ترک نماز-عادت به نماز-اهمیت نماز-آثار نماز ۱۳۸۷/۰۸/۲۵ - ۲۲۱۹ بازدید

راستش من نماز نمی خوانم اما از اینکه نماز نمی خوانم هم وجدانم ناراضیه، چی کار کنم؟

در مورد ترک نماز باید گفت: ترک نماز چند قسم است:
۱. ترک نماز به طور کلی از روی انکار؛ یعنی نماز را واجب نمی داند و به جا آوردنش را بر خود حتم نمی بیند. در این صورت منکر ضروری دین شده و کافر است و به عذاب ابدی دچار می گردد.
۲- ترک نماز به دلیل مسامحه کاری و کم اعتنایی به امور اخروی و اشتغال به سرگرمی های دنیوی. این قسم از ترک نماز موجب فسق است و گناه کبیره شمرده می شود.
۳. ترک نماز در برخی اوقات: گاهی فردی در اثر ضعف ایمان و کم اعتنایی به امر آخرت گاهی نماز می خواند و گاهی ترک می کند و یا در اثر اهمیت ندادن به اوقات نماز، گاهی آن را در وقتش ترک می کند به خیال آن که در خارج وقت آن را قضا کند.
این قسم سوم هر چند مانند دو قسم قبل نیست ولی چنین فردی از ضایع کنندگان نماز و سبک شمارندگان آن است و در روایات آمده است که چنین کسی مشمول شفاعت اهل بیت(ع) قرار نمی گیرد و به شفاعت محمد و آل محمد(ع) نائل نمی گردد هر چند تارک الصلاه شمرده نمی شود و از سبک شمرندگان نماز به حساب می آیند.
دیدگاه فرد در مورد خداوند، جهان هستى، انسان، معاد و... امورى است که داراى نتیجه مستقیم بر عملکرد فرد است.
پس باید به تقویت و اصلاح این مبانى کوشید. نماز، عملى است که در مجموعه عقیده توحیدى، داراى معنا و فلسفه است.
پس در آغاز بایستى این مجموعه شناخته شود تا نماز جایگاه خود را در ذهن و اندیشه فرد باز نماید. در بینش توحیدى اسلام و دیگر ادیان الهى، انسان موجودى است که به سوى کمال و لقاى پروردگار در حرکت است. «انا للّه و انا الیه راجعون ؛ از خدائیم و به سوى او باز مى گردیم». حال در این مسیر، ابزارهایى به مدد انسان مى آید، تا او را از فراموش کردن مسیر و هدف باز دارد که از مهم ترین آنها «نماز» است.
«اقم الصلوة لذکرى ؛ نماز را براى یاد من بپا دار». انسان متدین بیش از هر چیزی برای حرکت در مسیر تکاملی خود، به نیروی ایمان نیاز دارد و نماز بهترین عامل تقویت ایمان انسان است. آدمى بدون نماز از نظر قدرت ایمانی ضعیف خواهد شد و راه را گم خواهد کرد.
نمازهاى پنج گانه همانند چراغ هاى برق هستند که مسیرى طولانى و پر خطر را روشن کرده به انسان توان حرکت می دهند و کمک می کنند تا کسى راه را گم نکند و به بیراهه و سقوط کشانده نشود. آنچه که موجب مى گردد و برخى از نماز، رویگردان باشند و یا نسبت به آن تساهل کنند، ندانستن فلسفه نماز و یا درکى غلط از آن است.
برخى چنین مى پندارند که نماز انسان، نیازى را از خداوند برطرف مى کند که البته خیالى واهى است. خداوند نیازى به هیچ مخلوقى ندارد. ازاین رو آنچه که به عنوان عبادات بر آن تأکید شده، جملگى در جهت کمال انسان است.
عبودیت و پرستش یکی از نیازهای معنوی انسان به سوی خداوند است. تمامی انسان ها از ابتدا تا کنون به شکلی پرستش داشته اند. روح انسان نیاز به عبادت و پرستش دارد. هیچ چیزی جای آن را پر نمی کند، و خداوند تنها موجودی است که لائق پرستش است
اهل عرفان گفته اند: برای رسیدن به عرفان الهی و شناخت خود و خدا مراحلی باید طی شود. مرحلة اوّل، شریعت است. برای پیمودن این مرحله باید به سراغ عبادت پروردگار رفت و با استعانت و کمک از عبادت وارد مرحلة دوم یعنی طریقت شد، آن گاه از طریقت عبور کرده و به حقیقت پیوست که پیوستن قطره به دریا است.
هر کدام از مکتب ها و آیین ها اَشکالی برای عبادت دارند امّا همه به دنبال پرستش و عبادت‌اند، ‌حتی موجودات دیگر نیز به عبادت و پرستش مشغولند. قرآن می‌فرماید: «کلّ قدعلم صلوته و تسبیحه؛۱تمامی موجودات نماز و تسبیح خدا را می دانند». در جای دیگر می‌فرماید: «إنْ مِن شیء إلاّ یسبّح بحمده و لکن لا تفقهون تسبیحهم؛۲ هر موجودی با حمد، خدا را تسبیح می‌گوید، لیکن شما تسبیح آنان را نمی فهمید».
جمله ذرات عالم در نهان با تو می گویند روزان وشبان
ماسمیعیم و بصیریم وهشیم با شما نامحرمان ما خا موشیم
گر شما سوی جمادی می روید محرم جان جمادان کی شوید.
از منابع و مآخذ اسلامی به دست می آید که برای رسیدن به حق و شاداب کردن روح عرفانی انسان، هیچ راهی بهتر از نماز یافت نمی شود. برای روح انسان شیفته هیچ غذایی سازگارتر و سرشارتر از نماز وجود ندارد، زیرا چه کسی بهتر از خداوند (که برای رسیدن به هر هدفی، ترکیب راه خاصی را مشخص فرموده است) می‌تواند مَرْکب و معجونی برای رشد و ارتقای انسان ها پدید آورد؟
نماز سفره ای است گسترده که خداوند آن را در پنج نوبت در شبانه روز برای بندگانش باز می‌کند و بر سر این سفره انواع و اقسام غذاهای لذیذ وجود دارد و هر کس مطابق استعداد و تعالی خود از آن بهره مند می‌شود.
هشام بن حکم از امام صادق(ع) پرسید: چرا نماز واجب شد، در حالی که هم وقت می گیرد و هم انسان را به زحمت می اندازد؟ امام فرمود: «پیامبرانی آمدند و مردم را به آیین خود دعوت نمودند. عده ای هم دین آنان را پذیرفتند، امّا با مرگ آن پیامبران، نام و دین و یاد آن‌ها از میان رفت. خداوند اراده فرمود که اسلام و نام پیامبر اسلام(ص) زنده بماند و این از
طریق نماز امکان پذیر است»، (۳)یعنی علاوه بر آن که نماز عبادت پروردگار است، موجب طراوت مکتب و احیای دین هم هست هم چنین نماز رابطه بنده با خداست و طبیعی است که بنده آن را به جا می آورد که خواسته خداوند و معبود اوست و اصولاهدف اصلی از خلقت انسان بندگی است و نماز بهترین شیوه اظهار بندگی است شکل نماز هم قشنگ است، هم معارف بلند اسلامی در آن وجود دارد، هم تسبیح و تقدیس لفظی است و هم تقدیس عملی می‌باشد.
رکوع و سجود و تسبیح و تحمید و دعا و تکبیر و سلام و خلاصه همة زیبایی ها در نماز است. با این همه اگر نماز به طور صحیح و کامل با حفظ شرایط و آداب خوانده شود، جلوی بسیاری از مفاسد اجتماعی را می گیرد: «إنّ الصلاة
تنهی عن الفحشاء والمنکر و لذکرالله اکبر(۴) نماز اگر با مقدمات و تعقیبات همراه باشد،‌ انسان را به اوج معنویت می‌رساند. اذان با آن محتوای زیبا دل را می نوازد. نماز جماعت مخصوصاً در مساجد بزرگ مانند مسجد الحرام و مسجد النّبی(ص) زیباترین جلوة عبادت و همدلی و یکرنگی و صفا و صمیمیت است. پیامبر(ص) فرمود: «نماز نور چشم من است.(۵) در آیات قرآن و از طریق پیامبر و پیشوایان دینى نیز تنها بخشى از آثار و حکمت هاى نماز و
عبادت بیان شده است. با توجه به آیات و روایات در این زمینه، برخى از آثار و حکمت ها چنین است:
۱ - قرب معنوى
یکى از آثار بسیار مهم نماز قرب به خداوند است. این اثر روح عبادت و نماز را تشکیل مى دهد و یکى از آیات قرآن هدف آفرینش انسان عبادت بیان شده است (۶) که حکایت گر بعد معنوى نماز و اهمیت آن است، امام على(ع) فرمود: «الصلوة قربان لکل تقى (۷)، نماز وسیله تقرب هر پرهیز کارى به خداوند است». در برخى از روایات از نماز به عنوان
معراج مؤمن یاد شده که اشاره به آثار معنوى آن مى باشد.
انسان مومن از طریق نماز با خدای بزرگ انس می گیرد و هر چه انس اش به خداوند قوی تر می شود از دنیا و لذت های آن فاصله می گیرد و از بدی ها دور و به خداوند که منبع تمام خوبی ها است نزدیک می گردد. تمامی انبیای الهی آمده اند تا از طریق عبادت به انسان کمک کنند که با خداوند انس بگیرد و فریب دنیا و شیطان را نخورد و اسیر لذت های دنیوی نشود.
۲ - یاد خدا و آرامش روانى
در قرآن آمده است: «اقم الصلوة لذکرى(۸)، نماز را بر پا دار تا به یاد من باشى».
یکى از نویسندگان در تفسیر این آیه مى نویسد: «روح واساس و هدف و پایه و مقدمه و نتیجه و بالاخره فلسفه نماز همان یاد خدا است. همان «ذکر اللَّه» است که در آیه فوق به عنوان برترین نتیجه بیان شده است»(۹) ذکر و یاد خداوند نقش تعیین کننده در آرامش روانى دارد.
نماز به عنوان ذکر خدا به انسان هاى نماز گذار آرامش مى دهد، «ألا بذکر اللَّه تطمئن القلوب(۱۰)، آگاه باشید یاد خدا مایه اطمینان است».
۳ - عامل باز دارنده از گناه
یکى از آثار مهم نماز جلوگیر از گناه است: «إنّ الصلوة تنهى عن الفحشا و المنکر»(۱۱).
طبیعت نماز از آن جا که انسان را به یاد خدا نیرومندترین عامل بازدارنده یعنى اعتقاد به مبدأ و معاد مى اندازد، داراى اثر بازدارندگى از فحشا و منکر است. انسان که به نماز مى ایستد و تکبیر مى گوید، خدا را از همه چیز بالاتر مى شمرد... بدون شک در قلب و روح چنین انسانى، جنبشى به سوى حق و حرکت به سوى پاکى و جهشى به سوى تقوا پیدا مى شود...»(۱۲)
۴ - گناه زدایى
یکى از آثار بسیار مهم نماز گناه زدایى است. نماز وسیله شستشو از گناهان و مغفرت و أمرزش الهى است(۱۳). پیامبر(ص) از یاران خود سؤال کرد: اگر بر در خانه یکى از شما نهرى از آب صاف و پاکیزه باشد و در هر روز پنج بار خود را در آن شستشو دهید، آیا چیزى از آلودگى و کثافت در بدن او مى ماند؟ در پاسخ عرض کردند،نه. حضرت فرمود:
نماز درست هماننداین آب جارى است. هر زمان که انسان نماز مى خواند، گناهانى که در میان دو نماز انجام شده است، از بین مى رود.»(۱۴)
۵ - غفلت زدایى
بزرگ ترین مصیبت براى رهروان راه حق آن است که هدف آفرینش خود را فراموش کند. و غرق در زندگى مادى و لذائذ زودگذر گردند، اما نماز به حکم این که در فواصل مختلف در هر شبانه روز پنج بار انجام مى شود، مرتباً به انسان اخطار مى کند و هشدار مى دهد و هدف آفرینش او را خاطر نشان مى سازد... و این نعمت بزرگى است که انسان وسیله اى در اختیار داشته باشد که در هر شبانه روز چند مرتبه به او بیدار باش گوید.(۱۵)
۶ - تکبر زدایى
یکى از عوامل مهم تکبر زدایى نماز است، زیرا انسان در هر شبانه روز هفده رکعت و در هر رکعت دو بار پیشانى بر خاک در برابر خدا مى گذارد و خود را ذره کوچکى در برابر عظمت او مى بیند، از این رو پرده هاى غرور و خودخواهى را کنار مى زند. از این رو على(ع) بعد از بیان فلسفه عبادت، یکى از آثار نماز ۱ - تکبر زدایى بیان نمود: «خداوند
ایمان را براى پاکسازى انسان هااز شرک واجب کرده است و نماز را براى پاکسازى از کبر»(۱۶).
۷ - عامل پرورش فضائل اخلاقى
نماز روح اخلاص و خداباورى را در انسان افزایش مى دهد و نتیجه آن پرورش فضایل اخلاقى است، انسان با نماز خواندن خود را از جهان محدود ماده و چهار دیوار طبیعت بیرون مى برد و به ملکوت آسمان ها دعوت مى کند و با فرشتگان همصدا مى شود و خدا را درهمه حال حاضر و ناظر مى داند.
۸ - همگرایى
علاوه بر آثار مذکور که معمولاً آثار خودى نماز محسوب مى شودند، یکى از آثار مهم اجتماعى و سیاسى نماز، همگرایى است، برگزارى نماز جمعه و جماعت، وحدت مسلمانان را به نمایش مى گذارد زیرا مسلمانان با صفوف فشرده در کنار هم قرار گرفته و با اوضاع سیاسى و اجتماعى جهان آگاهى پیدا مى کنند
پیامبر اسلام(ص) فرمود: «خداوند نماز جمعه را بر شما واجب کرده است هر کس آن را در حیات من یا بعد از وفات من از روى استخفاف یا انکار ترک کند، خداوند او را پریشان مى کند و به کار او برکت نمى دهد. بدانید نماز او قبول نمى شود، بدانید زکات او قبول نمى شود، بدانید حج او قبول نمى شود،..، تا از این کار توبه کند...»(۱۸).
۹ - نفى طاغوت و ایستاگى در مقابل ستم
انسانى که فقط خداوند را عبادت نماید در مقابل او سر تعظیم و تسلیم فرود آورد، هر چه غیر خداوند است، براى او حقیر و کوچک مى شود و کسى نمى تواند با ظلم و ستم بر او چیره شود.
و در مقابل گردنکشان و ظالمان سر تسلیم فرود نمى آورد و با طاغوت کنار نمى آید. خداوند این مسئله را یکى از اهداف بعثت پیامبر(ص) دانسته است: «و در میان هر امتى، پیامبرى را مبعوث کردیم تا خداوند را عبادت نمایید و از طاغوت (هر چه در مقابل خدا است) پرهیز کنید.(۱۹)
در مورد سبک شمردن نماز گفتنی است:
۱. مراد از استخفاف به نماز می تواند هر کاری باشد که بی اهمیتی نماز را برساند مانند سروقت نماز نخواندن، در وضو و مقدمات آن دقت نکردن، اعمال نماز را صحیح انجام ندادن(مانند قرائت ذکر رکوع و سجده، آرامش) در حد بالاتر متوجه نماز نبودن و ... .
۲. مضمون حدیث فوق از پیامبر اکرم(ص) نیز نقل شده است که فرمود: لا ینال شفاعتی من استخف بصلاته، شفاعت من به کسی که نمازش را سبک شمارد نمی رسد.(محمدی ری شهری، میزان الحکمه، دارالحدیث، ج۵، ص۱۱۷) چنان که امام صادق(ع) فرمود: شفاعت ما(خانواده) به کسی که نماز را سبک شمارد، نمی شود.(محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج۲، ص۲۷۰ و محمدی ری شهری، منتخب میزان الحکمه،سید حمید حسینی، دوم، ۱۳۸۲، قم، درالحدیث، ص۳۰۲، حدیث۳۶۴۹)
۳. اهمیت نماز: از این که اگر نسبت به نماز استخفاف شود انسان از شفاعت محروم می شود این است که از نظر اسلام نماز اهمیت بس عظیمی دارد در روایات به این تعبیرات بر می خوریم:
۱- نماز ستون و پایه استوار دین است.
۲- چهره و شکل دین است.
۳- نماز انسان را به خدا نزدیک می کند.
۴- نماز محبوبترین عمل است نزد خداوند.
۵. امام صادق(ع) فرمود: اولین عملی که از انسان محاسبه می شود نماز اوست و اگر درست بود به مابقی اعمال او نظر می شود و اگر نه به مابقی اعمال او نگاه نمی شود. و امام باقر(ع) فرمود: اولین چیزی که(در روز قیامت) محاسبه می شود نماز است اگر پذیرفته شد مابقی اعمال را می پذیرند(و گرنه پذیرفته نمی شود).(منبع روایت فوق، منتخب المیزان، همان، ص۲۹۸ روایت ۳۵۹۱-۳۶۰۴)
به خاطر اهمیت فوق اگر انسان به نمازش اهمیت ندهد از شفاعت محروم می شود البته ممکن است برخی اعمال دیگر نیز باعث محرومیت انسان از شفاعت شود که در جای خود بیان شده است.
دوم: غیر از ائمه و شهدا (اولیای خدا) هم می توانند شفاعت کنند؟
توجه داشته باشید، شفاعت همان رحمت خاص الهی است که از مجرای پیامبر اکرم(ص) و امامان معصوم(ع) و برخی اولیاء شامل بندگانی که شرایط شفاعت را دارا باشند، می شود. اما چه کسانی می توانند شفاعت کنند، باید گفت هر واسطه ای(این بخش را از پرسش و پاسخ، محمد رضا کاشفی، دفتر نشر معارف، اول، ۸۳، شماره ۱۲، ص۱۵۲-۱۵۳ بهره برده ایم.) که در دنیا یا در عروج از دنیا از هنگام مرگ تا برزخ و از ورود به عالم حشر تا لقای خداوند سبحان- باعث آمرزش گناهان یا قرب به درگاه الهی شود و او را هدایت به صراط مستقیم رهنمون گردد شفاعت گر و واسطه میان حضرت حق و انسان خواهد بود.
روایاتی که در این باب وارد شده است بسیار مفید و باوربخش است به شرط این که مطالعه آنها استمرار داشته باشد و فکر کردن در آنها نیز هر روز باشد هر چند مختصر و کم. مثلا به این دو روایت دقت شود: عن الصادق(ع) قال قال رسول الله(ص): «لیس منی من استخف بالصلوه لایرد علی الحوض لا والله ; امام صادق(ع) فرمود که رسول اکرم(ص) فرموده است : به خدا قسم از من نیست کسی که نماز را سبک بشمارد و در حوض کوثر بر من وارد نمی شود» (سفینه البحار, شیخ عباس قمی, ماده صلاه).
تأخیر انداختن نماز مصداق بارز سبک شمردن نماز است. عن النبی(ص): «ما من عبد اهتم بمواقیت الصلوه و مواضع الشمس الا ضمنت له الروح عند الموت و انقطاع الهموم و الاحزان و النجاه من النار; هیچ بنده ای نیست که به وقت های نماز (اول وقت ) و حرکت های خورشید برای نماز اهتمام ورزد مگر این که من سه چیز را برایش ضمانت می کنم : ۱- نشاطی آرامش بخش هنگام مردن, ۲- جدایی از ناراحتی ها و اندوه ها, ۳- نجات از آتش. در این باب پیوسته باید بخواند, بگوید, بشنود و بیندیشد تا رفته رفته اعتقاد به باور بدل گردد».
۲- اراده و تصمیم : باور کردن اهمیت نماز اول وقت خود زمینه ساز اراده و تصمیم می شود اما با اراده و تصمیم فاصله دارد زیرا ممکن است یک چیزی باور قلبی باشد ولی اراده و تصمیم انسان به آن تعلق نگیرد. مثلا مسلمان روزه دار تشنه باور قلبی دارد که آب او را از تشنگی می رهاند ولی هرگز آب نمی آشامد تا روزه اش باطل نشود, اینجا اراده و تصمیم بر آشامیدن آب تعلق نگرفته گرچه باور قلبی هست که آب رفع تشنگی می کند. اگر کسی نسبت به اهمیت نماز اول وقت باور قلبی پیدا کرد ممکن است به خاطر موانعی اراده و تصمیمش به خواندن نماز اول وقت تعلق نگیرد, هر چند آن موانع، غیرموجه باشد, بنابراین بعد از باور قلبی باید اراده و تصمیم بگیرد و تمامی موانع خواندن نماز اول وقت را کنار بزند.
۳- مداومت تا سر حد ملکه شدن : پس از طی آن دو مرحله گذشته باید در مقام عمل آن قدر نماز اول وقت خواندن را ادامه دهد تا عادت و ملکه گردد این مداومت عملی در ابتدای کار, امری دشوار و سخت می باشد ولی پس از گذشت یک سال یا دو سال و یا حتی کمتر از این مدت , امری عادی و آسان می گردد, (نگا: نماز اول وقت , محمد حسین رجایی خراسانی).
البته باید توجه داشته باشید که در رسیدن به این هدف باید سیاست تدریج را پیش گیرید؛ یعنی کسی که عادت به خواندن نماز در اول وقت نداشته نباید انتظار داشته باشد یک دفعه و در مدتی کوتاه بتواند به راحتی و سهولت در اول وقت نماز بخواند بلکه باید در این راه با آهستگی و تدریج پیش رود. یعنی باید سعی کند مثلا در طول یک هفته حداقل یک روز نمازش را در اول وقت بخواند و این کار را یک ماه ادامه دهد و بعد این یک روز را به دو روز تبدیل کند و در این راه استقامت و پایداری نماید یعنی هیچ کار غیرضروری و غیر لازمی او را از نماز در اول وقت منصرف ننماید و همین طور به تدریج بر تعداد روزهایی که در آنها نماز اول وقت می خواند بیفزاید تا تمام طول هفته اش را در بر بگیرد و همه نمازها را در اول وقتش بخواند.
برای حل مشکل خود باید با مطالعه کتاب هایی درباره اهمیت و نقش نماز و ترک نماز و سستی در نماز ایجاد انگیزه کنید. ضمنا برای ایجاد انگیزه باید به این امر توجه کنید که ما انسان ها برای کامل شدن و برای شکوفایی استعداد های وجودی باید به نیازهای متعالی و معنوی خود توجه کنیم و بدانیم که تنها راه ارضاء این نیازها عمل به آموزه های دینی است و هیچ راه دیگری ندارد با این نگاه به دین و احکام دین قطعا تلقی ما نسبت به دین و نماز که یکی از احکام آن است تغییر می کند و در ما تحولی ایجاد می شود.
پى نوشت ها:
۱- نور (۲۴) آیه ۴۱.
۲- اسراء (۱۷) آیة ۴۴.
۳پ- غلامعلی نعیم آبادی، نماز زیباترین الگویپرستش، ص ۳۵، به نقل از علل الشرایع، ج ۲، ص ۱۰.
۴ - عنکبوت (۲۹) آیة ۴۵.
۵- بحارالانوار، ج ۷۳، ص ۱۴۱
۶- - ذاریات(۵۱)، آیه ۵۶.
۷- نهج البلاغه، کلمات قصار، جمله ۱۳۶، با اقتباس از: تفسیر نمونه، ج ۱۶، ص ۲۹۲.
۸ - طه(۲۰)، آیه ۱۴.
۹ - تفسیر نمونه، ج ۱۶، ص ۲۸۹.
۱۰ - رعد(۱۳)، آیه ۲۸.
۱۱- عنکبوت (۲۹)، آیه ۴۵.
۱۲ - تفسیر نمونه، ج ۱۶، ص ۲۸۴.
۱۳ - همان، ص ۲۹۰.
۱۴ - وسایل الشیعه، ج ۳، ص ۷.
۱۵ - تفسیر نمونه، ج ۱۶، ص ۲۹۰ - ۲۹۱.
۱۶ - نهج البلاغه، کلمات قصار ۲۵۲.
۱۷ - جمعه (۶۲) آیه ى ۹، تفسیر نمونه، ج ۲۴، ص ۱۲۵ به بعد.
۱۸ - وسایل الشیعه، ج ۵، ص ۷.
۱۹ - نحل (۱۶)، آیه ۳۶.
http://www.pasokhgoo.ir/fa/node/۱۵۰۴
براى مطالعه بیشتر ر.ک:
- پرتوى از اسرار نماز، محسن قرائتى
- اسرار الصلوة، ملکى تبریزى
- راز نماز، محسن قرائتى
- راز نماز، بى آزار شیرازى
- پرواز در ملکوت، امام خمینى
- از ژرفاى نماز، سید على خامنه اى
- گفتار رمضان (طنطاوى)، ترجمه احمد آرام
- این است نقش عبادات، محمد باقر صدر

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.