ترک نماز-کفر بی نماز-گناه ترک نماز ۱۳۸۷/۰۵/۰۶ - ۲۴۵۷ بازدید

من نماز نمی خونم به نظر شما من کافرم و مستحق جهنم؟ لطفا اگه می خواین نصیحت کنین همون حرف های همیشگی رو نزنین که نماز خوبه و یا از این جور چیزها؟

در مورد ترک نماز باید گفت: ترک نماز چند قسم است: ۱. ترک نماز به طور کلی از روی انکار؛ یعنی نماز را واجب نمی داند و به جا آوردنش را بر خود حتم نمی بیند. در این صورت منکر ضروری دین شده و کافر است و به عذاب ابدی دچار می گردد. ۲- ترک نماز به دلیل مسامحه کاری و کم اعتنایی به امور اخروی و اشتغال به سرگرمی های دنیوی.
این قسم از ترک نماز موجب فسق است و گناه کبیره شمرده می شود. ۳. ترک نماز در برخی اوقات: گاهی فردی در اثر ضعف ایمان و کم اعتنایی به امر آخرت گاهی نماز می خواند و گاهی ترک می کند و یا در اثر اهمیت ندادن به اوقات نماز، گاهی آن را در وقتش ترک می کند به خیال آن که در خارج وقت آن را قضا کند.
این قسم سوم هر چند مانند دو قسم قبل نیست ولی چنین فردی از ضایع کنندگان نماز و سبک شمارندگان آن است و در روایات آمده است که چنین کسی مشمول شفاعت اهل بیت(ع) قرار نمی گیرد و به شفاعت محمد و آل محمد(ع) نائل نمی گردد هر چند تارک الصلاه شمرده نمی شود و از سبک شمرندگان نماز به حساب می آیند.
براى ترغیب و تشویق به نماز، در آغاز بایستى زیر بناهاى فکرى فرد را مورد بررسى قرار داده و در اصلاح آن کوشید. دیدگاه فرد در مورد خداوند، جهان هستى، انسان، معاد و... امورى است که داراى نتیجه مستقیم بر عملکرد فرد است. پس باید به تقویت و اصلاح این مبانى کوشید. نماز، عملى است که در مجموعه عقیده توحیدى، داراى معنا و فلسفه است. پس در آغاز بایستى این مجموعه شناخته شود تا نماز جایگاه خود را در ذهن و اندیشه فرد باز نماید.
در بینش توحیدى اسلام و دیگر ادیان الهى، انسان موجودى است که به سوى کمال و لقاى پروردگار در حرکت است. «انا للّه و انا الیه راجعون ؛ از خدائیم و به سوى او باز مى گردیم». حال در این مسیر، ابزارهایى به مدد انسان مى آید، تا او را از فراموش کردن مسیر و هدف باز دارد که از مهم ترین آنها «نماز» است. «اقم الصلوة لذکرى ؛ نماز را براى یاد من بپا دار». انسان متدین بیش از هر چیزی برای حرکت در مسیر تکاملی خود، به نیروی ایمان نیاز دارد و نماز بهترین عامل تقویت ایمان انسان است.
آدمى بدون نماز از نظر قدرت ایمانی ضعیف خواهد شد و راه را گم خواهد کرد. نمازهاى پنج گانه همانند چراغ هاى برق هستند که مسیرى طولانى و پر خطر را روشن کرده به انسان توان حرکت می دهند و کمک می کنند تا کسى راه را گم نکند و به بیراهه و سقوط کشانده نشود. آنچه که موجب مى گردد و برخى از نماز، رویگردان باشند و یا نسبت به آن تساهل کنند، ندانستن فلسفه نماز و یا درکى غلط از آن است.
برخى چنین مى پندارند که نماز انسان، نیازى را از خداوند برطرف مى کند که البته خیالى واهى است. خداوند نیازى به هیچ مخلوقى ندارد. ازاین رو آنچه که به عنوان عبادات بر آن تأکید شده، جملگى در جهت کمال انسان است. اهمیت نماز و نقش آن در زندگی انسان: ۱ - نـمـاز موجب یاد خداست: یاد خدا بهترین وسیله برای خویشتن داری و کنترل غرایز سرکش و جلوگیری از روح طغیان است . نمازگزار همواره به یاد خدا می باشد , خدایی که از تمام کارهای کوچک وبزرگ ما آگاه است , خدایی که از آنچه در زوایای روان ما وجود دارد و یا ازاندیشه ما می گذرد , مطلع و با خبر است و کـمـترین اثر یاد خدا این است که به خودکامگی انسان و هوسهای وی اعتدال می بخشد , چنان که غـفلت از یاد خدا و بی خبری از پاداشها و کیفرهای او , موجب تیرگی عقل و خرد و کم فروغی آن می شود .
انـسـان غـافـل از خـدا در عـاقبت اعمال و کردار خود نمی اندیشد و برای ارضای تمایلات و غرایز سـرکـش خـود حد و مرزی را نمی شناسد و این نماز است که او را در شبانه روزپنج بار به یاد خدا می اندازد و تیرگی غفلت را از روح و روانش پاک می سازد . به راستی , انسان که پایه حکومت غرایز در کانون وجود او مستحکم است , بهترین راه برای کنترل غرایز و خواستهای مرز نشناس او همان یاد خدا , یاد کیفرهای خطاکاران و حسابهای دقیق و اشتباه ناپذیر آن می باشد .
از این نظر قرآن یکی ازاسرار نماز را یاد خدا معرفی می کند : اقم الصلوه لذکری نماز را برای یاد مـن بـپـا دار(۱). ۲- دوری از گناه: نمازگزار ناچار است که برای صحت و قبولی نماز خود از بسیاری از گناهان اجتناب ورزد ; مثلا , یکی از شرایط نماز مشروع بودن و مباح بودن تمام وسایلی اسـت کـه در آن بـه کار می رود , مانند آب وضو و غسل , جامه ای که با آن نمازمی گزارد و مکان نـمـازگـزار , این موضوع سبب می شود که گرد حرام نرود و در کار وکسب خود از هر نوع حرام اجـتـناب نماید ; زیرا بسیار مشکل است که یک فرد تنها درامور مربوط به نماز به حلال بودن آنها مقید شود و در موارد دیگر بی پروا باشد .
گویا آیه زیر به همین نکته اشاره می کند و می فرماید: «ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر؛ که نماز ( انسان را ) از زشتیها و گناه باز می دارد».(۲) بـالاخـص اگـر نـمـازگـزار مـتوجه باشد که شرط قبولی نماز در پیشگاه خداوند این است کـه نـمـازگـزار زکـات و حـقوق مستمندان را بپردازد ; غیبت نکند ; از تکبر و حسد بپرهیزد ; از مـشـروبات الکلی اجتناب نماید و با حضور قلب و توجه و نیت پاک به درگاه خدا رو آورد و به این ترتیب نمازگزار حقیقی ناگزیر است تمام این امور رارعایت کند. روی هـمـیـن جـهات , پیامبر گرامی ما صلی اللّه علیه و آله و سلم می فرماید : نماز چون نهر آب صافی است که انسان خود را در آن شست وشو می دهد ;اگر کسی در شبانه روز پنج مرتبه خود را با آب پاک شست وشو دهد , هرگز بدن اوآلوده و کثیف نمی شود .
هـمچنین کسی که در شبانه روز پنج مرتبه نماز بخواند و قلب خود را در این چشمه صاف معنوی شست وشو دهد , هرگز آلودگی گناه بر دل و جان اونمی نشیند. ۳- نـظافت و بهداشت: از آنجا که نمازگزار در برخی از مواقع همه بدن را باید به عنوان غسل بشوید و معمولا در شبانه روز چند بار وضو بگیرد و پیش از غسل ووضو تمام بدن خود را از هر نوع کثافت و آلودگی پاک سازد ; ناچار یک فرد تمیز ونظیف خواهد بود .
از این نظر نماز به بهداشت و موضوع نظافت که یک امر حیاتی است کمک می کند. ۴- انـضـباط و وقت شناسی : نمازهای اسلامی هر کدام برای خود وقت مخصوص و معینی دارد و فرد نمازگزار باید نمازهای خود را در آن اوقات بخواند , لذا این عبادت اسلامی به انضباط و وقت شناسی کمک موثری می کند .
بالاخص که نمازگزار باید برای ادای فریضه صبح پیش از طلوع آفتاب از خواب برخیزد , طبعا یک چـنـیـن فـردی گـذشـته از این که از هوای پاک و نسیم صبحگاهان استفاده می نماید , به موقع فعالیتهای مثبت زندگی را آغاز می کند . آثار فردی و تربیتی نماز به آنچه که گفته شد منحصر نیست ; ولی این نمونه می تواند نشانه اسرار بزرگ این عبادت بزرگ اسلامی باشد .
اسرار اجتماعی نمازنماز در اوقات معین نموداری از وحدت و یگانگی ملت بزرگ اسلام است ; زیرا هـمـه مـسـلـمـانـهـا در وقـتـهای مخصوصی رو به قبله ایستاده و با آداب خاصی خداوند جهان رامـی پـرستند , این خود نمونه بزرگی از اتحاد و یگانگی ملتی است که اسلام همه را به وسیله آن عبادت متحد و متشکل نموده است .
هـرگاه این نمازها به صورت جماعت برگزار گردد , روح وحدت و اتحاد و مساوات وبرابری , از صـفهای منظم و فشرده نمازگزاران نمایان خواهد بود و اهمیت این اتحادو یگانگی معنوی نیازی به توضیح ندارد . گـرچـه اسـرار و فـوایـد اجتماعی و تربیتی نماز منحصر به اینها نیست , ولی همین قدر روشنگر عظمت و اسرار خطیر این فریضه الهی می باشد. پاسخ به پرسشهای مذهبی، مکارم شیرازی - ناصر و جعفر سبحانی ۱ - سوره طه , آیه ۱۴ . ۲ - سوره عنکبوت , آیه ۴۵ .
عواملى که مى تواند عبادت را براى انسان لذت بخش کند چند چیز است: الف) قبل از عبادت انسان خود را مستعد و مهیا سازد؛ یعنى، قدرى به خود تلقین کند من در صدد نیایش و نماز هستم و سعى کند افکار متفرق را از ذهنش دور کند. ب) حتى الامکان در بهترین وقت عبادت کند؛ مثلاً، با کسالت - خستگى و خواب آلودگى - وارد نماز نشود. «لاتقربوا الصلوة و انتم کسالى». ج) در محیط پر سر و صدا و آشوب به مناجات نایستد، بلکه محیط آرام و با فراغتى را انتخاب کند. د) در حین عبادت مصمّم بر مراقبت باشد و اگر احیاناً افکار دیگرى به ذهنش هجوم آورد، همین که متوجه شد، سعى کند خود را از دام آن افکار برهاند.
نکته آخر آن که نماز یک تکلیف واجب الهی است، نمی شود به بهانه این که حضور قلب نداریم؛ از انجامش خودداری کنیم؛ زیرا با ترک نماز - ولو موقت - مشکلی حل نشود بلکه کم کم به ترک دائم تبدیل می گردد آنچه مهم است این که بکوشیم با حال و توجه و حوصله حضور قلب پیدا شود و به هر صورت انجام نماز از ترک آن - هر چند حضور قلبی هم نباشد - بهتر بوده و قطعا فایده هم خواهد داشت؛ این را بیافزاییم که گاهی شیطان با وسوسه اش می خواهد ما را از خواندن نماز - به بهانه این که چون حضور قلب نیست پس فایده ای ندارد - باز دارد.
بنابراین از نماز غافل نباشیم و حداقل انجام نماز ادای تکلیف الهی است و این خود بزرگترین توفیق است که کم کم به نماز با حضور قلب هم منجر خواهد شد مأیوس نباشید که خداوند توفیق نماز با توجه و حضور قلب و لذت بخش را عنایت می کند به شرط آن که در اراده و نیت خود صادق بوده و جدی باشیم .
در مورد سبک شمردن نماز گفتنی است:
۱. مراد از استخفاف به نماز می تواند هر کاری باشد که بی اهمیتی نماز را برساند مانند سروقت نماز نخواندن، در وضو و مقدمات آن دقت نکردن، اعمال نماز را صحیح انجام ندادن(مانند قرائت ذکر رکوع و سجده، آرامش) در حد بالاتر متوجه نماز نبودن و ... .
۲. مضمون حدیث فوق از پیامبر اکرم(ص) نیز نقل شده است که فرمود: لا ینال شفاعتی من استخف بصلاته، شفاعت من به کسی که نمازش را سبک شمارد نمی رسد.(محمدی ری شهری، میزان الحکمه، دارالحدیث، ج۵، ص۱۱۷) چنان که امام صادق(ع) فرمود: شفاعت ما(خانواده) به کسی که نماز را سبک شمارد، نمی شود.(محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج۲، ص۲۷۰ و محمدی ری شهری، منتخب میزان الحکمه،سید حمید حسینی، دوم، ۱۳۸۲، قم، درالحدیث، ص۳۰۲، حدیث۳۶۴۹)
۳. اهمیت نماز: از این که اگر نسبت به نماز استخفاف شود انسان از شفاعت محروم می شود این است که از نظر اسلام نماز اهمیت بس عظیمی دارد در روایات به این تعبیرات بر می خوریم:
۱- نماز ستون و پایه استوار دین است.
۲- چهره و شکل دین است.
۳- نماز انسان را به خدا نزدیک می کند.
۴- نماز محبوبترین عمل است نزد خداوند.
۵. امام صادق(ع) فرمود: اولین عملی که از انسان محاسبه می شود نماز اوست و اگر درست بود به مابقی اعمال او نظر می شود و اگر نه به مابقی اعمال او نگاه نمی شود. و امام باقر(ع) فرمود: اولین چیزی که(در روز قیامت) محاسبه می شود نماز است اگر پذیرفته شد مابقی اعمال را می پذیرند(و گرنه پذیرفته نمی شود).(منبع روایت فوق، منتخب المیزان، همان، ص۲۹۸ روایت ۳۵۹۱-۳۶۰۴)
به خاطر اهمیت فوق اگر انسان به نمازش اهمیت ندهد از شفاعت محروم می شود البته ممکن است برخی اعمال دیگر نیز باعث محرومیت انسان از شفاعت شود که در جای خود بیان شده است.
دوم: غیر از ائمه و شهدا (اولیای خدا) هم می توانند شفاعت کنند؟
توجه داشته باشید، شفاعت همان رحمت خاص الهی است که از مجرای پیامبر اکرم(ص) و امامان معصوم(ع) و برخی اولیاء شامل بندگانی که شرایط شفاعت را دارا باشند، می شود. اما چه کسانی می توانند شفاعت کنند، باید گفت هر واسطه ای(این بخش را از پرسش و پاسخ، محمد رضا کاشفی، دفتر نشر معارف، اول، ۸۳، شماره ۱۲، ص۱۵۲-۱۵۳ بهره برده ایم.) که در دنیا یا در عروج از دنیا از هنگام مرگ تا برزخ و از ورود به عالم حشر تا لقای خداوند سبحان- باعث آمرزش گناهان یا قرب به درگاه الهی شود و او را هدایت به صراط مستقیم رهنمون گردد شفاعت گر و واسطه میان حضرت حق و انسان خواهد بود.
روایاتی که در این باب وارد شده است بسیار مفید و باوربخش است به شرط این که مطالعه آنها استمرار داشته باشد و فکر کردن در آنها نیز هر روز باشد هر چند مختصر و کم. مثلا به این دو روایت دقت شود: عن الصادق(ع) قال قال رسول الله(ص): «لیس منی من استخف بالصلوه لایرد علی الحوض لا والله ; امام صادق(ع) فرمود که رسول اکرم(ص) فرموده است : به خدا قسم از من نیست کسی که نماز را سبک بشمارد و در حوض کوثر بر من وارد نمی شود» (سفینه البحار, شیخ عباس قمی, ماده صلاه).
تأخیر انداختن نماز مصداق بارز سبک شمردن نماز است. عن النبی(ص): «ما من عبد اهتم بمواقیت الصلوه و مواضع الشمس الا ضمنت له الروح عند الموت و انقطاع الهموم و الاحزان و النجاه من النار; هیچ بنده ای نیست که به وقت های نماز (اول وقت ) و حرکت های خورشید برای نماز اهتمام ورزد مگر این که من سه چیز را برایش ضمانت می کنم : ۱- نشاطی آرامش بخش هنگام مردن, ۲- جدایی از ناراحتی ها و اندوه ها, ۳- نجات از آتش. در این باب پیوسته باید بخواند, بگوید, بشنود و بیندیشد تا رفته رفته اعتقاد به باور بدل گردد».
۲- اراده و تصمیم : باور کردن اهمیت نماز اول وقت خود زمینه ساز اراده و تصمیم می شود اما با اراده و تصمیم فاصله دارد زیرا ممکن است یک چیزی باور قلبی باشد ولی اراده و تصمیم انسان به آن تعلق نگیرد. مثلا مسلمان روزه دار تشنه باور قلبی دارد که آب او را از تشنگی می رهاند ولی هرگز آب نمی آشامد تا روزه اش باطل نشود, اینجا اراده و تصمیم بر آشامیدن آب تعلق نگرفته گرچه باور قلبی هست که آب رفع تشنگی می کند. اگر کسی نسبت به اهمیت نماز اول وقت باور قلبی پیدا کرد ممکن است به خاطر موانعی اراده و تصمیمش به خواندن نماز اول وقت تعلق نگیرد, هر چند آن موانع، غیرموجه باشد, بنابراین بعد از باور قلبی باید اراده و تصمیم بگیرد و تمامی موانع خواندن نماز اول وقت را کنار بزند.
۳- مداومت تا سر حد ملکه شدن : پس از طی آن دو مرحله گذشته باید در مقام عمل آن قدر نماز اول وقت خواندن را ادامه دهد تا عادت و ملکه گردد این مداومت عملی در ابتدای کار, امری دشوار و سخت می باشد ولی پس از گذشت یک سال یا دو سال و یا حتی کمتر از این مدت , امری عادی و آسان می گردد, (نگا: نماز اول وقت , محمد حسین رجایی خراسانی).
البته باید توجه داشته باشید که در رسیدن به این هدف باید سیاست تدریج را پیش گیرید؛ یعنی کسی که عادت به خواندن نماز در اول وقت نداشته نباید انتظار داشته باشد یک دفعه و در مدتی کوتاه بتواند به راحتی و سهولت در اول وقت نماز بخواند بلکه باید در این راه با آهستگی و تدریج پیش رود. یعنی باید سعی کند مثلا در طول یک هفته حداقل یک روز نمازش را در اول وقت بخواند و این کار را یک ماه ادامه دهد و بعد این یک روز را به دو روز تبدیل کند و در این راه استقامت و پایداری نماید یعنی هیچ کار غیرضروری و غیر لازمی او را از نماز در اول وقت منصرف ننماید و همین طور به تدریج بر تعداد روزهایی که در آنها نماز اول وقت می خواند بیفزاید تا تمام طول هفته اش را در بر بگیرد و همه نمازها را در اول وقتش بخواند.
معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
۱. پرسش ها و پاسخ ها، محمدرضا کاشفی، شماره ۱۲، دفتر نشر معارف
۲. عدل الهی، مرتضی مطهری، بخش شفاعت
۳. در پرتو نماز، محسن قرائتی، ستاد اقامه نماز

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.