لیس منی من استخف بالصلوه لایرد علی الحوض لا والله ; امام صادق(ع) فرمود که رسول اکرم(ص) فرموده است : به خدا قسم از من نیست کسی که نماز را سبک بشمارد و در حوض کوثر بر من وارد نمی شود» (سفینه البحار, شیخ عباس قمی, ماده صلاه).
تأخیر انداختن نماز مصداق بارز سبک شمردن نماز است. عن النبی(ص): «ما من عبد اهتم بمواقیت الصلوه و مواضع الشمس الا ضمنت له الروح عند الموت و انقطاع الهموم و الاحزان و النجاه من النار; هیچ بنده ای نیست که به وقت های نماز (اول وقت ) و حرکت های خورشید برای نماز اهتمام ورزد مگر این که من سه چیز را برایش ضمانت می کنم : ۱- نشاطی آرامش بخش هنگام مردن, ۲- جدایی از ناراحتی ها و اندوه ها, ۳- نجات از آتش. در این باب پیوسته باید بخواند, بگوید, بشنود و بیندیشد تا رفته رفته اعتقاد به باور بدل گردد».
۲- اراده و تصمیم : باور کردن اهمیت نماز اول وقت خود زمینه ساز اراده و تصمیم می شود اما با اراده و تصمیم فاصله دارد زیرا ممکن است یک چیزی باور قلبی باشد ولی اراده و تصمیم انسان به آن تعلق نگیرد. مثلا مسلمان روزه دار تشنه باور قلبی دارد که آب او را از تشنگی می رهاند ولی هرگز آب نمی آشامد تا روزه اش باطل نشود, اینجا اراده و تصمیم بر آشامیدن آب تعلق نگرفته گرچه باور قلبی هست که آب رفع تشنگی می کند. اگر کسی نسبت به اهمیت نماز اول وقت باور قلبی پیدا کرد ممکن است به خاطر موانعی اراده و تصمیمش به خواندن نماز اول وقت تعلق نگیرد, هر چند آن موانع، غیرموجه باشد, بنابراین بعد از باور قلبی باید اراده و تصمیم بگیرد و تمامی موانع خواندن نماز اول وقت را کنار بزند.
۳- مداومت تا سر حد ملکه شدن : پس از طی آن دو مرحله گذشته باید در مقام عمل آن قدر نماز اول وقت خواندن را ادامه دهد تا عادت و ملکه گردد این مداومت عملی در ابتدای کار, امری دشوار و سخت می باشد ولی پس از گذشت یک سال یا دو سال و یا حتی کمتر از این مدت , امری عادی و آسان می گردد, (نگا: نماز اول وقت , محمد حسین رجایی خراسانی).
البته باید توجه داشته باشید که در رسیدن به این هدف باید سیاست تدریج را پیش گیرید؛ یعنی کسی که عادت به خواندن نماز در اول وقت نداشته نباید انتظار داشته باشد یک دفعه و در مدتی کوتاه بتواند به راحتی و سهولت در اول وقت نماز بخواند بلکه باید در این راه با آهستگی و تدریج پیش رود. یعنی باید سعی کند مثلا در طول یک هفته حداقل یک روز نمازش را در اول وقت بخواند و این کار را یک ماه ادامه دهد و بعد این یک روز را به دو روز تبدیل کند و در این راه استقامت و پایداری نماید یعنی هیچ کار غیرضروری و غیر لازمی او را از نماز در اول وقت منصرف ننماید و همین طور به تدریج بر تعداد روزهایی که در آنها نماز اول وقت می خواند بیفزاید تا تمام طول هفته اش را در بر بگیرد و همه نمازها را در اول وقتش بخواند.
راههای درمان سستی نسبت به نماز:
۱. شما که شیعه هستید باید بدانید اهل بیت(ع) نماز را خیلی دوست داشتند و نور چشم خود را نماز می دانستند و تأکیدها و سفارش ها و وصیتهای فراوانی نسبت به نماز داشتند، پس لازمة دوست داشتن آنها این است که نماز را که محبوب آنها بوده است را دوست بداریم.
۲. سعی کنید نمازهای واجب خود را اوّل وقت بخوانید. نماز اوّل وقت در دنیا عمر انسان را زیاد می کند، مال و اموال او را زیاد می کند، اولاد او را صالح می گرداند و در موقع مرگ او را از ترس مرگ ایمن می کند، او را داخل بهشت می گرداند. و در قبر سئوال نکیر و منکر را بر انسان آسان می گرداند، قبر او را وسیع می کند، دری از درهای بهشت را به روی او می گشاید، و در محشر صورت او مثل ماه، نورافشانی می کند، نامة عملش به دست راستش داده می شود، حساب را برای او آسان می گرداند و در موقع عبور از صراط، خداوند از او راضی می شود، به او سلام می دهد، نظر رحمت به او می فرماید.[۲]
در مورد نماز اوّل وقت تاکیدات بسیار فراوانی از طرف بزرگان دینی به ما رسیده که حاکی از اهمیت فوق العادة نماز اوّل وقت دارد. و از طرفی اثر آرام بخشی و تذکّر نماز در صورتی حاصل می شود که در اوقات معینی که شرع قرار داده انجام گیرد و گرنه نماز دیگر اثر آرام بخشی و اطمینان قلبی دادن به انسان را از دست می دهد.
۳. مهمترین موضوع در زمینه تقویت گرایش به نماز و تقویت اراده در اقامه نماز، این است که انسان بداند چرا باید نماز بخواند و چه نیرویی از نماز می گیرد. قرآن کریم به طور نمونه می فرماید: اقم الصلاه ان الصلاه تنها عن الفحشاء والمنکر. یعنی نماز را بپا دارید، زیرا نماز در شما نیروی پدید می آورد که بتوانید در مقابل فحشا و منکر پایداری کنید. اگر انسان نماز نخواهد این قدرت حفظ و حراست از خودش را از کجا می خواهد بدست آورد. نماز به انسان انرژی می دهد. توان می دهد که در مقابل سختی های زندگی مقاوم باشد. در نماز می گوییم ایاک نعبد و ایاک نستعین. یعنی تو را می پرستم و از تو کمک می گیرم تا قوی باشم و بتوانم در مقابل سختی های راه زندگی و کمال پایداری کنم و به مقصد برسم. اگر انسان نماز نخواند و با منبع قدرت تماس نگیرد و از او نیرو نگیرد، به چه نیرویی می خواهد تکیه کند. از کدام منبع می تواند به جای خدا توان و قدرت بگیرد. چه کسی هست که از خودش توان داشته باشد و بتواند به جای خداوند که قادر مطلق و متعالی و توانا است به انسان کمک و یاری رساند.
اگر انسان رابطه اش با منبع قدرت و خدای متعال قطع شود، یک موجود کاملا ضعیف و ناامید خواهد شد و توان زندگی را از دست خواهد داد و انسان بدرد بخوری نخواهد بود، نه برای خودش و نه برای جامعه ای که در آن زندگی می کند.
۴-سعی کنید بر اینکه در نمازهایتان سستی نکنید نمازهایتان را با جماعت بخوانید. آثار بسیاری برای نماز جماعت ذکر شده که به اختصار بیان می کنیم:
۱. توفیق اجباری برای خواندن نماز در اوّل وقت
۲. ثواب چند برابر که در روایت آمده که فرشتگان توانایی نوشتن ثواب آن را ندارند.
۳. باعث وحدت مسلمین و نزدیکی دلها و تقویت کنندة روح اخوّت و برادری می باشد.
۴. نوعی حضور و غیاب بی تشریفات و بهترین راه شناسایی افراد است.
۵. نماز جماعت بهترین، بیشترین، پاکترین و کم خرج ترین اجتماعات دنیاست.
۶. نوعی دید و بازدید مجّانی و آگاهی از مشکلات و نیازهای یکدیگر و زمینه ساز تعاون اجتماعی بین مسلمین است.
۷. نماز جماعت نشان دهندة قدرت مسلمین است.
۸. نشانة حضور در صحنه و پیوند بین امام و امت است.
۹. منافقان را مأیوس می کند، بیم در دل دشمنان می افکند، و خار چشم بد خواهان است.
۱۰. همه در نماز جماعت در یک صف قرار می گیرند و امتیازات موهوم صنفی، نژادی، زبانی، مالی و ... کنار می رود.
۱۱. نماز جماعت باعث احساس دل گرمی و قدرت و امید در مؤمنان می باشد.
۱۲. عامل نظم و انضباط وقت شناسی است.
۱۳. روحیة فردگرایی و انزوا و گوشه گیری را از بین می برد.
۱۴. کینه ها و کدورت ها و سوء ظن ها را از میان می برد و سطح دانش و عبودیّت و خضوع را در جامعة اهل نماز افزایش می دهد.
به خاطر این آثار می باشد که پیامبر به افراد نابینا هم اجازة عدم حضور در مساجد را نمی دادند. و با افرادی که در نماز جماعت شرکت نمی کردند برخورد شدید می کردند.[۳]
۴. سعی کنید در مواقع نماز به آثار نماز فکر کنید تا انگیزه شما نسبت به نماز بیشتر شود و این کار را همیشه دنبال کنید و با ترویج این آثار در بین دوستان و آشنایان نگذارید تا نسبت به اهمیّت و آثار نماز غافل شوید. به اختصار آثار نماز را مرور می کنیم:
۱. تأمین نیاز روانی و درونی انسان.
۲. جبران گناهان.
۳. پرورش تمرکز فکر.
۴. برقراری عدالت اجتماعی.
۵. دستیابی به وقار اخلاقی و شخصیتی.
۶. قبول انضباط و نظم.
۷. استواری ایمان و استقامت.
۸. انس فطری با پرستش.
۹. زنگ رهایی از خود مشغولی و هشدار گذشت عمر.
۱۰. بهداشت جسم و نظافت لباس.
۱۱. احساس قدرت و عزّت[۴].
۵- سعی کنید لذت نماز را درک کنید. عواملى که مى تواند نمازها و عبادات انسان را لذت بخش کند چند چیز است:
الف) قبل از عبادت انسان خود را مستعد و مهیا سازد؛ یعنى، قدرى به خود تلقین کند من در صدد نیایش و نماز هستم و سعى کند افکار متفرق را از ذهنش دور کند.
ب) حتى الامکان در بهترین وقت عبادت کند؛ مثلاً، با کسالت - خستگى و خواب آلودگى - وارد نماز نشود. «لاتقربوا الصلوة و انتم کسالى».
ج) در محیط پر سر و صدا و آشوب به مناجات نایستد، بلکه محیط آرام و با فراغتى را انتخاب کند.
د) در حین زیارت مصمّم بر مراقبت باشد و اگر احیاناً افکار دیگرى به او هجوم آورد، همین که متوجه شد، سعى کند خود را از دام آن افکار برهاند.
. حضور قلب در نماز، علل و درجات حواسپرتی در نماز، ... ، علی اصغر عزیزی تهرانی، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ چهارم، ۱۳۸۰ ص ۱۹۶ ـ ۱۶۴.
[۲] . حیات عارفانه فرزانگان، حسن صدری، انتشارات میراث ماندگار، چاپ اوّل، ۱۳۸۰، ص ۱۰.
[۳] . پرتوی از اسرار نماز، محسن قرائتی، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، چاپ دوّم، ۱۳۸۱، ص ۲۱۴.
[۴] . مجلة معرفت، شمارة ۸۴، «نماز: بررسی آثار تربیتی ـ روان شناختی»، علی احمد پناهی، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی ـ رحمة الله علیه ـ ص ۲۴.
معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
۱. پرسش ها و پاسخ ها، محمدرضا کاشفی، شماره ۱۲، دفتر نشر معارف
۲. عدل الهی، مرتضی مطهری، بخش شفاعت
۳. در پرتو نماز، محسن قرائتی، ستاد اقامه نماز

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.