ترک گناه و محرمات(۱) ۱۳۹۱/۶/۴ - ۴۴ بازدید

ترک گناه ومحرمات
ترک گناه ومحرمات

از مهمترین مراحل در تهذیب نفس و سیر و سلوک، ترک محرمّات است. یعنی همان گونه که در تربیت و سالم سازی بدن از انجام بعضی امور و خوردن پاره ای از خوردنیها باید پرهیز کرد، در تربیت و تهذیب نفس نیز از انجام برخی کارها و استفاده از بعضی غذاها باید اجتناب ورزید. قطب راوندی از امام باقر ـ علیه السّلام ـ نقل می کند که فرمود:

شگفتا که مردم از ترس بیماری در خوردن غذا احتیاط و امساک می کنند ولی از بیم آتش دوزخ از گناه خودداری نمی کنند. ۱

البته این خویشتن داری و پرهیز برخلاف تمایلات نفس انسان است و در آغاز قدری دشوار به نظر می رسد لکن با ریاضت و مجاهدت، سرانجام، کارها آسان و راهها هموار خواهد شد، چنانکه امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ فرمود:

«غالِبوا أنْفُسکم علی ترک المَعاصی یَسْهل علیْکم مَفادتُها إلی الطّاعات.»۲

در ترک گناه با نفس خویش دست و پنجه نرم کنید تا کشاندن آن به سوی طاعات و عبادات بر شما آسان شود.

این جنگ و گریز در خودسازی و تهذیب نفس نقش اساسی را ایفا می کند که در فرهنگ اسلامی از آن به «تقوا» تعبیر می شود و اساس تمام ارزش‎های اسلامی و انسانی است و هیچ عمل و کوششی بدون آن ارزش ندارد و در پیشگاه خداوند متعال پذیرفته نیست، چنانکه می فرماید:

«... إِنَّما یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ»۳

... خداوند تنها از اهل تقوا می‌پذیرد.

بی تردید، هر عملی که نزد خدا مقبول نشود در اعتلای روح و صلاح و صفای آن هیچ گونه تأثیری نخواهد داشت، زیرا تنها کلام طیّب و عمل صالح به سوی او بالا می رود و تنها انسانهای پاک و صالح به خدا نزدیک می شوند، که فرمود:

«... إِلَیْهِ یَصْعَدُ الْکَلِمُ الطَّیِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ یَرْفَعُهُ...»۴

... به سوی او (: خداوند تعالی) سخنان پاکیزه صعود می کند و او عمل صالح را بالا می برد... .

امام صادق ـ علیه السّلام ـ می فرماید:

لا ینفَعُ اجْتهادٌ لا وَرَعَ فیهِ.۵

هیچ کوششی بدون ورع و پرهیزکاری سودمند نیست.

امام باقر ـ علیه السّلام ـ می فرماید:

«إن أشدَ الْعبادة الْوَرعُ.»۶

سخت ترین عبادت‎ها پرهیزکاری است.

و امام صادق ـ علیه السّلام ـ در نامه ای خطاب به یکی از شیعیان می نویسد:

«إنْ أرَدتَ إنْ یُختَمَ بِخیْرٍ عَملُکَ حتّی تُقْبَض و أنْت فی أفْضل الْأعمالِ فَعَظّمْ لله حقَّهُ أنْ تَبْذُل نَْمائَهُ فی معاصیِه و أنْ تَغْترَّ بِحلمه عنک ...»۷

چنانچه بخواهی کارت به خوبی پایان یابد و از این دنیا در حالی رخت بربندی که به بهترین عمل مشغول باشی، حق خدای را بزرگ بدار که مبادا نعمتهای او را در نافرمانی صرف کنی و به حلم و بردباری او مغرور شوی... .

مفضّل بن عمرو می گوید: در خدمت امام صادق ـ علیه السّلام ـ سخن از اعمال به میان آمد، عرض کردم من در مقام عمل بسیار ضعیف و سستم. حضرت فرمود: آرام باش و از خدا آمرزش بخواه. یعنی این اندازه ناامید مباش. سپس فرمود:

«... إنَّ قَلیل الْعملِ مَعَ التّقوی خیرٌ منْ کَثیر الْعمل بلا تقْوی... .»۸

... بی گمان عمل اندکی که همراه با تقوا باشد بهتر است از عمل فراوانی که خالی از تقوا باشد... .

مفضّل می گوید عرض کردم: چگونه ممکن است کسی دارای این همه عمل خوب باشد ولی تقوا نداشته باشد؟ فرمود: آری می شود، همانند افرادی که اطعام می کنند و با همسایگان مهربانند و درِ خانه آنها به روی مردم باز است، اما در اولین برخورد با گناه عنان از دست می دهند و به نافرمانی و عصیان می پردازند. ولی کسانی هم هستند که توفیق انجام این گونه خدمات و نیکوکاری را ندارند، اما در برخورد با گناه خویشتن دارند و خود را از آلودگی حفظ می کنند.۹



نگهداشتن شکم و دامن از حرام

خداوند متعال می فرماید:

«فَلْیَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلی طَعامِهِ»۱۰

آدمی باید به غذای خود به چشم خرد و احتیاط بنگرد.

امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ به عثمان بن حنیف نوشت:

«... فما اشْتَبه علیْکَ عِلْمه فَالْفِظهُ... .»۱۱

... آنچه را که حلال بودنش برای تو روشن نبود از دهان بیرون بینداز... .

بنابراین، چیزی که مؤمن سالک باید از آغاز راه به آن توجه داشته باشد نگهداشتن شکم و حفظ دامن از آلودگی به حرام (از قبیل زنا و...) است، به ویژه در عنفوان جوانی که در اثر طغیان غریزه شهوت زمینه آلودگی فراهم‎تر است. پس باید مراقبت کرد تا چشم و دل هر دو پاک باقی بماند تا انسان با روحی سبکبال به آسمانها پرواز کند و سرانجام در خلوتگه راز با پیامبران و صدیقان و شهیدان و صالحان همنشین گردد.۱۲

اهل تقوا علاوه بر آنکه از حرام‎های بیّن پرهیز دارند از خوردن غذاهای شبهه ناک و نظرهای فتنه انگیز خودداری می‎کنند که به قول شاعر:

ز دست دیده و دل هر دو فریاد که هر چه دیده بیند دل کند یاد

کسانی که می خواهند در این وادی توفیق داشته باشند باید از مشاغل نامشروع و معاشرت با اشخاص ناباب و نادرست خودداری ورزند و در مشاغل مشروع نیز تمام حدود و دستورهای لازم الاجراء را رعایت کنند و در اموال عمومی و بیت المال حداکثر احتیاط را ملحوظ دارند و اگر کارمند دولت و خدمتگزار ملت اند، در انجام وظایف محوّله کوتاهی نورزند و حداکثر توان خود را در خدمت به مردم ـ بخصوص محرومان و مستضعفان ـ به کار گیرند و برای احتیاط قدری بیشتر از ساعات مقرر کار کنند که جبران مافات شود و به ویژه صاحب منصبان (و آنان که در پست های کلیدی به کار اشتغال دارند) به تناسب مسئولیت باید بیشتر احتیاط کنند. ولی جای بسی تأسف است که به این مطلب بهای لازم داده نمی شود و چه بسیارند کسانی که در شعار دادن داغ و پرخروش ولی در مقام عمل بی تعهّدند و حریم تقوا را رعایت نمی کنند و مخصوصاً در مورد شکم و دامن خود کنترلی ندارند. همین‎ها هستند که بیشتر از دیگران در معرض خطر و سقوط اند و به آرمانهای اسلام و انقلاب بیشتر ضربه می زنند. آلوده شدن شکم و دامن مقدمه آلودگی به گناهان دیگر است و بدین جهت در احادیث معصومان ـ علیهم السّلام ـ نسبت به کنترل آن دو تأکید فراوان وارد شده و آن را برترین عبادت و بالاترین ریاضت به شمار آورده اند.

ابو بصیر می گوید: شخصی حضور امام باقر ـ علیه السّلام ـ عرض کرد: من در مقام عمل ضعیف و ناتوانم و کمتر توفیق دارم که روزه (مستحبی) بگیرم لکن امیدوارم که بجز حلال چیزی نخورم. امام باقر ـ علیه السّلام ـ فرمود:

«أیُّ الْإجتهاد أفْضلُ من عفَّة بَطْنٍ و فرْجٍ؟»۱۳

کدام کوشش و ریاضت بالاتر از عفت شکم و دامن از حرام است؟

و در حدیث دیگر نیز از آن حضرت آمده است:

«ما عُبِدَ اللهُ بشیْءٍ أفْضل من عفَّة بطنٍ و فرْجٍ.»۱۴

هیچ عبادتی نزد خدا به اندازه عفت شکم و دامن از حرام ارزش ندارد.



گناهان صغیره و گناهان کبیره

تمام گناهان از آن جهت که تمرّد از دستور خداوند تعالی است بزرگ است ۱۵ اما با توجه به خصوصیات ذاتی و تبعات مختلف و آثار گوناگونی که در آنها وجود دارد می توان حدس زد که تمام گناهان با هم برابر نیستند: بعضی بسیار بزرگ، پاره‌ای کوچک و برخی متوسط است. بدیهی است گناه قتل نفس به مراتب بزرگتر از گناه ضرب و شتم یک انسان، و گناه زنا بزرگتر از گناه نگاه کردن به نامحرم است. با پذیرش این نکته در اینجا دو سؤال مطرح می‎شود:

الف. با اینکه همه گناهان در مقام مقایسه با یکدیگر، شدت و ضعف دارند، آیا تقسیم گناه به کبیره و صغیره، مطلق است یا نسبی؟

ب. بر فرض که این تقسیم بندی (تقسیم مطلق) درست باشد، معیار کبیره و صغیره چیست و با چه ملاکی می توان گناهان بزرگ را از گناهان کوچک تشخیص داد؟

در پاسخ سؤال نخست باید گفت هر چند گناهان در مقام مقایسه با یکدیگر شدت و ضعف دارند و تقسیم به کبیره و صغیره از این لحاظ نسبی است ـ یعنی ممکن است یک گناه نسبت به گناه بالاتر صغیره و نسبت به گناه کوچکتر کبیره محسوب شود ـ اما همان گونه که قبلاً گفتیم آیات قرآن و روایات معصومین ـ علیهم السّلام ـ در یک جمع بندی کلی، گناهان را به دو دسته تقسیم نموده و برای تقسیم بندی معیاری کلی ذکر کرده اند؛ یعنی در یک تقسیم بندی کلی گناهان به دو گروه کوچک و بزرگ تقسیم شده و هر گروه در جایگاه خاصی قرار گرفته است و از این نظر هیچ یک از گناهان کوچک در ردیف گناهان بزرگ و هیچ یک از گناهان بزرگ در ردیف گناهان کوچک قرار نمی گیرد. ولی باید دانست که گناهان از دو دیدگاه دیگر نیز قابل توصیف اند:

نخست آنکه گناهان از آن جهت که مخالفت و تمرّد از دستورهای پروردگار محسوب می شود بسیار زشت و ناپسند است و هیچ گناهی از این لحاظ کوچک نیست و چنانچه کسی نافرمانی خدا را کوچک بشمارد مرتکب گناهی بس عظیم شده است، که فرمود:

«أشدُّ الذُنوبِ مَا اسْتَخفَّ به صاحبُهُ.»۱۶

شدیدترین گناه آن است که صاحبش آن را کوچک بشمارد.

و نیز فرمود:

همه گناهان شدید و سخت است و سخت تر از همه آن گناهی است که بر آن گوشت و خون روییده شود، زیرا گناهکار یا عذاب می شود یا مورد رحمت واقع می گردد و تنها پاکان وارد بهشت می شوند (یعنی با گوشت و خون روییده شده از گناه نمی توان وارد بهشت شد). ۱۷

و در حدیث دیگر آمده است:

از گناهان کوچک بپرهیزید، زیرا برای آنها خواهانی است که آن را پیگیری می‌کند. کسی از شما پیش خود می‌گوید: گناه را انجام می دهم و سپس استغفار می‌کنم. لکن خداوند عزّوجلّ می فرماید: «ما هر عملی که از پیش انجام داده اند و آنچه بعدها انجام می دهند همه را بدون کم و کاست در دیوان امامت به حساب می آوریم». و باز می فرماید: «اگر به اندازه دانه خشخاش عملی یا حقّی در میان صخره ای یا در آسمانها و یا در زمین پنهان باشد، خداوند همه آنها را می آورد که خدا لطیف و خبیر است».۱۸

دوم آنکه هر چند در یک جمع بندی کلی، گناهان به دو دسته کبیره و صغیره تقسیم شده است، باید دانست که گناهان کبیره همه در یک درجه نیستند چنانکه گناهان صغیره نیز با هم برابر نیستند. ممکن است یک گناه صغیره نسبت به صغیره دیگر، کبیره و یک گناه کبیره نسبت به کبیره دیگر صغیره باشد و برعکس؛ زیرا علاوه بر آن معیار کلی و مشترک، که گناهان را به دو دسته کبیره و صغیره تقسیم می کند، جهات دیگری نیز وجود دارد که در بزرگی و کوچکی گناه مؤثر است.

--------------------------------------------------------------------------------

۱. جامع احادیث الشیعه، ج ۳، صفحه ۳۲۷.

۲. همان، صفحه ۳۲۶؛ فهرست موضوعی غرر، صفحه ۱۲۹، حدیث ۶۴۱۰.

۳. سورة‌ مائده: ۲۷.

۴. سوره فاطر: ۱۰.

۵. اصول کافی، ج ۲، صفحه ۷۷، باب الورع.

۶. همان.

۷. بحارالانوار، ج ۷۰، صفحه ۳۵۱.

۸. اصول کافی، ج ۲، صفحه ۷۶، باب الطاعة و التقوی، حدیث ۷.

۹. همان.

۱۰. سوره عبس: ۲۴.

۱۱. نهج البلاغه صبحی صالح، نامه ۴۵.

۱۲. اشاره است به آیه «وَ مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ وَ الصِّدِّیقِینَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِین...» : و کسی که خدا و پیامبر را اطاعت کند (در روز رستاخیز) همنشین کسانی خواهد بود که خدا بر آنها انعام کرده، از پیامبران و صدیقان و شهیدان و صالحان... (سوره نساء: ۶۹).

۱۳. مرحوم طبرسی می گوید: تمام گناهان از آن جهت که مشتمل بر تمرّد از دستورهای الهی هستند کبیره اند و کبیره و صغیره بودن گناه امری نسبی است. سپس می گوید: این از اعتقادات اصحاب ما امامیه است (مجمع البیان، ج۳، صفحه ۳۸).

۱۴. اصول کافی، ج ۲، صفحه ۷۹، باب الفقه، حدیث ۴.

۱۵. همان، حدیث ۱. در این باره احادیث متعددی در کتاب کافی آمده است.

۱۶. نهج البلاغه صبحی صالح، حکمت ۴۷۷.

۱۷. اصول کافی، ج ۲، صفحه ۲۷۰

۱۸. بحارالانوار،‌ ج۷۰، ص۳۲۱.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.